ای کــــاش... - صفحه 67
صفحه 67 از 72 نخستنخست ... 17576566676869 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 661 تا 670 , از مجموع 717
  1. ali_2010149 آواتار ها
    ali_2010149
    کاربر سایت
    Aug 2010
    کرج
    1,390

    پیش فرض

    ای کاش همه صادق بودند....
    ای کاش فاصله ها کمتر بود....
    ای کاش دیدنت رویا نبود....
    ای کاش شادیت بودم....
    ای کاش ای کاشی نبود....
    یاد سهراب بخیر!
    آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت:

    تو مرا یاد کنی یا نکنی
    باورت گر بشود گر نشود
    حرفی نیست
    اما نفسم میگیرد در هوایی که "نفسهای" تو نیست


    من مشکلات زیادی در زندگی دارم ...
    ولی لبهای من از آن ها خبر ندارند...
    آن ها همیشه میخندند....!!!!
    "چاپلین"

    #661 ارسال شده در تاريخ 7th March 2012 در ساعت 20:41

  2. خنجر آواتار ها
    خنجر
    کاربر اخراجی
    Mar 2012
    25

    پیش فرض

    کاش می شد که کسی می آمد

    باور تیره ی ما را می شست

    و به ما می فهماند

    دل ما منزل تاریکی نیست

    اخم بر چهره بسی نازیباست

    بهترین واژه همان لبخند است

    که ز لبهای همه دور شده ست
    #662 ارسال شده در تاريخ 7th March 2012 در ساعت 20:44

  3. n77777 آواتار ها
    n77777
    کاربر سایت
    Jan 2012
    شیراز
    960

    پیش فرض

    قلبی پاک دادی ولی به دسته کسی که نباید سپردمش او هم نامردی نکرد و قلبم را شکست
    کمکم کردی دوباره آن را بند زدم
    اینبار فراموشت کردم قلبم سیاه شد
    بارها توبه کردم قلبم را پاک کردی
    ای کاش آنقدر مهربان نبودی که اختیار قلبم را به خودم دهی
    ویا ای کاش من آنقدر بد نبودم که تو را با اینهمه مهربانی فراموش کنم
    #663 ارسال شده در تاريخ 7th March 2012 در ساعت 21:28

  4. ali_2010149 آواتار ها
    ali_2010149
    کاربر سایت
    Aug 2010
    کرج
    1,390

    پیش فرض

    کاش از اول نميديدم تورو ميون گلها نميچيدم تو رو
    کاش پا ميذاشتم روي حرف دلم تا که نشه غصه و غم حاصلم
    کاشکي يادت همدم شبهام نبود
    اسم قشنگت روي لبهام نبود
    کاشکي چشمام يه آسمون غم نداشت نفس نفس نگاهتو کم نداشت
    کاشکي دلم بند طلسمت نبود تو زندگي دنبال اسمت نبود
    کاشکي اسير نفست نبودم اينقدر زياد دلواپست نبودم
    حالا شدي تموم دنياي من کاش بري از خيال و روياي من
    یاد سهراب بخیر!
    آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت:

    تو مرا یاد کنی یا نکنی
    باورت گر بشود گر نشود
    حرفی نیست
    اما نفسم میگیرد در هوایی که "نفسهای" تو نیست


    من مشکلات زیادی در زندگی دارم ...
    ولی لبهای من از آن ها خبر ندارند...
    آن ها همیشه میخندند....!!!!
    "چاپلین"

    #664 ارسال شده در تاريخ 7th March 2012 در ساعت 22:40

  5. tm bax3 آواتار ها
    tm bax3
    کاربر سایت
    Oct 2010
    mashhad
    2,028

    پیش فرض

    ای کاش مدادم را تیز تیز نمیکردم
    تا اخرین ورق از دفتر صد برگم
    مرا به خاطره دردی که میکشید
    ترک کند
    ای کاش





    آمده ام تا دل نوشته هایم را با دستخطی نه چندان خوب خط خطی کنم...
    #665 ارسال شده در تاريخ 9th March 2012 در ساعت 16:22

  6. ali_2010149 آواتار ها
    ali_2010149
    کاربر سایت
    Aug 2010
    کرج
    1,390

    پیش فرض

    کاش خنده ای بودم محو می شدم بی فرصت
    کاش پرنده ای بودم می مردم در غربت

    کاش پناهگاهم طناب دار نبود
    کاش این تن خسته را این حال زار نبود


    کاش دیوانه بودم نمی دانستم عشق چیست
    کاش نمی فهمیدم صاحب این قلب بی مهر کیست

    کاش مدادی بودم مشکی دست کودکی شیطان
    کاش نبودم که با بودنم هست یکسان

    کاش شانه هایم اندکی سنگین بود
    کاش رنگ پیراهنم خونین بود

    کاش زندگی را از سر می شد گرفت
    کاش پرواز بی پر را از بر می شد گرفت

    کاش یاد ان رهگزر خسته می کردیم گاهی
    کاش زندگی فرصت می داد پیدا می کردیم راهی

    کاش جز سنگ قبرم چیزی بماند یادگاری
    کاش در باورمان بود می رویم اخر روزگاری
    یاد سهراب بخیر!
    آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت:

    تو مرا یاد کنی یا نکنی
    باورت گر بشود گر نشود
    حرفی نیست
    اما نفسم میگیرد در هوایی که "نفسهای" تو نیست


    من مشکلات زیادی در زندگی دارم ...
    ولی لبهای من از آن ها خبر ندارند...
    آن ها همیشه میخندند....!!!!
    "چاپلین"

    #666 ارسال شده در تاريخ 9th March 2012 در ساعت 21:25

  7. ali_2010149 آواتار ها
    ali_2010149
    کاربر سایت
    Aug 2010
    کرج
    1,390

    پیش فرض

    اي كاش هرگز لبخند را ترک نکنيم حتی وقتی ناراحتیم چون هر کس امکان دارد عاشق لبخندمان شود
    یاد سهراب بخیر!
    آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت:

    تو مرا یاد کنی یا نکنی
    باورت گر بشود گر نشود
    حرفی نیست
    اما نفسم میگیرد در هوایی که "نفسهای" تو نیست


    من مشکلات زیادی در زندگی دارم ...
    ولی لبهای من از آن ها خبر ندارند...
    آن ها همیشه میخندند....!!!!
    "چاپلین"

    #667 ارسال شده در تاريخ 9th March 2012 در ساعت 21:26

  8. ali_2010149 آواتار ها
    ali_2010149
    کاربر سایت
    Aug 2010
    کرج
    1,390

    پیش فرض

    اي كاش دوستان واقعی کساني باشند که دستهايمان را بگیرند ولی قلبان را لمس کنند...
    یاد سهراب بخیر!
    آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت:

    تو مرا یاد کنی یا نکنی
    باورت گر بشود گر نشود
    حرفی نیست
    اما نفسم میگیرد در هوایی که "نفسهای" تو نیست


    من مشکلات زیادی در زندگی دارم ...
    ولی لبهای من از آن ها خبر ندارند...
    آن ها همیشه میخندند....!!!!
    "چاپلین"

    #668 ارسال شده در تاريخ 9th March 2012 در ساعت 21:27

  9. عطر باران آواتار ها
    عطر باران
    کاربر سایت
    Jan 2012
    همین حوالی
    329

    پیش فرض

    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  رفتی.jpg
مشاهده: 1
حجم:  47.9 کیلو بایتای کاش نمیرفتی....
    ویرایش توسط عطر باران : 10th March 2012 در ساعت 00:29
    ای دل ساده بکش درد که حقت این بود از زمانه بشو دل سرد که حقت این بودهرچه گفتم مشو عاشق نشنیدی حالا همچو پاییز بشو زرد که حقت این بود
    #669 ارسال شده در تاريخ 10th March 2012 در ساعت 00:25

  10. tm bax3 آواتار ها
    tm bax3
    کاربر سایت
    Oct 2010
    mashhad
    2,028

    پیش فرض

    ای کاش شبها
    پنجره ی اتاقم را میبستم
    تا صدای هوی هوی باد مرا نترساند
    و حالاست که می خواهم پنجره ی اتاقم باز باشد
    چون دیگر نمیترسم





    آمده ام تا دل نوشته هایم را با دستخطی نه چندان خوب خط خطی کنم...
    #670 ارسال شده در تاريخ 10th March 2012 در ساعت 13:30

صفحه 67 از 72 نخستنخست ... 17576566676869 ... آخرینآخرین

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

Designed With Cooperation

Of Creatively & VBIran