ღمشاعره مصراع های پاتوق یوღ - صفحه 141
صفحه 141 از 224 نخستنخست ... 4191131139140141142143151191 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1,401 تا 1,410 , از مجموع 2237
  1. elnino909 آواتار ها
    elnino909
    کاربر سایت
    Jan 2010
    3,746
    16,158
    تشکر شده : 9,805

    پیش فرض

    این ناله که در آتش خویش است کباب
    این گریه که در شیشهٔ خم کرده شراب
    مرغی است که آتش از هوا می گیرد
    مستی است که از خمار جوید می ناب
    عرفی شیرازی

    من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی...
    خدايا
    نعمت سلامتي مبدأ همه نياز هاست
    و
    عاقبت به خيري مقصد همه نيازها
    بين اين مبدأ تا آن مقصد
    والاترين نيازها دلخوشي ست
    به بزرگيت سوگند
    آن را به تمامي دوستانم عطا فرما.
    #1401 ارسال شده در تاريخ 19th December 2012 در ساعت 22:43

  2. 4 کاربر از این پست تشکر کرده اند : AYS@N, nazi-sh, رومی, شرمیلا
  3. AYS@N آواتار ها
    AYS@N
    ناظم سایت
    Jan 2010
    خونمون
    31,588
    21,796
    تشکر شده : 38,619

    پیش فرض

    من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی
    ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم.

    شهبازی
    هان ای دل چونی به چه پشتی ما را.....




    ﻧﻪ ﻣﺎﻩ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ!!! ﻭ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﺣﺲ ﺁﺯﺍﺩ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻬﺮ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺩﺍﺩﻥ... ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺍﯾﺜﺎﺭ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺍﺳﺖ ...

    #1402 ارسال شده در تاريخ 19th December 2012 در ساعت 23:24

  4. 2 کاربر از این پست تشکر کرده اند : elnino909, nazi-sh
  5. Bride Angelic آواتار ها
    Bride Angelic
    مدیر سابق
    Apr 2012
    مشهد
    15,231
    2,774
    تشکر شده : 7,293

    پیش فرض

    هان ای دل چونی به چه پشتی ما را // با کس بنسازی همه بی کس باشی (عطار)

    ای آنکه تو یوسف منی من یعقوب ...










    #1403 ارسال شده در تاريخ 19th December 2012 در ساعت 23:45

  6. 4 کاربر از این پست تشکر کرده اند : elnino909, nazi-sh, رومی, شرمیلا
  7. شرمیلا آواتار ها
    شرمیلا
    عضو افتخاری
    Apr 2012
    تهران
    16,868
    40,055
    تشکر شده : 24,399

    پیش فرض

    ای آنکه تو یوسف منی من یعقوب
    ..ای آنکه تو صحت تنی من ایوب
    مولانا

    من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست

    من دخترم ،من همسرم ، من مادرم
    من زنم
    همان که مرد را هستی و هویت بخشید
    و این باعث افتخار من است
    .



    #1404 ارسال شده در تاريخ 21st December 2012 در ساعت 01:03

  8. 4 کاربر از این پست تشکر کرده اند : AYS@N, elnino909, nazi-sh, رومی
  9. AYS@N آواتار ها
    AYS@N
    ناظم سایت
    Jan 2010
    خونمون
    31,588
    21,796
    تشکر شده : 38,619

    پیش فرض

    من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست

    تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی



    خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آب است

    اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی
    حافظ

    نخفتى ور بژفتى شاه مسکین....








    ﻧﻪ ﻣﺎﻩ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ!!! ﻭ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﺣﺲ ﺁﺯﺍﺩ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻬﺮ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺩﺍﺩﻥ... ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺍﯾﺜﺎﺭ ﯾﮏ ﺯﻥ ﺍﺳﺖ ...

    #1405 ارسال شده در تاريخ 22nd December 2012 در ساعت 14:21

  10. 3 کاربر از این پست تشکر کرده اند : elnino909, nazi-sh, شرمیلا
  11. شرمیلا آواتار ها
    شرمیلا
    عضو افتخاری
    Apr 2012
    تهران
    16,868
    40,055
    تشکر شده : 24,399

    پیش فرض

    نخفتى ور بژفتى شاه مسکین
    زمینش فرش بودى دست بالین

    بدین سان پنج مه بر دشت و بر کوه

    رفیقش راه بود و جفتش اندوه
    فخرالدین اسعد گرگانی
    ای جانک من چونی یک بوسه به چند ای جان




    من دخترم ،من همسرم ، من مادرم
    من زنم
    همان که مرد را هستی و هویت بخشید
    و این باعث افتخار من است
    .



    #1406 ارسال شده در تاريخ 22nd December 2012 در ساعت 23:28

  12. 3 کاربر از این پست تشکر کرده اند : elnino909, nazi-sh, رومی
  13. رومی آواتار ها
    رومی
    عضو افتخاری
    Jul 2010
    تهران
    5,337
    14,935
    تشکر شده : 12,295

    پیش فرض

    ای جانک من چونی یک بوسه به چند ای جان
    یک تنگ شکر خواهم زان شکرقندای جان

    مولانا
    ***

    بامن بگو تا کیستی،مهری؟بگو،ماهی؟بگو

    ...؟
    خدا آدمای بد رو « بدتر » دوست داره ...


    #1407 ارسال شده در تاريخ 23rd December 2012 در ساعت 22:57

  14. 3 کاربر از این پست تشکر کرده اند : elnino909, nazi-sh, شرمیلا
  15. nazi-sh آواتار ها
    nazi-sh
    کاربر سایت
    Sep 2011
    412
    886
    تشکر شده : 607

    پیش فرض

    با من بگو تا کیستی،مهری؟بگو،ماهی؟بگو
    خوابی ؟ خیالی؟ چیستی؟ اشکی؟ بگو، آهی؟ بگو

    مهرداد اوستا

    ما درین وحشت سرا آتش عنان افتادیم
    ....
    من ندانم با که گویم شرح درد
    قصه رنگ پریده ،خون سرد؟

    هر که با من همره و پمانه شد،
    عاقبت شیدا دل و دیوانه شد.
    #1408 ارسال شده در تاريخ 24th December 2012 در ساعت 00:45

  16. 2 کاربر از این پست تشکر کرده اند : رومی, شرمیلا
  17. شرمیلا آواتار ها
    شرمیلا
    عضو افتخاری
    Apr 2012
    تهران
    16,868
    40,055
    تشکر شده : 24,399

    پیش فرض

    ما درین وحشت سرا آتش عنان افتاده‌ایم
    ..عکس خورشیدیم در آب روان افتاده‌ایم
    صایب تبریزی


    می لعل مذابست و صراحی کان است
    ؟

    من دخترم ،من همسرم ، من مادرم
    من زنم
    همان که مرد را هستی و هویت بخشید
    و این باعث افتخار من است
    .



    #1409 ارسال شده در تاريخ 24th December 2012 در ساعت 14:05

  18. یک کاربر از این پست تشکر کرده است : elnino909
  19. elnino909 آواتار ها
    elnino909
    کاربر سایت
    Jan 2010
    3,746
    16,158
    تشکر شده : 9,805

    پیش فرض

    می لعل مذابست و صراحی کان است

    جسم است پیاله و شرابش جان است
    آن جام بلورین که ز می خندان است

    اشکی است که خون دل درو پنهان است
    خیام


    تا تو نگاه می کنی کارمن آه کردن است...

    خدايا
    نعمت سلامتي مبدأ همه نياز هاست
    و
    عاقبت به خيري مقصد همه نيازها
    بين اين مبدأ تا آن مقصد
    والاترين نيازها دلخوشي ست
    به بزرگيت سوگند
    آن را به تمامي دوستانم عطا فرما.
    #1410 ارسال شده در تاريخ 25th December 2012 در ساعت 22:05

  20. 2 کاربر از این پست تشکر کرده اند : رومی, شرمیلا

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

Designed With Cooperation

Of Creatively & VBIran