^ بازگشت به بالا
دانلود english 4 you آموزش یوگا به زبان فارسی آموزش زبان english today
صفحه 5 از 6 نخستنخست ... 3456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 52

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز


  1. #41

    تاریخ عضویت
    Oct 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    496
    تشکر
    940
    تشکر شده : 951
    McAfee Firefox Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    0
    پیش فرض 20 بهمن سال 1387
    پاتوق یو - روزنامه‌هاي صبح امروز ايران مهمترين عناوين خبري خود را به مسائل زير اختصاص دادند.


    * جمهوري اسلامي
    - در ديدار فرماندهان و كاركنان نيروي هوايي ارتش مطرح شد، رهبر انقلاب: راهپيمايي 22 بهمن صحنه ديگري از نمايش عظيم ملي خواهد بود
    - انتقاد تند و تيز الريجاني از سران جهان در مونيخ
    - براي اولين بار در كشور: محققان جهاد دانشگاهي موفق به توليد داروي ضد آلزايمر شدند
    - مركز پژوهش‌هاي مجلس: لايحه بودجه سال آينده 44 هزار ميليارد تومان كسري دارد
    - سازمان ملل: كودكان غزه در شرايط روحي خطرناكي به سر مي برند

    * سرمايه
    - سخنگوي دولت: گزارش عدم واريز يك ميليارد دلار سياسي است
    - براي اولين بار طي30 ماه گذشته رقم نزولي ثبت شد: كاهش تورم 4 دهم درصدي
    - مركز پژوهش‌هاي مجلس اعلام كرد: هفت ايراد قانوني لايحه بودجه 88
    - وزير خارجه انگليس به هتل محل اقامت رئيس مجلس ايران رفت،‌ملاقات خصوصي ميليبند و لاريجاني
    - پس از 5/1 سال تعطيلي: شوراي اقتصاد احيا شد


    * رسالت
    - فرمانده كل قوا در ديدار فرماندهان نيروي هوايي ارتش: راهپيمايي 22 بهمن دشمن را دچار خسران مي‌كند
    - لاريجاني در مونيخ: آمريكا پاي ميز شطرنج بنشيند
    - رونمايي پرقدرت‌ترين موتور پايه گاز سوز جهان
    - مير حسين كانديداي انتخابات شد

    * جهان صنعت
    - تعجب الهام از خبر واريز نشدن پول به خزانه: يك ميليارد دلار كه گم نمي‌شود
    - مركز پژوهش‌هاي مجلس منتشر كرد: 7 ايران قانوني بودجه 88
    - معاون وزير جهاد كشاورزي: مرغ ايراني صادراتي مي‌شود
    - عرضه سهام بانك ملت با مكانيسم تعهد خريد
    - رئيس مجلس شوراي اسلامي : مسايل مهم‌تر از هولوكاست داريم

    *‌اعتماد
    - ابراز شگفتي الهام از يك ميليارد دلار گمشده
    - اعلام مواضع دولت اوباما درباره ايران: جوزف بايدن: واشنگتن مي خواهد با تهران گفت و گو كند
    - مركز پژوهش‌هاي مجلس اعلام كرد: مغايرات لايحه بودجه 88 با قانون اساسي
    - محصولي جاي جهرمي به ايران خودرو رفت
    - گفت و گو با معاون مالي و اداري شهرداري تهران:تعيين تكليف حساب هاي 82 تا 84 به نفع همه است

    * پول
    - دولت: تغيير بودجه در مجلس با تاييد ما باشد
    - ديدارهاي لاريجاني با وزيران خارجه اروپايي در حاشيه نشست مونيخ
    - بيل گيتش به جنگ مالاريا مي‌رود
    - ابلاغ اولين مصوبه شوراي احيا شده اقتصاد
    - نهاونديان: بحران اقتصادي براي ورود به ايران ويزا نمي‌خواهد

    * مردم سالاري
    - اظهارات معاون اوباما درباره مذاكره با ايران
    - تشكيل دولت وحدت به اتفاق حماس
    - آيت الله صانعي: دلسوزان به آسيب‌هاي فرا روي نظام و انقلاب توجه كنند
    - مقام معظم رهبري: راهپيمايي 22 بهمن صحنه ديگري از نمايش عظيم ملي خواهد بود
    - تحقيق درباره ربوده شدن 4 ديپلمات ايراني بر عهده دستگاه قضايي لبنان است

    * باني فيلم
    - معرفي نامزدهاي بخش «ويديو - رسانه»
    - حمت: كاسبكارها ، فيلم بيضايي را دوست ندارند
    - وزيريان: دوست ندارند «يك وجب از آسمان» در جشنواره ديده شود
    - حضور «پاداش « تبريزي در جشنواره فيلم فجر منتفي شد
    - «اخراجي‌هاي 2» بدون اعلام قبلي به نمايش درآمد

    * سياست روز
    - بررسي نتايج نشست اخير 1+5 آشكار ساخت: هراس اروپا از مذاكرات مستقيم ايران و آمريكا
    - گزارش تحليلي سياست روز از ناتواني آمريكا در جلب نظر متحدان براي جنگ جديد در افغانستان: نخستين ناكامي در سياست خارجي اوباما
    - معاون وزير جهاد كشاورزي پيشنهاد داد: پرداخت بن گوشت و مرغ عيد به كارمندان دولت
    - رهبر معظم انقلاب در ديدار با فرماندهان نيروي هوايي ارتش: 22 بهمن اسمال صحنه ديگري از نمايش عظيم ملي خواهد بود
    - باشگاه پيروزي بيشتر از هر چيز نياز به مديريت اصولي و منطقي دارد : وينگادا منجي نيست


    * ايران
    - رهبر معظم انقلاب در ديدار كاركنان و فرماندهان نيروي هوايي ارتش تاكيد كردند: خسران دشمن با راهپيمايي عظيم 22 بهمن
    - بر اساس تصميم سازمان حج و زيارت: نقل و انتقال فيش‌هاي عمره بانك ملي آزاد شد
    - مدير عامل سازمان تامين اجتماعي: سوابق بيمه‌اي در هر شعبه تامين اجتماعي صادر مي‌شود
    - معاون وزير جهاد كشاورزي اعلام كرد: ذخيره سازي بي‌سابقه گوشت و مرغ
    - استقبال از فيلم‌هاي جشنواره زير بارش برف

    * همشهري
    - رهبر معظم انقلاب: راهپيمايي 22 بهمن، نمايش ايستادگي و استقامت ملت است
    - هديه 16 هزار كتاب به مدارس تهران
    - سخنگوي دولت: مجلس، لايحه بودجه و تحول اقتصادي را تغيير ندهد
    - فيش‌هاي عمره بانك ملي، قابل انتقال است


    *‌كيهان
    - فرمانده كل قوا در ديدار فرماندهان و پرسنل نيروي هوايي: انقلاب اسلامي جغرافياي قدرت را تغيير داده است
    - فرار 3 هزار تاجر خارجي از امارات
    - مصاحبه‌ها و شعارهاي خاتمي را «اصحاب چهارشنبه» مي‌نوشتند
    - لاريجاني در اجلاس مونيخ: آمريكا بايد تغيير استراتژيك بدهد نه تغيير ادبيات
    - تظاهركنندگان مصري خواستار قطع رابطه با اسرائيل شدند

    * اعتماد ملي
    - مناظره غير مستقيم ايران و آمريكا در مونيخ
    - اعتراض كانون صنفي معلمان درباره مطالبات معوقه
    - سخنگوي دولت: گم شدن يك ميليارد دلار حرف بدي است
    - گفت و گو با ناصر تقوايي به بهانه نمايش عكس‌هايش، عكاسي از ايراني كه ديگر نيست

    *‌جوان
    - رهبر معظم انقلاب در ديدار كاركنان و فرماندهاننيروي هوايي ارتش: «اميد» از دل تحريم‌ها به فضا رفت
    - با حضور رئيس جمهور: برگزيدگان جايزه كتاب سال معرفي شدند
    - رونمايي از پرقدرت‌ترين موتور پايه گازسوز جهان با برند ايراني
    -گزارش تحليلي « جوان» از تاثير نبرد غزه بر انتخابات اسراييل: سايه‌هاي شكست بر فراز صندوق‌هاي راي
    - با تصميم سازمان حج و زيارت: فيش‌هاي عمره بانك ملي قابل انتقال شد

    * دنياي اقتصاد
    - «دنياي اقتصاد» بررسي مي‌كند، چالش ارزي سال آينده
    - اكونوميست: مرده‌اي در حال زنده شدن است، بازگشت ملي گرايي اقتصادي
    - وزير صنايع و معادن؛‌مردم خريد كنند
    - نرخ تورم در مرز 26 درصد

    * جام جم
    - حضرت آيت الله خامنه‌اي عنوان كردند: راهپيمايي 22 بهمن نمادي از ايستادگي ملت
    - با حضور رئيس جمهور و در تالار وحدت تهران: برگزيدگان كتاب سال ايران معرفي شدند
    - چند و چون 30 سال فعاليت تلويزيون : اشك‌ها و لبخندها در قاب جادويي
    - آموزش و پرورش بخشنامه صادر كرد: استخدام پيماني معلمان پذيرفته شده در آزمون 86
    - 4 نامزد تلويزيون براي يك سيمرغ

    * تفاهم
    - خير خوش براي صادركنندگان؛‌سهام وثيقه مي‌شود
    - فرجان نامعلوم تسهيلات، 5 ميليارد دلار به توليدكنندگان نرسيد
    - مسكن مهر؛ از طرح تا واقعيت! زمين‌ها مناسب نيستند
    - دبير انجمن صنفي كاريابي‌هاي كشور خبر داد: دفاتر غير مجاز تعطيل مي‌شوند
    - رئيس سازمان مالياتي: براي معافيت مالياتي دستمزدها مشكل داريم




    خبرگزاری فارس

  2. #42

    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    بوكان
    نوشته ها
    26,715
    تشکر
    3,287
    تشکر شده : 42,371
    Comodo Firefox Windos8 IR-TCI
    امتیاز 
    221292792
    پیش فرض
    24 بهمن 87

    گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز
    دهه چهارم انقلاب و چند نکته
    پاتوق یو: روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «3 شاخص انتخاباتي»،«براى مشارکت يا برهم زدن»،«حمله به خاتمي فقط يك نشانه است!»،«ناتو و سه جاده استراتژيک ايران به افغانستان»،«بودجه 88 آزموني ديگر»، «دهه چهارم انقلا ب و چند نکته»،«مشکلات واحدهاي توليدي» و... كه برخي از آنها در زير مي‌آيد.

    جام جم
    «3 شاخص انتخاباتي» عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي جام جم به قلم ناصر ايماني است كه در آن مي‌خوانيد؛ انتخابات در هر نظام سياسي، حداقل واجد 3 شاخص مهم است: اول ميزان راي‌دهندگان، دوم تعداد كانديداها و سليقه‌هاي مختلف در ميان انتخاب‌شوندگان و سوم فرد يا افراد پيروز در انتخابات.
    به طور طبيعي، احزاب و جريان‌هاي سياسي در خصوص شاخص سوم يعني كانديداهاي پيروز در انتخابات حساسيت دارند، اما مسوولان و دست‌اندركاران و دلسوزان اصلي نظام سياسي، بايد نسبت به 2 شاخص اول حساسيت داشته باشند. متاسفانه مشاهده مي‌شود در ميان هياهوهاي سياسي موجود در جامعه درباره شاخص سوم، توجه چنداني به موضوع مشاركت مردمي در انتخابات و برگزاري انتخابات آزاد و همه‌جانبه نمي‌شود. مساله افزايش مشاركت مردم در انتخابات داراي اهميت بسياري براي نظام جمهوري اسلامي است. اين اهميت، آنچنان است كه حتي اگر رئيس‌جمهور منتخب، با فاصله آراي بسيار كم با نفر دوم، به پيروزي برسد اما مشاركت عمومي مردم بالا باشد، ارزش آن را دارد و يا حتي اگر تعدد كانديداها (البته در حد معقول)‌ چنان باشد كه پاسخگوي سلايق مختلف مردم بوده ولي آراء ميان كانديداهاي مختلف توزيع شده و انتخابات به دور دوم نيز كشيده شود، به برگزاري يك انتخابات كم‌فروغ مي‌ارزد.
    اين مهم، در خصوص انتخابات دور دوم رياست جمهوري كه معمولا مشاركت كمتر است دو چندان اهميت مي‌يابد و بايد با تعهدات مختلف از جمله حضور كانديداهاي متعدد كه نمايندگي جريان‌هاي فكري درون جامعه را داشته باشند، چاره شود.
    هر يك راي مردم در انتخابات صرف‌نظر از اين كه به نفع چه كسي در صندوق ريخته مي‌شود براي جمهوري اسلامي بسيار ارزش دارد و تداوم مردم سالاري ديني در چهارمين دهه پيروزي انقلاب اسلامي است.
    متاسفانه مشاهده مي‌شود برخي دلسوزان، بعضا چنان در ورطه حمايت از يك كانديدا و پيروزي قطعي او و از بين بردن تمامي عوامل مضر براي موفقيت آن كانديداي بخصوص مي‌افتند كه اساسا اهميت بالا رفتن مشاركت عمومي و برگزاري يك انتخابات در تراز جمهوري اسلامي را فراموش مي‌كنند. مگر اين كه پيروزي يك كانديداي بخصوص را معادل پيروزي تمامي ارزش‌هاي نظام و انقلاب بدانيم كه چنين چيزي نيست و نبايد افزايش مشاركت را تحت هيچ‌ عنواني، فداي مصالح ديگر كرد.
    كيهان
    «براى مشارکت يا برهم زدن» عنوان (يادداشت روز روزنامه ي كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن مي‌خوانيد؛ هرچه به زمان برگزاري انتخابات آينده رياست جمهوري نزديکتر مي شويم فضاي انتخابات گرم تر و مباحثات سياسي پيرامون کانديداها و گروههاي حامي آنان فعال تر مي شود. حضور «کانديداهاي متفاوت» در انتخابات رياست جمهوري نقش مهمي در فضاي انتخاباتي و مشارکت گسترده مردم در پاي صندوقهاي راي دارد. به همين دليل تعدد و تفاوت کانديداها هميشه مورد حمايت نظام مردمسالار جمهوري اسلامي و رهبر معظم آن بوده و به صورت يک مشي ثابت درآمده است.
    با نگاه به فضاي کنوني کشور در مي يابيم که از ميان دو طيف سياسي کشور، جريان موسوم به اصلاح طلب زودتر وارد صحنه سياسي انتخابات گرديده است اعلام کانديداتوري حجت الاسلام مهدي کروبي و پس از آن اعلام کانديداتوري حجت الاسلام سيدمحمد خاتمي در حالي صورت گرفته که جريان اصولگرا فردي را معرفي نکرده است. اين به خودي خود نشان مي دهد که روند انتخابات در ميان اين دو جريان کاملا متفاوت است. بايد اضافه کرد که اعلام کانديداتوري در جريان اصلاحات نيز پيش از اين با آنچه اينک شاهد آن هستيم متفاوت بود. خوانندگان محترم حتما به ياد دارند که کانديداتوري خاتمي در سال هاي 76 و 80 در اوائل ارديبهشت ماه يعني حدود 1.5ماه قبل از برگزاري انتخابات اعلام شد. اما فارغ از اين مسايل در خصوص انتخابات آتي گفتني هايي وجود دارد:
    1- تعدد کانديداها اگر به معناي تکرار نباشد براي پرشور شدن فضاي انتخابات و آسان تر شدن انتخاب مردم کاملا مناسب و حتي لازم است. اما تعدد کانديداها بايد به شفاف ترشدن فضاي انتخاباتي کمک کند نه اينکه شهروندان را دچار سردرگمي نمايد. اگر حضور کانديداها در انتخابات بر پايه «اما» و «اگرها» باشد نمي تواند گرم کننده فضاي انتخاباتي باشد چرا که انتقال اما و اگر به شهروندان از علاقه آنان به مشارکت مي کاهد مگر نه اين است که دشمنان شناخته شده انقلاب اسلامي با سرازيرکردن فهرستي از سؤالات و ابهامات و انکارها سعي در دلسرد کردن مردم در انتخابات دارند.
    2- حضور کانديداها در فضاي انتخابات بايد بر مبناي جمع بندي شفاف شخص «کانديدا» استوار باشد. اگر کانديدايي با شناسايي نقاط ضعف و شناسايي مشکلات اولويت دار مردم در خود اين توانايي را مي بيند که براي بهبود وضعيت وارد ميدان شود، طبعا ورود او در اين ميدان تکليف شرعي و ملي اوست اما اگر به هر دليل به اين نتيجه نرسيده ولي با اصرار ديگران وارد ميدان شود اين ورود- به احتمال خيلي زياد- بازکننده گره مشکلات شهروندان نيست و صدالبته براي باز کردن گره گروه خاص که وي را به ميدان فرستاده اند، بوده است!
    3-حضور کانديدا در ميدان انتخابات و يا «اعزام» يک نفر براي کانديدا شدن الزاما به قصد گرم کردن انتخابات صورت نمي گيرد. ممکن است يک گروه سياسي که شعار خروج عليه حاکميت او و نيز تشويق به اغتشاش از طريق رسانه هاي رسمي خود و نيز پيوند خوردن آنان با محافل ضد اسلامي و ضد انقلابي شان از خاطرات محو نشده است يک نفر را با زور و تحميل به ميدان بفرستد براي اينکه بازي انتخابات را خراب کند. بازي انتخابات دو محور اساسي دارد «شور حضور» و «سلامت انتخابات». فرض کنيد در جريان دوم خرداد کانديدا يا کانديداهايي هستند که ضمن آنکه مورد اعتماد بدنه مي باشند، ايمان راسخي نيز نسبت به ارزش ها و ارکان نظام سياسي دارند. کانديدا شدن اين افراد بازي را از دست تندروهايي که شور حضور مردم و سلامت انتخابات را برنمي تابند ، مي گيرد و -احيانا- براي هميشه آنان را از دور نفوذ در نظام سياسي خارج مي کند. اينها براي اينکه اين بازي شکل نگيرد، کانديدايي را وارد ميدان مي کنند.
    4- بعضي از جريانات سياسي اساسا به قصد در اختيار گرفتن قوه مجريه يا مقننه و يا حتي هر دو وارد انتخابات نمي شوند. بعضي از آنان تحليل کرده اند که هدف ما تغيير روند نظام و دگرگون کردن ماهيت آن است و لذا نمي توان دربازي نظام مشارکت کرد و در عين حال از الزامات حضور در مناصب آن پرهيز نمود. بر اين اساس به نظر مي آيد هدف آنان از هل دادن يک کانديداي خاص- که به هرحال با نظام چالش دارد- تلاش براي تصرف قوه مجريه نباشد- يعني ممکن است آن را در شرايط فعلي شدني ندانند و يا مفيد ندانند- در واقع اين دسته از گروههاي سياسي درصدد هستند از اعتبار ملي و بين المللي فرد استفاده کنند و از طريق او- ولو آنکه او در آغاز راه بشدت مخالفت کند- به تخريب روند انتخابات بپردازند. سابقه بسياري از اعضاي اين گروهها نشان مي دهد که مصالح اسلام، انقلاب و کشور در نزد آنان جايگاهي ندارد و به همين دليل از سوي بعضي از نهادهاي مذهبي، با عنوان غيراسلامي و حتي ضداسلامي از آنها ياد شده است. بر همين اساس وجه المصالحه قراردادن شخصيت فرد از سوي آنان براي پيش بردن اهداف ضدملي کاملا شدني مي باشد. يادمان نرفته است که طيف مشارکت و مجاهدين در مجلس ششم موفق به جمع آوري 127امضا از نمايندگان در پاي ورقه اي شد که در آن منافع ملي آشکارا قرباني شده بود.
    5- با نگاه به آنچه از آغاز مباحثه پيرامون کانديداتوري ميرحسين موسوي از سوي تندروهاي دوم خرداد- مشارکت و مجاهدين و...- مطرح گرديده است درمي يابيم که حضور وي از سوي آنان بعنوان «يک تهديد» و نه فرصت تلقي شده است! رفتار آنان در مواجهه با مهندس موسوي اگرچه از رنگي از تعارفات نيز بهره برده است ولي عمدتا توهين آميز، تحکم آميز و همراه با طرح سؤالات عديده بوده است که در مجموع از همه آنها يک پيام عمومي بيرون مي آيد؛ «مهندس موسوي نبايد کانديدا شود» چرا؟ چون از نظر آنان مهندس موسوي بوي ارزشهاي دهه اول انقلاب را مي دهد و اين يک همساني با رويه اصولگرايانه احمدي نژاد دارد. البته مهندس موسوي از اينکه رودر روي او مشارکتي ها و مجاهدين قرار داشته باشند نه نگراني دارد و نه آن را غيرطبيعي مي داند. اين طيف ها با اعزام يک نفر بعنوان کانديدا سعي کردند از يک سو راه ورود موسوي را سد کنند و از سوي ديگر يک امکان مثبت نظام- وجهه فرهنگي خاتمي- را به يک امکان منفي تبديل کنند. حالا بتوانند يا نتوانند بايد به آينده نگاه کرد.
    6- به نظر مي آيد جريان افراطي در اين دوره تلاش مي کند تا حداکثر استفاده را از کانديداي خاص ببرد. در تحليل درون گروهي، آنان کانديداي خاص را يک مهره سوخته- نه مهره سوخته براي نظام بلکه مهره سوخته براي دوم خرداد- به حساب مي آورند و به راي آور بودن او نيز اعتقادي ندارند کما اينکه اين کانديداي خاص به آنان گفته بود اوضاع کاملا تغيير کرده و من هم براي مردم ايده جذابي ندارم ولي آنان با گستاخي و اهانت به او گفتند اظهارنظر در اين مورد در صلاحيت جمع است نه شخص! اين گروه معتقدند و گفته اند کانديداي خاص بايد از قيد نظام خارج شود و داربست هاي ذهني خود را کنار بگذارد. در اين خصوص طبعا کانديداي خاص مقاومت مي کند ولي آنان معتقدند ما شکستن داربست ها را گام به گام به او تحميل مي کنيم. در اين بين آنچه مسلم است از ديدگاه افراطيون کانديداي مورد اشاره در اين دوره يک مهره بيشتر نيست. مهره اي که به زور و اجبار وارد ميدان شده و با زور تا زماني که اين طيف مي گويند بايد بماند و به اجراي ماموريت بپردازد.
    7- فعلا «کانديداي خاص» بعله را با اکراه گفته است و نيم نگاهي به حضور ميرحسين موسوي در انتخابات دارد تا بلکه مفري براي خروج از اين مشکل پيدا کند در عين حال جريان افراطي تلاش مي کند تا از يک سو با عمليات رواني روي کانديداي خاص به او بباوراند که روز به روز وضع تو بهتر مي شود و از سوي ديگر با عمليات رواني روي دو کانديداي ديگر جريان بگويد شما راي نداريد و ما نمي گذاريم کانديداي خاص کنار بکشد و در نهايت فرصت سوزي کنند و در هفته هاي آخر به کانديداي خاص بگويند حالا مي خواهي بمان و مي خواهي برو.
    تندروها معتقدند: «کانديداي خاص آنقدر از سوي جريان رقيب- اصولگراها- تخريب مي شود که يک دو قطبي شکل مي گيرد. دو قطبي که البته سر پيروز آن اصولگراها هستند ولي اين پيروزي با وجود يک کانديداي زخم خورده براي نظام سياسي خوشگوار نخواهد بود» اين تحليل که البته از ذهن هاي عليل برمي خيزد مبناي يک فعاليت ذيل عنوان شرکت در انتخابات ولي در واقع براي برهم زدن فضاي انتخاباتي مي باشد.

    8- جريان تندرو مواجهه و مراجعه به کانديداي خاص را با تخريب و ترور شخصيت او شروع کرده است. بارها در حضور وي براي او از القاب «ناکارآمد»، «غيرسياسي»، «ترسو» و «بريده» استفاده کرده و حالا هم به او گفته اند اين تصميم جمعي است و تو اگر گردن ننهي از گردونه اصلاحات خارج مي شوي.
    در اين بين يک سؤال اساسي وجود دارد آيا کار جريان تندرو در مواجهه با کانديداي خاص به ترور شخصيت محدود مي شود؟ هدف تندروها از حضور در عرصه انتخابات بالابردن هزينه نظام است نه سود رساندن به روند آن و به رسميت شناختن نتايج انتخابات. آيا آنان وقتي در يک روش به بن بست مي رسند به روش ديگر روي نمي آورند؟ آمريکايي ها در پاکستان ابتدا تلاش وافري کردند تا از طريق تبليغاتي و ديپلماتيک بي نظيربوتو را به قدرت برسانند و از طريق او پاکستان را بدوشند ولي زماني که دريافتند به هيچ قيمتي حزب او توان به دست آوردن اکثريت کرسي ها را ندارد به روش ديگري متوسل شدند. اين يک عبرت است. بعضي از اصلاح طلبان سابقه روشني! در اين خصوص دارند.

    آفتاب يزد
    «حمله به خاتمي فقط يك نشانه است!» عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي آفتاب يزد است كه در آن مي‌خوانيد؛ ‌‌‌امروزه نگاه بسياري از افراد به عرصه انتخابات كشور نيز مانند ساير عرصه‌ها، نگاه سياه يا سفيد است. حاكميت اين وضعيت در ميان اصولگرايان باعث شده است كه پر سر و صدا ترين فراكسيون آن جناح، تنها نشانه »خروج دود سفيد از دودكش انتخاباتي« را حمايت از نامزدي احمدي نژاد بداند. در اين سر ماجرا، گروهي از اصلاح طلبان هم تلاش مي‌كنند تا هرگونه اشاره به نام كانديدايي جز خاتمي را نشانه متصاعد شدن دود سياه از دودكش انتخاباتي اصلاح طلبان بدانند. همين سياه و سفيد بيني، شرايط سختي را در برابر اصحاب رسانه قرار داده است.
    در مورد اصولگرايان، نگراني زيادي وجود ندارد، چون تجربه نشان داده است آنها نهايتاً به نحوي مشكل خود را حل خواهند كرد؛ همانطور كهدر هفته‌هاي اخير انتقادات از دولت نهم به صورت ناگهاني فروكش كرد و حتي به تعريف و تمجيد تبديل شد! اما وضعيت در ميان اصلاح طلبان، متفاوت است. در اين اردوگاه كساني هستند كه صداي بلندتري از ديگران دارند و متاسفانه خود را سخنگوي انحصاري جبهه اصلاحات مي‌نامند. رفتار اين گروه در سالهاي گذشته دستاوردهايي براي جبهه اصلاحات داشته و البته هزينه‌هايي نيز بر اصلاح طلبان تحميل كرده است.
    امروز نيز كساني از اين گروه، فضايي درست كرده‌اند كه گويي هر فردي در جبهه اصلاحات، يا بايستي مخالف صددرصد خاتمي باشد و يا به حمايت بي چون و چرا از رفتار انتخاباتي »تيم خاتمي« بپردازد. در حالي كه خاتمي، چه رئيس جمهور باشد و چه در گوشه خانه بنشيند شخصيتي مورد احترام است و افتخارآفريني‌هاي او براي ايران، نظام جمهوري اسلامي و روحانيت قابل انكار نيست. امروز قطعاً ميليونها ايراني خاتمي را دوست دارند و به او افتخار مي‌كنند. البته بعضي از اين افراد، مشتاقانه خواستار حضور خاتمي در عرصه انتخابات هستند و گروهي نيز گمان مي‌كنند شرايط براي كانديداتوري او فراهم نيست و پس از آن نيز زمينه براي خدمتگزاري مجدد رئيس جمهور پيشين در كسوت رياست جمهوري آماده نمي باشد.
    در عين حال هر دو گروه در اين نكته متفق القول هستند كه »رفتار خاتمي موجب افزايش حرمت ايران و ايرانيان بوده و لذا بايستي حرمت او حفظ شود و جايگاه او مورد احترام باشد.« اما رفتار جناح پر سر و صداي اصلاح طلبان، اظهارنظر در مورد خاتمي را مشكل كرده است به طوري كه هر گونه ابراز ترديد و يا درخواست تامل در خصوص كانديداتوري خاتمي، هم زباني با اقتدارگرايان تلقي مي شود و هر نوع دفاع از جايگاه او به معناي موافقت با كانديداتوري خاتمي! در اين فضاي سياه و سفيد، هرگونه اظهارنظر در مورد خاتمي مشكل است در عين حال نمي توان نسبت به برخي از حوادث سكوت كرد. روز گذشته برخي از سايت هاي خبري، از حمله گروهي ناشناس!! به خاتمي در جريان راهپيمايي 22 بهمن و تلاش آنها براي مضروب كردن او خبر دادند.
    نكته جالب در اين حمله، احساس اطمينان - يا عدم نگراني - كساني است كه مي توانند در روز روشن، شعارهاي آموخته را عليه خاتمي مطرح كنند و اگر بتوانند حتي او را مورد حمله فيزيكي قرار دهند. اما مهم‌تر از اين نكته، روندي است كه پس از اعلام كانديداتوري خاتمي شروع شد. البته ترديدي وجود ندارد كه »خاتمي« تنها يك بهانه است و عده‌اي با »خروج قدرت از دست يك طيف سياسي« مشكل دارند. هنوز مردم فراموش نكرده‌اند كه يك مقام روحاني - نظامي، چند ماه قبل در سخنراني علني، افراد معتدل جبهه اصلاحات را خطرناك تر از تندروهاي اين جناح ناميد. ‌‌
    رفتار اهانت آميز و بي سابقه سال‌هاي گذشته بعضي مدعيان اصولگرايي با كروبي و حملات آنها به ميرحسين و ساير چهره‌هاي شاخص جناح اصلاح طلبان نيز هيچ گاه فراموش نخواهد شد. امروز هم اگرچه ظاهراً‌خاتمي در خط مقدم حملات مدعيان اصولگرايي قرار دارد اما يقيناً با نزديك تر شدن به زمان انتخابات، حملات سازمان يافته به ساير كانديداهاي اصلاح طلب نيز آغاز خواهد شد؛ همانطور كه از چند ماه قبل، در كلام بعضي از سران جبهه موسوم به اصولگرايان، دوره اصلاحات به عنوان» دوره حذف ارزش‌ها« ناميده شده است. حمله كلامي چند ماه پيش به كروبي در ميدان فلسطين نيز نشانه اي است كه صحت فرضيه مندرج در اين يادداشت را ثابت مي كند.
    البته روندي كه هم اكنون بر عليه جبهه اصلاحات در جريان است داراي شاخه هاي متفاوت مي باشد اما بسياري از اقدامات و اظهارات، نتيجه يكساني به دنبال خواهد داشت. به عبارت ديگر، برخي اقدامات و اظهارات حتي اگر از هماهنگي فكري و عملياتي برخوردار نباشد و با انگيزه هاي گوناگون اجرا شود، اما يك نتيجه هـماهنگ را تعقيب مي كند. اين نتيجه چيزي نيست جزحصول اطمينان از خروج زودهنگام اصلاح طلبان از عرصه رقابت هاي انـتـخـابـاتـي. تاكيد يك مقام سرشناس بر »عدم تغيير رئيس جمهور« همانقدر مي تواند انگيزه طرفداران جبهه اصلاحات براي شركت در انتخابات را كاهش دهد كه حمله فيزيكي به خاتمي و القاي ناتواني او و طرفدارانش براي دفاع از خود. اظهارات جانبدارانه بعضي از افراد موثر بر روند انتخابات هم تنها مي تواند همين ترديدها و نگراني ها را تشديد كند. ‌‌
    امروز مجموعه حاكميت وظيفه دارد شائبه ها در اين زمينه را برطرف كند. قطعاً بسياري از مردم ناتواني نيروهاي امنيتي و انتظامي در شناسايي حمله كنندگان به خاتمي را باور نمي كنند. همچنين هيچ‌كس قبول نمي كند كه برخي منع‌شدگان از دخالت در تبليغات انتخاباتي، از سر غفلت به حمايت از يك جناح و مخالفت با جناح ديگر پرداخته اند . پس لازم است علاوه بر اتخاذ تدابير لازم براي جلوگيري از تكرار حمله ضد ملي، ضد ديني و ضد فرهنگي روز 22 بهمن به خاتمي، براي كنترل اظهارات ظاهرا كنترل نشده انتخاباتي - به خصوص توسط منع‌شدگان از دخالت در اين امور- نيز تمهيدي انديشيده شود. البته راه ديگري هم وجود دارد. بعضي افراد مي توانند به صورت شفاف به خاتمي و سپس ساير كانديداهاي اصلاح‌طلب بگويند كه »قادر به حفظ امنيت شما نيستيم« كه البته اين امنيت، هم شامل حيثيت خواهد بود و هم امنيت جسمي و جاني كانديداهاي اصلاح‌طلب. در آن صورت مجموعه‌هاي سياسي اصلاح‌طلب و حاميان مردمي آنها در شرايط شفاف‌تر به تصميم‌گيري انتخاباتي خواهند پرداخت.
    جمهوري اسلامي
    «تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد؛جشن بزرگ مردم ايران به مناسبت ورود به چهارمين دهه انقلاب اسلامي كه با راه پيمائي هاي سراسري در يوم الله 22 بهمن برگزار شد رويداد بسيار مهم اين هفته بود.
    با پايان گرفتن دهه مبارك فجر در سي امين سال عمر پربركت انقلاب اسلامي مردم ايران با شور و شوق فراوان براي بزرگداشت يوم الله 22 بهمن بار ديگر به صحنه آمدند و با حضور حماسي و توفنده خود در راه پيمائي ها كه 30 سال است با هدف اعلام وفاداري به آرمانهاي امام خميني و تاكيد بر تداوم انقلاب اسلامي برگزار مي كنند حداقل سه نكته كليدي را در عمل اعلام كردند.

    اول آنكه برخلاف تبليغات دشمنان اسلام و انقلاب مردم ايران همچنان انقلاب اسلامي را با جان و دل قبول دارند و براي استمرار آن هروقت لازم باشد به صحنه مي آيند.
    دوم آنكه به دشمنان انقلاب به ويژه آمريكا و رژيم صهيونيستي فهماندند كه بايد نااميد شوند و دست از توطئه عليه اين ملت و اين انقلاب و نظام جمهوري اسلامي بردارند زيرا همانطور كه در طول 30 سال گذشته توطئه هاي رنگارنگ آنان بهيچوجه كارساز نبوده و ملت ايران توانسته همه آنها را با شكست مواجه كند و به راه خود ادامه دهد از اين پس نيز با تجربه هاي بيشتر و اقتدار و صلابت افزون تر به اين راه ادامه خواهد داد و كليه موانع را از پيش پاي خود برخواهد داشت و هيچ قدرتي نمي تواند اين ملت را از راهي كه خود انتخاب كرده است باز دارد.
    و سوم آنكه اين راه پيمائي بزرگ و پرشكوه اتمام حجتي بود با مسئولان و كارگزاران نظام جمهوري اسلامي در قواي سه گانه كه با توجه به حضور دائمي مردم در صحنه هاي مختلف و آمادگي آنها براي هرگونه فداكاري در راه انقلاب و نظام مسئولان بر عزم خود براي خدمت هرچه بيشتر به مردم بيافزايند و با كنار گذاشتن مسائل حاشيه اي و اختلافي به اساس بپردازند و در تقويت هرچه بيشتر انقلاب و نظام بكوشند. اين مهم فقط درصورتي تحقق خواهد يافت كه مسئولان در عمل به جذب همه نيروهاي كارآمد پاي بندي نشان دهند و از انحصارطلبي هاي گروهي و جناحي بپرهيزند و براي كرامت انساني كه از مشخصه هاي يك نظام اسلامي است اهميت ويژه قائل شوند.
    اين واقعيت تلخ را نمي توان انكار كرد كه در سالهاي اخير متاسفانه نوعي فرهنگ تخريب و حذف نيروهاي سابقه دار و مبارز و خدوم توسط بعضي از دست اندركاران امور اجرائي رواج يافته و همين امر موجب خدشه دار شدن وحدت و دلسرد شدن عده اي از مردم و نيروهاي كارآمد گرديده است . ادامه ترويج اين فرهنگ انحرافي بهيچوجه به مصلحت جامعه انقلابي و اسلامي ايران نيست و بايد هرچه زودتر در اين زمينه تجديدنظر اساسي صورت گيرد و عملكرد گذشته تصحيح شود. انقلاب اسلامي متعلق به همه است همه به اين انقلاب و نظام جمهوري اسلامي بدهكاريم و هيچكس نبايد حضور پرشور مردم در صحنه را به معناي تاييد خود تفسير كند. همه بايد اين واقعيت را درك كنند كه مردم براي اعلام همبستگي با اصل انقلاب و اسلام به صحنه مي آيند و همه افتخارات نظام جمهوري اسلامي مربوط به همه كساني است كه در 30 سال گذشته به شكل هاي مختلف به اين انقلاب و اين نظام و اين جامعه خدمت كرده اند .
    براي تاييد اين واقعيت هاي انكارناپذير درست در روز 22 بهمن همين امسال شاهد هم رسيد . اوباما رئيس جمهور تازه كار آمريكا طي اظهاراتي در روز 22 بهمن گفت ايران هسته اي براي آمريكا قابل تحمل نيست و ضمنا جمهوري اسلامي ايران را حامي تروريسم دانست .
    اين سخنان كينه توزانه كه نشان دهنده پيروي رئيس جمهور جديد آمريكا از اسلاف خود و به ويژه تكرار سخنان سرتاسر خصمانه بوش كوچك است براي مسئولان كشور ما اين پيام روشن را دارد كه آمريكا همچنان دشمن شماره يك انقلاب و نظام جمهوري اسلامي است و ما براي مقابله با توطئه هاي آمريكا و همدستانش بشدت نيازمند وحدت و همدلي هستيم . فقط با وحدت است كه مي توانيم دهه چهارم را به صحنه اي براي پيشرفت هاي بيشتر علمي صنعتي و عمراني تبديل كنيم و به هدفي كه سند چشم انداز 20 ساله براي تبديل كردن ايران به پيشرفته ترين كشور در منطقه براي ما ترسيم كرده است برسيم .
    اظهارات دولتمردان آمريكائي و خط و نشان هائي كه صهيونيست ها براي جمهوري اسلامي ايران مي كشند نشان مي دهد اين نظام و اين ملت همچنان در معرض تهديدهاي جدي است و بايد براي مقابله با اين تهديدها به همه ابزارهاي لازم مجهز باشد. در عين حال كه همه باور داريم اكنون نظام جمهوري اسلامي قدرتمند است و با تجربياتي كه كسب كرده همچون پولادي آب ديده در برابر توطئه هاي دشمنان خود مقاومت خواهد كرد از اين واقعيت نيز نبايد غفلت كرد كه دشمن نيز تجربه هاي زيادي اندوخته و هرگز نبايد دشمن را كوچك شمرد. خوش خيالي هائي از قبيل اينكه ديگر از دست دشمنان كاري ساخته نيست شعارهاي خوبي هستند اما هرگز نبايد ما را از الزامات تقويت بنيه دفاعي خود كه وحدت و همبستگي و پرهيز از برخوردهاي حذفي در راس آن قرار دارد غافل نمايد. انقلاب اسلامي ايران با وحدت همه نيروها به پيروزي رسيد و تنها راه استمرار آن نيز حفظ وحدت است .
    در ميان رويدادهاي خارجي هفته مسائل مربوط به فلسطين و عراق درصدر عناوين خبري قرار داشتند. در فلسطين اشغالي درحالي رژيم صهيونيستي انتخابات « كنست » را برگزار كرد كه در مصر مذاكرات برقراري آتش بس ميان فلسطيني ها و رژيم صهيونيستي جريان داشت و قاهره كمافي السابق در نقش دلال فعال كوشيد مقدمات توافق دو طرف را البته با عنايت ويژه به طرف اسرائيلي فراهم سازد.
    قاهره هفته گذشته به حماس دو روز مهلت داده بود تا آتش بس با رژيم صهيونيستي را بپذيرد و با لحني كه گويي نماينده و وكيل تام الاختيار رژيم صهيونيستي باشد حماس را تهديد كرد اگر اين ضرب الاجل را بپذيرد ممكن است با حملات مجدد ارتش صهيونيستي به غزه مواجه شود.
    رژيم مصر كه در جريان ***** وحشيانه صهيونيستها به غزه از هرگونه اقدامي براي ياري رساندن به فلسطيني هاي بي دفاع از جمله باز كردن گذرگاههاي غزه خودداري كرده و سياست سكوت پيشه كرده بود اكنون پس از پايان جنگ فعال شده است تا با فراهم ساختن آتش بس از ابعاد فضاحت و ناكامي صهيونيستها بكاهد و به گونه اي آبروي رفته آنها را باز گرداند.

    در اين ميان جنبش حماس با اتخاذ يك رويكرد اصولي شرايط خود را براي آتش بس اعلام كرده و تاكيد نموده است تا زماني كه اين شرايط از جمله آزادي يك هزار زنداني فلسطيني دربند رژيم صهيونيستي و همچنين گشوده شدن تمامي گذرگاههاي غزه و لغو كامل محاصره اين منطقه محقق نشود آتش بس را نمي پذيرد.
    اين درحالي است كه مصري ها روز گذشته ادعا كردند كه مقدمات آتش بس يك ساله حماس و رژيم صهيونيستي فراهم شده است و طي چند روز آينده اين توافق امضا خواهد شد. درصورتيكه اين گفته مصري ها صحت داشته باشد اين به معني تسليم صهيونيستها در برابر شرايط حماس است و آنرا بايد از تبعات شكست نظامي سنگين رژيم صهيونيستي در غزه به شمار آورد.

    يكي ديگر از تبعات شكست فضاحت بار صهيونيستها در غزه تشديد بحران داخلي رژيم صهيونيستي است كه هم اكنون در انتخابات پارلمان آن رژيم نمود پيدا كرده است . نتايج انتخابات نشان مي دهد كه اولا استقبال چنداني از سوي راي دهندگان اسرائيلي از اين انتخابات به عمل نيامده است و ثانيا هيچيك از جناح هاي سياسي راي قابل ملاحظه اي براي تشكيل دولت به دست نياورده اند كه مفهوم آن عدم اعتماد اسرائيلي ها به تمامي جريانهاي سياسي موجود است .
    در اين ميان حزب كاديما به سركردگي « تزيپي ليوني » شكست سنگين تري را متحمل شده است . ليوني كه از بانيان و طراحان تهاجم به غزه بود آن جنگ وحشيانه را به اين منظور راه انداخت كه بتواند به حزب كاديما اعتباري ببخشد و در صحنه سياسي به پيروزي دست يابد كه شكست آن توطئه ناكامي ليوني در صحنه سياسي اسرائيل و در انتخابات اخير را در پي داشته است .
    در اين ميان به فعال شدن ساركوزي رئيس جمهور فرانسه در منطقه نيز بايد اشاره كرد. ساركوزي اين هفته در سفري دوره اي وارد منطقه شد و از چند كشور از جمله مصر ديدار كرد گرچه كاخ اليزه هدف از سفر ساركوزي را امضاي چند قرارداد « بهداشتي » با كشورهاي منطقه اعلام كرده است ولي واقعيت اين است كه ساركوزي به نمايندگي از غرب وظيفه كمك به خروج رژيم صهيونيستي از باتلاق موجود را به ويژه پس از تحولات اخير و بي اعتباري شديد اين رژيم به عهده گرفته است . ساركوزي كه از حاميان سرسخت رژيم صهيونيستي محسوب مي شود بارها در اظهارات خود سرسپردگي اش را به اين رژيم نشان داده و اكنون نيز با سفر به منطقه اولا قصد دارد موقعيت متزلزل رژيم صهيونيستي را به زعم خود بهبود بخشد و ثانيا به حكومت هاي عربي متحد عرب كه به موازات شكست هاي رژيم صهيونيستي دچار انفعال و ضعف روزافزون شده اند قوت قلب بدهد.
    ساركوزي در يك سفر اعلام نشده از بغداد نيز ديدن كرد كه به گفته خودش هدف از اين سفر اعلام حمايت از نتايج تحولات اخير عراق به ويژه پس از انتخابات شوراهاي استانها بوده است .
    واقعيت اين است كه نتايج انتخابات اخير شوراي استانها در عراق غرب را به شدت مشعوف و ذوق زده كرده است بگونه اي كه مقامات آمريكايي و اروپايي نتوانستند اين خوشحالي را كتمان كنند و به بغداد پيام تبريك فرستادند.
    برداشت غربي ها از انتخابات اخير عراق اينگونه بوده است كه گويا مردم عراق با راي دادن به جناح دولتي حمايت هاي خود را از گروههاي ضداشغالگري همچون مجلس اعلا و جريان صدر كاسته اند. ولي واقعيت اين است كه مردم عراق شايد در رويكرد به گروهها و جريانهاي مختلف در عراق دچار نوسان راي شوند ولي در يك چيز راي غيرقابل تغيير دادند و آن اعتقاد به مباني دين اسلام و مخالفت با اشغالگري در هر شكل و هر نوع آن مي باشد و قطعا اينگونه رخدادها نمي تواند براي *****گران و اشغالگران غربي حاصلي در برداشته باشد.
    شايد اظهارات اين هفته نوري مالكي پاسخي باشد به خوش بيني هاي اشغالگران غربي كه متوجه باشند دير يا زود بايد به حضور خود در عراق پايان دهند. نخست وزير عراق در واكنش به سخنان گستاخانه و مداخله جويانه « جوبايدن » معاون اوباما كه گفته بود بايد عراقي ها را به اجراي اصلاحات سياسي مورد نظر آمريكا مجبور كرد حتي اگر لازم باشد از زور استفاده شود گفت : زمان اينگونه تهديدها به پايان رسيده است . آمريكا و ديگر كشورهاي استعمارگر بايد متوجه واقعيت هاي دنياي امروز باشند و خود را با آن وفق دهند آنها بايد درك كنند كه دوران استعمار به پايان رسيده است و ملت ها ديگر ديكته هاي استعمارگران را نمي پذيرند و دولتمردان نيز نمي توانند در جهت مخالف اراده و خواست ملت ها حركت كنند حتي اگر اين دولتمردان متحد قدرت هاي استعماري باشند.
    اعتماد
    «ناتو و سه جاده استراتژيک ايران به افغانستان» عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي اعتماد به قلم فرزانه روستايي است كه در آن مي‌خوانيد؛ آنچه امروز در افغانستان مي گذرد، يکي از دغدغه هاي مشترک ايران و دولت جديد امريکاست. فروافتادن پرده از ناکارايي دولت حامد کرزي و اداره بخش هاي وسيعي از اين کشور از سوي جنبش دوباره احيا شده طالبان زنگ هاي خطر را که نه، آژيرهاي خطر را براي دو وزارت خارجه ايران و امريکا به صدا درآورده است. براي امريکايي ها به هم ريختگي سياسي، اجتماعي و اقتصادي اين کشور در کنار ناامني اجتماعي افغانستان، افزايش تلفات سربازان امريکايي و غير نظاميان افغان و در نهايت پر شدن خلاء سياسي و در اکثر مناطق مرزي با قدرت، نفوذ، و حضور طالبان فقط و فقط به مفهوم از دست رفتن هفت سال تلاش براي برپا کردن يک افغانستان غيرافراط گراست.
    براي ايران نيز از دست رفتن هفت سالي که از سقوط و احياي دوباره طالبان مي گذرد به مفهوم گشوده شدن بيشتر دروازه هاي ناامني، قاچاق و نيز احتمال سرازير شدن دوباره موج آوارگان افغان از هزار کيلومتر مرز مشترک ما با اين کشور است. با اين حال، امريکايي ها بيشتر از ايراني ها در اين انديشه اند که بازي را در افغانستان باخته اند و ممکن است در آينده يي نه چندان دور، دوباره برج هاي مرتفع نيويورک و خيابان هاي واشنگتن تبديل به خط مقدم نبرد با کساني باشد که طالبان افغانستان مامن آنهاست.
    تکرار عبارت «يک ويتنام ديگر» يا «جنگ اوباما در افغانستان» در ميان اظهارنظرهاي عالي ترين مقام هاي امريکايي بيانگر آن است که وزارت خارجه و دفاع امريکا پس از هفت سال دوباره خود را درگير جنگ و بحراني مي بيند که برخورد با آن بسيار دشوارتر و پرهزينه تر است و در برخورد با آن از حمايت و اجماع بين الملل کمتري برخوردارند. چندي پيش هيلاري کلينتون وزير خارجه امريکا دولت کرزي را Narco state يا «دولت تخدير» ناميد، گزارش ديگري افغانستان را Failed narco mafia state يا «دولت مافيايي شکست خورده تخديري» ناميد که نمي توان رد کمک هاي بين المللي به آن را پيگيري کرد، تا حدي که افزايش نيروهاي نظامي بين المللي و نيز چند برابر کردن کمک هاي اهدايي بين المللي نيز نمي تواند تغييري در شرايط اقتصادي و امنيتي آن کشور به وجود آورد. گزارش دو ماه پيش يک موسسه بين المللي و تحقيقاتي ICOS مبني بر اينکه طالبان تا حدود 72 درصد از 75 درصد خاک افغانستان را در کنترل خود دارد ابتدا با واکنش هاي ترديدآميز مجامع بين المللي مواجه شد اما روند تحولات بعدي در مناطق مرزي پاکستان و افغانستان به تدريج صحت ارزيابي گزارش فوق را تاييد کرد. طي حدود دو ماه گذشته خطوط تدارکاتي ناتو در پاکستان به صورت منظم و متمرکز مورد حمله طالبان پاکستان قرار گرفته است. طي هفت سال گذشته 75 درصد از تجهيزات نظامي و غيرنظامي ناتو از طريق بندر کراچي و پس از طي حدود 900 کيلومتر با عبور از جنوب تا شمال پاکستان و با گذشت از منطقه قبايلي و از طريق گذرگاه خيبر وارد افغانستان مي شده است.
    کاميون هايي که اين تجهيزات را از سوخت و مهمات گرفته تا مواد غذايي و پوشاک به افغانستان منتقل مي کردند طي دو ماه گذشته به صورت گروهي هدف حملات انتحاري و بمب گذاري قرار گرفته اند. خرابکاري در جاده و پل هاي مسير عبور اين کاميون ها به امري عادي و تقريباً غيرقابل جبران تبديل شده است. فقط در جريان يک حمله که دهم دي ماه در منطقه قبايلي عليه کاروان کاميون هاي ناتو صورت گرفت، حدود 200 کاميون و تريلر آتش زده شد و محموله آنها به هوا رفت. حجم خسارات وارده به کاميون هايي که در اين مسير تردد مي کنند در حدي بوده که اتحاديه کاميونداران پاکستان اعلام کرد از حمل کالاهاي نظامي به مقصد افغانستان خودداري مي کنند.
    ناامن شدن مسير کراچي تا گذرگاه خيبر به اين مفهوم است که ناتو شاهرگ تدارکاتي خود را در خاک پاکستان از دست داده و با توجه به بحران سياسي اجتماعي اسلام آباد، بعيد به نظر مي رسد در ميان مدت بتوان به تامين اين شاهراه حياتي پرداخت. همزمان با ناامن شدن مسير پاکستان، دولت قرقيزستان نيز با دريافت صدميليون دلار کمک بلاعوض و 150 ميليون دلار وام، و 300ميليون دلار فرصت سرمايه گذاري از طرف مسکو، از امريکايي ها خواست پايگاه هوايي مناس را در شمال اين کشور تعطيل کند. قزاقستان با اجاره پايگاه هوايي خود به امريکايي ها بر مبناي ماهي 17ميليون دلار تنها کشوري بود که به امريکايي ها اجازه مي داد بدون هيچ محدوديتي از اين پايگاه براي انجام عمليات نظامي در افغانستان استفاده کند يا به افغانستان تدارکات برساند.
    اگر وخامت شرايط امنيتي افغانستان امروز را در کنار قطع دو خطوط مواصلاتي ناتو در شمال و جنوب افغانستان با هم مورد ملاحظه قرار دهيم، آن گاه مي توان به مختصات شرايط بسيار دشواري که ناتو و به ويژه امريکايي ها با آن مواجه اند پي برد.لازم به يادآوري است که فرودگاه چک لالا حوالي اسلام آباد و نيز فرودگاه هاي دوشنبه در تاجيکستان و کارشي خناباد ازبکستان تا حدودي مي توانند فقدان پايگاه هوايي مناس قرقيزستان را جبران کنند، اما هيچ پايگاه هوايي در کشورهاي همسايه افغانستان نمي تواند جايگزين خطوط مواصلاتي کشور پاکستان براي نيروهاي ناتو در افغانستان باشد زيرا هزينه حمل و نقل هوايي اين حجم عظيم از تدارکات چهار تا پنج برابر هزينه حمل و نقل زميني است و عملاً ناتو بايد درصدد پيدا کردن جايگزيني براي خطوط زميني ناامن پاکستان باشد.در چنين شرايطي، سه خطوط مواصلاتي امن و استاندارد که از سه مسير خاک ايران را به افغانستان متصل مي کند ممکن است بتواند در چارچوب روابط امنيتي جديد به انتظام امور افغانستان کمک کند.
    در حال حاضر سه مسير؛ 1- چاه بهار به زرنج (مرکز استان نيمروز افغانستان) حدود 600 کيلومتر 2- چاه بهار- بندرعباس به بيرجند و مرکز استان فراه افغانستان 3- بندرعباس به مشهد- تايباد- هرات افغانستان؛ مي تواند جايگزيني براي مسيرهاي ناامن پاکستان براي کمک رساني بين المللي به افغانستان باشد. در مقايسه مسير اول يعني چاه بهار- زرنج که با طي حدود 600 کيلومتر به مرز افغانستان مي رسد و پس از حدود 150 کيلومتر به جاده حلقوي مرکز افغانستان وصل مي شود 300 کيلومتر نزديک تر از مسير حدود 900 کيلومتري کراچي به گذرگاه خيبر در شرق افغانستان است.لازم به يادآوري است پرداخت ده ها ميليارد تومان هزينه جاده سازي در مجاورت استان هاي غرب افغانستان همگي بر اساس ديدگاه کمک به امن کردن افغانستان صورت گرفته است و اين هزينه با ورود اين جاده هاي استراتژيک به ملاحظات امنيتي منطقه يي بايد بتواند توجيه اقتصادي خود را به اثبات برساند.
    جمهوري اسلامي ايران براي تکميل مسير بندر چاه بهار به زرنج واقع در استان نيمروز افغانستان هزينه ساخت پل بسيار گران قيمت «دوستي» يا «جاده ابريشم» با طول 320 متر را روي رود هيرمند پرداخته است.کاروان هاي بين المللي به مقصد افغانستان با عبور از اين پل بايد بتوانند هزينه ساخت اين پل را بازگردانند.از سويي مطرح شدن اين سه خط مواصلاتي امن استان هاي شرقي ايران به افغانستان مصيبت زده مي تواند زمينه ساز مشارکت تدريجي ايران در معادلات جديد منطقه يي باشد.با مطرح شدن اهميت استراتژيک سه مسير فوق مي توان ارزش ديپلماسي و چانه زني ايران را در مذاکرات آتي با امريکايي ها ارتقا دهد؛ ارزشي که مجموع راه هاي مواصلاتي هشت کشور همسايه افغانستان قابليت مقايسه با آن را ندارد. از تجربه و کارايي خطوط گازرساني روس ها از طريق اوکراين به اروپا غافل نشويم.
    روس ها هر ساله هنگام زمستان در اوج سرما قيمت گاز را افزايش مي دهند و به خريداران گاز خود که انتخاب ديگري ندارند، يادآوري مي کنند بايد تابع معادلات اقتصادي باشند که مسکو ديکته مي کند.وزن استراتژيک سه مسير مواصلاتي ايران در استان هاي شرقي کشور به افغانستان از ارزش هاي سياسي و اقتصادي خطوط گاز روسيه به اوکراين و روسيه بسيار بالاتر است، فقط بايد در ويترين معادلات امنيتي منطقه يي آن را عرضه کنيم.
    اعتماد ملي
    «بودجه 88 آزموني ديگر» عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي اعتماد ملي به قلم‌ محمود جامساز است كه در آن مي‌خوانيد؛ از آنجايي كه اقتصاد كشور ما يك اقتصاد دولتي است لذا بودجه‌هاي ساليانه كه سند دخل و خرج يك‌ساله دولت است را مي‌توان برنامه يك‌ساله اقتصاد ملي تلقي كرد.
    طبيعتا برنامه يك‌ساله اقتصاد ملي بايد در راستاي برنامه‌هاي پنج‌ساله توسعه اقتصادي كشور باشد كه بودجه امسال مصادف است با آخرين سال عملكرد برنامه چهارم توسعه اقتصادي اما بودجه‌هاي چهار سال گذشته از 84 تا پايان سال جاري هيچ‌گاه بر مدار و مسير تعيين‌شده در برنامه چهارم حركت نكرده لذا بارآور انحراف معني‌داري در بخش‌هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بوده است كه آمار و ارقام دولتي هرچند بعضا مغاير يكديگر اما خود گوياي نتايج متفاوت عملكرد بودجه‌ها و اهداف برنامه چهارم توسعه اقتصادي كشور است كه در حقيقت اسباب ناكامي در تحقق اهداف ترسيم‌شده در سند چشم‌انداز 20 ساله ايران را در اولين بازه زماني چهار ساله خود فراهم آورده است.
    اينك كه بحران مالي جهاني از غرب به بخش‌هاي واقعي اقتصاد كشورهاي ديگر جهان نفوذ كرده و به‌ويژه به كشورهاي در حال توسعه‌اي نظير ايران چنگ و دندان نشان داده، شايسته است كه سياستگذاران اقتصادي كشور به‌ويژه نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلا‌مي و اعضاي محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام كه تصميم‌گيرندگان نهايي لوايح دولتند، با آگاهي و جسارت بيشتر و تمسك به الزامات علم اقتصاد و استعانت از اقتصاددانان و كارشناسان مستقل دانشگاهي، لوايح هدفمند كردن يارانه‌ها و بودجه 88 كشور را در فضايي كاملا‌ كارشناسانه و علمي، به دور از گرايش‌هاي سياسي و جناحي و سهم‌خواهي نمايندگان كه في‌الواقع نگاه كلا‌ن به مسائل اقتصادي را در سطح كشور به مسائل خرد حوزه انتخابيه خود تنزل مي‌دهند، مورد بررسي‌هاي دقيق و كارشناسانه قرار دهند تا در شرايط استثنايي كنوني كشور ما با كمترين زيان و هجمه در قبال تاثيرات تداوم بحران مالي و اقتصادي غرب مواجه شود.
    بديهي است عواملي نظير الگوي مصرفي دولت مبتني‌بر عادت بر اعمال سياست‌هاي انبساطي و توزيعي به پشتوانه وجوه حاصل از فروش ثروت‌هاي طبيعي، تنظيم بودجه غيرعملياتي، پيش‌بيني غيرواقعي هزينه‌ها و درآمدها، عدم رعايت نسبت معقول كسري بودجه به درآمدها، فقد عقلا‌نيت علمي در تعيين نسبت معقول و منطقي هزينه‌هاي جاري و عمراني به‌ويژه با وجود ناپديد شدن بخش بزرگي از منابع ارزي حاصل از كاهش بهاي نفت، تجهيز بودجه 88 به سازوكاري درخصوص اجراي هدفمند كردن يارانه‌ها در حالي كه هنوز لا‌يحه هدفمند كردن يارانه‌ها در كميسيون ويژه به تصويب نرسيده و حتي چندين كميسيون ازجمله كميسيون‌هاي كشاورزي، عمران و اقتصاد قاطعانه بر رد آن حكم داده‌اند، در نظر گرفتن 8500 ميليارد تومان از اجراي طرح حذف يارانه‌هاي حامل‌هاي انرژي در بودجه، چشمداشت به وجوه حاصله نفتي تا 45 دلا‌ر در هر بشكه افزون بر بهاي نفت بشكه 5/37 دلا‌ر كه در بودجه تعيين شده است، اتكاي بيشتر دستگاه‌هاي دولتي به تامين هزينه‌هاي عمراني و جاري از منابع بانكي، عدم توجه به آثار و عواقب تورمي ناشي از آزادسازي يكباره حامل‌هاي انرژي و نامشخص بودن نحوه توزيع 60 درصد از عوايد حاصل از آن بين اقشار مردم، افزايش 25 تا 35 درصد حقوق كارمندان دولت و تامين منابع عظيم مالي براي ايفاي تعهدات دولت در سفرهاي استاني و مسائلي از اين دست بودجه 88 را بسيار غامض و پيچيده كرده به‌خصوص كه افزايش درآمدهاي مالياتي و ساير درآمدهاي دولت نيز با توجه به سابقه فرآيند وصول ماليات در كشور كه هيچ‌گاه به وصول صددرصد منجر نشده، در حالي كه افزايش بهاي حامل‌هاي انرژي نيز قدرت رقابتي و سودآوري صنايع را كاهش خواهد داد تحقق اين درآمدها را در هاله‌اي از ابهام فرو خواهد برد و كسر بودجه دولت را محتمل خواهد ساخت و لذا مي‌توان از هم‌اكنون بخش اعظم از عدم تحقق ماليات‌ها را نوعي كسر بودجه پنهان ارزيابي كرد.
    بديهي است تامين كسر بودجه دولت كه مهم‌ترين راه تامين آن منابع بدون پشتوانه بانك مركزي در نبود عرضه ارز نفتي دولتي به بانك است آتش تورم را شعله‌ورتر خواهد ساخت لذا بودجه 88 محكي بر سياستگذاري‌هاي اقتصادي دولت خواهد بود كه خرد جمعي جامعه در مورد آن به قضاوت خواهد نشست.
    ابتكار
    «يک هشدار زيست محيطي» عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي ابتكار به نقل از ساينس ديلي؛. ترجمه احمد رهنما است كه در آن مي‌خوانيد؛ تحقيقات اخير محققان امريکايي مي گويد جهان تا اواخر قرن بيست و يکم، نيمي از جمعيت خود را به علت خشکسالي، بروز تغييرات جوي و بحران غذا از دست مي دهد. يکي از محققان و پژوهشگران دانشگاه واشنگتن در امريکا مي گويد: بروز مسائل پيچيده اي مانند وقوع تغييرات جوي ناخوشايند، افزايش گرماي کره زمين، خشکسالي و قحطي که سبب بروز بحران غذايي در اکثر نواحي و مناطق کره زمين خواهد شد، سبب مي شود در اواخر اين قرن جهان شاهد مرگ و مير نيمي از جمعيت کره زمين باشد.او در ادامه گفت: تحقيقات پژوهشگران جو شناس در دانشکده علوم جوي و هواشناسي دانشگاه واشنگتن نشان مي دهد اين تغييرات اکثرا در محدوده جغرافيايي 35 درجه شمالي تا 35 درجه جنوبي-مناطق فقير در کره خاکي-بروز خواهد داد.باتيستي مي گويد: اضطراب و استرس ناشي از بحران جهاني غذا که از گرماي کره زمين ناشي مي شود، يکي از عوامل مرگ و مير ساکنان نقاط مختلف جهان خواهد بود. از طرفي دهه هاي زيادي طول مي کشد تا ساکنان زمين بتوانند مکان مناسبي براي کشت و کار بيابند و در اين مدت که طولاني نيز خواهد بود، بسياري جان خود را از بي آبي و بي غذايي از دست مي دهند.در اين ميان محققان جو شناس با کنار هم قرار دادن 23 مدل و نمودار مربوط به تغييرات جوي و آب و هوايي به اين نتيجه رسيده اند که 90 درصد منابع زيستي جهان تا سال 2100 ميلادي به طور کامل و بر اثر افزايش روزافزون دماي هوا و بروز تغييرات جوي نامتعادل از ميان خواهد رفت.روز نابهنجاري هاي محيطي و بحران مواد غذايي ناشي از تغييرات جوي از سال هاي 1972 ميلادي و 2003 ميلادي به ترتيب در اوکراين و فرانسه روي داد که به تبع آن هر دو کشور با کاهش کاشت محصولات کشاورزي به ويژه غلات روبه رو شدند.
    پروفسور باتيستي توضيح مي دهد: مساله اي که مرا و ديگر همکاران جوشناسم را به خود مشغول داشته، اين است که براساس داده هاي تاريخي و مستندات موجود، احتمال به وقوع پيوستن يک فاجعه زيست محيطي در تمام جهان به عللي نظير افزايش انتشار گازهاي گلخانه اي، گرماي شديد هوا در مناطقي که قابليت کشاورزي در آنها وجود دارد، و از بين رفتن زمين هاي زراعي به علت خشکسالي يا زير آب رفتن بسيار زياد است.همچنين براساس نظر کارشناسان و محققان علوم زيستي، اين تغييرات تنها به مناطق استوايي محدود نمي شود; بلکه احتمال وقوع آنها در مناطق غيرقابل زندگي نيز وجود دارد.
    مثلا علت افت شديد دماي هوا در مناطقي از غرب اروپا در سال 2003 ميلادي در ماه هاي ژوئن، جولاي و آگوست دست کم 52 هزار نفر جان خود را از دست داده و در فرانسه و ايتاليا به علت گرماي شديد هوا در همين ماه ها، يک سوم محصولات زراعي مزارع از شدت تابش نور خورشيد زغال شد.رزاموند نيلر، مدير اجرايي برنامه امنيت غذايي و حفاظت از محيط زيست دانشگاه استنفورد، در اين باره مي گويد: بايد به اين نکته نيز اشاره کرد که مناطق استوايي اگرچه از لحاظ منابع آبي و خاکي در رده نخست در جهان قرار دارند، اما اگر اين مناطق ايده آل نيز گريبانگير تغييرات زيست محيطي و آب و هوايي شوند، زندگي سه ميليارد انساني که در اين محدوده که از جنوب ايالات متحده امريکا تا شمال آرژانتين و جنوب برزيل، شمال هند تا جنوب چين و جنوب استراليا آغاز شده و تمامي قاره آفريقا را نيز دربرمي گيرد، زندگي مي کنند، به خطر خواهد افتاد.نيلر يادآوري مي کند: محققان جو شناس تنها مي توانند بروز پديده گرم تر شدن کره زمين و وقوع ناخوشايند خشکسالي ها، سيلاب ها و توفان ها را پيش بيني کرده و بازگو کنند. اما اين دولت ها و مردمان کشورها هستند که بايد براي جلوگيري از وقوع اين پديده هاي جوي نامطلوب، چاره اي بينديشند.
    مردم سالاري
    «دهه چهارم انقلا ب و چند نکته» عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي مردم سالاري به قلم منيره رستگار است كه در آن مي‌خوانيد؛ دهه چهارم انقلاب در پيش است و مباحث و ضرورت هاي مربوط به اين دهه کما بيش در ميان صاحب نظران و فعالان سياسي مطرح است. اين مباحث اگر چه باعث روشنگري حرکت انقلا ب به سوي آينده است اما فارغ از توجه به برخي نکات به شعارگرايي ختم مي شود.
    اولين نکته درباره دهه چهارم انقلا ب و ضرورت ها و اولويت هاي اين دهه نقد عالمانه و منصفانه سه دهه گذشته است. اگر چه در تاثير انگيزه هاي ديني مردم مسلمان ايران در انقلا ب سال 57 شکي وجود ندارد اما اداره امور کشور پس از انقلا ب در قالب سياست ها، برنامه ها و تغيير و تحولات مديريتي امري کاملا تجربي و قاعدتا قابل بررسي عقلي و علمي است. ضرورت توجه به اين نکته در آغاز دهه چهارم انقلا ب از آن جا ناشي مي شود که پس از گذشت سي سال هنوز در ميان نيروهاي انقلا ب، احزاب و فعالا ن سياسي کشور فهم و درک مشترکي از اين گذشته وجود ندارد. هنوز برخي جريان ها عملکرد برخي دولت ها و جريان ها را با معيارهاي دوران مبارزات انقلا بي مي سنجند و در اين رهگذر با تمسک به مفاهيم مبهم و غير کمي نه تنها سياست ها بلکه هويت ها را نيز زير سوال قرار مي دهند. به نظر مي رسد تا وقتي که درک مشترکي از گذشته سي ساله انقلا ب ميان نيروهاي معتقد به نظام وجود نداشته باشد ارائه طرح و ايده براي دهه چهارم انقلا ب کاري دشوار و ابهام برانگيز خواهد بود.
    دومين نکته درباره دهه چهارم انقلا ب و اولويت هاي آن ارائه برنامه هاي کمي و قابل سنجش از سوي مسولان و فعالان سياسي، اقتصادي و فرهنگي براي اين دهه است. متاسفانه پس از گذشت سي سال از انقلاب اسلامي هنوز راهبردهاي روشن کمي براي توسعه کشور طراحي نشده است.
    البته برنامه پنجم توسعه از لحاظ کمي بودن و قابل نظارت بودن با برنامه هاي قبلي تفاوت چشم گيري دارد و از اين منظر مي تواند يک الگو براي برنامه ريزان دهه چهارم انقلا ب باشد.
    سومين نکته در برنامه ريزي دهه چهارم توجه به عامل تغيير و تحولا ت بين المللي و جهاني در سطوح مختلف برنامه ريزي است. به عبارتي ديگر لا زم است که برنامه هاي اين دهه داراي ابعاد جهاني باشند و شاخص هاي اندازه گيري نيز از شاخص هاي جهاني تبعيت کنند. متاسفانه برخي افراد در توجيه دستاوردهاي انقلاب به مقايسه ميزان رشد روستاهاي داراي برق فلا ن استان در پايان دهه سوم انقلاب با روستاهاي داراي برق همان استان در زمان پهلوي اشاره مي کنند. البته اين مقايسه از جهاتي اشتباه نيست اما شاخص اصلي براي ارزيابي دستاوردهاي انقلاب مقايسه کشورمان با ساير کشورهاي منطقه است و اينکه در سي سال گذشته چه مسيري را نسبت به ما پيموده اند.
    چهارمين نکته که در برنامه ريزي هاي انقلا ب بايد مورد توجه باشداستفاده از ذخاير انساني است که در طول سي سال گذشته در چرخه مديريتي کشور قرار داشته اند. اين ذخاير انساني هم حافظ تجربه هاي انقلا ب هستند و هم بسياري از آنان هنوز توانايي قرار گرفتن در مديريت امور و مناصب مهم اجرايي را دارند. متاسفانه ارزش نيروي انساني و بهره وري مناسب فارغ از مطرح شدن در کتابهاي مربوط به رشته مديريت چندان در جامعه ما شناخته شده نيست. اين نيروها به راحتي خانه نشين مي شوند و حتي در کنج عزلت از ميان مي روند غافل از آنکه تربيت اين سرمايه هاي ملي براي کشورهزينه مادي و غيرمادي فراواني داشته است. به هر حال دهه چهارم انقلاب از 22 بهمن 1387 به بعد آغاز شده است و اميد آنکه در پايان اين دهه تغييرات اساسي در منش وروش مسئولان، مردم و جامعه ايراني حاصل شده باشد.
    قدس
    «الزامهاي بودجه 88» عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي قدس به قلم لطف ا... فروزنده است كه در آن مي‌خوانيد؛ بي شك لايحه هدفمند سازي يارانه ها را بايد يكي از مهمترين اقدامهاي اقتصادي بعد ازانقلاب دانست. بسياري از تحليلگران اجراي اين لايحه را به جراحي بزرگ اقتصادي تشبيه كرده اند كه الزاماً بايد براي درمان بدنه بيمار اقتصادي كشور انجام شود، اما همگان نيز بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه اين عمل جراحي بايد با حداقل آسيب پذيري و آثار منفي بعد از عمل همراه باشد.
    آنچه مسلم است، هيچ راهي جز انجام اين عمل وجود ندارد، زيرا درآمدها كاهش يافته است، الگوي مصرف ما به هيچ روي قابل قبول نيست و هيچ كارشناسي اين لجام گسيختگي در مصرف را نمي پذيرد، بهره وري واحدهاي توليدي، صنعتي و كشاورزي ما بايد بهبود پيدا كند و انضباط در اين زمينه ايجاد شود.
    اينها اصولي است كه همه قبول دارند، اما نكته اينجاست دولتهاي قبلي هم انجام اين كار را قبول داشتند، ولي عملاً وارد آن نشدند، لذا اين كارها زماني انجام مي شود كه ما فقط شعار ندهيم و وارد مرحله اجرايي بشويم.
    بنا براين تا اينجا انجام اين كار توسط دولت نهم قابل تقدير است و اساساً دولت نيز باتوجه به همين موضوع طرح بودجه سال آينده را با نگاه به لايحه هدفمند كردن يارانه ها تنظيم كرده است و حتماً اين لايحه به بودجه پيوند خواهد خورد، اما براي شكل برخورد و اجراي آن، دو گزينه جدي متصور است.يك راه آزاد سازي يكباره قيمتهاست كه آثار خاص خود را در پي دارد و يك راه هم انجام كار به صورت تدريجي.
    به نظر مي رسد، انجام يكباره طرح تحول اقتصادي ما را با مشكلاتي مواجه خواهد كرد. البته، كالاها متنوع و متفاوتند و براي برخي كالاهايي كه امكان اعمال سياستهاي الگويي و افزايش تدريجي وجود دارد، مي توانيم با كنترل وارد شده و با مشخص كردن سهم الگوي مصرف، مازاد آن را با قيمت تمام شده محاسبه كرده و در اختيار مصرف كنندگان قرار دهيم. در مورد اين كالاها مثل برق و آب كه داراي كنتور و آمار قابل تعيين هستند، مي توان با مديريت هوشمند، فشار بر جامعه را كاهش داد.
    اما در بخش توليد و صنعت بخصوص در مورد گازوئيل و حمل و نقل كه نقش حياتي دارند، بايد خيلي با احتياط عمل كرد، چون هنوز اطلاعات كامل و جامعي نداريم كه بتوانيم به طرف سهميه بندي رفته و الگوي مصرف براي آن مشخص كنيم.در مورد اين كالاها، حداقل در سال اول بايد با احتياط كامل وارد شد.طبيعتاً اعمال سياستها و افزايش تدريجي قيمتها، آثاري را بر بودجه تحميل خواهد كرد. در اين زمينه، با توجه به اين كه 9 هزار ميليارد تومان از بودجه سال آينده مربوط به دو بخش شركتها و واردات است، مي توان با اعمال مديريت اين هزينه ها را كاهش داد. اين كار كمك بزرگي به بودجه است و پايه نقدينگي دولت را كاهش خواهد داد و مي تواند كسري بودجه و آثار تورمي را كاهش دهد.
    دولت در بودجه سال آينده خود يك پيش بيني 8500 ميلياردي در بخش درآمدي دارد و يك پيش بيني 9000 ميلياردي در بخش هزينه اي از محل لايحه هدفمند كردن يارانه ها. بخش هزينه اي احتمالاً با تغيير قيمتها پوشش داده مي شود، اما در بخش درآمدي دولت با مشكل مواجه مي شود، چون بيش از 2 يا 3 هزار ميليارد آن محقق نخواهد شد. دولت در اين خصوص طبيعتاً بايد بخشي از هزينه هاي عمراني و جاري خود را كم كند. به نظر مي رسد، انجام اين كار بهتر از آن است كه جامعه شاهد آثار تورمي و شوك خيلي شديد باشد. اعمال اين سياستها و مديريت بودجه سال آينده مي تواند شوك ناگهاني حاصل از تغيير قيمتها به جامعه را بگيرد. واقعيت آن است كه يك بيماري مانده از سي چهل سال پيش را نمي توان يك ساله درمان كرد.
    به عنوان مثال، در خصوص بنزين بايد تا آن اندازه كه در داخل توليد مي شود سهميه بندي شود و با قيمت پايين در اختيار مردم قرار گيرد، اما مازاد بر آن و آنچه وارد مي شود، با قيمت آزاد و تمام شده توزيع گردد. اين كار باعث مي شود با تعريف يك الگوي مصرف، فشار را از طبقات پايين كاسته و كاري كنيم كه آنها خود را با اين الگوي مصرف تطبيق دهند. در عين حال، مصرف سوخت هم مديريت خواهد شد.
    واقعيت آن است كه ادامه وضع موجود ممكن نيست و ما مخير نيستيم جراحي اقتصادي را انجام بدهيم يا نه، بلكه مجبور به اين كار هستيم. ما نه پول ادامه وضع موجود را داريم و نه مصلحت كشور ادامه روند كنوني را ايجاب مي كند.
    منتهي اين كار بايد با حداقل آثار منفي انجام شود كه به نظر مي رسد در بخش بنزين، سهميه بندي توليد داخل و فروش آزاد بنزين وارداتي، بهترين راه حل باشد.
    البته، اين كار تنها در مورد بنزين صادق است و در مورد گازوئيل نمي توان آن را اعمال كرد، زيرا اساساً ابزار سهميه بندي گازوئيل را در اختيار نداريم.
    گازوئيل با بخش كشاورزي و حمل و نقل ارتباط مستقيم دارد و ما حداكثر مي توانيم قيمت آن را دو برابر يا دو برابر و نيم كنيم، چون بيشتر از اين حتماً به توليد و كشاورزي ما بخصوص در شرايط خشكسالي موجود آسيب خواهد زد.
    صداي عدالت
    «‏9 نکته درباره اجراي لايحه هدفمند کردن يارانه‌ها » عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي صداي عدالت به قلم‏ حجت ميان‌آبادي ‏است كه در آن مي‌خوانيد؛ دولت در ماه گذشته لايحه هدفمند کردن يارانه‌ها را با قيد يک فوريت تقديم مجلس کرد که کارشناسان به کرات به بررسي آثار و تبعات مثبت و منفي اجراي اين طرح در جامعه پرداختند. در اين يادداشت سعي گرديده برخي از نظرات کارشناسي درج شده در سايت الف و نظرات بيينندگان بهمراه نظرات شخصي نگارنده در مورد ابهامات و سؤالات موجود در لايحه هدفمند کردن يارانه‌ها خلاصه و ارائه گردد. سؤالات و ابهامات موجود در اجراي لايحه هدفمند کردن يارانه‌ها را مي‌توان در موارد زير خلاصه نمود: ‏
    ‏1. در لايحه هدفمند کردن يارانه‌ها، قرار است در طول 3 سال علاوه بر افزايش قيمت آب و فاضلاب، قيمت بنزين 400%، برق 700%، گاز 1000%، و گازوئيل 2100% افزايش يابد. در حاليکه کارشناسان دولت اعلام کرده‌اند که اجراي اين طرح تنها باعث ايجاد 30% تورم در کشور خواهد شد! که بيان اين مطلب ادعاي 3000 نفر-ساعت کار کارشناسي بر روي اين طرح را زير سؤال خواهد برد چرا که دولت هيچگاه نه به نمايندگان مجلس و نه کارشناسان اقتصادي پاسخ نداده است که براساس کدام مدل به تورم 30 درصدي ناشي از اجراي اين طرح رسيده است؟‏
    ‏2. مصرف زياد بنزين و حامل‌هاي انرژي، توجيه هميشگي مسوؤلين جهت افزايش قيمت بنزين و حامل‌هاي انرژي در جامعه بوده است. اما سؤالي که در اين زمينه مطرح است اينست که: وقتي خودروهاي توليد داخل به جاي 5 تا 6 درصد مصرف سوخت، بعضاً 10 تا 14 درصد و حتي بيشتر سوخت مصرف مي‌کنند تقصير مردم چيست که مصرف سوخت در جامعه زياد است؟ چطور دولت و مجلس زورشان به 70 ميليون نفر مي‌رسد ولي به چهار شرکت خودروسازي داخلي نمي‌رسد؟ چرا حال که قرار است قيمت بنزين به قيمت جهاني برسد، کيفيت و مصرف خودروهاي داخلي ما نبايد به حد کيفيت جهاني برسد؟ که البته مشخص است که وجود رانت‌هاي شديد سياسي و اقتصادي در صنعت خودروسازي که ردپاي آن به راحتي در مجلس نيز مشاهده مي‌شود در اين مسأله بي‌تأثير نيست.‏
    ‏3. وضعيت فعلي نامناسب کشاورزي، عدم صرفه اقتصادي فعاليت‌هاي کشاورزي و شرايط اقتصادي کشاورزان و روستائيان عليرغم پرداخت يارانه‌هاي مختلف به آنها بر هيچکس پوشيده نيست. با اجراي طرح هدفمند کردن يارانه‌ها در بخش کشاورزي، قيمت گازوئيل و برق مصرفي کشاورزان براي چاهها و موتورهاي کشاورزي به‌ترتيب 21 و 67 برابر خواهد شد. يعني کشاورزي که بطور متوسط سالانه حدود يک ميليون تومان بابت برق مصرفي چاههاي خود پرداخت مي‌کرد بايد سالانه نزديک به 65 ميليون تومان به دولت پرداخت نمايد. علاوه‌بر اين وزارت نيرو در کليه طرح‌ها وبرنامه‌هاي جامع منابع آبي که در دست بررسي و طراحي دارد - که بنده حقير نيز در طرح جامع آب شرق کشور مشغول به فعاليت هستم- قرار است که آب مصرفي کشاورزان را به قيمت تمام شده به کشاورزان بفروشد. يعني کشاورزي که در گذشته براي فعاليت کشاورزي خود فقط پول برق و يا گازوئيل مصرفي موتورهاي کشاورزي خود را به دولت پرداخت مي‌کرده است از اين پس بايد هزينه آب کشاورزي خود را نيز، آنهم به قيمت تمام شده، به دولت پرداخت نمايد. علاوه‌بر موارد فوق، افزايش هزينه حمل و نقل محصولات کشاورزي بدليل افزايش قيمت گازوئيل و بنزين -که بر عهده کشاورز مي‌باشد- نيز هزينه تمام شده محصولات کشاورزي را افزايش خواهد داد. حال با وضعيت نسبتاً بحران زده کشاورزي کشور و عدم صرفه اقتصادي فعاليت‌هاي کشاورزي و فشارهاي شديد متعدد ناشي از بحران خشکسالي واضح است که اجراي اين طرح و پرداخت ماهيانه 40 تا 70 هزار تومان به کشاورزان چه بر سر کشاورزي و خانوارهاي روستايي ما خواهد آورد؟ آيا دولت در 3000 نفر-ساعت کار کارشناسي خود به اين مسائل پرداخته است و چه راهکارهايي براي جلوگيري از اين موارد پيش‌بيني کرده است؟‏
    ‏4. نکته ديگر آنکه، نبايد آثار تورمي و فشارهاي اقتصادي ناشي از اجراي اين طرح به خانوارها را تنها به افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي و قيمت آب، برق و گاز و ... محدود نمود. زيرا با اجراي اين طرح، قيمت اکثر کالاهاي اساسي از جمله: گندم، نان، گوشت، محصولات لبني و غيره - به دلايلي که قبلاً در بند 3 اشاره شد- و همچنين محصولات مصرفي صنعتي توليدي کارخانجات نيز به مقدار زيادي افزايش خواهند يافت که اين افزايش قيمت‌ها باعث ايجاد فشارهاي شديد به مردم و جامعه مي‌گردد.‏
    ‏5. از طرف ديگر، دولت در طي سه سال گذشته سه بار رئيس بانك مركزي را عوض نموده، وزير اقتصاد را عوض کرده و رئيس برنامه بودجه را از کابينه حذف نموده است. به نظر مي‌رسد اساساً در اين سه سال تيم اقتصادي دولت هيچگاه به پايداري نرسيده است كه بخواهد چنين طرح عظيمي را بررسي و کارشناسي نموده باشد. چگونه دولتي که ساختار و تيم اقتصادي آن پايدار نبوده مي‌خواهد ساختار اقتصادي کشور را عوض نمايد؟
    ‏6. آقاي احمدي‌نژاد از يک ‌سو از شکست مباني اقتصاد غرب در دنيا سخن مي‌گويند و از طرف ديگر دليل اجراي برخي از طرح‌هاي مهم اقتصادي از جمله طرح ماليات برارزش افزوده را اجراي آن در ساير کشورهاي اروپايي بيان مي‌نمايند! البته اين عادت هميشگي مسوؤلان ماست که تنها در موارديکه به نفع آنها و سيستم مديريتي دولتي است وضعيت کشور را با با ساير کشورها مقايسه ‌نمايند. براي نمونه بديهي است که اگر ميزان پرداخت ماليات در ساير کشورها از جمله کشورهاي اروپايي بالاست از طرفي هم ميزان پرداخت حقوق به کارگران و کارمندان در آن کشورها نيز بالا است. دولت زماني مي‌تواند ميزان پرداخت ماليات در ايران را با ساير کشورها مقايسه نمايد که ميزان دريافت حقوق کارمندان و کارگران و ساير اقشار جامعه نيز حداقل با آن کشورها برابر باشد. جاي بسي تأسف است که مي‌خواهيم ميزان دريافت ماليات از مردم برابر ميزان ماليات دريافتي در ساير کشورها بوده ولي ميزان دريافت حقوق آنها حداقل برابر با نيمي از حقوق دريافتي در ساير کشورها نيز نباشد. و در بحث بنزين نيز، دولت هميشه قيمت بنزين را با قيمت جهاني آن مقايسه مي‌نمايد ولي هيچگاه به مصرف بالاي خودروهاي داخلي در مقايسه با خودروهاي خارجي ساير کشورها اشاره ننموده و قياس‌هاي خود را تا زمانيکه به نفع سيستم دولتي مي‌باشد انجام مي‌دهد.‏
    ‏7. در مورد افزايش قيمت بنزين و گازوئيل جهت کاهش مصرف سوخت نيز بايد به اين نکته توجه نمود که افزايش قيمت بنزين و گازوئيل به بهانه کاهش مصرف سوخت و استفاده کمتر از خودروهاي شخصي، تا زمانيکه زيرساخت‌هاي حمل و نقل عمومي کشور مهيا و اصلاح نگردند؛ امري بي‌منطق است. چطور دولت و مجلس انتظار دارند در حاليکه اکثر شهرها و کلان شهرهاي ما فاقد يک سيستم جامع حمل و نقل عمومي بوده و برخي از پروژه هاي حمل و نقل عمومي از جمله پروژه قطار شهري مشهد عليرغم گذشت بيش از سيزده سال از شروع آن هنوز به بهره‌برداري نرسيده‌اند؛ مردم به استفاده از حمل و نقل عمومي روآورده و استفاده از خودروهاي شخصي را کاهش دهند؟ که افزايش مصرف بنزين عليرغم افزايش قيمت آن در سالهاي اخير نيز گواهي بر اين مدعا است. به ياد دارم زمانيکه جناب آقاي رئيس جمهور، شهردار تهران بودند با ايشان بهمراه جمعي از دانشجويان دانشکده عمران دانشگاه به اردوي يکروزه در اطراف تهران رفتيم. ايشان در جلسه‌اي که با حضور دوستان برگزار گرديد گفتند: يکي از مشکلات اصلي ما در حمل و نقل اينست که بجاي سرمايه‌گذاري در توليد خودروهاي عمومي، سرمايه‌گذاري اصلي خود را بر توليد خودروهاي شخصي گذارده‌ايم. بنده بعنوان شهردار تهران دو سال است که در نوبتم تا اتوبوس‌هايي را که پول آنها را هم پرداخت کرده‌ام تحويل بگيرم ...! حال نمي‌دانم که چرا در زمان رياست جمهوري ايشان، شاهد افتتاح بزرگترين خط توليد ايران خودرو در شرق کشور در شهر بينالود خراسان و يا استان‌هاي مازندران، کرمانشاه، آذربايجان شرقي و ساير استان‌ها هستيم؟
    ‏8. جديت، تلاش و و دلسوزي آقاي احمدي‌نژاد بر هيچکس پوشيده نيست و اين مسأله بارها مورد تأئيد تمامي دوستان و مخالفان ايشان قرار گرفته است. اما در کنار اين خصوصيات پسنديده، وجود اصرارهاي بي‌منطق بر برخي از تصميمات و عدم استفاده از نظرات ساير کارشناسان و محدود شدن به جمع بسته‌اي از کارشناسان و مشاوران مورد تأئيد ايشان، از نقاط ضعف بزرگ اين دولت است که بارها رهبر معظم انقلاب نيز اين مسأله را به هيأت دولت و شخص رئيس جمهور گوشزد نموده‌اند. نمونه بارز اصرار بر اجراي اين تصميمات غلط و عدم توجه به تذکرات ساير کارشناسان را مي‌توان در بخش‌هاي اعطاي وام مسکن به مردم و افزايش و تورم شديد قيمت مسکن و ايجاد بحران مسکن در جامعه و يا برداشت‌هاي بيش‌از حد از صندوق ذخيره ارزي - البته با مجوز مجلس- و افزايش نقدينگي و ايجاد تورم شديد در جامعه مشاهده کرد. در لايحه هدفمند کردن يارانه‌ها نيز مسوؤلان و کارشناسان دلسوز جامعه بارها نسبت به عواقب و آثار تورمي شديد اجراي اين طرح در جامعه به دولت تذکر داده‌اند که متأسفانه همچون رويه‌هاي گذشته، شاهد عدم توجه دولت به اين نقدها و تذکرات دلسوزانه هستيم. اميد است که اين‌بار دولت همچون گذشته بطور خودسر و خودرأي، اصراري بي‌منطق بر اجراي شتابزده اين طرح نداشته و پس از ايجاد شوک‌هاي شديد اقتصادي در جامعه، دولت و رئيس جمهور (همچون بحران مسکن و افزايش نقدينگي) مجبور به اقرار به اشتباه خود در اين زمينه نگردند.‏
    ‏9. و نکته پاياني آنکه، رهبر معظم انقلاب در رهنمودهاي خود به هيأت دولت در مورد اجراي طرح تحول اقتصادي بر سه شرط: 1- عدم شتابزدگي در اجرا، 2- کاهش آثار تورمي و فشارهاي اقتصادي و 3- اجماع کارشناسي و وفاق ملي بسيار تأکيد نموده‌اند. که بنا بر شواهد موجود اين طرح فاقد سه شرط اصلي مدنظر مقام ‌معظم رهبري مبني بر عدم شتابزدگي در اجرا، کاهش آثار تورمي و فشارهاي اقتصادي بر جامعه و 3- اجماع کارشناسي و وفاق ملي است.‏

    ‏10.اميد است که نمايندگان محترم مجلس از شتابزدگي در تصويب اين طرح خودداري نموده و تمامي آثار و جوانب اجراي اين طرح را مورد بررسي و واکاوي دقيق قرار دهند و و دوستان و فعالان دانشجويي نيز به بررسي دقيق اجراي اين طرح بر وضعيت اقتصادي و معيشتي مردم پرداخته و آثار و عواقب اجراي شتابزده اين طرح بدون کار کارشناسي دقيق را به مسوؤلان و نمايندگان مجلس گوشزد نمايند.‏
    دنياي اقتصاد
    «تاثيرات بسته اقتصادي اوباما بر اقتصاد جهان و ايران» عنوان سرذمقاله‌ي روزنامه‌ي دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق الحسيني است كه در آن مي‌خوانيد؛ با اعلام موافقت سه تن از جمهوري‌خواهان ميانه‌رو سناي آمريکا، بسته اقتصادي بيش از 800 ميليارد دلاري اوباما در آستانه تصويب قرار گرفته است.
    اين در حالي است که بدون حمايت اين جمهوري‌خواهان، امکان تصويب اين طرح در سنا وجود نداشت. بدين جهت اوباما و تيمش در چند هفته سخت کاري توانستند بر سنا فايق آيند و با قانع کردن اين سه سناتور، در آستانه پيروزي سياسي (و البته نه اقتصادي!) قرار گيرند.
    البته گمانه‌زني‌ها درباره اين بسته قبل از رسميت يافتن رياست‌جمهوري اوباما شروع شده بود و بسياري بر اين عقيده بودند که اوباما نمي‌تواند به راحتي اين بسته را از سد سنا بگذراند. اما آقاي اوباما با لابي‌گري‌هاي فراوان و احتمالا با اعطاي امتيازات گوناگون، توانست حمايت اکثريت نسبي سنا را به دست آورد. در اين مختصر سعي خواهد شد تا با بررسي کوتاهي بر ابعاد گوناگون بسته اقتصادي اوباما، نسبت به اثرات آن بر اقتصاد آمريکا، اقتصاد جهان و اقتصاد ايران ارزيابي‌هايي به دست داده شود. هرچند اثرات اين طرح بر اقتصاد جهان مبهم بوده و نمي‌توان در مورد اثرات قطعي آن سخني گفت، اما مي‌توان خطوط کلي را در ارتباط با اثرات احتمالي اين بسته اقتصادي خاطرنشان ساخت.
    در يك بررسي «رسمي» كه اخيرا از اثرات اين بسته اقتصادي بر سطح اشتغال به عمل آمده است، (اثرات طرح بهبود و باز سرمايه‌گذاري در آمريكا، بر روي مشاغل)، نظرات گوناگوني در رابطه با جايگزيني مخارج بخش خصوصي توسط بخش دولتي و ميزان افزايش آنها بيان شده است. كريستينا رومر (رييس جديد شوراي مشاوران اقتصادي) و جارد برنشتاين (رييس آتي مشاوران معاون اول رييس‌جمهور) در محاسبات خود اعلام کرده اند که مبالغ پيش‌بيني شده در بسته اوباما در بخش‌هاي انرژي، زيرساخت‌ها، مراقبت‌هاي پزشكي، كاهش ماليات‌ها و پرداخت‌ مستقيم به بيكاران و ديگر افراد كم‌درآمد، هزينه خواهد شد.
    ارزش اين بسته محرك که اوباما آن را 836 ميليارد دلار اعلام کرده، ولي سنا تا به حال صرفا با 819 ميليارد دلار آن موافقت کرده است، تقريبا برابر با 7درصد GDP واقعي حدود 12هزار ميليارد دلاري است كه براي فصل آخر 2010، بدون احتساب هيچ گونه بسته محرکي تخمين زده مي‌شود. اين دو پس از تحليلي كه به عمل آورده‌اند، به اين نتيجه مي‌رسند كه اين بسته محرک، GDP واقعي را در سه ماه آخر 2010 و در مقايسه با شرايطي كه هيچ گونه بسته محرکي اعمال نشده باشد، 7/3درصد افزايش خواهد داد. براساس محاسبات آنها، نرخ بيكاري در سه ماه آخر 2010 با وجود بسته محرك در حدود 7‌درصد خواهد بود، در حالي كه نرخ بيکاري بدون اين بسته، تقريبا برابر با 9درصد مي‌گردد.
    البته به نظر مي‌رسد با توجه به افزايش مخارج دولت، عملا جانشيني (Crowding-out) قابل توجهي در مخارج بخش خصوصي رخ خواهد داد. با توجه به آن که هفته گذشته رابرت بارو، اقتصاددان شهير، در وال استريت ژورنال اعلام کرد که ضريب فزاينده مخارج دولتي در اقتصاد آمريکا حتي در بهترين شرايط حدود 8 دهم بوده است، به نظر مي‌‌رسد اثرات اين طرح‌هاي شبه کينزي در اقتصاد آمريکا، به جانشيني مخارج بخش خصوصي توسط مخارج دولتي و عملا به کاهش رشد اقتصادي بلند مدت بيانجامد، اما به هرحال با افزايش مصرف کوتاه مدت احتمالا مي‌تواند بيکاري را در کوتاه مدت کاهش داده و از شدت رکود در چند ماه آينده بکاهد. اما اين بدان معنا نيست که رکود پايان يافته و يا بسته اقتصادي اوباما مي‌تواند از وضعيت نامطلوب اقتصادي در ميان مدت و بلندمدت نيز بکاهد. چرا که از يك سو، ارزش واقعي اين برنامه‌هاي دولتي محدود هستند، زيرا عجولانه‌ تدوين شده‌اند و احتمالا نقايص زيادي دارند. همچنين قرار است با انگيزه‌هاي دولتمردان و با توجه به مشکلات تخصيص منابع دولتي، تخصيص يابند. از سوي ديگر، با وجود نرخ بيكاري 7 تا 8درصدي، هدف‌گذاري طرح‌هاي موثر هزينه‌اي كه عمدتا از كارگران بيكار يا سرمايه نيمه بيكار استفاده مي‌كنند، غيرممكن است (چرا که اين نرخ بيکاري، بدان مقدار بالا نيست که بتوان طرح‌هاي کينزي را در آن اجرا نمود). همچنين همان‌طور که اقتصاددانان مطرح در پاسخ به اين مطالعه عنوان کرده‌اند، صرف مخارج در زيرساخت‌ها و به ويژه در بخش‌هاي سلامت، انرژي و آموزش، عمدتا سبب خواهد شد كه افراد شاغل از ديگر فعاليت‌ها، به بخش‌هايي جذب شوند كه به واسطه مخارج دولت، به صورت مصنوعي تحريك شده‌اند. بنابراين احتمالا خالص ايجاد مشاغل از اين‌گونه طرح‌ها، بسيار كم تر از پيش‌بيني‌ها خواهد بود. اينها همه بدان معنا است که اگر ارزش‌ فعاليت‌هاي خصوصي كه به واسطه افزايش مخارج دولت، دچار کاهش خواهند شد، نسبت به فعاليت‌هايي كه توسط دولت به صورتي عجولانه تشويق شده‌اند، بيشتر باشد، آن‌گاه ارزش افزايش در GDP و اشتغال، مي‌تواند بسياركم و حتي منفي باشد.
    از سوي ديگر از آنجا که اگر اين سياست مالي انبساطي با سياست‌هاي پولي پشتيبان همراهي نشود، عملا اثرات بسيار کمتري خواهد داشت؛ در نتيجه پيش‌بيني مي‌شود که سياست‌هاي پولي هم به سمت تسهيل پول و وام دهي حرکت کنند. اين امر به معناي افزايش تورم و همان طور که گري بکر پيش‌بيني کرده است، به معناي افزايش نرخ‌هاي بهره بلندمدت پس از اجراي اين بسته خواهد بود.

    از سوي ديگر اثر اين بسته بر بازار سهام آمريکا و جهان هنوز مبهم است. اما به نظر مي‌رسد شرکت‌ها و صنايعي که از منافع اين بسته اقتصادي بهره‌مند مي‌شوند، در بازار سهام رشد کرده و حرکت معکوس ديگر صنايع و ديگر شرکت‌ها آغاز گردد. همچنين با توجه به طرح جديد وزير خزانه داري (تيموتي گيتنر) در خصوص اختصاص يك‌و‌نيم تريليون دلار به سيستم بانکداري، به نظر مي‌رسد طرح‌هاي بلند پروازانه اوباما براي اقتصاد آمريکا با اين طرح به اتمام نخواهند رسيد. همين سبب شده است تا نااطميناني‌هاي گسترده نسبت به حرکت‌هاي اوباما و چگونگي خرج‌کرد بسته‌هاي پيشنهادي افزايش يابد و در نتيجه بازار کالاهاي استراتژيک جهاني همچون نفت و طلا و ... روندي پر نوسان، توام با بيم و اميد و در نتيجه در کل روندي افزايشي را شاهد باشند که اين افزايش پرنوسان تا هنگامي که اثرات طرح‌ها و حرکت‌هاي اوباما کاملا مشخص و محرز نشود، وجود خواهد داشت. در نتيجه دست کم در ماه‌هاي آينده، وضعيت اقتصاد جهان و اقتصاد ساير کشورها تحت تاثير اين عدم اطمينان‌ها نامشخص و نامتلاطم خواهد بود و به نظر مي‌رسد با ثبات ساير شرايط، قيمت نفت روندي پرنوسان در جهت افزايشي اندک را داشته باشد، که اين امر هرچند براي دولت‌هاي کشورهاي توسعه يافته درگير بحران مالي خبر بدي است، اما براي دولت‌هاي نفتخيزي همچون دولت ما خبر خوبي محسوب مي‌شود. چرا که مي‌توان اميدوار بود تا زمان انتخابات رياست‌جمهوري قيمت نفت کاهش جدي نخواهد يافت.
    در آخر نياز است خاطر نشان گردد که بدترين پيامد حرکات کينزي اوباما در جهت افزايش مخارج مالي دولت، بازگشت روحيه حمايت گرايي و افزايش مداخلات دولت در اقتصاد و در نتيجه کاهش بهره‌وري خصوصا در کشورهاي اروپايي و آسيايي است که آينده روشني را براي اقتصاد جهاني نويد نمي‌دهد.
    اين نکته هم حائز اهميت است که هفته گذشته با وجود پيش‌بيني‌هاي صندوق بين‌المللي پول و بانک جهاني مبني بر ادامه يافتن بحران مالي تا اواخر سال 2010 فدرال رزرو نيويورک اعلام کرد که با توجه به آخرين داده‌هاي به دست آمده، بحران تا انتهاي سال 2009 در آمريکا خاتمه خواهد يافت.
    در اين شرايط تنها کاري که از دست ما بر مي‌آيد، اين است که منتظر بمانيم و ببينيم که اولا آيا بحران به زودي تمام خواهد شد يا خير و ثانيا با تمام شدن بحران آيا افزايش دخالت‌هاي دولت در اقتصاد ادامه خواهد يافت يا درس‌هايي که از بحران‌هاي پيشين گرفته شده است، سياست‌گذاران را از اين مهم برحذر خواهد داشت.
    سرمايه
    «مشکلات واحدهاي توليدي» عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي سرمايه به قلم محمد مروج حسيني است كه در آن مي‌خوانيد؛ براساس خبر اعلام شده در حال حاضر يک هزار و 414 واحد بحراني وجود دارد که حدود 13 هزار ميليارد تومان به بانک ها بدهکار هستند. اين رقم بخشي از 30 تا 40 هزار ميليارد تومان بدهي بخش هاي مختلف به بانک ها است. درخصوص علت بحراني شدن اين واحدهاي توليدي ذکر چند نکته ضروري است؛ اول آنکه واحدهاي توليدي داخل کشور به سختي قدرت رقابت در سطح جهاني را دارند.
    حال با وجود بحران اقتصادي اخير و سرازير شدن کالاهاي ارزان قيمت وارداتي به کشور به خودي خود توليد برخي کالاها از چرخه خارج و بازار کالاهاي وارداتي به دليل ارزان تر بودن گرم شده است. در شرايطي که کالاي ارزان قيمت وارد بازار شده و قدرت رقابت نيز وجود ندارد نخستين ضربه هاي جدي به واحدهاي توليدي وارد مي شود.
    دوم آنکه برخي سازمان ها و وزارتخانه ها به دليل نبود نگاه کارشناسي و مطالعات دقيق موانعي را براي بخش توليد ايجاد مي کنند. سازمان حمايت از مصرف کنندگان به توليدکنندگان فشار مي آورد که قيمت ها را پايين بياورند. دستوري برخورد کردن اين سازمان بدون توجه به قيمت تمام شده محصولات نوع ديگري از خروج توليد و بحراني شدن واحدهاي توليدي را رقم مي زند.
    موضوع ديگر مشکل نقدينگي واحدهاي توليدي است که همچنان وجود دارد. امسال بدترين زماني است که توليدکنندگان از نظر مشکل نقدينگي با آن روبه رو هستند، چرا که در حال حاضر به دليل قدرت خريد پايين مردم و رکود حاکم بر بازار واحدهاي توليدي با مشکل جدي مواجه هستند. آنچه مسلم است، صاحبان واحدهاي توليدي در اسفندماه بايد شش ماه حقوق پرداخت کنند و از واحدي که فروش نداشته باشد چگونه مي توان انتظار داشت حقوق کارگران خود را بپردازد و با مشکل نيز مواجه نشود و اينگونه مي شود که کارفرما با بازخريد کارگران خود تا حدودي در جهت رفع مشکلات خويش برمي آيد اما اين راهکار هرگز چاره اصلي براي رفع مشکل واحدهاي توليدي نيست، در عين حال نيز افزايش مقرري بگيران بيمه بيکاري به دليل آنکه موجودي صندوق بيمه بيکاري منفي است، وضعيت آشفته اي را فراهم کرده که به اوضاع موجود دامن زده است.



    منبع :جام جم آنلاین

  3. #43

    تاریخ عضویت
    Oct 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    496
    تشکر
    940
    تشکر شده : 951
    McAfee Firefox Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    0
    Update 29 بهمن سال 1387
    روزنامه‌هاي صبح امروز ايران مهمترين عناوين خبري خود را به مسائل زير اختصاص دادند.

    * ايران
    - رهبر معظم انقلاب در ديدار هزاران تن از مردم آذربايجان شرقي: مسئولان كنوني از شعارهاي انقلاب شرمگين نيستند
    - با ابلاغ دستور‌العمل از سوي دولت: مطالبات امسال فرهنگيان نقدي پرداخت مي‌شود
    - 5700 حقوقدان ايراني اعلام جرم كردند، 24 جنايتكار جنگي اسرائيل تحت تعقيب دستگاه قضايي ايران
    - وزير امور اقتصادي و دارايي خبر داد: كاهش مجدد قيمت‌ها تا پايان سال

    *‌جوان
    - رهبر معظم انقلاب در ديدار مردم آذربايجان شرقي: جوانان امروز از نسل گذشته زبده‌ترند
    - اعلام جرم 5700 حقوقدان ايراني عليه جنايتكاران صهيونيست
    - حق‌التدريسي‌ها پاداش آخر سال مي‌گيرند
    - اعلام ضوابط جديد دريافت گواهينامه رانندگي
    - طلسم واگذاري بانك‌هاي دولتي پس از 5 سال شكست: سهام بانك ملت فردا عرضه مي‌شود

    * جام جم
    - روزنامه صهيونيستي هاآرتص: اسرائيل از مذاكره اوباما با ايران نگران است
    - رهبر معظم انقلاب عنوان كردند: نسل امروز كارآزموده‌تر از جوانان اول انقلاب
    - دادستان كل كشور در نامه‌اي به وزير اطلاعات: فعاليت‌هاي فرقه ضاله بهائيت غير قانوني است
    - وزير اقتصاد: قيمت 140 قلم كالا كاهش يافته است
    -ابطال 1851 گواهينامه رانندگان حادثه ساز

    * همشهري
    - رهبر معظم انقلاب: مقابله با شبيخون فرهنگي، وظيفه‌اي همگاني است
    - لاريجاني: به دولت توصيه مي‌كنيم قانون را رعايت كند، انتقاد شديد نمايندگان مجلس به واردات غير قانوني بنزين
    - حضور بي‌سابقه عزادارن حسيني در كربلا
    - شيوه سعي و خطا سم مديريت كشور است
    - كاهش 25 درصدي اعتبار حمل و نقل شهري در بودجه 88

    * رسالت
    - عسكر اولادي در گفتگو با ايسنا: براي پيشرفت كشور بايد با فرهنگ نقد آشنا شويم
    - رهبر معظم انقلاب سه درس قيام مردم تبريز را تبيين فرمودند: جرات اقدام نترسيدن از خطرها اميد به آينده
    - اعلام جرم 5700 حقوقدان ايراني عليه رژيم صهيونيستي
    - محمد مهدي نجفي در گفتگو با رسالت مطرح كرد:اختراع راهنماي خودكار اتومبيل براي اولين بار در جهان
    - گزاش خبرنگار رسالت از صنعت فرش استان سمنان: فرش دستباف اشتغالزايي ارز آوري

    * سرمايه
    - بردشت بدون مجوز 2 ميليارد دلاري امسال دردسرساز شد: تخلف دولت در واردات بنزين
    - مخبر كميسيون تلفيق مجلس: مصارف ارزي سا ل87 از 70 ميليارد دلار گذشت
    - در اقدامي بي سابقه: حساب مشتريان بانك‌ها رمزگشايي مي‌شود
    - خرس نقره‌اي در آغوش اصغر فرهادي:‌انتخاب تماشاگران ايراني جايزه برلين را هم برد


    *‌اعتماد
    - دولت به مجلس اعلام كرد: سه روز مهلت براي لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها
    - صداي پاي طالبان در پاكستان
    - وزارت امور خارجه: آمريكا به ابتكارات ما پاسخ دهد
    - با پيروزي دموكراسي معكوس در ونزوئلا : چاوس رئيس جمهور مادام‌العمر شد
    - افتخاري ديگر براي سينماي ايران: خرس نقره‌‌يي برليناله براي كارگردان «درباره الي»

    * جهان صنعت
    - هشدار مركز پژوهش‌هاي مجلس در مورد بودجه 88: منابع و مصارف بودجه ناسالم است
    - عبدالعلي زاده در مورد قيمت مسكن: افزايش 400 درصدي كاهش 30 درصدي!
    - پيامك جاي ديد و بازديد را نگيرد
    - ميتال، سلطان فولاد جهان
    - پرتقال خارجي پتكي بر سر باغدار
    - همه پرسي در ونزوئلا

    *تفاهم
    - آفت «قرمز» بر جان ماهيان؛ صيادان جنوب دچار مشكل جدي هستند
    - دو نهاد تازه در بوته نقد مديران بانكي
    - مديرعامل شركت واگن‌سازي تهران: واگن‌هاي مترو در گمرك خاك مي‌خورند!
    - كارآفرين جوان پاي ميز مذاكره

    *پول
    - سايه ابهام بر سر اپراتور سوم
    - هاشمي رفسنجاني:‌ استمرار سعي و خطا در مديريت سم است
    - دادستاني: بانكها حق جايزه بالاي 25 ميليون ندارند
    - بازگشايي نماد مخابرات يكشنبه آينده

    *جهان اقتصاد
    - انتقاد مجلس از خريد بدون مجوز سوخت
    - مهندس موسوي: حزب براي چنگ زدن به قدرت به وجود نيامد
    - گفتگوي تهران- واشنگتن به ميزباني بغداد
    - دسترسي كمتر از 25 درصد كشورهاي در حال توسعه به خدمات مالي رسمي

    *سياست روز
    - كارشناسان در گفتگو با سياست روز: روسيه راهبرد منفعت دوگانه را دنبال مي‌كند
    - عيار «بانك ملت» فردا محك مي‌خورد
    - تحليل محسن هاشمي از انتخابات دهم
    - بازداشت كلاهبرداري كه 44 بار محكوم شد

    *مردمسالاري
    - تايم شرايط و فضاي كنوني ايران و آمريكا را تحليل كرد؛ بهترين زمان مذاكره
    - واكنش به واردات بنزين بدون مجوز مجلس
    - هاشمي رفسنجاني: آزمايشي عمل كردن سمي براي مديريت جامعه است
    - اعلام جرم 5700 حقوقدان ايراني عليه جنايت‌هاي رژيم صهيونيستي در غزه

    *اعتمادملي
    - فيلم گلشيفته فراهاني و اصغرفرهادي پس از تهران در برلين هم برنده جايزه شد؛ شكار خرس نقره‌اي
    - ديدار مردم آذربايجان با مقام معظم رهبري
    - مهندس موسوي: عده‌اي تمام ملت را در خود خلاصه مي‌كنند

    *باني فيلم
    - ذائقه يكسان ايرانيها و آلماني‌ها!؛ فرهادي بهترين كارگردان برلين شد
    - سي دي قلابي «اخراجي‌ها 2» ركوردشكني كرد!
    - كيميايي «آهو» را در سرخس جلوي دوربين مي‌برد
    - پرويز نوري بازيگر اصلي داريوش مهرجويي شد

    *دنياي اقتصاد
    - سرنوشت كاهش قيمتها چه خواهد شد؟ سه نگاه دولتي به واردات
    - نمره كيفيت خودروهاي داخلي
    - پول مشكل گشاي توسعه است؟
    - تدابير ويژه براي مقابله با قيمت شكني

    *وطن امروز
    - رهبر انقلاب در ديدار مردم آذربايجان شرقي: مسئولان امروز از شعارهاي انقلاب شرمنده نيستند
    - وزير كشور خبر داد: تصويب شرح وظايف ستاد صيانت از حريم امنيت عمومي
    - نوذري در صحن علني مجلس: صنعت نفت نيازمند 500 ميليارد دلار سرمايه‌گذاري است
    - اعلام جزييات ثبت نام و برگزاري كارشناسي و كارشناسي ارشد فراگير

    *جمهوري اسلامي
    - رهبر انقلاب: ملت ايران در مقابل تلاش دشمن براي تهي كردن انقلاب هوشيار است
    - تصويب طرح بيمه اجتماعي قاليبافان و شاغلان صنايع دستي در مجلس
    - تشييع پيكر 3 شهيد گمنام دفاع مقدس و خاكسپاري در دانشگاه پيام نور
    - اعلام جرم 5700 حقوقدان ايراني عليه جنايتكاران رژيم صهيونيستي در غزه

    *كيهان
    - رهبر انقلاب در ديدار مردم آذربايجان شرقي تبيين فرمودند: اصلي‌ترين دستور كار دشكن كاهش روحيه ديني و ضد استكباري
    - اعلام جرم 5700 حقوقدان ايراني عليه سران جنايتكار اسراييل
    - كاهش 50 درصدي قيمت برنج خارجي و ميوه
    - كارشناس عربستان: تغييرات دربار سعودي از پيامدهاي جنگ غزه است

  4. #44

    تاریخ عضویت
    Oct 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    496
    تشکر
    940
    تشکر شده : 951
    McAfee Firefox Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    0
    Update گزیده ای از اخبار 29 بهمن سال 1387
    روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه گزيده برخي از آنها در زير مي‌آيد.

    * كيهان

    روزنامه كيهان در سرمقاله امروز خود با عنوان ذوق زده نشويد ! به قلم حسين شريعتمداري آورده است:

    اشاره رئيس جمهور محترم كشورمان به آمادگي ايران براي مذاكره با آمريكا كه در سخنراني مراسم 22بهمن امسال مطرح شده بود بازتاب گسترده اي در محافل سياسي و رسانه اي غرب داشت و با تحليل ها و تفسيرهاي فراواني كه هنوز هم ادامه دارد، روبرو شد. آقاي دكتراحمدي نژاد در بخشي از سخنان خود با اشاره به اظهارات باراك اوباما درباره تغيير سياست خارجي آمريكا و حركت در مسير مذاكره با ايران، گفته بود «بسيار روشن است كه تغيير واقعي بايد بنيادين باشد نه تاكتيكي. ملت ايران از تغييرات حقيقي استقبال مي كند. ملت ايران آماده گفت وگوست، اما گفت وگو در فضاي عادلانه و احترام متقابل.»
    به نظر مي رسد آقاي احمدي نژاد در پي آن بوده است كه ترفند رئيس جمهور جديد آمريكا را بي پاسخ نگذارد و با تاكيد بر دو قيد «عادلانه» و «احترام متقابل» كه در قاموس دولت هاي آمريكا مفهومي ندارد، چهره واقعي آمريكا را نزد افكارعمومي جهانيان برملا سازد. اين انگيزه قابل احترام است، اما با عرض پوزش بايد گفت اظهارات رئيس جمهور كشورمان برخلاف انگيزه انقلابي ايشان و انتظاري كه داشته اند «بازي در ميدان دشمن» بوده است و لازم است به گونه اي هوشمندانه و بي درنگ جبران شود تا اين توهم و تصور غلط را پديد نياورد كه انگار جمهوري اسلامي ايران در مواضع انقلابي، منطقي و عزتمندانه خود تجديدنظر كرده است!
    ساعتي بعد از پايان سخنراني آقاي احمدي نژاد، رسانه ها و محافل سياسي غرب اظهارات ايشان درباره آمادگي براي مذاكره با آمريكا را نشانه تجديدنظر ايران در مواضع قبلي ارزيابي كردند اما در همان حال بر اين نكته نيز تاكيد داشتند كه تصميم درباره مذاكره با آمريكا برعهده رئيس جمهور نيست و از سوي ديگر با اشاره به شعارهاي «مرگ بر آمريكا» كه در تمامي طول مراسم و حتي هنگام سخنراني آقاي احمدي نژاد بر زبان مردم بود و يا روي پلاكاردهاي بزرگ نقش بسته بود، نتيجه مي گرفتند، نمي توان به اعلام آمادگي رئيس جمهور براي مذاكره با آمريكا اميدبست.
    روزنامه اسپانيايي «ال پائيس» از قول خبرنگار خود كه در مراسم حضور داشت، نوشت؛ «محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران در مراسم سالگرد پيروزي انقلاب اعلام كرد براساس احترام متقابل براي مذاكره با آمريكا آماده است. رئيس جمهور ايران اعلام كرد كشورش از هرگونه تغيير واقعي در اين خصوص و نه صرفاً تاكتيكي استقبال مي كند اما، اين بار از واشنگتن نخواست به علت جناياتي كه درگذشته عليه ايران مرتكب شده، عذرخواهي كند يا نيروهاي خود را از سراسر جهان عقب بكشد.»!
    خبرگزاري آمريكايي آسوشيتدپرس نيز اعلام آمادگي ايران براي مذاكره با آمريكا را بلافاصله روي خروجي خود گذاشت و تحليلي مشابه ال پائيس به آن اضافه كرد. اين خبرگزاري در بخشي از گزارش خبري خود آورده بود؛ «البته تصميم نهايي در دست آيت الله خامنه اي رهبر برجسته ايران است و ايشان تاكنون سخني در اين باره نگفته اند.»
    روزنامه آمريكايي واشنگتن پست نوشت؛ ايران براي انجام مذاكره با آمريكا علامت مي فرستد! و روزنامه انگليسي فايننشال تايمز اعلام كرد؛ ايران به پيشنهاد مذاكره اوباما، پاسخ مثبت داد.! روزنامه آمريكايي كريستين ساينس مانيتور ضمن استقبال از سخنان رئيس جمهور كشورمان، نااميدي خود را اينگونه اعلام كرد كه؛ علي رغم اظهارات احمدي نژاد، ايرانيان همچنان شعار مرگ بر آمريكا سر مي دهند و روزنامه الحيات نوشت؛ تغيير لحن رئيس جمهور ايران طي 30 سال گذشته بي سابقه است! و...
    ساير خبرگزاري ها و رسانه هاي آمريكايي و اروپايي و برخي از رسانه هاي منطقه نيز تفسيرهاي مشابهي داشتند كه پرداختن به همه آنها غيرضروري و بيرون از محدوده اين نوشته است.
    و اما نكته در خورتوجه آن كه محافل سياسي و رسانه اي غرب اگرچه مي كوشيدند اظهارات دكتراحمدي نژاد را نشانه تغيير در سياست خارجي ايران و پاسخي مثبت به شعار تغيير باراك اوباما قلمداد كنند ولي به گونه اي تلويحي و برخي نيز با صراحت اين دو گزينه كه «تصميم نهايي برعهده رهبري است» و «احمدي نژاد به عنوان يك انقلابي مسلمان و اصولگرا تابع نظر رهبر است» را كنار يكديگر نهاده و نتيجه مي گرفتند كه اولا نبايد انتظار تغيير در سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران-مخصوصاً درباره آمريكا- را داشته باشند و ثانياً؛ از تاكيد احمدي نژاد بر قيدهايي نظير، «احترام متقابل»، «عادلانه»، «تغيير استراتژيك در سياست آمريكا و نه تغيير تاكتيكي» و... به اين نتيجه مي رسيدند كه منظور رئيس جمهور كشورمان از آمادگي براي مذاكره با آمريكا، آنگونه كه در نگاه اول به نظر مي رسد نيست و نمي تواند به مفهوم دست كشيدن از سياست رسماً اعلام شده جمهوري اسلامي ايران باشد.
    و اما، همانگونه كه دشمنان بيروني دريافته و به آن پرداخته اند، تصميم درباره مذاكره با آمريكا برعهده رهبرمعظم انقلاب است و يكي از برجسته ترين و قابل تقديرترين ويژگي احمدي نژاد، پيروي بي چون و چراي او از رهبرمعظم و تلاش در بستر گفتمان امام و انقلاب است. بنابراين، به آساني مي توان نتيجه گرفت كه اظهارات روز 22بهمن ايشان، اگرچه بايد دقيق تر و حساب شده تر ادا مي شد تا سوءاستفاده دشمنان بيروني را در پي نداشته باشد ولي بدون كمترين ترديدي، مقصود رئيس جمهور كشورمان نرمش در مقابل آمريكا و يا حساب باز كردن روي شعار «تغيير» اوباما نبوده است. چرا كه «مذاكره با آمريكا»، «نياز» آمريكاست كه سعي دارد آن را با عنوان «امتياز» بفروشد! با اين حال اشاره به نكته اي دراين ميان ضروري به نظر مي رسد؛ سه سال قبل، نگارنده طي يادداشتي درباره مذاكره با آمريكا نوشته بود «مقاومت 27 ساله -تاريخ يادداشت 3 سال پيش است- جمهوري اسلامي ايران در برابر باج خواهي و زورگويي آمريكا و متحدانش، ايران اسلامي را به پرچمدار مبارزه با سلطه جهاني و يك الگوي موفق براي حركت هاي آزادي خواهانه و استقلال طلبانه تبديل كرده است به گونه اي كه امروزه، نهضت هاي اسلامي در جهان اسلام با الهام گرفتن از ايستادگي و مقاومت ايران اسلامي به حركت خود ادامه مي دهند و جمهوري اسلامي ايران را عقبه استراتژيك و نمونه موفق و پيشتاز براي جنبش هاي مقاومت مي دانند، انتفاضه فلسطين از مقاومت ايران در مقابل آمريكا و متحدانش ريشه گرفته، حزب الله لبنان، حركت اسلامي در بحرين، پيروزي اسلامگرايان در تركيه و الجزاير، مقاومت اسلامي در افغانستان، رويكرد به مباني اسلام انقلابي در عراق و... كه امروزه عرصه را بر آمريكا و متحدانش تنگ كرده اند، همگي با نگاه به الگوي ايران اسلامي شكل گرفته و به حركت خود ادامه مي دهند... هدف آمريكا از مذاكره با ايران، ابلاغ اين پيام -بخوانيد توهم- به حركت هاي اسلامي در تمامي جهان است كه ايران نيز بعد از سالها مقاومت چاره اي جز تسليم در برابر آمريكا نداشته است!
    و بالاخره-و فصل الخطاب- نگاه حكيمانه و مستدل رهبرمعظم انقلاب است كه دراين باره مي فرمايند؛
    «ما با ملاحظه همه جوانب، با مطالعه همه تجربه هاي كشور خود و كشورهاي همسايه و با مشورت با صاحب نظران عمده و داراي رأي، به اين نتيجه مي رسيم كه نه فقط رابطه با آمريكا، بلكه مذاكره با دولت آمريكا امروز برخلاف مصالح ملي و منافع ملت است، اين يك نظر متعصبانه نيست، اين يك انديشه و فكر است، بررسي شده و با ملاحظه همه جوانب است. مذاكره با آمريكا- چه در قضاياي كنوني و چه در مسائل ديگر- به معناي باز كردن باب توقعات و طلبكاريهاي آمريكاست.»
    و در جاي ديگر تاكيد مي كنند؛
    «مذاكره مشكلي را حل نمي كند. دولت آمريكا صريحاً با نظام اسلامي، هويت اسلامي و ايمان اسلامي مردم ما اعلام مخالفت كرده است. علتش اين است كه اسلام موجب شده تا اين ملت در مواضع خود مستقر و ثابت باشدو پا بر جا بايستد و تسليم آنها نشود. هدف آمريكا اين است كه سيطره خود را كه در دوران رژيم منحوس پهلوي- بخصوص در سي سال آخر آن رژيم- بر همه جاي كشور گسترده بود، دوباره برقرار كند. معلوم است كه ملت ايران بعد از اين انقلاب عظيم، بعد از اين همه فداكاري و قهرماني و بعد از اين همه شهادتها، تسليم چنين زورگويي نخواهد شد. نخير، مذاكره هيچ مشكلي را حل نمي كند.
    مذاكره با آمريكا، البته براي دولت آمريكا مفيد است. با مذاكره، او جاي پايي پيدا مي كند تا بتواند خواسته هاي خود را بيشتر تحميل كند و توقعات خود را انبوه تر بر سر اين ملت و دولت بريزد. مذاكره موجب مي شود كه دولت آمريكا بتواند همين تهديدهايي را كه الان از دور مي كند، همين توقعات بيجا و قلدرانه اي را كه در مصاحبه ها و سخنرانيها مي گويد، پشت ميز مذاكره، با حجم بيشتر و با قدرت چانه زني بيشتر، بر سر مسئولان كشور ما بريزد. معناي مذاكره اين نيست كه آمريكا حاضر باشد هويت اين ملت را، نظام جمهوري اسلامي را، ايمان اين مردم و مواضع آنها را به رسميت بشناسد. آنها با اين اساس مخالفند، آنها با حضور اين مردم مومن مخالفند، آنها دنبال اين هستند كه همان روشهايي را كه در دوران حكومت پهلوي اعمال مي شد- همان فساد، همان تسلط و همان قاهريت- دوباره در اين مملكت ايجاد كنند، اين كه با مذاكره حل نمي شود.»

    * جمهوري

    روزنامه جمهوري در سرمقاله امروز خود با عنوان آل سعود و تغييرات در ساختار قدرت آورده است:

    عبدالله بن عبدالعزيز پادشاه عربستان با انجام برخي تغييرات كليدي در ساختار قدرت آل سعود ضمن عزل عده اي از وزيران 6 مفتي عضو هيئت حكومتي « دارالافتا سعودي » و رئيس شوراي عالي قضائي اين كشور توجه ناظران بين المللي را به تحولات عربستان جلب كرده است .
    اگرچه درباره علت اتخاذ چنين تصميمي از جانب ملك عبدالله هيچگونه اطلاعيه رسمي و توضيحي منتشر نشده ولي اين تغييرات عمده از اختلافات شديدي در اردوي حكومتي آل سعود حكايت دارد.
    آنچه اهميت اين تغييرات را قدري بيشتر جلوه مي دهد غيبت مستمر « سلطان بن عبدالعزيز » وليعهد بيمار عربستان است كه براي ماهها به خاطر مداواي بيماري شديد خود مجبور است در خارج از كشور به سر ببرد و تقريبا از روند تحولات حكومتي به دور مانده است . علاوه بر اين وليعهد 85 ساله بخاطر كهولت سن خود نيز حتي بدون بيماري هم تقريبا « از كار افتاده » تلقي مي شود ولي براي حفظ شئون ظاهري همچنان مقام ولايت عهدي را تاكنون يدك مي كشيد. گفته مي شود ملك عبدالله برادر كوچكتر خود را به ولي عهده ي منصوب كرده است .
    با وجود آنكه تحولات داخلي دربار آل سعود معمولا درون يك حلقه بسته رخ ميدهد و عموما انعكاس چنداني در خارج از دربار ندارد لكن ابعاد تحولات اخير به حدي است كه ناظران با عنوان « كودتا » از آن ياد كرده اند. اين تغييرات بي سابقه درواقع يك خانه تكاني گسترده درون ساختار قدرت است كه باعث كنار گذاشتن صاحب منصبان قدرتمند از اصلي ترين نهادهاي حكومتي شده و در آن واحد تغييرات جدي در قلمرو سياسي ـ نظامي و قضائي را در بر مي گيرد.
    واقعيت اينست كه كشور عربستان اكنون مدتهاست كه با مشكلات فزاينده اي در قلمرو سياسي امنيتي اجتماعي و فرهنگي در داخل و خارج مواجه است بطوري كه درخصوص توانمندي آل سعود در جهت برطرف كردن مسائل و حل و فصل مشكلات پيش رو تدريجا ترديدهائي به وجود آمده است .
    اختلاف بر سر قدرت و به عبارت روشن تر جنگ قدرت خاموشي كه در خاندان آل سعود به ويژه براي ادامه حكومت بعد از ملك عبدالله در جريان است موجب شده اين كشور در زمينه مسائل داخلي منطقه اي و بين المللي فاقد تحرك و پويائي مورد انتظار گرديده و تقريبا « رياض » در تمامي زمينه ها واكنشي انفعالي دارد. اگرچه عربستان از هر جهت داراي موقعيت مناسبي است و بويژه از ديدگاه سياسي ـ اقتصادي از شرايط خوبي برخوردار است لكن نقش و جايگاه رياض در مناسبات بين الملل اسلامي و حتي بين العربي مرتبا كاهش يافته و تحت الشعاع تحركات كشورهائي درحد و اندازه « قطر » قرار گرفته است .
    رياض نتوانست توافقات طائف درخصوص آشتي دولت اسماعيل هنيه با طيف ابومازن را عملي كند و خود نيز عليه دولت حماس وارد منازعات قدرت شد . رياض حتي در بحران سياسي لبنان هم جانب دولت فواد سينيوره و جناح 14 مارس را گرفت و روي اسب بازنده سرمايه گذاري كرد. رياض در حوادث غزه هم عليه مردم غزه و دولت حماس وارد صحنه شد و عملا جانب اشغالگران صهيونيست را گرفت كه البته با رسوائي شكست و ناكامي مطلق مواجه شد.
    از سوي ديگر بحرانهاي امنيتي و متعددي كه در اين كشور به وجود آمده اگرچه وسعت و دامنه چنداني نداشته ولي توانمندي سرويسهاي امنيتي اين رژيم را با ابهام و ترديد مواجه ساخته است . با اينهمه اكنون سئوال اينست كه چرا دامنه بركناري ها شامل شاهزاده سعودالفيصل وزير خارجه مادام العمر عربستان و شاهزاده بندر بن سلطان مشاور امنيت ملي اين كشور كه هر دو در جناح مقابل قرار دارند نشده است
    اين سئوال مهمي است كه قاعدتا پاسخ روشني براي آن وجود ندارد ولي اين احتمال مطرح است كه تغييرات كنوني نقطه شروع تحولاتي باشد كه با جابجائي سعودالفيصل و بندر بن سلطان در فرصت مناسبي تكميل و تثبيت شود.
    سئوال مهمتر اكنون اينست كه آيا اين تغييرات گسترده مي تواند به تثبيت قدرت جناح عبدالله منجر شود و چهره اي مقتدرانه از حكومت رياض در منطقه و در سطح بين المللي به نمايش بگذارد پاسخ اين سئوال را بايد در روزها و ماه هاي آينده به دست آورد زيرا ساختار قدرت در عربستان و در اردوگاه آل سعود بگونه ايست كه اقداماتي از قبيل آنچه شاه عربستان انجام داده بدون عارضه نخواهد بود.
    گستره تغييرات انجام شده بدين معني است كه پادشاه عربستان به اين جمع بندي رسيده كه حتي اين تغييرات را قدري ديرهنگام آغاز كرده و مي بايستي بسيار زودتر از اين دست به اقدام و جابجائي مي زد و امروز هم با تغييرات گسترده تر بايستي تاخير در تغييرات را جبران كند.
    آن دسته از ناظران سياسي منطقه كه با اختلافات دروني آل سعود آشنائي دارند از مدتي قبل انتظار چنين تغييراتي را داشتند. آنان معتقدند پادشاه عربستان ضمن تلاش براي تحكيم قدرت خود راه تثبيت قدرت در جناح مورد نظر خويش براي آينده را نيز هموار ساخته است .
    اين تغييرات ضمن آنكه به معناي پايان دادن به وليعهدي سلطان بن عبدالعزيز است زنگ پايان دوران يكه تازي مفتي هاي تندروي وهابي را نيز به صدا در آورده است . بدين ترتيب اگر طرح پادشاه عربستان بدون برخورد با مشكل و مانع به پيش برود مي توان انتظار داشت دوران غلبه تعادل در حاكميت آل سعود بر عربستان كه مورد نظر شاه كنوني است با شتاب بيشتري فرا برسد. اين طرح اگر با موفقيت همراه باشد تحولات عميقي در سياست داخلي و خارجي عربستان پديد خواهد آورد.

    * رسالت

    روزنامه رسالت در سرمقاله امروز خود با عنوان ارزيابي آخرين وضعيت كانديداهاي جناح اصلاحات به قلم دكتر اميرمحبيان آورده است:

    اشاره: دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ايران در 22 خرداد ماه 1388 برگزار خواهد شد.انتخابات رياست جمهوري ايران در هر دوره داراي ويژگيهاي خود بوده است و هر بار الگويي درس آموز پديد مي آيد كه از جهات گوناگون، نو و بديع بشمار مي رود. دهمين دوره رياست جمهوري در ايران بي‌گمان در زمره ويژه ترين اين انتخاب ها خواهد بود.
    هم در جناح اصولگرا و هم در جناح رقيب تحولاتي در نوع روش بازي سياسي ، يارگيري ها وآرايش سياسي در حال رخ دادن است.
    كانديداهاي اصلي صحنه انتخابات در جناح اصلاح طلب در حال حاضرعبارتند از حجت الاسلام كروبي،حجت الاسلام خاتمي و مهندس مير حسين موسوي ولي احتمال ظهور كانديداهاي ديگر هم وجود دارد از سوي ديگراحتمال كانديداتوري افرادي چون دكتر روحاني منتفي نيست.تكثر كانديدا در جناح اصلاح طلب مي تواند از دواحتمال حكايت كند؛ نخست عمق شكاف دروني ميان اصلاح طلبان كه حول محور سران آن جناح شكل گرفته و عملا اجماع را ناممكن ساخته است و ديگري برداشت ذهني آنان از ريزش آراي دكتراحمدي نژاد كه به‌گمان آنان فرصتي طلايي براي گردآوري آراي”نه به احمدي نژاد” را پديد آورده است. البته بعضي از كانديداها نظير مهندس موسوي دغدغه هايي ساختاري را نيز مطرح نموده اند.
    در نوشتار حاضر قصد برآن است كه آرايش جناح موسوم به اصلاح طلب براي حضور در انتخابات ارزيابي وسناريوهاي مختلف و محتمل مورد بررسي قرار گيرد.هر كدام از كانديداهاي اصلي جناح اصلاح طلب ظرف روزهاي گذشته سخناني گفته اند كه مي تواند تا حدودي منويات ناگفته آنها را آشكار كرده و به كشف روابط ناآشكار آنان كمك كند.در اين راستا با حجت الاسلام كروبي آغاز مي كنيم.
    ***
    شيخ مهدي كروبي كه از مرز 71 سالگي عبور كرده است در طول زندگي سياسي خود خصلت استقلال طلبي و ايستادگي بر سر آراي خود را حتي تا آنجايي كه به انشعاب انجامد از دست نداده است. اين خصلت كروبي ،مثبت يا منفي تحولاتي را در آرايش سياسي كشور بوجود آورده است چه آن زمان كه به سال 1366 در آستانه انتخابات مجلس سوم همراه با محمد موسوي خوئيني ها از جامعه روحانيت مبارز انشعاب كرده و مجلس چپ گراي سوم را تحت كنترل درآوردند و چه آن زمان كه پس از شكست در انتخابات رياست جمهوري سال 1384خورشيدي، از دبيري مجمع روحانيون مبارزه كناره گيري كرد و حزب تازه‌اي به نام حزب اعتماد ملي تاسيس كرد. مهدي كروبي در انتخابات رياست جمهوري ايران در سال 1384 به رقابت با هاشمي رفسنجاني، احمدي‌نژاد، معين، قاليباف، لاريجاني و ديگران پرداخت ولي آن گاه كه در نخستين دور انتخابات از رده خارج شد نسبت به شمارش آرا اعتراض كرد و در اقدامي اعتراضي يك‌شبه از تمام منصب‌هاي خود كناره گرفت و از مجمع روحانيون مبارز نيز خارج شد تا مقدمات تشكيل حزب خاص خود را فراهم كند.پس از شكستي كه كروبي در سال 84 در انتخابات رياست جمهوري تجربه كرد و البته هيچگاه رسما پذيراي آن نشد مشخص بود كه تاسيس حزب جديد و يارگيري ها و موضع گيري هاي وي حكايت از تصميمي جدي براي جبران مافات در انتخابات 88 دارد.در همين راستا ، پايگاه رسمي حزب اعتماد ملي سه‌شنبه 5 شهريور87 اعلام كرد، پس از انجام بيش از 10 ساعت بحث و تبادل نظر در 3 جلسه شوراي مركزي و اتاق فكر حزب اعتماد ملي به اتفاق آرا، كروبي به عنوان كانديداي حزب اعتماد ملي در انتخابات رياست جمهوري انتخاب و از وي دعوت شد تا در اين عرصه حضور يابد.
    در همان زمان اعلام شد مصوبه نهايي شوراي مركزي حزب اعتماد ملي به كروبي ابلاغ شده و پذيرش حضور در انتخابات رياست جمهوري منوط به نظر قطعي كروبي است كه هنوز از سوي وي اعلام نشده است، آگاهان حزب اعتماد ملي در همان زمان خبر دادند كه مهدي كروبي پس از بررسي‌‌هاي لازم، نظر خود را در هفته‌‌هاي آينده اعلام خواهد كرد كه البته گفته شدكروبي خواسته بود كه تا 25 مهرماه براي پاسخ به اين دعوت، به وي مهلت دهند.نهايتادر جلسه فوق‌العاده شوراي مركزي حزب اعتماد ملي در تاريخ 21 مهرماه؛ مهدي كروبي در پاسخ به آنچه كه اصرار اعضاي حزب خواندند، طي سخنان كوتاهي و پس از راي‌ قاطع اعضاي شوراي مركزي براي اعلام كانديداتوري وي و با تاكيد بر اينكه با اين راي قاطع حجت بر كروبي تمام شده‌است، گفت: به دليل اصرار دوستان كانديداي رياست جمهوري خواهم شد.كروبي در يك كنفرانس مطبوعاتي اعلام كرد كه جدي‌ترين رقيبش در انتخابات آتي محمود احمدي‌نژاد خواهد بود. به عبارتي او خود را كانديداي واحد جريان اصلاحات گمان مي برد و بر اين باور بود كه اعلام رسمي كانديداتوري او راه را بر حضور مدعيان ديگر جريان اصلاحات منجمله خاتمي خواهد بست.كروبي درباره برنامه‌هاي انتخاباتي‌اش نيز گفت كه «ما چهار سال قبل طرح‌هايي داشتيم كه طبعا در اين دوره بخش‌هايي از آن تكرار خواهد شد اما در عين حال حرف‌هاي جديدي هم خواهيم داشت كه بر اساس شرايط فعلي تنظيم مي‌شود.»به بيان روشن تر كروبي اعلام كرده است كه قصد دارد با تجربه هاي كسب شده و نيز شعارهايي كه رايي فراتر از انتظار در انتخابات 84 براي او به ارمغان آورد اين بار به مصاف احمدي نژاد رفته ومستقيما وي را نقطه كانوني تهاجمات تبليغات انتخاباتي خود قرار دهد.از همين رو در اولين سخنان پس از اعلام كانديداتوري تاكيد كرد كه در انتخابات «شعارم، تغيير وضع موجود قوه اجرايي با خرد جمعي است.» معناي تبليغاتي اين سخن آن بود كه دولت فعلي وضعيت مناسبي را براي قوه مجريه پديد نياورده و خرد جمعي رانيز ناديده گرفته است.كروبي در عين حال افزود كه قصد ندارد با طرح‌ شعار‌، «مردم را فريب» بدهد.اين سخن نيز ماهيتي دو لايه داشته و از سويي مي كوشد به انتقادهايي كه به طرح ”پنجاه هزارتوماني “ او شد پاسخ دهد و هم كنايه اي به شعارهاي احمدي نژاد داشته باشد.
    حضور كروبي به عنوان كانديدا باعث شد كه علاوه بر هواداران او كه در حزب اعتماد ملي گردآمده اند مخالفان حضور خاتمي در انتخابات از هر سو به نحوي با اعلام حمايت از كروبي عملا نقد خود بر خاتمي را نيز آشكار نمايند؛ حمايت عباس عبدي تحليلگر رك گوي اصلاحات از كروبي از يك سو و حمايت كرباسچي كارگزاراني كه فعلا تمايلاتي براي كانديداتوري از خود بروز مي دهد؛ از سوي ديگر معجون غريبي را پديد آورده است كه اگر بر اينها حمايت دوره پيش دكتر سروش از كروبي و حمايت احتمالي او در آينده از وي را بيفزاييم مسئله جالب‌تر خواهد شد. البته حضور كروبي براي او كم هزينه نيز نبوده است. اولين تهاجم ها از سوي جناح اصلاح طلب و بويژه طيف تندرو مجاهدين انقلاب اسلامي سامان داده شد.مجاهدين انقلاب در ائتلافي اعلام نشده با جبهه مشاركت و مجمع روحانيون كه كروبي از آن انشعاب كرد؛ پس از اعلام كانديداتوري كروبي بر فشار خود براي قانع كردن خاتمي براي كانديداتوري افزودند.در همين راستا نيز با كانديداهاي دروني جبهه اصلاحات مبارزه اي روشن با هدف مشخص حذف آنان از ميدان رقابت ولي با روش هاي متفاوت را آغاز كردند.آرمين در مراسم سالگرد احمد بورقاني اين روش را بازتاب داد.
    اين گفته او كه “اصلاح طلبان در انتخابات آينده رياست جمهوري به جاي استفاده از كاريكاتور، از خود مير حسين موسوي استفاده مي كنند.” كنايه اي خشن به كروبي دانسته شد؛ هرچند وي آن را تكذيب كرد ولي در مورد مير حسين موسوي هم با اظهار اينكه”اميدواريم سيد محمد خاتمي به نتيجه برسد و وارد عرصه انتخابات رياست جمهوري دور دهم شود و ديگر كارمان به انتخاب مير حسين موسوي نكشد.” عملا او را مرد نقش دوم دانسته و پشت خاتمي قرار داده است.پاسخ كروبي البته در قبال اين اقدامات مبني بر اينكه تا پايان خواهم ماند؛ با ظرافتي لجبازانه همراه است.

    * مردم سالاري

    روزنامه مردم سالاري در سرمقاله امروز خود با عنوان بهاي گزاف يك تجربه به قلم يوحنا نجدي آورده است:

    مجموعه شرايط امروز كشورمان، هم در عرصه داخلي و هم در مناسبات بين المللي، چشم انداز دشواري را براي دولت آينده نويد مي دهد و از هم اكنون مي توان استدلال كرد كه دولت دهم، با انبوهي از مطالبات اقتصادي، سياسي، فرهنگي و... روبه رو خواهد شد. از سوي ديگر، تجربه افكارعمومي از وعده هاي اقتصادي دولت نهم و ميزان تحقق آنها باعث شده تا امروزه راي دهندگان، دلايل قانع كننده اي را براي حضور در پاي صندوق هاي راي و حمايت از نامزدهاي انتخابات آتي، مطالبه كنند.
    در اين ميان، چه راهكاري را براي برون رفت از كاستي هاي كنوني و اقناع افكارعمومي مي توان ارائه كرد؟
    به نظر مي رسد آنچه كه مي تواند به برگ برنده كانديداهاي اصلاح طلبان تبديل شود و بر اساس آن، چشم انداز مطلوبي را براي كشور فراهم كند، تاكيد بر "نظام برنامه ريزي و انجام كارهاي تخصصي و كارشناسي " است كه نه تنها اقتصاد، بلكه ساير عرصه را نيز دربرگيرد تا بدين وسيله، از اتلاف منابع مالي، انساني، انرژي و... جلوگيري شود.
    چه، رويكرد دولت نهم در اين زمينه عملا به پاشنه آشيل اصولگرايان ساكن خيابان پاستور انجاميده است; تغيير پياپي در سطح مديران بانك مركزي و وزارت اقتصاد و دارايي و چالش هاي پرفراز و نشيب ميان وزارت كار و بانك مركزي، تصميم گيري هاي شتاب زده در خلال سفرهاي استاني و مهمترين آنها، انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزي از جمله اين موارد محسوب مي شود و بيراهه نيست اگر اين موضوع را به عنوان يكي از اساسي ترين دلايل انشقاق و انتقادهاي دروني ميان اصولگرايان درنظر بگيريم.
    چه، اينك بركسي پوشيده نمانده كه "انحلال سازمان مديريت و برنامه ريزي " چگونه از انضباط مالي و تخصيص بودجه كارشناسي شده، كاسته است و اين همه درحاليست كه هنوز دليل قانع كننده اي براي انحلال اين سازمان ارائه نشده است.
    در همين زمينه، بايد به گزارش اخير مركز پژوهش هاي مجلس اشاره كرد كه به گونه اي ستايش آميز، قرابت هاي سياسي را فداي مسووليت و حقيقت را فداي مصلحت نمي كند، و از كسري 44 هزار ميليارد توماني بودجه سال 1388 خبر داده است و با انتقاد از رويكرد انبساطي لايحه بودجه، نسبت به كاهش شديد منابع ارزي و ظرفيت هاي نظام مالي (به ويژه درصورت استمرار قيمت كنوني نفت) هشدار مي دهد.
    هم از اين رو، امروز كه اردوگاه اصلاح طلبان با كانديداهاي شاخصي همچون سيد محمد خاتمي، مهدي كروبي و البته ميرحسين موسوي وارد رقابت هاي انتخاباتي شده است، انتظار مي رود كه "احياي نظام برنامه ريزي " و سازمان ها و نهادهاي مرتبط با آن (همچون سازمان مديريت و برنامه ريزي) را به عنوان يكي از فصول مشترك و همگرا، در ميان طيف هاي مختلف اصلاح طلب درنظر گيرند; تا بدين وسيله، وعده هاي "منطقي، قابل تحقق و واقع بينانه اي " را نويد دهند نه وعده هايي همچون "آوردن پول نفت بر سفره مردم "; و راي دهندگان نيز باآگاهي بيشتري در پاي صندوق هاي راي حاضر شوند.
    ناديده گرفتن نظام برنامه ريزي و كاركرد نهادهاي فرا سازماني، غير سياسي و كاملا تخصصي در اين زمينه، تجربه مهمي بود كه البته به بهايي گزاف به دست آمد; از كنار اين تجربه، بي تفاوت گذر نكنيم.

    * صداي عدالت

    روزنامه صداي عدالت در سرمقاله امروز خود با عنوان آدمها و برنامه ها به قلم مجتبي اميري آورده است:

    اين سخن كه " ما مي خواهيم و مي توانيم " از منظر مديريتي اگر چه آن را به زبان نيز نياورند ولي زبان حال كساني است كه در بالاترين و مهمترين سطح عرصه اجرايي كشور اعلام آمادگي كرده و مي كنند ؛ برخي نيز به ميدان نيامده اند ولي همين زبان حال را دارند ؛ اما پاره اي ملاحظات آنان را از اينكه خود به عرصه بيايند باز مي دارد و تلاش دارند تا گستره توانمندي اداره امور جامعه افزايش يافته و تنها آنگاه كه ضرورت بيابد در عرصه اجرايي وارد شده و به ايفاي نقش بايسته و شايسته بپردازند ؛ زيرا اين نكته را به خوبي دريافته اند كه كساني كه احساس تكليف شرعي مي كنند كه مسؤوليت پذيرفته و پست بگيرند " بحمدالله " بسيارند ولي اين احساس كمتر احساس مي شود كه مسؤوليت را به ديگران سپرده و خود را براي كمك به آنان آماده كنند ؛ به هر روي ، اين ضرورتها نه بر پايه آدمها ، بلكه بر پايه و اساس برنامه هاست ؛ البته برخي از آدمها نيز بودنشان به معناي دفاع از يك برنامه و نفي برنامه ديگر است ؛ كه در اينجا ملاك انتخاب مردم و پذيرش يا عدم پذيرش آنهاست. البته ديري است كه در اين ديار پذيرش عمومي را به معناي نفي ديگران و از گردونه خارج كردن آنان و محروم كردن جامعه از توانمنديها و ظرفيتها و قوتهاي برنامه هاي آنان قلمداد كرده ايم كه ملاك را "يا اين يا آن " و نه " هم اين و هم آن با محوريت اين " قرار داده ايم كه اين "سياه و سفيد ديدن همه چيز " نيز در جاي خود نيازمند مداقه و تأمل است . بي مهري و كم لطفي پاره اي دولتمردان به كساني كه به هر طريق بر اساس آنچه ما مي خواهيم در اين ايام بر پايه آن كسب مشروعيت كنيم ، روزگاري مشروعيت داشته و با پذيرش عمومي و با تكيه بر سرمايه هاي جامعه به ايفاي نقش و كسب تجربه پرداخته و كارازموده شده اند و با تمامي ويژگيهايي كه دارند از سرمايه هاي جامعه به شمار مي آيند و دست كم رأي و نظرشان قابل تأمل است از نمونه هاي برجسته اين وي‍ژگي فرهنگي بي ارتباط با ارزشها و آرمانهاي انقلاب اسلامي است ؛ از اين رو اگر گاه مشاهده مي شود كه جواني به چشم جواني جهان را ديده و بر اين كارازمودگان نهيب زده و خط و نشان مي كشد و به درشتي خطاب به آنان سخن مي گويد ، در چنين اوقاتي انتظار مي رود بزرگان قوم و خردمندان جامعه فضا را تلطيف كرده و حفظ حريم و حرمت افراد را گوشزد كنند ؛ زيرا اين رفتار خام با نگاهي دور انديشانه از مصاديق " بر سر شاخ نشستن و بن بريدن " و " نه كه را منزلت ماندن نه مه را " است . ‏
    و اما اگر نگاهمان را از آدمها برگرفته و به برنامه ها توجه كنيم و نگاه برنامه اي را شرط موفقيت در انجام امور به شمار بياوريم ؛ بي گمان آنان كه در اين عرصه وارد شده اند به خوبي مي دانند و مي توانند پاسخ دهند كه : ‏
    ‏- چه چيزي را مي خواهيم يا نياز جامعه امروز ما چيست ؟
    ‏- چرا چنين تصور مي كنيم ؟
    ‏- چگونه مي خواهيم آنچه را كه مي خواهيم تحقق ببخشيم ؟
    ‏- تصور ما از آنچه هست و خاستگاه حركت به سوي وضعيت مطلوب چيست؟ ‏
    در فضاي انتخاباتي امروز بي گمان هر كس كه به ميدان آمده است پاسخهاي روشني براي اين پرسشها دارد ؛ نخست آنكه اگر با نگاهي چشم انداز محور به برنامه ها بنگريم بايد پرسيد ، آنچه خواسته اند و گمان مي برند كه مي توانند به آن جامه عمل بپوشانند چيست ؟ يعني آنان كه در عرصه حاضر شده اند رسالت و مأموريتي كه براي خود در نظر گرفته و ترسيم كرده اند و دورنما و چشم انداز آينده اي كه مي خواهند ما را به آن سمت و سو رهنمون شوند چيست ؟ به ديگر سخن وضعيت مطلوب را چگونه ترسيم مي كنند كه بر پايه آن بتوان عملكرد آنان را ارزيابي كرد و به ارزيابيهاي نامعقول نهادينه شده اي كه پيوسته خود را با گذشته مقايسه كرده و به خود امتياز مي دهند پايان داده و بدانند كه آنان را بر پايه اهداف و چشم انداز و رسالتي كه براي خود تعيين كرده و جامعه نيز آن را پذيرفته است ارزيابي مي كنيم ؛ از اين رو بايد شفافيت و پاسخگويي را از همان آغاز در تبيين آنچه كفته شد تمرين و تجربه كنند تا همكاران آينده آنان نيز در اين فضا خود را تعريف كنند . آيا مي توان از دولتهايي كه مي آيند انتظار داشت دولت خود و عملكرد آن را نه بر پايه عملكرد دولتهاي گذشته - كه نمي تواند و نبايد از آنها بهتر نباشد . - بلكه بر پايه برنامه اي كه ارايه كرده اند ارزيابي كنند و بر اين اساس به مردم گزارش دهند ؟ به ديگر سخن وضعيت مطلوب و چشم انداز چهار ساله اي را در چارچوب اسناد فرادستي شامل قانون اساسي ، چشم انداز بيست ساله نظام و برنامه هاي توسعه اي پنج ساله كه بي گمان پنج ساله بودن آنها هم براي دولتهايي كه عمر چهار ساله دارند پيام روشني دارد ارايه كرده و اين رويه را نهادينه ساخته و فرهنگ كنند كه همواره عملكرد خود را بر پايه آنچه تحويل گرفته ايم و آنچه تحويل داده ايم ، ارزيابي كنيم ؛ نه آنكه آنچه تحويل داده ايم مطرح كنيم و نگوئيم كه با چه عدّه و عدّه اي و چگونه به اين موفقيتها دست يافته ايم كه اين نيز از مصاديق عدم التزام به ارزشهايي است كه بايستي درچارچوب آن عمل كرده و به ارزيابي عملكرد خود بپردازيم ؛ پرهيز از التزام به اين آموزه اخلاقي ، آيندگان را با سنت ناميموني پيوند خواهد زد كه نتيجه آن اتلاف منابع و برجاي نگذاشتن گنجينه ها و ذخاير براي كساني است كه بعدها خواهند آمد .‏
    دومين پرسش اساسي اين است كه مباني نظري و چرايي آنچه مي خواهند و به آن فرا مي خوانند يا وعده مي دهند چيست ؟ مبناي عقلي ، نقلي و قانوني و فراقانوني آن كدام است و اين پيوندها برچه اساسي و با چه نسبتي و در چارچوب چه نظام ارزشي تدوين شده است . نسبت آن با فرهنگ ايراني و اسلامي و ارزشهاي برخاسته از آنها بويژه خردمندي ، عدل ورزي ، ديانت ، حريت و آزادگي چيست ؟ و چگونه آنها را پاس مي دارد ؟ پيوند خود را با فرهنگ جهاني و دستاوردها و تجربيات نوين جهاني با چه منطقي و چگونه تبيين كرده است ؟سومين پرسش اين است كه با فرض تبيين چيستي و چرايي آنچه خواسته شده است ، چگونه عمل خواهد شد ؟ با چه ساختاري و چه نوع سازماندهي ؟ با استفاده از چه نيروهايي ؟ با چه نوع نظام بودجه بندي و مالي و تخصيص منابع ؟ و با تكيه بر چه قوانين و مقرراتي ؟ براي تحقق اهداف تلاش خواهد شد ؟ آيا خود را ملزم به اجراي قانون اساسي و اصولي راهگشا و با ظرفيتي مانند اصول 43 و 44 مي دانند كه آن را به عنوان مبناي برنامه هاي خود قرار دهند ؟ سند چشم انداز بيست ساله ، سياستهاي ابلاغي مقام معظم رهبري ، برنامه هاي توسعه پنج ساله ، مصوبات مجلس ، شوراها و نهادهاي ايجاد شده به موجب قانون و ... تنها در همان مرحله و جايگاه و مقام قانون مدوّن ، خواهند ماند و دولت به اجتهاد خود عمل خواهد كرد يا ملاك برنامه ها قرار گرفته و عملكرد در اين چارچوب و بر اساس آنها مورد توجه قرار خواهد گرفت . ‏و سرانجام اين سه در چه بستري قابليت تحقق خواهند يافت و تصور ما از اين بستر، چالش‌ها و موانع و فضايي كه در آن قرار گرفته‌ايم يعني آنچه هست چيست؟
    پاسخهاي روشن به اين پرسشها مي تواند كمك كند تا به جاي انگشت گذاشتن بر احساسات و تحريك عواطف آحاد جامعه و گروههاي اجتماعي ، عقل و خرد آنان را مورد توجه و خطاب قرار داده و با ايجاد فضايي عقلاني با رويكرد اخلاقي شاهد انتخاباتي در خور ايران اسلامي و انقلاب و آرمانها و ارزشهاي به جا مانده از امام خميني " قدس سرّه " و رهپويان زنده و جاويد او باشيم ؛ " تا كه قبول افتد و چه در نظر آيد !

  5. #45

    تاریخ عضویت
    Oct 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    496
    تشکر
    940
    تشکر شده : 951
    McAfee Firefox Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    0
    Update سه شنبه 13 اسفند 1387
    روزنامه‌هاي صبح امروز ايران مهمترين عناوين خبري خود را به مسائل زير اختصاص دادند.

    *همشهري
    - در جشن اتمام كار كاشت 9هزار هكتار فضاي سبز اطراف شهر اعلام شد؛ افزايش 60 درصدي سرانه فضاي سبز تهران
    - رايزني‌هاي هاشمي رفسنجاني در عراق
    - وزير نيرو: قول جيره‌بندي نشدن آب را نمي‌دهم
    - جشنواره فيلم شهر كليد خورد

    *جام جم
    - وزير كار اعلام كرد: افزايش حداقل دستمزد كارگران بر اساس نرخ تورم
    - وعده عدم افزايش قيمت برق و گاز براي گروه‌هاي كم درآمد
    - دو شغله‌هاي ورزش بر سر دوراهي
    - انضباط اجتماعي در وادي بي سرانجامي

    *اعتماد
    - انتقاد اسحاق جهانگيري به آمارهاي ارائه شده توسط احمدي‌نژاد؛ آقاي رئيس جمهور آمارها را از كجا آورديد
    - قاليباف در پي كانديدا نشدن حزب تشكيل مي‌دهد
    - هاشمي رفسنجاني پيش از سفر به عراق بيان كرد؛ هشدار در مورد تكرار حوادث انتخابات 84
    - سخنگوي وزارت خارجه: كانال ارتباط ايران و آمريكا مسدود نيست

    *دنياي اقتصاد
    - وزارت مسكن بررسي و در يك گزارش كارشناسي ارائه كرد؛ آثار طرح تحول بر بازار مسكن
    - هشدار درباره آينده صنعت كشور
    - پيش بيني طلاي بالاي 2000 دلار؟
    - هجوم سرمايه داران عربي و غربي به ايران

    *وطن امروز
    - دبيركل حزب مؤتلفه اسلامي در گفتگوي اختصاصي با وطن امروز: پشتيبان اصولي دولت احمدي نژاد هستيم
    - 15 ارديبهشت آغاز ثبت نام كانديداهاي رياست جمهوري
    - جانشين فرمانده كل سپاه خبر داد: برنامه ريزي براي تحميل تلفات انبوه به م*****ان
    - طيف بندي سازمان مجاهدين به تهراني و شهرستاني

    *اعتمادملي
    - نامه سرگشاده وزير سابق صنايع به احمدي نژاد؛‌ آقاي رئيس جمهور آمار درست بدهيد
    - اطلاعيه دفتر رئيس جمهور؛ احزاب و مطبوعات را به اخلاق دعوت مي‌كنيم
    - قطعي شدن حكم حبس 12 فال زن
    - در سالگرد سفر محموداحمدي نژاد صورت گرفت؛ سفر هاشمي رفسنجاني به عراق

    *جهان اقتصاد
    - در همايش طرح تحول اقتصادي در افق چشم انداز مطرح شد: ناكارآمدي نظام بانكي براي پرداخت نقدي يارانه‌ها
    - رئيس شوراي اصناف كشور: حداقل خواسته اصناف عدم افزايش ماليات است
    - نامه سرگشاده اسحاق جهانگيري به رئيس جمهور: واحدهاي بزرگ صنعتي در يك چشم بر هم زدن به وجود نمي‌آيند
    - مختاري از افزايش 25 درصدي بودجه سال آينده سازمان پاركها خبر داد

    *سرمايه
    - 233 هزار كارت سوخت مفقوده از رده خارج مي‌شوند؛ دستگيري متهم به سرقت 171 هزار كارت سوخت
    - وزير اقتصاد: لايحه هدفمندكردن يارانه‌ها را پس نمي‌گيريم
    - بانك مسكن خبر داد: جزييات نحوه پرداخت وام 30 ميليون توماني ساخت مسكن
    - پرونده يك ميليارد دلاري به دادسرا رفت

    *كيهان
    - حماس به شدت اعتراض كرد؛ اجلاس شرم الشيخ توطئه ديگري عليه مقاومت
    - رتبه جهاني ايران در توليد فولاد 7 پله بالا رفت
    - قشقاوي: به هيچ كس مأموريت نداده‌ايم ميان ايران و آمريكا ميانجيگري كند
    - وزارت آموزش و پرورش: پيك نوروزي 88 از 15 اسفند توزيع مي‌شود

    * پول
    - لايحه يارانه‌ها تورم بالايي در پي دارد
    - احتمال رشد تورم انتظاري با مصوبه كميسيون تلفيق
    - بين‌المللي شدن بورس در دستور كار هيات مديره
    - افزايش 34 درصدي درآمدهاي مالياتي
    - توقف فعاليت‌هاي بزرگترين بانك اروپا در آمريكا

    * تفاهم
    - يارانه‌ي انرژي (ناگهاني) حذف نشود
    - جزييات پرداخت وام 30 ميليون توماني ساخت مسكن
    - 70 ميليارد دلار درآمد نفتي ايران
    - دلالي 11 برابر صنعت و 8 برابر كشاورزي سود آور است

    * جمهوري اسلامي
    - تدارك محاكمه سران جنايتكار رژيم صهيونيستي توسط 50 حقوقدان بين‌المللي
    - مصوبه جديد كميسيون تلفيق تصميم درستي نبود
    - عراق، ميزبان آيت‌الله هاشمي رفسنجاني
    - منع استعمال دخانيات؛ قانون كاغذي
    - نقش ديپلمات كره‌اي در سرقت از تخت جمشيد

    * اسرار
    - بمب اتم در رويكرد دفاعي ما جايي ندارد
    - برگزاري كنفرانس ضد مقاومت در شرم‌الشيخ
    - پيچيده ترين آدم ربايي الكترونيكي سال
    - فهرست آسيايي سپاهان هم برگشت خورد!
    - راه‌هاي گسترش روابط و همكاري دو جانبه بررسي شد

    * مردم‌سالاري
    - هدفمندسازي يارانه‌ها خارج از تحمل مردم
    - مردم‌سالاري و همشهري بيشترين رتبه‌هاي برتر را از آن خود كردند
    - درآمدهاي مالياتي 34 درصد افزايش يافت
    - اسناد قابل پذيرشي در ارتباط با يك ميليارد دلار ارائه نشده است
    - ميرحسين موسوي براي انتشار روزنامه مجوز گرفت

    * ايران
    - فعالان سياسي از بداخلاقي جلوگيري كنند
    - آغاز پرداخت وام 30 ميليون توماني مسكن
    - جدول افزايش مستمري بازنشستگان
    - شهرداري تهران تصاوير رئيس جمهور را جمع كرد
    - احتمال تجديد نظر در اعزام زائران به عربستان

    * رسالت
    - 50 حقوقدان محاكمه سران رژيم صهيونيستي را بررسي مي‌كنند
    - بورس كشورهاي آسيايي سقوط كرد
    - طرح امنيت اجتماعي تقويت مي‌شود
    - ملت فلسطين بهره‌برداري سياسي از بازسازي غزه را نمي‌پذيرد
    - هيچ ترسي از خروج نيروهاي آمريكايي از عراق ندارم

    * جهان صنعت
    - رشد 8 درصدي هدف تغيير كند
    - دلالي 11 برابر صنعت سودآور است
    - بررسي ابعاد نقض حقوق بين‌الملل توسط رژيم صهيونيستي در غزه
    - قول عدم جيره‌بندي آب را نمي‌دهيم
    - نوسان 2 تا 5 هزار دلاري طلا!

    * باني فيلم
    - رييس آكادمي اسكار: سفر ما هيچ مسئله پشت پرده‌اي ندارد
    - شب باشكوه شهر تهران

  6. #46

    تاریخ عضویت
    Oct 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    496
    تشکر
    940
    تشکر شده : 951
    McAfee Firefox Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    0
    Update سه شنبه 13 اسفند 1387
    روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه گزيده برخي از آنها در زير مي‌آيد.



    * كيهان

    روزنامه كيهان در سرمقاله امروز خود با عنوان چرا سكوت ؟! به قلم حسين شريعتمداري آورده است:

    برتراند راسل، فيلسوف بلندآوازه انگليسي مي گفت « از كساني تعجب مي كنم كه با وجود دهها زمينه مناسب براي دست زدن به يك خطاي جديد، بازهم اشتباهات قبلي را تكرار مي كنند»! در ادامه سخن برتراند راسل مي توان گفت؛ مقامات آمريكايي بايد بسيار خشنود و خرسند باشند وقتي مي بينند بعضي ها در ايران اسلامي، اين آمادگي را دارند كه براي چندمين بار از يك سوراخ گزيده شوند و مي توان به آنها حق داد! كه در مقابل كم هوشي برخي از دست اندركاران امور كشورمان، خود را بسيار هوشمند و نابغه تلقي كنند!
    از مقدمه اي كه در ابتداي اين وجيزه آمده است تعجب نكنيد. كافي است نگاهي گذرا به آنچه در پي خواهد آمد داشته باشيد تا دراين باره با نگارنده همصدا شويد و شايد هم صداي شما به فرياد بلند شود كه صدالبته، حق داريد.
    چند روزي است كه يك هيئت سرشناس از سينماگران آمريكايي از جمله «تام پولاك» رئيس كمپاني يونيورسال و سد جنيس (سد گانيس) رئيس آكادمي علوم و هنرهاي تصاوير متحرك آمريكا-اعطاكننده جايزه اسكار- و آنت بنينگ هنرپيشه معروف هاليوود و بازيگر نقش اول در فيلم «زيباي آمريكايي» و... به ايران آمده اند. برخي از اعضاي اين هيئت، از جمله جنيس، از سياستگذاران اصلي هاليوود و در آمريكا داراي مقام رسمي در حد يك وزير است. او بدون كمترين مانع و هر وقت بخواهد مي تواند با عالي ترين مقامات آمريكايي ديدار كند. او طي چند سال اخير با جرج بوش، سناتورهاي آمريكايي- از هردو جناح بازها و كبوترها- و اعضاي ديوان عالي آمريكا ملاقات هاي پي در پي داشته است. وظيفه جنيس و هيئت همراه او گسترش فرهنگ و سيطره سياسي آمريكاست. خب! مي توان گفت؛ اعضاي اين هيئت به وطنشان علاقه دارند، اين كه جرم نيست!... اعضاي اين هيئت سابقه طولاني و شناخته شده اي در ساخت فيلم هاي ضد ايراني و ضد اسلامي و تهيه چندين فيلم معروف در دفاع از صهيونيست ها و قانوني جلوه دادن جنايات آنها و... دارند. فيلم هايي نظير «ماجراهاي اينديانا جونزجوان» در تبليغ و ترويج اسطوره هاي صهيونيستي، فيلم «قلمرو» با توهين آشكار و مشمئزكننده به اسلام و مسلمانان. فيلم «ايوان قدرتمند»؛ فيلمي وهن آميز عليه باور به خداوند سبحان- كه بسياري از كشورهاي اسلامي نمايش آن را ممنوع اعلام كردند- فيلم «يونايتد 93» توهين به اسلام و تلاش براي تروريست جلوه دادن مسلمانان و دهها فيلم مشابه ديگر و...
    ممكن است گفته شود حضور اين هيئت در جمهوري اسلامي ايران مي تواند آنها را از نزديك با واقعيات آشنا كند و زمينه اي براي توهم زدايي از اذهان به خطا رفته آنان باشد. اين برداشت اگرچه بر فرض صحت نيز ساده انديشانه است ولي چندان پاپيچ آن نمي شويم و فعلاً با تسامح مي پذيريم كه اگر با اين هدف آمده بودند يا دعوت شده بودند چندان نگران كننده نبود. اما واقعيت غير از اين است و ماجرا، آن گونه كه خود به صراحت مطرح كرده و ميزبانان ايراني آنها نيز نه فقط تائيد بلكه تأكيد كرده و مي كنند چيز ديگري است. اهداف سفر هيئت ياد شده را از زبان مديرعامل خانه سينما كه ظاهراً ميزبان آنهاست، بخوانيد؛ «اين هيئت به ايران آمده اند تا در راستاي برنامه توسعه علمي- آموزشي و ارتقاي شغلي اعضاي جامعه اصناف سينماي ايران، سمينارهاي تخصصي و كارگاه هاي آموزشي برقرار كنند تا به تبادل تجارب با جامعه سينمايي ايران پرداخته و دانش سينمايي خود را به اين سينما انتقال دهند»!!
    اكنون با توجه به سوابق اين هيئت در دشمني و كينه توزي عليه اسلام و ايران و اهداف رسماً اعلام شده آنان كه تبادل تجربيات و آموزش دانش سينمايي خود به سينماگران ايران است! انگشت حيرت به دندان نمي گزيد؟ و از ساده لوحي برخي دست اندركاران- كه كمترين برخورد منطقي و قانوني با آنان كنار گذاشتن از مسئوليت است- خنده تلخ بر لب هايتان نمي نشيند و در همان حال، از اين كه احتمالاً برخي ديگر از دست اندركاران كاسه اي زير نيم كاسه دارند و هنوز بر سر كارند- يا به بيان گوياتر، مسئولان را سر كار گذاشته اند- تأسف نمي خوريد؟!
    آيا شرم آور نيست كه كساني در جمهوري اسلامي ايران از سازندگان و تهيه كنندگان فيلم هاي ضد اسلامي و ضد ايراني براي انتقال تجربيات و آموزش به سينماگران ايراني دعوت كنند و علاوه بر رسانه ها و مجامع و محافل آلوده و بدسابقه، برخي از دست اندركاران ساده لوح نيز براي آنها هورا بكشند و به به و چه چه راه بيندازند؟!
    همين چند روز پيش بود- 5/12/87- كه آقاي قشقاوي سخنگوي محترم وزارت امور خارجه كشورمان با نگراني اعلام كرد «هاليوود ساخت 30 فيلم ضد ايراني را در دستور كار خود دارد» و هشدار داد كه «حوزه هنر، حوزه اي ارزشمند است كه نبايد آلوده شود». و برخي ديگر از مسئولان نيز خبرها و هشدارهاي مشابهي در همين راستا داشته اند! مگر افرادي نظير «سدجنيس» و «تام پولاك» سردمداران هاليوود نيستند؟!
    راستي! آيا هيئت ياد شده با بهره گيري از كرامات عرفاني! و از طريق «طي الارض»! به ايران آمده است؟! خب! چه كساني از آنها دعوت كرده اند؟ چه كساني به آنها ويزا داده اند؟ چه كساني ميزباني آنان را برعهده گرفته اند؟ چه كساني با برنامه اعلام شده اين هيئت يعني انتقال تجربيات سينمايي آنها به سينماگران ايراني- با توجه به سوابق ضد ديني و ضد ايراني آنان- موافقت كرده اند؟! سكوت نكنيد! اين پرسش ها نمي تواند بي پاسخ بماند و كساني كه در اين ماجرا كوتاهي و قصور و يا عناد و تقصير داشته اند نمي توانند براي هميشه از نگاه تيزبين مردم مؤمن و انقلابي ايران اسلامي پنهان بمانند.
    و اما، پشت صحنه اين ماجرا كه بارها از سوي مقامات آمريكايي اعلام شده شنيدني تر است و البته عبرت انگيز و در همان حال تعجب آور كه چرا مسئولان محترم و ذيربط در كشورمان از آن بي خبرند؟! و اگر قرار نيست اينگونه رخدادها و طرح ها و پروژه هاي رسماً اعلام شده دشمن را رصد كنند، پس در چه كارند؟! در اينجا فقط به يك نمونه از آن بسيارها اشاره كرده و شرح كامل داستان را به فرصتي ديگر موكول مي كنيم؛
    در سال 1385- 2006 ميلادي- همزمان با مصوبه سازمان CIA كه در آن، هاليوود را به ساختن فيلم هاي جذاب! براي توجيه جنگ آمريكا عليه تروريسم!! موظف كرده بود، كاخ سفيد و وزارت خارجه آمريكا نيز پروژه اي به نام «مديريت ديدارهاي بين المللي» ميان شهروندان آمريكايي با چند قشر از اقشار كشورهاي هدف - از جمله ايران اسلامي- تدوين كرده و به تصويب رساندند. براساس اين طرح كه به ECA مشهور است و سايت وزارت خارجه آمريكا در همان هنگام متن خلاصه اي از آن را منتشر كرد، ديدارهايي از سوي آمريكايي ها با سينماگران، ورزشكاران، هنرمندان و دانشجويان ايراني- در ايران و آمريكا- پيش بيني شده بود و هدف از اين ديدارها، ترويج و توجيه سياست هاي خاورميانه اي آمريكا در پوشش هاي هنري، ورزشي، علمي و... اعلام شده بود.
    كاندوليزا رايس از اين طرح با عنوان «ديپلماسي شهروندي» -CITIZEN DIPLOMACY- ياد كرده و گفته بود؛ در اين حركت راهبردي، هريك از شهروندان آمريكايي در تماس با ايرانيان، نقش يك ديپلمات آمريكايي را برعهده خواهند داشت و ديدارهاي آنان قبل از آن كه هنري، ورزشي، علمي و... باشد، ماهيت سياسي دارد. رايس در كنگره از اختصاص اوليه 900 ميليون دلار براي انجام اين ديدارها خبر داده بود. جالب است كه هيئت سينمايي مورد اشاره اعلام كرده اند كه با هزينه شخصي به ايران آمده اند!
    اين نكته را نيز به نقل از سايت وزارت خارجه آمريكا بخوانيد؛ «وزارت خارجه براي هنرمندان ايراني در محصولات آمريكايي موقعيت حضور و فعاليت ايجاد مي كند تا براساس يك چشم انداز امنيتي بتواند از آنان به عنوان سفيران ارزش هاي سكولار ايالات متحده بهره گيرد»... و اين قصه سر دراز دارد كه پيش از اين به آن پرداخته و باز هم خواهيم پرداخت... حالا با آنچه در صدر اين نوشته آمده است موافقيد؟!

    * جمهوري

    روزنامه جمهوري در سرمقاله امروز خود با عنوان يهودي سازي بيت المقدس و مسئوليت مسلمانان آورده است:

    رژيم صهيونيستي اقدامات عملي براي يهودي سازي بيت المقدس را از سر گرفته است . اين تصميم صهيونيست ها تلاش آشكاري براي سرپوش گذاشتن بر شكست و ناكامي در جنگ 22 روزه در غزه است كه سعي دارد به اسرائيل چهره اي تهاجمي بدهد و چنين وانمود سازد كه گويا اسرائيل از « موضع انفعالي » خارج شده است .
    مطابق اين طرح قرار است صدها خانواده فلسطيني از بيت المقدس اخراج شوند و زمين هاي بيت المقدس براي احداث شهرك هاي صهيونيستي در اختيار اشغالگران قرار گيرد. اين بزرگترين عمليات « كوچ اجباري فلسطيني ها » است كه رژيم صهيونيستي با توسل به آن سعي دارد شكست هاي مستمر در جبهه نظامي را تا حدودي جبران كند. صهيونيست ها با بهانه هاي مضحكي به ساكنان بيت المقدس دستور داده اند از خانه هايشان دست بكشند زيرا مالكان اين خانه ها از آنها مجوز ساخت نگرفته اند! علت آنست كه قدمت احداث اين خانه ها به دهها سال قبل باز مي گردد و اساسا در زمان احداث آنها بيت المقدس در اشغال صهيونيست ها نبوده است كه ساكنان براي احداث بنا مجبور به دريافت مجوز از آنها باشند.
    اشغالگران در شرايط كنوني به دو منطقه « بستان » و « شيخ جراح » نظر دارند و مي خواهند 88 خانه در بستان و 80 خانه در شيخ جراح را تخليه و ويران سازند . بدين ترتيب حدود 3 هزار فلسطيني ديگر از سرزمين خود رانده خواهند شد .
    با اينهمه اشغالگران به اين طرح به عنوان يك « اقدام چند منظوره » مي نگرند و در آن واحد اهداف مشخصي را تعقيب مي كنند. شهرك سازي استقرار يهوديان در بيت المقدس و همچنين يهودي سازي بيت المقدس جزو اهداف اين طرح محسوب مي شود. بعلاوه با گسترش شهرك صهيونيستي « معاليه » هدف آنست كه ارتباط زميني بيت المقدس از كرانه باختري كاملا جدا شود و اين منطقه بطور كامل در محاصره قرار گيرد. البته اين آرزوي اشغالگران محقق نخواهد شد و احتمال مي رود كه صهيونيستها اين آرزو را با خود به گور ببرند چرا كه « نيربركات » شهردار يهودي بيت المقدس اخيرا به مقامات اشغالگر هشدار داده كه يهوديان مهاجر مرتبا از بيت المقدس باز مي گردند و احتمال مي رود طي 25 سال آينده يكبار ديگر يهوديان بيت المقدس به « اقليت » مبدل شوند . بنابه اظهارات « احمد رويفي » رئيس بخش بيت المقدس در تشكيلات خودگردان طرح جديد صهيونيستهابراي يهودي كردن بيت المقدس در واقع يك واكنش انفعالي در اين مقوله است كه براساس آن قرار است يك ميليون يهودي مهاجر تا 12 سال آينده در بيت المقدس اسكان داده شوند تا بلكه فلسطيني ها در بيت المقدس به اقليت تبديل گردند.
    « تيسر رجب التميمي » قاضي القضات فلسطين ضمن تشريح طرحهاي صهيونيستي درباره آثار و تبعات اين طرحهاي شيطاني به جهان اسلام و دنياي عرب در اين زمينه هشدار داده است دشمن اشغالگر سعي دارد آثار اسلامي در مسجدالاقصي را محو كند و هويت اسلامي اين شهر را به طور كلي از ميان بردارد.
    مسئله اينست كه اگرچه ساكنان بيت المقدس در برابر اين توطئه هاي صهيونيستي مقاومت مي كنند ولي لازم است از حمايت دنياي اسلام و دنياي عرب نيز برخوردار شوند و مطمئن باشند كه در برابر اشغالگران شرور تنها نمانده اند. طبعا لازم است سازمان كنفرانس اسلامي و اتحاديه عرب در اين خصوص به وظايف و مسئوليتهاي تاريخي خود عمل كنند و نگذارند اشغالگران براي سرپوش گذاشتن به شكست ارتش صهيونيستي در غزه دست به شهرك سازي در بيت المقدس بزنند.
    در اين مقوله اتحاديه اروپا هم با صدور بيانيه اي تصميم اسرائيل براي شهرك سازي در بيت المقدس را محكوم و آنرا گامي در جهت ايجاد مانع در مسير صلح خاورميانه معرفي كرده است . انتظار مي رود دنياي اسلام و كشورهاي عرب در اين مقوله حساسيت نشان دهند و با ابراز خشم و انزجار خود فضاي بين المللي را نسبت به طرحهاي توسعه طلبانه اسرائيل آگاه سازند و نشان دهند كه دنياي اسلام و ملت هاي منطقه به اشغالگران فرصت نخواهند داد كه توطئه هاي خود را اجرا كنند و با اجراي طرح كوچ اجباري فلسطيني ها زمينه هاي يهودي سازي بيت المقدس را فراهم سازند.
    سكوت دنياي اسلام و بي تفاوتي در برابر اين اقدام اشغالگران قابل توجيه نيست . اشغالگران در مقطع كنوني دچار يك بحران سياسي درون ساختار حكومتي اسرائيل هستند و با توسل به اين اقدامات ايذائي عليه ساكنان فلسطيني بيت المقدس از يكطرف مي خواهند نظرها را از بحران داخلي اسرائيل به سمت و سوي ديگري منحرف نمايند و از طرف ديگر سعي دارند ميزان حساسيت دنياي اسلام و دنياي عرب در پرتو تحولات غزه را بسنجند تا بتوانند واكنش ها در اين مقوله را ارزيابي و با آن مقابله نمايند. دقيقا به همين دليل است كه فرياد اعتراض و مخالفت جدي عملي و موثر دنياي اسلام و دنياي عرب در مقطع كنوني بايستي به گوش جهانيان برسد و دشمنان بدانند كه باز هم در محاسبات خود اشتباه كرده اند.

    * رسالت

    روزنامه رسالت در سرمقاله امروز خود با عنوان درآمدي بر رقابت‌هاي انتخابات آينده به قلم محمد مهدي انصاري آورده است:

    تنور انتخابات بهار 88 را اصلاح‌طلبان داغ كردند ، آن هنگام كه كروبي قاطعانه گفت پا در ركاب كرده و تا آخر مي‌ايستد و بويژه وقتي خاتمي هم رسما كانديداي رقابت‌هاي انتخاباتي رياست جمهوري دهم شد. ميرحسين موسوي هم ، آنچنان كه از قراين برمي‌آيد ، بي‌ميل نيست كه درعرصه سياست و اجتماع نقش‌آفرين باشد و پس از 20 سال دوري از حوزه قدرت، اكنون از ابعاد نوستالژيك شخصيت و شرايط خاص دوره نخست وزيري‌اش در دهه 60 بهره جويد و نمايندگي بخش‌هايي از جريان اصولگرايي و اصلاح‌طلبي را عهده‌دار شود . آمدن يا نيامدن برخي چهره‌هاي ديگر همچون عبدالله نوري نيز با گمانه‌هاي نه چندان دقيقي همراه است . ناظران سياسي و تحليلگران داخلي و خارجي همچون بسياري از نخبگان و مردم، كماكان منتظر گذر زمان هستند چه اينكه مقطع نوروز در كشور ما، مكث و توقف نسبتا طولاني مدتي را در روند موج‌سازي و موج‌آفريني احزاب و شخصيت‌هاي سياسي ايجاد مي‌كند بويژه كه سرنوشت انتخابات رياست جمهوري، برخلاف انتخابات مجلس نه با ريش سفيدي و طايفه‌گري و مناسبات محلي كه با امواج فراگير افكار عمومي و اعتماد ملي لايه‌هاي متنوع اجتماعي رقم مي‌خورد.
    در اين بين ؛ همه گمان داشتند اگر خاتمي اعلام نامزدي كند ، تمام معادلات تغيير مي‌كند و نظرسنجي‌ها ، دگرگون مي‌شوند و موج عظيمي در جامعه به راه مي‌افتد و همه كنار مي‌كشند، به راستي چرا اين طور نشد؟! آيا واقعا بخت و اقبال خاتمي افول كرده يا اينكه از منظر جريان اصلاح‌طلبي، خاتمي مرد بردن بازي سياست و يكسره كردن كار نيست كه بخواهند روي او سرمايه‌گذاري كنند؟! شايد هم تنها خاصيت خاتمي اين باشد كه فعلا در صحنه بماند تا سناريوي كنار كشيدن او به نفع ميرحسيندر دقيقه 90 به نتايج سودمندتري منتهي گردد. به هر حال ، خاتمي چندان با نشاط و با انگيزه به صحنه نيامده و خود نيك مي‌داند كه شكست او در انتخابات رياست جمهوري خرداد 88، به منزله پايان عمر سياسي و اجتماعي اوست . برخي هم معتقدند جريان اصلاح طلب با كانديداتوري خاتمي، آخرين برگ خود را رو مي‌كند و باعث مي‌شود سرنوشت اين جريان به مخاطره بيفتد ، هرچند شنيد‌ه‌ها و قراين حاكي از آن است كه خاتمي در ماههاي گذشته تحت بيشترين فشارهاي مجموعه اصلاح‌طلبان قرار داشته است . با اين حال ، كروبي كماكان نظرسنجي‌ها را قبول ندارد و معتقد است همين نظرسنجي‌هاي ساختگي بود كه در انتخابات سال 84، اساسا براي او در صف طويل كانديداها جايگاهي قائل نبود اما كروبي سوم شد ، البته اگر آن خواب اصحاب كهف نبود! سخنگوي حزب اعتماد ملي هم با عصبانيت در برابر اخبار احتمالي كناره‌گيري كروبي گفته است : «20 هزار بار گفته‌ايم كه كروبي تا آخر انتخابات هست...»
    با اين اوصاف ، در ميان اصلاح‌طلبان تلاش‌هايي نيز براي وحدت و همگرايي از جمله فعال‌سازي شوراي حكميت ديده مي‌شود اما نمي توان آثار انسجام گفتماني و فكري و تشكيلاتي را در ميان اين جريان ملاحظه نمود. بزرگان و تئوريسين‌هاي اصلاح طلب به نيكي مي‌دانند كه نه ميرحسين و نه خاتمي هيچ كدام ماجراجو نيستند و آن گونه كه رگه‌هاي افراطي اين جريان مطالبه مي‌كنند وي به ساختار شكني و بي‌پروايي در عرصه سياست و قدرت روي نخواهد آورد و اين سرآغاز چالشي بزرگ بين اين دو چهره با اصلاح‌طلبان تندرو است . اما نبايد از نظر دور داشت كه ظرفيت‌ها و توان رسانه اي و تبليغاتي و قدرت اثرگذاري بر لايه‌هايي از افكار عمومي از جمله دانشجويان و دانشگاهيان و زنان و ... در جريان اصلاح‌طلبي بسيار بالاست و با اجراي سناريوي پيش گفته مبني بر كنار كشيدن خاتمي به نفع ميرحسين در روزهاي پاياني منتهي به انتخابات و راضي كردن كروبي به انصراف ، مي‌توانند موج سواران خطرآفريني براي اصولگرايان باشد.
    اصولگراياني كه هنوز به طور جدي و هماهنگ در خصوص انتخابات سال آينده ، موضع شفافي بروز نداده‌اند.
    اصولگرايان در شرايط كنوني بايستي انسجام تشكيلاتي خود را تقويت كنند و ريسك‌پذيري خود را در رقابت‌‌هاي خرداد سال آينده به حداقل برسانند و با عقلانيت و پرهيز از موضع‌گيري‌هاي غيرمعقول و يا فرار از تشكيلات و غفلت از مصالح جناحي و جرياني، به مديريت افكار عمومي براساس واقعيات كشور و آينده انقلاب بپردازند.
    اين گفته آقاي رئيس جمهور مبني براينكه دولت مردمي اصولگرا وامدار هيچ حزب يا جرياني نيست، نه تنها يك ايده‌آل مجموعه ارزشي و انقلابي كشور است بلكه در نظام اسلامي نيز اصولا قدرت و مناصب سياسي نبايستي به وادي سهم خواهي و جاه‌طلبي افراد و احزاب كشانده شود و حتي احزاب و تشكل‌هاي اصيل و باسابقه انقلابي نيز از اين رويكرد مكتبي و صادقانه دولت استقبال كرده و مي‌كنند اما تكرار اين بحث در محافل مختلف آن هم در آستانه انتخابات شايد موجب برخي دلگيري‌ها و سوء تفاهمات و تحليل‌هاي نادرستي قرار گيرد چه اينكه، در حقيقت خواسته و ناخواسته نوعي گريز از كار منسجم و تشكيلاتي كارآمد نيز خواهد بود. مضاف براينكه دولت نهم كه به نام جريان فراگير اصولگرايي برسركار آمده در طول سه ماه و نيم گذشته از افراد متعهد، صالح، شايسته و مجرب تمام زيرمجموعه‌هاي جريان اصولگرايي بهره‌مند بوده و از فكر و تجربه آنان در مديريت صحيح امور كشور استفاده مي‌كند و اساسا نيازي به اين‌گونه موضع‌گيري نيست. بنابراين ، آقاي احمدي‌نژاد به عنوان رئيس جمهور با صلابت و با قدرتي كه جسارت كارهاي بزرگ و تاريخي را داشته مي‌تواند وحدت آفرين بوده و كانديداي واحد و قدرتمند اصولگرايان باشد و همه ظرفيت‌ها حول وي گردآيند تا نسبت به كارآمدي جريان اصولگرا در اداره شئون كشور هماهنگي و انسجام لازم ايجاد شود.
    جريان اصولگرا هم به خوبي مي‌داند كه رقيب، با تمام توان به ميدان آمده و ريسك بزرگي را پذيرفته يعني از سرمايه اجتماعي همراه خود بهره جسته و به شخصيت‌هاي با سابقه خود چون ميرحسين،كروبي،خاتمي و كرباسچي و ... براي حضور فراخوان داده تا به ميدان بيايند و نقش‌آفرين انتخابات حساسي باشند كه به تحليل نيويورك تايمز ، شايد بعد از انتخابات آمريكا ، مهم‌ترين انتخابات رياست جمهوري جهان در ماههاي آينده باشد. پس بايد با تمام توان به پيروزي مجدد انديشيد.

    * مردمسالاري

    روزنامه مردمسالاري در روزنامه امروز خود با عنوان وقتي واردات بيش از صادرات است به قلم سيد حسين امامي آورده است:

    سازمان تجارت جهاني در تازه ترين گزارش خود اعلام كرد كه صادرات ايران در سال2007 با رشد12درصدي نسبت به سال قبل به 86 ميليارد دلار رسيد كه با اين رقم ايران در زمره برترين صادركنندگان جهان قرار گرفت و رتبه بيست و سوم جهان را به خود اختصاص داد. صادرات ايران در اين سال 0/8 درصد كل صادرات جهاني است. همچنين اين سازمان ميزان واردات ايران در سال 2007 را 46 ميليارد دلار اعلام كرده است كه با چنين وارداتي ايران در مكان سي ام جهان جاي دارد. بنابر گزارش اين سازمان واردات ايران در سال مذكور رشد 13درصدي داشته و 0/4درصد مجموع واردات جهاني را تشكيل داده است، اما در بخش ديگري از گزارش سازمان تجارت جهاني كه با در نظر گرفتن كشورهاي عضو اتحاديه اروپايي به صورت مستقل تنظيم شده ايران به ترتيب مكان 37 در صادرات و 48 در واردات جهان را به خود اختصاص داده است.
    چگونگي سرعت بخشيدن به رشد اقتصادي ازعمده ترين مباحث اقتصادي براي همه كشورها علي الخصوص كشورهاي درحال توسعه است. يكي از الگوهاي رشد اقتصادي، رشد اقتصادي از طريق توسعه صادرات است. اين الگو كه در اوائل دهه 1960مطرح شد به مهم ترين الگوي توسعه در دهه 1970و آرماني ترين الگو براي بسياري از كشورهاي در حال توسعه تبديل شد و اين اميد را برانگيخت كه از اين طريق مي توان با فقر و توسعه نيافتگي مقابله كرد.
    نتايج پژوهش ها نشان دهنده رابطه علي بين صادرات و رشد اقتصادي در30 كشور از 126 كشور دنيا مانند تايوان، سنگاپور، هنگ كنگ و... است. همچنين رابطه مستقيم بين توليد ناخالص ملي و ميزان صادرات كشورها وجود دارد. هرچه ميزان صادرات يك كشور بيشتر و همچنين ارتباط وتعامل آن با كشورهاي ديگر روبه گسترش باشد، بي شك ميزان توسعه يافتگي كشور نيز رشد مي يابد. وابستگي شديد بخش هاي توليد و صادرات به درآمدهاي نفتي و تزلزل قيمت نفت روي آوردن اقتصاد كشور را به سوي صادرات غيرنفتي اجتناب ناپذير و ضروري مي كند. ايران همانند اكثر كشورهاي درحال توسعه با درآمد متوسط، همچنان اتكاي فراواني به منابع طبيعي دارد و داراي اقتصادي تقريبا تك محصولي است. بخش هاي نفت، گاز و كشاورزي تقريبا30 درصد از توليد ناخالص داخلي ايران را تشكيل مي دهند و اين در حالي است كه بخش صنعت فقط 23/4درصد توليد ناخالص داخلي را برعهده دارد.
    سازمان كنفرانس توسعه وتجارت سازمان ملل متحد - آنكتاد- در مورد اقتصاد ايران مي گويد: ايران نه تنها به خاطر اشتغالزايي بلكه به علت پايان پذير بودن منابع طبيعي وهمچنين به خاطر اينكه موفقيت در بازارهاي جهاني دشوارتر مي شود، نيازمند اين است كه هرچه سريع تر سياست متنوع سازي اقتصاد را در پيش بگيرد. آنكتاد، گسترش بخش خصوصي و توسعه صادرات غيرنفتي را از مهم ترين راهكارهاي پيش روي اقتصاد ايران مي داند.
    بيش از90 درصد كشورهاي جهان از طريق صادرات كالاهاي غيرنفتي و جهانگردي بخش اعظمي از درآمدها و بودجه كشور خود را تامين كرده و حتي به كشورهاي طرف قرارداد خود اعتبار مي دهند و با اتكا به قدرت اقتصادي خود داراي قدرت سياسي ونفوذ روي ديگر كشورها هستند.
    حدود 10 درصد از كشورهاي جهان از جمله كشورهاي حاشيه خليج فارس كه از ذخاير نفت برخوردارند بدون كمترين دغدغه خاطري بودجه كشورخود را بر مبناي درآمدهاي حاصل از فروش نفت تنظيم كرده ومدت ها هيچ گونه برنامه مدوني براي صدور كالاهاي غيرنفتي و صنعتي خود نداشتند.
    در برنامه هاي پنج ساله توسعه اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي كشور، جهش صادراتي به عنوان محور توسعه اقتصادي پايدار شناخته شد. توجه برنامه ها به امر جهش در صادرات غيرنفتي، كافي است كه افكار برنامه ريزان، مديران و دست اندركاران تجارت خارجي در بخش هاي غيردولتي ودولتي را به اين مقوله اساسي اقتصاد كشور كه در تنوع بخشي به منابع ارزي، ايجاد اشتغال و رشد توليد ناخالص ملي تاثيرگذار است، جلب كند. آنچه مسلم است پيروي از راهبردهاي ثبات يا به عبارتي حفظ وضع موجود نمي تواند در شرايط كنوني اقتصاد ايران و تحولات سريع تجارت جهاني، كارساز باشد و براي دستيابي به جهش صادراتي، پذيرش راهبرد تحول و تغيير ضروري است، اما اين تحول و تغيير چگونه مي تواند به وقوع بپيوندد؟ تجربه هاي جهاني نشان مي دهد كه لازمه تحول واصلاحات، ايجاد و تشكيل ستادهاي برخورد عقايد و ستادهاي تفكر يا فكرسازي است. در بسياري از كشورهاي درحال توسعه مسوولان، قانونگذاران، برنامه ريزان و دست اندركاران امرصادرات در بخشهاي دولتي و خصوصي، نمي توانند درفضايي شفاف وعالمانه تصميم گيري كنند وشرايط ايجاد تحول و اصلاحات را در چارچوب قوانين و مقررات موثر، كليدي و راهگشا فراهم كنند. از اين رو بسياري از قوانين و مقررات كه با هدف تسهيل سازي، حمايت از توليدات داخلي و ... شكل گرفته اند، پس از مدت كوتاهي مانع ايجاد فضاي رقابتي و رشد شركتها شده اند و از سوي ديگر تغيير پي درپي قوانين و مقررات، شرايط بيروني در حال تغيير مداومي را ايجاد كرده كه امكان برنامه ريزي ميان و بلندمدت را از صادركنندگان گرفته است. با اين وصف پيش ازهراقدام ايجاد ستادهاي برخورد عقايد و فكرسازي به منظوراصلاح وتحول تجارت خارجي الزامي است. توسعه هدفمند تجارت به نحوي كه به افزايش رفاه ملي بينجامد و قابليت هاي داخلي صنايع كشور را ارتقا دهد با توجه به شرايط پرتحول بازارهاي بين المللي، اتخاذ سياست استراتژيك تجاري را ضروري مي كند. سياست استراتژيك تجاري نيز زماني موفق است كه مبتني بر يك سياست صنعتي منسجم، روشن و شفاف براي حمايت از صنايع اولويت دار در توسعه اقتصادي كشور باشد با توجه به تنگناي شديدي كه بخش صنعت كشور با آن مواجه است، تحول در ساختار صنايع فعلي با توجه به تحول و تغييرات نظام صنعتي جهان و جاذبه بازارهاي خارجي بايد جهت گيري شود.
    برخي كارشناسان عقيده دارند كه يافتن سهم بيشتر در تجارت جهاني و جهش در صادرات غيرنفتي چندان دشوار نيست، كما اينكه تجربه بسياري از كشورهاي تازه صنعتي شده به ويژه كشورهاي جنوب شرقي آسيا، اين امر را نشان داده است. يافتن قدرت رقابت درعرصه هاي بين المللي و كسب سود از تجارت كه انگيزه رونق صادرات را تامين مي كند، مستلزم آن است كه مجموع درآمدها ازهزينه ها فزوني گيرد. فزوني درآمدها بر هزينه ها از دو راه تحصيل مي شود: اول افزايش ميزان فروش و دوم كاهش هزينه ها. آنچه در ايران مانع بزرگي براي رقابت توليدات كشور است، قيمت تمام شده است كه به لحاظ افزايش مستمر بهاي نهاده هاي توليد و نيزهزينه هاي سربار هر ساله 20 تا30 درصد بر قيمت تمام شده محصولات مي افزايد در شرايطي كه رقابت فشرده در بازارهاي جهاني در نهايت رشد2 تا 3 درصدي قيمت را به دنبال دارد. با يك نگاه اجمالي مشخص مي شود كه توان رقابت توليدات ايراني همواره روبه نزول است و چه بسا كالاهايي با كيفيت وبسته بندي مناسب به لحاظ قيمت، قادر به رقابت در بازارهاي جهاني نباشد. بخش خصوصي ايران حدود 15درصد از ارزش افزوده توليد ناخالص داخلي راعهده داراست و شركت هاي متوسط و كوچك، نقش بسيار كمرنگي دراقتصاد ايران را برعهده دارند. بازار ايران براي بسياري از محصولات يك بازار بسته و حمايتي است. محصولات ساخت داخل از كيفيت پاييني برخوردارند و قادر به رقابت با همتاهاي خارجي نيستند، اگرچه در چند صنعت وتنها چند شركت انگشت شمار موفقيتي كسب كرده اند، اما تا رسيدن به جايگاه واقعي و مطلوب راهي طولاني در پيش داريم. مسلما رشد و گسترش صادرات غيرنفتي بدون وجود بخش خصوصي قوي امكان پذير نيست. با رويكرد جديد دولت در واگذاري اكثر شركت ها و سازمان هاي دولتي وايجاد فضاي اقتصادي بهتر براي رشد بخش خصوصي و تعاوني اميد است كه با قوي تر شدن بخش خصوصي جهش قابل توجهي در صادرات غيرنفتي را شاهد باشيم.
    براساس گزارش گمرك از ابتداي سال جاري تا اواخر آبان ماه صادرات غيرنفتي با احتساب ميعانات گازي به 16 ميليارد و 990 ميليون دلار و رقم واردات به 38 ميليارد و 267 ميليون دلار رسيد. در اين مدت 26 ميليون و 473 هزار تن انواع كالا با احتساب ميعانات گازي صادر شد كه از اين نظر نسبت به مدت مشابه سال گذشته 4/15 درصد كاهش داشته است. اين گزارش حاكي است در هشت ماهه سال جاري 27 ميليون و 401 هزار تن انواع كالا به ارزش 38 ميليارد و 267 ميليون دلار وارد كشور شد كه در مقايسه با مدت مشابه سال گذشته از نظر وزن 2 درصد و ارزش 28/65 درصد رشد نشان مي دهد. همچنين بنابراين گزارش ميزان صادرات كالاهاي غيرنفتي بدون احتساب ميعانات گازي طي هشت ماهه سال جاري 21 ميليون و 845 هزار تن و به ارزش 13 ميليارد و 30 ميليون دلار بود كه نسبت به مدت مشابه سال قبل به لحاظ وزن 0/18 درصد و از نظر ارزش 29/98 درصد رشد داشته است.
    بيشترين ميزان صادرات كشور در اين مدت به ترتيب به امارات متحده عربي با يك ميليارد و 756 ميليون دلار، چين با يك ميليارد و 402 ميليون دلار، عراق با يك ميليارد و 373 ميليون دلار، هند با 867 ميليون دلار و جمهوري كره با 694 ميليون دلار صورت گرفته است.
    اين گزارش مي افزايد طي مدت ياد شده بنزين عمده ترين كالاي وارداتي به كشور بود و 2 ميليارد و 532 ميليون دلار بنزين طي هشت ماهه سال جاري وارد كشور شد و 6/62 درصد از ارزش كل واردات به اين كالا اختصاص يافت. همچنين شمش آهن و فولاد غيرممزوج، گندم سخت، روغن هاي سبك و فرآورده هاي به جز بنزين و دستگاه هايي كه با اشعه ايكس كار مي كنند ديگر كالاهاي عمده وارداتي كشورمان طي مدت ياد شده بوده اند.
    عمده واردات كشور طي هشت ماهه سال جاري به ترتيب از كشورهاي امارات متحده عربي، آلمان، چين، سوئيس و كره انجام گرفت. به طوري كه 55/78 درصد از سهم ارزش كل واردات كشور به پنج كشور ياد شده اختصاص دارد. اين ميزان صادرات در مقايسه با مدت مشابه سال گذشته از نظر وزني 7/6 درصد و از نظر ارزش 9/43 درصد رشد داشته است. در اين مدت بيشترين صادرات كالاهاي صنعتي و معدني به پنج كشور امارات متحده عربي، چين، عراق، هند و جمهوري كره بوده است. در7 ماهه سال جاري نسبت صادرات صنعتي و معدني كشور به كل صادرات غير نفتي 3/87 درصد بوده است.
    همچنين در اين مدت 7/85 درصد از كل صادرات صنعتي و معدني در پنج گروه كالايي شامل محصولات معدني به ارزش 3 ميليارد و 4 ميليون و 440 هزار دلار بيش از 7/30 درصد ، محصولات صنايع شيميايي يا صنايع وابسته به آن به ارزش 3 ميليارد و 2 ميليون و 510 هزار دلار بالغ بر 8/30 درصد ، گروه فلزات معمولي و مصنوعات آنها به ارزش يك ميليارد و120ميليون دلار بالغ بر 3/11 درصد و مواد پلاستيكي، كائوچو و اشياي ساخته شده از اين مواد به ارزش 8 ميليون و 807 هزار دلار بالغ بر 8/1 درصد و گروه مواد نساجي و مصنوعات آن به ارزش 5 ميليون و487 هزار دلار بالغ بر 8/4 درصد از كل صادرات صنعتي و معدني را تشكيل داده است. در 7 ماهه سال 87 صادرات خدمات فني و مهندسي بالغ بر يك ميليارد و100 ميليون دلار بوده است. ارزش صادرات كالاهاي صنعتي و معدني در اين مدت بدون احتساب ميعانات گازي بوده است.
    سازمان تجارت جهاني در تازه ترين گزارش خود اعلام كرد كه ايران با صادرات 86 ميليارد دلاري طي سال 2007 در زمره برترين صادركنندگان جهان قرار داشته و رتبه بيست و سوم جهان را به خود اختصاص داده است. سازمان تجارت جهاني دراين گزارش با عنوان آمارهاي تجارت بين الملل 2008 عنوان كرده است كه صادرات ايران در سال 2007 افزايش سالانه 12 درصدي داشته و به 86 ميليارد دلار رسيده است كه اين ميزان 0/8 درصد كل صادرات جهاني است. در همين حال اين سازمان معتبر تجاري بين المللي ميزان واردات ايران در سال 2007 را 46 ميليارد دلار عنوان و اعلام كرده است كه با چنين وارداتي ايران در مكان سي ام جهان جاي دارد.
    به اعتقاد اين سازمان واردات ايران در سال مذكور رشد 13 درصدي داشته و 0/4 درصد مجموع واردات جهاني را تشكيل داده است، اما در بخش ديگري از گزارش سازمان تجارت جهاني كه با در نظر گرفتن كشورهاي عضو اتحاديه اروپايي به صورت مستقل تنظيم شده ايران به ترتيب مكان 37 در صادرات و 48 در واردات جهان را به خود اختصاص داده است.
    بنابرگزارش اين سازمان در صورت در نظر گرفتن اتحاديه اروپايي به عنوان يك كشور واحد، اين اتحاديه با صادرات 1697 ميليارد و 800 ميليون دلاري بزرگ ترين صادركننده جهان نام گرفته و پس از آن چين و آمريكا در مكان هاي بعدي قرار دارند. براي چين صادرات 1217 ميليارد دلاري و براي آمريكا صادرات 1162 ميليارد دلاري اعلام شده است. همچنين ژاپن، كانادا و جمهوري كره نيز در مكان هاي بعدي جاي دارند. در بخش واردات نيز آمريكا در صدر جدول به چشم مي خورد. اين كشور در سال 2007 چيزي بيش از 2020 ميليارد دلار واردات داشته است. اتحاديه اروپايي، چين، ژاپن و كانادا نيز به ترتيب ديگر واردكنندگان بزرگ جهان هستند.

    * صداي عدالت

    روزنامه صداي عدالت در سرمقاله امروز خود با عنوان آقاي لاريجاني، اين بازي دو سر باخت است آورده است:

    با وجود 6 ماه اظهار نظرهاي مكرر رئيس مجلس شوراي اسلامي، مبني بر مخالفت با اقدامات تورم زا، روز يكشنبه كميسيون تلفيق مجلس، به اجراي اين لايحه در سال آينده مهر تأييد زد كه به معناي يك عقب نشيني ديگر مجلس از مواضع خود مي باشد. عقب نشيني مجلس در حالي صورت مي گيرد كه طيف اقتصاددانان مجلس هشتم بويژه احمد توكلي و الياس نادران نسبت به اجراي لايحه مذكور به شدت هشدار داده و حتي آن را دورويي با ملت ارزيابي كرده بودند، اما به دليل آنچه كه "انداختن توپ در زمين دولت " گفته شد، كميسيون تلفيق به پرداخت نقدي يارانه ها رأي مثبت داد. ‏بسياري از نمايندگان كه به لايحه مذكور رأي دادند، با وجود پذيرش پيامدهاي شديد تورمي اين لايحه بر اقتصاد كشور، علت آن را جلوگيري از انداختن توپ توسط رئيس جمهور به زمين مجلس و بازگرداندن آن به زمين دولت عنوان كردند و افزودند: اگر مجلس با اين لايحه موافقت نمي كرد، رئيس جمهور به مردم اعلام مي كرد من مي خواستم پول را به شما پرداخت كنم اما مجلس نگذاشت، بنابراين مجلس با موافقت با اجراي اين لايحه و سپردن مسئوليت تعيين قيمت آزاد حاملهاي انرژي به دولت، توپ را به زمين دولت بازگرداند. اين در حالي است كه معيشت مردم موضوعي نيست كه صرفا از موضع انداختن توپ در زمين دولت و مجلس با آن برخورد شود و نمايندگان از خود سلب مسئوليت كنند. ‏اما با اين وجود برخي نمايندگان مجلس نيز عملكرد هيأت رئيسه را بازي دو سر باخت مي دانند، يكي از نمايندگان اين طيف گفته است كه آقاي لاريجاني بايد بداند كه با عقب نشيني از موضع قانوني مجلس، هم مرتكب تخلف شده است و هم اينكه مجلس از پيامدهاي سوء اجراي لايحه مصون نخواهد ماند و مردم پس از آنكه با انفجار تورمي حاصل از اين لايحه مواجه شدند، مجلس را هم به اندازه دولت و يا شايد بيشتر در مشكلات مقصر خواهند دانست. اين نماينده مجلس افزوده است كه متأسفانه تعامل دولت با مجلس هشتم بسيار ضعيف تر از مجلس هفتم بوده است و در مجلس هفتم علي رغم برخي عقب نشيني ها مقابل دولت، در مواردي هم قاطعانه عمل كرد، اما مجلس هشتم تا كنون در اكثريت قريب به اتفاق موضوعات به استثناي استيضاح كردان، منفعلانه عمل كرده است.

  7. #47

    تاریخ عضویت
    Oct 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    496
    تشکر
    940
    تشکر شده : 951
    McAfee Firefox Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    0
    Update 18 فروردین 1388
    روزنامه هاي صبح امروز مهمترين عناوين خود را به اين موضوعات اختصاص دادند.

    * مردم‌سالاري
    - پايان تندروي‌ها در سياست خارجي
    - مايلي كهن سرمربي تيم ملي فوتبال شد
    - انهدام بزرگترين شبكه فساد اينترنتي در كشور
    - بازنشستگان تامين اجتماعي فعلا منتظر افزايش حقوق نباشند
    - عدم ديدار با احمدي‌نژاد انگيزه سياسي داشت
    * وطن امروز
    - دست دادن با مرد هتاك!
    - سپاه پاسداران باز مهندسي مي‌شود
    - رفتار اوباما متناقض است
    - جزئيات اتهامات 26 پورنوگراف اينترنت ايران
    - افزايش حقوق بازنشستگان تامين اجتماعي تا 2 ماه آينده
    * همشهري
    - باغ موزه دفاع مقدس شهريور به بهره‌برداري مي‌رسد
    - هيچ اولويتي بالاتر از قانون نيست
    - شكاف در شوراي امنيت بر سر كره شمالي
    - مايلي كهن آمد
    - منطقي رفت
    * باني فيلم
    - بودجه سينما بايد صرف امور زيربنايي شود
    - عزت‌ا... انتظامي مقابل دوربين بزرگ نيا
    - سكانس پاياني «يك گزارش واقعي»؛ آخر هفته
    - 22 هزار دلار فروش جهاني «آواز گنجشك‌ها»
    - «روز داوري» در سوريه و لبنان
    * دنياي اقتصاد
    - خانه تكاني در صنعت خودرو
    - تشديد كنترل معاملات مسكن
    - انتشار تصوير و اتهام 26 متهم اينترنتي
    - مايلي كهن سرمربي تيم ملي شد
    - انتشار تصوير و اتهام 26 متهم اينترنتي
    * جهان صنعت
    - بر شعارهاي اصلاحات تكيه مي‌كنيم
    - چاره‌اي جز ارايه اصلاحي بودجه نداريم
    - افزايش واردات گندم به 7 ميليون تن
    - تبديل بانك تجارت به سهامي عام
    - شكست بزرگ‌ترين معامله بلوكي بورس
    * جام جم
    - تغييرات مديريتي در صنعت و معدن كشور
    - زلزله مهيب در ايتاليا با ده‌ها كشته و هزاران مجروح
    - كنكور 88 در انتظار ساماندهي سهميه‌ها
    - اختصاص بودجه براي واردات بنزين؛ خبري كه به سرعت تكذيب شد
    - ده نمكي: دوست و دشمن گفتند نساز
    - واكنش ايران به مواضع اخير اوباما
    * جمهوري اسلامي
    - سياست اوباما در قبال ايران زنگ زده و شكست خورده است
    - تصحيح سياست‌هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و احياي ساختارهاي تصميم‌گيري
    - ايران و قزاقستان 3 سند همكاري امضا كردند
    - تظاهرات مردم تركيه عليه اوباما
    - خارك، جزيره‌اي كه نو بايد شناخت
    *سياست روز
    - منطقي رفت تا يك فرضيه قوت بگيرد؛ بذر ادغام در صنعت خودروسازي پاشيده شد
    - در گفتگو با نمايندگان مجلس مطرح شد؛ دولت در اصلاح الگوي مصرف پيشگام باشد
    - نگاهي به پديده اخراجي‌ها 2؛ فيلمي كه همه قواعد را به هم زد
    - ميرحسين موسوي در اولين نشست مطبوعاتي: خدمات دولت نهم را ناديده نمي‌گيريم
    *اعتماد
    - ميرحسين رودرو با خبرنگاران در پاسخ به اعتماد: گشت ارشاد را جمع مي‌كنم
    - مخالف بزرگ دايي سرمربي تيم ملي شد
    - باراك اوباما در پارلمان تركيه: با اسلام سر جنگ نداريم و نخواهيم داشت
    - با بركناري مديران عامل ايران خودرو و ذوب آهن اصفهان صورت گرفت؛ تغييرات ناگهاني در صنايع فولاد و خودرو
    *سرمايه
    - ميرحسين موسوي در نخستين نشست خبري: رئيس جمهور شوم گشت‌هاي ارشاد را جمع مي‌كنم
    - انصراف از معامله 1346 ميليارد توماني
    - سعيد حجاريان مطرح كرد؛ چند سوال از نامزدهاي رياست جمهوري
    - دولت با وجود وعده خودكفايي وزير جهادكشاورزي مجوز داد؛ واردات هفت ميليون تن گندم
    *ايران
    - سخنگوي وزارت امور خارجه اعلام كرد؛ واكنش تهران به مواضع اوباما
    - مايلي كهن سرمربي تيم ملي فوتبال ايران شد
    - تسهيلات جديد براي جذب نيروهاي بيكار
    - معاون برنامه‌ريزي وزارت ارتباطات: امسال 3 ميليون سيم كارت واگذار مي‌شود
    *اعتمادملي
    - در پي دفاع جنتي از احمدي نژاد در نامه‌اي اعلام شد؛ هشدار كروبي به شوراي نگهبان
    - بركناري مديرعامل ايران خودرو
    - جزييات انهدام بزرگترين شبكه فساد اينترنتي
    - مرحسين موسوي در اولين كنفرانس مطبوعاتي: گشت‌هاي ارشاد را جمع خواهم كرد
    *جهان اقتصاد
    - در نخستين نشست رسانه‌اي براي تشكيل دولت دهم تشريح شد؛ تدبيرهاي آينده‌ساز ميرحسين موسوي
    - اصلاح لايحه بودجه 88
    - احتمال ارائه پرونده افزايش دستمزد كارگران به ديوان عدالت اداري
    - اصرار مجلس براي عرضه بنزين مازاد بر سهميه‌بندي به قيمت شناور
    *رسالت
    - جامعه اسلامي مهندسين همسو با جبهه پيروان است
    - قشقاوي: ايران طرفدار جدي خلع سلاح اتمي در جهان است
    - كروبي: قصد كناره‌گيري اصلا ندارم
    - وزير نيرو: پنجشنبه خبر خوش رئيس جمهور از نيروگاه بوشهر
    *كيهان
    - با اشاره به ساختار جمهوري اسلامي؛ نيويورك تايمز: ايران پس از انتخابات هم تغيير نمي‌كند
    - دكتر كردزنگنه درگفتگو با كيهان: فروش سهام فولاد خوزستان قانوني است امكان فسخ معامله وجود ندارد
    - پس از چند هفته آرامش؛ 32 شهيد و 120 مجروح در 4 انفجار جداگانه بغداد
    - اعلام مواضع موسوي دراولين كنفرانس مطبوعاتي

  8. #48

    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    محل سکونت
    بوكان
    نوشته ها
    26,715
    تشکر
    3,287
    تشکر شده : 42,371
    Comodo Firefox Windos8 IR-TCI
    امتیاز 
    221292792
    پیش فرض
    مهمترین عناوین روزنامه های صبح امروز بدین شرح است.

    آفرینش:
    لاریجانی: استیضاح وزیران منعی ندارد
    اوباما: ایران باید بین سلاح هسته ای و آینده بهتر یکی را انتخاب کند
    معاون سازمان سنجش خبر داد: زمان اعلام نتایج آزمون کارشناسی ارشد و نحوه اصلاح اطلاعات ثبت نامی آزمون سراسری اعلام شد

    اطلاعات:
    اوباما: در برقراری ارتباط با ایران صمیمی عمل می کند
    کشف 7 میدان جدید نفتی
    دانشکده های حقوق، مامور بررسی اصلاح قوانین شدند

    اعتماد ملی :
    مربی از جنس احمدی نژاد، نمایندگان مجلس به برنامه 90 اعتراض کردند
    طفره دولت از احیای شورای پول و اعتبار
    دیدار نوروزی نخبگان با عبدالله نوری

    اعتماد:
    ورود غیر منتظره اوباما به بغداد
    احمدی نژاد در سفر به قزاقستان مطرح کرد؛ حمایت ایران از تشکیل بانک سوخت هسته ای
    به دنبال نامه کروبی مطرح شد؛ پیشنهاد کناره گیری جنتی از ریاست شورای نگهبان
    نخستین حضور سرمربی جدید در برنامه نود، گزارش مجادله مایلی کهن و فردوسی پور

    ایران :
    گزارش وزیر اقتصاد از تصمیمات دولت در سال جدید، کاهش تورم و تثبیت سود بانکی
    رئیس جمهور در کنفرانس رسانه ای در قزاقستان اعلام کرد: استقبال ایران ازپول واحد منطقه ای
    در دومین روز کاری نمایندگان در سال جدید صورت گرفت، بحث داغ انتخابات در حاشیه جلسه علنی مجلس
    برگزاری همایش روز جهانی بهداشت در تهران، وزیر کشور: طرح شهر سالم در 20 شهر اجرا می شود

    ابرار:
    رئیس جمهور: نیازمند نظام اقتصادی جدیدی هستیم
    یک نماینده: نگرانی از تورم زا بودن لایحه هدفمند سازی یارانه ها جدی است
    مردودی از راهنمایی حذف می شود
    رومینگ بین الملل سیم کارت های اعتباری ایرانسل فعال شد

    ابتکار:
    روابط ایران و آمریکا در سخنان جدید سران دو کشور؛ اوباما: صادقانه عمل می کنم - احمدی نژاد: استقبال می کنیم
    حداد عادل: اصولگرایان از سال 76 عاقل شده اند
    وزیر دادگستری: انحلال تعزیرات حکومتی منتفی است
    هشدار پوتین درباره اقدام نظامی علیه ایران

    تفاهم:
    اخبار مختلف از تشکیل و عدم تشکیل شورای پول و اعتبار؛ نرخ سود یک سال ثابت ماند
    شکایت از سرمایه گذار، مسئله ای به نام جابریان
    اولین اظهارات نجم الدین پشت فرمان ایران خودرو: ادغام فیزیکی در ایران خودرو و سایپا نداریم

    تهران امروز:
    کارشناسان و ناظران از انتخابات ریاست جمهوری می گویند، حضور " قالیباف" مشارکت را زیاد می کند
    ادعای مایلی کهن سرمربی جدید تیم ملی ، فوتبال سرسفره مردم
    سخنگوی شهرداری تهران: رضایت 90 درصدی از طرح استقبال از بهار

    جام جم:
    ممنوعیت تحصیل کارمندان در دانشگاههای دولتی
    وزیر اقتصاد خبر داد: نرخ سود بانکی امسال تغییر نمی کند
    رئیس اتحادیه مشاوران املاک می گوید؛ ادامه روند کاهشی قیمت مسکن در سال جاری

    جمهوری اسلامی:
    وزیر خارجه اسبق فرانسه، برنامه اوباما برای کاهش سلاحهای هسته ای عوامفریبی است
    مجلس تشکیل شورای مرکزی زکات را تصویب کرد
    افتتاح خطوط تولید 20 طرح الکترواپتیکی در وزارت دفاع
    آیت الله هاشمی رفسنجانی : برای پیشبرد کشور باید تهدیدها را تبدیل به فرصت کنیم

    حمایت:
    رئیس جمهور در قزاقستان مطرح کرد: استقبال تهران از تغییرات واقعی در سیاست های آمریکا
    لاریجانی: مطابق آیین نامه جدید، دولت باید 15 آذر ماه لایحه بودجه سالانه را تقدیم مجلس کند
    رئیس قوه قضائیه: تصویب لایحه حمایت از خانواده بسیاری از مشکلات را کاهش می دهد
    الهام: هزینه های صرفه جویی شده صرف نیروی انسانی می شود

    حیات نو:
    در رسانه های خارجی مطرح شد، استقبال گسترده از گفتمان موسوی
    رئیس مجلس خطاب به رئیس جمهور: دولت به جای بیانیه بودجه را اجرا کند
    حداد عادل: کاندیداتوری موسوی موجب تصمیم گیری بهتری می شود

    خراسان:
    بودجه واردات بنزین در ابهام، مجوز خاص یا تخلف از قانون
    موج جدید انفجار خودروها در عراق
    اوباما: سیاست های من با بوش تفاوت چندانی ندارد
    وزیر اقتصاد: نرخ سود بانکی عقود مبادله ای تغییر نمی کند

    خبر:
    با انتصاب یک مدیر سایپایی در ایران خودرو، رایحه خوش به ادغام خودروسازان رسید
    شوخی های سیاسی حداد عادل در جمع خبرنگاران
    باراک اوباما وارد بغداد شد، عراق ؛ آخرین مقصد رئیس جمهور

    دنیای اقتصاد:
    تعیین نرخ بهره بر مبنای تورم منتفی شد، عقب نشینی از بسته پولی
    پاسخ به بیانیه بودجه ای دولت، لاریجانی: احتیاجی به بیانیه نیست بودجه را اجرا کنید
    ساخت مسکن مهر امسال اوج می گیرد

    سرمایه:
    درپاسخ به پیشنهاد رئیس جمهوری قزاقستان برای اولین بار اعلام شد، استقبال احمدی نژاد از تشکیل کنسرسیوم سوخت هسته ای
    اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری از فروردین 88 موجب شد، حداقل 25 درصد افزایش حقوق کارمندان
    مایلی کهن از ستاد انتخاباتی احمدی نژاد تا سرمربیگری تیم ملی
    ساعاتی پس از انتشار خبر اولین مصوبه در دور جدید فعالیت، احیای شورای پول و اعتبار تکذیب شد

    سیاست روز:
    تحلیل اعتبار مواضع رئیس جمهور آمریکا در قبال ایران، آیا اوباما حرف آخر را می زند؟
    گاز 700 اتوبوس در روز شارژ نمی شود، سرگردانی 500 هزار شهروند در خیابان ها
    جزئیات اعزام مرحله دوم زائران عمره مفرده 88

    صدای عدالت:
    بازداشت تعدادی از مدیران سازمان تربیت بدنی
    سید محمد خاتمی: دین را نباید عامل وقوع جنگ ها دانست
    محدودیت های جدید برای فعالیت های انتخاباتی در دانشگاه

    قدس:
    مدیر عامل بانک مسکن در گفتگو با قدس خبر داد: احتمال برقراری دوباره وام خرید مسکن توسط بانکها
    آیت الله هاشمی رفسنجانی: تهدیدها را به فرصت تبدیل و از فرصتها بهتر استفاده کنیم
    وزیر نیرو : تابستان امسال خاموشی نداریم
    یک مسئول: مردودی از دوره راهنمایی حذف می شود

    کاروکارگر:
    در جمع دانشگاهیان قزاقستان، رئیس جمهور: هزینه تولید تسلیحات موجب توسعه فقر و آوارگی در جهان شده است
    با حضور وزیر دفاع؛ خط تولید 20 پروژه الکترواپتیکی افتتاح شد
    اوباما ادعا کرد: برای برقراری ارتباط با ایران صادقانه عمل می کنم

    کیهان:
    با تاکید بر ضرورت اجماع، حداد عادل: اصولگرایان با یک کاندیدا می آیند
    احمدی نژاد در کنفرانس مطبوعاتی قزاقستان: جهان منتظر تغییر سیاست آمریکا نخواهد ماند
    علی رغم مخالفت های گسترده مردمی صورت گرفت؛ دعوت رسمی مبارک از رئیس جدید رژیم صهیونیستی به مصر

    گسترش:
    وزیر امور اقتصادی و دارایی اعلام کرد: نرخ سود بانکی تا پایان سال ثابت می ماند
    وزیر دفاع مطرح کرد: هوشمند سازی تجهیزات و امکانات نیروهای مسلح
    پیش بینی کاهش قیمت طلا در بازار ایران
    وزیر صنایع و معادن خبر داد: اعطای مجوز های صنعتی بر پایه میزان مصرف انرژی

    وطن امروز:
    گزارش " وطن امروز " از آرایش انتخاباتی اصولگرایان، اجماع حداکثری با احمدی نژاد
    در قزاقستان صورت گرفت؛ استقبال رئیس جمهور از تاسیس بانک سوخت هسته ای
    43 میلیارد دلار سرمایه گذاری صنعتی و نفتی در 2 سال
    حمایت سعید حجاریان از انقلاب های مخملین

    همشهری:
    هاشمی رفسنجانی: برای پیشبرد کشور باید تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد
    رئیس مجلس: قانون بودجه باید اجرا شود نیازی به بیانیه نیست
    فعالان سیاسی درباره انتخابات نظر می دهند، گفتمان اصولگرایی اصلاح طلبانه راه تحقق آرمان های انقلاب است
    پیشنهاد شورای شهر برای ساخت جایگاه های کوچک سوخت

    هدف واقتصاد:
    واکنش رئیس مجلس به بیانیه معاونت برنامه ریزی ریاست جمهوری: دستگاه ها بودجه را درست اجرا کنند
    پوتین: استفاده از نیروی نظامی علیه ایران سازنده نیست
    فتاح اطمینان داد: تابستان امسال خاموشی نداریم

  9. #49

    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    نوشته ها
    39,643
    تشکر
    378
    تشکر شده : 19,692
    McAfee Firefox Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    66104182
    پیش فرض
    گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي امروز
    روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه برخي از آنها در زير مي‌آيد.

    كيهان: نسبت دولت با فرهنگ

    «نسبت دولت با فرهنگ» عنوان يادداشت روز روزنامه‌ كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن مي‌خوانيد؛ «فعاليت هاي فرهنگي بايد از نگاهي ارزشي، آرماني و ديني عميق برخوردار باشد. امروز كشور به فعاليت هاي فرهنگي محتوايي و فعاليت هايي كه منجر به تقويت و احياي هويت انقلابي، ديني و آرماني مردم شود، نيازمند است».

    آنچه در عبارت بالا نقل شد بخش هايي از سخنان رئيس جمهور محترم در نشست كارگروه فرهنگ و هنر استان كرمان بود كه روز چهارشنبه گذشته بيان شد و از استواري لازم برخوردار مي باشد. اين سخنان بيانگر راه روشني است كه دولت در ارتباط با مسايل فرهنگي در پيش دارد. در خصوص رابطه دولت و مقوله فرهنگ گفتني هايي وجود دارد كه به بعضي از موارد آن مي پردازيم.

    1- دولت در نظام ديني داراي كاركردهاي مختلفي است كه فرهنگ يكي از اين كاركردها است و اساسا در اين حوزه هيچ نهاد ديگري به اندازه دولت تاثيرگذار نيست. جمع دانش آموزان و دانشجوياني كه از مهد كودك تا دانشگاهها در اختيار مراكز مرتبط با دولت هستند از 15ميليون نفر فراتر مي رود و جمع آموزگاران، مربيان، كادر اداري و اساتيدي كه در اين مكان هاي آموزشي- پرورشي به خدمت اشتغال دارند از 1.5 ميليون نفر فراتر مي رود. با اين وصف به ازاي هر 3.5 نفر شهروند ايراني يك نفر مستقيما تحت تاثير اين مراكز قرار دارد. علاوه بر اين دولت از طريق سازمان هاي فرهنگي اجتماعي- نظير سازمان تربيت بدني، سازمان ملي جوانان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و دهها مركز ديگر- تاثيرات عميقي در عرصه هاي مختلف فرهنگي دارد بنابراين نمي توان و نبايد سهم دولت را در موفقيت هاي فرهنگي و نيز معضلات فرهنگي ناديده گرفت. كساني كه شعار دولت نبايد در حوزه فرهنگ دخالت كند را مطرح مي كنند عمدتا دولت را يك «مجري» به حساب مي آورند و حال آنكه دولت در عرصه هاي فرهنگي فقط مجري نيست بلكه پيش و بيش از آن «سياستگذار» و «برنامه ريز» است بر اين اساس بايد مهمترين مطالبات فرهنگي جامعه متوجه دولت باشد.

    2- مسئوليت دولت در عرصه فرهنگ فقط در حوزه «سخت افزاري» نيست بلكه بيش از آن معطوف به حوزه نرم افزار است. خود رئيس جمهور محترم در نشست روز چهارشنبه با كارگروه فرهنگ و هنر كرمان به درستي به اين مسئله اشاره كرده و گفت: «بودجه هاي دولت براي فعاليت هاي فرهنگي نبايد براي اقدامات سخت افزاري مثل خريد و تجهيز ساختمان استفاده شود بلكه بايد در مسير فعاليت هاي محتوايي هزينه شود.»

    متاسفانه در گذشته وقتي از دولت هاي سابق سؤال مي شد كه شما در عرصه فرهنگ چه كرده ايد بلافاصله به سراغ آمار و اعداد مي رفتند و مي گفتند تعداد دانشجويان از آن تعداد به اين تعداد رسيده و تعداد رشته هاي دانشگاهي از آن تعداد به اين تعداد رسيده و متراژ ساختمان هاي آموزشي ما از آن مقدار به اين مقدار رسيده است. حال آنكه سؤال از اينكه «در حوزه فرهنگ چه كرده ايد» يك سؤال نرم افزاري است نه سخت افزاري. از اين رو اهتمام دولت به جنبه هاي نرم افزاري فرهنگ مي تواند و بايد شايسته تقدير باشد.

    3- مبناي حركت دولت در عرصه فرهنگ بايد «آرماني»، «انقلابي» و «ديني» باشد كه اين سه عنصر به خوبي در بيانات آقاي دكتر احمدي نژاد آمده بود. واقعيت اين است كه دولت نمي تواند بدون توجه به آرمان هايي كه مردم را به حركت درمي آورد، انقلابي كه براي برپايي آن دهها هزار خون پاك بر زمين ريخته شد، و ديني كه مهمترين عنصر تجديد حيات ملت ها و مهمترين پشتوانه منافع ملي كشور است، يك حركت فرهنگي را تعريف و تعقيب نمايد.

    هر نوع فعاليت فرهنگي كه پشت به آرمان و انقلاب و دين باشد هر چند كه پر از زرق و برق مادي باشد و زبان تحسين گويان- فرار و آرمان گريز- را به حركت درآورد نمي تواند از سوي دولت پذيرفتني باشد كما اينكه از ساير بخش هاي نظام نيز پذيرفتني نيست.

    متاسفانه طي دو دهه گذشته شاهد رسوخ عده اي از عناصر فرهنگي وابسته به محافل خارجي در مراكز تصميم گير فرهنگي نظام هستيم و به تجربه دريافته ايم كه اين رسوخ يافتگان از غفلت مسئولان ارشد اجرايي براي به انحراف كشاندن چرخه فرهنگي دولت استفاده مي كنند. در يك دوره اي ذيل عنوان بازگرداندن سرمايه داران و سرمايه هاي ايراني به ميهن، در يك دوره اي ذيل عنوان «گسترش آداب و فرهنگ ايراني» و امروز تلاش مي كنند تا ذيل عنوان «احياء ارزش هاي تاريخي و تمدني ايرانيان» وارد دستگاههاي اجرايي كشور شوند و دولت را به مسير انحراف بكشانند. واقعيت اين است كه جدا كردن ايران و اسلام از يكديگر و يا تقديم ايران به اسلام بيش از آنكه براي اسلام ضرري داشته باشد به ضرر ايران تمام مي شود. يك لحظه تصور كنيد كه از عرصه ادبيات كشور آثار شعراي مسلمان پارسي گوي كنار گذاشته شود و يا از فلسفه و كلام ايراني، آثار ناموران مسلماني نظير سهروردي، ابن سينا و ملاصدرا كنار گذاشته شود و نيز از آثار هنر نقاشي و معماري كه در دنيا به نام ايران به ثبت رسيده است آيا چيزي باقي مي ماند كه با آن ايران شناخته شود. ايراني ذوق ملي خود را با تعهد ديني در هم آميخت و از آميزش اين دو تمدن ايراني- اسلامي پديد آمد. حالا اگر كساني با بزرگ كردن الواح دوره هخامنشي و يا تطهير شاهان از انواع تيرگي ها درصدد باشد هويت ممتاز و متمايزي را براي ايراني دست و پا كند قطعاً بيراهه مي رود و اين هيچ خدمتي به اسلام و مسلمانان نيست.

    4- دولت وظيفه دارد عرصه فرهنگ را به روي انسانهاي خدوم و متعهد و كارشناس باز كند و در مقابل ورود طراران و سارقان اين عرصه محكم بايستد و از ميراث فرهنگي و ديني كشور دفاع نمايد. پرواضح است كه دولت در اين عرصه نمي تواند «مولد» باشد و لاجرم بايد توليد فرهنگي را به كساني بسپارد كه در اين عرصه صلاحيت و خبرويت داشته و توامان دل در گرو دين و ايران داشته باشند. در اين عرصه دولت هرگز نمي تواند بگويد كه در عرصه فيلمسازي و يا موسيقي و يا هنرهاي تجسمي چون به اندازه كافي هنرمند خبير و با صلاحيت نداريم فعلاً آن را جولانگاه كساني مي كنيم كه مانند آب خوردن اين مملكت را به بيگانه مي فروشند، آبروي آن را در رسانه هاي دروغپرداز بيگانه به حراج مي گذارند و براي دين اين مردم هيچ ارزشي قايل نيستند. ما اجازه نداريم به دليل فقدان آب آشاميدني بهداشتي به مخاطبان خود آب هاي آلوده و بيماري زا بدهيم.

    نكته ديگر در اين حوزه اين است كه عرصه فرهنگ آنجا كه به دين مربوط مي شود را بايد به متوليان اصلي و كارشناس آن- روحانيت- سپرد دولت در اين عرصه بايد براي خويش نقش «كارپرداز» قايل باشد نه بيشتر از آن. واقعيت اين است كه هيچ امري به اندازه دين «سهل ممتنع» نيست. دين براي بشر آمده است اما جز «اهل الذكر» نمي توانند عمق آن را دريابند و جز اهل آن نمي توانند حدود و ثغور آن را بيان نمايند. اين در حالي است كه حتي فقاهت- به معناي فني آن- در امر دين هم كافي نيست بلكه فردي كه وارد اين حوزه مي شود حتماً بايد از «طهارت» لازم برخوردار و به «مطهرين» متصل باشد- لايمسه الا المطهرون. اينكه عده اي با خواندن چند كتاب و يا ديدن چند نفر روحاني بتوانند خود را در جايگاه «مبلغ ديني» و مفسر آن جا بزنند، آفت بزرگ دينداري در طول تاريخ بوده است.

    دولت در پيگيري امورات ديني بايد تابع محض «اسلام فقاهتي» باشد كه البته الحمدلله اين دولت بيش از هر دولت ديگري اين دلمشغولي و حساسيت را دارد.

    دولت در مقولاتي مثل ولايت فقيه، مهدويت، نقش روحانيت شيعه و مراجع در جامعه اسلامي و... نبايد تفسيري خاص كه با تفاسير روحانيت اصيل ناسازگار است ارائه داده و با استفاده از فرصت هاي تبليغي به نشر آن ديدگاه ها بپردازد اين موضوعي است كه ممكن است در گام اوليه چندان اهميت نداشته باشد ولي از آنجا كه «زاويه كوچك» به بروز شكاف هاي بزرگ منجر مي شود دولت محترم كه اصالت خود را از باورهاي ديني و انقلابي مي گيرد بايد به اين نكات با حساسيت توجه كند.

    5- بسياري در تلاش هستند كه با انگشت گذاشتن روي يك مسئله كه ابعاد آن هم چندان مشخص نيست چهره دولتي را كه براي احياء ارزش ها و آرمان هاي انقلاب كمر همت بسته است، مخدوش كنند و جالب تر آن كه اين كارها عمدتاً از سوي كساني مي شود كه طشت رسوايي شان از بام افتاده و حتي يك نقطه روشن از دينداري در پرونده خود ندارند. عده اي كه در سالهاي 78 و 79 آنقدر تندروي داشتند كه در حالي كه مسئوليت رسمي دولتي داشتند در پارك دانشجو در ميان جمعي آشوب طلب اعلام مي كردند:«عليه خدا مي توان راهپيمايي كرد» و در روزنامه صبح امروز با وقاحت مي نوشتند: -العياذبالله- «مفاد سوره يوسف با عقل جور درنمي آيد و متناقض است»! حالا اين ها دوره افتاده اند كه جريان حامي احمدي نژاد تندرو هستند و اصلاح طلبان و اصولگرايان بايد هم پيمان شوند و آن را از سر راه بردارند.

    6- دولت كنوني به درستي در دوره اول متهم بود كه آن گونه كه در عرصه خدمات اقتصادي و اجتماعي تلاش كرده براي حوزه فرهنگ بودجه قابل توجهي اختصاص نداده است. در دولت دهم ما شاهد جبران اين مسئله هستيم و شاهد اختصاص بودجه هاي فراوان براي التيام آلام فرهنگي كشور هستيم اين بودجه ها به عبارتي از 20 برابر بودجه فرهنگي دولت نهم فراتر رفته است. اين البته جاي تقدير و تشكر دارد ولي در عين حال اين مسئله يك آفت هم دارد و آن ضعف در نظارت است. رئيس جمهور محترم خود با ظرافت به عدم كارسازي اين بودجه در امور سخت افزاري اشاره كردند ولي اين همه حرف نيست.

    بايد كاركرد فرهنگي دولت در عرصه نرم افزاري به درستي تعريف شود تا اين اطمينان به دست آيد كه بودجه هاي فرهنگي به دست آدم هاي امين، انقلابي و متدين مي افتد و ثمره آن پس از 3-4 سال بهبود شرايط فرهنگي است. اگر اين نظارت به درستي صورت نگيرد و حساسيت لازم وجود نداشته باشد ممكن است بعد از پايان عمر اين دولت براي نيروهاي انقلابي و متدين يك افسوس باقي بماند، افسوس از فرصتي كه آمد ولي قدر آن دانسته نشد. البته شاكله سالم اين دولت جاي زيادي براي اين نگراني باقي نمي گذارد.

    تهران امروز:از ميان احزاب، در برابر احزاب

    «از ميان احزاب، در برابر احزاب»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي تهران امروز به قلم حسام‌الدين كاوه است كه در آن مي‌خوانيد؛تازه‌ترين اظهارنظر محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهوري و از موسسان و بنيانگذاران جمعيت ايثارگران با واكنش تند محافل سياسي، احزاب و تشكل‌هاي گوناگون به‌ويژه دو طيف اصولگرا مواجه شد.

    رئيس‌جمهوري در جريان سفر به كرمان گفته بود: «احزاب و گروه‌ها با اينكه محترمند، اما حق دخالت در امور كشور را ندارند.»

    شايد يادآوري اين واقعيت كه «حق تعيين سرنوشت» يكي از حقوق اساسي ملت در قانون اساسي توصيف شده و نيز فعاليت احزاب و تشكل‌هاي سياسي در چارچوب قوانين مدون از جمله قانون اساسي به رسميت شناخته شده است، تكرار مكررات به نظر آيد اما صرف نظر از مفاد موادي از قانون اساسي كه به حقوق مزبور به صراحت تاكيد كرده‌ است، نقش احزاب در سازماندهي به گرايش‌هاي مردم و از خلال ايجاد تشكل‌هاي سياسي، زمينه‌سازي براي حضور مستمر مردم در عرصه و صحنه‌هاي مختلف سياسي را نمي‌توان ناديده انگاشت.

    از نگاه برخي از چهره‌هاي سياسي كه از اتفاق، خود با حمايت احزاب و گروه‌هاي سياسي در مصدر رياست نشسته‌اند، ممكن است احزاب تنها نقش تشويق و ترغيب افكار عمومي در دوره‌هاي مختلف انتخابات را داشته باشند.

    بي‌درنگ بايد افزود حتي اگر چنين تصوري وجود داشته باشد بر فرض وجود كامل نيست، احزاب و تشكل‌هاي سياسي نمي‌توانند تنها در دوره‌هاي انتخاباتي فعال باشند و در فاصله دوره‌هاي انتخاباتي تنها نقش تزييني را ايفا كنند. پوشيده نيست كه يكي از مهم‌ترين راه‌هاي نظارت مستمر مردمي برعملكرد دستگاه‌هاي اجرايي، حضور و فعاليت جدي احزاب و نظارت و رصد كردن فعاليت‌هاي قوه مقننه و قوه مجريه است.

    رسالت:ارزيابي کارنامه يک ساله و نصيحت به رقبا

    «ارزيابي کارنامه يک ساله و نصيحت به رقبا»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي رستان به قلم محمد کاظم انبارلويي است كه در آن مي‌خو.انيد؛کارنامه دولت در يک سال گذشته يک کارنامه شفاف و روشن در سياست خارجي و سياست داخلي است. دولت به مفهوم حاکميت يک جنگ نرم را در مقياسي که از سوي آمريکايي ها و انگليسي ها مديريت مي شد پشت سر گذاشت و مردم با بصيرت به ژنرال هاي انقلاب مخملي «نه» گفتند و از انقلاب صيانت کردند. رهبري معظم انقلاب با دفاع جانانه از راي ملت در پاسداشت جمهوريت اجازه شيطنت به عناصر غافل و خائن ندادند. دولت دهم يک سال است مستقر شده است و با اقتدار در صحنه هاي جهاني عمل مي کند.

    دشمن در9 دي و22 بهمن شکست را پذيرفت و پياده نظام خود را از خيابان ها جمع کرد و کف خيابان را براي تسويه حساب مناسب نديد. اما معارضه با دولت و نظام همچنان در دستور کار آنان است. رقيب بي هيچ دليل حقوقي هنوز مي گويد «راي من کو» و مشارکت40 ميليوني و راي25 ميليوني مردم به منتخب خود را به رسميت نمي شناسد.

    رقيب به تحريک منافقان و معاندان نظام در روزهاي13 آبان،16 آذر، روز قدس و روز عاشورا از مرزهاي فکري و عقيدتي اعلام شده خود عبور کرد و رودرروي اصول و ارزش هاي نظام و انقلاب و مردم قرار گرفت.

    رقيب خود را از مرتبت اپوزيسيون قانوني به اپوزيسيون غيرقانوني فروکاهيد و حتي در دفاع از محاربان با نظام هم هيچ پرده پوشي نکرد. آمريکا و اروپا تمام قد از رقيب که در سير و سلوک سياسي خود به مرز محاربه و معارضه با نظام و مردم رسيده دفاع مي کنند و تمام امکانات سياسي - تشکيلاتي و ارتباطي خود را در اختيار سران فتنه و پياده نظام آنها که همه گروه هاي معاند و معارض نظام را در بر مي گيرد قرار داده است.

    ملت ما با هوشمندي و بصيرت با پيروي از رهبر معظم انقلاب همه مراحل آزمون وفاداري به اسلام و نظام و انقلاب را طي کرد و در اين آزمون الهي نيز پيروز و سرافراز بيرون آمد.

    اکنون ملت گفتمان پيشرفت، عدالت و خدمت را که توسط دولت نمايندگي مي شود پذيرفته و حمايت مي کند و آن را در آراي نوراني خود در مقياس40 ميليون نشان داده است. رقيب رو درروي ملت گفتمان آشوب و براندازي را پيش گرفته و دنبال فرصت مي گردد با زخم زبان، دروغ پردازي و فريب ريخت حکومت را زشت و غير انساني جلوه دهد.

    اين کمترين به عنوان رو سياه ترين بنده خدا در اندازه اي نيستم که نصيحت به کساني کنم که روزگاري جزء «رجال سياسي- مذهبي» کشور بودند.

    اما از روح پر فتوح امام(ره) الهام گرفتم که از زبان آن پاکمرد تاريخ معاصر سخني با کساني داشته باشم که طي يکسال گذشته خاطرملت ايران را مکدر کرده و دل دشمنان قرآن و اسلام را شاد کردند.

    کساني که امنيت ملي را به مخاطره انداختند و با اعمال غير عقلاني خود در دشمنان قسم خورده نظام اميدواري ايجاد کردند.

    امام خميني(ره) در بند «ن» وصيت نامه سياسي- الهي خود با ذکر و شناسايي همه لايه هايي که به نوعي با انقلاب و اسلام سرناسازگاري دارند سخن مشفقانه و ناصحانه دارد.
    لذا با يادآوري و خلاصه نويسي اين بند از وصيت نامه امام(ره) اميدوارم همه کساني که مخاطب امام در بي مهري به نظام و انقلاب هستند کمي انديشه کنند.

    امام خميني(ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي در بند «ن» وصيت نامه خود به اشخاص و گروهک هايي که در ضديت با ملت و جمهوري اسلامي و اسلام فعاليت مي کنند و از فريب و دروغ پردازي و توطئه پرهيز ندارند مي فرمايند؛

    1- مسير يک ملت فداکار را با ترور و انفجار و دروغ پردازي نمي شود منحرف کرد.
    2- دولت را نمي توان با شيوه هاي غير انساني و غير منطقي ساقط کنيد.
    3- ملت با شما نيست، جز دشمن تراشي کار ديگري نتوانستيد بکنيد.

    4- نصيحت مي کنم از کارهاي بي فايده و غير عاقلانه دست برداريد و گول جهانخواران را نخوريد. توبه کنيدخدا ارحم الراحمين است،ملت ان شاء الله از شما مي گذرد.
    5- نصيحت مشفقانه من به شما آن است که از راه اشتباه برگرديد و با محرومين جامعه که با جان و دل به جمهوري اسلامي خدمت مي کنند متحد شويد.

    6- من به شما احزاب و گروه ها، چه آناني که به چ‘ گرايي معروف - اگر چه بعضي شواهد و قراين دلالت دارد که اينان کمونيست آمريکايي- هستند و چه آنان که از غرب ارتزاق مي کنند و الهام مي گيرند... وصيت مي کنم که به ملت بپيوندند... با دولت تشريک مساعي نموده و از ياغيگري و خدمت به بيگانگان و خيانت به ميهن دست بردارند.

    7- وصيت من به گروه هاي مسلمان که از روي اشتباه به غرب و احيانا به شرق تمايل نشان مي دهند... آن است که بر سر اشتباه خود پافشاري نکنند و با شهامت اسلامي به خطاي خود اعتراف و با دولت و مجلس و ملت مظلوم براي رضاي خداوند همصدا و هم مسير شده و اين مستضعفان تاريخ را از شر مستکبران نجات دهيد.

    8- وصيت من به نويسندگان و گويندگان و روشنفکران و اشکال تراشان و صاحب عقدگان آن است که به جاي آنکه وقت خود را در خلاف مسير جمهوري اسلامي صرف کنيد و هر چه توان داريد در بد بيني و بد خواهي و بد گويي از مجلس و دولت و سايرخدمتگزاران به کار بريد و]به جاي اينکه[ با اين عمل کشور خود را به سوي ابر قدرت ها سوق دهيد، با خداي خود يک شب خلوت کنيد و اگر به خداوند عقيده نداريد با وجدان خود خلوت کنيد ببينيد آيا با کدام معيار و با چه انصاف خون اين جوانان قلم قلم شده را در جبهه ها ناديده مي گيريد.... و به اختلاف انگيزي و توطئه هاي خائنانه دامن مي زنيد و راه را بر مستکبران و ستمگران باز مي کنيد.

    مردم سالاري:صدا و سيما و فارسي وان

    «صدا و سيما و فارسي وان»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي مردم سالاري به قلم حميدرضا شکوهي است كه در آن مي‌خوانيد؛اظهارات اخير رئيس سازمان صدا و سيما در مورد ارسال پارازيت روي شبکه هاي ماهواره اي را وقتي در کنار اعتراض جديد کارگردان فيلم تازه اکران شده «دختران» به عزت الله ضرغامي در مورد عدم پخش تبليغات اين فيلم در صداوسيما قرار دهيم به نتايجي مي رسيم که مرور آن خالي از لطف نيست.

    رئيس سازمان صدا و سيما که خود در کنگره جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي شرکت و در آن سخنراني کرده بود و گزارش کامل مراسم آن نيز در شبکه خبر پخش شد گفته بود که: «اين روزها درباره فارسي وان اطلاع رساني مي شود. اين شبکه تعدادي از سريال ها را دوبله مي کند... و آنقدر حوزه سرگرمي را گسترش مي دهد که در خانواده ها روابط نامشروع بين محارم نيز به راحتي نمايش داده مي شود...

    همچنين نظرسنجي ها هم نشان مي دهد درصد بسيار بالايي از بينندگان فارسي وان اذعان دارند که فيلم هاي اين شبکه فسادآميز است. حال که چرا مردم، اين شبکه را تماشا مي کنند، مساله ديگري است». جالب اينجاست که رئيس سازمان صدا وسيما از کنار موضوع اصلي به راحتي عبور مي کند و اينکه «چرا مردم اين شبکه را تماشا مي کنند»، مساله ديگري مي داند در حالي که عامل اصلي رويکرد نادرست برخي مردم به اين شبکه ماهواره اي را بايد تا حد زيادي در عملکرد صدا و سيما يعني مجموعه تحت مديريت آقاي ضرغامي جست وجو کرد. قطعا آن دسته از افرادي که فارسي وان را تماشا مي کنند، خلا » مهمي در برنامه هاي تلويزيوني سيماي جمهوري اسلا مي ايران ديده اند که به سمت فارسي وان گرايش پيدا کرده اند و اين موضوعي است که صدا و سيما نمي تواند پاسخگوي آن نباشند. در اين ميان، قاسم جعفري کارگردان فيلم «دختران» درنامه اي به رئيس سازمان صدا وسيما، نسبت به عدم پخش تبليغات اين فيلم سينمايي در رسانه ملي اعتراض کرد و نوشت: جايي خواندم که فقط 45شبکه فارسي زبان در فضاي مجازي عليه کشورمان فعالند و رسانه ملي ما به رياست جنابعالي قرار بوده و هست به جنگ شبکه هايي که چون قارچ از هر نقطه اي مي رويند برود.

    شنيده ام فارسي وان با دوبله سريال هايي پر بيننده، متاسفانه گوي سبقت را از ما ربوده و کم کم مردم، خصوصا جوانان و نوجوانان در اوج ساعات پربيننده تلويزيون، به جاي رسانه ملي، فارسي وان را تماشا مي کنند...». اما گويا اين موضوع که چرا مردم اين شبکه را تماشا مي کنند، از ديدگاه رئيس سازمان صدا وسيما مساله ديگري است; نيازي به تفصيل نيست چرا که ماجرا به خودي خود روشن است. اي کاش رسانه ملي، بيش از آن که در انديشه مسائل حاشيه اي باشد به مسايل اصلي و محوري تري مي پرداخت، آنگاه قطعا اين همه طرفدار جذب شبکه هاي ماهواره اي معلوم الحال نمي شدند; شبکه هايي که فرهنگ اصيل ايراني و ملي و ديانت اسلا مي و خانواده هاي ما را نشانه رفته اند.

    وطن امروز:کارت‌هاي باخت رئيس‌جمهور جوان

    «کارت‌هاي باخت رئيس‌جمهور جوان»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي وطن امروز است كه در آن مي‌خوانيد؛بايد اين روزها را به خاطر سپرد. پسر جوان کاخ سفيد سال‌ها بعد قطعا خاطرات خوبي از اين روزها نقل نمي‌کند. باراک اوباما اين روزها 2 باخت همزمان را تجربه مي‌کند و ماجرا وقتي جالب مي‌شود که ايران بيشترين فايده اين باخت‌ها را برده است. اجلاس بازنگري معاهده «ان‌پي‌تي» روز گذشته به پايان رسيد. چهارم ماه مه، زماني که اين اجلاس آغاز شد روزنامه لوموند در گزارشي نوشت: اين کنفرانس صحنه «زورآزمايي ايران و آمريکاست». اينک در 29 مه، نتيجه اين زورآمايي را فقط در يک جمله مي‌توان خلاصه کرد: «آمريکا باخت.» چرا؟

    1- در سند نهايي کنفرانس بازنگري «ان‌پي‌تي» مهم‌ترين موضوعات محل مناقشه معاهده «ان‌پي‌تي» عنوان شد. موضوع هسته‌اي ايران نه تنها به عنوان هيچکدام از سرفصل‌هاي اين سند قرار نگرفت، بلکه در زيرفصل‌هاي اين سند نيز نامي از ايران ديده نمي‌شود. يعني در واقع تمام تلاش ايالات متحده براي گنجاندن برخي مفاد ضدايراني در اين سند ناکام ماند. به عنوان مثال موضوع منع کشور‌ها از خروج از «ان‌پي‌تي» و نيز مرتبط ساختن برنامه‌هاي هسته‌اي به استعداد نظامي کشورها از جمله مواردي است که ايالات متحده درصدد بود با گنجاندن آنها در سند نهايي اين اجلاس، فشار هسته‌اي را بر ايران مضاعف کند. به هرحال در اين حوزه، آمريکا توفيقي نيافت.

    2- عدم توفيق ايالات متحده البته با يک ضربه سهمگين نيز مواجه شد. سند پاياني اجلاس بازنگري «ان‌پي‌تي» در سر فصل «خاورميانه؛ مهم‌ترين محور مذاکرات مجمع» از اسرائيل خواسته به عضويت اين معاهده درآيد. ارزيابي بهتر و دقيق‌تر از تلاش براي عضويت رژيم صهيونيستي در معاهده «ان‌پي‌تي» در حالتي صورت مي‌گيرد که بند‌هاي اين سرفصل بخوبي مطالعه شود. کشورهاي حاضر در اين اجلاس در سند پاياني خود صراحتا بر «عاري‌سازي خاورميانه از سلاح هسته‌اي و ساير سلاح‌هاي کشتار جمعي» تاکيد کرده‌اند. قطعا عضويت رژيم صهيونيستي مي‌تواند به عنوان نخستين گام براي تحقق اين مهم ارزيابي شود. البته حمايت برخي اعضاي «ان‌پي‌تي» – نظير آمريکا، فرانسه و انگليس- از رژيم صهيونيستي دورنماي اين موضوع را اميدوارکننده نشان نمي‌دهد.

    3- محمود احمدي‌نژاد 4 مه ‌در افتتاحيه اجلاس به سخنراني پرداخت و 11پيشنهاد را مطرح کرد. پيشنهادات رئيس‌جمهور بر يک محور اساسي استوار بود: «عاري‌سازي دنيا از سلاح هسته‌اي.» برآيند مفاد 11 پيشنهاد احمدي نژاد نيز همين مهم را حاصل مي‌کرد. البته هدف نزديک رئيس‌جمهور قرار دادن اسرائيل در چارچوب الزام‌آور «ان‌پي‌تي» بود. سند پاياني اجلاس نيز تا حدود زيادي از دغدغه‌هاي مشترک جمهوري اسلامي ايران با ديگر کشورهاي دنيا خبر مي‌دهد. علاوه بر تاکيد مجدد اعضاي حاضر در اجلاس بازنگري «ان‌پي‌تي» بر اجرا و پايبندي به ماده 6، اقدام بي‌سابقه دعوت از رژيم اشغالگر قدس براي عضويت در «ان‌پي‌تي» را مي‌توان يک پيروزي بسيار بزرگ براي ايران و کشورهاي خاورميانه تلقي کرد. به عبارت ساده‌تر ناکامي ايالات متحده در تحديد قانوني ايران، با فشار قانوني به همپيمان خاورميانه‌اي اين کشور همراه شد.

    4- يکي ديگر از دلايل ناکامي ايالات متحده را بايد در افزايش گستره فعاليت ايران جست. حضور فعال در مجامع ديپلماتيک در ابتدا حوزه تاثيرگذاري آمريکا را دچار خدشه کرده و در ادامه توانسته دامنه تاثيرگذاري نظرات جمهوري اسلامي را توسعه دهد. به عنوان مثال حضور رئيس‌جمهور در اجلاس بازنگري «ان‌پي‌تي» و ارائه پيشنهادات به اعضا توانسته است يک نگاه منطقي را در مقابل نظرات آمريکا قرار دهد. در چنين شرايطي قطعا آنچه حاصل مي‌شود، ميل اجلاس به سوي موضع ميانه و تحليل نزديک‌تر به واقعيات است.

    با اين حال همه آنچه رفت تنها شرح يکي از شکست‌هاي باراک اوباما در روزهاي اخير است.

    آنان که تحولات هسته‌اي ايران را به صورت دقيق رصد مي‌کنند اينک هيچگونه پيش‌بيني قابل اطميناني از رفتار نهايي آمريکا در قبال بيانيه تهران ارائه نمي‌کنند. ماجرا بسيار جالب شده است. اين روزها آنان که اخبار هسته‌اي ايران را دنبال مي‌کنند مواضع جمهوري اسلامي را از زبان سران برزيل و ترکيه مي‌شنوند. به عبارت ديگر بيانيه تهران باعث شد جبهه جديدي در فضاي مناسبات هسته‌اي گشوده شود. ايالات متحده در برهه زماني فعلي بايد شنواي گوشه‌اي از استدلال‌هاي هسته‌اي ايران آن هم از بالاترين تريبون‌هاي رسمي ترکيه و برزيل باشد.

    اتفاقات روزهاي اخير را بايد تا مدت‌ها به تحليل نشست. به عنوان مثال وقتي رجب طيب اردوغان ترک در ريودوژانيروي برزيل زبان به استهزاء هيلاري کلينتون مي‌گشايد و مي‌گويد آمريکا صلاحيت اظهارنظر درباره برنامه هسته‌اي ايران را ندارد يا وقتي لوئيز ايناسيو لولا داسيلوا نامه محرمانه اوباما را فاش مي‌کند تا همگان از مواضع دوگانه آقاي «تغيير» در قبال ايران باخبر باشند؛ بايد اين رخداد‌ها را فارغ از هرگونه مناسبات با دولت ايران به ارزيابي نشست.

    اين تحليل که ترکيه و برزيل براي دفاع از حيثيت بين‌المللي خود بايد پايبندي به مفاد بيانيه تهران را مراعات کنند، تحليل درستي است اما سازوکار ظريف فضاسازي براي بازيگري ترکيه و برزيل در برنامه هسته‌اي تهران را بايد قدر دانست. از سوي ديگر بسيار بديهي است نگرش اين 2 کشور با نحوه نگاه کشور‌هاي خارج از محدوده سلطه به تحولات دنيا بسيار متفاوت است، بنابراين تشکيل يک جبهه جديد در تحولات جهاني تنها مي‌تواند قدرت‌هاي مايل به ثبات بلوک‌بندي‌هاي دنيا را دچار خدشه کند. ايالات متحده نيز در زمره اين کشورهاست. اوباما اينک به جاي تهران، چشم به آنکارا و برازيليا دارد.

    رئيس‌جمهور جوان آمريکا روزهاي دشواري در پيش دارد.

    ابتكار:آدم‌هاي فارسي وان

    «نسبت دولت با فرهنگ»،«از ميان احزاب، در برابر احزاب»،«ارزيابي کارنامه يک ساله و نصيحت به رقبا»،«صدا و سيما و فارسي وان»،«کارت‌هاي باخت رئيس‌جمهور جوان»،«آدم‌هاي فارسي وان»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي ابتكار به قلم اميرعلي تفرشي است كه در ان مي‌خوانيد؛ سال‌ها مهمترين و معروفترين شبکه فارسي زبان ماهواره اي، صداي آمريکا با نام اختصاري voa بود. در سال 1387 شش ماه قبل از انتخابات رياست جمهوري دهم شبکه فارسي BBC هم در کنار صداي آمريکا شروع به کار کرد. بي بي سي بر خلاف همتاي آمريکاييش آنقدر حرفه‌اي بود که بتواند ظرف مدت زمان کوتاهي به مهمترين رسانه در جمع شبکه‌هاي فارسي زبان ماهواره‌اي تبديل شود. اما با گذشت اتفاقات بعد از انتخابات رياست جمهوري و عملکرد ضعيف رسانه ملي فضاي رسانه‌اي کشور وارد مرحله جديدي از حيات خود شد.

    بي اعتمادي گسترده مردم نسبت به اين رسانه جمهوري اسلامي فضايي براي رسانه‌هاي بيگانه فراهم آورد تا اين رسانه‌ها تورهاي صيد مخاطب خود را در درياي ايرانيان بي اعتماد نسبت به صدا و سيماي دولتي بيندازد. يکي از مهمترين اين رسانه‌ها فارسي 1 بود.فارسي 1 نام شبکه‌اي تلويزيوني متشکل از چند کمپاني منطقه‌اي و بين المللي است.

    اين شبکه از اواسط سال گذشته با پشتيباني تمام و کمال کمپاني بزرگ «نيوز کورپوريشن» وارد عرصه رقابت شبکه‌هاي فارسي زبان شده است؛ رقابتي که بسياري گمان مي‌برند پيروزي آن از آن شبکه‌اي است تازه وارد که «رابرت مرداک» پشتيبان و ياور آن است.اما سوال اصلي در مورد فارسي 1 اين است که اهداف مستقيم، غير مستقيم و آشکار و نهان اين شبکه چيست؟ چه چيزي باعث مي‌شود «رابرت مرداک» مالک غول‌هاي رسانه‌اي فاکس، اسکاي، سان و ... دست به تاسيس چنين شبکه‌اي آن هم در اين برهه حساس از نظر سياسي و اجتماعي کشور بزند؟

    بعد از حوادث تلخ سال 88 و بي اعتمادي بخش عظيمي از ملت به رسانه ملي فضا براي ظهور شبکه فارسي 1 فراهم شد. در اين زمان بود که «رابرت مرداک» مالک کمپاني بزرگ «نيوز کورپوريشن» ماموريت ايجاد شبکه‌اي حرفه‌اي فارغ از فضاي خبري و در ظاهر تنها براي سرگرمي فارسي زبانان منطقه خاورميانه را به دست گرفت.

    اين شبکه با پشتوانه قوي «کمپاني فاکس قرن بيستم» مي‌تواند بهترين و پر طرفدارتين سريال‌هاي جهان را عرضه کند، همين موضوع شرايط رقابت را براي ديگر رسا نه‌ها از جمله صدا و سيماي جمهوري اسلامي سخت مي‌کند. رسانه‌اي که تا آن زمان رقابايش در حد پخش فيلم فارسي‌هاي چند دهه پيش توان داشتند و مي‌توانست با پخش سريال و فيلم‌هاي متوسط مخاطبانش را در فضايي که رقيب جدي وجود نداشت، حفظ کند با شرايطي روبرو شد که حريفي قدرتمند در مقابلش عرضه اندام کرد.

    اين رقيب قدرتمند از تمامي وسايل موجود براي صيد کردن مخاطبان رسانه داخلي استفاده مي‌کند؛ فارسي 1 براي صيد کردن مخاطبان ايراني محدوديتي در به کار گيري از لوازم موجود ندارد، نه داخل ايران است که به ضوابط و قوانيني پايبند باشد و گرفتار سانسور شود و نه محدوديت اخلاقي براي پخش بسياري صحنه‌ها دارد. اما فارسي 1 با شناختي که از فضاي فرهنگي جامعه ايران دارد سعي کرده آرام آرام پيش رود، عجله نکرده است؛ اين شبکه خوب مي‌داند که اگر بخواهد حجم گسترده‌اي از مخاطبان ايراني را به خود جلب کند بايد مولفه‌هاي فرهنگي آنها را در نظر بگيرد.

    جالب توجه است که اين شبکه براي اينکه بتواند جمع خانواده‌هاي ايراني را جلوي رسانه اش نگه دارد از تبريک گفتن عيد فطر و عرض تسليت محرم ابايي ندارد حتي اگر لازم ببيند صحنه‌هايي از سريال هايش را سانسور مي‌کند. اين سانسورهاي حداقلي شامل نوع لباس، پوشش، مفاهيم و موضوعات و ديالوگ‌هاي سريال نمي‌شود بلکه فقط صحنه‌هاي برهنه بازيگران را هدف قرار داده؛ بهتر است بگوييم مخاطب را تا لب جوي مي‌برد و تشنه بر مي‌گرداند.

    اين کار نه از سر خيرخواهي به حال جوانان ايراني است بلکه صرفا بازي با ارزش‌ها و مولفه‌هاي فرهنگي جامعه ايراني صورت مي‌گيرد. صحنه‌هايي که اين رسانه آن‌ها را حذف مي‌کند در درجه دوم اهميت قرار دارند مهمتر از آن‌ها سوغاتي است که اين شبکه براي بينندگانش دارد؛ سوغاتي که که مملو از خيانت ها، بي بند و باري‌ها و شهوت راني هاست که اين شبکه مي‌خواهد آن‌ها را دلواي ديالوگ‌هاي زيبا، بازيگران خوش چهره و داستان‌هاي جذاب به مخاطبانش عرضه کند. فارسي 1 به هيچ وجه نمي‌خواهد به عنوان يک رسانه «پورنو» نزد خانواده‌هاي ايراني شناخته شود که صحنه‌هاي مستهجن به نمايش مي‌گذارد بلکه مي‌خواهد از طريق عرضه نمادهاي فرهنگ منحط غربي، ارزش‌هاي مردم و نيازهاي آنها را مرحله به مرحله تغيير دهد و حرفش را در پستو‌هاي ذهن مخاطبانش به صورت کاملا حرفه‌اي و پنهان در دراز مدت عرضه کنند.

    وقتي فارسي 1 مي‌تواند سريال‌هاي درجه يک و پر طرفدار جهان را پخش کند؛ لاست، فرند، 24 و ويکتوريا را پخش کند و با وجود دوبله ضعيفي که دارد مخاطب را جلوي رسانه اش ميخکوب کند مي‌تواند با فرهنگ، ارزش‌ها و پيش زمينه‌هاي ذهني او هم بازي کند. او وقتي 24 را نگاه مي‌کند مسلمانان تروريستي مي‌بيند که مي‌خواهند يک از ايالت‌هاي آمريکا را با بمب هسته‌اي منفجر کنند، آنها قبل از اجراي نقشه شان نماز مي‌خوانند و از شکنجه کردن و تکه تکه کردن انسان‌هاي بيگاه ابايي ندارند.

    در سريال «ويکتوريا» مخاطب ايراني زني را به عنوان قهرمان داستان مي‌پذيرد که با همسر و دو فرزندش زندگي مي‌کند. ويکتوريا بعد از سال‌ها زندگي با همسرش در مي‌يابد که او با دستيارش رابطه دارد. در اين ميان زن زيباي داستان فارسي 1 هم با مردي جوان تر از خودش به نام ژرونيمو آشنا مي‌شود.

    او بين دو راهي قرار مي‌گيرد؛ دو راهي وفاداري به همسر يا رفتن به دنبال عشقش و او راه دوم را انتخاب مي‌کند. در اين داستان اتفاقات ديگري هم مي‌افتد؛ دختر بزرگ ويکتوريا پس از رابطه با دوست پسرش باردار مي‌شود و دختر کوچک او هم مورد ***** مردي قرار مي‌گيرد. پسر ويکتوريا هم از غافله عقب نمي‌ماند و بعد از آشنايي با دوست مادرش با او رابطه برقرار مي‌کند. فاجعه آنجا رخ مي‌نمايد که قرار است ويکتوريا آن زن زيباي شبکه فارسي 1 براي بينندگانش الگو باشد. زنان ايراني ويکتوريا را قهرماني مي‌دانند که به دنبال عشقش مي‌رود.

    آنها سعي مي‌کنند مانند او لباس بپوشند، مانند او راه روند و مانند او زندگي کنند. الگوي آنها زني است که به همسر خود خيانت کرده و فرزندانش انجام رابطه نامشروع را مانند نوشيدن چاي در يک شب سرد زمستاني مي‌دانند.

    اين‌ها موضوعاتي است که خوراک خانواده‌هاي ايراني در فارسي 1 مي‌شود؛ عشق، خيانت، شهوت؛ خوراک آلوده‌اي که در لواي زندگي زيبا و قشنگ بازيگران سريال ها، مي‌شود روز و شب بينندگان آن؛ داستان آدم‌هايي که زندگيشان مملو از رابطه‌هاي جنسي، شهوت راني‌ها و بي بند و باري هاست، داستان آدم‌هايي که مهترين دغدغه شان سقط بچه نامشروعشان است يا خيانت به همسرانشان؛اين است داستان آدم‌هاي فارسي 1.

    جمهوري اسلامي:شكست دوباره استراتژيهاي آمريكا

    «شكست دوباره استراتژيهاي آمريكا»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي جمهوري اسلامي است كه در آن مي خوانيد؛باراك اوباما رئيس‌جمهور جنجالي و پرمدعاي آمريكا پس از 16 ماه استقرار در كاخ سفيد و در ادامه شعارهاي دهان پركن تغييراتش، استراتژي جديد امنيت ملي اين كشور را ارائه كرد و اعلام داشت كه زمان جنگ عليه تروريسم، ديگر سپري شده و بايد براساس ديپلماسي چندجانبه فعاليت كرد. اوباما، درحالي با دكترين معروف بوش، موسوم به جنگ عليه تروريسم مخالفت مي‌كند كه خود در عمل همچنان به اين استراتژي پايبند است و آنرا در سياست داخلي و بين‌المللي دنبال مي‌نمايد.

    اوباما، در اين سند 52 صفحه‌اي كه نخستين دگرگوني و تغيير ظاهري در استراتژي امنيت ملي آمريكا در دهه اخير بشمار مي‌رود، از برخي كشورها همچنان به عنوان دشمن آمريكا نام برده و به آنها به خاطر عدم پذيرش سياستهاي واشنگتن و تسليم نشدن در برابر فشارهاي سياسي و هسته‌اي شديدا هشدار داده است.

    اوباما در استراتژي جديد امنيت ملي آمريكا بار ديگر ادعاهاي كاخ سفيد درباره برنامه هسته‌اي ايران را تكرار كرده و سعي نموده تا با مطرح كردن تهديدهايي عليه ايران، دشمنان فرضي براي سياست خارجي آمريكا تصوير كند. وي در دو بخش جداگانه در گزارش خود به طور صريح به رويكرد آمريكا در قبال جمهوري اسلامي ايران پرداخته و تحت عنوان "تحقق ايران پاسخگو"، مدعي شده ايران همچنان برخلاف مقررات بين‌المللي عمل كرده و به حمايت از تروريسم و ا نكار صلح جهاني مي‌پردازد.

    اين راهبرد جديد هر چند در بخشهايي به ظاهر، به معناي فاصله گرفتن از دكترين خشونت‌آميز و زنگ زده جرج بوش رئيس‌جمهور مفلوك آمريكاست كه بر گسترش سلطه نظامي آمريكا در جهان به بهانه مبارزه با تروريسم و جنگ پيشگيرانه عليه تهديدهاي دشمنان فرضي تاكيد مي‌كرد ولي در حقيقت همچنان به معناي ادامه شكست راهكارهاي واشنگتن در دهه گذشته است. شايد توجه به نكات زير در واكاوي اين شكست كه اكنون در پوشش استراتژي جديد ارائه مي‌شود، موثر باشد.

    1 - آقاي اوباما درحالي اقدام به ارائه استراتژي جديد امنيت ملي آمريكا و عقب‌نشيني از برخي مواضع جنگ‌افروزانه كرده كه همچنان بر طبل خود ساخته مبارزه با تروريسم مي‌كوبد و ادامه حضور اشغالگرانه نظاميان آمريكايي در عراق، افغانستان و ساير مناطق حساس و استراتژيك جهان را با همين عنوان توجيه مي‌كند. وي هر چند سياستهاي دولت بوش را تاييد نمي‌كند و در سند راهبرد ا منيت ملي خود با دكترين "جنگ پيشگيرانه"‌مخالفت مي‌نمايد، اما در عين حال برخي كشورها را از اين موضوع مستثني نموده و تصريح مي‌كند: "آمريكا بايد از حق اقدام يكجانبه برخوردار باشد، گرچه اين اقدام بايد براساس استانداردهايي باشد، كه حاكم بر استفاده از زور است!"

    او در اين سند راهبردي با بازي كردن با كلمات، همان دكترين سابق بوش را كه متكي بر ادامه "قدرت" و "نفوذ" بلامنازع آمريكاست، ادامه مي‌دهد و تنها تفاوت عمده رويكرد اين دو رئيس جمهور، در برآورد ميزان قدرت آمريكا و دامنه پاسخگويي آنست به طوري كه مي‌گويد: "هيچ كشوري، هرقدر هم قدرتمند باشد، نمي‌تواند به تنهايي پاسخگوي چالش‌هاي جهاني باشد."

    2 - هر چند در راهبرد اوباما، به ظاهر نشاني از تفكر نومحافظه‌كاران مبني بر گسترش دمكراسي با توسل به زور وجود ندارد و او در رويكرد خود، ضرورت دفاع از ارزشهاي بين‌المللي را برسميت مي‌شناسد و مدعي است كه "آمريكا هيچ نظام دولتي را بر كشور ديگري تحميل نمي‌كند" لكن بر "افزايش توازن قدرتي"‌تاكيد دارد كه بتواند به "افزايش آزادي ملت‌هاي مخالف با سياست‌هاي آمريكا" بينجامد.

    او در سند راهبردي خود در اقدامي تناقض‌آميز با رياكاري هرچه تمام از ايران و كره شمالي به عنوان تهديدات بين‌المللي نام مي‌برد كه امنيت جهاني را به خطر انداخته و دكترين پيشگيرانه و حق اقدام يكجانبه در مورد آنها همچنان قابل اجراست!

    3 - خطر فريبكاري اوباما و استفاده از حربه سياست نرم و تغيير در سياستهاي خشن آمريكا، كمتر از عربده‌كشي‌هاي بوش و نومحافظه‌كاران همپالگي او نيست. يك تحليلگر معروف آمريكايي با بررسي سياستهاي 16 ماه گذشته اوباما اثبات مي‌كند كه وي حتي يك تغيير نيز در سياستهاي جرج بوش ايجاد نكرده و هيچكس نمي‌تواند حتي يك عمل به وعده‌هاي هر چند كوچك او را در پرونده رئيس‌جمهور جديد آمريكا به اثبات برساند. آخرين نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد كه محبوبيت وي در افكار عمومي آمريكا به كمتر از 50 درصد رسيده است به طوريكه مردم آمريكا دوران حكومت وي را دوران مردم فريبي لقب داده‌اند.

    كساني كه گمان مي‌كنند تغييراتي در سياستهاي اوباما نسبت به بوش ايجاد شده، لابد اين سياستها را با سال‌هاي پس از 20 شهريور سال 80 مقايسه مي‌كنند كه بوش در آن زمان استراتژي ضربه پيش دستانه يا جنگ پيشگيرانه را دبنال مي‌‌كرد و زير پا گذاشتن قوانين بين‌المللي را در پيش گرفته بود، و اين درحالي است كه خود بوش نيز بعد از دومين دوره رياست جمهوري خود و پس از شكستهاي متعددي كه متحمل گرديد و پوزه‌اش به خاك ماليده شد، عملا از سياست خود عقب‌نشيني و به شكست دكترين خود اعتراف كرده بود.

    4 - اعلام اين استراتژي جديد را بايد در راستاي مسائل داخلي و رقابتهاي موجود ميان دو حزب دمكرات و جمهوريخواه ارزيابي كرد. ضعف روزافزون آقاي اوباما در مديريت مسائل كلان در عرصه سياستهاي اقتصادي و بين‌المللي آمريكا باعث شده او در تيررس انتقادات رقباي جمهوريخواه خود قرار گيرد و لازم بود كه وي براي آنكه ضربه‌اي به جمهوريخواهان و پيروان سياستهاي جرج بوش وارد كند، در ظاهر خط بطلاني بر ناكارآمدي و شكست سياستهاي جنگ‌افروزانه آنان در مبارزه با تروريسم بكشد و عملكرد دهه گذشته آنان را زير سئوال ببرد. اين پديده، به خودي خود به رزمگاهي براي مبارزه سياسي و تبليغاتي دو حزب اصلي آمريكا تبديل شده كه يكي ديگري را به جنگ‌افروزي در گذشته و قديمي‌هاي كهنه كار، تازه به دوران رسيده‌ها را به بي كفايتي در حفظ منافع ملي آمريكا متهم مي‌كنند.

    5 - اوباما با اعلام استراتژي جديد امنيت ملي آمريكا درعين حال كه نمي‌تواند به صراحت اعتراف كند سياستهاي آمريكا در مقابله با آنچه آنرا تروريسم مي‌خواند، عليرغم صرف هزينه‌هاي گزاف كه به اقتصاد اين كشور لطمه جدي وارد كرده به شكست انجاميده، اما سعي دارد با استفاده از عبارات سياسي و بازي با كلمات، همان راهبرد قديمي را با دستكاري‌هائي ادامه دهد.

    اين راهبرد جديد، در حقيقت تلاش براي انجام يك جراحي زيبايي در چهره مخدوش و منحوس آمريكاست تا شايد بتوان ظاهر قابل قبولي از ماهيت پليد واشنگتن ارائه داد، ولي سردمداران كاخ سفيد بايد بدانند هرچند آمريكا نياز به تغيير دارد ولي اين تغييرات بايد عميقا ماهوي و زيربنايي باشد كه طبعا با اين تاكتيك‌ها و راهبردهاي رياكارانه و عوامفريبانه كه همچنان به تعقيب سياستهاي استكباري و سلطه‌جويانه آمريكا ادامه مي‌دهد، امكان‌پذير نيست.

    دنياي اقتصاد:پيامدهاي مغفول هدفمندسازي

    «پيامدهاي مغفول هدفمندسازي»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي دنياي اقتصاد به قلم دكترعلي دادپي است كه در آن مي‌خوانيد؛پس از بحث‌هاي گوناگون و تامين نظر دولت با سپردن اختيار هزينه کردن بودجه مصوب مجلس به آن در حذف يارانه‌ها، بحث هدفمند شدن يارانه‌ها وارد فاز اجرايي شده است؛

    با‌ اين حال بحث درباره آن همچنان ادامه دارد. در حالي که بسياري از صاحب‌نظران معتقد به مرحله‌اي بودن اجراي ‌اين طرح و حذف تدريجي يارانه‌ها هستند، گويا دولت در حال آماده شدن براي اجراي ضربتي ‌اين طرح است.

    در ابتداي بحث درباره يارانه‌ها، طبق سنت جامعه‌ايراني همه نگران مصرف‌کننده و قيمت تمام شده محصول براي او بودند. پس از آنکه نگراني‌هاي تورمي ‌مطرح شد نوبت به تحليلگران صنعتي رسيد که هشدار مي‌دادند حدف يارانه‌هاي انرژي باعث تغييرات عمده ساختار اشتغال در صنايع و حتي تاثيرپذيري منفي تعداد قابل توجهي از بنگاه‌هاي صنعتي خواهد شد. پس از آنکه نگراني‌هاي ‌اين گروه هم به ميان آمد و پاسخ درخوري نيافت، اکنون نوبت به شهرداري‌ها رسيده است. شهرداري‌هاي کشور که عموما از طريق فروش تراکم و مجوز ساخت و ساز هزينه‌هاي خود را تامين مي‌کنند، نگرانند که حذف يارانه‌ها باعث کاهش درآمدها و افزايش هزينه‌هايشان خواهد شد.

    شکي نيست که حذف يارانه‌هاي انرژي و کالاهاي مختلف باعث خواهد شد تا شهرداري‌هاي کشور حداقل در کوتاه مدت با افزايش شديد هزينه ارائه خدمات شهري مواجه شوند. اما‌ آيا خواهند توانست ‌اين افزايش هزينه‌ها را تامين کنند؟ از آنجا که درآمدهاي شهرداري در شکل فعلي تابع حجم فعاليت‌هاي بخش مسکن است، در شرايط رکود در بخش مسکن پاسخ‌ اين سوال منفي است. حذف يارانه‌ها باعث ورود همه بخش‌هاي اقتصادي کشور به حالت گذار مي‌شود و ‌اين پيش‌بيني افق در پيشرو را دشوار مي‌کند. در بهترين حالت، حجم فعاليت‌هاي بخش مسکن در حد فعلي ثابت خواهد ماند و درآمد شهرداري‌ها در حد فعلي حفظ خواهد شد. در نتيجه شهرداري‌هاي کشور با کسري بودجه‌اي مواجه خواهند شد که در تاريخ فعاليت‌شان اگر بي‌نظير نباشد کم نظير خواهد بود.

    آيا‌ اين کسري بودجه باعث خواهد شد تا شهرداري‌ها به ابزار مالياتي بيشتري متوسل شوند يا بيشتر به کمک‌هاي دولت مرکزي وابسته شوند؟ کمک‌هاي دولت مرکزي از حد معيني بيشتر نخواهد بود؛ چرا که دولت بايد همزمان به نجات مصرف‌کنندگان و صنايع بشتابد. حتي اگر وزن سياسي شهرداري‌ها را با گروه‌هاي فوق يکي بدانيم، که ‌اين‌گونه نيست، شهرداري‌ها کسري از کمک‌هاي دولتي را دريافت خواهند نمود که به سختي، کمبود منابعشان را جبران خواهد کرد. در نتيجه حجم قابل توجهي از‌ اين کسري بودجه بايد از طريق طراحي و معرفي ابزارهاي مالياتي مانند ماليات شهري بر فروش کالا و خدمات يا عوارض جديد نوسازي تامين شود. درباره تاثير چنين تحولاتي بر بخش بازرگاني در کشور تنها مي‌توان حدس زد؛ با‌ اين حال ترديدي نيست که بنگاه‌هاي بخش توليد و خدمات‌اين ماليات‌ها را افزايش مستقيم هزينه‌هاي خود خواهند دانست. در شرايطي که قيمت انرژي و ساير عوامل توليد براي ‌اين بخش‌ها افزايش مي‌يابد، قابل درک است که ماليات‌هاي جديد باعث خوشحالي فعالان ‌اين بخش‌ها نخواهد شد.

    به نظر مي‌رسد برخي از افق‌هاي در پيش‌رو ناشناخته‌اند، شتافتن به سوي آنها از خطرات در پيش‌رو نمي‌کاهد و تنها توانايي اقتصاد ما را در پاسخ و تطبيق با شرايط جديد کاهش مي‌دهد.

  10. #50

    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    52,241
    تشکر
    20,179
    تشکر شده : 68,032
    NOD32 Firefox Windows-se7en IR-TCI
    امتیاز 
    1391891147
    پیش فرض
    [لینکها فقط برای اعضا نشان داده می شود. ]



    كيهان:مردم مصر و داربست هايي كه فرو ريخت
    «مردم مصر و داربست هايي كه فرو ريخت -يادداشت روز»عنوان يادداشت روز روزنامه‌ي كهيان قه قلم سعدالله زارعي است كه در آن مي‌خوانيد؛تحولات مصر طي يك هفته گذشته از جمعيت هاي 10 تا 20 هزارنفره به 8 ميليون نفر گسترش يافته و حتما اگر حكومت مصر مقاومت كند طي يك هفته آينده از مرز چند ده ميليون نفر عبور مي كند و در اين صورت به معناي دقيق كلمه «انقلابي بزرگ» در حوزه عربي- آفريقايي و در ميان «اهل سنت» به وقوع پيوسته است كه خود نوعي « قالب شكني» به حساب مي آيد چرا كه جنبش هاي مذهبي و سياسي در مصر و در ميان سني مذهبان عرب همواره بر پايه روش هاي مسالمت آميز و پارلمانتاريستي بوده است.
    در خصوص تحولات جاري مصر ما شاهد «حساسيت ويژه» آمريكا، اروپا، كشورهاي غربگراي عربي و كشورهاي بزرگ آسيايي بوده ايم و مي توان گفت سران اين كشورها و دستگاههاي اطلاعاتي و سياسي آنان كارهاي جاري خود را كنار گذاشته و به تجزيه و تحليل شرايط كنوني مصر و «چه بايد كرد» روي آورده اند. اين موضوع نشان مي دهد كه از نظر آنان تحولات مصر مي تواند به تغييرات بسيار عمده- در سطحي كه انقلاب اسلامي ايران به وجود آورد- منجر شود و چهره بخش وسيعي از جهان را دگرگون نمايد. در خصوص تحولات مصر ملاحظاتي وجود دارد كه به بعضي از آنها اشاره مي كنيم.
    1- از نظر مذهبي، مصر به واسطه در اختيار داشتن بزرگترين و قديمي ترين «حوزه علميه اهل سنت- دانشگاه الازهر- تاثير عميقي بر كشورهاي سني كه داراي اكثريتي از پيروان مذاهب مالكي، شافعي و حنفي هستند مي گذارد. اين مجموعه اي است كه حداقل نيمي از مسلمين را پوشش مي دهد. بنابراين روي كار آمدن يك نظام مذهبي و يا نظامي كه از الازهر در مسير يكپارچه سازي سياسي پيروان اين سه مذهب حمايت كند، فوق العاده مهم و براي غرب كه حامي نظام هاي سكولاريستي است، تهديدي جدي محسوب مي شود.
    2- مصر از نظر جغرافيايي در نقطه حساسي قرار دارد. قرار داشتن در مجاورت درياي مديترانه، درياي سرخ، شاخ آفريقا و در اختيار داشتن آبراه استراتژيك سوئز، اتصال زميني با دو قاره آسيا و آفريقا، موقعيت ژئوپليتيكي حساسي به اين كشور بخشيده است. تحولات عميق در مصر مي تواند همه اين مراكز حساس كه اينك به گونه اي مستقيم و بعضا غيرمستقيم در اختيار آمريكاست را به بلوك مقاومت در منطقه منتقل گرداند.
    3- مصر پرجمعيت ترين كشور عربي و آفريقايي به حساب مي آيد و در مجموع بيشترين جمعيت مسلمان قاره آفريقا را در خود جاي داده است علاوه بر آن مصري ها نسبت به ساير كشورهاي عربي از وضعيت علمي بهتري برخوردار مي باشند. نزديك به 80درصد مصري ها از توانايي خواندن و نوشتن بهره مند هستند و نزديك به يك سوم جمعيت 75 ميليون نفري مصر داراي تحصيلات عاليه اند. علاوه بر آن سالانه حدود 2000 طلبه و مجتهد از «جامع الازهر» فارغ التحصيل شده و عمدتا جهت فعاليت به كشورهاي آسياي جنوب شرقي، اروپا، آمريكا و آفريقا اعزام مي گردند بنابراين تحولات در مصر مي تواند عميق و ماندگار بوده و پيامدهاي بين المللي و منطقه اي فراواني در پي داشته باشد.
    4- حضور خودجوش و در عين حال سازمان يابي سريع آن كاملا بي سابقه و برخاسته از جمع بندي قبلي و تجارب بود. نكته جالبتر اين بود كه مصري ها مسير تظاهرات از چند ده هزار به چند صد هزار را خيلي سريع طي كردند و با همين سرعت به تظاهرات چند ميليوني رسيدند. با اين وجود تظاهرات از جامعيت لازم برخوردار نبود، مثلا بانوان مصر و يا اقشار كارگري و نيز حاشيه نشين ها در اين تظاهرات حضور كمرنگي داشتند كه صدالبته اگر تظاهرات استمرار پيدا كند آنان در روزهاي آينده به صفوف مي پيوندند.كما اينكه در تظاهرات 8 ميليوني اين اتفاق در سطح نسبتا قابل قبولي رخ نمود.
    5- كاملا واضح بود كه احزاب سياسي مصر بخصوص «اخوان المسلمين» كه پرسابقه تر و قديمي ترين جريان سياسي مصر به حساب مي آيد، با احتياط زيادي برخورد كردند تا جايي كه درباره رهبري و ماهيت اعتراضات مردمي حرف و حديث ها و گمانه زني هاي زيادي به وجود آمد. دليل اين احتياط اين بود كه فضاي مصر شديداً امنيتي است. رژيم حسني مبارك نزديك به يك ميليون نفر نيروي اطلاعاتي در اختيار دارد كه صرفاً براي كنترل مردم مصر آموزش ديده اند. اين نيروها كه از پشتيباني حدود 500 هزار پليس و 500 هزار نيروي ارتش هم برخوردار بوده و در مجموع يك عدد دو ميليون نفري را تشكيل مي دهند، فضاي فعاليت سياسي را كاملاً بسته و اختناق را بر سراسر مصر حاكم كرده اند. در اين فضا گروه هاي مختلف به راه اندازي شبكه اي گسترده كه علاوه بر مديريت در صحنه كاركرد رهبري هم دارد، مبادرت ورزيده اند و از اين طريق بر اوضاع مسلط مي باشند.
    6- احزاب و رهبران مصري از نظر منش و خلق و خو، عمدتاً هوادار «تغييرات توافق شده» هستند تا توسل به شيوه هاي انقلابي و «در صحنه» از اين رو ممكن است ميان ظرفيت سياسي مردم در مصر و ظرفيت رهبران سياسي اين كشور فاصله اي وجود داشته باشد. اين فاصله را مي توانيم از جمله در مقايسه بين بيانيه 6 ماده اي ديروز اخوان المسلمين كه در آن نامي از بركناري حسني مبارك نيامده و اين خواسته را در مسيري پارلماني قرار داده بود و تظاهرات عظيم چند ميليوني روزهاي سه شنبه و چهارشنبه گذشته مردم كه بركناري فوري حسني مبارك در رأس خواسته هايشان بود مشاهده كنيم. از سوي ديگر جريان اصلي رهبري تظاهرات در مصر- براساس قرائن- احساس مي كند كه بايد ميان تحمل مردم و خواسته هايي كه مطرح مي گردد توازني برقرار شود و به اين جهت خواسته هاي خود را در مسيري پلكاني قرار داده بنابراين مي توان گفت آنچه اخوان در بيانيه رسمي آورده به منزله «كف خواسته هاي» مردم مصر مي باشد.
    7- تظاهرات مردم مصر عميقاً ديني است و به هيچ وجه- به دلايل فراوان- نمي توان آن را از دين جدا كرد. اين قيام ماهيت اقتصادي ندارد- اگر چه مردم مصر مشكلات اقتصادي فراواني دارند- اگر ماهيت اقتصادي داشت بايد حاشيه نشين ها، بيكاران و گروه هاي كارگري و... محور آن باشند و حال آنكه اولين تظاهرات بزرگ از مكان نمازجمعه برگزار شده و سپس «الله اكبر» به عنوان آرماني ترين شعار توسط همه تكرار گرديده است. اين انقلاب صرفاً ضد استبدادي نيست بلكه فراتر از آن بايد به آن «انقلاب هويت» گفت چرا كه رژيم مصر با مشاركت آمريكا، رژيم صهيونيستي و اروپا طي 40 سال گذشته- از زمان به قدرت رسيدن سادات در سال 1350- تلاش كرده اند تا مصري ها را از هويت فرهنگي و ديني جدا كرده و در يك كلمه «عزت» آنان را پايكوب كرده اند و اين خروش همگاني براي بازيابي عزت خود است و صد البته ضد استبدادي هم هست. در اين تظاهرات نيروهاي مذهبي در پيشاني جمعيت قرار دارند اما طي روزهاي گذشته هم رژيم مبارك، هم اروپا و هم آمريكا روي «مشكلات اقتصادي» مردم تمركز كرده و يا «انتخابات آزاد» را مهمترين خواسته معترضين خوانده اند و حال آنكه اگر اينها واقعيت داشت بايد وعده هاي گشاده دستانه مبارك حداقل در عده اي اثر مي كرد.
    8- بدون هيچ ترديدي تظاهرات مردم مصر و به تعبير درست تر «انقلاب مصر» بيش از هر شخصيتي، تحت تأثير حضرت امام خميني و خلف صالح او حضرت آيت الله العظمي خامنه اي- دامت بركاته- است. مردم مصر به پيروي از اهل بيت شهره اند. از نظر مذهبي، مصري ها نزديكترين نسبت را به شيعه داشته و از نظر سياسي نزديك ترين مردم به انقلاب اسلامي هستند. مروري بر مواضع شخصيت هاي مختلف مصري كه در تظاهرات 8 روز گذشته نقش داشته اند نشان مي دهد كه همه آنان از انقلاب ايران به نيكي ياد مي كنند. اما البته اين نسبت در تظاهرات عظيم مردمي كمتر بيان شده كما اينكه تمايلات داخلي آنان نيز بسيار كمتر بيان شده است. مثلاً همه مي دانند كه اخوان المسلمين در پي تأسيس نظامي ديني در مصر است اما اين هدف كليدي كمتر مطرح شده و طبيعي هم هست كه جنبش وقتي شروع مي شود از يك لبه نرم شروع مي شود و به تدريج به خواسته هاي حداكثري منتقل مي گردد. نياز به ذكر سند نيست چه كسي است كه نداند طي 30 سال گذشته، سلسله جنبان همه جنبش هاي اسلامي و انقلابي، «ايران امام خميني» بوده است.

    9- آنچه تاكنون از «رهبري تظاهرات مردمي»- كميته مشتركي كه وجود دارد- مشاهده شده، «هوشمندي» آنان بوده است. اين «رهبري مشترك» قطعا براي آنكه كار را به سامان برساند، تاكتيك هايي را برمي گزيند، الان مهمترين موضوع اين جنبش «حفظ وحدت» حول محور بركناري رژيم حسني مبارك است. بر همين اساس ديده مي شود كه صهيونيست هاي اروپايي و آمريكايي ها با حاشيه پردازي پيرامون شخصيت هايي نظير محمد البرادعي در صدد بهم ريختن صف واحدي است كه رژيم غرب گرا را نشانه رفته است. لذا ما شاهديم كه يك روز نتانياهو مي گويد: «البرادعي عامل ايران است». فردا يك شخصيت اروپايي مي گويد: «البرادعي جايگزين مبارك مي شود» و روز ديگر يك آمريكايي مي گويد: «اخوان المسلمين با البرادعي به تفاهم رسيده است» در اين ميدان انگيزه اصلي متفرق كردن احزاب و گروه هايي است كه به «كميته مشترك» رسيده اند و اين كميته عملا كار را از دست ارتش، نيروهاي امنيتي و در يك كلمه رژيم مبارك و غرب خارج كرده است.
    10- رژيم مبارك در اين ميان دچار نوعي انفعال است و گسترش روز به روز دامنه تظاهرات كار را از دست آنان خارج كرده است لذا يك روز ارتش را به مقابله مي فرستند فردا مي گويند پليس بايد كنترل كند روز ديگر دوباره به سراغ ارتش مي روند بنابراين به نظر نمي آيد كه غرب در نهايت بتواند بر اين اوضاع سوار شود. خوشبختانه امروزه به دليل گسترش وسايل ارتباطي، غرب نمي تواند اوضاع را به كنترل درآورد.
    مردم سالاري:امام رضا (ع) و آرزوي فرج
    «امام رضا (ع) و آرزوي فرج»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي مردم سالاري به قلم
    سيدرضا اکرمي است كه در آن مي‌خوانيد؛از امام هشتم حضرت «رضاعليه السلا م» و معصوم دهم که نامش«علي» و لقب معروف وي «رضا» و کنيه اش«ابوالحسن» بود و در مدينه النبي در سال 148 تولد و در سال 203 در سناباد طوس شهيد گشت و قاتل مستقيم و بلا واسطه -بعکس همه خلفاي ديگر- مامون الرشيد در خانه وي و به دست وي «و سقاه المامون بيده» بود، چه مي دانيم؟ و همين دانستني شناسنامه اي را به ديگران «لکل شي زکوه و زکوه العلم نشره» منتقل مي کنيم تا کلا س ابتدائي امام شناسي را گذرانده باشيم، يا بحمدالله پس از اين مرحله به کلا س متوسطه شجره شناسي که از دودمان «طيب و طاهر» و خانواده رفيع علم و عقل وعرفان «في بيوت اذن الله ان ترفع» و از ريشه و ساقه و شاخه هميشه ميوه دار«کشجره طيبه، اصلها ثابت و فرعها في السما» توتي اکلها کل حين باذن ربه» بوده نيز آگاهي داريم. از رشته و دوره دانشگاهي و دانشنامه حضرت که يهودي را با تورات وي و نصراني را با انجيل و زردشتي را با کتاب وي پاسخ مي داد و با عالمان ديگر به زبان و...

    بيان وفهم آنان جواب مي گفت نيز با خبريم، حضرتش هفت مناظره و احتجاج دارد که در حضور خليفه و علماي معاصر برگزار مي شد و بالا تفاق برهمه دانشمندان غالب آمد و در زبان خواص وعوام مطرح شد که «والله انه اولي بالخلا فته منه» به خدا سوگند، وي براي خلا فت شايسته تر از مامون است که علم و عقل وعرفان و عبادت و سياست و اخلا ق دارد و داناترين و تواناترين و خردمندترين «للا مام علا مات، يکون اعلم الناس و اتقي الناس و از هد الناس و احکم الناس و اشجع الناس» مي باشد.دادنامه حضرت را بخوانيم که پس از هر نماز جمعه اي آرزوي فرج مي نمود و از خون دل خوردنها، در تنگنا بود و مرثيه نامه خود را به دعبل خزاعي با دوبيت خواند و از مکان مزار خود خبرداد.
    آرمان:مجمع تشخيص مصلحت را تخريب نکنيد
    «مجمع تشخيص مصلحت را تخريب نکنيد»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي آرمان به قلام محمد دهقان است كه در آن مي‌خوانيد؛محمد دهقان -رئيس جمهوري در تاريخ دوم بهمن سال 89 در نامه‌اي گلايه‌آميز به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بصورت مستقيم اعتراض خود را نسبت به روساي قوه مقننه و قوه قضائيه و مجمع تشخيص مصلحت نظام اعلام داشته و به طور غير مستقيم اعتراض خود را به نمايندگان ملت كه بر مصوبات خود اصرار نموده
    و آنها را مطابق اصل 112 قانون اساسي به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارجاع داده‌اند و نيز به اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام كه (در مورد بانك مركزي و صندق توسعه ملي) را گذارنده‌اند تسري داده است. اينجانب بر آن شدم در خصوص نامه مذكور مواردي را بيان نمايم.
    1- رئيس جمهور محترم كه دلايلي براي اثبات عدم اختيار مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس شوراي اسلامي جهت تغيير قانون اساسي آورده‌اند در نامه 5 صفحه‌اي خود معلوم نكرده‌اند كدام يك از اصول قانون اساسي در معرض تغيير قرار گرفته است . بسيار روشن است كه تغيير قانون اساسي مطابق اصل 177 قانون اساسي و تنها با ابتكار رهبر معظم انقلاب امكان‌پذير است.
    2- رئيس جمهور در قسمتي از نامه خود دخالت دادن مديريت مجلس و قوه‌قضائيه در اموري مانند تصميم‌گيري صندوق توسعه ملي و عزل و نصب رئيس كل بانك مركزي را يك بدعت آشكار و متضمن تغيير قانون اساسي و مخدوش كردن روند مديريت كشور دانسته‌اند. اختلاف نظراتي در خصوص نحوه عزل و نصب رئيس بانك مركزي در مجلس شوراي اسلامي و سپس در مجمع تشخيص مصلحت نظام وجود داشت و حقير از كساني بودم كه مخالف اصرار مجلس بر دخالت مجلس شوراي اسلامي در خصوص نحوه عزل و نصب رئيس بانك مركزي بودم اما مطابق قانون اساسي و بويژه اصول 71 و 112 آن قانون نمي‌توان اختيار مجلس شوراي اسلامي براي ارجاع مصوبه خود به مجمع تشخيص مصلحت نظام را ناديده گرفت، اما آنچه جاي تعجب دارد اين است كه پس از مشاهده مصوبات مجمع تشخيص مصلحت نظام توسط رهبر معظم انقلاب و با دستور ايشان مصوبه آن مجمع در خصوص بانك مركزي منتفي اعلام شده است و با اينكه هيچ تغييري تاكنون در خصوص بانك مركزي در ضمن برنامه پنجم اتفاق نيفتاده است رئيس جمهور چندين بار اعتراض خود را متوجه امري نموده است كه در قانون برنامه پنجم وجود ندارد.
    3- اصرار مجلس شوراي اسلامي در مورد نحوه اداره صندوق توسعه ملي كاملا ناظر به رفتار دولت‌ها با صندوق ذخيره ارزي و مبتني بر تجربيات گذشته است.
    تخلفات دولت‌ها در برداشت بي رويه از صندوق ذخيره ارزي نمايندگان مجلس را بر آن داشت كه ضمن تاسيس صندوق توسعه ملي كشور كه با ابلاغ سياست‌هاي كلان رهبر معظم در برنامه پنجم انجام شد راه حلي را براي حفظ سرمايه‌هاي ملي و جلوگيري از تخلفات قانوني دولت‌ها و مصارف بر رويه ذخاير اين صندوق پيش بيني نمايند و اين تصميم مجلس شوراي اسلامي كه در نهايت به تصويب مجمع تشخيص مصلحت نظام رسيده است به هيچ وجه مستلزم تغيير قانون اساسي نبوده و در نهايت توسط رهبر معظم انقلاب نيز مورد تاييد قرار گرفته است.
    4- نامه‌ علني كه رئيس‌جمهور نگاشته‌اند تقريبا شبيه همان نامه‌اي است كه چندي پيش بصورت محرمانه خدمت مقام معظم رهبري ارسال نمودند. در آن نامه نيز رئيس جمهور با استناد به اصل 60 قانون اساسي معتقد بودند كه مجلس شوراي اسلامي حق قانون گذاري در مواردي كه موجب محدود كردن دولت مي‌شود را ندارد. در پاسخ نامه رئيس جمهور رهبر معظم انقلاب دستور تشكيل كار گروه تخصصي از مجلس و دولت و شوراي نگهبان و حقوقدانان مستقل را صادر فرمودند و حدود 18 جلسه به رياست دبير محترم شوراي نگهبان در اين خصوص تشكيل شد.
    آن جلسات، برداشت دولت محترم را با بسياري از اصول قانون اساسي مغاير مي‌دانستند. 5- بر اساس اصل 112 قانون اساسي مجمع تشخيص مصلحت نظام براي تشخيص مصلحت در مواردي كه مصوبه مجلس شوراي اسلامي را شوراي نگهبان خلاف موازين شرع و يا قانون اساسي بداند و مجلس با در نظر گرفتن مصلحت نظام نظر شوراي نگهبان را تامين نكند با دستور رهبري تشكيل مي‌شود.
    اعضاي ثابت و متغير اين مجمع را رهبري تعيين مي‌نمايد، در ساختار نظام جمهوري اسلامي ايران هيچ مرجعي نزديكتر به جايگاه ولايت فقيه از نهاد مجمع تشخيص مصلحت نظام نيست همه اعضاي حقوقي و حقيقي اين مجمع توسط رهبري معظم انقلاب انتخاب مي‌شوند. آئين نامه آن مجمع را رهبري معظم تصويب مي‌نمايند.
    رئيس مجمع نيز توسط معظم‌له انتخاب مي‌شود. مجمع تشخيص مصلحت نظام از مهمترين نهادهايي است كه تجلي بخش اراده ولايت مطلقه فقيه است،البته از لحاظ كارشناسي به اين مجمع نقدهايي وجود دارد و به لحاظ سياسي نيز به رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام نقدهايي وارد است اما نبايد نقدهاي مذكور مستمسك تخريب اصل نهاد مجمع تشخيص مصلحت نظام گردد.مجمع تشخيص مصلحت نظام كه متعلق به رياست آن نيست. شخصيت‌هاي برجسته‌اي در آن مجمع حضور دارند.
    نبايد نهاد مجمع تشخيص مصلحت نظام كه متشكل از جمعي از شخصيت‌هاي منصوب رهبر معظم انقلاب است را به بدعت گذاري - تغيير قانون اساسي و گذشتن از ديوار قانون اساسي - فشارهاي غير قانوني و مخرب بر دولت متهم کرد. با اينكه مجلس شوراي اسلامي و مجمع تشخيص مصلحت نظام مطابق قانون اساسي و آئين نامه مجمع تشخيص مصلحت نظام و به نظر حقير بر اساس مصلحت صيانت از سرمايه‌هاي ملي و نظام‌مند كردن اين صندوق در نحوه استفاده از آن عمل نموده‌اند و در خصوص اين تصميم دلايل مثبته زيادي وجود دارد .
    اكنون در داخل كشور با همكاري بين مجلس و دولت اجراي طرح مهم هدفمند كردن يارانه‌ها در دستور كار كشور است و اكنون در آستانه شروع برنامه پنجم توسعه با تلاش‌ها و زحمات شبانه روزي نمايندگان ملت در مجلس شوراي اسلامي هستيم و بيش از همه زمان‌ها بايد ظرفيت كشور صرف مسائل داخل و بويژه مسائل بين‌المللي شود آيا رواست بخاطر يك مصوبه نهادهاي اصلي كشور را مورد انتقاد قرار دهيم؟




صفحه 5 از 6 نخستنخست ... 3456 آخرینآخرین

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما
دوستان ما
ما در شبکه های اجتماعی

پاتوق یو یکی از قدیمیترین سایت های ایرانی به 6 سال سابقه فعالیت می باشد. انجمن های سایت دارای مطالب متنوع و جامعی در تمامی زمینه می باشد. و البته در پرتال سایت شما همواره جدیدترین نرم افزار ، بازی و انمیشن های روز را با لینک مستقیم می توانید دانلود نمایید.