کاربری
کاربر گرامی به انجمن پاتوق یو خوش آمدید . اگر این نخستین بازدید شما از سایت است , لطفا ثبت نام کنید:
بک لینک
صفحه 1 از 14 12311 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 139

بهترین دیالوگ های فیلمهای سینمای ایران


  1. #1
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 2011
    محل سکونت
    زیر آسمون این شهر
    نوشته ها
    334
    تشکر
    40
    تشکر شده : 559

    پیش فرض بهترین دیالوگ های فیلمهای سینمای ایران

    سلام
    این پست را ایجاد کردم فکر کردم لازمه
    زیباترین دیالوگ های سینمایی ایران را
    که خیلی دوست دارین اینجا بنویسید
    اگه دیالوگی را هم دوست دارین ولی
    یادتون نمی اید اینجا صحنه و فیلمش را ذکر کنید
    تا من براتون بنویسم .
    لطفا بعد از هر دیالوگ اسم بازیگر ، فیلم و کارگردان اون فیلم
    را بنویسید
    اولین دیالوگم خودم میزارم.

    7 کاربر از این پست تشکر کرده اند :



  2. #2
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 2011
    محل سکونت
    زیر آسمون این شهر
    نوشته ها
    334
    تشکر
    40
    تشکر شده : 559

    پیش فرض

    مادر مرد ، از بس که جان ندارد

    اکبر عبدی ، فیلم مادر ، کارگردان مرحوم علی حاتمی

    4 کاربر از این پست تشکر کرده اند :



  3. #3
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 2011
    محل سکونت
    زیر آسمون این شهر
    نوشته ها
    334
    تشکر
    40
    تشکر شده : 559

    پیش فرض

    قیصر : تو چرا این ریختی شدی ؟ کی زدتت ؟
    - قصش درازه ...
    قیصر : کجا ؟
    - هیچی بابا ! من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد ،علی فرصت. آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامونم بود.
    ( حالت اشاره ابرو های بهمن مفید در این صحنه خودش یه پا دیالوگه !)

    قیصر : کریم ... کدوم کریم ؟

    - کریم آق منگل بابا، میشناسیش. آره، از ما نه، از اونا آره، که بریم دوا خوری. تو نمیری، به موت قسم ما اصلا تو نخش نبودیم. آره، نه، گاز، دنده، دم هتل کوهپایه دربند اومدیم پایین. یکی چپ، یکی راست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجورو، رو تخت نشسته بودیم داشتیم می خوردیم. اولیو رفتیم بالا به سلامتی رفقا لول لول شدیم. دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع پاتیل پاتیل شدیم. سومی رو، اومدیم بریم بالا، آ شیخ خلیل نامرد ساقی شد. گفت بریم بالا، مام رفتیم بالا، گفت به سلامتی میتی. تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم. این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی ضامن داراومد بیرون. رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن. پریدم تو هتل. اومدم دم کوچه مهران بقل این نرقه فروشیه. اومدم پایین یه پسره هیکل میزونه، اینجوریه، زد تو سینم افتادم تو جوب. گفتم هتته. گفت عفت. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومیش زد از اولیش قایمتر زد. دست کردم تو جیبم که برم و بیام چشام باز کردم دیدم مریض خونه روسام. حالا ما به همه گفتیم زدیم شومام بگین زده. آره، خوبیت نداره، واردین که ...
    -------------------------------------------------------------------
    بهروز وثوق ، قیصر ، مسعود کیمیایی

    4 کاربر از این پست تشکر کرده اند :



  4. #4
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Aug 2010
    محل سکونت
    زیر آسمان خدا
    نوشته ها
    3,443
    تشکر
    2,116
    تشکر شده : 3,210

    پیش فرض جدایی نادر از سیمین

    سیمین: اون که نمیدونه تو باباشی..
    نادر:یعنی چی! من که میدونم اون بابامه...


    جدایی نادر از سیمین - کارگردان اصغر فرهادی

    5 کاربر از این پست تشکر کرده اند :



  5. #5
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    نوشته ها
    247
    تشکر
    224
    تشکر شده : 774

    پیش فرض

    شهاب حسینی : یه پایان تلخ بهتر از یه تلخیه بی پایانه .

    درباره الی ، کارگردان : اصغر فرهادی

    6 کاربر از این پست تشکر کرده اند :



  6. #6
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 2011
    محل سکونت
    زیر آسمون این شهر
    نوشته ها
    334
    تشکر
    40
    تشکر شده : 559

    پیش فرض

    ناصر:‌خندتو می‌خرم! قیمت!؟رضا: خبر بد دارم. باس یه سر بریم مسجد حبس..ناصر:اصلش خبر بد شده فیت ما.. نمی‌دونم.. یه لقمه خبر خوب چند؟

    حامد بهداد ، جرم ، مسعود کیمیایی

    2 کاربر از این پست تشکر کرده اند :



  7. #7
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 2011
    محل سکونت
    زیر آسمون این شهر
    نوشته ها
    334
    تشکر
    40
    تشکر شده : 559

    پیش فرض

    کدوم رفیق ، کدوم نارفیق مرشد؟ رفاقت که اهل دائم نیس. بهار با همه اهن و تولوپش مهمون سه ماهه است

    حامد بهداد ، سایه افتاب

    2 کاربر از این پست تشکر کرده اند :



  8. #8
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 2011
    محل سکونت
    زیر آسمون این شهر
    نوشته ها
    334
    تشکر
    40
    تشکر شده : 559

    پیش فرض

    سلامتي سه تن ... ناموس و رفيق و وطن ... سلامتي سه كس ... زنداني و سرباز و بي كس ... سلامتي آزادي ... سلامتي زندوني هاي بي ملاقات ....
    [
    اعتراض - مسعود كيميايي ]

    5 کاربر از این پست تشکر کرده اند :



  9. #9
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 2011
    محل سکونت
    زیر آسمون این شهر
    نوشته ها
    334
    تشکر
    40
    تشکر شده : 559

    پیش فرض

    سيد: وقتی رفتی نفهمیدم کی داره میره.حالا که اومدی میفهمم کی اومده... هنوزم کم حرف میزنی .... هنوزم ماتـی .... هنوزم تو چشات عشقه.... حتماَ هنوزم دروغ نمیگی؟! مثه يه كفتر، رو شونه من. صفاي قدمت

    گوزن ها ، مسعود کیمیایی

    3 کاربر از این پست تشکر کرده اند :



  10. #10
    کاربر سایت
    تاریخ عضویت
    Jan 2011
    محل سکونت
    زیر آسمون این شهر
    نوشته ها
    334
    تشکر
    40
    تشکر شده : 559

    پیش فرض

    مادر : بیا جلو که مادر ببینه تمیز و پاکیزه شدی- ماشاالله-ماشالله-هزار ماشالله........
    (دیدن صورت کبود عبدی و تحیر و تغیر مادر )بشکنه دستش...خیر نبینه...کی صورتتو سیاه و کبود کرده؟
    کشاورز(محمد ابراهیم): من! عوضش سر و تنشم شستم ! دیگه نمی دونستم دستمزد دلاکی، ناله و نفرینه ...!! نمی رفت زیر آب داغ؛ زدمش!
    عبدی(غلامرضا): نه...! نزد که! خودم خوردم زمین! صابونو قورت دادم، لیز خوردم، چشم رفت تو دوش.... به خدا !

    مادر ، علی حاتمی

    4 کاربر از این پست تشکر کرده اند :



صفحه 1 از 14 12311 ... آخرینآخرین

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
session بارگذاری مجدد کد امنیتی مندرج در تصویر را وارد کنید: