^ بازگشت به بالا
دانلود english 4 you آموزش یوگا به زبان فارسی آموزش زبان english today
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

اشعاري در مدح امام حسين (ع) ♥


  1. #1

    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    52,632
    تشکر
    20,444
    تشکر شده : 68,832
    NOD32 Firefox Windows-se7en IR-TCI
    امتیاز 
    1731422472
    Lightbulb اشعاري در مدح امام حسين (ع) ♥


    من آن شب خیز بیدارم زجان مشتاق دیدارم

    به نان او خریدارم حسین را دوست می دارم

    حسین را دوست می دارم که او پرورده زهراست

    حسین آزاده سردار کفن پوشان عاشوراست

    جهان تشنه حسین سقا همه قطره حسین دریا

    حسین گل من ولی خارم حسین را دوست می دارم

    حسین را دوست می دارم سرو جانم به قربانش

    شب میلاد آمد فطرس و بگرفت دامانش

    خدایش بر حسین بخشید چون بود از محبانش

    بگفتا نوکر یارم حسین را دوست می دارم


    ....

    حسین را دوست می دارم چو او محبوب جانان شد

    ورا در سوم شعبان ملک گهواره جنبان شد

    امین وحی از رویش ببوسید و ثناخوان شد

    که ای خلاق دادارم حسن را دوست می دارم

    مشرف گشت سلمان بر حضور حضرت زهرا

    که ای خیر النسادر دل مرا رازیست پر معنا

    ندانم از چه بی تاب است آخر این دل شیدا

    به عشق او گرفتارم حسین را دوست می دارم

    به سلمان فاطمه فرمود کای سردار ایرانی

    تو را در دل بود دردی ندارد هیچ درمانی

    مرا هم اینچنین دردیست در سینه پنهانی

    خدا می داند اسرارم حسین را دوست می دارم

    غرض سلمان و زهرا ب حضور مرتضی رفتند

    محبان مشکل خود را برآن مشکل گشا گفتند

    به جای چاره جویی از علی این نکته بشنفتند

    منی که فخر ابرارم حسین را دوست می دارم

    کلید حل این مشکل به دست مصطفی باشد

    سه عاشق آمدند آنجا که طا ها را سرا باشد

    رسول الله فرمود عشق من بیش از شما باشد

    حسین منی اذکارم حسین را دوست می دارم

    چو حل این معما بر پیمبر نیز مشکل شد

    به لب نیکو پیامی جبرئیل از عرش نازل شد

    بشارت یا رسول الله حدیث عشق کامل شد

    قسم بر چرخ دوارم حسین را دوست می دارم






  2. #2

    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    52,632
    تشکر
    20,444
    تشکر شده : 68,832
    NOD32 Firefox Windows-se7en IR-TCI
    امتیاز 
    1731422472
    پیش فرض



    خانۀ شیر خدا امشب پر از نور خداست
    الـبشاره لیلۀ میلاد مصباح الهـداست

    بر سر دوش نبی، شمس ولایت جلوه گر
    پیش روی فاطمه، مرآتِ حسنِ ابتداست

    فاطمه آورده فرزندی که در قدر و جلال
    هم محمد هم امیرالمؤمنین هم مجتباست

    چشم ثاراللهیان روشن به میلاد حسین
    کام حزب اللهیان شیرین که این عید خداست

    گام گامِ مقدمش، رشک گلستان بهشت
    عضو عضوِ پیکرش، اوراق صنع کبریاست

    این همان مصباح دست غیب رب العالمین
    این همان قرآن روی قلب ختم الانبیاست

    چشم نه، لب نه، جبین نه، حنجر و رخسار نه
    پای تا سر غرق در گلبوسه‌های مرتضاست

    با وجود آنکه نَبوَد رحمت حق را حدود
    این نمای رحمت بی حدِّ ذات کبریاست

    سبط احمد، نجل حیدر، آرزوی فاطمه
    خون قرآن، اصل ایمان، قلب دین، روح دعاست

    قطره‌ای از بحر لطفش چشمۀ آب حیات
    ذره‌ای از خاک کویش درد عالم را دواست

    وصف او باید کسی گوید که قرآن آورد
    مدح او باید کسی گوید که او را خونبهاست

    هر چه می‌بینم جمالش را، نبی پا تا به سر
    هرچه می‌خوانم ثنایش را،علی سرتا به پاست

    هر سری تقدیم جانان گشت، خاک پای او
    هر دلی جای خدا گردد، بر او صحن و سراست

    هر چه از او خواست ذات پاک حق تقدیم کرد
    درعوض او ازخدای خویش بگرفت آنچه خواست

    من نمی‌گویم، نمی‌گویم، خدا باشد حسین
    لیک گویم گر خدایی از خدا خواهد، رواست

    خواهـر مظلومۀ او مـادر آزادگی است
    تـا قیامت بر همه آزاد مردان مقتداست

    اصغری دارد که ذبح اکبرش خوانند خلق
    دختری دارد که دست بسته‌اش مشکل گشاست

    مادری دارد که در قرآن، خدا مدّاح اوست
    مدح او تطهیر و قدر وفجرو نور و«اهل‌أتی»ست

    قامتی دارد، قیامت گوشه‌ای از سایه‌اش
    صورتی دارد که در چشم محمد دلرباست

    بازویی دارد چو بازوی امیرالمؤمنین
    هیبتی دارد که گویی خود علی مرتضاست

    روز محشر ذکر کل انبیا یا فاطمه است
    فاطمه گوید خداوندا حسین من کجاست؟

    او بُوَد فُلک نجات و لنگرش دخت علی
    این نباشد کفر اگر گویم خدایش ناخداست

    شهریار کشور دل‌ها حسین بن علی
    زادۀ ام‌البنین فرمانـدۀ کل قـواست

    آنچه در عالم گنه کار است در روز جزا
    گر خدا بخشد به یک موی حبیب او به جاست

    گر چه حتی روز محشر چشم زهرا سوی اوست
    هر شب او واقعه، هر روز او روز جزاست

    اینکه خنـدانیم و گریـانیم در میلاد او
    می‌کند ثابت، گِل ما از زمین کربلاست

    آنکه سر سازد نثار دوست، از عالم سر است
    کشتۀ محبوب را گر کشته پنداری خطاست

    مرگ در بستر بوَد بر عاشق صادق حرام
    این معما را کسی داند که با ما آشناست

    شور ما شور شهادت، شوق ما شوق وصال
    زخم ما یاری رحمت، خون ما آب بقاست

    من ز خون دل نوشتم بـر جبین آسمان
    هر که فانی در ره حق نیست، پایانش فناست

    قبر: کعبه، رکن: مقتل، تربت عشاق: حِجر
    مضجع من «مروه» و ایوان عباسم «صفا»ست

    گو یکی گردند خلقت از برای قتل من
    قامتم تنها برای خالق یکتا دوتـاست

    آب را بر روی ما بسته نمی‌داند عدو
    حنجر ما تشنـۀ آب دم تیغ بـلاست

    وصل جانان از دم شمشیر می‌آید به دست
    این همان معنای رمز «البلاءُ لِلولا»ست

    "میثم" این مصراع را با خط خون باید نوشت
    رأس ما از تن جدا شد، دوست کی از ما جداست؟


    حاج غلامرضا سازگار




  3. #3

    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    52,632
    تشکر
    20,444
    تشکر شده : 68,832
    NOD32 Firefox Windows-se7en IR-TCI
    امتیاز 
    1731422472
    پیش فرض


    من کیم سالار دینم من کیم سرّ مبینم

    من کیم خصم ستمگر من کیم حق را معینم

    من کیم عین الحیاتم من کیم ماء معینم

    من کیم الله را نور سماوات و زمینم

    من کیم فرزند زهرا و امیرالمومنینم

    من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم



    ....



    من به هر گم گشته ای تا حشر مصباح الهدایم

    من همه آزاد مردان را امام و مقتدایم

    من به ذات اقدس حق عبد پیش از ابتدایم

    من کیم وجه خدا نور خدا خون خدایم

    من کیم مولای خلقت هستی هست آفرینم

    من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

    من کیم حجر و حطیمم من کیم رکن و مقامم

    من کیم صبر و ثباتم من کیم خون و قیامم

    من کیم شمس ولایت من کیم ماه تمامم

    من رکوعم من سجودم من صلاتم من صیامم

    من جوادم من کریمم من امانم من امینم

    من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

    من کیم من کعبه ام من زمزمم سعیم صفایم

    من کیم من باغبان گلبن عشق و وفایم

    من خلیل صد ذبیحم من ذبیحاً بالقفایم

    من عزیز فاطمه نجل علیِ مرتضایم

    من نبی را جان شیرین خلق را شور آفرینم

    من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

    خون من خون خداوند جهان آراست آری

    جد محمد(ص) ، باب حیدر ، مادرم زهراست آری

    روز من هر روز روز محشر کبراست آری

    سوم شعبان نه ، میلاد من عاشوراست آری

    چون خدا در قلب خلق اولین و آخرینم

    من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

    بارها ختم رسل بوسید از پا تا سرم را

    شستشو با اشک چشم خویش داده پیکرم را

    کرده پیش از شیر مادر ذات حق پر ساغرم را

    دوست دارم دوست دارم دوست دارم زائرم را

    در گلستان جنان با زائر خود همنشینم

    من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

    من شهادت را ز خون پاک خود اقبال دادم

    من به عاشورائیان تا صبح محشر حال دادم

    من بقا بر دین و قرآن و رسول و آل دادم

    من نخورده شیر از مادر به فطرس بال دادم

    من خدا را دست لطف و مرحمت در آستینم

    من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

    گاه روی قلب پیغمبر چو قرآن جای دارم

    گه به پشت و گه به زانو گه به دوش او سوارم

    گاه سر بر دامن زهرای اطهر می گذارم

    گاه در گودال خون بر خاک مقتل سجده آرم

    گه به خاکستر بود ماه جمال نازنینم

    من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

    من کیم من رمز قرآن ، من کیم من سر هویم

    من کیم من مصطفا را رنگ و بوی و خلق و خویم

    من کیم آن کو نبی گفت اوست از من من از اویم

    من به کل انبیا با روی خونین آبرویم

    من به خیل اولیا با مهر خود حبل المتینم

    من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

    من به نای خسته ی دل نغمه ی راز و نیازم

    من به درد بی دوای خلق عالم چاره سازم

    من کیم من دلفروزم من کیم من دلنوازم

    من کیم حکمم ، کتابم ، من کیم حجم ، نمازم

    من وضو را آبرو بخشیدم از خون جبینم

    من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

    من کیم آنم که آمد ارجعی در باره ی من

    روح پیغمبر طواف آورده بر گهواره ی من

    کاروان دل بود از هر طرف آواره ی من

    مصحف پیغبران اعضای پاره پاره ی من

    اولیا آرند حاجت از یسار و از یمینم

    من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم

    من دعای مستجاب آیه ی امن یجیبم

    من به درد عالمی از تربت پاکم طبیبم

    من شما را آشنایم ، دوستم ، یارم ،حبیبم

    من غریبم من غریبم من غریبم من غریبم

    من به میثم سوز دادم با کلام آتشینم

    من حسینم زینت آغوش ختم المرسلینم



  4. #4

    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    52,632
    تشکر
    20,444
    تشکر شده : 68,832
    NOD32 Firefox Windows-se7en IR-TCI
    امتیاز 
    1731422472
    پیش فرض

    همين نه من شده‌ام ريزه‌خوار خوان حسين

    كه هست عالم ايجاد، ميهمان حسين

    ز آفتاب قيامت نباشدش باكي

    كسي كه رفت دمي زير سايبان حسين

    رخش به دست نگيرد ز شرم در محشر

    به صدق هر كه نهد رخ بر آستان حسين

    كسي كه خار گلستان عشق، خود را خواند

    عزيز هر دو جهان شد، قسم به جان حسين

    هميشه باغ بُود پايمال دست خزان

    ولي هميشه بهارست گلستان حسين

    به گوش دل بشنو نوحه از لب هستي

    كه بسته است لب از نوحه، نوحه خوان حسين



  5. #5

    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    52,632
    تشکر
    20,444
    تشکر شده : 68,832
    NOD32 Firefox Windows-se7en IR-TCI
    امتیاز 
    1731422472
    پیش فرض


    ای یكه تاز عرصه‌ی عشق و وفا، حسین
    و پاکباز پهنه‌ی نَردِ بلا، حسین

    گر خونبهای توست خدا، نی عجب از آنك
    باشد رَهین خون تو، دین خدا حسین

    پا هر كجا نهی مَلك آید ز پی، مگر
    خاك رهت به دیده كند توتیا حسین

    بیگانه كردی‌اش ز جهان و جهانیان
    هر دل كه گشت، با تو دَمی آشنا حسین

    الحق رواست فخر فروشد، به خسروان
    هر كس بر آستان تو گردد گدا، حسین

    عشقت عجین شده است در آب و گل وجود
    بر لوح سینه‌ها شده منقوش، «یا حسین»

    گر جلوه‌ای به محفل بی روح ما كنی
    جان می‌دهیم در عوضِ رو نما حسین

    جاوید باد یاد تو در دل كه جز تو نیست
    فرمانروای مملكت قلبها حسین


  6. #6

    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    52,632
    تشکر
    20,444
    تشکر شده : 68,832
    NOD32 Firefox Windows-se7en IR-TCI
    امتیاز 
    1731422472
    پیش فرض


    صفا گرفته دلم از صفای ثارالله
    نوای مرغ دلم در نوای ثارلله

    زصبح روز ولادت نه صبح روز ازل
    پریده مرغ دلم در هوای ثارالله

    صباح سوم شعبان به عرش دل پیچید
    بشارت قدمش از خدای ثارالله

    چه خوش بود که دهم جان خویش را هدیه
    به رونمایی رویش برای ثارالله

    سزاست اینکه بریزد خدای عزوجل
    تمام عرش برین را به پای ثارالله

    گزافه نبوداگر گویم این سخن که رسول
    بود ز روز ازل مبتلای ثارالله

    بقای دین محمد(ص)بقای نام علیست
    زپرتویی زچراغ هدای ثارالله

    قسم به خالق عالم که جزخدا نتوان
    کند به صفحه گیتی ثنای ثارالله

    به وقت صبح قیامت چه خوش بود که نهم
    قدم به روضه رضوان قفای ثارالله

    تمام فخرمن این است درتمامی عمر
    که خوانده اند مراهم گدای ثارالله

    به پادشاهی در عالمی شرف دارد
    غلامی سر کوی و سرای ثارالله

    چه خوش بود که ببینم به چشم پر گوهرم
    به دست مهدی زهرا لوای ثارالله

    خداگواه است که هستم اسیر سلسله ای
    اسیر سلسله کربلای ثارالله


  7. #7

    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    52,632
    تشکر
    20,444
    تشکر شده : 68,832
    NOD32 Firefox Windows-se7en IR-TCI
    امتیاز 
    1731422472
    پیش فرض


    جعد مشکین طره عنبر گشا دارد حسین

    حُسن یکتا را ببین زلف دو تا دارد حسین

    شورش امکان اگر طرح محیط دهر ریخت

    بر دو عالم سایه بال هما دارد حسین

    نیست بی عشق حسینی ذره ای در ذات دهر

    در حقیقت تکیه بر ارض و سما دارد حسین

    می کند هر قطره اش ایجاد گلزار شهید

    دست همت بر سر شاه و گدا دارد حسین

    ای طبیعت مردگان غوغای محشر بر کنید

    چون به خاک قربتش آب شفا دارد حسین

    جنس مردان خدا را از شهادت باک نیست

    در کف پای جنون رنگ حنا دارد حسین

    خیمه هل من معین را لشکر امداد کو؟

    تا قیامت برکف بانگ رسا دارد حسین

    عالم از اوغوطه در طوفان خون خواهد زدن

    بحر اگر توفد به وسع دیده جا دارد حسین

    سیر این وادی نما در خویشتن گر عارفی

    خویشتن هم زانکه شوق کربلا دارد حسین

    "احمد" از خُمخانه شاه شهیدان مست شد

    بی دلان عشق را زیرا هوا دارد حسین

    "احمد عزیزی"


  8. #8

    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    52,632
    تشکر
    20,444
    تشکر شده : 68,832
    NOD32 Firefox Windows-se7en IR-TCI
    امتیاز 
    1731422472
    پیش فرض



    ای دلنواز قاری قرآن خوش آمدی

    در بیت وحی با لب خندان خوش آمدی
    ای العطش ترانه ی قبل از ولادتت
    مادر فدات با لب عطشان خوش آمدی
    ای تشنه! شیر مادرت از غصه خشک شد
    از بس که بود صوت تو سوزان خوش آمدی
    گریه مکن که کشته اشک خدا شدی
    خون خدا ! به جمع شهیدان خوش آمدی
    اشک تو از تلاطم دریاست بیشتر
    ای آشنای ابر بهاران خوش آمدی
    میلت لبن زدست پیمبر مکیدن است ؟
    ای جرعه نوش ختم رسولان خوش آمدی
    اینجا مدینه است سر آغاز کربلا
    شش ماهه ! آمدی ؟ چه شتابان ؟ خوش آمدی
    اینگونه که تو سر زده از ره رسیده ای
    گویا حدیث غربت مادر شنیده ای
    دریای رحمتی که به آیات گفته اند
    چشمان تست جان روایات گفته اند
    طوفان ترنُمی ز نفسهای گرم تست
    این را یکی زخیل کرامات گفته اند
    چشم طمع به دست کریم تو بسته اند
    آنانکه از بضاعت مزجات گفته اند
    صدها هزار حور و ملک مدحت ترا
    با صد هزار فخر و مباهات گفته اند
    آئینه را مقابل بابا گذاشتی
    وقتی سخن زمومن و مرآت گفته اند
    پیش از فَیاسُیوف خُذینی به محضرت
    شمشیرها سلام ملاقات گفته اند
    آنانکه با نوای تو پیمان گذاشتند
    لبیک تو به نغمه ی هیهات گفته اند
    ای عالمی فدای تو لبیک یا حسین
    گوید به تو خدای تو لبیک یا حسین
    تو کوه نور را به تماشا کشیده ای
    موسی و طور را به تماشا کشیده ای
    باید حدیث عشق تو فهمید و جان سپرد
    درک و شعور را به تماشا کشیده ای
    از بس نبی به غبغب تو بوسه بوسه زد
    جشن و سرور را به تماشا کشیده ای
    استادگی کوه ز اوج وقارتت
    مجد و غرور را به تماشا کشیده ای
    با استقامتی که تو داری به راه عشق
    قلب صبور را به تماشا کشیده ای
    هر کس تو را شناخت خدا را شناخته
    درک و حضور را به تماشا کشیده ای
    بعد از پدر وجود امامان ز نسل تست
    صبح ظهور را به تماشا کشیده ای
    تو با شفای فطرس بشکسته بال وپر
    غلمان و حور را به تماشا کشیده ای
    با قطره های آب ز دست مبارکت
    چشمان کور را به تماشا کشیده ای
    نجوایت از حبیب مسیحی دوباره ساخت
    تا نفخ و صور را به تماشا کشیده ای
    بی خود نبود محرم اسرار شد زهیر
    رمز عبور را به تماشا کشیده ای
    با روضه ات قیامت کبرا بپا مکن
    شور و نشور را به تماشا کشیده ای
    ای هم اراده ی تو خدا یابن بوتراب
    توحید نیست از تو جدا یابن بوتراب
    ای آبشار چشم غزل یا اباالعطش
    وی اعتبار صبح ازل یا اباالعطش
    نو شانده ای به لشکر خود روز تشنگی
    شیرین تر از شراب عسل یا اباالعطش
    حبَ تو هم پیاله ی حبَ خدا حسین
    ای تشنه ات تمام ملل یا اباالعطش
    شش ماهه ی تو ساقی آب حیات شد
    وقتی چشید طعم بغل یا اباالعطش
    طفل رضیع سخت تر از ذوالفقار شد
    وقتی رسید روز عمل یا ابا العطش
    سقَای تو به تیغ امان نامه کشته شد
    این شرم داشت هُرم اجل یا ابالعطش
    آخر به روی ماه امان نامه می زنند؟
    ماه حرم کجا و دغل یا ابالعطش
    ای اکبرت پیمبر اعظم به کربلا
    احمد نداشت این همه یل یا اباالعطش
    گر زینب تو آینه ی فاطمی نبود
    بودی تو بی شبیه و بدل یا اباالعطش
    بی پنج تن مباهله ات با صفا نبود
    آورده ای مثل به مثل یا اباالعطش
    این کوفیان همان سپه نهروانی اند
    دارند بغض روز جمل یا اباالعطش
    ای دجله و فرات عطشناک حنجرت
    آب حیات مانده ز امساک حنجرت
    زیبا ترین ترانه دم نینوای تو
    قالوا بلی همان شرف کربلای تو
    نجوای استغاثه ات آهنگ نوحه داشت
    وقتی رسید سینه زن خیمه های تو
    تو یک تنه تمام طنین ولایتی
    قرآن نشسته با همه عترت به پای تو
    بی عشق تو بهشت خدا فلسفه نداشت
    احیا گر ولای علی شد ولای تو
    دین خدا بدون تو بی سرنوشت بود
    ای تا بهشت دین خدا مبتلای تو
    دین خدا که تکیه گهش نیزه ی تو بود
    احیا شد از غریب ترین روضه های تو
    از ساربان ناقه ی بی ساربان مپرس
    شد تازیانه قاتل نام و صدای تو
    بی خود نبود بر همه اعضات بوسه رفت
    تکثیر شد به کرب و بلا دست و پای تو
    تیغ ستم گلوی تو را شرحه می کند
    جاری است در گلوی تو خون خدای تو
    در خون خویش غسل شهادت کنی حسین
    ای بی کفن فدای تو و بوریای تو
    روز ولادتت به تن تو حریر بود
    روز شهادتت کفن تو حصیر بود
    سروده محمود ژولیده





  9. #9

    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    محل سکونت
    tehran
    نوشته ها
    52,632
    تشکر
    20,444
    تشکر شده : 68,832
    NOD32 Firefox Windows-se7en IR-TCI
    امتیاز 
    1731422472
    پیش فرض


    «سربلند»

    طوفان گرفت... نام شما سربلند شد
    تا نیزه نیزه سمت خدا، سر، بلند شد
    این خون که ریخت روی زمین، خون نبود، نه!
    این خون که قد کشید و تناور، بلند شد
    از برکت تو بود، اگر ماجرای زخم
    سرباز کرد، تازه شد از سر، بلند شد
    هر دل که از مصیبت و عشق تو سهم برد
    آتش گرفت، سوخت و یکسر، بلند شد
    یک رستخیز سرخ که دنیا نیاز داشت
    از عمق لحظه‏های مکدّر بلند شد
    در قحطسال عشق، کسی سربلند کرد
    «معروف» در برابر «منکر» بلند شد!
    تا پا نهاد روی گلویت، حضور زخم
    آه از نهاد تشنه خنجر بلند شد
    خونت وزید در رگ تاریخ و بعد از آن
    تا بود و هست نام شما سربلند شد
    خدیجه پنجی


  10. #10

    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    نوشته ها
    898
    تشکر
    5,007
    تشکر شده : 1,831
    Avast Firefox Windows-se7en IR-TCI
    امتیاز 
    880758105
    پیش فرض
    روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه!
    نیزه ها تا جگرش رفت، ولی قولش نه!
    این چه خورشیدِ غریبی ست که با حالِ نزار،
    پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه!
    باغبانی ست عجب! آن که در آن دشتِ بلا،
    به خزانی ثمرش رفت ، ولی قولش نه!
    شیر مردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار،
    دستِ غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه!
    جان من برخیِ " آن مرد " که در شط فرات،
    تیر در چشمِ ترش رفت، ولی قولش نه!
    هر طرف می نگری نامِ حسین است و حسین،
    ای دمش گرم!! سرش رفت، ولی قولش نه!

    یک کاربر از این پست تشکر کرده است : ruya

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما
دوستان ما
ما در شبکه های اجتماعی

پاتوق یو یکی از قدیمیترین سایت های ایرانی به 6 سال سابقه فعالیت می باشد. انجمن های سایت دارای مطالب متنوع و جامعی در تمامی زمینه می باشد. و البته در پرتال سایت شما همواره جدیدترین نرم افزار ، بازی و انمیشن های روز را با لینک مستقیم می توانید دانلود نمایید.