^ بازگشت به بالا
دانلود english 4 you آموزش یوگا به زبان فارسی آموزش زبان english today
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

نقش زنان در دفاع مقدس


  1. #1

    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    729
    تشکر
    1,018
    تشکر شده : 314
    McAfee Internet-Explorer Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    5
    Gadid نقش زنان در دفاع مقدس
    عنوان : خدمات بهداشتي، امدادي و درماني زنان در عرصه دفاع مقدس
    موضوعات مقالات:نقش زنان در دفاع مقدس
    از عوامل زمينهساز مشاركت بانوان در دفاعمقدس، پيروزي انقلاب اسلامي، تأكيد موازين شرعي به دفاع بانوان از ارزشهاي الهي، تأثيرپذيري از اسوهةاي ايثار صدر اسلام و تربيت در مكتب عاشورا ميباشد. در اين بخش تجليلهاي اين ايثارها و شهامتها را از نظر خوانندگان ميگذرانيم: شهامت بانوان در خرمشهر: يكي از مظلومانهترين جلوههاي جنگ نقشي است كه زنان قهرمان در شهرهاي جنگي به دوش گرفتند، مناظر دردناكي آفريده شد، مادران جواني كه فرزند در آغوش، پذيراي بمب و موشك شدند و در ملكوتيترين حالات به سوي پروردگار خويش شتافتند، در حالي كه مردانشان در دفاع از حريم ميهن اسلامي در جبههها حضور داشتند. در آن روزهايي كه دشمن پشت ديوار خرمشهر منتظر ورود بود و شهر به تدريج از ساكنان خود خالي ميشد، خواهران بسيج و سپاه خرمشهر از جمله بانواني بودند كه ضمن جلوگيري از مهاجرت خانوادههايشان، خود به محافظت از انبار مهمات و رساندن آنها به رزمندگان اسلام پرداختند، محل استقرار عدهاي ديگر از اين زنان شجاع، مسجد جامع خرمشهر بود كه از انجا براي حفر سنگر به نقاط حساس شهر اعزام ميشدند. با اينكه تعداد آنها اغلب زياد نبود، ولي دلهايشان چون دريا وسيع و چون كوه محكم و استوار بود و اين شجاعت و رشادت به رزمندگان دلگرمي ميداد. برخي زنان تا آخرين روز در خرمشهر باقي ماندند تا جايي كه برادران با اصرار فراوان آنان را از شهر خارج كردند. آنان نه تنها با حفر سنگر و تهيه غذا براي رزمندگان و حفاظت از مهمات، ايشان را ياري ميدادند بلكه گاهي با اينكه تعليمات نظامي را در سطح ابتدايي گذرانده بودند ساعتها در خط مقدم جبهه در برابر دشمن بعثي ميجنگيدند. شهامت بانوان در آبادان: با شروع تهاجم به شهر مقاوم آبادان به منظور مقابله و دفاع از اين ديار و دفع ***** دشمن، از همان ابتدا خواهران متعهد و شجاع داوطلبانه به ياري سپاهيان و نيروهاي مردمي و نظامي و انتظامي شتافته و در اموري چون احداث سنگر و تهيه مواد آتشزا و تدارك وسايل و مايحتاج رزمندگان و امداد و درمان و معالجه مجروحين مستقيماً حضوري فعال و مؤثر داشتهاند و اوج حضور حماسي و شجاعانه بانوان آباداني پس از محاصره شهر و در تنگنا قرار دادن مردم باقيمانده در شهر، نمود چشمگيرتري دارد به نحوي كه اكثري قريب به اتفاق همسران و خواهران، مادران و دختران سپاهيان و نيروهاي مردمي و رزمنده، حاضر به ترك خانه و كاشانه خود و تنها گذاشتن همسر، برادران و مبارزان شهر نشده و با تقبل رنج و مشقات زندگي طاقتفرسا در شهري جنگزده، تحمل همه نوع مصايب را نموده و تا پاي مجروح شدن و به شهادت رسيدن، دلاورانه مقاومت كردند و هر روز شاهد به خون خفتن عزيزاني بودند كه زينبگونه آنان را تشييع و دفن نموده و به درمان و معالجه مجروحان در بيمارستانها همت گمارده بودند، در امر تدارك، تهيه خوراك و غذاي رزمندگان فعال بودند و در كنار همه امور و پشتيبانيهاي محورهاي خطوط دفاعي در نمازهاي پرصلابت و دشمنشكن شهر كه تحت هيچ شرايط سخت و حاد ترك نگرديد، شركت و با حضور شكوهمند خويش روحيه سلحشوران را تقويت ميكردند كه آمار بالاي جانبازان و شهداي زن آبادان خود مؤيدي روشن بر اين ادعاست. اين حضور و مشاركت تا پايان جنگ بطور مستمر ادامه داشت مگر در مواردي كه به دستور فرماندهان نظامي دستور تخليه شهر داده ميشد. اسارت تعدادي از زنان خود حكايتي گويا و روشن از حضور زنان متعهد در سنگرهاي پشتيباني، امداد و درمان است كه حتي حاضر به رها نمودن مجروحين نشدند. تداركات و پشتيباني رزمندگان: خواهران بسيجي علاوه بر آنكه در ستادهاي پشتيباني و مجروحين ايفا نمودند. بانوان درخصوص پتوشويي، لباسشويي رزمندگان، رفوي لباس و ملحفه و تعمير پوتين در مناطق جنگي حضور دلگرمكنندهاي براي حماسهآفرينان داشتند. بانوان در كانونهايي چون انجمن اسلامي. سنگرنشينان را حمايت كردند، همچنين حداقل معيشت و دارايي زينتي خويش را به رزمندگان اختصاص دادند و با برپايي جلسات روضهخواني، برگزاري دعا و نيايش از حمايت معنوي نيز دريغ نورزيدند. مادران در هنگام شهادت فرزندان برومندشان زيباترين شعارها و مرثيههاي مبارزهطلبانه را بر زبان جاري ميساختند و هر بار با رويي گشادهتر آمادگي بيشتر خود را براي تقديم ديگر فرزندانشان به پيشگاه اسلام اعلام ميكردند. در پشت جبهه سنگينترين وظيفه در بيمارستانهاي صحرايي و در شهرها به مجروحين و مصدومين جنگ تعلق داشت كه اين مسئوليت برعهده زنان فداكار بهيار و پرستار و پزشك بود. حضور فعال خواهران بسيجي در بخش توليد لباسهاي ضدشيميايي رزمندگان از ديگر جلوههاي ايثار اين فداكاران است. اين خواهران در مراكزي كه مواد خنثيكننده مواد شيميايي بستهبندي ميشد و نيز در مراكزي كه لباسهاي ضدشيميايي رزمندگان چسبزني ميگرديد و خود اين چسبها از تركيبهاي شيميايي عارضهدار بود، مشغول خدمت به اسلام بودند. بسيج خواهران براي مقابله با فعاليتهاي ضدانقلاب و منافقين درخصوص اطلاعات و عمليات، حضور پرتحرك و چشمگيري داشتند. خواهران دانشآموز علاوه بر كمكهاي به ظاهر اندك اما ارزشمند با نامههاي تكاندهنده و لبريز از احساسات مذهبي و علايق دروني به مبارزان، از راه دور رزمندگان اسلام را تهييج و براي پيروزي آنان عليه كفر و ستم دعا ميكردند. نقشهاي تربيتي و عاطفي: بانوان ضمن محدود نگاه داشتن سطح توقعات خود در غياب مردان تمامي مسئوليتهاي پرورشي و اقتصادي خانواده را عهدهدار شدند و مشكلات ناشي از جنگ از جمله خاموشيهاي بيوقفه، كمآبي، كمبود موادغذايي و گراني را تحمل كردند و با آگاهي از شرايط، سادهزيستي و قناعت را بيش از پيش نصبالعين خود قرار داده و حال و هواي روحاني و ملكوتي جبههها را به زيباترين شكل در خانهها به نمايش گذاشتند. به رغم فضاي تبليغاتي مسموم بوقهاي وابسته به استكبار و نفاق، زنان به جهانيان نشان دادند كه ملت ايران قوي و داراي عزمي والا و روحيهاي بالاست. نمونه ديگر از صحنهاي شكوهمند ايثار بانوان، ازدواج آنان با جانبازان است. آن زن پاكدامني كه ازدواج با يك جانباز را افتخار ميداند واقعاً به مقام والاي انساني رسيده و هر انسان آزادهاي از اين ايثار، درس اخلاص و ديانت و ولايت را فرا ميگيرد. اين موارد نمونة ناچيزي از خلق حماسه در جبهههاي جنگ و دفاعمقدس توسط زنان ميباشد. نويسنده: بهزاد ايمني، آرزو كرمپوريان

  2. #2

    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    729
    تشکر
    1,018
    تشکر شده : 314
    McAfee Internet-Explorer Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    5
    Gadid بررسي وضعيت رواني جانبازان زن در مقايسه با وضعيت رواني معلولين زن
    عنوان : بررسي وضعيت رواني جانبازان زن در مقايسه با وضعيت رواني معلولين زن
    موضوعات مقالات:نقش زنان در دفاع مقدس
    تحقيقات نشان مي دهند كه جوان ترها، زنان، مجردها، جدا شده ها و طلاق گرفته ها ت مايل دارند كه استرس هاي زندگي را نسبت به گروه هاي ديگر با حساسيت بيشتري مورد ارزيابي قرار دهند. به دلائلي كه هنوز روشن نيست، درصد بيشتري از زنان دچار افسردگي مي شوند و نسبت زنان به مردان در كشورهاي صنعتي دو بر يك است (براون و هريس 1978) نظر به اينكه بانوان جانباز نقش بسيار مؤثري در ساختار خانواده و تربيت فرزندان خود دارند و با توجه به اينكه زنان بيشتر از مردان در معرض استرس قرار دارند و ممكن است به دليل جانبازي تغييري در وضعيت روانيش بوجود آيد و دچار ناراحتي هاي اعصاب و روان قرار گيرد و عوارض منفي آن گريبانگير فرزندان، شوهر، خانواده، اجتماع و ... گردد سؤالي كه مطرح است اين است كه زنان جانباز در چه مرحله اي از مشكلات روان شناختي قرار دارند و در جهت پيشگيري از بوجود آمدن عواقب بعدي چه راهكارهايي وجود دارد. ضرورت طرح: با توجه به اينكه زنان نقش بسيار مؤثري در كانون خانواده و همچنين اجتماع به عهده دارند و مشكلات رواني آنان مي تواند باعث ايجاد مشكلات متعدد عاطفي در فرزندان شود و اختلافات زناشويي را باعث گردد از سوي ديگر معلوليت و جانبازي زنان مي تواند در تشكيل خانواده مشكل ساز باشد به همين دليل لازمت طي تحقيق به بررسي مشكلات اينگونه زنان پرداخته شود و اينكه جامعه مي تواند چه نقشي در تخفيف مسائل رواني اين قشر بعهده گيرد. در حالي كه چنين تحقيقي تاكنون در سطح بنياد انجام نشده است ضرورت آن بيش آشكار مي گردد تا در جهت پيشگيري، آموزش و درمان راهگشا باشد. 3- بررسي مختصر متون: جنگ تحميلي عراق و ايران تعداد زيادي معلول جسمي و رواني برجاي گذاشته است. در مورد تأثير جنگ در ايجاد اختلال رواني تاكنون تحقيقات بسيار زيادي انجام گرفته است. خصوصاً بعد از جنگ جهاني اول و دوم، جنگ ويتنام، كره و جنگ اعراب و اسرائيل تحقيقات وسيع و دامنه دار در كشورهاي مختلف بر روي سربازان و افسران ارتش انجام گرفته است كه همگي نشان دهنده تأثيرات مختلف جنگ و جبهه در واكنشهاي رفتاري و رواني افراد مي باشند. بطور خلاصه مي توان گفت كه پديده جنگ بر همه افراد به يك ميزان تأثير نگاشته است كما اينكه در جنگهاي فوق الذكر تنها 10% از افراد دچار اختلالات شديد رواني رفتاري و عاطفي شده اند. بر اساس مطالعات انجام گرفته، اثرات رواني جنگ به سه صورت مشاهده مي شود: نخست تأثيرات كوتاه مدت بر اساس ترس، بي خوابي، افسردگي، احساس تنش و ... دوم تأثيرات دراز مدت كه تحقيقات جنگ نشان داده اند كه عوارض رواني جنگ گاهي اوقات تا چهل سال پس از جنگ نيز دوام داشته است. براي مثال تحقيقات لپك وراتريز (1981-1982) نشان مي دهند كه سربازان سالها پس از جنگ از لحاظ ايجاد روابط اجتماعي روابط دوستانه و صميمي و نيز بيان احساسات و اعتماد به ديگران و كنترل تكانشهاي عصبي تفاوتهاي معني دار با جمعيت عادي از خود نشان داده اند و سوم تأثيرات تأخير يافته كه گاهي علائم رواني و استرس، سالها پس از جنگ به علت مواجه شدن با يك محرك كه يادآور جنگي است تشديد مي گردد. بر اساس مطالب ذكر شده جانبازان جنگ تحميلي به دو علت با مشكلات عديده اي روبرو هستند اين عزيزان از يك سو با مشكلات ويژه قشر خود دست به گريبان مي باشند كه مي تواند در روابط جانباز در خانواده و اجتماع تأثير منفي داشته باشد از سوي ديگر مانند جمعيت عمومي با مشكلات روزمره زندگي و معضلات اجتماعي و فقر اقتصادي قشر طبقاتي و .... روبرو مي باشند. بدون شك تا ملات درون خانواده يكي از مهمترين عوامل تأمين كننده سلامت دروني فرد محسوب مي گردد. رابطه درون خانواده، چنانچه به نحوي باشد كه منتج به اضطراب براي اعضاء خانواده گردد، اينست دروني افراد را به خطر مي اندازد و اين خود مي تواند سر منشأ بسياري از مشكلات رواني، رفتاري و شخصيتي براي آنها بشود. تحقيقات نشان داده اند كه جوانترها، زنان مجردها، جدا شده ها و طلاق گرفته ها و تمايل دارند كه استرسهاي زندگي را نسبت به گروههاي ديگر با حساسيت بيشتري مورد ارزيابي قرار دهند (كولبرگ و كوسترك) نتايج بررسي آماري نتايج نشان مي دهد كه اين طرح اثر بخشي خوبي در روند بازتواني جانبازان اعصاب و روان داشته است و عليرغم وجود مشكلات اجرايي و اداري، اين طرح توانسته است چه در كل و چه در اجزاء و عناصر بازتواني كمكهاي شايان توجهي به جانبازان گروه نمونه بنمايد. هر چند در اين طرح بدليل طولي بودن آن با مسائل و مشكلات زيادي روبرو بوديم كه از جمله آن از دست دادن تعدادي از جانبازان در گروههاي نموه و گواه، لكن گروههاي نمونه وگواه در هر دو استان در روند يكساله پژوهش همواره در دسترس گروه درمان بود و كليه برنامه هاي از پيش تعيين شده در منشور بازتواني اجرا شد. نتايج حاصله از انجام تست هاي آماري اين واقعيت را نشان مي دهد كه جانبازان گواه نمونه در طي يكسال فعاليت توانبخشي توانسته اند در محورهاي مختلف بازتواني به موفقيتهاي خوبي دست يابند و اين تفاوتها در كل معني دار بدست آمد، كه ذيلاً به شمه اي از نتايج آماري اشاره خواهد رفت. 1) مقايسه گروههاي نمونه و گواه در پايان طرح آزمايشي در استان كهگيلويه و بويراحمد نشان داد كه گروه نمونه در اين استان در كليه محورهاي بازتواني تفاوت معني داري را با جانبازان گروه گواه داشتند. (05/0>p و 51/7=T) همچنين جانبازان گروه نمونه در انتهاي طرح در مقايسه با وضعيت رواني، اجتماعي آنان در شروع طرح، پيشرفتهاي قابل توجهي نشان دادند و تفاوت معني داري را با وضعيت اوليه پيدا كرده اند. (05/0>p و 24/10=T) در محورهاي مختلف روابط خانوادگي، درمان، سازگاريهاي حرفه اي، شغلي، آموزشي و تحصيل و فعاليتهاي اجتماعي نيز ارزيابي انجام شد كه مختصري از نتايج آن در ذيل مي بينيم: آزمون T، بين ميانگين گروه نمونه در ارزيابيهاي اوليه و نهائي در استان كهگيلويه و بويراحمد نشان داد كه اين گروه بصورت معني داري در محور بهبود روابط خانوادگي نسبت به وضعيت اوليه پيشرفت كرده است. و به اين ترتيب رابطه جانباز با خانواده و اطرافيانش در سايه فعاليتهاي تيم درمان و توانبخشي بهبود يافته است. (05/0>p و 51/7=T) مقايسه ميانگين عنصر پيشرفتهاي درماني در جانبازان گروه نمونه در اين استان نشانگر پيشرفتهاي معني داري است و اين مطلب پويايي طرح را در درمان و توانبخشي جانبازان گروه نمونه نشان مي دهد. (05/0>p و 36/6=T) شغل ناسازگاريهاي حرفه اي از محورهاي عمده در فعاليت توانبخشي است مقايسه وضعيت گروه نمونه با خودش پس از سپري شدن طول مدت پروژه تفاوت معني داري را نشان مي دهد. استان كلكيلويه و بويراحمد با وجود فرصتهاي شغلي توانسته است در اين محور بر ميزان اشتغال و سازگاري شغلي و حرفه اي بيفزايد. (05/0>p و 26/3=(T آزمون T بين ميانگين گروه نمونه با نمونه در عنصر ارتقاء تحصيلي و آموزشي استان كهگيلويه و بويراحمد تفاوت معني داري را نشان داد اين تفاوت حاكي از موفقيت تعداد قابل توجهي از جانبازان گروه نمونه است كه در طي اجراي پروژه توسط مشاورين دلسوز در جهت آموزش و تحصيل هدايت شده اند.(05/0>p و 5/7=T) فعاليتهاي مفيد و مثبت اجتماعي نيز از محورهاي مهم بازتواني است كه گروه نمونه در استان كهگيلويه و بويراحمد تفاوت معني داري را پس از اجراي طرح نشان داده اند. فعاليت هماهنگ و همه جانبه كليه معاونتهاي تخصصي در بنياد جانبازان زمينه را براي رشد و اعتلاي فرهنگ جانبازي در اجتماع باز مي كند و جانبازان بدين طريق در جايگاه شامخ خود قرار مي گيرند. بررسي وضعيت جانبازان در گروه گواه در استان كهگيلويه و بويراحمد از اين است كه در طي چند سال گذشته بنياد جانبازان بطور فعال در جهت حل مشكلات جانبازان تلاش نموده است و آزمون T تفاوت معني داري را در سازگاري رواني و اجتماعي جانبازان حتي در گروه گواه نشان مي دهد هر چند تفاوت ميانگينها بسيار زياد نيست و در كل مقايسه دو گروه نمونه نشان مي دهد كه جانبازان گروه نمونه در كليه محورهاي بازتواني تفاوتهاي فاحش را نسبت به وضعيت اوليه خود پيدا كرده اند ولي اين تفاوت در گروه گواه بسيار اندك يافته شد. آنچه از اين نكته قابل استنباط است اينكه سرعت حركت و پيشرفت سازگاري رواني، اجتماعي هم اكنون و با فعاليتهاي جاري كند و يا ملموس نيست ولي اجراي برنامه هاي توانبخشي به اين حركت سرعت فوق العاده اي مي بخشيد. 2) مقايسه گروههاي گواه و نمونه در پايان طرح آزمايشي بازتواني در استان خوزستان نشان داد كه گروه نمونه در اين استان نيز در كليه محورهاي بازتواني تفاوت معني داري را با جانبازان گروه گواه داشتند. آزمون T در مقايسه گروههاي گواه و نمونه استان خوزستان در ابتداي شروع طرح در اين استان تفاوت معني داري را نشان نداده بود. (05/0>p و23/1=T) در حاليكه ارزيابي و مقايسه نتايج آن را در ابتدا و خاتمه طرح بر روي جانبازان گروه نمونه تفاوت معني داري را در اين گروه از جانبازان نشان داد و اين مطلب روشن شد كه اجراي طرح بازتواني در اين استان نيز موفق بوده توانسته است به مقدار زيادي به سازگاري رواني، اجتماعي جانبازان در اين استان كمك نمايد. (05/0>p و 54/5=T) در اين استان نيز ارزيابيها در عناصر پنجگانه بازتواني روابط خانوادگي، درمان، سازگاري شغلي و حرفه اي، آموزش و تحصيل و فعاليتهاي اجتماعي انجام يافته كه ذيلاً به نتايج آماري آن اشاره مي شود: آزمون T در مقايسه ميانگين گروه نمونه با نمونه در بين ارزيابي اوليه و نهايي تفاوت معني داري را نشان داد به اين معني كه مشاوره و مددكاري و بازديد منزل و بطور كلي فعاليتهاي بازتواني گروه درمان بطور مؤثري در بهبود روابط خانوادگي جانبازان گروه منزل تأثير گذاشته است. (05/0>p و 2/5=T) همين تفاوت و اختلاف معني دار در آزمون T بين ميانگين گروه نمونه با نمونه در محور درمان مي بينيم و آن نماينگر فعاليتهاي خوب و منظم گروه درمان و توانبخشي در رسيدگي درماني اجراي اين گروه از جانبازان است. (05/0>p و 48/5=T) اين آزمون در محور سازگاري شغلي و حرفه اي معني دار نبود. در طي اجراي طرح هر چند تلاش شد تا با ايجاد رابطه ارگانيك بين دو معاونت در بعد اشتغال و سازگاري حرفه اي نيز به جانبازان نمونه استان خوزستان خدمات پيش بيني شده در منشور طرح ارائه شود ولي متأسفانه اين موفقيت ناچيز بود. (05/0>p و 86/1=T) تأثير فعاليتهاي آموزشي مثل اشتغال در حدي نبود كه تفاوت معني داري را در بين ارزيابي اوليه و نهايي كه جانبازان گروه نمونه بوجود آورد. (05/0>p و 059/0=T) همچنين آزمون T بين ميانگين گروه نمونه در ارزيابي اوليه و نهايي نيز تفاوت معني داري را در م حور فعاليتهاي اجتماعي و فرهنگي نشان نداد. (05/0>p و 75/1=T) آنچه كه از جدول آزموون در استان خوزستان بر مي آيد اين نكته پيداست كه با وجود تلاش مركز بهداشت رواني براي هماهنگي معاونتهاي تخصصي در اين استان براي اجراي هماهنگ اين طرح موفقيت ها كم بوده و معاونت بهداشت و درمان بنياد استان خوزستان توانسته است از همكاري و مشاركت معاونتهاي آموزش و اشتغال و فرهنگي و هنري براي بازتواني رواني، اجتماعي و شغلي جانبازان گروه نمونه استفاده كند و اين مطلب نكته مهمي است به اين معني كه اگر هر كدام از معاونتهاي تخصصي فعاليتهايي را بصورت جدا از هم و بدون مشاركت يكديگر داشته باشند بعيد بنظر مي رسد جانباز اعصاب و روان كه داراي مشكلات گوناگون رواني اجتماعي است خدمات لازم را از فعاليتهاي درماني- حمايتي بنياد دريافت كرده و در راستاي بازتواني قرار گيرد. در گروه جانبازان گواه كه از طرح توانبخشي بهره مند نشد و صرفاً مطابق روال و مقررات بنياد خدمات رفاهي دريافت نموده بودند. ارزيابيهايي انجام شد كه ذيلاً بصورت مختصر به آنها اشاره مي شود آزمون T بين ارزيابي اوليه و نهايي گروه در عنصر روابط خانوادگي تفاوت معني داري را نشان نداد. (05/0>p و 153/0=T) در محور پيشرفتهاي درماني نيز در اين گروه از جانبازان كه مطابق روال عادي و مقررات جاري خدمات دريافت مي نمودند تفاوت معني داري ديده نشد. (05/0>p و 86/0=T) آزمون T بين ميانگين گروه گواه در ارزيابي اوليه و نهايي براي سازگاري حرفه و شغلي تفاوت معني داري را نشان نداد. (05/0>p و 83/0=T) اين گروه در عنصر آموزش و پيشرفتهاي تحصيلي نيز در طي دوره اجراي طرح پيشرفتي نداشتند و نسبت به ارزيابي اوليه تفاوت معني داري را نشان ندادند. (05/0>p و 49/1=T) تفاوت بارز و معني دار گروه نمونه و گواه در استان خوزستان در پايان طرح نمايانگر رشد و پيشرفت جانبازان گروه نمونه در راستاي اهداف بازتواني است. (05/0>p و 39/=T) بحث: تجزيه و تحيليل آماري اطلاعات بدست آمده از اجراي آزمايشي طرح بازتواني در دو استان كهگيلويه و بويراحمد و خوزستان حاكلي از اثر بخشي اين طرح در روند بازتواني جانبازان اعصاب و روان است. همانطوري كه ديديم تعداد 400 نفر از جانبازان اعصاب و روان بصورت تصادفي در دو گروه گواه و نمونه قرار گرفته اند و طرح مطابق منشور مشخص در دو استان اجرا شد. نهايتاً نتايج طرح مؤيد اين مطلب ا ست كه هم بصورت نظري و هم عملي اين طرح توانسته است كه به توانبخشي رواني و اجتماعي جانبازان كمك نمايد هر چند شايد لازم به ذكر نباشد كه طرح بازتواني بر خلاف راهبردهاي جاري در سطح بنياد جانبازان و حتي قوانين و عرف عادي و جاري كشور است چون تا بحال جانباز اعصاب و روان پي برده بود كه هر قدر بر ميزان معلوليت و آشفتگي رواني، اجتماعي خود بيفزايد و بدين طريق درصد از كارافتادگي را با روشهاي مختلف بالا برد توانسته است زمينه دريافت تقويت كننده هاي مادي و معنوي را از بنياد جانبازان و يا ساير سيستمهاي حمايتي كشور براي خود هموار نمايد لذا در خانه هر روز بيشتر از گذشته پرخاشگري مي نمود و شئونات خانوادگي را از بين مي برد به درمان خود اهميت نمي داد تا هر روز بيمارتر و معلولتر شود و يا آشفته تر بنظر رسد و اگر زماني بدنبال درمان مي رفت از آن بعنوان ابزاري باري حفظ و ارتقاء درجه معلوليت و ناتواني استفاده مي كرد. در محل كار حضور پيدا نمي كرد و در صورت حضور بعنوان عنصري غير مولد و بعضاً مخل سيستم قلمداد مي شد كارفرمايان نيز بطبع از پذيرش و بكارگيري اين قشر مظلوم پرهيز مي كردند.در بعد آموزش و تحصيل نيز وضعيت بهتر از اين نبوده است نه خود اين عزيزان بصورت جدي دنبال آموزش و تحصيل مي رفته اند و نه تشويق و تقويتي در اين زمينه ها وجود داشت. در ابعاد اجتماعي و فرهنگي نيز متأسفانه جانباز اعصاب و روان را نوعاً با طرح القاب منفي و بعضاً توهين آميز خطاب مي نموده اند و در ابعاد فعاليتهاي فرهنگي، اجتماعي و ورزش جايگاه شركت و رشد براي اين عزيزان وجود نداشت. با اين توصيف مظلوميت جانباز اعصاب و روان در ابعاد مختلف زندگي مبرهن و واضح است بدين ترتيب نه تنها اين عزيزان در اجتماع مطرود بوده و جايگاه مناسبي نداشته اند بلكه حتي در بين خانواده خود نيز مورد قبول نبوده و حتي بعضاً مغبوض واقع شده اند. طرح بازتواني با نگرش جامعه و سيستميك و با استفاده از كليه امكانات در بنياد جانبازان و سازمانهاي حمايتي ديگر درصدد رشد و ارتقاء جانبازان اعصاب و روان در كليه ابعاد زندگي اعم از روابط بين فردي و خانوادگي، درمان، سازگاري حرفه اي و شغلي، آموزش و تحصيل و ارتقاء جايگاه اجتماعي و فرهنگي است و همانگونه كه ذكر شد در اين زمينه ها به نتايج نظري و عملي و آماري قابل توجهي در روند اجراي آزمايشي طرح رسيده است كه ذيلاً به طرح نتايج نظري اشاره خواهد رفت: نتايج نظري طرح بازتواني در دو استان كهگيلويه و بويراحمد و خوزستان: 1- ارتباطات اداره كل امور جانبازان اعصاب و روان با جانبازان اعصاب و روان: با اينكه اين اداره يك سازمان ستادي است و وظيفه آن سياستگذاري و برنامه ريزي و در كل مديريت بهداشت رواني در سطح كشور براي جانبازان علي الخصوص جانبازان اعصاب و روان مي باشد، اجراي طرح بازتواني و نظارت و كنترل آن باعث ارتباطات بيشتر اين اداره با بنياد استانها و علي الخصوص جانبازان اعصاب و روان مي گردد. متأسفانه جانبازان اعصاب و روان حاد بدليل نداشتن بصيرت كافي دسترسي به بنياد نداشته اند و بنياد جانبازان استانها نيز حتي محل سكونت آنان را نمي شناسد و لذا تعدادي از اين عزيزان در مناطق روستايي و دورافتاده از مظلوميت مضاعفي رنج مي برند. 2- توجه مسئولين بنياد استانها به مشكلات جانبازان اعصاب و روان: بازخورد رفتاري منفي جانبازان اعصاب و روان بمرور ايام باعث ايجاد نگرش منفي در بين مسئولين بنياد استانها شده است و اين سيكل معيوب باعث خارج شدن اين عزيزان از دريافت خدمات رفاهي و درماني گشته و اين مطلب حتي در رابطه با جانبازاني كه بصيرت و بينش كافي ندارند و حتي بنياد جانبازان را بعنوان سازمان متولي نمي شناسند و به آن مراجعه نمي كنند تسري پيدا كرده است. با اجراي طرح توانبخشي همه مسئولين بنياد در رده هاي مختلف به مشكلات جانبازان اعصاب و روان آشنا شده و در جهت حل معضلات اين عزيزان ممكن را انجام مي دهند. 3- فعاليت گروهي تيم (گروه) تخصصي روانپزشكي بر روي مشكل جانباز اعصاب و روان: همان طوري كه مي دانيم كار درمان رواني، كاري است گروهي، كه در آن روانشناس، روانپزشك، مددكار، اجتماعي كار درمانگر با ديدي پردامنه و همه جانبه و با در نظر گرفتن كليه ابعاد زندگي به درمان و توانبخشي بيمار اعصاب و روان مي پردازند و در اين كار تيم را روانپزشك هدايت و رهبري مي كند. ولي متأسفانه امروزه در كار پيچيده درمان و توانبخشي جانباز اعصاب و روان در استانها اين همكاري و تعاون كمتر صورت مي گيرد و درمان جانباز با دارو درماني و يا پاره اي از خدمات ديگر انجام مي پذيرد و نهايتاً چون مشكلات جانباز همه جانبه حل نمي شود به مزمن شدن بيماري عصبي- رواني جانباز منجر مي گردد. طرح توانبخشي زمينه كار گروهي را در درمان و توانبخشي جانباز اعصاب و روان باز مي كند و كليه اعضاي تيم درمان از زواياي مختلف درصدد حل و فصل و درمان معضلات اجتماعي رواني و خانوادگي جانباز بر مي آيند. 4- فعاليت سيستميك معاونتهاي تخصصي (اشتغال، فرهنگي و بهداشت و درمان) بر روي مشكلات جانبازان اعصاب و روان: براي تحقق بازتواني بصورت عام در جانبازان اعصاب و روان و براي ايجاد زمينه و بستر مناسب براي توانبخشي رواني، اجتماعي و شغلي جانبازان لازم است تا كليه معاونتهاي تخصصي بهداشت درمان، آموزش و اشتغال و فرهنگي و هنري بصورت هماهنگ به حمايت جانباز اعصاب و روان پرداخته و همزمان با درمانهاي دارويي و روان درماني و مددكاري، مشكلات شغلي و تحصيلي جانباز نيز مرتفع شده و از حيثيت فرهنگي نيز تغذيه شود چه عدم پوشش فرهنگ و خلاء فرهنگي يكي از مباني ايجاد نابساماني رواني در جانبازان مي شود كه روزي در جهت حفظ و اعتلاي آن جانبازي نموده اند. طرح توانبخشي بصورتي عيني و عملي زمينه اجراي بازتواني در جانبازان اعصاب و روان با كمك و مساعدت و هماهنگي كليه معاونتها را فراهم آورده است. 5- حل و رفع مشكلات جانبازان در ابعاد خانوادگي، درماني، شغلي، تحصيلي و اجتماعي در محل: گروه درمان و توانبخشي با ارتباط مستمر و نزديك با جانباز و خانواده او توانسته اند بسياري از مسائل و معضلات درماني روابط خانوادگي، شغلي و اجتماعي و تحصيلي جانبازان و خانواده آنان را مرتفع نمايند. حضور روانپزشك و ساير اعضاي تيم درمان در محل زندگي جانباز تأثير بسزايي در روشن شدن دامنه مشكلات جانباز و حل و فصل مناسب آن مي گردد. 6- مشخص شدن مشكلات غير قابل حل در زمان اجراي طرح: بعضي از عزيزان جانباز پس از سپري شدن مدت زمان زياد از ابتلا به بيماري و تحمل عوارض ناشي از آن داراي مشكلات رواني، اجتماعي و اقتصادي حادي هستند. گروه درمان در چنين مواردي تلاش نموده اند تا با استفاده از كليه امكانات موجود در رفع آن و سامان بخشيدن به زندگي اين عزيزان همت نمايند، لكن بعضي از اين مشكلات در حدي است كه حل و فصل آن از حدود امكانات و اختيارات گروه درمان و توانبخشي خارج است، در چنين مواردي حداقل اين معضلات شناسايي و به بنياد اعلامي مي شود. 7- درمان و توانبخشي در محل زندگي جانباز اعصاب و روان: امروزه علم روانپزشكي بر اين است كه درمان و توانبخشي بيماران رواني در محل زندگي آنان از كيفيت و كارآيي و اثر بخشي بهتري برخوردار است لذا اگر چنانچه با تداوم اين طرح بتوانيم از ايجاد و گسترش مراكز نگهداري و بيمارستاني تمام وقت پرهيز كرده و درمان و توانبخشي را در اجتماع و محل زندگي جانبازان ببريم در درمان و توانبخشي اين عزيزان قدم مهمي برداشته است. 8- درگير شدن كارشناسان امور بهداشت رواني با مشكلات جانباز اعصاب و روان: تاكنون برنامه ريزي درمان و توانبخشي در بنياد جانبازان طوري نبوده است تا كارشناسان بهداشت رواني و گروه توانبخشي با كليه مشكلات جانباز درگير شده و از نزديك با او ردد آشنا باشند لذا در اغلب موارد مشكلات جانباز اعصاب و روان در يك سو و امكانات درماني و پرسنل تخصصي در سوئي ديگر قرار داشته اند. تا حدي كه در بعضي از موارد آدرس محل سكونت جانبازان حاد را نيز در اختيار ندارند. اين طرح به كارشناسان و گروه درمان و توانبخشي كمك نموده تا درگير در موضوع كار خود شوند در روند و سير درمان و توانبخشي جانباز، اعصاب و روان قرار گيرند. 9- احساس غرور و هويت براي جانبازان در محل زندگي و اجتماع و همسايگان: بدون شك سركشي و بازديد منزل جانبازان اعصاب و روان روحيه آنان را تقويت مي نمايد و خانواده آنان نيز از داشتن چنين جانبازي در بين خانواده خود احساس خرسندي و غرور مي كنند. متأسفانه در گذشته بعضاً بدليل كم توجهي به اين قشر مظلوم بعضي از افراد و همسايگان نيز باديه ناپخته و خامي به جانباز اعصاب و روان و خانواده او مي نگريستند. ولي با اجراي طرح و حضور مكرر و مرتب كارشناسان و مسئولين بنياد در محل زندگي جانباز اين مشكل برطرف شده و پس از مدتي فعايت گروه درمان، حتي خانواده جانباز از داشت چنين عضوي احساس غرور و افتخار مي كنند. 10- شناسايي ريشه اي هويت جانباز و گردآوري كليه اطلاعات مردم شناسي، روانشناسي و روانپزشكي او: يكي از مشكلات مهم در بعد برنامه ريزي و هدايت خدمات درماني و رفاهي جانبازان اعصاب و روان نداشت اطلاعات دقيق از جانباز و نوع مشكلات او در ابعاد مختلف درماني، شغلي، رفاهي، معيشتي، تحصيلي و اجتماعي است كه تاكنون گردآوري آن بصورت علمي و دقيق و كارشناسي ميسر نبوده است. اجراي طرح بازتواني زمينه بسيار مساعدي را براي شناسايي دقيق جانباز از ابعاد مختلف مي شود و بر اساس آن آمار و اطلاعات دقيق و علمي مي توان برنامه ريزيهاي كوتاه مدت و بلند مدت براي اين عزيزان فراهم نمود. 11- جهت دار شدن خدمات و حمايتهاي بنياد جانبازان از جانبازان اعصاب و روان: بي شك اداره امور جانبازان از مشكل ترين كارهاي جاري است و بنياد جانبازان با بكارگيري نيروهاي انساني متعهد و متخصص درصد رسيدگي به جانبازان و حل معضلات زندگي آنان در ابعاد مختلف مي باشد لكن اين خدمات و حمايتهاي بعضاً در جهت هدف و آرمان مشخصي نبوده و يا لااقل جانباز را در راستاي اهداف عاليه و بازتواني رواني، اجتماعي قرار نمي دهيد طرح بازتواني با جهت گيري در راستاي اهداف توانبخشي تلاش مي كند تا جانبازان در جهتي تقويت شده و در طريقي حركت نمايند كه در آينده جايگاه شامخ خود را باز يابند ضمن اينكه به مزاياي مادي و معنوي نيز در طول زماني دسترسي پيدا نموده اند. 12- به حداقل رسيدن هزينه هاي مالي و بيمارستاني: اجراي طرحهاي توانبخشي مبتني بر جامعه از هزينه هاي سنگين بستري و درمان در بيمارستانهاي تمام وقت مي كاهد و تعداد تختهاي بيمارستاني و مركز بازپروري و نگهداري مورد نياز به حداقل مي رسد و جانباز كليه خدمات درماني و توانبخشي و مددكاري را در محيط زندگي و محل كار دريافت نموده و كماكان سازگاري خود را با جامعه حفظ مي نمايد. سير فزاينده تختهاي بيمارستاني و مراكز نگهداري و بازپروري در طي سالهاي گذشته حاكي از هزينه هاي مالي و اقتصادي سنگيني است كه البته در آينده با اين روند برنامه ريزي بسيار سنگينتر نيز خواهد شد. طرح آزمايشي بازتواني در دو استان گواه بر اين مطلب بود كه ميزان نياز به مراكز بستري و نگهداري در صورت اجراي طرح به حداقل ممكن مي رسد و به طبع آن بار مالي و اقتصادي آن نيز سير نزولي را طي مي كند. در نتيجه گيري نهايي گفتني است طرح بازتواني و فعاليتهاي هماهنگ و ارگانيك گروه درمان توانسته است تا جانبازان گروه نمونه را در محورهاي مختلف بهبودي روابط خانوادگي، درمان و توانبخشي، سازگاريهاي شغلي و حرفه اي، آموزش و تحصيل و فعاليتهاي مفيد و سازنده اجتماعي به پيشرفتهايي سوق دهد. هر چند تفكر توانبخشي مقوله جديدي است و تفكري سازنده و مفيد احوال جانباز و جانبازي، و اين گذشت زمان است كه يك پديده بهداشتي، درماني و توانبخشي را در بين اقشار و آحاد ملت بازنموده و زمينه را در جهت رشد و اعتلاي بيشتري در راستاي اهداف آرماني باز مي كند. با اين وجود جاي خوشحالي است كه اين طرح در طي يك مدت نسبتاً كوتاه از ديدگاه نظري و تئوريك و آماري و عملي نتايج مثبت و مفيدي داشته است هر چند مشكلات نيز اجراي طرح ديده شد لكن اچراي طرحهاي توانبخشي است كه زمينه حضور فعال و جدي جانبازان انقلاب اسلامي را در صحنه فراهم مي آورد و از آنان اسوه هاي به ياد ماندني مي سازد. منابع فارسي: 1- احمدي، علي اصغر، بنيان روانشناسي اسلامي 1362 2- المستطرف ج 2 3- الكافي 1 4- المحجة البيضاء 5- اتكينسون وهليگارد، دكتر براهني، محمد تقي، زمينه روانشناسي، 1370، انتشارات رشد. 6- بحارالانوار، ج 17، 103-74 7- بست، جان، دكتر شريفي، حسن پاشا، دكتر طالقاني، نرگس، روشهاي تحقيق و علوم تربيتي و رفتاري، 1369، انتشارات رشد. 8- دكتر پورافكاري، نصرت ا... فرهنگ معاصر روان پزشكي روان شناسي، 1374. 9- تاج لنگرودي، محمدمهدي، واعظ خانواده. 10- تفسير برهان 11- تحف العقول 12- جمالفر، سياوش، روان شناسي يادگيري، 1371. 13- چهل حديث در زمينه علم و بهداشت، 1372. 14- دكتر حجتي، سيد محمد، روان شناسي اسلامي، 1368. 15- حسيني بيرجندي، سيد مهدي، اصول و روشهاي راهنمايي و مشاوره، 1371. 16- حيلة المتقين 17- حجتي، سيد محمدباقر، آداب تعليم و تربيت در اسلام 18- خليلي، محمد، طب الصادق. 19- ري شهري، ميزان الحكمه. 20- سلطاني، غلامرضا، تكامل پرتور اخلاق. 21- دكتر سيف، علي اكبر، تغيير رفتار و رفتار درماني، 1374. 22- دكتر سيف، علي اكبر، روان شناسي پرورش، 1370. 23- سفينه، سيرج 2. 24- دكتر شاملو، سعيد، مكتبها و نظريه ها در روان شناسي شخصيت، 1370. 25- دكتر شاملو، سعيد، روان شناسي باليني، 1370. 26- شاهين، دكتر، ماشاءالله، حركت درماني، معاونت پژوهشي دانشگاه علوم پزشكي اصفهان، چاپخانه دانشگاه اصفهان، پاييز 1371. 27- دكتر شريفي، حسن پاشا، دكتر نجفي زند، جعفر، روشهاي آماري در روان شناسي و علوم تربيتي و اجتماعي، نشر اشاره 1370. 28- دكتر شفيع آبادي، عبدا...، نظريه هاي مشاوره و روان درماني. 29- صحيح بخاري. 30- حجت السلام فلسفي، محمد تقي، حديث تربيت. 31- قرآن كريم. 32- كاردرماني، كاردرماني در بيماران رواني، انتشارات دانشكده توانبخشي. 33- كاپلان و سادوك، دكتر پورافكاري، نصرت ا... ، خلاصه روانپزشكي، 1366. 34- كلارس، ج، راو، دكتر وهاب زاده، جواد، مباحث عمده در روانپزشكي، 1366. 35- كولبه، فرخ و شهريرفر، محمد صادق، توانبخشي رواني (بازتواني) ، سازمان منطقه اي بهداري آذربايجان شرقي، ديماه، 1364. 36- مستدرك، ج 2. 37- دكتر مصطفي، سيد جواد، بهت خانواده، 1364. 38- مجله نبض، سال پنجم، شماره چهارم، دي 1374. 39- مجموعه مقالات اولين كنگره سراسري بازآموزي درمان جراحتهاي ناشي از جنگ تحميلي، 19-15 مهرماه 1374. 40- معاني الاخبار. 41- منية المريد. 42- نهج البلاغه فيض 43- وسائل ج 15 44- هيلگارد، گوردن باور، دكتر براهني، محمدتقي، نظريه هاي يادگيري، 1376. مجيد محمودي مظفر (كارشناس ارشد روانشناسي)

  3. #3

    تاریخ عضویت
    Dec 2008
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    729
    تشکر
    1,018
    تشکر شده : 314
    McAfee Internet-Explorer Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    5
    Gadid تأثير عوامل معنوي در امنيت زنان ايثارگر
    عنوان : تأثير عوامل معنوي در امنيت زنان ايثارگر
    موضوعات مقالات:نقش زنان در دفاع مقدس
    عوامل معنوي ؛ نخست تعدادي از عوامل معنوي را نام برده ، درباره ي برخي از آن ها توضيح مي دهيم. 1- تقوا و پرهيز از گناه 2- اخلاص 3- اخلاص 4- رازداري 5- تواضع 6- توكل 7- ذكر خدا 8- عزت نفس 9- سخاوت 10- اخلاق حسنه 1- تقوا و پرهيز از گناه : تقوا ، پرهيز از محرمات و حفظ و مراعات حدود و فرمان الهي ، از با ارزش ترين خصلت هاست كه به آدمي كرامت و بزرگي مي بخشد و او را نزد خداي متعال عزيز و گرامي مي دارد. (( ان اكرمكم عند الله اتقيكم )). بنابراين ، ميزان ارزش افراد به اندازه ي تقواي آنان بستگي دارد. 2- راز داري : كتمان سر و رازداري از ويژگي هاي ارزنده ايي است كه به انسانيت انسان بها مي بخشد و پيامدي ارزشمند دارد. امام موسي كاظم (ع) فرمودند : (( سه كس روز قيامت در سايه ي عرش الهي ، كه تنها سايه در آن روز است ،به سر مي برند :كسي كه مقدمات ازدواج برادر مسلمان خويش را فراهم آورد ، يا به او خدمت كند و يا راز او را بپوشاند)) (1) 3- اخلاص : از آن جا كه در جهان بيني اسلامي بايد همه ي تلاش ها و فعاليت هاي انسان مسلمان و مؤمن ، بر محور توحيد استوار باشد و اعمال او جهت و هدف الهي داشته باشد ، اخلاص را به منزله ي روح عمل شمرده اند. همچنان كه در جسم بي روح هيچ حركت و پويايي و تكاملي نيست و فاسد است و به نيستي مي گرايد ، عملي هم كه عاري از اخلاص و خالي از جهت خدايي باشد ، رو به زوال خواهد داشت. از اين جاست كه امام مخلصان ، علي (ع) فرمود : (( العمل كله هباء الا ما اخلص فيه )) ؛همه ي اعمال بسان غبار (پوچ ، باطل و بي حاصل) است ، مگر عملي كه در آن اخلاص باشد.(2) 4- تواضع : آن جا كه خداوند ، خفض جناح و گستردن بال هاي تواضع براي مؤمنان را پيامبرش فرمان مي دهد ، سخن از ارزش و مرتبه ي بلند فروتني است :« واخفض جناحك للمؤمنين )) (3) بندگي خداوند با سركشي و تكبر ، خود بزرگ بيني و فخرفروشي در برابر مؤمنان كارساز نيست ، كه روح عبادت و بندگي خدا با تواضع و فروتني در برابر دوستان خدا و اهل ايمان سرشته شده است. اين است كه علي (ع) مي فرمايد : ((عليكم بالتواضع ، فانه من اعظم العباده)) ؛ بر تو باد به تواضع و فروتني ، كه بزرگ ترين عبادت و بندگي خداست. (4) تأثير عوامل معنوي ؛ آن گوشه ، در خانه ي عشق و ايثار ، سجاده يي سبز بر آسمان لاجوردي قالي مي درخشد ، فرشته يي سر به سجده بندگي و عبوديت نهاده و تسبيح گو ، ذكر آن يگانه معبود را بر لب دارد و دست نياز بر آستان آن بي نياز بلند كرده ، از او مدد مي جويد ((اياك نعبد و اياك نستعين))، او بانويي است با تمام عواطف و لطايف زنانه ، جواني است با آرزوها و اميال تمام جوانان ، اما غيوري كرده ، در صحنه ي روزگار ، ((شير زن)) نام گرفته ، بر خلاف جوانان ، مسيري دشوار را همراه با آرزوهاي آسماني و والا ، براي زندگاني خويش برگزيده است. مرد رؤياهاي او شاهزاده يي سوار بر اسب سفيد ، كه از آن سوي كوه ها و دشت ها آمده ، نيست. او دلاوري است كه در راه عشقي سبز ، اعضاي بدنش را هديه نموده ، او ديدگانش را بسته ، تا بعد از ديدن تصاوير زيبا و شكوه عشق و ايثار هيچ چيز را نظاره گر نباشد. او با دستانش شاخه هاي درخت طوبا را لمس كرده ، ديگر ماديات با دستاني سازگار نيست ، اوست كه با گام هايي ستودني كنار حوض كوثر ايستاده ، پس سزاوار نيست جايي غير از عرش آسمان بايستد. آري ، اين دلاور ، همان مرد رؤياهاي بانوي غير ايراني است. اين زن همان زني است كه حضرت امام فرمودند ((دختر جواني كه با يك پاسدار عزيز كه از دو چشم و دو دست جانباز بود ، ازدواج كرده ، مي گويد :حال كه نمي توانم به جبهه بروم ، مي خواهم با اين ازدواج ، دين خود را به انقلاب ادا كرده باشم.)) (5) به طور كلي مكاتب الهي ، ارزش والا و جايگاه مقدسي براي پيوند زناشويي قائلند ، به گونه يي كه با وقوع انقلاب هاي عظيم الهي توسط پيام آوران قسط و عدل و بنيانگذاران مكاتب وحي كه زمينه ساز تمدن هاي بشري و تحولات اساسي در نظام هاي اجتماعي بوده اندو عمدتاً مبناي دعوتشان به منظور تحقق عدالت اجتماعي و زدودن هرگونه سلطه و زورمداري از ساحت زندگي فردي و اجتماعي بشر استوار مي گرديد ، روابط دروني خانواده شكلي قانونمند ومقدس و منطبق با نظام تكويني و فطرت بشري به خود گرفت و خانواده هويتي اصيل و نقش محوري در عروج انسان به سوي كمالات پيدا كرد و پايگاهي براي رشد و بالندگي و صعود او به قله هاي كمال گرديد ، كه در آن اساس زندگي را ، حق محوري تشكيل مي داد و هرگونه خودنگري و خودخواهي ، رنگ مي باخت. تمايلات فردي جاي خود را به انعطاف و پذيرش و تمكين در برابر قانون كامل الهي مي داد ، انوار توحيد و چراغ ايمان و هدايت همه ي ابعاد زندگي را منور مي ساخت و رنگ ها در مقابل بارقه ي عشق به خدا به بيرنگي مي گراييد ، و در پرتو درخشش قانون حق مي گردند و پرورش يافتگان چنين منازلي پيوسته منزلتي خاص در هستي مي يابند. در اين خانه ها همسويي طبيعت و شريعت به اوج جلاليت خود مي رسد و در عرصه هاي عقل و انديشه حيرت مي آفريند ، عقول سليم را به تسليم مي كشاند ، پرده ها و حجاب هاي كدورت و ظلمت زدوده مي شود ، و ملك و ملكوت در كنار هم مسرور بر سر سفره ي كرامت پروردگار متنعم ميگردند ، ملائك به سبب اين همه اخلاص از سر صدق ، و هماهنگي و اهليت ، سرود بشارت سر مي دهند و بال هاي خويش را به نشانه ي خشوع بر مقدم آنان مي گشايند ، چنان كه قرآن كريم ، نمود و تصويري گويا از اين اوصاف را نسبت به بيت ابراهيم خليل (ع) ترسيم مي نمايد. آري مبشران وادي شريعت و رهروان راه حقيقت اصولاً بخش عمده اي از دعوت خود را به سازندگي و بالندگي انسان ها در خانه و خانواده اختصاص داده و منشأ رشد ارزشها و تبلور آن را از مختصات اين كانون دانسته اند ؛ لذا در سايه ي دو ركن عمده ي اخلاق و حقوق در جهت استحكام و استقلال آن كوشيده اند و از آن جهت كه تربيت و آموزش و نشو و نما و سازندگي و بالندگي در اين پايگاه صورت مي گيرد ، همواره تلاش آنان بر اين بوده كه اصول انساني و ارزشهاي والا و كرامت خليفه اللهي در اين كانون شكل مي پذيرد و سنگ زيرين سعادت و عظمت و حريت اولاد آدم به دست مربيان اين محفل استوار گردد و اصل پاكي و طهارت كه ركن عمده ايي در عالم تكوين است ، در نظام بشر نيز تحقق پذيرد تا محصول ارزش مندي را به جوامع انساني تقديم دارد. (6) اصولاً با چنين ديدگاه و نگرش الهي و ديني به فرد ،خانواده و جامعه بودكه انقلاب ما انقلاب ارزشها نام گرفت ، انقلاب و قلب ماديات به معنويات ، انقلاب ارزشهاي انساني. ديگر ارزش انسان به ظاهر آراسته و زيباي او نبود ، ارزش او در كمال انساني اش بود كه به آن دست يافته و بر اساس ميزان معرفت و آگاهي او ارزيابي مي شد. انسان ها در ميدان مسابقه ي ((السابقون السابقون)) از يك ديگر پيشي مي گرفتند و به صف ((اولئك المقربون)) مي پيوستند. در صفحات تاريخ انقلاب ما ،رويدادهاي دفاع مقدس مي درخشند و تجلي گاه آرمان ها و ارزش هاي انساني در طول ادوار بشريت شده اند. دفاع مقدس تنها يك رويداد سپري شده در دفتر تاريخ ايران نيست ، بلكه واقعه ايي است كه تمام ابعاد وجودي جامعه ي اسلامي ما را تحت الشعاع قرار داده و نه تنها جامعه ي ايران را ، بلكه فرآيندي گشته كه تمامي دنيا و جهانيان را به حيرت واداشته است. دفاع مقدس ، بهترين راهنما و هدايت كننده ايي به شمار مي رود كه باعث تكامل ارزشهاي معنوي در جامعه گشت ؛دفاعي كه باعث بيداري افكار و پويايي بدن ها گرديد ؛ زنان و مردان اعم از پير ، جوان و كودك را به آزمون عشق و شور و تلاش فراخواند و چه با شكوه و با توفيق ، اين آزمون بزرگ به نمايش گذاشته شد. هشت سال دفاع مقدس ايران اسلامي ، نشان داد كه زنان ما نيز مانند مردان در لحظه لحظه هاي پيكار و نبرد خونبار و پرافتخار اين جنگ ، كه بخشي از تاريخ انقلاب و تاريخ ايران است ، تحريف تاريخ به شمار مي آيد. صفحات تاريخ جنگ ، اسناد زرين حماسه ي حضور شير زنان ميهن اسلامي است كه تأثير بسزايي هم در جنگ و هم در عرصه هاي اجتماعي داشته اند. اين نكته قابل توجه است كه بعد از از انقلاب اسلامي ، نگرش منفي جامعه به زنان تغيير كرد و موج افكار جديد و انديشه ها در پرتو ارزش هاي ديني و معنوي به هويت و ارزش واقعي زن پديدار گشت. زن ، ديگر خود را تنها عنصري براي تبليغ و تجارت مي ديد و جذابيت او معيار ارزشمندي وي نبود. از اين جهت ، حركت و پويايي و شجاعت و ايثارش در سايه ي ايمان و تقوا ، از او موجودي قوي و فعال با انگيزه هاي والاي انساني ساخت. در جريان دفاع مقدس ، زنان ، شخصيت و هويت زن مسلمان را بازسازي نمودند و قدرت شگرف زنان ايراني را كه به جهت ايمان و اعتقاد قوي حاصل آمده بود ، به عرصه ي ظهور گذراند و جهانيان ، انگشت حيرت بر دهان گزيدند كه اين ارزش هاي معنوي و قدرت ايمان و شور و عشق است كه زنان ايراني را در آزمون سخت و رويدادي عظيم به عرصه ي حضور كشانده است. تاريخ جنگ ، گواه شجاعت و استقامت زنان غيور در ناگوارترين و تلخ ترين صحنه هاي دفاع مقدس است. زنان در روزهاي حماسه و ايثار بدون هيچ وحشتي در كنار آزاد مردان راه عشق در برابر بي رحم ترين و فجيع ترين جنايات دشمن ، راست قامتانه ايستادند و در مقابل سختي هاي كمر شكن ، همچون كوهي استوار استقامت كردند. آري روح بلند ايثار و فداكاري در جانشان رخنه كرده بود ، كه همه چيز خود را در طبق اخلاص نهادند و از تمام تعلقاتشان گذشتند و خدمت به جنگ و جهاد را از اهم واجبات خود دانستند. اينان چنان صبورانه شهادت همسر و فرزندان خويش را به جان خريدند و عاشقانه بر جراحت و زخم هاي عزيزانشان بوسه زدند ، كه پاي برگ برگ دفتر سرخ شهادت و ايثار ، مهر و امضاي سبز مادران و همسران و دختران اين مرز و بوم به چشم مي خورد. زنان ما ، در طول جنگ تحميلي به خوبي توانستند بر احساسات لطيف و ظريف خود غلبه پيدا كنند و اين نيروها و احساسات غريزي خود را تحت كنترل عقل و منطق در مسير و مجاري صحيح هدايت نمايند و مادرانه و خواهرانه با اميد به نصرت الهي و توكل به خدا رزمندگان اسلام را به جنگ و جهاد تشويق نموده و به آنها دلگرمي دهند. در عرصه ي پيكار و جهاد كه ميدان مسابقه ي اخلاص و خلوص بود ، اگر نگوييم زنان گوي سبقت را ربودند ، مي توان گفت هم امتياز با مردان ، مسابقه را به پايان رساندند. آن ها با تأسي به رهبر زنان آزاده ي جهان و سرور شير زنان ، زينب كبري (سلام الله عليها) چه در عرصه هاي نبرد و چه در پشت جبهه ها خالصانه به كمك رساني و خدمتگزاري مشغول بودند. زنان با گام هاي استوار ، قلب هايي مملو از ايمان و سرهايي پر از شور و عشق شهادت ، همدوش مردان به سوي ميعادگاه عاشقان رهسپار شدند. اينان با نگرشي عميق به فرهنگ شهادت و ايثار و با اذعان به منزلت والاي شهيد ،نزد خداوند توانستند عزيزانشان را عاشقانه و خالصان رهسپار وادي شهادت نمايند و در فراق جگر گوشه هايشان تسبيح گوي الطاف لايزال الهي باشند و اگر در فراق همسر گريستند ، گريه بر دوري خويش از عوالم شهادت و جا ماندن از قافله شهدا بود. اين شير زنان ايران اسلامي چه در سال هاي جنگ و چه بعد از جنگ با پشتوانه ي ايمان و معنويت ، حماسه هايي سبز آفريدند و حق آنان در اين دفاع به اعتقاد حضرت امام (ره) از مردان بيش تر بوده است ، آنان مردان شجاع را در دامان خود مي پرورانند. (7) ايجاد امنيت توسط عوامل معنوي اين زنان نستوه ، در برابر تمام سختي هايي كه در زندگي متحمل شده اند ، خم به ابرو نياورده و همواره رضاي حق را بر همه چيز مقدم داشته اند. اميدوارانه و با توكل بر خدا در سنگر خانه از كيان و ارزش هاي اسلامي معتقدات ديني خود دفاع كردند. بانوي با تقواي ايران ، دست همسر جانباز نابيناي خود را مي گيرد و چشمان او مي گردد. او در تمام لحظات در كنار همسرش است و مي كوشد تا يار زندگي اش را از وقايع جهان آگاه سازدو همواره او را ياري مي نمايد تا بتواند پله هاي ترقي را پيموده ، به مدارج بالاي علمي برسد. او با آرامشي خاص ، نوارهاي درسي همسرش را تهيه مي كند و در دسترس او قرار مي دهد. او با اين حساب كه دفاع مقدس هنوز ادامه دارد و اين بار بايد در ميدان فرهنگ و علم ، پيكار نموده تا ارزش هايي را كه به سختي به دست آمده ، آسان از دست ندهيم ، هم خود تلاش مي كند تا كسب علم نموده و به مدارج علمي برسد و هم همسرش را ياري مي دهد. آري در چنين محفل خانوادگي با اين نگرش و بينش عميق اعتقادي و علمي ، فرزندان به آساني مي توانند در طريق و راهي درست ، قدم به عرصه ي اجتماع بگذارندو يقيناً جوانان تحصيلكرده با اعتقاداتي قوي ، محصول چنين خانواده هايي هستند. آن مادري كه با خلق و خوي نيكو و خوشرفتاري ، حديث گرانمايه ي ((جهاد المراه حسن التبعل)) را تبعيت نموده و با احساساتي آميخته با منطق و عقل ، مديريت خانه را به عهده گرفته ، قطعاً در محيط آرام و امن خانه ، فرزندي با خلق و خوي محمدي (ص) را پرورش خواهد داد. وقتي مادري دست در دست كودك اش ، ذكر گويان ، ويلچر همسرش را هدايت مي كند و به او همپايي و همراهي در اين راه را مي آموزد ، شك نداريم كه اين كودك ريال فردا جواني برومند خواهد شد كه با گام هايي استوار در راه دين و ميهن اسلامي تلاش خواهد كرد. زنان ايثارگر مي دانند كه از محصول تلاش و كوشش شان كه سرشار از عطر معرفت و ايمان است ، سال ها بعد ، خود و جامعه بهره مند خواهد شد. او با يقين به اين مطلب اذعان دارد كه امنيت او در گرو امنيت خانواده و جامعه ي اوست ؛پس همواره در راه عرفان و معنويت حقيقي كه همان عشق و علاقه و فداكاري او به همسر جانباز و گل هاي خوشبوي باغ زندگي اش است ، خواهد كوشيد و اين تلاش و كوشش را دستي از غيب ياري مي دهد كه دسته گلي از باغ بهشت به ارمغان آورده و فضا را عطرآگين ساخته است. خانه ي جانباز ، خانه ايي پر از عطر دل انگيز گل هاي بهشتي است. به گفته ي بزرگي ؛آيا مي شود تكه ايي از پيكر انسان به بهشت رفته باشد و بقيه ي اعضاي آن پيكر از آن نصيب ، بي بهره باشند؟ زن ايثارگر در چنين فضاي روحاني ، معتقد است به اين كه خانه و كانون گرم آن ، محضر خداي رحمان است ، اعمال و كردار هر يك از آنان مورد توجه حضرت حق بوده و با حسابمندي دقيق ، ثبت و ضبط مي گردد و به فعل و نيت ارزش مند ، آثار مفيد مرتب مي گردد. به تعبير قرآن كريم : (( و البلد الطيب يخرج نباته باذن ربه والذي خبث لا يخرج الا نكدا )) سرزمين پاكيزه به اذن پروردگارش ثمره و حاصل خوب و با بركت به بار مي آورد اما سرزمين هاي شوره زار و خبيث حاصلش جز چيزي كم ارزش و بي فايده نخواهد بود. بر همين اساس ، بناي خانواده بر پايه ي پاكي و پاكيزگي زوجين شكل مي گيرد و مبناي تكوين فرزندان در اسلام بر طهارتي استوار است كه بر دو پايه ي وراثت و تربيت قرار دارد و هم فاعليت فاعل و هم قابليت قابل در اين طهارت ، مؤثر است. لذا خداوند مي فرمايد: (( الطيبات للطيبين والطيبون للطيبات )). رعايت اصل كفويت از اصول عمده در انتخاب همسر است و بر همين مبنا در جاي جاي دستورالعمل هاي مربوط به خانواده ، زن و مرد را از خيانت ها و شرارت ها بر حذر مي دارد و آنان را به سوي حيات طيبه كه هدف زندگي بر پايه ي آن است سوق مي دهد. آري ، در پرتو چنين تفكري است كه او مي تواند در كنار همسر خويش طمأنينه و آرامش را بجويد و نفس انساني را ارتقاء دهد و از صورت ((اماره)) به ((لوامه)) و از آن معبر به نفس ((مطمئنه)) برسد. (8) حال ديگر خستگي جسمي او را نمي آزارد و بيماري هاي روحي او را تهديد نمي كند. اگر شير زن صحنه هاي پيكار با سختي ها ، از درون ب طمأنينه و آرامش نرسيده باشد هر چه قدر هم كه بدني قوي و جسمي سالم داشته باشد ،زير بار اين همه مسئوليت هاي سنگين خم مي شود. اما قدرت روح او كه به سبب عوامل معنوي حاصل گشته و وجودش را سرشار از ايمان و عشق به هدف كه همان قرب الي الله است نموده ، به آساني مي تواند با تمام مشكلات دست و پنجه نرم كند و ارزش زندگي خود را بالاتر از ديگر افراد جامعه بداند. او با چنين روحيه ي عالي ، آن قدر عزت نفس پيدا كرده است كه اگر كسي هم از مقام والاي او تجليل نكند ،دلسرد نمي شود ؛زيرا مي داند خانه و كانون گرم آن ،محضر خداي رحمان است ؛لذا اعمال و كردارش كه همراه با اخلاص و نيت پاك است او را لحظه به لحظه به مقام قرب دوست نزديك تر خواهد ساخت. او همچون موحدي راستين در سير و سلوك است و هماره سير خود را با حق ادامه مي دهد و تمام مراحل سلوك خويش را در مصاحبت حق مي گذراند و هرگز كثرت را بدون شهود وحدت نمي نگردو هيچ گاه رؤيت خلق ، حجاب شهود خالق نمي شود ، بلكه دائماً خلق را آيت حق دانسته و از مرآت ،بهره صحيح برده و جمال دل آراي خالق را در سراسر آينه هاي مينو و گيتي مي نگرد و سرانجام مظهر هدايت شده و چون فرشته ي هادي در بهشت مي آرمد. (9) پس او سالكي است در راه حق و حقيقت و به امنيت و آرامش راستين ،دست يافته. امنيت ، ديگر براي او مفهوم مادي و دنيوي ندارد. او در امن ترين مكان ها جاي گرفته و از ايمن ترين پايگاه ها حمايت مي شود. ديگر او نگران امروز نيست و اضطراب آينده را ندارد ،زيرا با پيوندي كه با جانبازي عزيز بسته ، تمام پيوندها و بندهاي مادي و معنوي را از دست و پايش گسسته و به همراه او و دست در دستش در راهي قدم گذاشته كه راه رسيدن به مقام خلافت الهي است و آن راه ،طريق مولا علي (ع) و همراه وفادارش فاطمه ي اطهر (س) است. آن راه ، طريق انسان كامل است. انسان كامل ، آن موجودي است كه آيت كبراي حق است و چون آيت كبراي حق است ،هم مظهر ((هو الظاهر)) است در مظاهر عالم ،و هم مظهر ((هوالباطن)) است در غير عالم ظاهر. هم با ارواح حضور دارد و هم با ابدان ، حاضر است. امير المؤمنين (ع) فرموده اند: (( ما الله آيه اكبر مني)) هيچ موجودي بهتر از من خدا را نشان نمي دهد. ذات اقدس الاه وقتي از انسان ها خبر مي دهد ، مي فرمايد: همه ي اين ها مجاري فيض من هستند. كاري كه دست اين ها انجام مي دهد ، در حقيقت من انجام مي دهم ، منتها اين ها مجراي فيض و نماينده و جانشين من هستند و رسالت مرا به عهده گرفته اند ، با اين فرق كه من ديده نمي شوم ولي مظاهر من مرئي هستند.(10) هر چند كه اين مقام و مرتبه ، مقام و مرتبه اي والا و بلند مرتبه است كه رهرواني چون علي (ع) دارد ؛اما ايثارگران ما نيز مي توانند با اقتدا به مقتداي خويش و توكل به خدا ، قدم در راه گذارند و موفق شوند. پس زن ايثارگر با چنين پشتوانه ي ذهني قوي ايي مي تواند در محيطي سرشار از معنويت با امنيت خاطر زندگي نمايد و احساس كمبود و نقصان نسبت به ساير قشرهاي جامعه را از سر بيرون كند. پس اي بانوان ايثارگر ؛اي اسطوره هاي مقاومت و ايثار ؛ اي شاگرد مكتب فاطمه در دفاع از حريم ولايت ؛ اي همنو اي زينب در صبر جميل ؛اي همراه و همسر سرو قامت دشت سرخ شقايق هاي عاشق! چه با صفا و محبت در خانه ايي از مهر و وفا زندگي مي كني! قدر خود را بدان ، كه تو باغبان با ايماني هستي كه شكوفه هاي نهال زندگي ات به دست پرتوانت شكفته خواهند شد و جامعه ، چشم اميد به آن جوانان برومندي دوخته ، كه ثمره ي سال ها جهاد و تلاش اند و يادگاراني پرافتخار و پرتوان براي آينده ايي پراميد براي ميهن اسلامي هستند. پي نوشت ها : 1- سفينه البحار ، ج 7 ، ص 436 2- شرح غرر ، ج 1 ، ص 368 3- سوره ي حجر ، آيه ي 88 4- فرهنگ پرستاري 5- صحيفه ي نور ، ج 16 ، ص 126 6- فصلنامه ي شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان ، ش2 7- شاهدان دانشگاه ، ص 167 8- فصلنامه ي شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان ، ش 2 9 و 10- زن در آيينه ي جلال و جمال سودابه حقاني

موضوعات مشابه

  1. کشور عربستان
    توسط Admin در انجمن کشورهای عربی (کویت،امارات،عراق...
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: 3rd February 2009, 22:22
  2. روایتی از هشت سال دفاع مقدس
    توسط bahar1717 در انجمن دفاع مقدس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 8th January 2009, 15:09
  3. حضور زنان در عرصه مدیریت
    توسط faraz در انجمن گرایش های مدیریت
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 19th November 2008, 22:17
  4. زنان مي‌توانند رئيس‌جمهور شوند
    توسط shahpoor در انجمن مقالات مذهبی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 8th September 2008, 11:15
  5. بیمارستان ها ( خراسان رضوی )
    توسط Admin در انجمن استان خراسان رضوی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 20th July 2008, 11:04

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
درباره ما
دوستان ما
ما در شبکه های اجتماعی

پاتوق یو یکی از قدیمیترین سایت های ایرانی به 6 سال سابقه فعالیت می باشد. انجمن های سایت دارای مطالب متنوع و جامعی در تمامی زمینه می باشد. و البته در پرتال سایت شما همواره جدیدترین نرم افزار ، بازی و انمیشن های روز را با لینک مستقیم می توانید دانلود نمایید.