دانلود سریال امپراطوری بادها کامل( جومونگ۲)
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. ddr3 آواتار ها
    ddr3
    کاربر سایت
    Jun 2009
    بندرعباس
    139
    17
    تشکر شده : 141

    Na دانلود سریال امپراطوری بادها کامل( جومونگ۲)

    امپراطوری بادها شرح حال پسر یوری نوه جومونگ می باشد… بله سریال امپراطور بادها سرگذشت نسل بعدی جومونگ یعنی نوه جومونگ بزرگه این سریال از جلوه های ویژه منحصر به فردی برخورداره و بسیار قوی تر از سریال جومونگ ساخته شده به تمام دوستداران سریال های کرهای مخصوصآ کسانی که سریال جومونگ رو خریداری کردند توصیه میکنم این سریال دیدنی رو هم حتمآ بگیرند و از دیدن این سریال بسیار زیبا و دیدنی لذت ببرند…
    عشق و رزم در این سریال با قدرت باور نکردنی به نمایش گذاشته شده و در طول سریال بیننده رو به دنبال خودش میکشه بازیگر نقش اول زن این سریال بسیار قوی تر از سوسونو ایفای نقش میکنه

    لینک های دانلود حذف شد
    براي تشکر از پست از دکمه (تشکر) که در زير هر پست ميباشد استفاده فرماييد
    #1 ارسال شده در تاريخ 8th July 2009 در ساعت 03:49

  2. 6 کاربر از این پست تشکر کرده اند : afgk9, amirvolcano, hellboy21, M A S I H A, paria_k, متین1375
  3. javad2010 آواتار ها
    javad2010
    کاربر سایت
    Feb 2010
    1
    0
    تشکر شده : 1

    پیش فرض

    با عرض سلام می شود کینک های جمونگ 3 را در سایت قرار بدید
    با بشگر
    #2 ارسال شده در تاريخ 12th February 2010 در ساعت 14:19

  4. یک کاربر از این پست تشکر کرده است : amirvolcano
  5. aghosh sard آواتار ها
    aghosh sard
    کاربر سایت
    Nov 2009
    tehran
    25
    23
    تشکر شده : 17

    پیش فرض

    اینا همش ارور میده دوست عزیز
    #3 ارسال شده در تاريخ 14th February 2010 در ساعت 16:04

  6. یک کاربر از این پست تشکر کرده است : amirvolcano
  7. Totti forever آواتار ها
    Totti forever
    مدیر سابق
    May 2009
    يكم اينورتر از اونورتر
    9,344
    3,083
    تشکر شده : 9,815

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط aghosh sard فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]
    اینا همش ارور میده دوست عزیز
    لينك ها تست شد و درست ميباشد.
    ممكنه سايت رپيشير شلوغ باشه،يه زمان ديگه امتحان بفرماييد.


    شب بود خسته بودم چشامو بسته بودم .............. خورشید سر زد و من پیشت نشسته بودم
    چشمام و باز کردم دیدم ازت خبر نیست ................. دیدم برام تو دنیا از تو عزیزتر نیست

    #4 ارسال شده در تاريخ 14th February 2010 در ساعت 19:21

  8. yasmin20 آواتار ها
    yasmin20
    کاربر سایت
    Feb 2010
    تهران
    116
    251
    تشکر شده : 202

    Icon16 خلاصه قسمت آخر روزگار شاهزاده

    من چیزی واسه دانلود ندارم ولی خلاصه قسمت آخر شاهزاده زمان(روزگار شاهزاده رو گذاشتم





    قسمت اخـــــــر شاهزاده ی زمان:
    شین به چه گیونگ در قصر گفت که تو ان قدر میدرخشی که نمیتونم نگات کنم و من فقط با تو تونستم دنیای واقعی رو ببینم و چه گیونگ گفت پیروزی خورشیدتو بهت تبریک میگم.چه گیونگ خواست انگشتو به انگشت شین بزنه که اجوشی سرفه کرد و گفت که مجرم واقعی اتش سوزی رو پیدا کردن.چه گیونگ خیلی خوشحال شد ولی اجوشی گفت اونا شین رو متهم اصی و واقعی میدونن.دلیلش هم اینه که خدمتکار یول و مادرش از قصر رفته بود و نوشته بود که شین اتش سوزی راه انداخته.(درحالیکه حقیقت کاملا برعکسه)

    از تک تک خدمتکارا و درباریا بازجویی میکردند.یکی از خدمتکارا گفت پول میگیره فقط به خاطر اینکه اس ام اس های شین و چه گیونگ رو حذف کنه.کسانی که بازجویی میکردن به شین گفتند مشخص شده مقدار زیادی پول از خزانه ی دربار کم شده و اونا فکر میکردند کار شین بوده.شین گفت کار اون نیست ولی اونا گفتند اخرین انتقال حساب از حساب شین بوده.(به خشکی شانس)

    در اتاقی مخفی که شین قبلا توش عکس های هیورین رو نگه میداشت الان پر شده از عکس های چه گیونگ(هیورین برای رقاص باله ی جهانی شدن از کره رفت و دست از سر شین برداشت)و شین به یاد کلی از خاطراتش با چه گیونگ افتاد.

    پادشاه و ملکه و هالما ماما و هه میونگ داشتند راجب همین بحث میکردند.احضاریه ی دادگاه فرداست. اونها گفتند هر اتفاقی بیوفته با باید از ولیعهد تا اخرین لحظه نگهداری کنیم.پادشاه گفت ما نتونستیم برای شین و چه گیونگ پدر مادر خوبی باشیم و قله های زندگیشون رو نساختیم.هالما ماما هم گفت مگه نه که وقتی بارون میباره زمین تنومند میشه.شین هم بعد از این ماجراها تنموند میشه وملکه هم زار زار گریه.

    شین پیش چه گیونگ اومد و همون موقع اجوشی هم بود.شین گفت من اماده ی این قضیه بودم امپراطور تصمیم درستی گرفت و باید این کارو میکرد.چه گیونگ بعد کلی گریه کرد و شین بهش گفت:هی دوباره داری گریه میکنی.چه گیونگ گفت نمیکنم.کی گریه میکنه.شین گفت فردا میری(قرار بود چه گیونگ رو به عنوان قربانی یعنی کسی که برای حفظ عابروی سلطنت از کشور برای چند سال خارج میشه بفرستن بره)چه گیونگ گفت اره.شین گفت از این قضیه خوشحالم.فکر میکردم بتونم این قضیه رو بدون تو حل کنم و نمیتونم در برابر تو در دادگاه باشم.شین گفت حداقل نباید بهم بگی پیشم میمونی.چه گیونگ گفت کی دلش نمیخواد ولی ما به مردم قول دادیم تو در دادگاه حاضر باشین.میخوام هر دو به قولمون عمل کنیم چون من پرنسس این کشورم چون تو ولیعهدی.

    بعد شین و یول داشتند شمشیر بازی میکردند و عملا داشتند دعوا میکردن.یول گفت هنوز امید داری شین گفت چه گیونگ مال منه.حقیقت هنوز هست.وقتی بازیشون تموم شد شین گفت فکر میکردم ادم خوش شانسی هستی ولی من نیستم که شکست خودم تویی.بعد نامه ها و عکس های عاشقانه ی مادر یول رو با پادشاه(پدر شین) رو بهش داد و یول فهمید مادرش برای براوردن ارزوش این کارو کرده نه به خاطر یول

    ملکه با چه گیونگ حرف زد و مثلا دلداریش داد که وقتی میره خارج مشکل نداشته باشه و گفت مادر شوهر با مادر فرقی نداره منو مثل مادرت بدون.خانوداده ی چه گیونگ هم به قصر برای اخرین دیدار چه گیونگ اومدن.

    یول با مادرش صحبت کرد و همه چیو فاش کرد که مادرش ارزوی عشق بازی با امپراطور رو داشته و فقط به خاطر همین خواسته به کره برگرده و مادر یول سعی کرد بازم دروغ بگه و یول گفت خیلی بدبخته که سرنوشت مادر پدر و عموش سر خودش و پسر عموش(شین) و چه گیونگ پیاده شده و یول گفت تمام لین بدبختی ها تقصیر مادرم و منه

    شین وقتی داشت رد میشد چه گیونگ صداش کرد و شین گفت ممکنه مجبورت کنم همیشه پیشم بمونی و اگه پیشم نباشی میترسم نتونم دووم بیاره و شین به چه گیونگ گفت دوسش داره

    فردا صبح رسیده و شین رو برای احضار دادگاه باید بره ولی در راه . . . .
    یول داشت با چه گیونگ حرف میزد که یول گفت اشتباه کرده ولی چه گیونگو خیلی دوست داره و اگه دنیا دوباره برگرده تنها کسی که دنبالش میگرده چه گیونگه.چه گیونگ گفت شاید اگه اول میدیدمت عاشقت میشدم ولی الان قلب من فقط شینو میخواد

    شین هم داشت به دادگاه میرفت.بدون خداحافظی سوار ماشین شد و به طرف دادگاه رفت.اما چه گیونگ که با یول بود یهو ماشینشو دید و کلی دنبال ماشین گریان دوید تا اخر سر ماشین وایساد و شین غمگین اومد بیرون.بعد چه گیونگ محکم پرید تو بغل شین و گریه کرد یول هم همین جوری داشت نگاش میکرد.





    بعد چه گیونگ رفت تو قصر پیش هالما ماما و کلی گریه کرد و تمام خدمتکارا ی قصر هم با چه گیونگ به گریه اومدن.

    یول اومد تما خبرنگارا رو صدا کرد و گفت میخواد به چیز مهمی اعتراف کنه.یول گفت تمام اتفاقات اخیری که در قصر افتاده تقصیر خودش بوده و و اتش سوزی و مصاحبه و تمام اتفاقاتی که بر ضد شین تموم شده رو بر گردن خودش گرفت و به همه چیز اعتراف کرد(البته گناه های مادرش رو خودش گردن گرفت.)و از مردم خواست که دربارو ببخشن و بعد خودش به یاد کلی از خاطراتش با چه گیونگ افتاد.

    شین از اتهام بیرون اومد و پادشاه گفت که قصد کناره گیری از پادشاهی رو داره و میخواد سلطنت رو دیگه به شین بده ولی شین . . .
    مادر یول هم خودشو انداخت وسط کامیون و فلج شد_شرمنده این تیکه هیچ مدل نمیشد ازش عکس گرفت_


    1 سال بعد :
    چه گیونگ توی یه جای غریبه ولی با تمام مردم و مغازه دارا مثل خانوادش رفتار میکنه.اومد خونه و اونی (خدمتکار قدیمیش در قصر) رو صدا کرد بعد اونی بهش با زبان رسمی حرف زد و چه گیونگ گفت نمیتونی این جوری باشی باید یکم به خودت برسی.بعد چه گیونگ لباس و مدل مو ش رو عوض کرد و کردتش یه دختر ***ی با این حال که خیلی عجیب بود.

    روز بعد چه گیونگ که از خونه اومد بیرون یه نفر از فاصله ی دور براش دست تکون داد و چه گیونگ داد زد و گفت من دارم شینو میبینم.کلی با هم حرف زدند .شین پادشاهی رو به خواهرش هه میونگ واگذار کرده و تصمیم گرفته توی اینجا باکو پیش چه گیونگ بمونه و دیگه مثل مردم عادی ازدواج و زندگی کنند.


    هالما ماما هم به باکو اومده بود و کلی چه گیونگ رو بغل کرد.

    شین و چه گیونگ راجب به زندگی ایندشون با هم حرف زدند چه گیونگ گفت ارزو داره نقاش معروف بشه.همون طوری که در مدرسش توی بخش هنر بود.شین هم گفت ما با هم در بیرون قصر مناسب تریم.تو به من یاد دادی که زندگی واقعی چیه و چه طوری باید زندگی کرد.

    شین واسه خودش و چه گیونگ هم واسه خودش کلی فکر کرد و دیدند باید واسه زندگی ایندشون چیکار کنند.شین یه جفت حلقه به چه گیونگ داد و گفت اگه حاضره مثل همسر عادی براش باشه این حلقه رو قبول کنه در غیر اینصورت شین فردا برمیگرده.
    فردا صبح شین اومد دنبال چه گیونگ تا ببینه تصمیم چه گیونگ چیه.چه گیونگ گفت اومده بدرقه ی شین اما قبل از اون به شین گفت که گره بین گرندبشو میتونه باز کنه یا نه شین براش باز کرد و دید اونجا جفت حلقه هاشونه و همدیگرو بغل کردند

    با هم دیگه مثل مردم عادی در کلیسا یه ازدواج مجدد گرفتند و کلی عکس گرفتند. و سر اخر هم مشخص شد چه گیونگ حامله است.قرار شد مثل مردم عادی زندگی کنند. و از بچه هاشون مراقبت کنن.


    از کودک فال فروشی پرسیدم چه میکنی!؟ گفت به آنان که در دیروز خود مانده اند فردا را میفروشم..!!
    #5 ارسال شده در تاريخ 28th February 2010 در ساعت 13:35

موضوعات مشابه

  1. دانلود منیجر محبوب و قدرتمند LeechGet 2009 v2.1.1800.1
    توسط Admin در انجمن نرم افزارهای اینترنت و شبکه
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 4th March 2011, 03:36
  2. Babylon Pro 8.1 نسخه جدید فول پکیچ دیکشنری معروف و پرطرفدار پاپلیون
    توسط Admin در انجمن نرم افزارهای یوتیلیتی(Utility) و متفرقه
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: 19th August 2010, 00:27
  3. زشت و زیبایی سریال یوسف پیامبر (ع)
    توسط VELS در انجمن آرشیو سینما و تئاتر
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 5th May 2009, 00:04

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

Designed With Cooperation

Of Creatively & VBIran