^ بازگشت به بالا
دانلود english 4 you آموزش یوگا به زبان فارسی آموزش زبان english today
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

بیوگرافی لُطفعَلی خان زند


  1. #1

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,961
    تشکر
    1,666
    تشکر شده : 1,949
    Kaspersky Internet-Explorer Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    92884
    پیش فرض بیوگرافی لُطفعَلی خان زند
    لُطفعَلی خان زند (۱۱۴۸-۱۱۷۳ خورشیدی) واپسین فرمانروای زند بود که میان سالهای ۱۱۶۸ تا ۱۱۷۳ خورشیدی (۱۲۰۳ تا ۱۲۰۹ قمری) بر سر پادشاهی با هماورد نیرومندش آقا محمدخان قاجار به نبرد پرداخت و سرانجام از او شکست خورد و با مرگ او پرونده دودمان زند نیز بسته شد.
    وی پسر جعفر خان زند و نوه صادق خان زند برادر بنیادگذار فرمانروایی زندیان؛کریمخان زند وکیل الرعایا بود. وی دارای ویژگیهای برجسته بسیاری چون خوش*سیمایی، دلاوری، نیرومندی و هوش سرشار بود. وی از ادب و شعر هم بی*بهره نبود.شعر زیر را که در تاریخ ایران بسیار نامور می*باشد وی درباره شکستهایش از اقامحمد خان سروده*است

    یا رب ستدی جهانی از همچو منی دادی به مخنثی، نه مردی نه زنی
    از گردش روزگار معلومم شد پیش تو چه دف*زنی چه شمشیرزنی

    نبرد بر سر قدرت
    هنگامی که جعفرخان پدرش در شیراز ترور شد وی در بوشهر سرگرم سر و سامان دادن به وضعیت آن سامان بود که خبر مرگ پدر را شنید. وی که در این هنگان تنها هژده یا نوزده سال داشت با سیصد تن سپاهی دشتستانی خود را به شیراز رساند و بر کودتاگران پیروز شد و کنترل اوضاع را به دست گرفت. در این هنگام با آقامحمدخان قاجار رو به رو شد که بر بخش*های شمالی و مرکزی کشور چیره شده بود، با وی به نبرد پرداخت و در آغاز به کامیابیهایی هم رسید ولی هنگامی که در یکی از لشگرکشیها با سپاهش از شیراز بیرون رفته بود با خیانت حاج*ابراهیم*خان کلانتر روبه رو شد.وی دروازه*های شیراز را بست و شاه جوان را به شهر راه نداد.


  • #2

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,961
    تشکر
    1,666
    تشکر شده : 1,949
    Kaspersky Internet-Explorer Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    92884
    پیش فرض
    آوارگی، به دست آوردن کرمان، و دستگیری
    سپاهیان نخست به دشتستان و سپس به بندر ریگ رفت.امیرعلی خان حیات داوودی فرمانروای ریگ وی را به گرمی پذیرفت و در اندازه توان نیروهایی بدو داد.او شکستهایی به سپاهیان قاجار وارد ساخت و سرانجام در دشت زرقان میان تخت جمشید و شیراز اردو زد.شهریار زند بعلت نیرو*های کم دست به جنگ پارتیزانی زد.در این هنگام خود آقامحمدخان با سپاهی چهل هزار نفری به سوی فارس رهسپار شد. لطفعلی خان با سه هزار تن در جایی به نام شهرک میان راه شیراز-اصفهان و در ۱۴ فرسنگی شیراز به پیشباز سپاه قاجار رفت ولی چون شمار سپاهیان دوسوی نبرد با هم برابر نبود لطفعلی خان رو به شبیخونهای پی*درپی آورد و اینگونه ماهها سپاه قاجار را کلافه نمود.به ناچار با صد تن از یارانش از راه بیابان به طبس رفت، در میان راه چند تن از یارانش از زور تشنگی جان دادند، فرمانروای آن سامان دویست تن سرباز زیر فرمان او گذارد.وی با این شمار از سپاهیان که داشت پس از چندی ابرقو را گرفت.در آنجا به گسترش سپاهش پرداخت تا آنکه نیروهایش را به ۱۵۰۰ تن رساند، پس دارابجرد و نیریز را نیز به دست آورد و سپاهیانی را که قاجارها از شیراز برای جنگ با او فرستاده بودند را نیز شکست داد.در این هنگام بزرگان نرماشیر بدو پیوستند و او سرانجام توانست بر شهر کرمان چیره گردد. کرمانیان او را پذیرفتند و از او پشتیبانی کردند.او در کرمان به نام خود سکه زد و آن شهر را مرکز پادشاهی کوچکش قرار داد.آقامحمد خان با لشکرش کرمان را محاصره کرد، محاصره چهار ماه دنباله داشت و در شهر قحطی آمد. سرانجام لشکر قاجار به درون شهر ریخت. خان زند از میان سپاه قاجار گذشت و توانست به یاری اسبش غران خود را تندرست از میدان برهاند و به سوی ارگ بم رفت و بیست و چهار ساعت پس از آن به بم رسید. از بم به سوی طبس رفت. فرمانروای طبس امیرحسن خان به پیشبازش رفت و او را نکو داشت ولی بدو پیشنهاد کرد که به تیمورشاه درانی فرمانروای قندهار پناهنده شود. در همین زمان بزرگان نرماشیر برایش پیامی فرستادند که در جنگ با قاجارها از او پشتیبانی خواهند نمود. شاه زند به بم رفت و حاکم بم نیز وی را به نیکی پذیرفت ولی ازآنجا که می*پنداشت برادرش که از لشکریان زند بود به دست سپاه قاجار افتاده*است به مهمان خویش خیانت کرد و وی را به قاجارها سپرد. از دیگرسو خان قاجار پاداشی را برای تحویل دادن مرده یا زنده او تعیین کرد که فرمانروای بم با تحویل او به قاجارها آن را به دست آورد. البته لطفعلی خان به آسانی دستگیر نشد و تنها زمانی تسلیم شد که اسب نامدارش غران از پای درآمد.


  • #3

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,961
    تشکر
    1,666
    تشکر شده : 1,949
    Kaspersky Internet-Explorer Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    92884
    پیش فرض
    لطفعلی خان در برابر خان قاجار
    وی را در حالیکه در نبرد با دشمنان زخمهای سختی را بر بازو و پیشانی برداشته بود به کرمان نزد خان قاجار بردند. او که خون بسیاری را از دست داده بود با همان حال نزار در برابر آقامحمد خان ایستاد و بدو سلام ندادو بدو تعظیم نکرد.آقامحمد خان نیز دستور داد که اصطبل*بانانش وی را مورد ***** جنسی قرار دهند. فردای آن روز وی را باز به پیش خان قاجار آوردند در حالیکه دیگر هوشی در تن نداشت و آب هم بدو نداده بودند و وی را بر روی زمین می*کشیدند.به گزارش تاریخنویسان خان قاجار با نیشخند بدو گفت که: «هان لطفعلی خان! هنوز هم غرور داری؟» واپسین شاه زند که دیگر توان سخن گفتند نداشت تنها سرش را بالا برد و با پلنگ دیدگان بدو نگریستو گفت:«من از تو نمی*ترسم ای اخته فرومایه».این ایستادگی خان قاجار را به خشم آورد و دستور نابینا کردن او را داد.برخی نیز نوشته*اند که او با دستهای خود چشمهای وی را از کاسه بیرون کشید که دور از واقعیت می*باشد.


  • #4

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,961
    تشکر
    1,666
    تشکر شده : 1,949
    Kaspersky Internet-Explorer Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    92884
    پیش فرض
    مرگ
    لطفعلی خان را آقامحمد خان به تهران برد و پس از چندی دستور کشتنش را داد.مرگ وی را به روش خفه کردن نوشته*اند.پیکرش را در امامزاده زید در بازار قدیمی تهران به خاک سپردند.

    رفتار آقامحمدخان با بازماندگان واپسین شاه زند
    هنگامی که لطفعلی خان از فارس دور شد آقامحمد خان در ذیحجه۱۲۰۸ در شیراز بر تخت پادشاهی زندیان نشست و نخستین دستوری که داد ویران کردن برج و باروی شیراز بود که یادگار کریم خان بود.فتحعلی*خان صبا شاعر دوره زندیان و قاجار در اندوه ویران کردن این باروی شکوهمند چنین سرود:

    گردون به زمانه خاک غم ریخت، دریغ با شهد طرب زهر غم آمیخت، دریغ
    از کینهٔ دور فلک جورسرشت شیرازهٔ شیراز ز هم ریخت، دریغ
    دستور دیگرش بیرون کشیدن استخوانهای کریم خان زند، بنیادگذار پادشاهی زندیان از آرامگاهش بود، وی استخوانهای نخستین زند را به تهران برد و دستور داد که در زیر پله*های کاخش جایی که همیشه از آن گذر می*کرد خاک کنند تا همیشه بر آن پای نهد.این استخوانها تا پادشاهی رضاشاه پهلوی در همانجا ماند تا در زمان پادشاهی او استخوانها را با احترام بسیار از خاک بیرون آوردند و در جایی دیگر به خاک سپردند.
    سپس دستور بازداشت و زورگیری داراییهای زندیان و وابستگان آنها را داد و آنگاه شاهزادگان و شاهدختان زندی را با خواری بسیار یکجا گرد آورده و به سوی استرآباد کوچاند.چنین می*نماید که سرنوشت شومی بر آنها رفته*است، از سرنوشت شاهدخت همسر لطفعلی خان زتدو پسران شهریار زند فتح*الله خان و خسرومیرزا به دلیل سانسور دستگاه قاجار آگاهی درستی نداریم.
    آقامحمد خان همچنین مردم کرمان را نیز به گناه یاری دادن به لطفعلی خان جزای سختی داد، به فرمان او تمامی مردان کور و به نوامیس ***** و اوال غارت گردید.

  • #5

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,961
    تشکر
    1,666
    تشکر شده : 1,949
    Kaspersky Internet-Explorer Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    92884
    پیش فرض
    لطفعلی خان در فرهنگ توده
    از آنجا که وی دارای ویژگیهای همه*پسندی چون زیبایی، دلاوری، تسلیم ناپذیری و ایستادگی بیش از اندازه داشت و با دغاکاریها و بداقبالی و ناکامی و سرانجام شکنجه ددمنشانه و مرگ رودر رو شده بود در نزد مردم به شخصیتی افسانه*ای همچون چهره*های شاهنامه*ای تبدیل شده*است.برای او تصنیفهایی سروده شده*است که در دل مردم زنده مانده و جهانگردان نیز حتی از آنها یاد کرده*اند.بخشی از یکی از این تصنیفها را که در میان کرمانیان ساخته شده و مردم سالها آن را می*خواندند در زیر می*آید:

    هر دم صدای نی میاد آواز پی در پی میاد
    لطفعلی خانَم کی میاد؟ روح و روانم کی میاد؟
    امروزه نام لطفعلی خان در برخی شهرها بر خیابانهایی نهاده شده*است، به ویژه در شیراز خیابانی به نام او نامگذاری شده*است.

  • #6

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,961
    تشکر
    1,666
    تشکر شده : 1,949
    Kaspersky Internet-Explorer Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    92884
    پیش فرض
    غران
    غران نام اسب نامدار لطفعلی خان بود(بعلت رنگ سیاه اسب). نژاداین اسب نامشخص است که بارها جان ارباب خود را در نبردهای گوناگون رهانیده بود. این اسب تند و تیز سیاه رنگ بود و بر پیشانیش لکه*ای سپید به مانند یک ستاره داشت. گریز لطفعلی خان از میان سپاه قاجارها در رویداد تاختن بر کرمان تنها با یاری غران شدنی گردید و چنانکه پیشتر گفته شد او فاصله میان کرمان تا بم را در بیست و چهار ساعت پیمود. سرانجام هنگامی که در بم لطفعلی خان بر اسبش نشست تا از مهلکه بگریزد دشمنان پاهای پشت این اسب را بریدند، حیوان به زانو می*افتد ولی سوارش که از سرنوشتش آگاه نبود او را هی کرد، اسب روی پای بریده*اش می*ایستد ولی از درد تاب نمی*آورد و به زمین می*افتد.دیدن صحنه قطع شدن پاهای غران شاه جوان را متاثر کرد.

  • #7

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,961
    تشکر
    1,666
    تشکر شده : 1,949
    Kaspersky Internet-Explorer Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    92884
    پیش فرض
    لطفعلی خان و میرزا مهدی لشکرنویس
    آن مرد میرزا مهدی لشگر نویس نام داشت.وی پیش از لطفعلی خان در دستگاه پدرش جعفرخان کار می*کرد که به دلیل جرمی جعفرخان دستور بریدن گوشهای او را داده بود. وی نیز هنگامی که جعفر خان ترور شد گوشهای سر بی*جان ارباب پیشین خویش را برید. پس از پیروزی آغازین لطفعلی خان بر کشندگان پدر میرزا مهدی بریدن گوش را انکار کرد و حاج ابراهیم نیز برای بخشش او پادرمیانی کرد، لطفعلی خان نیز وی را بخشید و حتا برای وی پیشه*ای و خلعتی هم در نظر گرفت.ولی در روزی که قرار بود خلعت را به او بدهد به آتش*بیاری مادرش میرزا مهدی را زنده*زنده در آتش انداخت و زیر قول خود زد و حاجی را نیز از خود رنجاند.


  • #8

    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,961
    تشکر
    1,666
    تشکر شده : 1,949
    Kaspersky Internet-Explorer Windows-XP IR-TCI
    امتیاز 
    92884
    پیش فرض
    حاج ابراهیم کلانتر
    بزرگ*ترین لغزش لطفعلی خان اعتمادش به حاجی ابراهیم بود چه که همانگونه که دیدیم این مرد به شاه جوان خیانت کرد و دروازه شیراز را به روی او بست و خانواده و زن و بچه و داراییهای وی را دودستی به خان قاجار سپرد.حاج ابراهیم دارای نفوذ بسیار بود و خویشانش در جاهای گوناگون ایران از تهران تا اصفهان بر سر کارهای مهم بودند.وی از آغاز کار به نامه*نگاری با قاجارها پرداخته بود و داستان میرزامهدی نیز وی را رنجاند و یکسره به دشمن زندیان پیوست.

    لشکرکشی به کرمان
    آقامحمد خان برای آرام کردن آذربایجان به آن نقطه رفت، لطفعلی خان به سوی کرمان لشکر کشید، این لشکرکشی نافرجام به فرسوده شدن سپاهش انجامید و در تازشهای آینده قاجارها برایش گران تمام شد.


  • مطالب کاربردي هر آنچه نیاز دارید ...

    موضوعات مشابه

    1. اطلاعاتي درباره ايل بختياري
      توسط Admin در انجمن استان چهار محال بختیاری
      پاسخ ها: 0
      آخرين نوشته: 20th July 2008, 09:42
    2. بخش مشاهیر و بزرگان شیراز
      توسط Admin در انجمن استان فارس
      پاسخ ها: 5
      آخرين نوشته: 17th July 2008, 08:53

    علاقه مندی ها (Bookmarks)

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •  
    درباره ما
    دوستان ما
    ما در شبکه های اجتماعی

    پاتوق یو یکی از قدیمیترین سایت های ایرانی به 6 سال سابقه فعالیت می باشد. انجمن های سایت دارای مطالب متنوع و جامعی در تمامی زمینه می باشد. و البته در پرتال سایت شما همواره جدیدترین نرم افزار ، بازی و انمیشن های روز را با لینک مستقیم می توانید دانلود نمایید.