امام خميني
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: امام خميني

  1. فرزند آسمان آواتار ها
    فرزند آسمان
    کاربر سایت
    Jan 2010
    1,390
    1,354
    تشکر شده : 437

    پیش فرض امام خميني

    جنگ تحميلى و هويت دفاعى ايران در نگاه امام راحل

    يكى از امور كه باز خير بود براى ما اينكه دولت عراق فهميد كه با كى طرف است، اينها دائما هى پيش خودشان مى‏گفتند كه ما اگر ـ همچو خيالات مى‏بافتند كه اگر ما ـ حمله به ايران بكنيم، در همان حمله اول ديگر كار تمام است و ما مى‏رويم براى مركز ايران و همه جا، حالا فهميدند كه نه، مسأله اينطور نيست.


    علل تحميل جنگ
    صدام گمان مى‏كرد كه با يك مملكت آشفته كه منزوى شده است و همه دولت‏ها پشت به او كرده‏اند يا او را در فشار اقتصادى گذاشته‏اند طرف شده است و ما نه قواى نظامى داريم و نه انتظامى داريم و نه ساز و برگ جهاد و جنگ.او همچو گمان كرد و گمان‏مى‏كرد با چند ساعت تهران را هم فتح خواهد كرد.او غافل از خدا بود. (1)
    دولت جابر صدام و بعث ناگهان بدون هيچ مقدمه حمله كرده است به ايران از طرف دريا و از طرف هوا، از طرف زمين و بدون اينكه دولت متوجه بشود بعضى از بلاد ايران را غصب كرده است و بعضى از سرزمين‏ها.آن روزى كه مطلع شد ايران، جلويش را گرفت و بحمد الله به قدرى صدمه بر او وارد كرده است و بر جنود او وارد كرده است كه برگرداندن به اصل اول محتاج به سال‏هاى طولانى است و اين هجوم ناجوانمردانه، كشور عراق را به تباهى كشاند و مى‏كشاند و سرمايه‏هايى كه بايد صرف بشود در راه ترويج اسلام، اينها را صرف كرده‏اند در راه جنگ .ما بادى به جنگ نبوديم و نيستيم، لكن اگر تعدى بكند دهان او را خرد مى‏كنيم.ابتدا از آنها بوده است و لهذا در مملكت ما اين واقعه واقع شده است، اگر ما بادى بوديم، خوب بود اول ما رفته باشيم يكى از دهات آنجا را گرفته باشيم و آنها آمده باشند و ما را عقب زده باشند. (2)
    از اول هم كه [صدام‏] وارد اين هجوم شد، بازيش دادند و بزرگ منشى خودش به اصطلاح و بلند بينى خودش به اصطلاح و آن حب شيطانى نفسانى خودش هم بود.آمريكا هم بازيش داد كه ايران ديگر چيزى ندارد، خوب ارتشش كه از بين رفت و پاسدارها هم كه چيزى نيستند و ديگر مردم هم كه اصلا كارى به اين حرف‏ها ندارند، تو بيا برو ايران را بگير، نفت ايران مال تو، وقتى شد، چه خواهى كرد، چه خواهى شد، منطقه را تو بگير، همه منطقه مال تو، يك همچو حرف‏هائى زدند و كلاه سرش گذاشتند، اين بدبخت هم از آنها گول خورد و حمله كرد به ايران و هيچ يك از اينها ايران را نمى‏شناختند، يعنى ايران را خيال مى‏كردند مثل زمان سابق است. (3)
    هويت دفاعى ايران در جنگ تحميلى
    جنگ ما دفاع است هجوم نيست و جنگ دفاعى از تكليف‏هاى شرعى و وجدانى و نفسانى همه است . (4) و ما ايستاده‏ايم در مقابل دفاع از كشور خودمان و دفاع از اسلام عزيز در مقابل هر مهاجم .مهاجم مى‏خواهد ابر قدرت باشد، مى‏خواهد قدرت كم، فرقى در نظر ما نيست.ما واجب است برايمان دفاع كنيم از نواميس اسلام و نواميس خودمان و دفاع كنيم از كشور اسلامى خودمان و تا مادامى كه در حال دفاع هستيم، با هر قدرتى كه بخواهد هجمه بكند بر ما، مقابله مى‏كنيم و هيچ هراس نداريم. (5)
    تكليف ما اين است كه از اسلام صيانت كنيم و حفظ كنيم اسلام را، كشته بشويم تكليف را عمل كرديم، بكشيم هم تكليف را عمل كرديم.اين همان منطقى است كه ما در اول هم كه با اين رژيم فاسد پهلوى مخالفت مى‏كرديم منطق ما همين بود منطق اين نبود كه ما حتما بايد پيش ببريم، منطق اين بود كه براى اسلام مشكلات پيدا شده است، احكام اسلام دارد از بين مى‏رود، مظاهر اسلام دارد از بين مى‏رود و ما مكلفيم كه به واسطه قدرتى كه هر چه قدرت داريم مكلفيم كه با آنها مقابله كنيم، كشته هم بشويم اهميتى ندارد.بكشيم هم كه انشاء الله موفق خواهيم شد به جنت و به بهشت انشاء الله.شما هيچ وقت از هيچ چيز هراس نداشته باشيد .شما براى حفظ اسلام داريد جنگ مى‏كنيد و او براى نابودى اسلام.الان اسلام به تمامه در مقابل كفر واقع شده است و شما بايد از اسلام پايدارى كنيد و حمايت كنيد و دفاع كنيد .دفاع يك امر واجبى است بر همه كس، بر هر كس كه هر مقدار قدرت دارد بايد دفاع بكند از اسلام. (6)
    ما هيچ وقت سر دعوا با كسى نداشتيم، ما براى حفظ اسلام‏دفاع بايد بكنيم، براى حفظ مملكت اسلامى دفاع بايد بكنيم.او حمله كرده است و آمده است و شهرهاى ما را گرفته است و خرابكارى دارد مى‏كند، بر همه ما واجب است كه اين شر را از سر مسلمان‏ها دفع كنيم.ما وارد كشور آنها نشديم كه ما مجرم باشيم، آنها مجرمند كه وارد شدند، يك كسى، دزدى مى‏آيد منزل يك كسى، اگر اين دزد را دفعش كنند، دزد تقصير كار است يا آن كه دفع كرده؟ صاحبخانه كه تقصير ندارد، دزد آمده اين هم بايد دفعش كند.حتى اگر به كشتن او هم منجر بشود بايد دفعش بكند، مجرم اوست.اينهائى كه در سرحدات ـ ولو فرض بكنيد كه ـ اينهائى كه به سرحدات حمله مى‏كنند به ما، ولو فرض كنيد كه مسلمان هستند، لكن چون حمله كردند دفاع واجب است و كشتن آنها تا دفعشان واجب است.نه اينكه ما سر جنگى داريم، ما مى‏خواهيم عالم در صلح باشد.ما مى‏خواهيم همه مردم، همه مسلمين و غير مسلمين همه در صلح و صفا باشند، لكن معنايش اين نيست كه اگر يك كسى بخواهد بريزد در منزل يك كسى و تعدى كند، ما بگوئيم كه سر صلح داشته باشيد و تن بدهيد به ظلم.نه، همانطورى كه ظلم حرام است، انظلام و تن دادن به ظلم هم حرام است .دفاع از ناموس مسلمين و جان مسلمين و مال مسلمين و كشور مسلمين يكى از واجبات است.ما داريم به اين واجب عمل مى‏كنيم، كشور ما دارد به اين واجب عمل مى‏كند.
    ما ميل داريم همه صلح و صفا باشد.همه عالم در صلح و صفا باشند.ما اگر قدرت داشتيم، اصلا باروت را از بين مى‏برديم و قواى منفجره را از بين مى‏برديم كه اقلا خالى بشود از اين جنايت‏ها.ما نمى‏خواهيم با كسى دعوا بكنيم، نه.با عراق دعوا داريم و نه با فرض كنيد جاهاى ديگر دعوائى ما نداريم، آنها دعوا دارند، وقتى دعوا دارند تو دهنى مى‏خورند و خوردند، حالا هم از هر جائى هم همچو چيزى پيدا بشود همين مردمند و همين پاسداران هستند و همين ارتش است و همين جوان‏هاى زن و مرد ما، از هر جا تعدى بشود تو دهنى مى‏خورند .ما كه اسلام را خواستيم و مى‏خواهيم، اسلام اجازه نمى‏دهد كه ما تعدى كنيم به يك كشورى، لكن فرموده است كه اگر به شما تعدى كردند، بزنيد تو دهنشان، اگر يك دسته‏اى از مسلمين را، در جنگ‏هاى سابق اين هست، اگر يك دسته‏اى از مسلمين را كفار سپر قرار دادند، فرض كنيد كه عراق فاسد يك دسته‏اى از مسلمين بيگناه را سپر قرار داد و پشت آنها ايستاد كه بريزد ايران را بگيرد، بر ما واجب است كه مسلمان و غير مسلمانش را بكشيم.مسلمان‏ها شهيد هستند و به بهشت مى‏روند و كافرهايش كافرند و به جهنم، دفاع واجب است. (7)
    امروز كه ما باز براى دفاع از كشور خودمان و دفاع از ملت مظلوم خودمان وارد شديم در عراق، براى اينكه نگذاريم هر روز آبادان و اهواز و آنجاها مورد حمله آنها واقع بشود و مورد توپ‏هاى دور برد آنها و موشك‏هاى آنها باشد و مى‏خواهيم اينها را به حدى برسانيم كه نتوانند اين كار را بكنند و اين يك دفاعى است كه ما مى‏كنيم باز تمام مطبوعات و تمام راديوها يا محكوم مى‏كنند ما را و يا فرياد مى‏زنند كه براى منطقه خطر است.تحريك مى‏كنند كشورهاى منطقه را.وارد شدن ما در عراق نه براى اين بوده است كه ما عراق را مى‏خواهيم تصاحب كنيم يا بصره را، ما وطنمان بصره و شام نيست ما وطنمان اسلام است ما تابع احكام اسلام هستيم.اسلام به ما اجازه نمى‏دهد كه يك كشور مسلمى را ما تحت سلطه قرار بدهيم و ما نخواهيم هيچ وقت، توجه به اين نخواهيم پيدا كرد. (8) اينها با كمك راديوهاى بيگانه تبليغ مى‏كنند كه ايران مى‏خواهد كشورهاى خليج فارس را بگيرد ما همانگونه كه مكرر گفته‏ايم، شارع مقدس به ما اجازه چنين كارى را نمى‏دهد، اما اينكه مسلمين از مال و نواميس خود دفاع كنند، اين را هم خدا و هم عقل و هم شرع اجازه مى‏دهد، ما ملت مظلومى هستيم، و از شما مى‏خواهيم در مسائل مربوط به ما تحقيق كنيد. (9) آنچه كه معلوم است و شما همه مى‏دانيد ما امروز در حال دفاع هستيم گو كه تبليغات خارجى بر ضد ما هر چه باشد لكن شما مى‏دانيد كه الان بعضى از شهرهاى ما و بعضى از زمين‏هاى ما در دست دشمن است و شهرهاى مرزى ما هر روز در زير توپ‏هاى دوربرد و موشك‏هاى دشمن است ـ و ما ـ و بر همه ما واجب است كه دفاع كنيم از كشور خودمان، و دفاع اين است كه ما دشمن را تا آنجا برسانيم و برانيم كه نتواند با موشك‏هاى خودش شهرهاى ما را بكوبد، رفتن در خاك عراق نه هجمه به عراق است، دفاع از اسلام و كشور اسلامى است.نظير اينكه اگر يك كسى در خارج منزل شما بايستد از داخل خانه خودش سنگ پرانى كند و موجب خسارت جانى و مالى بشود، اگر شما وارد بشويد در منزل او، شما هجمه نكرديد به او، شما مى‏خواهيد دفاع كنيد از خودتان.ما هيچ وقت بناى هجوم به يك كشورى نداريم.ما بناى دفاع داريم از يك متعدى و از يك هجمه‏گر و از يك خدانشناس كه در خارج، وقتى نتواند در داخل وارد بشود و كارى بكند، به توپ‏هاى دوربردشان و موشك‏ها از خارج، از جاهاى دور مى‏اندازد و كشور ما را ويران مى‏كند و عزيزان ما را مى‏كشد.ما در حال دفاع هستيم گو كه اين تبليغات خارجى مى‏گويند كه نه شما وارد شديد در كشور ديگرى، از اول جنگ تا حالا كه آنها وارد بودند صحبتى نبود، حرفى نبود، اشكالى نبود، نه در سازمان‏ها و نه در رسانه‏هاى گروهى.امروز كه ما براى دفاع خودمان مى‏خواهيم اين را تا جايى ببريم كه نتواند به ما خسارت وارد كند، ما هجوم كرديم به عراق! طبع آنهايى كه تبليغ بر ضد اسلام مى‏كنند همين است.بنابراين ما چون مدافع هستيم بر همه ما يك امر واجب است منتها هر كسى دفاع را به يك نحوى بايد بكند. (10)
    بسيج عمومى و پشتيبانى مردمى
    ارتش ما و قواى مسلح ما و پاسدارهاى ما و همه اينها پشتوانه‏شان همه ملت هست.الان شما مى‏بينيد سر تا سر مملكت ما در حال‏جنگند، دخترهاى توى خانه‏هايشان هم در حال جنگند، براى جنگى‏ها دارند كار مى‏كنند.يك همچو مملكتى كه ارتشش با ملتش يك است، رؤسايش با ديگران برادرند، اينها همه خدمتگزار هستند نسبت به ملت‏شان، ملت‏شان از آنها پشتيبانى مى‏كند، يك همچو ملتى از چى مى‏ترسد، و شما مطمئن باشيد. (11)
    من با جرأت مدعى هستم كه ملت ايران و توده ميليونى آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله صلى الله عليه و آله و كوفه و عراق در عهد امير المؤمنين و حسين بن على صلوات الله و سلامه عليهما مى‏باشند.آن حجاز كه در عهد رسول الله صلى الله عليه و آله مسلمانان نيز اطاعت از ايشان نمى‏كردند و با بهانه‏هائى بجبهه نميرفتند كه خداوند تعالى در سوره توبه با آياتى آنها را توبيخ فرموده و وعده عذاب داده است.و آنقدر بايشان دروغ بستند كه بحسب نقل در منبر بآنان نفرين فرمودند و آن اهل عراق و كوفه كه بامير المؤمنين آنقدر بدرفتارى كردند و از اطاعتش سرباز زدند كه شكايات آن حضرت از آنان در كتب نقل و تاريخ معروف است، و آن مسلمانان عراق و كوفه كه با سيد الشهداء عليه السلام آن شد كه شد و آنان كه در شهادت دست آلوده نكردند يا گريختند از معركه و يا نشستند تا آن جنايت تاريخ واقع شد.اما امروز مى‏بينيم كه ملت ايران از قواى مسلح نظامى و انتظامى و سپاه و بسيج تا قواى مردمى از عشاير و داوطلبان و از قواى در جبهه‏ها و مردم پشت جبهه‏ها با كمال شوق و اشتياق چه فداكاريها مى‏كنند و چه حماسه‏ها مى‏آفرينند.و مى‏بينيم كه مردم محترم سراسر كشور چه كمكهاى ارزنده ميكنند.و مى‏بينيم كه بازماندگان شهدا و آسيب ديدگان جنگ و متعلقان آنان با چهره‏هاى حماسه آفرين و گفتار و كردارى مشتاقانه و اطمينان بخش با ما و شما روبرو مى‏شوند و اينها همه از عشق و علاقه و ايمان سرشار آنان است.بخداوند متعال و اسلام و حيات جاويدان.در صورتيكه نه در محضر مبارك رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم هستند و نه در محضر امام معصوم صلوات الله عليه.و انگيزه آنان ايمان و اطمينان به‏غيب است.و اين رمز موفقيت و پيروزى در ابعاد مختلف است و اسلام بايد افتخار كند كه چنين فرزندانى تربيت نموده و ما همه مفتخريم كه در چنين عصرى و در پيشگاه چنين ملتى ميباشيم. (12)
    در كجاى دنيا شما سراغ داريد يك همچو مطلبى، يك همچو پشتيبانى مردم از حكومت، از ارتش، سراغ نداريم ما جائى در اين، نظير نداشته است اين، در تاريخ هم نمى‏توانيد پيدا بكنيد از بچه‏هاى كوچكى كه ده تومان دارند مى‏دهند به، براى ارتشى كه آنجا، قواى مسلحه‏اى كه آنجا كار مى‏كنند با آن پيرزن هشتاد ساله‏اى كه چند تا تخم مرغ دارد، اين ارزش دارد، ارزش اينها زياد است اما بايد حفظ كنيم اين ارزش را.پيروزى مملكت ما براى همين ارزش‏هاست . (13)
    ما مفتخريم كه بانوان و زنان پير و جوان و خرد و كلان در صحنه‏هاى فرهنگى و اقتصادى و نظامى حاضر و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند.و آنانكه توان جنگ دارند در آموزش نظامى كه براى دفاع از اسلام و كشور اسلامى از واجبات مهم است شركت و از محروميتهايى كه توطئه دشمنان و ناآشنايى دوستان از احكام اسلام و قرآن بر آنها بلكه بر اسلام و مسلمانان تحميل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قيد خرافاتى كه دشمنان براى منافع خود بدست نادانان و بعضى آخوندهاى بى‏اطلاع از مصالح مسلمين بوجود آورده بودند، خارج نموده‏اند.و آنانكه توان جنگ ندارند در خدمت پشت جبهه بنحو ارزشمندى كه دل ملت را از شوق و شعف بلرزه در مى‏آورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب مى‏لرزاند، اشتغال دارند. (14)
    خود مردم بحمد الله حاضر هستند و ما بايد از آنها تشكر كنيم وانصافا ما رهين منت اين توده‏هاى بزرگوارى هستيم كه همه چيزشان را مى‏دهند و چيزى هم نمى‏خواهند، از آن پيرزن‏ها كه آن چيزى كه در طول عمرشان تهيه كردند، حالا مى‏آيند براى اسلام مى‏دهند تا آن اشخاصى كه قلك‏شان را مى‏شكنند و پولش را مى‏آورند براى اسلام مى‏دهند، من نمى‏توانم توصيف كنم از اين ملت و نمى‏توانم تجليل كنم، اما واگذار مى‏كنيم تا خداى تبارك و تعالى به آنها عنايت خاص خودش را اعطاء بفرمايد. (15)
    بركات جنگ تحميلى
    جنگ يك مسأله‏اى بود كه انسان خيال مى‏كرد كه يك هائله‏اى است براى ما و يك مسأله‏اى است بسيار مهم لكن معلوم شد كه منافعش بيشتر از ضررهايش بود، آن انسجامى كه در اثر جنگ، بين همه قشرها پيدا شد و آن معناى روحانى و معنوى‏اى كه در خود سربازان عزيز از ارتش و ژاندارمرى و سپاه پاسداران به نمايش گذاشته شد و آن روح تعاونى كه در همه ملت از زن و مرد در سرتاسر كشور تحقق پيدا كرد، به دنيا فهماند كه اين مسأله‏اى كه در ايران است با همه مسائل جداست.اينجا از باب اينكه اصل نهضت را خود ملت كرد و به ثمر رساندنش هم به دست خود ملت شد، چيزهائى كه بر ضد اين نهضت و بر ضد اين انقلاب است، باز به دست خود ملت از سر راه برداشته مى‏شود و انشاء الله اين هم به زودى حل خواهد شد. (16)
    جنگ در عين حال كه ناگوار بود و شهرهاى ما را خراب كرد، ولى بركاتى داشت كه اسلام به دنيا معرفى شد و اينكه چه اشخاصى و قدرت‏هايى در مقابل اسلام ايستادند و چه كسانى از اسلام مى‏ترسند و چه قدرت‏هايى عليه اسلام قيام كردند، همه اينها در جنگ معلوم شد.ابر قدرت‏ها نه شخص صدام را مى‏خواهند نگه دارند و نه ما رامى‏خواهند بكوبند، بلكه آنها از اسلام مى‏ترسند و اسلام را مى‏خواهند بكوبند.از اين جهت با ما مخالفند و از او طرفدارى مى‏كنند، آنها مى‏دانند كه مردم كشورهاى اسلامى در مقابلشان مى‏ايستند و همچنين است مردم كشورهاى غير اسلامى كه متوجه ما هستند، مثل سياهپوستان. (17)
    هر روز ما در جنگ بركتى داشته‏ايم كه در همه صحنه‏ها از آن بهره جسته‏ايم.ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‏ايم، ما مظلوميت خويش و ستم م*****ان را در جنگ ثابت نموده‏ايم، ما در جنگ پرده از چهره تزوير جهانخواران كنار زديم، ما در جنگ دوستان و دشمنانمان را شناخته‏ايم، ما در جنگ به اين نتيجه رسيده‏ايم، كه بايد روى پاى خودمان بايستيم، ما در جنگ ابهت دو ابر قدرت شرق و غرب را شكستيم، ما در جنگ ريشه‏هاى انقلاب پربار اسلامى‏مان را محكم كرديم، ما در جنگ حس برادرى و وطن دوستى را در نهاد يكايك مردمان بارور كرديم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصا مردم منطقه نشان داديم كه عليه تمامى قدرت‏ها و ابرقدرت‏ها ساليان سال مى‏توان مبارزه كرد، جنگ ما كمك به فتح افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطين را به دنبال خواهد داشت، جنگ ما موجب شد كه تمامى سردمداران نظام‏هاى فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت كنند، جنگ ما بيدارى پاكستان و هندوستان را به دنبال داشت، تنها در جنگ بود كه صنايع نظامى ما از رشد آن چنانى برخوردار شد و از همه اينها مهمتر استمرار روح اسلام انقلابى در پرتو جنگ تحقق يافت.
    همه اينها از بركت خون‏هاى پاك شهداى عزيز هشت سال نبرد بود، همه اينها از تلاش مادران و پدران و مردم عزيز ايران در ده سال مبارزه با آمريكا و غرب و شوروى و شرق نشأت گرفت . (18)
    يكى از بركات اين جنگ تحميلى براى ملت ما همين معناست كه ما سربازانمان و جوانان و دانشجويان افسرى ما در دانشكده‏افسرى، علاوه بر تحصيل دوره‏هاى دانشكده، عملا در جبهه‏ها حاضر مى‏شوند و تعليمات عملى مى‏بينند و در علوم عملى، اين ميزان است نه خواندن، خواندن مقدمه عمل است و شما امروز در ميدان‏ها عمل را هم ياد مى‏گيريد. (19)
    يكى از امور كه باز خير بود براى ما اينكه دولت عراق فهميد كه با كى طرف است، اينها دائما هى پيش خودشان مى‏گفتند كه ما اگر ـ همچو خيالات مى‏بافتند كه اگر ما ـ حمله به ايران بكنيم، در همان حمله اول ديگر كار تمام است و ما مى‏رويم براى مركز ايران و همه جا، حالا فهميدند كه نه، مسأله اينطور نيست. (20)
    مهم اين است كه امروز همه، همه چيز را بر روى ما بسته‏اند و اين خود، نعمتى براى ما بوده است.وقتى همه درها بسته شد و فكرها باز، مى‏بينيد كه فعاليت ما آغاز شد و همه جا كانون فعاليت است.مردم همچنان در كنار دولت ايستاده‏اند و هيچ گاه دولت را تنها نگذاشته‏اند و مى‏بينيد قريب دو سال است كه جنگ را به خوبى به پيش مى‏برند. (21)
    بدانيد مادام كه در احتياجات صنايع پيشرفته، دست خود را پيش ديگران دراز كنيد و بدريوزگى عمر را بگذرانيد قدرت ابتكار و پيشرفت در اختراعات در شما شكوفا نخواهد شد و بخوبى و عينيت ديديد كه در اين مدت كوتاه پس از تحريم اقتصادى همانها كه از ساختن هر چيز خود را عاجز مى‏ديدند و از راه انداختن كارخانه‏ها آنان را مأيوس مينمودند افكار خود را بكار بستند و بسيارى از احتياجات ارتش و كارخانه‏ها را خود رفع نمودند، و اين جنگ و تحريم اقتصادى و اخراج كارشناسان خارجى، تحفه‏اى الهى بود كه ما از آن غافل بوديم، اكنون اگر دولت و ارتش كالاهاى جهانخواران را خود تحريم كنند و به كوشش و سعى در راه ابتكار بيفزايند اميد است كه كشور خودكفا شود و از دريوزگى از دشمن نجات يابد. (22)
    ديديم كه بسيارى از كارخانه‏ها و وسايل پيشرفته مثل هواپيماها و ديگر چيزها كه گمان نمى‏رفت متخصصين ايران قادر براه انداختن كارخانه‏ها و امثال آن باشند و همه دستها را بسوى غرب و يا شرق دراز كرده بوديم كه متخصصين آنان اينها را براه اندازند، در اثر محاصره اقتصادى و جنگ تحميلى خود جوانان عزيز ما قطعات محل احتياج را ساخته و با قيمتهاى ارزانتر عرضه كرده و رفع احتياج نمودند و ثابت كردند كه اگر بخواهيم مى‏توانيم. (23)
    اين جنگ پيش آمد و يك سال و نيم تقريبا طول كشيده است (24) و ثمرات بزرگى براى ما داشته است كه اول غافل بوديم و كم كم متوجه شديم.يكى از ثمرات بزرگ اين، اين تحرك بى‏سابقه است كه در جوان‏هاى ما در جبهه‏ها و پشت جبهه‏ها اين تحرك بزرگ حاصل شده است.و كانه از آن رخوت و سستى كه براى اشخاصى است كه نشسته‏اند و كارهاى معمولى را مى‏كنند اين رخوت و سستى از بين رفته است و جاى خودش را به فعاليت و تحرك داده است كه امروز ارتش ما، سپاهيان ما، بسيج ما، و عشاير ما و ملت ما، چه در جبهه و چه در خارج جبهه فعالند و متحرك و در مقابل همه ناگوارى‏ها، ايستاده‏اند و جنگ را براى خودشان گوارا مى‏دانند. (25)
    پى‏نوشت‏ها:
    1 ـ بيانات امام خمينى در جمع سفراى كشورهاى اسلامى صحيفه نور جلد 13 ـ ص 124 ـ تاريخ : 28/7/ 59
    2 ـ بيانات امام خمينى در ديدار با جمعى از حجاج پاكستانى صحيفه نور جلد 13 ـ ص 165 ـ تاريخ: 16/8/ 59
    3 ـ بيانات امام خمينى در ديدار با جمعى از اعضاى نيروى هوائى صحيفه نور جلد 17 ـ ص 186 ـ تاريخ: 19/11/ 61
    4 ـ بيانات امام خمينى در ديدار با گروهى از دانشجويان دانشكده افسرى صحيفه نور جلد 15 ـ ص 240 ـ تاريخ: 11/9/ 60
    5 ـ بيانات امام خمينى در ديدار با وزير كشور و اعضاى كميته انقلاب اسلامى صحيفه نور جلد 17 ـ ص 231 ـ تاريخ: 21/1/ 62
    6 ـ بيانات امام خمينى در جمع مردم مرزنشين صحيفه نور جلد 13 ـ ص 109 ـ تاريخ: 8/7/ 59
    7 ـ بيانات امام خمينى در ديدار با گروهى از فرماندهان سپاه صحيفه نور جلد 15 ـ ص 102 ـ تاريخ: 27/5/ 60
    8 ـ بيانات امام خمينى در ديدار با جمعى از اقشار مختلف مردم خراسان صحيفه نور جلد 16 ـ ص 234 ـ 233 ـ تاريخ: 3/5/ 61
    9 ـ بيانات امام خمينى در جمع رهبران مذهبى بنگلادش صحيفه نور جلد 17 ـ ص 14 ـ تاريخ : 17/6/ 61
    10 ـ بيانات امام خمينى در ديدار با وزير كشور و جمعى از اعضاى كميته انقلاب اسلامى صحيفه نور جلد 17 ـ ص 231 ـ 230 ـ تاريخ: 21/1/ 62
    11 ـ بيانات امام خمينى در جمع دانشجويان پيرو خط امام صحيفه نور جلد 13 ـ ص 145 ـ تاريخ : 12/8/ 59
    12 ـ وصيت‏نام سياسى ـ الهى حضرت امام (س) صحيفه نور جلد 21 ـ ص 180 181 ـ تاريخ تحرير : 26/11/61 تاريخ قرائت: 15/3/ 68
    13 ـ بيانات امام خمينى در ديدار با استانداران سراسر كشور صحيفه نور جلد 13 ـ ص 192 ـ تاريخ: 15/9/ 59
    14 ـ وصيت‏نام سياسى ـ الهى حضرت امام (س) صحيفه نور جلد 21 ـ ص 172 ـ تاريخ تحرير: 26/11/61 تاريخ قرائت: 15/3/ 68
    15 ـ بيانات امام خمينى در ديدار با روحانيون صحيفه نور جلد 17 ـ ص 64 ـ تاريخ: 25/7/ 61
    16 ـ بيانات امام خمينى در ديدار با اقشار مختلف مردم صحيفه نور جلد 16 ـ ص 19 ـ 18 ـ تاريخ: 14/11/ 60
    17 ـ بيانات امام خمينى در ديدار با مسئولين ستاد تبليغات جنگ صحيفه نور جلد 18 ـ ص 111 112 ـ تاريخ: 28/6/ 62
    18 ـ پيام امام خمينى به روحانيون در مورد استراتژى آينده نظام صحيفه نور جلد 21 ـ ص 94 ـ تاريخ: 13/12/ 67
    19 ـ بيانات امام خمينى در جمع گروهى از دانشجويان دانشكده افسرى صحيفه نور جلد 17 ـ ص 46 ـ تاريخ: 11/7/ 61
    20 ـ بيانات امام خمينى در جمع مردم مرزنشين صحيفه نور جلد 13 ـ ص 107 ـ تاريخ: 8/7/ 59
    21 ـ بيانات امام خمينى در ديدار با اعضاى ستاد بسيج اقتصادى صحيفه نور جلد 16 ـ ص 162 ـ تاريخ: 8/3/ 61
    22 ـ وصيت‏نام سياسى ـ الهى حضرت امام (س) صحيفه نور جلد 21 ـ ص 194 ـ تاريخ تحرير: 26/11/61 تاريخ قرائت: 15/3/ 68
    23 ـ در زمان سخنرانى 5/1 سال از شروع جنگ گذشته بوده است.
    24 ـ بيانات امام خمينى در ديدار با گروهى از دانشجويان دانشكده افسرى صحيفه نور جلد 15 ـ ص 240 ـ تاريخ: 11/9/ 60
    منبع:کتاب آيين انقلاب اسلامي
    #1 ارسال شده در تاريخ 5th April 2010 در ساعت 10:29

  2. فرزند آسمان آواتار ها
    فرزند آسمان
    کاربر سایت
    Jan 2010
    1,390
    1,354
    تشکر شده : 437

    پیش فرض

    با امام خميني(ره) در شب هاي قدر

    امام خميني: من به تمام دنيا با قاطعيت اعلام مي كنم كه اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دين ما بايستند، ما در مقابل همه دنياي آنان خواهيم ايستاد و تا نابودي تمام آنان از پاي نخواهيم نشست... به ياري خدا باقيمانده راه پرنشيب و فراز را با اتكاي به خدا، تنها خواهيم پيمود و به وظيفه خويش عمل خواهيم كرد. يا دست يكديگر را در شادي پيروزي جهان اسلام در كل گيتي مي فشاريم و يا همه به حيات ابدي و شهادت روي مي آوريم و از مرگ شرافتمندانه استقبال مي كنيم ولي در هر حال پيروزي و موفقيت با ماست و دعا را هم فراموش نمي كنيم.


    5 مرداد ماه سال 1366 بود كه فرماندهان سپاه توفيق حضور چند دقيقه اي به محضر امام را يافتند، قرار بود ايشان فقط چند جمله دعا بفرمايند و فرماندهان آمين بگويند: پس از گذشت 22 سال از آن ديدار يادآوري دعاي امام، چراغ هدايت براي تمامي كساني است كه دل در گرو خط امام و رسيدن به فرج در شبهاي قدر دارند.
    5 مرداد ماه سال 1366 بود كه فرماندهان سپاه توفيق حضور چند دقيقه اي به محضر امام را يافتند، قرار بود ايشان فقط چند جمله دعا بفرمايند و فرماندهان آمين بگويند: پس از گذشت 22 سال از آن ديدار يادآوري دعاي امام، چراغ هدايت براي تمامي كساني است كه دل در گرو خط امام و رسيدن به فرج در شبهاي قدر دارند: امام فرمودند:
    «بسم الله الرحمن الرحيم من چند كلمه دعا مي كنم به شما. من هميشه دعاگوي شماها هستم. از خداي تبارك و تعالي مسئلت مي كنم كه شما را در كارهايتان موفق كند و اسلام را پيش ببرد و كفر را ساقط كند. البته مي دانيد كه زمينه سقوط كفر را خدا دارد فراهم مي كند و از ما نيست اين چيزها، شما هم بايد اين را از خودتان ندانيد. اين خداي تبارك و تعالي است كه به شما قدرت داده است و خداي تبارك و تعالي است كه شما را همت داده است و هر تيري كه رها مي كنيد با دست شما خداي تبارك و تعالي كار را انجام مي دهد. چنانچه تا حالا تجربه كرديد...»(1)
    فرداي آن روز در تاريخ 6 مرداد 1366 پيام سرنوشت ساز و آينده محور انقلاب اسلامي معروف به پيام برائت انتشار يافت تا نكات ظريف و توحيدي آنچه كه به اجمال در روز قبل در دعاي خويش فرموده بودند در 36 صفحه را توضيح دهند: در آغاز اين پيام در توضيح دعاي روز گذشته با استناد به آيات قرآن كريم و ويژگي هاي دينداران متعهد به مبارزات انبيايي مي فرمايند: «مگر تحقق ديانت جز اعلام محبت و وفاداري نسبت به حق و اظهار خشم و برائت نسبت به باطل است؟ حاشا كه خلوص عشق موحدين جز به ظهور كامل نفرت از مشركين و منافقين ميسر گردد...»(2)
    و در ضرورت هماهنگي دعا با اخلاص و آمادگي كامل براي گذار از شهادت در مسير آرمانهاي انبيايي در عصر زوال ابرقدرت ها تذكر مي دهند: «... من به تمام دنيا با قاطعيت اعلام مي كنم كه اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دين ما بايستند، ما در مقابل همه دنياي آنان خواهيم ايستاد و تا نابودي تمام آنان از پاي نخواهيم نشست... به ياري خدا باقيمانده راه پرنشيب و فراز را با اتكاي به خدا، تنها خواهيم پيمود و به وظيفه خويش عمل خواهيم كرد. يا دست يكديگر را در شادي پيروزي جهان اسلام در كل گيتي مي فشاريم و يا همه به حيات ابدي و شهادت روي مي آوريم و از مرگ شرافتمندانه استقبال مي كنيم ولي در هر حال پيروزي و موفقيت با ماست و دعا را هم فراموش نمي كنيم...»(3) و بلافاصله با خداي خويش اينگونه به راز و نياز و دعا مشغول مي شوند:
    «خداوندا: بر ما منت بنه و انقلاب اسلامي ما را مقدمه فرو ريختن كاخهاي ستم جباران و افول ستاره عمر م*****ان در سراسر جهان گردان و همه ملت ها را از ثمرات و بركات وراثت و امامت مستضعفان و پا برهنگان برخوردار فرما...»(4)
    و در راه تحقق مناجات فوق صريحاً اعلام مي فرمايند:
    «... ما با خواست خدا دست ***** و ستم همه ستمگران را در كشورهاي اسلامي مي شكنيم و با صدور انقلابمان كه در حقيقت صدور اسلام راستين و بيان احكام محمدي -صلي الله عليه و آله- است به سيطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مي دهيم و به ياري خدا راه را براي ظهور منجي مصلح كل و امامت مطلق حق امام زمان- ارواحنا فداه- هموار مي كنيم...»(5)
    و در جايي ديگر در توضيح اجابت دعاي منتظران و تحقق اراده الهي در سقوط كفر جهاني با طلوع الگوي انقلاب اسلامي مي فرمايند:
    «... دوران بن بست و نا اميدي و تنفس در منطقه كفر به سر آمده، و گلستان ملت ها رخ نموده است. و اميدوارم همه مسلمانان شكوفه هاي آزادي و نسيم عطر بهاري و طراوت گلهاي محبت و عشق و چشمه سار زلال جوشش اراده خويش را نظاره كنند. همه بايد از مرداب و باتلاق و سكون و سكوتي كه كارگزاران سياست آمريكا و شوروي بر آن تخم مرگ و اسارت پاشيده اند به در آييم و به سوي دريايي كه زمزم از آن جوشيده است روانه شويم، و پرده كعبه و حرم خدا را كه به دست نامحرمان نجس آمريكا و آمريكازاده ها آلوده شده است با اشك چشم خويش شستشو دهيم...»(6)
    و در ترسيم عملي تحقق دعاي فرج در عصر مقارن ظهور مي فرمايند:
    «... مسلمانان تمامي كشورهاي جهان، از آنجا كه شما در سلطه بيگانگان گرفتار مرگ تدريجي شده ايد، بايد بر وحشت از مرگ غلبه كنيد، و از وجود جوانان پرشور و شهادت طلبي كه حاضرند خطوط جبهه كفر را بشكنند استفاده نماييد. به فكر نگهداشتن وضع موجود نباشيد، بلكه به فكر فرار از اسارت و رهايي از بردگي و يورش به دشمنان اسلام باشيد، كه عزت و حيات در مبارزه است. و اولين گام در مبارزه اراده است و پس از آن تصميم بر اينكه سيادت كفر و شرك جهاني، خصوصاً آمريكا را برخود حرام كنيد...»(7) و با استقبال از تبليغاتي كه جهانخواران از وحشت بيداري محرومان و مستضعفان بزعم خويش بر عليه انقلاب به راه انداخته اند، مي فرمايند:
    «... البته ما اين واقعيت و حقيقت را در سياست خارجي و بين الملل اسلامي مان بارها اعلام نموده ايم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستيم حال اگر نوكران آمريكا نام اين سياست را توسعه طلبي و تفكر تشكيل امپراطوري بزرگ مي گذارند، از آن باكي نداريم و استقبال مي كنيم. ما درصدد خشكانيدن ريشه هاي فاسد صهيونيزم، سرمايه داري و كمونيزم در جهان هستيم، ما تصميم گرفته ايم به لطف و عنايت خداوند بزرگ، نظامهايي را كه بر اين سه پايه استوار گرديده نابود كنيم، و نظام اسلام رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم- را در جهان استكبار ترويج نماييم. و دير يا زود ملتهاي در بند شاهد آن خواهند بود. ما با تمام وجود از گسترش باج خواهي و مصونيت كارگزاران آمريكا حتي اگر با مبارزه قهرآميز هم شده باشد جلوگيري مي كنيم...»(8)
    و با بشارت الگوي جهاني شدن انقلاب اسلامي و علي رغم تمامي توطئه هاي شيطاني جهان خواران در داخل و خارج مژده آغاز جنگ رهايي را مي دهند؛ «... معتقدين به اصول انقلاب اسلامي ما در سراسر جهان رو به فزوني نهاده است و ما اينها را سرمايه هاي بالقوه انقلاب خود تلقي مي كنيم و همه آنهايي كه با مركب خون طومار حمايت از ما را امضا مي كنند و با سر و جان دعوت انقلاب را لبيك مي گويند و به ياري خداوند كنترل همه جهان را به دست خواهند گرفت، امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پا برهنه ها و مرفهين بي درد شروع شده است و من دست و بازوي همه عزيزاني كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفته و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاي عزت مسلمين را دارند مي بوسم...»(9)
    براي رهبر معظم انقلاب، پرچمدار گره گشاي جهان اسلام و نايب مراد غايبمان(عج) شايستگي حضور در سپاه مصلح كل را با دعاي امام(ره) اينگونه آرزو مي كنيم؛ «خداوندا تو مي داني كه ما سرسازش با كفر را نداريم. خداوندا تو مي داني كه استكبار و آمريكاي جهانخوار گلهاي باغ رسالت تو را پرپر نمودند، خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بيداد، همه تكيه گاه ما تويي، و ما تنهاي تنهاييم و غير از تو كسي را نمي شناسيم و غير از تو نخواسته ايم كه كسي را بشناسيم. ما را ياري كن كه تو بهترين ياري كنندگاني. خداوندا تلخي اين روزها را به شيريني فرج حضرت بقيه الله- ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- و رسيدن به خودت جبران نما.(01)
    «خداوندا! اين نعمت هاي بزرگ را از ما و ملت ما نگير. خداوندا! ما را با ارزش بركات خود بيشتر آشنا فرما، خداوندا بر بندگي و خلوص ما و اظهار عجز و ذلت ما در برابر خودت بيفزا، خداوندا! به ما توكل و صبر و مقاومت و رضا و توفيق جلب عنايت خود كرامت فرما و در مسير خدمت به بندگانت ما را تا مرز قرباني خود و فرزندان و هستي ما همراهي و مدد فرما... و همه ما را در مسير بندگي خود عاشق و دردآشنا فرما و شهيدان ما را از كوثر زلال ولايت خود و رسول اكرم- صلي الله عليه و آله و سلم- و ائمه هدي- عليهم صلوات الله- سيراب نما و انقلاب اسلامي ما را به انقلاب مصلح كل متصل فرما «انك ولي النعم»(11)
    ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــ
    (1) صحيفه امام ج 02 ص 310
    (4) و (3) و (2) صحيفه امام ج 02 ص 326
    (5) صحيفه امام ج 02 ص 345
    (8) (7) و (6) صحيفه امام ج (12 ص 28 و 18)
    (9) صحيفه امام ج 12 ص 58
    (01) صحيفه امام ج 12 ص 59
    (11) صحيفه امام ج 02 ص 344
    #2 ارسال شده در تاريخ 5th April 2010 در ساعت 10:31

  3. فرزند آسمان آواتار ها
    فرزند آسمان
    کاربر سایت
    Jan 2010
    1,390
    1,354
    تشکر شده : 437

    پیش فرض

    تاملي در رهنمودهاي امام خميني درباره تاثيرپذيري زنان ايران از حضرت زينب (س)

    راستي تاريخ جهان كجا سراغ دارد زناني را كه از شوهرانشان كه در جنگ بينايي كامل خويش را از دست داده اند يا فلج شده اند و از حركت بازمانده اند يا هر دو دست و هر دو پايشان قطع شده است با ميل و اشتياق پرستاري كنند و اين رنج پايدار و متداوم را در راه خدا به قصد جلب رضوان و خشنودي الهي تحمل نمايند


    حضرت امام همواره با روش هاي خاص و آگاهي زا فعاليت هاي گوناگون علمي و فرهنگي و اجتماعي و سياسي ائمه دين (ع) و پرورش يافتگان خاندان عصمت و طهارت را به مداقه و تعميق مي گذارد و براي جامعه انساني معرفت و عبرت مي آفريند. ايشان حيات مبارك و ثمربخش حضرت زينب (س) را نيز با همين رويكرد به نگرش و كاوش دقيق مي گذارد.
    حضرت زينب (س) يكي از شخصيت هاي بزرگي است كه در خاندان وحي و با آموزش ها و پرورش هاي جامع و ريشه گرفته از عصمت و امامت رشد و نمو يافت و مراتب منزلت معنوي را در كنار پيشرفت علمي طي نمود.
    اين موجود شريف هم به درجات بالاي وارستگي و پارسايي رسيد و روح و روان خويش را با زيورهاي عبادت و پرستش خالصانه خداوند و صفات و خصال زيباي اخلاق و رفتار الهي آراست هم مراحل علم آموزي و دانش اندوزي را طي نمود و بانويي عالمه و محدثه و خردورز گرديد هم در يكي از عظيم ترين نهضت هاي بزرگ اجتماعي و سياسي يعني نهضت كربلا حضور يافت و حماسه هاي بي نظير آفريد و شگفت انگيزترين جلوه هاي صبر و استقامت فداكاري و ايثار تعهد و مسئوليت عشق به دين و وفاداري به راه ائمه دين حفاظت از اسيران جنگ و مراقبت از بيماران را به تجلي درآورد.
    حضرت امام خميني كه همواره با روش هاي خاص و آگاهي زا فعاليت هاي گوناگون علمي و فرهنگي و اجتماعي و سياسي ائمه دين (ع) و پرورش يافتگان خاندان عصمت و طهارت را به مداقه و تعميق مي گذارد و براي جامعه انساني معرفت و عبرت مي آفريند و پشتوانه هاي فكري و شيوه هاي عملي در نيل به رشد و پوپايي به وجود مي آورد حيات مبارك و ثمربخش حضرت زينب (س) را نيز با همين رويكرد به نگرش و كاوش دقيق مي گذارد و جلوه هاي مختلف فعاليت هاي اين بانوي بزرگوار را با شرايط و مسائل امروز جامعه اسلامي منطبق مي سازد و با بيان مصاديق آن در عرصه هاي حيات اجتماعي و سياسي راه الگوپذيري از حركت و حماسه و فعاليت هاي بزرگ اين موجود شريف را هموار و مساعد مي نمايد. در نمونه هايي از اين رهنمودها تامل مي نمائيم.
    الگوپذيري از حضرت زينب (س) در انقلاب اسلامي
    در نگاه حضرت امام خميني حضرت زينب (س) در به حركت و قيام واداشتن زنان مسلمان ايران و رويارويي آنان با رژيم ستمشاهي نقشي الگويي داشت و موجب گرديد در تظاهرات بزرگ و خونيني كه در تقابل با نيروهاي دشمن در خيابان ها برگزار مي شد حضور انبوه زنان در ياري رساندن به نهضت اسلامي و زمينه سازي براي طي مراحل منتهي به شكست نظام جبار متجلي گردد.
    انقلاب اسلامي در شرايطي به پيروزي رسيد و موجب ساقط گرديدن رژيم ستمشاهي شد كه تمام فراز و نشيب ها و گردنه هاي سخت و نفس گير را پشت سر گذاشت و علاوه بر تحمل رنج و سختي ها و مرارت هاي فراوان خون هزاران شهيد را تقديم اسلام نمود و هزاران معلول را بر جاي نهاد. بي ترديد زنان مسلمان در پذيرش اين مرارت ها و سختي ها هم خود به طور مستقيم و با حضور در صحنه هاي مبارزه و هم با تبعيد و زندان و شهادت شوهران و فرزندان و ساير اعضاي خانواده و وابستگان خويش سهمي بزرگ داشتند و اگر نبود اين نقش آفريني هاي موثر و مستمر نهضت اسلامي به پيروزي نهايي نائل نمي آمد.
    براي زنان مسلمان ما در تقابل مستقيم و غيرمستقيم با رژيم جبار پهلوي حضرت زينب (س) بهترين الگو براي پيروي و تبعيت بود چنان كه حضرت امام خميني به اين حضور و نقش الگوگيري و پيروي آنان از حضرت زينب (س) اينگونه تصريح مي نمايد:
    در مقابل حكومت هاي جبار ايستاد و آن خطبه را خواند و آن حرف ها را زد... زني كه در مقابل يك ]حضرت زينب [ «جباري ايستاد كه اگر مردها نفس مي كشيدند همه را مي كشتند و نترسيد و ايستاد و محكوم كرد حكومت را يزيد را محكوم كرد... زن يك همچو مقامي بايد داشته باشد. زن هاي عصر ما بحمدالله شبيه به همان ها هستند. ايستادند در مقابل جبار با مشت گره كرده بچه ها در آغوششان و به نهضت كمك كردند.» (1)
    حضرت امام خميني در اين رهنمود به وجود خصيصه هاي «تعهد» و «شجاعت» و «مبارزه» عليه حكومت جور در حضرت زينب (س) تصريح مي نمايد و زنان مسلمان ايران را در تبعيت از اين سه خصلت والا از بانوي قهرمان كربلا خالص و صادق معرفي مي كند كه اينان در اوج انقلاب و در شرايط سخت و در حالي كه رژيم تا دندان مسلح را كه از جانب همه قدرت هاي استكباري جهان از جمله آمريكا و انگليس و اسرائيل مورد حمايت هاي همه جانبه قرار مي گرفت پيش روي داشتند فرياد اسلام خواهي از گلو برآوردند و به خاك و خون غلتيدند تا نهضت مقدس اسلامي با شهامت ها و جانبازي هاي آنان مراحل سخت را طي كند و به پيروزي نهايي برسد.
    صحنه هاي حضور و مبارزات قهرمانانه زنان مسلمان ايران عليه استبداد داخلي و استعمار خارجي و حماسه هاي جاودانه اي كه در انقلاب بزرگ اسلامي آفريدند نه تنها در اوراق تاريخ ايران كه در تاريخ جهان نيز ثبت و ضبط گرديد و موجب شگفتي آزادگان دنيا شد و اين نبود مگر در اثر وجود مبارك و پرثمر حضرت زينب (س) و ارزش هاي والاي اعتقادي و اخلاقي و رفتاري و اجتماعي و سياسي تجلي يافته در اين موجود شريف كه او را به صورت يك الگوي بزرگ براي همه عصرها تثبيت و معرفي مي نمايد و به راستي زنان مسلمان جامعه ما با پيروي از اين شخصيت عظيم نقشي تعيين كننده در پيروزي نهضت اسلامي ايفا نمودند.
    رهنمود امام خميني در متن و پيام خود به هر دو نقش مستقيم و غيرمستقيم زنان مسلمان در نهضت اسلامي اشاره دارد. در تقابل و رويارويي اين زنان فداكار و شجاع برخي از آنان يا در زير تانك ها از بين رفتند و يا با گلوله هاي شليك شده توسط نيروهاي دشمن به خاك و خون كشيده شدند و روح پاكشان به ملكوت اعلي پرواز كرد و در جوار رحمت حضرت حق آرميد. لكن گروه هايي از آنان كه جان سالم به در بردند با از دست دادن همسران و فرزندان و نزديكان و يا معلول شدن آنان مواجه شدند و همچنان در مسير تداوم خدمت به اسلام و انقلاب با تحمل رنج ها و مرارت هاي ناشي از اين خسارت حركت نمودند.
    در انديشه هاي امام خميني اين حقيقت كه «زن هاي محترم ايران بيش از مردان به ميدان رفته و سد عظيم شاهنشاهي را درهم شكستند.» (2) با حقيقتي ديگر نيز مي آميزد و در رهنمود ذيل متجلي مي گردد:
    «شما خانواده هاي شهدا و معلولين و مجروحين نشان داديد كه هرگز اجازه نمي دهيد استعمار بر مقدرات اين كشور سايه افكند.» (3)
    به اين ترتيب زنان مسلمان ايران به تبعيت از حضرت زينب (س) و با الگوگيري از صلابت و شجاعت و احساس تعهد و مسئوليت الهي در حضور در صحنه مبارزات سياسي در انقلاب اسلامي فعالانه و دلاورانه شركت كردند و به طور مستقيم و غيرمستقيم بار سنگين مرارت ها و سختي هاي آن را تحمل نمودند تا نسل امروز ما در استقلال و اقتدار و عزت و شرافت زندگي كند.
    فعاليت هاي زينب گونه زنان مسلمان در دوران دفاع مقدس
    پس از سقوط رژيم شاهنشاهي در ايران با غلبه ملت مسلمان بر استبداد داخلي و استعمار خارجي و به ويژه با نقش آفريني هاي چندجانبه زنان مسلمان قدرت هاي استكباري كه ژاندارم منطقه و حافظ منافع و مطامع مختلف خود را از دست داده بودند و سيطره آنان بر تشكيلات سياسي و منابع غني ثروت اقتصادي و قواي نظامي ايران از بين رفته بود با تحميل جنگي سخت توسط رژيم بعث عراق به ايران اسلامي و با حمايت هاي گسترده سياسي تبليغي اقتصادي نظامي و تسليحاتي از عراق در صدد انهدام نظام جمهوري اسلامي و بازگرداندن سلطه مجدد خود بر ايران برآمدند. اين جنگ همه جانبه و گسترده كه با اشغال خرمشهر آغاز گرديد و به مرور استقلال و تماميت ارضي ايران را در معرض تهديد جدي قرار داد با رهبري هاي امام خميني و بسيج توده هاي مردم براي ياري رساني در جبهه و پشت جبهه در طول هشت سال دفاع مقدس توطئه هاي دشمنان اسلام خنثي شد و استقلال ايران را ـ كه پس از شكست نظام شاهنشاهي و استقرار نظام جمهوري اسلامي به وجود آمده بود ـ صيانت گرديد و تداوم يافت.
    در دوران دفاع مقدس نقش آفريني همه جانبه زنان مسلمان بسيار چشمگير و اعجاب برانگيز بود و تاريخ صحنه هايي را به ثبت رساند كه نظير آن را فقط مي توان در صدر اسلام مشاهده نمود.
    حضور فعال زنان مسلمان در دفاع مقدس نيز همچون حضور آنان در مراحل مختلف انقلاب با الگوگيري از سيره و روش بانوي بزرگوار اسلام حضرت زينب (س) تحقق يافت و به همين دليل در عالي ترين مراتب و با آثار حياتي و ارزشمندي كه آفريد نظام اسلامي را از آسيب هاي دهر مصون و محفوظ داشت.
    به سخن حضرت امام خميني مبني بر نقش الگويي حضرت زينب (س) در هشت سال دفاع مقدس و پيروي خالصانه زنان مسلمان ايران از سيره و روش هاي اين بانوي فداكار در ياري دين خدا توجه نمائيم:
    «ما مكرر ديديم كه زنان بزرگواري زينب گونه ـ عليها سلام الله ـ فرياد مي زنند كه فرزندان خود را از دست داده و در راه خداي تعالي و اسلام عزيز از همه چيز خود گذشته و مفتخرند به اين امر و مي دانند آنچه به دست آورده اند بالاتر از جنات نعيم است چه رسد به متاع ناچيز دنيا.» (4)
    تعبير «زينب گونه» به الگوگيري زنان مسلمان از حضرت زينب (س) و پيروي از مشي و روش آن بانوي مطهر در صحنه هاي مبارزه با دشمنان دين تصريح دارد و نشان مي دهد كه آنچه در طول دوران دفاع مقدس توسط زنان عفيف به تجلي درآمد اولا از جنبه خلوص و انگيزه هاي الهي ثانيا از جنبه فكري و اعتقادي و ثالثا از جنبه عيني و عملي مطابق با راه پاك و سلوك والا و عملكردهاي حضرت زينب (س) مي باشد و از همين رو عبارت «زينب گونه» بهترين لقب و عنوان براي آن محسوب مي شود و به زيبايي تمام مي تواند حركت زنان قهرمان و حماسه ساز ايران اسلامي را در حمايت از اسلام و انقلاب با دفع تعدي و تهاجم نظامي دشمن بعثي و حفظ استقلال كشور اسلامي نمايان سازد.
    اگرچه در موارد و مصاديقي شاهد حضور گروهي از زنان مسلمان در «جبهه» و ياري رساني به مجروحان جنگ بوده ايم لكن حضور گسترده و انبوه آنان در دفاع مقدس را در «پشت جبهه» به نظاره نشستيم كه همه موارد و صحنه هاي آن در تاريخ دفاع مقدس به صورت مكتوب و تصويري و رسانه اي ثبت و ضبط گرديده است.
    حضرت امام خميني به فعاليت زينب گونه زنان مسلمان در پشت جبهه اينگونه تصريح مي نمايند:
    «در يك همچو اوقاتي كه ما گرفتار ابرقدرت ها و قدرت هاي فاسد هستيم و ايران از هر طرف مورد حمله آنها هستند شما بانوان در پشت جبهه آن فعاليتي را مي كنيد كه آن سلحشوران در جبهه ها و همان طوري كه آنها مشغول فعاليت هستند شما مشغول فعاليت هستيد يك راه از راه ساختن خود و جوان هاي خود و خانم هاي جوان و يك راه از راه پشتيباني به آنهايي كه در جبهه هستند و اين امري است كه بسيار مورد تشكر است و بسيار ارزنده است و در پيش خداي تبارك و تعالي ارزندگي شايان دارد.» (5)
    حضرت امام خميني در كلام مزبور به جنبه هاي مختلف نقش آفريني زنان در دفاع مقدس ـ كه شامل تربيت و پرورش و آماده سازي هاي اعتقادي و روحي و عاطفي جوانان براي حضور در صحنه هاي نبرد با باطل پشتيباني مالي و اقتصادي آماده سازي امكانات مورد نياز جبهه ها و ساير جنبه ها مي باشد ـ اشاره مي نمايد و سپس در يك بيان صريح و اعتراف بزرگ نجات و بقاي كشور و نظام اسلامي را مديون مجاهدت زنان در پشت جبهه كه زمينه ساز جهاد و پايداري مردان در جبهه ها گرديد مي دانند:
    «اگر نبود مجاهدات شما و برادران و خواهران بزرگوار شما در جبهه ها و پشت جبهه ها كه با اخلاص خاص خود عنايت خاص خداوند قادر را جلب نموديد كدام قدرت و كدام ابزار جنگي مي توانست جمهوري اسلامي و كشور عزيز شما را از اين درياي مواج متلاطم كه شرق و غرب و وابستگان به آنان دست به دست هم و بازو در بازوي يكديگر داده و در پي غرق آن كوشيدند و مي كوشند نجات دهد» (6)
    پس از پايان يافتن دوران هشت ساله دفاع مقدس كه با پيروزي رزمندگان اسلام در دفع ***** نظامي دشمنان و آزادسازي سرزمين هاي اشغال شده همراه بود زنان مسلمان ايران حركت زينب گونه خود را در «پرستاري» از جانبازان جنگ تداوم بخشيدند و زيباترين صحنه هاي ايثار و فداكاري و خدمت به اين فرزندان غيور ملت را كه اعضاي بدن خويش را در راه خدا و براي صيانت از دين و ملت و كشور از دست دادند به تجلي درآوردند.
    اگرچه «روز پرستار» با الگوگيري از نقش حياتي و اثرگذار حضرت زينب (س) در پرستاري از حضرت امام سجاد(ع) و حفاظت و مراقبت از اسيران كربلا انتخاب و تثبيت گرديده است و به صورت «عام» همه پرستاران را به الگوگيري از بانوي فداكار كربلا دعوت مي نمايد لكن اين دعوت به طور عيني و عملي و در زيباترين جلوه هاي آن به طور «خاص» در همسران جانبازان دوران دفاع مقدس به ظهور و بروز درآمد و صحنه هايي آفريد كه نظير آن در هيچ نقطه از جهان و در ميان هيچ ملت و كشوري نمونه و مصداق ندارد.
    راستي تاريخ جهان كجا سراغ دارد زناني را كه از شوهرانشان كه در جنگ بينايي كامل خويش را از دست داده اند يا فلج شده اند و از حركت بازمانده اند يا هر دو دست و هر دو پايشان قطع شده است با ميل و اشتياق پرستاري كنند و اين رنج پايدار و متداوم را در راه خدا به قصد جلب رضوان و خشنودي الهي تحمل نمايند
    همچنين در كجاي دنيا مي توان يافت دختراني را كه با اراده و اختيار و آزادي عمل براي ازدواج با جانبازاني كه اعضاي بدن خود را در راه دفع ***** دشمنان و استمرار بقاي دين و سرزمين خويش از دست داده اند پيشقدم شوند و همه سختي هاي مراقبت و پرستاري از آنان را با جان و دل پذيرا گردند!
    اين تفكر و رفتار و عمل بزرگ و شگفتي زا با پيروي و الگوپذيري از راه و روش حضرت زينب (س) امكان پذير گرديد و اين سيره شريف همچنان تداوم دارد و همواره مستدام باد.
    پي نوشتها:
    1 ـ صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ج 7 ص 340
    2 ـ بلاغ سخنان موضوعي امام خميني انتشارات اميركبير ج 2 ص 403
    3 ـ همان منبع ص 237
    4 ـ جايگاه زن در انديشه امام خميني (تبيان دفتر هشتم) موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ص 49
    5 ـ همان منبع ص 219
    6 ـ همان منبع ص 220
    #3 ارسال شده در تاريخ 5th April 2010 در ساعت 10:32

  4. فرزند آسمان آواتار ها
    فرزند آسمان
    کاربر سایت
    Jan 2010
    1,390
    1,354
    تشکر شده : 437

    پیش فرض

    شب زنده داري باصفا

    امام در ماه رمضان تا صبح به نماز و دعا مي پرداختند. خانه ايشان در نجف كوچك بود. از پنجاه متر ***** نمي كرد. احمدآقا مي گفت: يك شب پشت بام همان خانه خوابيده بوديم كه صداي گريه مرا از خواب بيدار كرد. چشم هايم را كه باز كردم، ديدم امام به نمازشب ايستاده اند، درحالي كه دست هايشان را به سوي آسمان گرفته بودند، زار زار گريه مي كردند


    علي بهشتي پور
    ¤ نماز
    وقتي امام به نماز مي ايستادند، احساس مي كرديم كه ايشان با تمام وجودشان نماز مي خوانند. ايشان به نماز اهميت زيادي مي دادند. زماني كه امام در فرانسه بودند، براي حفاظت ايشان چند نفر به نگهباني مي ايستادند. اما امام موقع نماز مي فرمودند: الان وقت نماز است. همه بايد براي نماز آماده شوند. نگهباني لازم نيست.(1)
    پنجاه سال بود كه نماز شب امام ترك نشده بود. ايشان در هر وضعيتي كه بودند، نمازشب را مي خواندند.
    بعداز پيروزي انقلاب، روزهاي اول كه امام در قم بودند، مريض شدند. بيماري قلبي داشتند. پزشكان مي گفتند: براي معالجه قلب، ايشان بايد به تهران منتقل شوند.
    حرف پزشكان درست بود. امام را سوار آمبولانس كرديم و ما به همراه ايشان راهي تهران شديم. فصل زمستان بود. برف به شدت مي باريد و هوا بسيار سرد بود. جاده يخبندان بود و احتمال خطر داشت. آمبولانس آهسته و با احتياط حركت مي كرد.
    امام درمسير قم- تهران با آن وضع بيماريشان، چندين ساعت در آمبولانس بودند. به هر زحمتي كه بود، به تهران رسيديم. امام بستري شدند. با اين كه ايشان مريض و خسته بودند، اما به همان وضعيتي كه داشتند، به نمازشب ايستادند. (2)
    امام در ماه رمضان تا صبح به نماز و دعا مي پرداختند. خانه ايشان در نجف كوچك بود. از پنجاه متر ***** نمي كرد. احمدآقا مي گفت: يك شب پشت بام همان خانه خوابيده بوديم كه صداي گريه مرا از خواب بيدار كرد.
    چشم هايم را كه باز كردم، ديدم امام به نمازشب ايستاده اند، درحالي كه دست هايشان را به سوي آسمان گرفته بودند، زار زار گريه مي كردند. (3)
    امام شب اول ورودشان به پاريس، ابتدا در آپارتمان كوچكي منزل كردند. محل استراحت ايشان هم يك اتاق كوچك بود. ما هم در اتاق ديگري كه روبروي اتاق امام بود، مستقر شديم.
    به وقت پاريس، ساعت دو نيمه شب را نشان مي داد. امام از اتاقشان بيرون آمدند و براي گرفتن وضو به دستشويي رفتند.
    تعجب آور بود. براي اين كه امام دوساعت زودتر از شب هاي ديگر براي نمازشب از خواب بيدار شده بودند. دليل زودتر بلندشدن امام را شب متوجه نشديم و بي آنكه اين معما براي ما حل شود، دوباره بخواب رفتيم. صبح كه شد، امام فرمودند:
    - ديشب هرچه نشستم صبح شود تا نماز بخوانم، هوا روشن نشد؟
    با اين سخن امام معما براي ما حل شد و علت زودتر بيدار شدن امام براي نمازشب را پي برديم. امام در نجف اشرف دو ساعت به اذان صبح، براي نماز شب بلند مي شدند. وقتي به پاريس آمديم هنوز ساعت امام به افق نجف بود كه مي بايست به افق پاريس تنظيم مي شد. متاسفانه ما بر اثر غفلت اين كار را نكرده بوديم.
    امام طبق روال گذشته وقتي براي نماز شب بلند مي شوند، به ساعت خود كه نگاه مي كنند، دوساعت به نماز صبح را نشان مي دهد و حال آن كه به افق پاريس چهار ساعت به نماز صبح مانده بود.
    امام آن شب برخلاف گذشته دوساعت زودتر براي نماز شب بلند شده بودند.(4)
    ¤ قرآن
    امام روزي چندين نوبت قرآن مي خواندند و تلاوت ايشان هم همراه با آهنگ بود. معمولا قبل و بعد از نماز صبح، قبل از نمازهاي ظهر، عصر، مغرب و عشا و هر فرصت ديگري كه بدست مي آوردند، دل به سخن خدا مي دادند.(5)
    روزي امام ده جزء قرآن مي خواندند. يعني در هر سه روز يك دوره كامل، قرآن تلاوت مي كردند.
    يك سال درماه رمضان در نجف اشرف، برادران خوشحال بودند كه يك دوره قرآن تلاوت كرده اند. اما بعدا متوجه شدند كه امام ده يا يازده بار قرآن را دوره كرده اند. (6)
    ¤ دعا
    در طول 15 سالي كه امام در نجف اشرف بودند، هر شب - به جزء شب هايي كه به كربلامي رفتند- زيارت جامعه كبيره را مي خواندند. حتي ايشان شب هايي هم كه مريض بودند، ساعت خاصي به كنار قبر مولاي متقيان مي آمدند و زيارت جامعه كبيره را مي خواندند.
    خواندن زيارت جامعه كبيره يك ساعت وقت مي خواهد. اما انسان وقتي اين دعا را مي خواند، احساس مي كند، در شأن امامان معصوم آنچه حق آنهاست، بازگو مي كند.
    زيارت جامعه كبيره در حقيقت يك دوره كامل امام شناسي است. اگر امام هر شب در طول 15 سال به خواندن آن مبادرت داشتند، به خاطر اهميت ويژه اين دعا بود.
    امام درتهران هم بودند، به خواندن اين دعا ادامه مي دادند. دعاخواندن امام با آهنگ خاصي همراه بود. بعضي شب ها هم ايشان دعاي كميل مي خواندند.
    ¤ ذكر
    روزي امام دو- سه ساعت قدم مي زدند. زمان قدم زدن تسبيحي كه در دست داشتند، ذكر مي گفتند.
    اگر امام درمقابل مشكلات كه مثل كوه استوار و مقاوم بودند و هيچ چيز نتوانست اراده فولادين ايشان را به تزلزل وادارد به خاطر معنويت و ارتباط دايمي ايشان با خدا بوده است. (7)
    ¤ غسل جمعه
    روزي در فرانسه يكي از آقايان آمد و گفت: آمريكايي ها براي مصاحبه با امام آمده اند. او مي گفت: آنها مي خواهند مستقيما اين برنامه را از شبكه هاي تلويزيون آمريكا پخش كنند. ايشان اصرار داشت: اگر اين مصاحبه انجام شود، به تبعيت از آمريكايي ها، ساير كشورهاي اروپايي هم چنين برنامه اي را انجام مي دهند. قطعا چنين روندي براي نشان دادن مواضع سياسي و حركت انقلابي امام مي تواند موثر باشد.
    خدمت امام رسيديم و موضوع را به ايشان گفتيم: امام در جواب فرمودند:
    - حالا وقت استحباب- غسل- جمعه است. وقت مصاحبه نيست.
    ايشان وقتي مستحبات روزجمعه را بجا آوردند، فرمودند: من براي مصاحبه آماده ام.(8)
    خوشش باد آن نسيم صبحگاهي
    كه درد شب نشينان را دوا كرد (9)
    منابع:
    1- سرگذشت هاي ويژه امام خميني(ره)، ج 4ص46، به نقل از: خانم دباغ
    2- سرگذشت هاي ويژه امام خميني(ره)، ج2، ص51، به نقل از: آقاي انصاري كرماني
    3- سرگذشت هاي ويژه امام خميني(ره)، ج4، ص130، به نقل از: حجت الاسلام فردوسي پور.
    5- سرگذشت هاي ويژه امام خميني(ره)، ج2، ص52، به نقل از: آقاي انصاري كرماني
    6- سرگذشت هاي ويژه امام خميني(ره)، ج4، ص129، به نقل از: حجت الاسلام ناصري
    7- سرگذشت هاي ويژه امام خميني(ره)، ج2، ص56، به نقل از: آقاي انصاري كرماني
    8- سرگذشت هاي ويژه امام خميني(ره)، ج4،ص31، به نقل از: خانم دباغ
    9- شعر از حافظ.
    #4 ارسال شده در تاريخ 5th April 2010 در ساعت 10:33

موضوعات مشابه

  1. زندگینامه امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام)
    توسط bibargi1387 در انجمن اهل بيت و علما
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 9th March 2009, 09:18
  2. مقتل امام حسین علیه السلام
    توسط secret در انجمن كربلا و عاشوراء و مسايل مربوط به آن
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 11th February 2009, 10:22
  3. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 30th January 2009, 09:01
  4. ابعاد عرفاني و سياسي مهدويت در انديشه امام خميني(رحمت الله علیه)
    توسط اریانا1 در انجمن امام مهدی (عج) و انتظار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 17th January 2009, 00:13

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •