دری فارسی که زمانی از زمره زبان های عمده جهان بود، قلمرو های گسترده شامل افغانستان، ایران، تاجکستان و شبه قاره هند را در بر میگرفت. این زبان که صدها سال، زبان رسمی دربار در دهلی و کابل تحت سلطه امپراتوری مغل بود، به زودی در میان اقوام مختلف هند، گسترش یافت و مقام و منزلت زبان همه مردم را کسب کرد. فارسی اکنون نیز در سرزمین پهناورهند، یکی از زبان های مورد توجه است که مردم هند آن را مادر زبان اردو دانسته و رونق زبان اردو را مرهون آن میداند. همکار ما نصیره محب که سفری داشت به هند، گزارشهای ویژه ای درباره انگیزه های نفوذ و پذیرش زبان فارسی دری سر زمین هند تهیه کرده است که در برنامه اندیشه و هنر بی بی سی پیشکش میشود:
نصیره محب ـ زبان دری فارسی با گذشت سده ها از حاکمیت زبان های انگلیسی و اردو در سر زمین هند، اکنون نیز بر قلب های مردمان این مرز و بوم حکم میراند. فارسی گویان و فارسی دانان بی شماری اند که ازگفتن و شنیدن اشعار آبدارحکایات ادیبانه، کلمات والفاظ شیوای این زبان لذت برده و دلشاد میگردند، فارسی در کشور هند پیشینه هزار ساله دارد. و در این مدت عرصه های مختلف فرهنگی آن را فرا گرفته است. شعر و موسیقی و اصطلاحات عامیانه هند، همه و همه با فارسی آمیخته است. وفارسی در این قلمرو حکمفرمایی دارد. شعر دری و سراینده هندی:
نمیدانم چه منزل بود شب جایی که من بودم
به هر سو رقص بسمل بود شب جایی که من بودم
محمد شمع محفل بود شب جایی که من بودم
مردم فارسی دوست هند که زبان را تحفه بزرگی برای خود میدانند، به این باورنیستند که درباری بودن فارسی سبب فراگیر شدنش در سراسر هند شد، بلکه شیرینی وقوت ادبی، قدامت تاریخی، علمی بودن و دیگر ویژه گی های دری فارسی را جلوتر عنوان می کند. دکتور سید اخترحسین استاد بخش فارسی دانشگاه جواهر لعل نهرو، در دهلی اسباب انتشار زبان فارسی را در هند چنین بر می شمارد:
داکتر اختر حسین ـ فارسی در هند آن چنان غریب نیست. درقرن یازدهم میلادی زبان و ادبیات فارسی به هند وارد شد. مراحل مختلف را پشت سر گذاشته است. البته شاهان ادوار مختلف رول مهمی ایفا کرده، اما سر زمین هند، زبان و ادبیات فارسی را با کمال میل و رغبت خود پذیرفته، مهد و زادگاه زبان و ادبیات فارسی گردیده است. البیرونی اولین نفر بود که به هند وارد شده و اطلاعات زیادی درباره هند بدست آورده، کتاب محل الهند را تالیف نموده و آن کتاب یکی ازمنابع مهم هند شناسی به زبان فارسی است، تا میرسیم به اقبال لاهوری آخرین شاعر بزرگ زبان فارسی درشبه قاره هند بشمار میرود. در زمان اکبرشاه راجا تودرمیل بود که این زبان را به عنوان زبان رسمی هند معرفی کرد. این زبان به طور رسمی، از زمان تودرمیل تا زمان انگلیس ها به کار میرفت.
سوال ـ از نظر شما چه عواملی سبب رسمی شدن زبان دری فارسی در هند آن زمان شد؟
داکتر حسین ـ علتش این بوده که تیموریان پی بردند که درکنار زبان فارسی یک زبان دیگر بود، یعنی زبان ترکی که زبان مادری تیموریان بود. اینها سنجیدند که زبان ترکی در برابر زبان فارسی صلاحیت اداری یا صلاحیت رسمی بودن ندارد، وقتی ما بررسی می کنیم ادبیات ترنیققا، می بینیم که تنها اثری که خیلی مقبول بوده به زبان ترکی چغتایی همان بابرنامه بود. غیر از بابرنامه ما اسم اثر دیگر اصلا نشنیدیم. اما وقتی شما نگاه می کنید، به آثار زبان فارسی، ما می توانیم هزاران آثار فارسی در برابر بابرنامه بگذاریم، آنها کمتر از بابرنامه نخواهند بود. پس صلاحیت زبان فارسی نسبت به زبان جغتایی بیشتربود.
سوال ـ ظرفیت های اداری زبان درسی فارسی، که شما به آن اشاره کردید، چه بود؟
داکترحسین ـ وقتی علت تاریخی را شما جستجو می کنید، می بینید، وقتی سامانیان از سلطهء عرب استقلال پیدا کردند، زبان فارسی را برای کار اداری به کار بردند. این زبان صلاحیت داشت و کارهای اداری و کارهای درباری را قشنگ انجام بدهند. بعد از سامانیان وقتی دوره غزنویان رسید، غزنویان دیدند که این تجربه شده که زبان فارسی برای کارهای اداری بسیار مناسب است. پس آنها هم زبان ترنیققا جایگزین فارسی نکردند و به فارسی بسنده کردند، این سنت با این عقیده که زبان فارسی صلاحیت رسمی بودن یا رسمی شدن را داشت، همه پادشاهان بر این باور بودند، بهمین دلیل زبان فارسی را برای کارهای اداری اینها هم انتخاب کردند. چون این تجربه و آزموده شده بود. اگر اینها به جای زبان فارسی، زبان ترنیققا تحمیل میکردند ، این عمل تحمیلی شاید
در نزد مردم هند، زیاد مورد پسند واقع نمیشد. ممکن یک عکس العمل از طرف مردم هم نسبت به این عمل نشان داده میشد، پس اینها چون خیلی زرنگ و هوشمند بودند، دیدند که بهتر است به همین زبان فارسی ادامه بدهند. زبان فارسی آن چنان شیرین بود که همة مردم آن زمان، شیفته زبان فارسی بودند، غیر از زبان فارسی، به دیگر زبان اینها زیاد اعتقاد نداشتند.
نصیره محب ـ حالا کمال فاروقی مدیر کتابخانه جامعه همدرد، دهلی، علاوه بر شیرینی زبان فارسی، آن را وسیله برای شناخت تاریخ هند میداند.
فاروقی ـ زبان فارسی آن قدر شیرین و ساده است که دانستن آن برای کسانی تا به اندازهء هم به زبان اردو آشنایی داشته باشد کار مشکلی نیست. شیرینی وساده گی زبان فارسی یگانه سبب پذیرش آن در میان مردم است. شناخت وحیثیت ما بهتر از همه زبان فارسی وابسته است وازان کس انکار کرده نمیتواند. کسانی که می خواستند تقرب دربار باشند، پیش ازهمه زبان فارسی را میاموختند. اهمیت کتیبه های موجود فارسی در هند اینست که چهارصد سال یا بیشتر از آن بخش مهم زندگی ما را تشکیل میدهند.
نصیره محب ـ شریف حسین قاسمی استاد ادبیات زبان فارسی در دانشگاه دهلی، پیوندهای تاریخی وفرهنگی مردمان هند و افغانستان و ایران را سبب پذیرش زبان فارسی در هند میخواند:
قاسمی ـ حالا به تحقیق به اثبات رسیده که رواج فارسی در هند، تنها نتیجه آن اینست که پادشاهان از افغانستان آمدند اینجا و حکمفرمایی کردند و همرای آنها فارسی هم اینجا آمد. نه خیر اینطور نیست. وقتی از لحاظ زبان شناسی به تحقیق به اثبات رسید که تشابهات زیادی وجود دارد، به ویژه بین زبان اوستایی و سانسکریت ما یک تشابهات زیادی وجود دارد. آن نشانگر این حقیقت است که ما هندیها آریایی هستیم. وقتی در یکجا زندگی می کردیم، پس روابط ما، روابط فرهنگی، لسانی و زبانی و حتی روابط سیاسی خیلی قدیمی است. حتی تاریخ هم نمیتواند پاسخگویی قدامت روابط ما باشد، فارسی در هند تقریبا هقتصد سال زبان رسمی، زبان علمی و زبان شعر بوده، اردو بعداً به وجود آمده، چنانچه محققین اردو میگویند. اردو خواهر کوچک فارسی است و بس، در همه زمینه اردو تحت تاثیر فارسی قرار دارد نه زبان دیگر.
نصیره محب ـ دانش آموزان زیادی وجود دارند، که در هند مشغول فراگیری زبان دری فارسی است. و آموزش آن را ضرورت برای تاریخ و فرهنگ کشور شان میدانند.
شاداب ـ اسم من شاداب انور است، من دانشجوی زبان فارسی هستم. در سال اول دانشگاه جواهر لعل نهرو فوق لیسانس هستم، اصلا من در زبان فارسی لیسانس گرفته ام. میخواهم در این زمینه فوق لیسانس را تمام کنم و داکترا هم به دست بیاورم. زیرا که من فارسی را دوستدارم. این زبان شیرین شعری و جالب است، در این زبان ادبیات بیشتر درباره هند موجود است، میخواهم که به این زبان تصنیف کنم. میخواهم که در آینده یک نویسنده باشم.
نصیره محب ـ پروفیسورمحمود عالم، استاد ادبیات فارسی دانشگاه جواهر لعل نهرو که نوشته ها ی هم درباب تاریخ هند دارد، ضرورت برای تاریخ وفرهنگ کشورشان میدانند.
پروفیسور عالم ـ فارسی زبانیست که اگر خود هندوستانیها می خواهد، خود را بشناسند باید فارسی بداند. تاریخ ما در حدود هفت و هشت صد سال به این زبان نوشته شده، پس برای شناختن خود ما لازم است که ما فارسی را تشویق و ترویج نمائیم.
نصیره محب ـ ارشدالقادری که دکتورای خود را در ادبیات دری از دانشگاه جواهرلعل نهرو بدست میاورد از غنامندی و ضرورت آموزش این زبان چنین سخن میگوید:
ارشدالقادری ـ دانشجوی دکتورای سال نهایی هستم، زبان فارسی پیشینه تاریخی دارد، و ما از طفلی این را می شنیدیم که زبان فارسی خیلی شیرین است. زبان فارسی محدود به افغانستان، ایران و تاجکستان نیست، بلکه یک شهرت بین المللی را به دست آورده است.
نصیره محب ـ در رابطه به نفوذ زبان فارسی، از پیشینه و اهمیت تاریخی گرفته تا شیرینی و دلپذیری آن، برای مردم هند درسراسر این خطه پهناور گفتنی ها و شنیدنی های زیادی وجود دارد، آنکه با این زبان سخن میگوید و حرف میزند، دهانش را باقند فارسی شیرین نگهمیدارد، آنکه یارای سخن گفتن دری نیست، میل دارد، گوشش را با شنیدن آن نوازش دهد. پروفیسور محمود عالم میگوید: زمانیکه شعر فارسی می سرایم, تصور میکنم هنوزهم در آغاز جوانی قرار دارم.
جانان به جزلبان توآب حیات نیست
لب را چنین گزیده ای دگرممات نیست
یکبار گرفتاری زر و مال گر شدی
معلوم شد تا آخرت دگر نجات نیست
دیشب منی غریب را بیدل بخواب گفت
محمود شعر دوست ازین کاینات نیست
گفتم نصیحتی من دیوانه را بکن
گفتا نماز عشق بخوان دگر صلوات نیست
نصیره محب ـ و ما این باب را با سخنان سیده بلقیس فاطمه حسینی، رئیس بخش فارسی دانشگاه دهلی می بندیم که میگوید:
فاطمه حسینی ـ فارسی زبان عشق است. زبان دل است. زبان شور و احساس است. این شور و احساس آدم را وادار می کندکه فارسی را بخواند واین عشق و هیجان و علاقه و شور با فکر این دل ارتباط داشته است.دری فارسی که زمانی از زمره زبان های عمده جهان بود، قلمرو های گسترده شامل افغانستان، ایران، تاجکستان و شبه قاره هند را در بر میگرفت. این زبان که صدها سال، زبان رسمی دربار در دهلی و کابل تحت سلطه امپراتوری مغل بود، به زودی در میان اقوام مختلف هند، گسترش یافت و مقام و منزلت زبان همه مردم را کسب کرد. فارسی اکنون نیز در سرزمین پهناورهند، یکی از زبان های مورد توجه است که مردم هند آن را مادر زبان اردو دانسته و رونق زبان اردو را مرهون آن میداند. همکار ما نصیره محب که سفری داشت به هند، گزارشهای ویژه ای درباره انگیزه های نفوذ و پذیرش زبان فارسی دری سر زمین هند تهیه کرده است که در برنامه اندیشه و هنر بی بی سی پیشکش میشود:
نصیره محب ـ زبان دری فارسی با گذشت سده ها از حاکمیت زبان های انگلیسی و اردو در سر زمین هند، اکنون نیز بر قلب های مردمان این مرز و بوم حکم میراند. فارسی گویان و فارسی دانان بی شماری اند که ازگفتن و شنیدن اشعار آبدارحکایات ادیبانه، کلمات والفاظ شیوای این زبان لذت برده و دلشاد میگردند، فارسی در کشور هند پیشینه هزار ساله دارد. و در این مدت عرصه های مختلف فرهنگی آن را فرا گرفته است. شعر و موسیقی و اصطلاحات عامیانه هند، همه و همه با فارسی آمیخته است. وفارسی در این قلمرو حکمفرمایی دارد. شعر دری و سراینده هندی:
نمیدانم چه منزل بود شب جایی که من بودم
به هر سو رقص بسمل بود شب جایی که من بودم
محمد شمع محفل بود شب جایی که من بودم
مردم فارسی دوست هند که زبان را تحفه بزرگی برای خود میدانند، به این باورنیستند که درباری بودن فارسی سبب فراگیر شدنش در سراسر هند شد، بلکه شیرینی وقوت ادبی، قدامت تاریخی، علمی بودن و دیگر ویژه گی های دری فارسی را جلوتر عنوان می کند. دکتور سید اخترحسین استاد بخش فارسی دانشگاه جواهر لعل نهرو، در دهلی اسباب انتشار زبان فارسی را در هند چنین بر می شمارد:
داکتر اختر حسین ـ فارسی در هند آن چنان غریب نیست. درقرن یازدهم میلادی زبان و ادبیات فارسی به هند وارد شد. مراحل مختلف را پشت سر گذاشته است. البته شاهان ادوار مختلف رول مهمی ایفا کرده، اما سر زمین هند، زبان و ادبیات فارسی را با کمال میل و رغبت خود پذیرفته، مهد و زادگاه زبان و ادبیات فارسی گردیده است. البیرونی اولین نفر بود که به هند وارد شده و اطلاعات زیادی درباره هند بدست آورده، کتاب محل الهند را تالیف نموده و آن کتاب یکی ازمنابع مهم هند شناسی به زبان فارسی است، تا میرسیم به اقبال لاهوری آخرین شاعر بزرگ زبان فارسی درشبه قاره هند بشمار میرود. در زمان اکبرشاه راجا تودرمیل بود که این زبان را به عنوان زبان رسمی هند معرفی کرد. این زبان به طور رسمی، از زمان تودرمیل تا زمان انگلیس ها به کار میرفت.
سوال ـ از نظر شما چه عواملی سبب رسمی شدن زبان دری فارسی در هند آن زمان شد؟
داکتر حسین ـ علتش این بوده که تیموریان پی بردند که درکنار زبان فارسی یک زبان دیگر بود، یعنی زبان ترکی که زبان مادری تیموریان بود. اینها سنجیدند که زبان ترکی در برابر زبان فارسی صلاحیت اداری یا صلاحیت رسمی بودن ندارد، وقتی ما بررسی می کنیم ادبیات ترنیققا، می بینیم که تنها اثری که خیلی مقبول بوده به زبان ترکی چغتایی همان بابرنامه بود. غیر از بابرنامه ما اسم اثر دیگر اصلا نشنیدیم. اما وقتی شما نگاه می کنید، به آثار زبان فارسی، ما می توانیم هزاران آثار فارسی در برابر بابرنامه بگذاریم، آنها کمتر از بابرنامه نخواهند بود. پس صلاحیت زبان فارسی نسبت به زبان جغتایی بیشتربود.
سوال ـ ظرفیت های اداری زبان درسی فارسی، که شما به آن اشاره کردید، چه بود؟
داکترحسین ـ وقتی علت تاریخی را شما جستجو می کنید، می بینید، وقتی سامانیان از سلطهء عرب استقلال پیدا کردند، زبان فارسی را برای کار اداری به کار بردند. این زبان صلاحیت داشت و کارهای اداری و کارهای درباری را قشنگ انجام بدهند. بعد از سامانیان وقتی دوره غزنویان رسید، غزنویان دیدند که این تجربه شده که زبان فارسی برای کارهای اداری بسیار مناسب است. پس آنها هم زبان ترنیققا جایگزین فارسی نکردند و به فارسی بسنده کردند، این سنت با این عقیده که زبان فارسی صلاحیت رسمی بودن یا رسمی شدن را داشت، همه پادشاهان بر این باور بودند، بهمین دلیل زبان فارسی را برای کارهای اداری اینها هم انتخاب کردند. چون این تجربه و آزموده شده بود. اگر اینها به جای زبان فارسی، زبان ترنیققا تحمیل میکردند ، این عمل تحمیلی شاید
در نزد مردم هند، زیاد مورد پسند واقع نمیشد. ممکن یک عکس العمل از طرف مردم هم نسبت به این عمل نشان داده میشد، پس اینها چون خیلی زرنگ و هوشمند بودند، دیدند که بهتر است به همین زبان فارسی ادامه بدهند. زبان فارسی آن چنان شیرین بود که همة مردم آن زمان، شیفته زبان فارسی بودند، غیر از زبان فارسی، به دیگر زبان اینها زیاد اعتقاد نداشتند.
نصیره محب ـ حالا کمال فاروقی مدیر کتابخانه جامعه همدرد، دهلی، علاوه بر شیرینی زبان فارسی، آن را وسیله برای شناخت تاریخ هند میداند.
فاروقی ـ زبان فارسی آن قدر شیرین و ساده است که دانستن آن برای کسانی تا به اندازهء هم به زبان اردو آشنایی داشته باشد کار مشکلی نیست. شیرینی وساده گی زبان فارسی یگانه سبب پذیرش آن در میان مردم است. شناخت وحیثیت ما بهتر از همه زبان فارسی وابسته است وازان کس انکار کرده نمیتواند. کسانی که می خواستند تقرب دربار باشند، پیش ازهمه زبان فارسی را میاموختند. اهمیت کتیبه های موجود فارسی در هند اینست که چهارصد سال یا بیشتر از آن بخش مهم زندگی ما را تشکیل میدهند.
نصیره محب ـ شریف حسین قاسمی استاد ادبیات زبان فارسی در دانشگاه دهلی، پیوندهای تاریخی وفرهنگی مردمان هند و افغانستان و ایران را سبب پذیرش زبان فارسی در هند میخواند:
قاسمی ـ حالا به تحقیق به اثبات رسیده که رواج فارسی در هند، تنها نتیجه آن اینست که پادشاهان از افغانستان آمدند اینجا و حکمفرمایی کردند و همرای آنها فارسی هم اینجا آمد. نه خیر اینطور نیست. وقتی از لحاظ زبان شناسی به تحقیق به اثبات رسید که تشابهات زیادی وجود دارد، به ویژه بین زبان اوستایی و سانسکریت ما یک تشابهات زیادی وجود دارد. آن نشانگر این حقیقت است که ما هندیها آریایی هستیم. وقتی در یکجا زندگی می کردیم، پس روابط ما، روابط فرهنگی، لسانی و زبانی و حتی روابط سیاسی خیلی قدیمی است. حتی تاریخ هم نمیتواند پاسخگویی قدامت روابط ما باشد، فارسی در هند تقریبا هقتصد سال زبان رسمی، زبان علمی و زبان شعر بوده، اردو بعداً به وجود آمده، چنانچه محققین اردو میگویند. اردو خواهر کوچک فارسی است و بس، در همه زمینه اردو تحت تاثیر فارسی قرار دارد نه زبان دیگر.
نصیره محب ـ دانش آموزان زیادی وجود دارند، که در هند مشغول فراگیری زبان دری فارسی است. و آموزش آن را ضرورت برای تاریخ و فرهنگ کشور شان میدانند.
شاداب ـ اسم من شاداب انور است، من دانشجوی زبان فارسی هستم. در سال اول دانشگاه جواهر لعل نهرو فوق لیسانس هستم، اصلا من در زبان فارسی لیسانس گرفته ام. میخواهم در این زمینه فوق لیسانس را تمام کنم و داکترا هم به دست بیاورم. زیرا که من فارسی را دوستدارم. این زبان شیرین شعری و جالب است، در این زبان ادبیات بیشتر درباره هند موجود است، میخواهم که به این زبان تصنیف کنم. میخواهم که در آینده یک نویسنده باشم.
نصیره محب ـ پروفیسورمحمود عالم، استاد ادبیات فارسی دانشگاه جواهر لعل نهرو که نوشته ها ی هم درباب تاریخ هند دارد، ضرورت برای تاریخ وفرهنگ کشورشان میدانند.
پروفیسور عالم ـ فارسی زبانیست که اگر خود هندوستانیها می خواهد، خود را بشناسند باید فارسی بداند. تاریخ ما در حدود هفت و هشت صد سال به این زبان نوشته شده، پس برای شناختن خود ما لازم است که ما فارسی را تشویق و ترویج نمائیم.
نصیره محب ـ ارشدالقادری که دکتورای خود را در ادبیات دری از دانشگاه جواهرلعل نهرو بدست میاورد از غنامندی و ضرورت آموزش این زبان چنین سخن میگوید:
ارشدالقادری ـ دانشجوی دکتورای سال نهایی هستم، زبان فارسی پیشینه تاریخی دارد، و ما از طفلی این را می شنیدیم که زبان فارسی خیلی شیرین است. زبان فارسی محدود به افغانستان، ایران و تاجکستان نیست، بلکه یک شهرت بین المللی را به دست آورده است.
نصیره محب ـ در رابطه به نفوذ زبان فارسی، از پیشینه و اهمیت تاریخی گرفته تا شیرینی و دلپذیری آن، برای مردم هند درسراسر این خطه پهناور گفتنی ها و شنیدنی های زیادی وجود دارد، آنکه با این زبان سخن میگوید و حرف میزند، دهانش را باقند فارسی شیرین نگهمیدارد، آنکه یارای سخن گفتن دری نیست، میل دارد، گوشش را با شنیدن آن نوازش دهد. پروفیسور محمود عالم میگوید: زمانیکه شعر فارسی می سرایم, تصور میکنم هنوزهم در آغاز جوانی قرار دارم.
جانان به جزلبان توآب حیات نیست
لب را چنین گزیده ای دگرممات نیست
یکبار گرفتاری زر و مال گر شدی
معلوم شد تا آخرت دگر نجات نیست
دیشب منی غریب را بیدل بخواب گفت
محمود شعر دوست ازین کاینات نیست
گفتم نصیحتی من دیوانه را بکن
گفتا نماز عشق بخوان دگر صلوات نیست
نصیره محب ـ و ما این باب را با سخنان سیده بلقیس فاطمه حسینی، رئیس بخش فارسی دانشگاه دهلی می بندیم که میگوید:
فاطمه حسینی ـ فارسی زبان عشق است. زبان دل است. زبان شور و احساس است. این شور و احساس آدم را وادار می کندکه فارسی را بخواند واین عشق و هیجان و علاقه و شور با فکر این دل ارتباط داشته است.