آئین مزدک ............
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: آئین مزدک ............

  1. siamak آواتار ها
    siamak
    کاربر سایت
    Jul 2008
    86
    773
    تشکر شده : 401

    پیش فرض آئین مزدک ............

    آئین مزدک
    در مورد محل تولد وی بین محققین اتفاق نظر وجود ندارد. اما این نظر که وی اهل فسا بوده و نام پدر وی بامدادمیباشد از شهرت و مقبولیت بیشتری برخوردار است.
    آئین مزدک شاخه ای از آئین مانی است. روش او را با توجه به دوره ای که وی ظهور کردباید مورد بررسی قرار داد.
    آئین مزدک نخستین دینی است که مسائل مربوط به اقتصاد ومذهب عمیقا به هم پیوند خورده اند. این ارتباط مربوط به شرایط زمانی دعوت مزدک است.
    دوره ای که وی در آن زندگی میکند از اختلاف شدید طبقاتی رنج میبرد. ثروت در دست اعیان واشراف است که تحت نفوذ روحانیون مذهبی زرتشت برای خود جایگاه ویژه ای را در جامعه ایرانی رقم زده اند وامتیازات فراوانی را به خود اختصاص داده اند.
    تلاش مزدک برای بهبود اوضاع معیشتی مردم است که در این راستا در صدد کاهش اختلاف طبقاتی تا حذف کامل آن از جامعه میباشد.
    قیام وی علیه اشرافیگری وپایان دادن به سلطه پلید سرمایه داری در ایران آن زمان است.
    عقایدمزدکبردو گانگیمانویاستوار است:
    روشنائیداناوتاریکی نادان، به عبارت دیگر نیکیبا عقل و بدی جاهل، این دو نیرو با هم در نبردند و چون روشنائی داناستسرانجام پیروز خواهد شد. وظیفه انسان مبارزه با بدی و کمک به روشنائی در نبرداو با تاریکی است. اهمیت مزدک در تبلیغ این فلسفه نیست، بلکه درخشش و فروغ اودر بکار بستن این فلسفه در زندگی روزانه و اجتماعی مردم است که به آن روحوزندگی می‌‌بخشد.
    اساس تعلیمات اجتماعی مزدک دو چیزاست:
    برابریودادگری. این دوشعارمنعکس کننده تمایلات توده‌های مردم آن زمانست که باعث پیشرفت مزدکیت شد.
    از ویژگیهای آئین مزدک تساوی حقوق و برابری اجتماعی است. این ویژگی تا دوره ظهور مزدک چندان در صورت آشکاری نداشته و رنگ بوی مذهبی نیز به خود نگرفته بود.
    باور مزدک بر آن بود که رزق و روزی در دست خداست و او ست که نعمتها را می آفریند ومردم تنها وظیفه دارند آنرا بصورت مساوی وعادلانه بین هم تقسیم کنند.
    وی به صراحت اعلام کرد هر آنچه از دارایی است مربوط به خداست ومردم حق تصرف در آنرا دارند وبدین شیوه سعی در ملغی کردن مالکیت سرمایه داران را داشت که به مردم تنگ گرفته بودند واز بخشش اموال خود به آنان مضایقه میکردند.
    این گفته مزدک گویای جهش فکری وانقلابی در روابط حاکم ومحکوم جامعه طبقاتی ان دوره بود.
    وی خود وپیروانش را مامور اجرای تقسیم عادلانه ثروت بین مردم عنوان میکرد.
    مزدک توسط قباد به قتل رسید اگرچه این پادشاه خود از پیروان مزدک بود اما بعد از زندانی شدن مجددا به سلطنت نشست و این بار به تحریک اقوام وبستگانش که همگی جزو ثروتمندان بودند وهمچنین کینه مغ های زرتشتی که مزدک را خطری برای قدرت ومنافع خود می دیند اقدام به کشتن مزدک و قتل عام مزدکیان نمود.
    آنچه که در بعضی از متون تاریخی در شرح اعتقادات مزدک گفته شده است از جمله ازدواج با محارم با در نظر گرفتن قداست وپاکی قیام وی قابل پذیرش نیست. میتوان چنین نتیجه گرفت اتهاماتی چنین در برخورد با آراء واندیشه های وی از سوی مخالفان وی بوده که تبلیغ روحانیون زرتشتی نیز در بین آنان برای منحرف کردن اساس قیام وی بی تاثیر نبوده است.
    #1 ارسال شده در تاريخ 21st November 2008 در ساعت 21:38

  2. siamak آواتار ها
    siamak
    کاربر سایت
    Jul 2008
    86
    773
    تشکر شده : 401

    پیش فرض

    <<آیین مزدک به روایت دینکرد>>
    تنها متن بازمانده از گفتگوی مزدکیان با روحانیت زرتشتی
    در نخستین سال‌های آغاز پادشاهی ساسانیان و با پشتیبانی اردشیر بابکان، دین تازه‌ای به نام «بهديني» یا «مزديسنا» (مزداپرستي) بدست موبد کرتير به وجود آمد که پس از حدود 1700 سال و در قرن اخیر به «دين زرتشتي» تغییر نام داده و هیچ ارتباطی با شخص زرتشت ندارد.
    نفوذ و دخالت موبدان زرتشتی عصر ساساني در هنجارهای دینی مردمان، تحریف و تباهی فرهنگ و تاریخ ایران زمین، کشتار و نابودی پیروان ادیان دیگر و نیایشگاه‌های آنان (که کرتیر در کتیبه معروف خود در نقش رستم به صراحت به آن اشاره کرده است)، موجب تضعیف هویت ملی، پیشینه تاریخی و همبستگی ایرانیان می‌شود و آنچنان بنیادهای فرهنگی و اجتماعی ایرانیان را تباه می‌کند که راه را برای غلبه مهاجمان آزمند به ایران هموار می‌سازد.
    در تمام مدت سلطه‌گری دینی عصر ساسانی، جنبش‌های گوناگونی برای رهایی جامعه ایرانی از چنگال انحصارطلبان دینی و سرکوبگران آزادی‌های اجتماعی و فردی روی داد که تمامی آنها با دو ابزار پر توان و نیرومندی که همواره در ایران و جهان روایی داشته، سرکوب و نابود شدند: نخست، بهره‌گیری از قدرت نظامی و زور سرنیزه؛ دوم، بهره‌گیری از قدرت دینی و اتهام‌ ارتداد و بی‌دینی و کفر.
    یکی از چنین جنبش‌هایی، برنامه اصلاحات اجتماعی و اقتصادی مزدک و یاران پرشمار او بود که توانست در کوتاه زمانی، منافع ملی جامعه ایرانی را از تصاحب تمامیت‌خواهان خارج کند؛ اما در نهایت، جنبش مردمی آنان قربانی صاحبان قدرت، ثروت و نیرنگ شد. هر چند که مزدکیان پس از این رویداد خونبار که یکی از فجیع‌ترین کشتارهای دسته‌جمعی و نسل‌کشی‌ها در تاریخ بشریت و به فرمان انوشیروان عادل است، دیگر موفق به کوشش فراگیر دیگری نشدند، اما سایه آنان همواره در دوره‌های گوناگون تاریخ عصر اسلامی و در مبارزه با خلفای عرب و تمامیت‌خواهان تازه به دوران رسیده که ناهنجاری‌های پیشین را با نامی تازه در پیش گرفته بودند، دیده می‌شود. جنبش رهایی‌بخش بابک خرمدین (که نام خود را از «خرمه» بانوی دلاور ایران زمین و همسر مزدک گرفته، نمونه‌ای از آن است.
    منابع بررسی در تاریخ جنبش مزدک و باورهای آنان بسیار اندک است و همان شمار معدود نیز منابعی هستند که به دست دشمنان و بدخواهان او نوشته شده‌اند و عملاً هیچ نوشته‌ای از آنان و یا از مدافعان آنان وجود ندارد تا محقق بتواند تنها به قاضی نرفته باشد. تنها اثری که در آن از مزدک به نیکی یاد شده و او را گرانمایه مردی با دانش و رای نامیده و در عین‌حال از زرتشتیگری ساسانی دفاع نکرده است، همانا شاهنامه فردوسی و چند بیت کوتاه، اما پرمعنای او است.
    اما یکی از مهمترین منابع در زمینه باورهای مزدکیان و اختلاف آنان با زرتشتیان، عبارت است از کتاب پهلوی «دینکرد» که بزرگترین متن بازمانده به زبان پهلوی بوده و دایره‌المعارف مزدیسنا شناخته می‌شود. در آغاز کتاب سوم دینکرد، پرسش و پاسخی میان کسانی که از سخنان آنان، باورهای مزدکی آنان دانسته می‌شود با روحانیت زرتشتی آمده است. با اینکه این منبع نیز از دید گروه دوم یعنی روحانیت زرتشتی تحریر شده، اما با این وجود آگاهی‌های مفیدی در باره برخی واقعیت‌ها و اختلاف‌های میان آنان را عرضه می‌دارد. از جمله از خلال همین پرسش و پاسخ‌ها است که دریافته می‌شود مفهوم و منظور واقعی از عبارت اشتراک زنان و اموال توسط مزدکیان، مخالفت آنان با ترویج ازدواج با محارم توسط موبدان و نیز یکتاپرستی مزدکیان در برابر ثنویت موبدان زرتشتی بوده است.
    در دینکرد، دوازده پرسش و پاسخ میان مزدکیان و روحانیت زرتشتی بازگو شده که دو پرسش نخستین از بین رفته‌ و تنها پرسش‌های سوم تا دوازدهم بازمانده‌اند. به همین دلیل دانسته نیست که این گفتگو در چه زمان و مکانی اتفاق افتاده است، اما از آنجا که مزدکیان در پرسش‌های خود رعایت ادب و احترام را می‌کنند و سخن تندی بر زبان نمی‌آورند، اما موبدان زرتشتی آنان را با واژه‌ها و توصیف‌های زشتی بمانند: تباه‌خو، فریب‌گر و شهوت‌ران خطاب می‌کنند، به نظر می‌آید که از پشتیبانی سرنیزه برخوردارند. همچنین در این متن، همگی مردمان به دو گروه «بهدین» (زرتشتی) و «بددین» (غیر زرتشتی) تقسیم شده‌اند.
    #2 ارسال شده در تاريخ 21st November 2008 در ساعت 21:39

  3. babiz آواتار ها
    babiz
    مدیر سابق
    Nov 2011
    84,119
    31,889
    تشکر شده : 43,718

    پیش فرض

    زندگی مزدك

    مزدک پسر بامداد ازمردم استخر فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]، درگذشته در524 يا 528 پس از ميلاد بود. وي در نيمه قرن پنجم ميلادي نهضت اجتماعي مهمي ايجاد کرد که از آن به عنوان فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ] فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ] ياد کرده اند.

    شهرت مزدک مقارن شاهنشاهي فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ] فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ] به اوج رسيد. اوضاع مملکت در اين زمان سخت آشفته بود و هبتاليان از جانب مشرق و شمال پي در پي به فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ] هجوم مي آوردند. کشمکش هاي شديد و خونين مذهبي بين موبدان فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ] و فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]، فرقه هاي مختلف فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ] با يکديگر و دولت ايران با مسيحيان که آنان را عوامل فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ] فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ] مي دانست، در جريان بود. فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ] هاي پياپي نيز مردم گرسنه و محروم را به عصيان وامي داشت. مزدک بر مبناي تعليمات فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]در باب آفرينش و جهان ديگر معتقداتي خاص داشت. وي به دو اصل نور و ظلمت و رهايي نهايي نور معتقد بود و مي گفت انسان بايد از علايق دنيوي بپرهيزد تا هرچه بيشتر به رهايي نور از بند ظلمت ماده ياري داده باشد. اما وي به خلاف ماني ازدواج را منع نمي کرد و داشتن يک همسر را کافي مي دانست.

    از نظر اجتماعي مزدک از استاد خود ، زرتشت خورگان ، پيروري مي کرد که سال ها در فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ] به سر برده بود و با کتب فلسفي فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ] از جمله جمهور فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ] آشنايي داشت. مزدک با توجه به جنبه علمي اين معتقدات مي گفت خداوند مواهب حيات را براي استفاده همگان آفريده است. اما حرص و زياده خواهي و انباشتن مال به خشونت و بدرفتاري و نابرابري مي انجامد. اين گونه باورها با نظام اجتماعي عصر فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ] به هيچ روي سازگار نبود. زيرا در آن جامعه، طبقات از يکديگر جدا بودند و کسي نمي توانست، ولو به لياقت و استعداد، از حد اجتماعي خود تجاوز کند. مزدک که سخنوري ورزيده بود و نفوذ کلام بسيار داشت به هواخواهي مردم مستمند از درباريان مي خواست که دست به تعديل ثروت زنند.

    بسياري از مورخان به اشتباه زرتشت دوم پسر خرگان را با مزدک يکي دانسته اند اما چنانچه طبر نقل کرده مزدک در پي زرتشت دوم قيام مردم را رهبري کرده است و اين دو نام هرگز يکي نبوده اند و مي توان گفت که زرتشت دوم پيامبر و معلم انقلاب و مزدک بامدادان رهبر انقلاب بوده استمسئله ي مهم در قيام مزدک که هنوز هم به بحث در باره ي آن مي پردازند مسئله ي اهداف و نظريات (شعار برابري در ثروت و زن) وي مي باشدچنانچه طبر مي نويسد : مزدک در مدريه واقع در ساحل شرقي دجله محل کنوني کوت العماره تولد يافت .

    زرتشت پسر خرگان بدعتي در دين مجوس آورده بود و مردم پيرو دعوت او شده بودند و مردي از اهل مدريه بنام مزدک پسر بامداد مردم را به بدعت وي ميخواند و از جمله چيز هايي که به مردم مي گفت مساوات در مال و زن بودثعالبي مي نويسد مزدک مي گفت که خدا روزي در جهان نهاد تا مردم ميان خود به مساوات پخش کنند چنانچه هيچ کس را ير ديگري فزوني نباشد ولي مردم بر يگديگر ستم کردند و برخي برتري جستند.زورمندان ناتوانان را شکستند و روزي و مال را همه خود برگرفتند اينک لازم است که از دولتمندان بگيرند و به بينوايان دهند تا همه در مال يکسان شوند. هرکس را فزوني در خواسته يا زن يا متاع است حق او بدانها بيشتر از ديگري نيست.

    مسعودي مي نويسد مزدک اوستا را تاويل مي کرد .وي نخستين کسی بود که به تاويل و باطن اعتقاد داشت.ابن نديم در اين باره مينويسد که اندرز ميداد که از خوشيهاي زندگي بهره جوييد و از آنچه خوردني و نوشيدني است به برابري و درستکاري خويشتن را سيراب سازيد و از تسلط بر هم بپرهيزيد و از ميهمان نوازي هيچ فرو مگذاريد.

    اقبال لاهوري نيز در مورد مزدک مي نويسد مزدک پيامبر مردم گراي که در عصر انوشيروان ساساني مي زيست در برابر تک گراي عصر خود واکنشي کرد و نظري دوگراي آورد.چنانچه سياوش اوستا در کتاب خود (آيين اوستا.ايران 7000 سال پيشينه تمدن (مي نويسد که نظام طبقاتي ساسانيان حکومت اشراف دربار و روحانيون را بر مردم تحميل کرده بود... درباريان با حرمسراهايي که براي خود ساخته بودند جدا از ثروت زن بازوي تواناي اجتماعي ،ياور و همسر مرد را نيز در اختيار طبقه ي خويش در آورده بودند...در چنين زمان و شرايطي که قدرت سياسي و ثروت هاي ملي و دوشيزگان ايراني در خدمت دربار ساساني و موبدان روحاني بودند سوشيانتي ديگر در پي زرتشت و ماني ظهور کرد تا پيام آور شورش و تحول آفريني در جامعه در جهت رهايي و آزادي مستمندان شود ...

    وبگاه تاریخ ما : tarikhema.org


    کانال تلگرام تاریخ ما : t.me/tarikhema
    #3 ارسال شده در تاريخ 3rd November 2013 در ساعت 12:35

  4. babiz آواتار ها
    babiz
    مدیر سابق
    Nov 2011
    84,119
    31,889
    تشکر شده : 43,718

    پیش فرض

    آيين مزدك

    در دورهٌ پادشاهي پيروز ساساني ( 459 تا 489 م ) به‌ علّت جنگهاي طولاني او با هِپتاليان (=طوايف نيمه‌وحشي هَياطله) در تُخارستان، در ميانهٌ بلخ و بَدَخشان ـ‌كه سرانجام به شكست و كشته شدن پيروز در سال484م انجاميد‌ـ قحطي شديدي در تيسفون، پايتخت ساسانيان، پديد آمد كه 7سال به‌طول انجاميد.

    در اثر شكست پيروز، دولت ساساني ناچار شد خَراج (=ماليات ارضي) سنگيني به هِپتاليان بپردازد كه بار آن بر دوش طبقهٌ فرودست جامعه (=روستاييان و پيشه وران) قرارداشت كه دهها هزار تن از فرزندانشان را در طي سالهاي اين جنگ طولاني و ويرانگر از دست داده بودند.
    خالي شدن خزانهٌ شاهي در اثر اين جنگ، باعث شد كه مالياتهاي سرانه، به‌شدّت، افزايش يابد كه بار آن نيز بر دوش پايين‌ترين طبقهٌ جامعه بود. افزايش بسيار زياد مالياتهاي سرانه نارضايي شديدي را در ميان روستاييان و پيشه‌وران دامن زده بود.

    پس از كشته شدن پيروز، برادرش بلاش به شاهي رسيد. امّا، بيش از 4سال در حكومت نماند.

    بلاش براي سروسامان دادن به وضع كشور ناچار شد از اشراف، كه از قدرت مالي زيادي برخوردار بودند، ماليات سنگين بگيرد چرا كه مردمِ قحطي‌زده، حتّي، از اندك تواني براي پرداخت ماليات برخوردار نبودند. بلاش نسبت به مسيحيان ايران نيز مدارا كرد و آنها را از اتّهامِ رابطه با روم شرقي رهانيد.

    اشراف كه تاب تحمّل عدالت‌جويي و نرمش و تَسامُح (=سهل‌گيري) او را نسبت به فرودستان و مسيحيان و ديگر اديان نداشتند، در سال 488م بر او شوريدند و او را كور كردند و قُباد، پسر پيروز، را به شاهي نشاندند.

    مزدك در سال 494ميلادي، در زمان پادشاهي قباد به ترويج آيين خود آغاز كرد.

    قباد براي جلب دلهاي مردم ـ‌كه قحطي و ناداري آنها را نيمه‌جان كرده بود ـ به مزدك ميدان داد كه آيينش را تبليغ كند. آيين مزدك با‌سرعتي شگرف گسترش يافت و به چنان حدّي از رشد و گستردگي رسيد كه رويارويي با آن بسيار دشوار شد.

    مزدك به ياري پيروانش انبارهاي غلّهٌ اشراف را گشود و در‌ميان مردم ندار و تهي دست تقسيم كرد، آتشكده‌ها را، به‌جز سه‌تا، خاموش و داراييهايشان را محدود كرد، درِ حرمسراهاي شاه و درباريان را نيز بازكرد و صدها هزار زني را كه در حرمسراهاي شاه و اشراف بودند، رهاكرد. در آن زمان زنان در حرمسراهاي شاه و اشراف و بزرگ‌مالكان در‌حصار بودند و شمارهٌ زنان در جامعه بسا كمتر از مردان بود.

    هنوز دو‌سال از پيدايش آيين مزدك نگذشته بود كه اشراف و موبدان زرتشتي بر قباد كه او را باعث همهٌ نابسامانيها مي‌دانستند‌ شوريدند و در سال 496ميلادي بركنار و زندانيش كردند و برادرش جاماسب را به شاهي نشاندند.

    قباد از زندان گريخت و به ياري پادشاه هِپتاليان (=هَياطله) دوباره بر تيسفون چيره شد و تاج شاهي را بر سر نهاد.

    او در نيمهٌ دوّم پادشاهيش، براي به دست‌آوردن دلهاي اشراف و موبدان با مزدك به ستيز پرداخت. اين دشمني تا پايان پادشاهيش ادامه يافت و سرانجام به قتل‌عام مزدكيان انجاميد.

    در اوايل ژانويه سال529م كه قبادِ 80ساله، پس از 44سال پادشاهي، پير و ازكارمانده شده بود و زِمام حكومت، در عمل، در دست وليعهدش، خسرو اوّل (انوشيروان) بود كه بيش از 18 سال نداشت‌ مزدك در كاخ كسري محاكمه و به مرگ محكوم شد. به فرمان خسرو (انوشيروان)، او و بيش از صد هزار تن از پيروانش به وضع فجيعي به قتل رسيدند.

    خواجه نظام‌الملك در كتاب «سياست‌نامه» در بارهٌ كشتار مزدكيان مي‌نويسد: «انوشيروان فرمود تا مزدك را بگرفتند… تا سينه در چاه كردندش، چنان كه سرش بر بالاي زمين بود و پاهايش در چاه. آن گاه بر گردنش گچ فروريختند تا در ميانهٌ گچ فسرده بماند».

    مزدك خود را مُصلِحِ آيين زرتشت مي‌دانست و بر اين باور بود كه اين آيين از سرچشمهٌ زلالش ـ‌كه نويددهندهٌ دادگري و نيكي و راست‌كرداري و راست‌گفتاري و پالايش درون از آلودگيها بود‌ـ جدا شده و به بيراهه افتاده است.

    آيين مزدك ، مانند آيين ماني ، بر نبردِ بين نور و ظلمت استوار بود.
    به‌اعتقاد او، اهورا، منشاٌ نور است كه خير، نيكي، روشنايي، راستي، دادگري، و‌…از آن پديد مي‌آيد، و اهريمن، منشاٌ ظلمت است كه شرّ، بدي، تاريكي، فساد، نامردمي، كينه و ستم‌پيشگي و‌… از آن مي‌زايد.
    رهروِ آيين مزدك بايد با آلودگيهاي ناشي از تاريكي و ظلمت، كه پديدآورندهٌ تعصّب، خشم، كينه، آز و نياز‌اند و انسان را از راستي دور مي‌كنند، مبارزه كند و از اين راه به نور ياري دهد.

    پيروان اين آيين بايد با نابرابريهاي اجتماعي نيز، كه كينه‌ها و دشمنيها از آن برمي‌خيزند، مبارزه كنند و آنها را ازميان ببرند و به جايشان صلح و آشتي و برابري را بنشانند.

    وبگاه تاریخ ما : tarikhema.org


    کانال تلگرام تاریخ ما : t.me/tarikhema
    #4 ارسال شده در تاريخ 3rd November 2013 در ساعت 12:35

  5. babiz آواتار ها
    babiz
    مدیر سابق
    Nov 2011
    84,119
    31,889
    تشکر شده : 43,718

    پیش فرض

    مزدک و مانی

    مزدك مانند ماني از كشتن حيوانات و خوردن گوشت و شهوت‌پرستي و مال‌اندوزي و آسايش‌طلبي بيزار بود. بر اين باور بود كه انسان بايد با رياضت و سختي كشيدن و تن به رنج و دشواري سپردن خود را از آلودگيها و پليديهاي درون پاك كند.

    مزدك نيز، مانند ماني، همهٌ انسانها را برابر مي‌شمرد و اين انديشه را كه شاه داراي «فرّهٌ ايزدي» و اشراف برخوردار از خون و نژاد پاك هستند و مردمان فرودست و لايه‌هاي پايين جامعه خون و نژادشان آلوده است، به‌كلّي، مردود مي‌شمرد. از همين‌رو، كينهٌ شاه، اشراف و موبدان زرتشتي را عليه خود برانگيخت و سرانجام جان بر سر اين آرمان انساني و والاي خود نهاد.

    در نخستين سالهاي پادشاهي قباد ،مرد انديشمندي به نام مزدک پسر بامداد با تلفيق دين ماني و زرتشت و عقايد افلاطون (در کتاب جمهوريت)،کيش و آئين تازه اي عرضه داشت که اساس آن براصلاحات اجتماعي بود و مي توان آن را نوعيکمونيسم يا مسلک اشتراکي دانست.غالب مورخان قديم،مزدک را به اعتقاد به اشتراکي بودن زن متهم کرده وي را شخصي اباحي(ملحدي که همه چيز را مباح شمارد)معرفي نموده و در باره ي او به جعل اخبار دروغين پرداخته اند.

    اما بايد دانست که مزدک مردي زاهد و پرهيزگار بود و چون از برگزيدگان و روحانيون مانوي به شمار مي رفت، از خوردن گوشت و معاشرت با زنان خودداري مي کرد و در واقع اين دو کار را بر خود حرام مي دانست.

    مزدک مي گفت:از آنجا که کينه ها و نا سازگاريها همه از نا برابري بين افراد سر چشمه مي گيرد،لازم است عدم مساوات از ميان بر داشته شود.خداوند همه ي وسايل زندگي را در دسترس بندگان خويش قرار داده است تا آن را به طور برابر ميان خود قسمت کنند،به نحوي که هيچ کس محق و ماذون نيست که بيش از ديگران صاحب مال و زن باشد.

    به عقيده ي مزدک پنج نوع بدي،آدمي را از راستي باز مي دارد :
    تعصب،خشم،انتقام،نياز و مالکيت ـکه به نظر وي نوع اخير از همه مهمتر است کسي که از بدي ها بپر هيزد،به خدا مي پيوندد.
    او مي گفت نا برابري در ثروت،تعصب و مالکيت و نياز را به وجود مي آ ورد و در نتيجه ي آنها،خشم و انتقام بين مردم پديد مي گردد.
    پس بر بينوايان و بي چيزان واجب است که بر عليه ثروتمندان سنگدل بستيزند و نگذارند توانگران هر روز توانگرتر و ناتوانان هر روز ناتوانتر شوند.خداوند همه ي بندگان را دوست دارد و نعمت وثروت را در اختيار همه گذاشته است.

    زرتشت خورگان که استاد مزدک بوده است از اهالي اين شهر است که سالها در بيزانس (روم شرقي) بسر مي‌‌برد و در آنجا با کتب فلسفي يوناني از جمله جمهوريت افلاطون آشنايي پيدا کرد و تحت تأثير انديشه مدينه فاضله افلاطون قرار گرفت. افکار زرتشت خورگان که بيشتر جنبه اقتصادي و اجتماعي داشت، توسط شاگردانش مزدک به جامعة ايراني معرفي شد. مي‏گويند باني اصلي آيين مزدکي مردي زردشت نام از اهل فسا بود و به نوعي مانويت دعوت مي‏کرد مخالف کيش رسمي مانوي. اين مرد دعوت خود را در روم ظاهر کرد و سپس به ايران سفر کرد و به دعوت پرداخت. در روم اين شخص به نام‏«بوندس‏»معروف بوده است. پس نتيجه‏ اين مي‏شود که فرقه مورد بحث ما يکي از شعب مانويه بوده که قرب دو قرن‏ قبل از مزدک در کشور روم تأسيس يافته و مؤسس آن يکنفر ايراني زردشت‏ نام پسر " خورگان " از مردم " پسا " بوده است.

    از اشارات‏ مندرجه در کتب عربي چنين مستفاد مي‏شود که زردشت (فسائي) پيشوايي بوده‏ که دعوت او فقط جنبه نظري داشته است، اما مزدک که مرد عمل بوده و به‏ قول طبري در نزد طبقه عامه خليفه زردشت به شمار مي‏آمده است، رفته رفته‏ نام مؤسس اصلي را تحت الشعاع قرار داد و در همان عهد خود، فرقه را به‏ اسم مزدکيه مشهور نمود ...

    وبگاه تاریخ ما : tarikhema.org


    کانال تلگرام تاریخ ما : t.me/tarikhema
    #5 ارسال شده در تاريخ 3rd November 2013 در ساعت 12:35

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •