حسابداری مالی - صفحه 2
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 27

موضوع: حسابداری مالی

  1. roya66 آواتار ها
    roya66
    کاربر سایت
    Jan 2010
    308
    476
    تشکر شده : 167

    پیش فرض

    1- ثبت هاي نقدينگي: توانايي واحد تجاري نسبت به بازپرداخت بدهيهاي جاري .
    2- ثبت هاي فعاليت: كاربرد منابع مالي يا دارئي ها در اختيار مديران .
    3- ثبت هاي سرمايه گذاري: نحوه تركيب سرمايه شركت و ميزان بازيافت مطالبات توسط طلبكاران و وام دهندگان مؤسسه .
    4- ثبت هاي سود آوري: ميزان سود آوري مؤسسه را بيان مي كند.
    2-1-8 – نسبت هاي نقدينگي
    مهمترين نسبت هاي نقدينگي :
    الف : نسبت جاري :
    از تقسيم مجموع اقلام دارائي جاري ترازنامه بر تمام اقلام بدهي جاري ثبت جاري مشخصي مي گردد .
    مثال :
    مجموع دارائي جاري شركت فردين 24000000 ريال و مجموع بدهي جاري
    شركت 8000000 ريال است. نسبت جاري را تعيين كنيد .
    نسبت جاری = دارایی جاری بر روی بدهی جاری 3 = 8000000 / 24000000

    نسبت جاري 3 مي باشد .


    يعني در مقابل هر يك ريال بدهي 3 ريال دارائي .
    هر قدر نسبت جاري بزرگتر باشد قدرت بازپرداخت بدهي جاري افزايش مي يابد و طلبكاران با اطمينان خاطر بيشتر وام يا خدمات يا كالا در اختيار شركت قرار خواهند داد .
    ب : ثبت آني يا سريع يا فوري
    از تقسيم دارائيهاي زود نقد شونده بر بدهيهاي جاري نسبت آني حاصل مي شود دارائيهاي جاري به دو دسته تقسيم مي شوند يكي دارائيهاي جاري سيال يا زود نقد
    و دوم دارائي هاي جاري غيرآني يا غير سيال كه بايد در جريان فروش قرار گيرند. و تبديل به نقد شوند. مثل موجوديهاي كالا يا دارائيهاي جاري مصرف شونده .
    3-1-8- نسبت هاي فعاليت :
    مهمترين نسبت هاي فعاليت عبارتند از :
    الف: ثبت دوره وصول مطالبات .
    براي تعيين نسبت دورة وصول مطالبات علاوه بر ترازنامه پايان دوره مالي داشتن مانده اول دورة حسابداري دريافتي واسناد دريافتي وميزان فروش نسيه هم لازم است
    و براي تعيين اين ثبت ابتدا بايد گردش مطالبات و يا دفعات گردش تعيين شود و براي تعيين گردش بايد توسط مطالبات محاسبه شود .
    متوسط مطالبات يعني مجموعه مانده حسابهاي دريافتي و اسناد
    تجاري در اول و آخر دوره مالي را بر 2 تقسيم مي كنيم تا مشخص شود بعد از تعيين متوسط مطالبات مجموع فروش نسيه دوره را بر متوسط مطالبات تقسيم مي كنند
    تا دفعات گردش به دست آيد . آنگاه سال را بر حسب روز كه 360 روز مقرر شده بر دفعات گردش مطالبات تقسيم مي كنند . پس نسبت وصول مطالبات شخصي مي شود.
    ب: دوره گردش كالا و دفعات گردش كالا :

    براي محاسبه دفعات گردش كالا : اطلاعات لازم از صورت حساب سود و زيان استخراج مي شود . موجودي كالاي اول دوره و موجودي كالاي
    پايان دوره و بهاي تمام شده كالاي فروش رفته اطلاعاتي هستند كه لازم است ابتدا از تقسيم مجموع موجودي كالاي اول و آخر دوره بر عدد 2 ميانگين كالا مشخص مي كنند
    و سپس بهاي تمام شده كالاي فروش رفته را بر متوسط موجودي كالا تقسيم مي كنند تا دفعات گردش كالا معين شود . از تقسيم نمودن 360 روز بر دفعات گردش كالا دوره گردش به دست مي آيد .
    پ: دوره گردش عمليات :
    مؤسسات فروش كالا دو نوع است :
    كه كالا را از منابع ديگر خريداري و به مشتري عرضه مي كند كه اين مؤسسات صرفاً تجاري يا بازرگاني هستند .
    مؤسسات فروشنده كالا كه كالا را راساً مي سازند وسپس مي فروشند كه به آنها توليدي مي گويند و دوره گردش عمليات شامل مدت زمانيكه كالا ساخته مي شود .
    ت: نسبت كالا به سرمايه در گردش :
    سرمايه در گردش عبارت است از دارائي جاري منهاي بدهي جاري از تقسيم نمودن موجودي كالا مؤسسه بر سرمايه در گردش ، نسبت كالا به سرمايه در گردش حاصل مي شود .
    ت: نسبت كالا به سرمايه در گردش :
    سرمايه در گردش عبارت است از دارائي جاري منهاي بدهي جاري از تقسيم نمودن موجودي كالا مؤسسه بر سرمايه در گردش ، نسبت كالا به سرمايه در گردش حاصل مي شود .
    براي تعيين ثبت گردش در سرمايه جاري بايد فروش خالص را بر سرمايه در گردش تقسيم كنند تا ثبت معين گردد .
    ج: دوره بازپرداخت بستانكاران
    براي برنامه ريزي و بودجه بندي پرداخت به بستانكاران درهرماه و ميزان
    وجه نقدي به شركت بايد در هرماه براي پرداخت به بستانكاران فراهم سازد. ضمناً بستانكاران محاسبه تاريخ دريافت طلب خود را از شركت با آن پيش بيني مي كند بستانكاران بايد ايام يكسال رابر دفعات پرداختي به بستانكاران تقسيم كند.
    بر تعيين دفعات بازپرداخت به بستانكاران بايد قيمت تمام شده كالاي خريداري شده دوره را بر متوسط بستانكاران تقسيم كنند و براي تعيين متوسط بستانكاران مجموع مانده حسابهاي پرداختي ، تجاري و اسناد پرداختي تجاري يا
    بستانكاران تجاري را در ابتدا و پايان دوره مالي را بر 2 تقسيم نمايند .
    4-1-8- نسبت هاي سرمايه گذاري :
    2 نوع اند :
    يكي : نسبت دارائي ثابت به ارزش ويژه كه ميزان سرمايه گذاري در دارائي ثابت به مؤسسه با آن سنجيده مي شود .
    ديگري : ثبتهاي اهرمي هستند كه ثبت بدهيها رابه ارزش ويژه تعيين مي كنند يعني تعيين كننده در ساختار ارزش ويژه شركت انواع بدهي به چه نسبت تركيب شده اند و
    چون بدهي ها به دو دسته بدهي هاي جاري و بلند مدت تقسيم مي شد ثبت هاي اهرمي 3 حالت دارند . يكي ثبت كل بدهي به ارزش ويژه دومي ثبت بدهي هاي جاري به ارزش ويژه سوم ثبت بدهي هاي بلند مدت به ارزش ويژه .
    اين بدهي ها امكانات سود دهي مؤسسه يا بهره گيري فرد را افزايش مي دهند و مانند يك اهرمي نيروي مضاعفي به انسان مي دهند و چون مؤسسات با كسب بدهي به نيروي مضاعفي
    اين بدهي ها امكانات سود دهي مؤسسه يا بهره گيري فرد را افزايش مي دهند و مانند يك اهرمي نيروي مضاعفي به انسان مي دهند و چون مؤسسات با كسب بدهي به نيروي مضاعفي
    منظور ارزش ويژه :
    الف: ثبت دارائي ثابت به ارزش ويژه :
    از تقسيم جمع بهاي دارائيهاي ثابت به ارزش ويژه شركت ثبت دارائيهاي ثابت به ارزش وبژه حاصل مي شود . معمولاً اين
    ثبت براي مؤسسات توليدي و يا صنعتي به لحاظ نياز صنعت و توليد به سرمايه گذاريهاي بلند مدت بين 75% تا 100% مناسب است ولي در مؤسسات تجاري اين ثبت بين 20% تا 50% است .
    ب: ثبت كل بدهي :
    خارج قسمت كل بدهي مؤسسه تقسيم بر ارزش ويژة شركت :
    اين ثبت ميزان مالكيت طلبكاران و صاحب يا صاحبان شركت در شركت را نشان مي دهد از
    نظر طلبكار زير يك بودن خوب است ولي شركت بالاتر از يك را بد نمي داند. اما از نظر طلبكاران اگر بيش از 1 باشد نشان دهنده ورشكستگي شركت و طلب آنان قابل وصول نمي باشد.
    پ: نسبت بدهي جاري به ارزش ويژه :
    از تقسيم مجموع بدهي هاي جاري مؤسسه بر ارزش ويژه حاصل مي شود. ميزان بستانكاران جاري ثبت به مالكيت صاحب يا صاحبان مؤسسه. اين ثبت به طلبكاران
    كوتاه مدت مؤسسه ميزان اطمينان از بازيافت طلب آنان را از طرف مؤسسه نشان مي دهد .
    ت: ثبت بدهيهاي بلند مدت به ارزش ويژه :
    ميزان ظرفيت وام گيري از منابع وام دهندگان را بيان مي كند هر قدر اين
    ثبت كوچك باشد ،آسان اخذ وام براي مؤسسه بيشتر خواهد شد.
    5-1-8- نسبتهاي سودآوري :
    نسبتهاي سودآوري كاركرد مديران و مؤسسه را از نظر بازدهي سود تشريح مي كند . معمولاً سودآوري و
    معتبر بودن مؤسسه دو موضوعي است كه بيشتر مورد علاقه صاحبان و مشتريان مؤسسه است و ثبتهايي كه سودآوري يا شاخصهاي سودآوري مورد توجه آنان قرار مي گيرد.
    مهمترين ثبت ها براي سود آوري :
    الف : بازده فروش :
    از تقسيم سود ويژه به فروش خالص ضرب در عدد 100 ، درصد بازده فروش مشخص مي شود .
    مثلاً : سود خالص شركت سامان 4500000 ريال
    و فروش خالص شركت 135000000 ريال است . بازده فروش چند درصد است ؟

    %33 = 4500000 / 135000000

    3 / 1 هر ريال فروش سود ويژه است .

    ب: بازده ارزش ويژه :
    اين درصد نشان مي دهد كه در قبال حقوق صاحب يا صاحبان مؤسسه(سرمايه گذاري آنان)چند درصد سود، نصيب آنان شده است براي محاسبه بازده ارزش
    ويژه سود خالص را بر ارزش ويژه تقسيم و در عدد 100ضرب مي كنند تا در صد بازده ارزش ويژه حاصل گردد .
    پ: درصد بازده دارايي :
    اين درصد براي سنجش بازدهي دارايي و يا در واقع براي بكارگيري
    درائيها براي كسب وكار مورد استفاده قرار مي گيرد و در واقع شاخص نهايي براي سنجيدن استفاده بهينه از دارائيها مي باشد تفاوت آن درصد و درصد بازده، ميزان سود آوري بدهيها يا سود آوري اهرمي ناميده مي شود .
    ت: نسبت بازده سرمايه در گردش ودرصد بازده سرمايه در گردش :
    اگر سود ويژه بر سرمايه در گردش تقسيم شود ثبت بازدهي سرمايه در گردش مشخص مي شود واگر ثبت مزبور را در عدد 100 ضرب كنند درصد بازدهي سرمايه در گردش مشص خواهد شد .
    مثال :
    در شركت ماهان اگر دارائي جاري،15000000ريال باشد چون بدهي شركت معادل 40% دارائيها بود يعني 11200000ريال لذا سرمايه در گردش مبلغ 3800000 ريال مي شود .
    سرمايه در گردش و بازده سرمايه در گردش
    3800000= 11200000-15000000

    79%=3800000 / 6800000
    اين درصد ، در صد مطلوبي است .
    6-1-8- ساير نسبت ها
    الف : سود به نسبت هر سهم eps :
    سود به نسبت هر سهم يا سود خام هر سهم حكايت از تقسيم سود ويژه
    بر تعداد سهام عادي سود به نسبت هر سهم شخص مي شود از مقايسه اين نسبت تمايل به خريد سهام شركت در خريداران شخص مي شود و از طرف ديگر نسبت قيمت
    سهام سودبه نسبت هرسهم سنجيده مي شود و ارزش سهام در بازار تعيين مي شود.
    ب: بازده سرمايه گذاري (نسبت يابي دو پانت ) :
    اين بازده كه ميزان سود آوري فعاليت هاي يك مؤسسه مي باشد از حاصلضرب بازده فروش در نسبت گردش دارايي حاصل مي گردد .
    2-8- تجزيه و تحليل مقايسه اي .

    در تجزيه و تحليل مقايسه اي صورتهاي مالي چند دوره پياپي از طريق مقايسه نسبتهاي ترازنامه اي و سودوزياني كه بطريق تجزيه وتحليل دروني محاسبه و اندازه گيري شده اند ، به تجزيه و تحليل صورتهاي مالي وكاركرد مؤسسه مي پردازند . با مقايسه نسبت ها و درصدهاي چند دورة مالي مي توان به روند فعاليت و سود دهي مؤسسه در گذشته و پيش بيني آنها در آينده پي برد .
    علاوه بر نسبت ها ساير اطلاعات تهيه شده در طي چند دوره نيز مورد مقايسه قرار گرفته و روند يابي مي شود تا كاهش يا افزايش يا سير صعودي يا نزولي فعاليت هاي مؤسسه را درسوددهي وبازدهي سرمايه آشكار نمايد .
    1-2-8- روند فروش .
    از مقايسه صورت حساب سود و زيان چند دوره متوالي روند فروش خالص را چند دوره متوالي مشخص مي كنند وعلاوه بر آن روند فروش در دوره هاي مهم تاريخ با
    مؤسسات مشابه ديگر مقايسه مي گردد افزايشها يا كاهشهاي ناگهاني در مقايسه روند فروش در چند سال پياپي در خود مؤسسه و در مقايسه با ساير مؤسسات تحليل گر را وادار مي كند
    تا به يافتن علل بپردازد و سهم بازار و مديريت در مؤثر بودن تغييرات را كشف نمايد در تعيين تغييرات افزايش يا كاهش نه تنها كاهش و افزايش روند قيمتها و منابع فروش بلكه روند ميزان و مقدار فروش را هم بايد در نظر داشت .
    3-2-8- روند سود
    از مقايسه سود ويژه چند دوره پياپي ، روند سود مؤسسه در سنوات اخيرآن حاصل مي گردد اگر روند سود مثبت باشد يعني نوسان منفي نداشته باشد نشانه كاركرد
    خوب مؤسسه است روند سود ارتباط مستقيم با روند فروش دارد يعني در حالت عادي افزايش فروش منجر به افزايش سود مي شود و برعكس كاهش فروش باعث كاهش سود مي گردد
    مسلم است كه كاهش فروش تا حد نقطه سر به سر باعث صفر شدن سود مي گردد بنابراين روند سود از نقطه سر به سر به بعد شروع مي گردد . هر چند
    روند فروش افزايش يابد روند سود نيز اضافه خواهد شد . افزايش روند سود با فرض عادي بودن هزينه ها وجود خواهد داشت اما در صورت افزايش ناگهاني هزينه ها و مواد يا ماليات ها ممكن است افزايش فروش منجر به افزايش سود نگردد .
    3-2-8- روند ارزش ويژه :
    از مقايسه حقوق صاحبان سهام در ترازنامه چند دورة پياپي روند ارزش ويژه مشخص مي گردد اگر روند ارزش ويژه افزايش را در سنوات اخير نشان دهد
    و يا اگر كاهش را نمايان سازد بايستي تحليل گر علل افزايش وكاهش ارزش ويژه را بررسي وتحليل نمايد .
    افزايش ارزش ويژه از محل عدم تقسيم سود و تبديل سود ويژه دوره مالي به سود
    انباشته يا سنواتي مي باشد اندوخته ها نيز سهم اختصاص يافته اي از انباشته ها هستند كه ارزش ويژه را افزايش مي دهند . افزايش ارزش ويژه در اثر افزايش سود ويژه دوره مالي به سود انباشته ،
    نشانه مطلوبيت مديريت وكارائي مؤسسه خواهد بود در بررسي روند ارزش ويژه بايد تغييرات كاهش و افزايش ارزش حاصل از عمليات روند تجاري و سود از يكديگر تفكيك شوند .
    4-2-8 – روند سرمايه در گردش :
    از مقايسه سرمايه در گردش چند دوره پياپي روند سرمايه در گردش حاصل مي گردد اگر روند سرمايه درگردش از سال پايه تا سال جاري،
    داراي افزايش تدريجي باشد و شتاب با افزايش روند عمليات سرمايه در گردش، افزايش يافته باشد مؤسسه مطلوبترين روند سرمايه در گردش را دارد. بر عكس اگر سرمايه در
    گردش داراي كاهش تدريجي باشد نامطلوب واگر بدهي جاري نيز متناسب با سرمايه در گردش روند كاهش نداشته باشد كاهش تدريجي سرمايه در گردش نشانه در خطر افتادن مؤسسه خواهد بود .
    5-2-8- روند نسبتها .
    بررسي روند نسبتها و درصدها نيز براي نشان دادن نحوه كاركرد و مطلوبيت يا نامطلوب بودن روند عمليات در مؤسسه، ضروري مي باشد از مقايسه نسبتهاي سنوات اخير، روند نسبتها حاصل مي گردد .
    الف: روند نسبتهاي جاري و آني در صورتي كه سير صعودي داشته باشد مطلوب و در صورت يكنواخت بودن خوب خواهد بود .
    ب: روند دورة وصول مطالبات در صورتي كه يكنواخت بوده و در ساليان اخير مشابه باشد مطلوب مي باشد .
    پ: افزايش روند نسبت دارايي ثابت به ارزش ويژه ، دلالت بر سرمايه گذاري غير ضروري و بيش از توان مؤسسه خواهد بود.
    ت: چنانچه روند نسبت بدهي به ارزش ويژه سير
    نزولي داشته باشد نشانه اداي به موقع تعهدات مؤسسه مي باشد و باعث خوشنامي خواهد بود.
    تجزيه و تحليل سرمايه در گردش :
    افزايش يكنواخت سرمايه در گردش به صورت هماهنگ با عمليات يك مؤسسه و
    يا كاهش هماهنگ آن در زمان كاهش عمليات يك مؤسسه، نشانه مناسب بودن سياست مالي مديران مؤسسه مي باشد . چون سرمايه در گردش با سرمايه جاري تفاوت دارايي جاري منهاي بدهي جاري مي باشد.
    از افزايش يكسان در دارايي جاري و بدهي جاري و يا برعكس كاهش مشابه در دارايي جاري و بدهي جاري ، تغيير مبلغ در سرمايه در گردش را بوجود نمي آورد ممكن است
    اجزاي سرمايه در گردش بدون افزايش يا كاهش در سرمايه در گردش تغييراتي دروني داشته باشد .
    1-3-8- شناسايي تغييرات سرمايه در گردش .
    الف : بدهي جاري و دارائي جاري:
    بدهي جاري را از دارايي جاري كسر مي كنند وسرمايه در گردش
    حاصل مي شود . اگر بدهي جاري اضافه شود و مبلغ اضافي بدهي در اقلام دارايي جاري اضافه گردد تغييري در سرمايه در گردش به وجود نمي آورد .
    ب: تغييرات دارايي ثابت :
    در صورتي كه افزايش داراييها ثابت و يا غير جاري از محل دارايي جاري صورت گيرد باعث كاهش سرمايه در گردش مي شود . زيرا كاهش دارايي جاري منجر به كاهش سرمايه در گردش مي گردد .
    پ: تغييرات در بدهي بلند مدت :
    بدهيهاي بلند مدت اگر به دارايي جاري واريز شوند . دارايي جاري را افزايش مي دهند و برعكس اگر از دارايي جاري بازپرداخت گردند، دارايي جاري را كاهش مي دهند .
    اگر بدهي بلند مدت به بدهي جاري تبديل شوند ، بدهي جاري افزايش مي يابد .
    ت: تغييرات درحقوق صاحبان سهام :
    افزايش حقوق صاحبان سهام اگر به صورت واريز به دارايي جاري صورت گيرد .
    دارايي جاري را اضافه نموده و سرمايه درگردش اضافه خواهد شد .
    4-8-تجزيه و تحليل خطر سنجي :
    تجزيه وتحليل خطر سنجي به آينده نظر دارد و خطرات آينده را براي فعاليتهاي
    تجاري وتوليدي وخدماتي پيش بيني نموده و با انجام برنامه ريزي هاي صحيح و بودجه نويسي خطرات سرمايه گذاري را به حداقل كاهش مي دهد . خطر سنجي بحث آينده گري اساس كار را تشكيل مي دهد .
    1-4-8- بودجه و برنامه ريزي :
    بودجه به برنامه مالي يك شركت براي رسيدن به هدفي كه در تحليل سود شخص گرديده تعريف مي شود . هدف تنظيم واجراي بودجه ، حفظ سرمايه وتأمين سود مورد نظر صاحبان و مديران مؤسسه است .
    براي رسيدن به هدف برنامه ريزي يعني نحوه و ميزان به كارگيري ، نيروي انساني ، سرمايه و مواد لازم است . به منظور حصول هدف، برنامه ريزي ضروري بوده و براي برنامه ريزي تنظيم بودجه توسط شخص با قسمت شخص از شركت با كسب اطلاعات مورد نياز انجام مي شود .
    پيش بيني فروش شركت از نظر مقداري و ريالي ، اولين گام تنظيم بودجه را تشكيل مي دهد . با پيش بيني فروش مقدار توليد شركت تعيين مي گردد و متعاقب آن هزينه هاي توليد هزينه عمومي اداري وهزينه هاي توزيع وفروش پيش بيني شده و سود مورد نظر تعيين مي گردد .
    4-8- تجزيه و تحليل خطر سنجي.
    تجزيه وتحليل خطر سنجي به آينده نظر دارد و خطرات آينده را براي فعاليتهاي تجاري و توليدي و خدماتي پيش بيني نموده و با انجام برنامه ريزي هاي صحيح و
    بودجه نويسي خطرات سرمايه گذاري را به حداقل كاهش مي دهد . خطر سنجي بحث آينده گري اساس كار را تشكيل مي دهد .
    1-4-8- بودجه و برنامه ريزي .
    بودجه به برنامه مالي يك شركت براي رسيدن به هدفي كه در تحليل سود شخص گرديده تعريف مي شود .
    هدف تنظيم و اجراي بودجه ، حفظ سرمايه و تأمين سود مورد نظر صاحبان و مديران مؤسسه است . براي رسيدن به هدف برنامه ريزي يعني نحوه و ميزان به كارگيري ، نيروي انساني ، سرمايه و مواد لازم است .
    به منظور حصول هدف، برنامه ريزي ضروري بوده و براي برنامه ريزي تنظيم بودجه توسط شخص با قسمت شخص از شركت با كسب اطلاعات مورد نياز انجام مي شود .
    پيش بيني فروش شركت از نظر مقداري و ريالي ، اولين گام تنظيم بودجه را تشكيل مي دهد .
    با پيش بيني فروش مقدار توليد شركت تعيين مي گردد ومتعاقب آن هزينه هاي توليد هزينه عمومي اداري وهزينه هاي توزيع وفروش پيش بيني شده و سود مورد نظر تعيين مي گردد .
    2-4-8- خطر سنجي بودجه .
    صورتهاي مالي اطلاعات جامع مفيدي دارند واز روي صورتهاي مالي ، با تقريب مي توان پيش بيني بسياري از احتمالات آينده موفق گرديد . در پيش بيني يا آينده نگري ، عمليات انجام شده
    تجزيه و تحليل گشته و از طريق تجزيه وتحليل هاي دروني ، تجزيه وتحليل مقايسه اي وتجزيه وتحليل سرمايه در گردش ، وضعيت گذشته وحال مؤسسه را به طور واضح مشخص نموده وپس با بودجه نويسي ، برنامه آينده را مشخص مي سازيم .
    مهمترين مسئله در يك مؤسسه براي آينده ، نحوة فراهم نمودن وجوه نقد مورد نياز به كار انداختن منابع نقدي و غير نقدي براي انجام فعاليتهاي شركت با تأمين حداكثر سود مي باشد .
    #11 ارسال شده در تاريخ 27th December 2010 در ساعت 16:00

  2. roya66 آواتار ها
    roya66
    کاربر سایت
    Jan 2010
    308
    476
    تشکر شده : 167

    پیش فرض

    هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌ عبارت‌ از ارائـه‌ اطلاعاتي‌ تلخيص‌ و طبقه‌بندي‌ شده‌ درباره‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ است‌ كه‌ براي‌ طيفي‌ گسترده‌ از استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ در اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ مفيد واقع‌ گردد. . اعتقاد براين‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ صورتهاي‌ مالي‌ معطوف‌ به‌ تأمين‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ سرمايه‌گذاران‌ باشد ، اكثر نيازهاي‌ ساير استفاده‌كنندگان‌ را نيز در حد توان‌ برآورده‌ مي‌كند بنابراين هدف اصلي گزارشگري مالي تهيه اطلاعات مفيد جهت تصميم گيريهاي سرمايه گذاري و اعتباردهي مي باشد.
    اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ توسط‌ استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ مستلزم‌ ارزيابي‌ توان‌ واحد تجاري‌ جهت‌ ايجاد وجه‌ نقد و زمان‌ و قطعيت‌ ايجاد آن‌ است‌. ارزيابي‌ توان‌ ايجاد وجه‌ نقد از طريق‌ تمركز بر وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و جريانهاي‌ نقدي‌ واحد تجاري‌ و استفاده‌ از آنها در پيش‌بيني‌ جريانهاي‌ نقدي‌ مورد انتظار و سنجش‌ انعطاف‌پذيري‌ مالي‌، تسهيل‌ مي‌گردد.
    واحدگزارشگر: به‌ يك‌ واحد تجاري‌ منفرد يا گروه‌ واحدهاي‌ تجاري‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ موضوع‌ يك‌ مجموعه‌ صورتهاي‌ مالي‌ مشخص‌ است‌ كه‌ بنابر الزامات‌ قانوني‌، قراردادي‌ يا عرفي‌ و به‌منظور رفع‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ استفاده‌كنندگان‌ تهيه‌ و ارائه‌ مي‌شود.

    يك‌ مجموعه‌ كامل‌ صورتهاي‌ مالي‌ شامل‌ ترازنامه‌، صورت‌ سود و زيان‌، صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ و صورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد (كه‌ از اين‌ به‌ بعد صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ ناميده‌ مي‌شود) و يادداشتهاي‌ توضيحي‌ مي‌باشد.مسئوليت‌ تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ با هيأت‌مديره‌ يا ساير اركان‌ اداره‌كننده‌ واحد تجاري‌ است‌.

    ترازنامه: وضعيت‌ مالي‌ يك‌ واحد تجاري‌ دربرگيرنده‌ منابع‌ اقتصادي‌ تحت‌ كنترل‌ آن‌، ساختار مالي‌ آن‌، ميزان‌ نقدينگي‌ و توان‌ بازپرداخت‌ بدهيها و ظرفيت‌ سازگاري‌ آن‌ با تغييرات‌ محيط‌ عملياتي‌ است‌. اطلاعات‌ درباره‌ وضعيت‌ مالي‌ در ترازنامه‌ ارائه‌ مي‌شود.
    ترازنامه‌ بايد حداقل‌ حاوي‌ اقلام‌ اصلي‌ زير باشد:
    الف‌ . داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود
    ب‌ . داراييهاي‌ نامشهود
    ج‌ . سرمايه‌گذاريها
    د . موجودي‌ مواد و كالا
    ه . حسابها و اسناد دريافتني‌ تجاري‌ و ساير حسابهاو اسناد دريافتني‌
    و . موجودي‌ نقد
    ز . حسابها و اسناد پرداختني‌ تجاري‌ و ساير حسابها و اسناد پرداختني‌
    ح‌ . ذخيره‌ ماليات‌ ،
    ط‌ . ذخيره‌ مزاياي‌ پايان‌ خدمت‌ كاركنان‌
    ي‌ . بدهيهاي‌ بلندمدت‌
    ك‌ . سهم‌ اقليت‌
    ل‌ . سرمايه‌ و اندوخته‌ها

    صورت سود و زيان:عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ دربرگيرنده‌ بازده‌ حاصل‌ از منابع‌ تحت‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ است‌. اطلاعات‌ درباره‌ عملكرد مالي‌ درصورت‌ سود و زيان‌ و صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ ارائه‌ مي‌شود.
    صورت‌ سود و زيان‌ بايد حداقل‌ شامل 10 قلم باشد :
    الف‌ . درآمدهاي‌ عملياتي‌
    ب‌ . هزينه‌هاي‌ عملياتي‌
    ج‌ . سود يا زيان‌ عملياتي‌
    د . هزينه‌هاي‌ مالي‌
    ه . ساير درآمدها و هزينه‌هاي‌ غيرعملياتي‌
    و . ماليات‌ بردرآمد
    ز . سود يا زيان‌ فعاليتهاي‌ عادي‌
    ح‌ . اقلام‌ غيرمترقبه‌
    ط‌ . سهم‌ اقليت‌
    ي‌ . سود يا زيان‌ خالص‌

    صورت سود و زيان جامع :صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ به‌ عنوان‌ يك‌ صورت‌ مالي‌ اساسي‌ ، بايد كل‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ شناسايي‌ شده‌ طي‌ دوره‌ را كه‌ قابل‌ انتساب‌ به‌ صاحبان‌ سرمايه‌ است‌ ، به‌ تفكيك‌ اجزاي‌ تشكيل‌دهنده‌ آنها نشان‌ دهد. به عبارت ديگر تمام اقلامي كه حقوق صاحبان سهام را تغيير مي دهند بغير از آورده و ستانده صاحبان سهام در آن نمايش داده مي شود.

    صورت جريان وجه نقد: اطلاعات‌ در مورد جريانهاي‌ نقدي‌ درصورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد ارائه‌ مي‌شود. اين‌ اطلاعات‌ از جنبه‌اي‌ ديگر عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ را از طريق‌ انعكاس‌ مبالغ‌ و منابع‌ اصلي‌ جريانهاي‌ ورودي‌ و خروجي‌ وجه‌ نقد به‌ نمايش‌ مي‌گذارد.

    يادداشتهاي‌ توضيحي:‌ يادداشتهاي‌ توضيحي‌ و صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ يك‌ مجموعه‌ بهم‌پيوسته‌ مي‌باشند. نقش‌ يادداشتهاي‌ توضيحي‌، برجسته‌ نمودن‌ و تشريح‌ اقلام‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ است‌. افشاي‌ اطلاعات‌ در يادداشتهاي‌ توضيحي‌، نمي‌تواند ارائه‌ نادرست‌ يا حذف‌ اطلاعات‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ را تصحيح‌ يا توجيه‌ كند.

    اقلام اصلي صورتهاي مالي :
    1- دارايي : حقوق نسبت به منافع اقتصادي آتي يا ساير راههاي دستيابي مشروع به آن منافع كه در نتيجه معاملات يا ساير رويدادهاي گذشته به كنترل واحد تجاري درآمده است.
    2- بدهي : تعهد انتقال منافع اقتصادي توسط واحد تجاري ناشي از معاملات يا ساير رويدادهاي گذشته است.
    3- حقوق صاحبان سرمايه: باقيمانده‌كسر جمع‌ بدهيهاي‌ واحد تجاري‌ از جمع‌ داراييهاي‌ آن‌
    4- درآمد: عبارتست‌ از افزايش در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ بجز مواردي‌ كه‌ به‌ آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ مربوط‌ مي‌شود.
    5- هزينه‌:عبارتست‌ از كاهش در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ بجز مواردي‌ كه‌ به‌ ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ مربوط‌ مي‌شود.
    6- آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌: افزايش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ناشي‌ از سرمايه‌گذاري‌ در واحد تجاري‌ جهت‌ كسب‌ يا افزايش‌ حقوق‌ مالكانه را گويند.
    7- ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌: كاهش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ناشي‌ از انتقال‌ داراييها به‌صاحبان‌ سرمايه‌ يا ايجاد بدهي‌ در قبال‌ آنها به‌منظور كاهش‌ حقوق‌ مالكانه‌ و يا توزيع‌ سود را گويند.
    #12 ارسال شده در تاريخ 27th December 2010 در ساعت 16:01

  3. roya66 آواتار ها
    roya66
    کاربر سایت
    Jan 2010
    308
    476
    تشکر شده : 167

    پیش فرض

    صورت سود و زیان صورتی است که وضعیت فعالیتهای مالی یک موسسه و نتیجه آن را در یک تاریخ معین نشان می دهد . بنابراین بدون وجود صورت سود و زیان نمی توان از چگونگی فعالیتهای مالی طی یک دوره آگاه گردید .

    به طور کلی باید گفت که صورتهای مالی به منظور دادن اطلاعاتی در مورد قابلیت سودآوری و قدرت پرداخت بدهیهای واحدهای انتفاعی به استفاده کنندگان از این صورتها تهیه می گردند و صورت سود و زیان که از جمله مهمترین این صورتها هستند حاوی اطلاعاتی است که قابلیت سود آوری موسسه را نشان می دهد .

    به طور کلی هر فرد در زندگی روزانه اش می تواند میزان سود و زیان حاصل از دسترنجش را با یک تفریق ساده هزینه ها از درآمدها بدست آورد . دریک موسسه نیز وضعیت به همین طریق است و سود و زیان آن موسسه در طی دوره مالی به ترتیب زیر حاصل می گردد :

    هزینه ها در طی دوره مالی - درآمد در طی دوره مالی = سود ویژه در طی دوره مالی

    درآمد در طی دوره مالی - هزینه ها در طی دوره مالی = زیان ویژه در طی دوره مالی
    این صورت نیز دارای عنوانی مشتمل بر سه سطر است که سطر اول نام موسسه ای است که این صورت برای آن تهیه می گردد و سطر دوم نام صورت مالی یعنی صورت سود و زیان است و سطر سوم شامل دوره مالی که این صورت برای آن تهیه می گردد می باشد که به صورت برای سال / ماه منتهی به ...... نوشته می شود .

    برای تهیه صورت سود و زیان پس از نوشتن عنوان درآمدها را به صورت ستونی می نویسیم ، سپس هزینه ها را پس از جمع درآمدها می نویسیم و پس از آن جمع هزینه ها را از جمع درآمد کم می کنیم در صورتی که عدد مثبتی به دست آمد سود ویژه دوره مالی و در صورتی که عددی منفی به دست آمد زیان ویژه دوره مالی به دست می آید .

    البته این صورت سود و زیان از ساده ترین شکل صورتهای سود و زیان است که برای شرکتهای خدماتی مورد استفاده قرار می گیرد .
    #13 ارسال شده در تاريخ 27th December 2010 در ساعت 16:01

  4. roya66 آواتار ها
    roya66
    کاربر سایت
    Jan 2010
    308
    476
    تشکر شده : 167

    پیش فرض

    صورت حقوق صاحبان سرمایه ، یکی ازصورتهای مالی است که به وسیله آن میزان حقوق صاحبان سرمایه در انتهای دوره مالی محاسبه می گردد . معمولا صورت حقوق صاحبان سرمایه ، برخلاف ترازنامه که وضع مالی موسسه را در یک روز معین نشان می دهد ، تغییرات سرمایه یک موسسه را برای یک دوره ، مثلا یک ماه ، سه ماه و... نشان می دهد .

    باید توجه داشت که می توان این صورت را به طور جداگانه تهیه نمود و ضمیمه ترازنامه کرد یا اینکه عملیات مربوط به آن را در سمت چپ ترازنامه در قسمت حقوق صاحبان سرمایه عینا نشان داد.

    صورت حقوق صاحبان سرمایه نیز همانند سایر صورتهای مالی دارای عنوانی مشتمل بر سه سطر به شرح زیر می باشد :

    سطر اول : نام موسسه ای که این صورت مالی برای آن تهیه می گردد .
    سطر دوم : نام صورت مالی که همان صورت حقوق صاحبان سرمایه می باشد .
    سطر سوم : دوره مالی که این صورت برای آن تهیه می گردد .

    باید توجه داشت که ترازنامه وضع مالی یک موسسه را در یک روز معین نشان می دهد ، در حالیکه صورت حقوق صاحبان سرمایه ، تغییرات یک موسسه را در طی یک دوره مالی نشان می دهد در نتیجه قید کلمه برای سال منتهی به ......... یا برای ماه منتهی به ...... یا برای دوره مالی منتهی به .......... ضروری به نظر می رسد .
    #14 ارسال شده در تاريخ 27th December 2010 در ساعت 16:01

  5. roya66 آواتار ها
    roya66
    کاربر سایت
    Jan 2010
    308
    476
    تشکر شده : 167

    پیش فرض

    صورت هاي مالي

    هدف ارائه صورتهاي مالي
    هدف‌ صورتهاي‌ مالي‌ عبارت‌ از ارائـه‌ اطلاعاتي‌ تلخيص‌ و طبقه‌بندي‌ شده‌ درباره‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ است‌ كه‌ براي‌ طيفي‌ گسترده‌ از استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ در اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ مفيد واقع‌ گردد.
    استفاده كنندگان
    استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ به‌ اشخاصي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ جهت‌ رفع‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ متفاوت‌ خود از صورتهاي مالي‌ استفاده‌ مي‌كنند. تأمين‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ تمام‌ استفاده‌كنندگان‌ توسط‌ صورتهاي‌ مالي‌ امكان‌پذير نيست‌ ولي‌ نيازهايي‌ وجود دارد كه‌ براي‌ همه‌ استفاده‌كنندگان‌ مشترك‌ است‌ . بالاخص‌ همه‌ استفاده‌كنندگان‌ به‌ نوعي‌ به‌ وضعيت‌ مالي‌ ، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ علاقه‌مند هستند . اعتقاد براين‌ است‌ كه‌ هرگاه‌ صورتهاي‌ مالي‌ معطوف‌ به‌ تأمين‌ نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ سرمايه‌گذاران‌ باشد ، اكثر نيازهاي‌ ساير استفاده‌كنندگان‌ را نيز در حد توان‌ برآورده‌ مي‌كند . به‌عبارت‌ ديگر اطلاعات‌ تهيه‌ شده‌ براي‌ سرمايه‌گذاران‌ ، به‌ عنوان‌ يك‌ مرجع‌ اطلاعاتي‌ براي‌ ساير استفاده‌كنندگان‌ نيز مفيد است‌ چرا كه‌ اينان‌ مي‌توانند اطلاعات‌ مشخص‌تري‌ را كه‌ در معاملات‌ خود با واحد تجاري‌ بدست‌ مي‌آورند با اين‌ مرجع‌ اطلاعاتي‌ بسنجند .
    استفاده كنندگان از صورت هاي مالي به شرح ذيل مي باشند :
    1- سرمايه‌گذاران
    2- اعطاكنندگان‌ تسهيلات‌ مالي‌
    3- تأمين‌كنندگان‌ كالا و خدمات‌ و ساير بستانكاران‌
    4- مشتريان‌
    5- كاركنان‌ واحد تجاري‌
    6- دولت‌ و مؤسسات‌ دولتي‌
    7- جامعه‌ به‌طور اعم‌
    88- ساير استفاده‌كنندگان‌
    مسئوليت صورت هاي مالي

    مديريت‌ واحد تجاري‌ مسئول‌ تهيه‌ و ارائـه‌ صورتهاي‌ مالي‌ مي‌باشد.span style="mso-spacerun:yes"> مديريت‌ به‌ شكل‌ و محتواي‌ صورتهاي‌ مالي‌ علاقه‌مند است‌ زيرا اين‌ صورتها ابزار اصلي‌ انتقال‌ اطلاعات‌ مالي‌ در مورد واحد تجاري‌ به‌ اشخاص‌ خارج‌ از آن‌ است‌. مديريت‌ از اطلاعات‌ اضافي‌ در انجام‌ وظايف‌ برنامه‌ريزي‌، تصميم‌گيري‌ و كنترل‌ كمك‌ مي‌گيرد و قادر است‌ شكل‌ و محتواي‌ چنين‌ اطلاعات‌ اضافي‌ را در راستاي‌ رفع‌ نيازهاي‌ خود تعيين‌ كند. گزارش‌ چنين‌ اطلاعاتي‌ خارج‌ از دامنه‌ كاربرد اين‌ مجموعه‌ است‌. معهذا اطلاعات‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ منتشره‌ بايستي‌ با اطلاعات‌ مورد استفاده‌ مديريت‌ جهت‌ ارزيابي‌ وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ در تضاد نباشد.

    وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌

    اتخاذ تصميمات‌ اقتصادي‌ توسط‌ استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ مستلزم‌ ارزيابي‌ توان‌ واحد تجاري‌ جهت‌ ايجاد وجه‌ نقد و زمان‌ و قطعيت‌ ايجاد آن‌ است‌. ارزيابي‌ توان‌ ايجاد وجه‌ نقد از طريق‌ تمركز بر وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و جريانهاي‌ نقدي‌ واحد تجاري‌ و استفاده‌ از آنها در پيش‌بيني‌ جريانهاي‌ نقدي‌ مورد انتظار و سنجش‌ انعطاف‌پذيري‌ مالي‌، تسهيل‌ مي‌گردد.

    الف ) وضعيت‌ مالي‌ يك‌ واحد تجاري‌ دربرگيرنده‌ منابع‌ اقتصادي‌ تحت‌ كنترل‌ آن‌، ساختار مالي‌ آن‌، ميزان‌ نقدينگي‌ و توان‌ بازپرداخت‌ بدهيها و ظرفيت‌ سازگاري‌ آن‌ با تغييرات‌ محيط‌ عملياتي‌ است‌. اطلاعات‌ درباره‌ وضعيت‌ مالي‌ در ترازنامه‌ ارائه‌ مي‌شود.
    ب ) عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ دربرگيرنده‌ بازده‌ حاصل‌ از منابع‌ تحت‌ كنترل‌ واحد تجاري‌ است‌. اطلاعات‌ درباره‌ عملكرد مالي‌ درصورت‌ سود و زيان‌ و صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ ارائه‌ مي‌شود.
    ج ) اطلاعات‌ در مورد جريانهاي‌ نقدي‌ درصورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد ارائه‌ مي‌شود. اين‌ اطلاعات‌ از جنبه‌اي‌ ديگر عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ را از طريق‌ انعكاس‌ مبالغ‌ و منابع‌ اصلي‌ جريانهاي‌ ورودي‌ و خروجي‌ وجه‌ نقد به‌ نمايش‌ مي‌گذارد.
    د ) انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ عبارت‌ از توانايي‌ واحد تجاري‌ مبني‌بر اقدام‌ مؤثر جهت‌ تغيير ميزان‌ و زمان‌ جريانهاي‌ نقدي‌ آن‌ مي‌باشد به‌ گونه‌اي‌ كه‌ واحد تجاري‌ بتواند درقبال‌ رويدادها و فرصتهاي‌ غيرمنتظره‌ واكنش‌ نشان‌ دهد. مجموعه‌ صورتهاي‌ مالي‌، اطلاعاتي‌ را كه‌ جهت‌ ارزيابي‌ انعطاف‌پذيري‌ واحد تجاري‌ مفيد است‌ منعكس‌ مي‌كند.


    عناصر صورتهاي‌ مالي‌

    عناصر صورتهاي‌ مالي‌ عبارتند از :
    الف ) دارايي‌

    دارايي‌ عبارت‌ است‌ از حقوق‌ نسبت‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ يا ساير راههاي‌ دستيابي‌ مشروع‌ به‌آن‌ منافع‌ كه‌ درنتيجه‌معاملات‌يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ به‌ كنترل‌ واحدتجاري‌ درآمده‌ است‌.

    ب ) بدهي‌
    بدهي‌ عبارت‌ از تعهد انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ ناشي‌ از معاملات‌ يا ساير رويدادهاي‌ گذشته‌ است‌.

    ج ) حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌
    حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ عبارت‌ از باقيمانده‌اي‌ است‌ كه‌ از كسر جمع‌ بدهيهاي‌ واحد تجاري‌ از جمع‌ داراييهاي‌ آن‌ حاصل‌ مي‌شود.

    د ) درآمد
    درآمد عبارتست‌ از افزايش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ بجز مواردي‌ كه‌ به‌ آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ مربوط‌ مي‌شود.

    ه ) هزينه‌
    هزينه‌ عبارتست‌ از كاهش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ بجز مواردي‌ كه‌ به‌ ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ مربوط‌ مي‌شود.

    و ) آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌
    " آورده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ " عبارت‌ است‌ از افزايش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ناشي‌ از سرمايه‌گذاري‌ در واحد تجاري‌ جهت‌ كسب‌ يا افزايش‌ حقوق‌ مالكانه‌.

    ي ) ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌
    " ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ " عبارتست‌ از كاهش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ناشي‌ از انتقال‌ داراييها به‌صاحبان‌ سرمايه‌ يا ايجاد بدهي‌ در قبال‌ آنها به‌منظور كاهش‌ حقوق‌ مالكانه‌ و يا توزيع‌ سود.

    · هرقلمي‌ كه‌ در يكي‌ از تعاريف‌ عناصر صورتهاي‌ مالي‌ نگنجد نبايستي‌ در صورتهاي‌ مالي‌ منعكس‌ شود.


    شناخت‌ در صورتهاي‌ مالي‌

    شناخت‌، متضمن‌مشخص‌كردن‌ عنوان‌ و مبلغ‌ پولي‌ يك‌عنصر و احتساب‌ آن‌ مبلغ‌ در جمع‌ اقلام‌ صورتهاي‌ مالي‌ است‌.
    مراحل‌ شناخت‌
    شناخت‌ داراييها و بدهيها در سه‌ مرحله‌ انجام‌ مي‌شود:
    الف‌ ـ شناخت‌ اوليه‌ ، يعني‌ ثبت‌ يك‌ قلم‌ براي‌ اولين‌ بار به‌ منظور انعكاس‌ در صورتهاي‌ مالي‌.
    ب‌ ـ تجديد اندازه‌گيري‌ بعدي‌ ، يعني‌ تغيير مبلغ‌ پولي‌ قلمي‌ كه‌ قبلاً ثبت‌ و شناسايي‌ شده‌ است‌.
    ج‌ ـ قطع‌ شناخت‌، يعني‌ حذف‌ يك‌ قلم‌ قبلاً شناسايي‌ شده‌ از صورتهاي‌ مالي‌.

    معيارهاي‌ شناخت‌
    شناخت‌ اوليه‌

    يك‌ عنصر بايد در صورتهاي‌ مالي‌ شناسايي‌ شود اگر:
    الف‌ ـ شواهد كافي‌ مبني‌بر وقوع‌ تغيير در داراييها يا بدهيهاي‌ مستتر درآن‌ عنصر (ازجمله‌ درصورت‌ لزوم‌، شواهدي‌ مبني‌بر اينكه‌ يك‌ جريان‌ آتي‌ ورودي‌ يا خروجي‌ منافع‌ اتفاق‌ خواهد افتاد) وجود داشته‌ باشد،و
    ب‌ ـ آن‌ قلم‌ را بتوان‌ با قابليت‌ اتكاي‌ كافي‌ به‌ مبلغ‌ پولي‌ اندازه‌گيري‌ كرد.

    تجديد اندازه‌گيري‌ بعدي‌

    تغيير در مبلغ‌ دفتري‌ دارايي‌ يا بدهي‌ بايد شناسايي‌ شود اگر:
    الف‌ ـ شواهد كافي‌ مبني‌بر وقوع‌ تغيير در مبلغ‌ دارايي‌ يا بدهي‌ وجود داشته‌ باشد،و
    ب‌ ـ مبلغ‌ جديد دارايي‌ يا بدهي‌ را بتوان‌ با قابليت‌ اتكاي‌ كافي‌ اندازه‌گيري‌ كرد.
    قطع‌ شناخت‌

    ادامه‌ شناخت‌ يك‌ دارايي‌ يا بدهي‌ در صورتهاي‌ مالي‌ بايد قطع‌ شود اگر شواهد كافي‌ مبني‌بر دستيابي‌ به‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ يا تعهد انتقال‌ منافع‌ اقتصادي‌ (ازجمله‌ درصورت‌ لزوم‌، شواهدي‌ مبني‌ براينكه‌ جريان‌ آتي‌ ورودي‌ يا خروجي‌ منافع‌ اتفاق‌ خواهد افتاد) ديگر وجود نداشته‌ باشد.

    شناخت‌ درآمد و هزينه‌
    در هر مرحله‌ از فرايند شناخت‌، درصورتي‌ كه‌ يك‌ تغيير در جمع‌ داراييها با تغييري‌ مساوي‌ و متقابل‌ در جمع‌ بدهيها يا آورده‌ و ستانده‌ صاحبان‌ سرمايه‌ خنثي‌ نشده‌ باشد، درآمد يا هزينه‌اي‌ حاصل‌ مي‌شود.
    فرايند شناخت‌
    رويدادهاي‌ گذشته‌

    شناخت‌ از نقطه‌اي‌ آغاز مي‌شود كه‌ يك‌ رويداد گذشته‌ موجب‌ تغييري‌ قابل‌ اندازه‌گيري‌ در داراييها يا بدهيهاي‌ واحد تجاري‌ شود.
    رويداد آغازگر شناخت‌ بايد قبل‌ از تاريخ‌ ترازنامه‌ اتفاق‌ افتاده‌ باشد.

    معاملات‌

    معاملات‌ به‌ ترتيباتي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ به‌موجب‌ آنها خدمات‌ يا علايقي‌ در اموال‌ توسط‌ يك‌واحد تجاري‌ از شخص‌ ديگري‌ تحصيل‌ مي‌شود. با انجام‌ يك‌ معامله‌، داراييها و بدهيهاي‌ تحصيل‌ يا ايجاد شده‌ ناشي‌ از آن‌ بايد شناسايي‌ شود. در مواردي‌ كه‌ معاملات‌ حقيقي‌ بوده‌ و مابه‌ازاي‌ آن‌ پولي‌ باشد، معامله‌ شواهد محكمي‌ در مورد مبلغ‌ داراييهاي‌ تحصيل‌ شده‌ فراهم‌ مي‌آورد.
    · هرگاه‌ يك‌ معامله‌، آغازگر شناخت‌ اوليه‌ باشد، دارايي‌ تحصيل‌ شده‌ يا بدهي‌ تقبل‌ شده‌ به‌ مبلغ‌ مستتر در معامله‌ (يعني‌ مبلغ‌ داراييها يا بدهيهايي‌ كه‌ به‌ عنوان‌ مابه‌ازا واگذار يا دريافت‌ مي‌شود) اندازه‌گيري‌ مي‌شود.


    قطع‌ شناخت‌
    25-4. قطع‌ شناخت‌ زماني‌ مناسب‌ است‌ كه‌ يك‌ معامله‌ يا رويداد گذشته‌، يك‌ دارايي‌ يا بدهي‌ شناسايي‌ شده‌ قبلي‌ را حذف‌ نموده‌ باشد يا انتظار جريان‌ منافع‌ آتي‌ كه‌ قبلاً مبناي‌ شناخت‌ قرار گرفته‌ بود ديگر در حدي‌ نباشد كه‌ پشتوانه‌ ادامه‌ شناخت‌ قرار گيرد.

    شناخت‌ درآمد و هزينه‌
    الف ) شناخت درآمد
    شناخت‌ درآمد متضمن‌ ملاحظه‌ اين‌ امر است‌ كه‌ آيا شواهد كافي‌ مبني‌بر وقوع‌ يك‌ افزايش‌ درخالص‌ داراييها (يعني‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌) قبل‌ از پايان‌ دوره‌ مورد گزارش‌ وجود دارد ياخير.
    ب ) شناخت‌ هزينه‌
    شناخت‌ هزينه‌ متضمن‌ ملاحظه‌ اين‌ امر است‌ كه‌ آيا شواهد كافي‌ مبني‌بر وقوع‌ كاهش‌ در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ قبل‌ از پايان‌ دوره‌ مورد گزارش‌ وجود دارد يا خير. اعمال‌ احتياط‌ موجب‌ مي‌گردد كه‌ براي‌ شناخت‌ هزينه‌ در مقايسه‌ با شناخت‌ درآمد، به‌ شواهد وقوع‌ و ميزان‌ اتكاپذيري‌ اندازه‌گيري‌ كمتري‌ نياز باشد.

    · هرگاه‌ نتوان‌ بين‌ مخارج‌ انجام‌ شده‌ و ايجاد درآمدهاي‌ مشخص‌ در آينده‌ ارتباط‌ موجهي‌ برقرار نمود، مخارج‌ مزبور بايد در دوره‌ وقوع‌، به‌عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ شود.

    كافي‌ بودن‌ شواهد
    معيارهاي‌ شناخت‌ مقرر مي‌دارد كه‌ شرط‌ لازم‌ براي‌ شناخت‌ اوليه‌ يا تجديد اندازه‌گيري‌ بعدي‌، وجود شواهد كافي‌ مبني‌بر وقوع‌ تغيير در يك‌ عنصر صورتهاي‌ مالي‌ است‌. وجود شواهد، رافع‌ ابهام‌ است‌. به‌ عبارت‌ ديگر، هرچه‌ در مورد يك‌ قلم‌، شواهد بيشتري‌ وجود داشته‌ باشد و هرچه‌ كيفيت‌ اين‌ شواهد بهتر باشد، در مورد وجود، ماهيت‌ و اندازه‌گيري‌ آن‌قلم‌ ابهام‌ كمتري‌ وجود خواهد داشت‌ و آن‌قلم‌ از اتكاپذيري‌ بيشتر برخوردار خواهد بود.


    قابليت‌ اتكاي‌ كافي‌
    معيارهاي‌ شناخت‌ تصريح‌ مي‌كند كه‌ يك‌ شرط‌ لازم‌ براي‌ شناخت‌ اوليه‌ يا تجديد اندازه‌گيري‌ بعدي‌ اين‌ است‌ كه‌ يك‌ عنصر يا تغيير در يك‌ عنصر را بتوان‌ با قابليت‌ اتكاي‌ كافي‌ اندازه‌گيري‌ كرد . استفاده‌ از براوردهاي‌ معقول‌ در تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ امري‌ عادي‌ است‌ و به‌شرط‌ آنكه‌ بتوان‌ براوردي‌ معقول‌ از يك‌قلم‌ انجام‌ داد، آن‌قلم‌ بايد شناسايي‌ شود.
    اتكاپذيري‌ اندازه‌گيري‌ تحت‌ تأثير سه‌ عامل‌ است‌:
    الف‌ ـ توانايي‌ اندازه‌گيري‌ منافع‌ مستتر در قلم‌ مورد نظر برحسب‌ مبالغ‌ پولي‌،
    ب‌ ـ تغييرپذيري‌ ميزان‌ اين‌ منافع‌ (پراكندگي‌ سطوح‌ مختلف‌ منافع‌ و نيز احتمال‌ وقوع‌ يك‌ سطح‌ منفعت‌ خاص‌)، و
    ج‌ ـ وجود يك‌ مبلغ‌ حداقل‌.


    اندازه‌گيري‌ در صورتهاي‌ مالي‌
    يكي‌ از معيارهاي‌ شناخت‌ يك‌ عنصر در صورتهاي‌ مالي‌ اين‌ است‌ كه‌ آن‌ عنصر را بتوان‌ با قابليت‌ اتكاي‌ كافي‌ به‌ مبلغ‌ پولي‌ اندازه‌گيري‌ كرد. شناخت‌ اوليه‌ اكثراً از يك‌ معامله‌ مانند خريد دارايي‌ نشأت‌ مي‌گيرد. بنابراين‌ داراييها و بدهيها در بدو امر، معمولاً به‌ بهاي‌ معامله‌ ثبت‌ مي‌شوند. در اين‌ مقطع‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌ ثبت‌ شده‌، معادل‌ بهاي‌ جايگزيني‌ دارايي‌ است‌.

    نظامهاي‌ اندازه‌گيري‌

    الف ) بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌

    در يك‌ نظام‌ مبتني‌بر بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌، داراييها و بدهيها به‌ ارزش‌ زمان‌ تحصيل‌ اندازه‌گيري‌ مي‌شود و اين‌ ارزش‌ معمولاً بهاي‌ تحصيل‌ است‌. بدين‌ترتيب‌، بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌ داراي‌ دو خاصيت‌ مهم‌ است‌. خاصيت‌ اول‌ مبتني‌ بودن‌ آن‌ برمعاملات‌ است‌ و خاصيت‌ دوم‌ اين‌ است‌ كه‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌ بيانگر ارزش‌ جاري‌ در زمان‌ تحصيل‌ است‌.

    ب ) ارزش جاري
    ارزش‌ جاري‌ برابر اقل‌ " بهاي‌ جايگزيني‌ جاري‌ دارايي‌ و مبلغ‌ بازيافتني‌ " آن‌ تعيين‌ مي‌گردد. " مبلغ‌ بازيافتني‌ " دارايي‌ بالاترين‌ ارزشي‌ است‌ كه‌ مالك‌ فعلي‌ دارايي‌ مي‌تواند بدان‌ دست‌ يابد و برابر خالص‌ ارزش‌ فروش‌ دارايي‌ يا ارزش‌ اقتصادي‌ آن‌، هركدام‌ بيشتر است‌، مي‌باشد.
    · مهمترين‌ مزيت‌ ارزش‌ جاري‌، مربوط‌بودن‌ آن‌ به‌تصميمات‌ استفاده‌كنندگاني‌ است‌ كه‌ خواهان‌ ارزيابي‌ وضعيت‌ جاري‌ يا عملكرد اخير واحد تجاري‌ مي‌باشند.

    دراندازه‌گيري‌ عناصر صورتهاي‌ مالي‌، نظام‌ مبتني‌بر بهاي‌ تمام‌ شده‌ تاريخي‌ ملاك‌ عمل‌ قرار خواهد گرفت‌ و از ارزشهاي‌ جاري‌ نيز، تا ميزاني‌ كه‌ با خصوصيات‌ اتكاپذيري‌ و ملاحظات‌ منفعت‌ و هزينه‌ سازگار است‌، در تعديل‌ اين‌ نظام‌ استفاده‌ خواهد شد.


    نحوه‌ ارائـه‌ اطلاعات‌ در صورتهاي‌ مالي‌

    اطلاعات‌ مالي‌ در قالب‌ مجموعه‌اي‌ شكل‌ يافته‌ تحت‌ عنوان‌ صورتهاي‌ مالي‌ كه‌ دربرگيرنده‌ صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ و يادداشتهاي‌ توضيحي‌ و در برخي‌ موارد اطلاعات‌ متمم‌ است‌، ارائـه‌ مي‌شود .

    ويژگيهاي‌ صورتهاي‌ مالي‌ (نحوه‌ آرايش‌ اطلاعات‌ در گزارشگري‌ مالي‌ )
    الف ) ادغام‌ اطلاعات‌

    ب ) طبقه‌بندي‌

    ج ) ارتباط‌ متقابل‌ صورتهاي‌ مالي‌


    اجزاي‌ صورتهاي‌ مالي‌
    صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌

    صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ عبارتند از:
    الف‌ ـ ترازنامه‌
    ترازنامه‌ به‌ همراه‌ يادداشتهاي‌ توضيحي‌ مربوط‌ اطلاعاتي‌ در مورد وضعيت‌ مالي‌ واحد تجاري‌ مشتمل‌بر داراييها ، بدهيها و حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ ارائه‌ مي‌كند و رابطه‌ بين‌ عناصر مزبور را در يك‌ مقطع‌ معين‌ زماني‌ نشان‌ مي‌دهد . ترازنامه‌ ساختار منابع‌ واحد تجاري‌ (طبقات‌ عمده‌ داراييها و مبالغ‌ آنها) و ساختار مالي‌ آن‌ (طبقات‌ عمده‌ بدهيها و حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ و مبالغ‌ آنها) را نشان‌ مي‌دهد .

    ب‌ ـ صورت‌ سود و زيان‌
    درآمدها و هزينه‌هايي‌ كه‌ در يك‌ دوره‌ مالي‌ شناسايي‌ شده‌ است‌ در يكي‌ از صورتهاي‌ عملكرد مالي‌ يعني‌ صورت‌ سود و زيان‌ و صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ گزارش‌ مي‌شود.

    ج‌ ـ صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌
    درآمدها و هزينه‌هاي‌ تحقق‌ نيافته‌ ناشي‌ از تغييرات‌ ارزش‌ آن‌دسته‌ از داراييها و بدهيهايي‌ كه‌ برمبنايي‌ مستمر اساساً به‌منظور قادر ساختن‌ واحد تجاري‌ به‌ انجام‌ عمليات‌ نگهداري‌ مي‌گردد و به‌ موجب‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ مربوط‌ مستقيماً به‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ منظور مي‌شود (از قبيل‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ ناشي‌ از تجديد ارزيابي‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود)، تنها درصورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ گزارش‌ مي‌گردد.

    د ـ صورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد
    صورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد به‌ همراه‌ يادداشتهاي‌ توضيحي‌ مربوط‌ ، منعكس‌كننده‌ جريانهاي‌ ورودي‌ و خروجي‌ نقدي‌ واحد تجاري‌ طي‌ دوره‌ است‌ و جريانهاي‌ ناشي‌ از عمليات‌ را از جريانهاي‌ ناشي‌ از ساير فعاليتها تفكيك‌ مي‌كند . صورت‌ جريان‌ وجوه‌ نقد اطلاعات‌ مفيدي‌ در مورد طرق‌ ايجاد و مصرف‌ وجه‌ نقد توسط‌ واحد تجاري‌ ارائه‌ مي‌كند.
    يادداشتهاي‌ توضيحي‌ صورتهاي‌ مالي‌

    يادداشتهاي‌ توضيحي‌ و صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ يك‌ مجموعه‌ بهم‌پيوسته‌ مي‌باشند. نقش‌ يادداشتهاي‌ توضيحي‌، برجسته‌ نمودن‌ و تشريح‌ اقلام‌ مندرج‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ است‌. افشاي‌ اطلاعات‌ در يادداشتهاي‌ توضيحي‌، نمي‌تواند ارائه‌ نادرست‌ يا حذف‌ اطلاعات‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌ را تصحيح‌ يا توجيه‌ كند.
    #15 ارسال شده در تاريخ 27th December 2010 در ساعت 16:02

  6. roya66 آواتار ها
    roya66
    کاربر سایت
    Jan 2010
    308
    476
    تشکر شده : 167

    پیش فرض

    اسناد و مدارك مثبته:
    به اسناد و مداركي كه دلالت بر وقوع يك معامله يا رويداد مالي مشخص دارد، «اسناد مثبته» گفته مي شود. مانند فاكتور فروش، رسيد بانكي، قبض آب و برق و ......


    سند حسابداري:
    برگه اي است كه اطلاعات مربوط به يك يا چند رويداد مالي قبل از ثبت در دفاتر حسابداري، در آن نوشته مي شود و سپس بر اساس اطلاعات مندرج در سند حسابداري دفاتر حسابداري تنظيم مي گردد.


    دفاتر حسابداري:
    كليه رويدادها در دفاتر حسابداري ثبت مي شوند. دفاتر حسابداري را مي توان به دو گروه تقسيم كرد:
    گروه اول، دفاتر رسمي يا قانوني، شامل دفتر روزنامه عمومي و دفتر كل مي باشد و گروه دوم، دفاتر غير رسمي يا كمكي، كه شامل دفاتر تأمين و ساير دفاتر مورد نياز حسابداران مي گردد.

    ۱- دفتر روزنامه عمومي: دفتري است كه كليه معاملات و رويدادهاي مالي يك واحد اقتصادي روزانه به ترتيب تاريخ وقوع در آن ثبت مي شوند.

    مثال :
    خانم فضيلت اخيراً پس از كسب مجوزهاي لازم اقدام به تأسيس مؤسسه آموزش زبان دانا كرده است و طي آبان ماه ۱۳۷۶فعاليت هاي زير در مؤسسه انجام شده است.

    ۱۳ آبان ماه – افتتاح حساب جاري شماره 3520 بانك رفاه كارگران شعبه وحدت و واريز 32000000 ريال به اين حساب بابت سرمايه مؤسسه دانا، در قبال واريز اين مبلغ به حساب جاري مؤسسه دانا، بانك يك برگ رسيد بانكي به خانم فضيلت تحويل داد.

    ۶ آبان ماه – خريد نقدي يك دستگاه آپارتمان به بهاي 30000000 ريال در قبال تحويل چك شماره 21501 مورخ ۶ آبان ماه 1376 به مبلغ 30000000 ريال از حساب جاري مؤسسه دانا، يك برگ رسيد امضا شده از آقاي معتمدي فروشنده آپارتمان دريافت گرديد. همچنين تصويري از سند انتقال آپارتمان به عنوان سند مثبته اين رويداد مالي تهيه شد.

    ۷ آبان ماه – خريد نسيه مقداري اثاثه از فروشگاه مجيدي به بهاي 3500000 ريال. آقاي مجيدي فاكتور فروش شماره 1703 مورخ 76/7/8 را به مؤسسه دانا تحويل داد.

    8 آبان ماه – آقاي فرشاد، مبلغ 10000000ريال به عنوان وام به حساب مؤسسه دانا واريز كرد. بانك يك برگ رسيد بانكي مبني بر واريز 10000000 به حساب 3520 مؤسسه دانا به آقاي فرشاد تسليم نمود كه ايشان به مؤسسه تحويل داد.

    ۱۱ آبان ماه – خريد نسيه 7500000 ريال اثاثه از فروشگاه حسن پور. آقاي حسن پور فاكتور فروش شماره 2211 مورخ 76/8/11 براي مؤسسه دانا ارسال كرد.

    ۱٤ آبان ماه – صدور تحويل چك شماره 21502 مورخ 76/8/14 به مبلغ 3000000 ريال به آقاي مجيدي بابت طلب ايشان از مؤسسه دانا. در قبال تحويل اين چك در همان روز يك برگ رسيد چك دريافت گرديد.

    ۱۸ آبان ماه – خريدي نقدي550/000 ريال صادر كرد و پس از اخذ رسيد چك آن را به آقاي كريمي تحويل داد.

    مرحله ۱- اين رويداد به شرح زير تجزيه و تحليل مي شود.
    #16 ارسال شده در تاريخ 27th December 2010 در ساعت 16:02

  7. roya66 آواتار ها
    roya66
    کاربر سایت
    Jan 2010
    308
    476
    تشکر شده : 167

    پیش فرض

    دفتر كل:
    عبارت است از مجموعه حساب هايي كه براي ثبت و خلاصه كردن اطلاعات مربوط به رويدادهاي مالي يک واحد اقتصادي استفاده مي شود. نوشتن دفتر كل بعد از رويدادهاي مالي در دفتر روزنامه انجام مي گيرد.


    براي ثبت رويدادهاي مالي در دفتر كل ابتدا رويداد مالي ثبت شده در دفتر روزنامه مشخص و سپس مراحل انتقال به ترتيب زير انجام مي شود:
    ۱- پيدا كردن صفحه حسابي كه در دفتر روزنامه بدهكار شده است.
    ۲- نوشتن شماره رويداد مالي (شماره روزنامه) در ستون مربوطه در حساب دفتر كل
    ۳- ثبت تاريخ رويداد مالي در ستون تاريخ
    ٤- درج مبلغ بدهكار در ستون بدهكار
    ٥- نوشتن شرح مختصري از رويداد مالي در ستون شرح
    ۶- نوشتن شماره صفحه دفتر روزنامه در ستون عطف حساب
    ۷- درج شماره صفحه اي از دفتر كل كه رديف بدهكار رويداد مالي در آن نوشته شده، در ستون عطف دفتر روزنامه
    ۸- محاسبه و نوشتن مانده حساب در ستون مربوط
    ۹- تعيين نوع مانده حساب در ستون تشخيص با نوشتن كلمه «بد» به جاي بدهكار يا «بس» به جاي بستانكار نمونه اي از انتقال رويداد مالي مؤسسه دانا به حسابهاي دفتر كل شرح داده شده.


    حساب: نقد و بانك دفتر كل صفحه ۱
    شماره صفحه روزنامه
    تاريخ
    شرح
    بدهكار
    بستانكار
    تشخيص
    مانده
    1
    1376
    3ابانماه

    سرمايه گذاري اوليه خانم فضيلت
    ۳۲٠٠٠٠٠٠

    بد
    ۳۲٠٠٠٠٠٠
    6ابانماه

    خريد يک دستگاه آپارتمان

    ۳٠٠٠٠٠٠٠
    بد
    ۲٠٠٠٠٠٠
    8ابانماه
    دريافت وام از آقاي فرشاد
    ۱٠٠٠٠٠٠٠

    بد
    ۱۲٠٠٠٠٠٠
    14ابانماه
    پرداخت قسمتي از طلب آقاي مجيدي

    ۳٠٠٠٠٠٠
    بد
    ۹٠٠٠٠٠٠
    18ابانماه
    خريد ملزومات اداري

    ٥٥٠٠٠٠
    بد
    ۸٤٥٠٠٠٠


    دفتر معين:
    حساب هاي معين، مجموعه حساب هاي كمكي يا مكمل برخي از حساب هاي دفتر كل هستند.
    حساب هاي معين حساب دفتر کل
    در شكل مي بينيد كه يک حساب دفتر كل (حسابهاي پرداختني) داراي چند حساب معين است، كه در هر يک اطلاعاتي در مورد تك تك بستانكاران نوشته مي شود. دفتر معين مستقيماً از روي سند حسابداري نوشته مي شود. براي نشان دادن نحوه نوشتن دفتر معين از اطلاعات مؤسسه دانا استفاده مي كنيم.


    موسسه آموزش زبان دانا
    سند حسابداري
    شرح
    عطف معين
    معين
    بدهكار
    بستانكار
    اثاثه
    حساب هاي پرداختني
    فروشگاه مجيد
    خريد مقداري اثاثه از فروشگاه مجيدي


    ۱

    ۳٥٠٠٠٠٠
    ۳٥٠٠٠٠٠

    ۳٥٠٠٠٠٠




    ۳٥٠٠٠٠٠
    ۳٥٠٠٠٠٠


    دفتر معين حساب هاي پرداختني
    حساب: فروشگاه مجيد صفحه: ۱
    شماره سند حسابداري
    تاريخ
    شرح
    بدهكار
    بستانكار
    تشخيص
    مانده
    ۳
    1376
    7ابانماه

    خريد نسيه اثاثه

    ۳٥٠٠٠٠٠
    بس
    ۳٥٠٠٠٠٠
    #17 ارسال شده در تاريخ 27th December 2010 در ساعت 16:03

  8. REZA 6 ? آواتار ها
    REZA 6 ?
    کاربر اخراجی
    Dec 2010
    332
    101
    تشکر شده : 384

    پیش فرض

    يك سال بخور نون تره صد سال بخور نون كره
    #18 ارسال شده در تاريخ 27th December 2010 در ساعت 16:03

  9. roya66 آواتار ها
    roya66
    کاربر سایت
    Jan 2010
    308
    476
    تشکر شده : 167

    پیش فرض

    اصول حسابداري1

    بخش اول

    فصل اول
    آشنايي با حسابداري
    بنگاه اقتصادي:
    درعلم اقتصاد، عوامل اقتصادي مختلفي در اختيار افراد يا گروههايي قرار دارد كه با تركيب اين عوامل به توليد كالا يا انجام خدمات مي پردازند. اين افراد يا گروهها را بنگاه اقتصادي مي نامند.


    رويدادهاي اقتصادي يا مالي:
    وقايعي هستند كه با خريد، توليد، توزيع و فروش و ارائه خدمات با فعاليت هايي مانند وام گرفتن و وام دادن سر و كار دارند.


    تعريف حسابداري:
    عبارت است از: شناسائي، اندازه گيري، ثبت و گزارش اطلاعات اقتصادي براي استفاده كنندگان به گونه اي كه امكان قضاوت و تصميم گيري آگاهانه براي آنها فراهم شود.


    اطلاعات حسابداري:
    خلاصه اطلاعات مربوط به رويدادهاي مالي مؤثر بر يك واحد اقتصادي خاص مي باشد.


    شخصيت حسابداري:
    واحد اقتصادي مشخص و جداگانه اي است كه اطلاعات و گزارشهاي حسابداري فقط در مورد آن تهيه مي شود.

    (( رابطه اطلاعات حسابداري و تصميم گيري))




    انواع واحدهاي اقتصادي:
    مؤسسات جدا و مستقلي هستند كه با تركيب عوامل مختلف اقتصادي منافع مالكين خود را دنبال مي كنند. از لحاظ مالكيت، شكل حقوقي و نوع فعاليت به شكل زير طبقه بندي مي شوند.
    واحدهاي اقتصادي از نظر مالكيت به سه نوع تقسيم مي شوند:


    ۱- واحدهاي عمومي:به طور مستقيم يا غير مستقيم در مالكيت دولت يا ساير نهادهاي عمومي قرار دارند. سازمان تأمين اجتماعي نمونه اي از اين واحدها مي باشد.

    ۲- واحدهاي تعاوني:به منظور رفع نيازمندي هاي مشترك و بهبود وضع اقتصادي و اجتماعي اعضاي آن از طريق خريداري، كمك و همكاري متقابل تشكيل شده و در مالكيت اعضا قرار دارند. مانند شركتهاي تعاوني.

    ۳- واحدهاي خصوصي:اين واحدها به يك يا چند نفر تعلق دارند و متعلق به بخش عمومي نيستند. مانند فروشگاهها.

    واحدهاي اقتصادي از نظر هدف فعاليت به دو دسته تقسيم مي شوند:
    ۱- واحدهاي انتفاعي:هر واحد اقتصادي كه با هدف سود و منفعت مادي تشكيل شود واحد انتفاعي نام دارد.


    ۲- واحدهاي غير انتفاعي: هر واحدي را كه هدف از تشكيل آن كسب منفعت مادي براي مالكان آن نباشد واحد غير انتفاعي گويند.


    واحدهاي اقتصادي از نظر نوع فعاليت به سه دسته تقسيم مي شوند:
    ۱- واحدهاي خدماتي: واحدهايي هستند كه خدماتي به مشتريان ارائه مي كنند و معمولاً در قبال ارائه خدمات منفعت كسب مي كنند. مانند بانكها و هتلها.

    ۲- واحدهاي بازرگاني: به خريد و فروش مواد خام، فرآورده ها و كالاها اشتغال دارند. مانند فروشگاهها.

    ۳- واحدهاي توليدي: با استفاده از عوامل توليد به ساخت كالاهاي اقتصادي مي پردازند.


    واحدهاي اقتصادي از نظر تعداد مالك به دو دسته تقسيم مي شوند:
    ۱- واحدهاي انفرادي:مالكيت آنها به يك نفر تعلق دارد؛ مانند فروشگاهها، مغازه ها.
    ۲- واحدهاي غير انفرادي:افراد، سرمايه هاي كوچك خود را با يكديگر جمع مي كنند و واحدهاي بزرگتري را تشكيل مي دهند. مانند شركتها.


    پرسشها؟
    ۱- بنگاه اقتصادي را تعريف كنيد؟
    در علم اقتصاد عوامل اقتصادي مختلفي در اختيار افراد يا گروه هايي قرار دارد كه با تركيب اين عوامل به توليد كالا يا انجام خدمات مي پردازند. اين افراد يا گروهها را بنگاه اقتصادي مي گويند.


    ۲- واحدهاي اقتصادي تعاوني را تعريف كنيد؟
    به منظور رفع نيازمندي هاي مشترك و بهبود وضع اقتصادي و اجتماعي اعضاي آن از طريق خود ياري، كمك و همكاري متقابل تشكيل شده و در مالكيت اعضا قرار دارند.


    ۳- تقسيم واحدهاي اقتصادي به واحدهاي عمومي، تعاوني، خصوصي بر اساس كداميك از ويژگي هاي واحدهاي اقتصادي مي باشد؟
    √ الف) نوع مالكيت
    ب) هدف فعاليت
    ج) نوع فعاليت
    د) شكل حقوقي


    ٤- كداميك از واحدهاي اقتصادي زير مي تواند به عنوان واحدهاي انفرادي محسوب شود؟
    √ الف) مغازه ها
    ب) شركتهاي تعاوني
    ج) بانكها
    د) سازمانهاي دولتي
    #19 ارسال شده در تاريخ 27th December 2010 در ساعت 16:03

  10. roya66 آواتار ها
    roya66
    کاربر سایت
    Jan 2010
    308
    476
    تشکر شده : 167

    پیش فرض

    آموزش حسابداری
    اصول حسابداري1

    بخش اول
    فصل دوم
    معادله حسابداري

    دارائي ها:
    منابع اقتصادي متعلق به يك واحد اقتصادي كه انتظار مي رود در آينده منفعتي را براي واحد اقتصادي ايجاد نمايد، دارائي گويند.
    دارائي هاي واحد اقتصادي = حقوق مالي اشخاص نسبت به دارائي هاي واحد اقتصادي


    حقوق مالي اشخاص:
    حقوق مالي اشخاص نسبت به دارائي هاي واحد اقتصادي شامل حقوق مالي مالك و حقوق مالي طلبكاران است.

    بدهي:
    حقوق مالي اشخاص غير از مالك نسبت به دارائي هاي يك واحد اقتصادي را بدهي گويند.


    سرمايه:
    حق يا ادعاي مالك يا مالكين نسبت به دارائي هاي يك واحد اقتصادي را، سرمايه گويند.
    معادله حسابداري دارائي = بدهي + سرمايه


    انواع دارائي ها:
    ۱- نقد و بانك:از مهم ترين دارائي هاي واحد اقتصادي كه براي خريد كالاها و پرداخت بدهي ها مورد استفاده قرار مي گيرد.
    ۲- حساب هاي دريافتني: واحدهاي اقتصادي در قبال ارائه يا فروش دارائي به طور نسيه، از ديگران طلبكار مي شوند. اين قبيل دارائي ها را حساب هاي دريافتني گويند.

    ۳- ملزومات: شامل كالاها و اجناسي است كه در جريان فعاليت هاي واحد اقتصادي خريداري و به مصرف مي رسد.


    انواع بدهي ها:
    ۱- حساب هاي پرداختي:اين نوع بدهي در ازاي خريد نسيه دارائي يا خدمات از ديگران ايجاد مي شود.

    ۲- وام پرداختي:اين نوع بدهي در ازاي دريافت وام از مؤسسات اعتباري نظير بانكها ايجاد مي شود.


    اهميت معادله حسابداري
    حسابداران براي اينكه رويدادهاي مالي مربوط به يك واحد اقتصادي را ثبت و سپس اطلاعات حسابداري را به طور مناسب گزارش كنند؛ بايد:
    ۱- رويدادهاي مالي مؤثر بر واحد اقتصادي را شناسائي كنند.
    ۲- ميزان تأثير هر رويداد مالي را بر اجزاي معادله حسابداري ارزيابي و اندازه گيري نمايند.


    مثال ۱:
    رويداد مالي زير در تعميرگاه تلويزيون ماهر طي دو ماهه ابتداي سال 1371 انجام شده است .آقاي ماهر در فروردين ماه سال ۱۳۷۱ تصميم به تأسيس تعميرگاه تلويزيون گرفت. ابتدا اقدام به دريافت پروانه كسب كرده، سپس در ۱٥ فروردين در بانك، حساب جاري را به نام تعميرگاه ماهر افتتاح مي كند و مبلغ
    30000000 ريال به عنوان سرمايه تعميرگاه به آن حساب واريز مي نماد.


    تجزيه و تحليل:
    با تأسيس تعميرگاه تلويزيون ماهر، يك واحد اقتصادي كه به آقاي ماهر، تعلق دارد با شخصيت حسابداري مستقل از آقاي ماهر ايجاد مي شود و با افتتاح حساب جاري و واريز 30000000 ريال به اين حساب، تعميرگاه ماهر صاحب يك قلم دارائي به نام نقد و بانك مي باشد.


    ترازنامه:
    صورتحسابي است كه دارائي ها و بدهي ها و سرمايه ي مالك يك واحد اقتصادي را، در يك تاريخ معين نشان مي دهد. معمولاً در تهيه تراز نامه بايد به نكات زير توجه كرد:


    ۱- نوشتن عنوان: عنوان ترازنامه شامل موارد زير است:
    الف) نام واحد اقتصادي
    ب) نام گزارش يا صورتحساب مالي
    ج) تاريخ گزارش

    ۲- واحد اندازه گيري:
    واحد اندازه گيري رويدادهاي مالي، پولي رايج هر كشور است.

    ۳- طرفين ترازنامه:
    در سمت راست ترازنامه دارائي ها و در سمت چپ بدهي ها و سرمايه مالك نوشته مي شود.

    ٤- ترتيب نوشتن دارائي ها:
    در ترازنامه دارائي ها به ترتيب قابليت تبديل به نقد نوشته مي شوند.

    ٥- ترتيب نوشتن بدهي ها:
    بدهي هاي مختلف واحد اقتصادي به ترتيب تاريخ سررسيد پرداخت در ترازنامه نوشته مي شوند.

    ۶- موازنه:
    ترازنامه منطبق بر معادله حسابداري است. بنابراين هميشه بين جمع دارائي ها و جمع بدهي ها و سرمايه مالك توازن وجود دارد.
    نمونه اي از يك ترازنامه در شكل زير توضيح داده شده است:


    تعميرگاه تلويزيون ماهر
    ترازنامه به تاريخ ۳۱/۲/۱۳۷۱
    دارئي ها
    نقد و بانك ٠٠٠/۷٥٠/٥
    حساب هاي دريافتني ٠٠٠/۲٥٠
    ملزومات ٠٠٠/٥٠٠
    اثاثه ٠٠٠/٠٠٠/۳
    آپارتمان ٠٠٠/٠٠٠/۳۲
    جمع دارائي ها ٠٠٠/٥٠٠/41
    بدهي ها
    حساب هاي پرداختني ٠٠٠/٥٠٠/1
    وام پرداختني ٠٠٠/٠٠٠/10
    جمع بدهي ها ٠٠٠/٥٠٠/11

    سرمايه
    سرمايه آقاي ماهر ٠٠٠/٠٠٠/30
    جمع بدهي ها و سرمايه ٠٠٠/٥٠٠/٤۱



    پرسشها؟
    ۱- بدهي را تعريف كنيد؟
    حقوق مالي اشخاص غير از مالك نسبت به دارائي هاي يك واحد اقتصادي را بدهي گويند.


    ۲- ترازنامه را تعريف كنيد؟
    صورتحسابي است كه دارائي ها، بدهي ها و سرمايه مالك يك واحد اقتصادي را در يك تاريخ معين نشان ميدهد.


    ۳- سرمايه را تعريف كنيد؟
    حق يا ادعاي مالي مالك يا مالكين، نسبت به دارائي هاي يك واحد اقتصادي را سرمايه گويند.


    ٤- وجوهي كه صاحب يك واحد اقتصادي به عنوان سرمايه به حساب جاري بانك واريز مي كند ...
    √ الف) دارائي ها را افزايش مي دهد.
    ب) بدهي ها را افزايش مي دهد.
    ج) دارائي ها را كاهش مي دهد.
    د) سرمايه را كاهش مي دهد.
    #20 ارسال شده در تاريخ 27th December 2010 در ساعت 16:03

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •