حسابداری یکطرفه
برای بیان مطلب و درک بهتر از حسابداری یکطرفه به مکانی که بصورت
وسیع و سنتی از آن استفاده می شود میرویم و آن مکان بازار است
در بازار یک کاسب دفتر حسابی دارد که برای هر یک از مشتریان یک
حساب باز کرده است و کلیه داد و ستدهای خود را در دو ستون
بدهکار و بستانکار ثبت می کند و در ستون سوم مانده آنرا محاسبه
و می نویسد بدین گونه که هرچی میگیرد در ستون بستانکار حساب ثبت می کند و هرچی می دهد در ستون بدهکار می نویسد و
در نهایت این دو ستون را از هم کسر و مانده گیری می کند و در ستون
مانده حساب درج می کند به عبارت دیگر
دهنده = بستانکار - گيرنده = بدهکار خواهد شد مثال :
فرض کنید آقای فرضی از ما جنسی خریده!در ستون بدهکار آقای فرضی 1000000 ریال بدهکار می شود
حال به ما وجهی را داده !
در ستون بستانکار آقای فرضی 500000 ریال بستانکار می شود
پس از تفاضل مانده حساب می شود 500000 ریال بدهکار


به این نوع حسابداری یکطرفه گفته می شود

علل شکست حسابداری یکطرفه چی بود !!!حال به نقد و بررسی مثال فرضی میپردازیم
اگر آقای فرضی 50000 ریال داده بود و ما اشتباها 500000 ریال ثبت
کردیم پیدا کردن این اشتباه کاری بس مشکل بود چون ما در طول روز
از دهها نفر پول و چک گرفتیم و نمی دانیم چه کسی به ما کم داده
یا اصلا متوجه کم گرفتن وجه خود نمی شویم جون ماخذی نداریم
اگر آقای فرضی فردی منصف باشد وقتی با او میخواهیم تسویه کنیم
میگوید من 50000 ریال دادم و شما اشتباه کردید و اگر هم آقای فرضی
به یاد نداشته باشد یا خدای ناخواسته واقعیت زا نگوید که ما 45000
ریال از دست داده ایم پس چه باید بکنیم ؟

این همان فکری بود که نسل اول حسابداری دوبل را بوجود آورد !

بخش دوم : حسابداری دو طرفه ( دوبل )
حسابداری دوطرفه از زمان پیدایش بسرعت در بین بازرگانان و تجار و
سپس در بنگاههای دولتی مورد استقبال قرار گرفت و به تدریج کامل شد