روشهای اکتشاف:
حفر ، تجزیه و پیمایش

پیمایش زمین شناختی : پیمایش زمین شناختی صحرایی یک فرایند عینی و مبتنی بر مشاهده است که بر روی مغزه های حفاری ، تراشه های حفاری یا قطعات کنده شده صورت می گیرد . آلودگی نمونه و بازیابی کم آنها مشکلات عمده ای هستند که در این روش وجود دارند . مغزه های حفاری را پس آ خروج از گمانه باید به دقت در جعبه ی مغزه ای به طول 1.5 متر و دقیقا به همان ترتیبی که از گمانه خارج می شوند ، قراد داد . پس از آن مغزه را در راستای طولی به دو نیم تقسیم می کندد ، یک نیمه برای مطالعات زمین شناختی نگه داری می شود و نیمه ی دیگر جهت تجزیه مورد استفاده قرار می گیرد . برای یک زمین شناس ماهر ، یک چکش و یک ذره بین جهت تعیین مشخصات سنگ شناسی و براوردهای اولیه ی توزیع عیار کفایت می کند . نتایج دقیق تر ، مستلزم تجزیه های آزمایشگاهی و مطالعات میکروسکوپیک مقاطع نازک صیقلی است .
حفر و حفاری :
ارئه مدارک قطعی دال بر وجود یک کانسار ایجاب می کند نمونه هایی که معرف کل کانسار باشد ، جمع آوری و تجزیه گردند . نمونه ها بایستی جتمع ، قابل اعتماد ، واقعی و از انظر آماری معنی دار باشند . نمونه ها از طریق کندن (حفر ) یا حفاری ( گمانه زنی ) بدست می آیند . در صورتی که کانسار در سطح زمین یا در اعماق بسیار کم قرار گرفته باشد ، باز کننده ای از سطح به شکل کانال ، گودال یا ترانشه حفر می شود . برای کارهای بزرگ جهت حفر باز کننده از بولدوزر یا ماشین های مشابه و در صورت لزوم از آتشباری استفاده می شود . در صورتی که کانسار در اعماق متوسط یا زیاد واقع باشد ، نمونه ها از طریق حفاری گمانه ها از سطح یا حفر فضا های کوچک مقطع نظیر تونل یا چاه در داخل ماده معدنی به دست می آیند .
انتخاب مناسب ترین روش حفر یا حفاری به منظور نمونه بردری از یک کانسار از یک روند درست و منطقی تبعیت می کند . در جریان یک کار نمونه برداری با درجه اطمینان بالا ، نمونه برداری از طریق حفاری بسیار مناسب تر از حفریات است . مواردی که در نمونه برداری بایستی مد نظر قرار گیرند و توجه خاصی به آنها مبذول شود عبارتند از :
انحراف گمانه ، تغلیظ (گل حفاری ) ، شسته شدن ، آلودگی (اتفاقی ) نمکی شدن ( غیر عمدی ) ، ریزش گمانه و باز یابی کم ( از دست رفتی مغزه ) .
تجزیه نمونه ها :
نمونه های حاصل از حفاری و حفریات باید از جنبه کمی در آزمایشگاه تجزیه شوند ، در اصطلاح معدنکاری به این کار عیار سنجی می گویند . در برخی موارد لزوم تعیین مقدار کمی عناصری که به میزان بسیار اندک و ناچیز در نمونه وجود دارند ، ایجاب می کند که اندازه گیری ها در سطح 1ppb (یک بر میلیارد ) دقت داشته باشند (درنمونه های کانی و کانسنگ کم عیار دقت استاندارد در حد 1ppm است و در اینجاست که انتخاب روش تجزیه مناسب از اهمیت ویژه ای برخوردار است .
گمانه پیمایی:
گمانه ها علاوه بر بدست دادن مغزه ها یا تراشه ها ( نمونه های فیزیکی ) امکان دسترسی به اطلاعات اکتشافی مفید دیگری را نیز فراهم می آورند . در ابتدا ، از طریق بررسی های مهندسی و جهت یابی گمانه ، موقعیت ، شیب و میزان انحراف گمانه تعیین می شود که این کار امکان برقراری یک ارتباط و همبستگی بین اطلاعات زمین شناختی را میسر می سازد . این کار توسط کمپاس مغناطیسی ، ژیروسکوپ ، دوربین یا تلویزیون انجام می شود . معمولا گمانه پیمایی با استفاده از روش های ژئوفیزیکی انجام می گیرد. در این روش یک سوند ، که وسیله حساسی است ، به داخل گمانه فرستاده می شود و علائم و سیگنالها را از درون گمانه به یک دستگاه ثبات واقع در سطح زمین منتقل می کند .
به کلی پیمایش گمانه ها ، تکمیل کننده ی مغزه گیری است ، هزینه ها را کاهش می دهد ، از تعداد گمانه هایی که باید مغزه گیری شوند ، می کاهد و شکاف اطلاعات اکتشافی ناشی از عدم بازیابی مغزه ها و یا گمانه هایی که مغزه گیری نشده اند را پر می کنند . روش های متعدد ژئو فیزیکی به ویژه روشهای الکترومغناطیسی ، الکتریکی ، پرتو سنجی و ثقلی در پیمایش گمانه ها مودر استفاده قرار می گیرند .