عملیات ازاد سازی خرمشهر
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

موضوع: عملیات ازاد سازی خرمشهر

  1. اریانا1 آواتار ها
    اریانا1
    کاربر سایت
    Dec 2008
    729
    1,018
    تشکر شده : 315

    Gadid فتح خرمشهر

    فتح خرمشهر، لحظه اوج دفاع مقدس









    فتح خرمشهر فتح خاك نيست، فتح ارزشهاي اسلامي است. خرمشهر شهر لاله هاي خونين است. خرمشهر را خدا آزاد كرد."

    فتح خرمشهر (سوم خرداد 1361) در تاريخ جنگ ايران و عراق از اهميت ويژه اي برخوردار است. خبر آزادي خرمشهر آن چنان شگفت آور بود كه در سراسر ميهن اسلامي ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ايران بسان خانواده اي بزرگ كه فرزند از دست رفته خود را باز يافته است اشكهاي شادي و شعف خود را نثار روح شهداي حماسه آفرين صحنه هاي شورانگيز اين نبرد كردند. براي پي بردن به عظمت اين نبرد حماسي كافي است بدانيم كه نيروهاي م***** عراق پيش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما براي آزادي خرمشهر در اطلاعيه اي به نيروهاي خود دستور داده بودند كه دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهاي عراق محسوب دارند. همچنين تجهيزات و امكانات دفاعي دشمن در اين منطقه نشان مي داد كه عراق خرمشهر را به عنوان نماد پيروزي خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قيمت، اين شهر را در تصرف نيروهاي خويش نگهدارد.

    هنگامي كه مرحله اول و دوم عمليات بيت المقدس به پايان رسيد و رزمندگان ما در اطراف خرمشهر مستقرشدند، راديوي رژيم بعثي، مي كوشيد در تبليغات كاذب خود، حضور نيروهاي عراق را در خرمشهر به رخ بكشد تا توجيهي براي ترميم روحيه نيروهاي شكست خورده و رو به هزيمت عراق باشد. فتح خرمشهر در زماني كمتر از 24 ساعت، موجب شد كه بخش قابل توجهي از نيروهاي مهاجم عراقي به اسارت نيروهاي جمهوري اسلامي ايران درآيند.

    نبرد بزرگ، سرنوشت ساز و غرورآفرين بيت المقدس كه براي رها سازي خرمشهر از سلطه نيروهاي مهاجم عراقي انجام شد، از دهم ارديبهشت ماه تا چهارم خرداد ما 1360 به طول انجاميد. اين نبرد حماسي علاوه بر پايان بخشيدن به 19 ماه اشغال بخشي از حساس ترين مناطق خوزستان و آزادسازي خرمشهر، ضربه اي سهمگين و كمرشكن به توان رزمي و جنگ طلبي هاي دشمن مهاجم وارد ساخت.

    كوتاه سخن اينكه عمليات بيت المقدس به عنوان برجسته ترين عمليات پدآفندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در تاريخ نظامي 8 سال دفاع مقدس ثبت شده است.

    اگر امروز در هر شهر و روستا به گلزار شهيدان گذر كنيم و تاريخ نقش بسته بر سنگرها را مرور كنيم، خواهيم ديد كه مجموعه شهيدان سوم خرداد 1360 الگويي كوچك از ملت مقاوم ايران است كه چونان سپهري پر ستاره مي درخشد. شاديهاي به ياد ماندني خودجوش و سراسري پس از آزادسازي خرمشهر نيز برگ ديگري از اين حماسه ملي بود و نشان داد كه مردم سراسر اقطار و بلاد ايران اعم از آن كه هرگز خرمشهر را به چشم ديده باشند يا نه چگونه از شنيدن خبر اين پيروزي ساعتها به دست افشاني و پايكوبي پرداختند وهزيمت دشمن اشغالگر را از خاك ميهن جشن گرفتند.

    سوم خرداد يك حماسه ملي است؛ اگر حضور ملت در صحنه جبهه هاي دفاع نبود، نه حماسه آن پيروزي تحقق مي يافت و نه حماسه حضور مردم در جشن پس از پيروزي. لذا به حق مي توان گفت پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمي در همه صحنه هاست.


    مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه مي تپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادري بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بي پناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال م*****ان در آمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپس گيري شهر برآورده نمي شد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.

    خرمشهر از همان آغاز، خونين شهر شده بود. خرمشهر خونين شهر شده بود تا طلعت حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزم آوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر اين آفاق مي توان نگريست؟ آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير شني تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست. اما… راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمي يابند. گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرين تر است؛ و نگو شيرين تر، بگو بسيار بسيار شيرين تر است.

    راز خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعني همه حيات… و از ترك اين وابستگي دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن كسي است كه دست به دشوارترين عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسي مي بخشد كه اين راز را دريابد. آن كس كه لذت اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگي هيچ نمي يابد.

    آنان را كه از مرگ مي ترسند از كربلا مي رانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جسته اند. آنان ترس را مغلوب كرده اند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد.

    آنان را كه از مرگ مي ترسند از كربلا مي رانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند…

    كربلا مستقر عشاق است و شهيد سيد محمد علي جهان آرا چنين كرد تا جز شايستگان كسي در آن استقرار نيابد. شايستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جايي براي ماندن ندارد. شايستگان جاودانند؛ حكمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بي انتهاي نور نور كه پرتوي از آن همه كهكشانهاي آسمان دوم را روشني بخشيده است.
    #1 ارسال شده در تاريخ 3rd January 2009 در ساعت 04:54

  2. اریانا1 آواتار ها
    اریانا1
    کاربر سایت
    Dec 2008
    729
    1,018
    تشکر شده : 315

    Gadid عملیات ازاد سازی خرمشهر

    در زمان سلطنت محمدشاه قاجار در محل تلاقي دو رودخانه اروند و کارون- انتهاي جنوب غربي استان خوزستان فعلي- شهري پا به عرصه وجود گذاشت که محمره ناميده شد.

    اين شهر بندري، در طول تاريخ کوتاه خود بارها به اشغال در آمد.

    پس از جنگ جهاني دوم، همواره بين ايران و عراق بر سر خرمشهر و به ويژه اروند رود درگيري سياسي وجود داشت، اين شهر کوچک مرزي 6500 کيلومتر مربع مساحت دارد. خرمشهر از شمال به اهواز، از شرق به بندر ماهشهر، از جنوب به آبادان و از غرب به مرز ايران و عراق محدود است و در زمان وقوع انقلاب اسلامي در سال 1357 ه.ش حدود 220 هزار نفر جمعيت داشته است.

    صدام حسين رييس جمهور عراق، از همان ماه هاي ابتدايي تولد جمهوري اسلامي ايران دست به تحرکاتي عليه ايران زد و در حقيقت جنگ اعلان شده اي را آغاز کرد. او با توسل به افراد خود فروخته ضد انقلاب بمب گذاري و کشتار مردم بي دفاع خوزستان را در پيش گرفت. از مهر 1358 ه. ش تا شهر يور 1359 ه.ش که جنگ رسماً آغاز شد، بيش از 20بار مردم بي دفاع خرمشهر، طعم تلخ بمب گذاري و کشتار بي رحمانه را چشيدند.

    غروب روز 31 شهريور، از شدت گلوله هايي که بر سر خرمشهر مي ريخت کاسته شده بود. گويي دشمن نفسي تازه مي کرد تا دوباره کشتار مردم را از سر بگيرد. تا آن ساعت ده ها تن از مردم بي د فاع کشته و صدها نفر مجروح شده بودند. بيمارستان ها مملو از مجروحين بود.

    برخي از مردم، هر آنچه از ملزومات زندگي مي توانستند، بر مي داشتند و حتي با پاي پياده به سوي اهواز و ديگر شهرهاي مجاور روانه مي شدند.

    محمد جهان آرا، فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر دستور داده بود تا همه پاسداران شهر در مقر سپاه جمع شوند. آنها در سالن غذاخوري مقر سپاه دور هم جمع شدند. جهان آرا لب به سخن گشود:

    - بچه ها، تمام تعليماتي که ديده ايم براي چنين روزي بوده است.

    پس از اين سخنان نيروهاي داوطلب روانه مرز شدند.

    دو تيپ 26 و 6 زرهي عراق از سوي شلمچه به سوي جاده خرمشهر- اهواز در حرکت بود. پاسگاه ها شلمچه، حدود و خين زير آتش بود. مهمات و اسلحه مدافعين شهر اندک بود. در سومين روز تهاجم عراقي ها پس از سقوط دژ مرکزي، از دو محور جاده شلمچه به پل نو و نهر عرايض، به سوي خرمشهر حرکت کردند تا جاده خرمشهر اهواز را اشغال کنند.

    صبح چهارمين روز، تانک ها با آرايش هلالي شروع به پيشروي کردند، ايراني ها به موشک انداز آر، پي، جي هفت به جان تانک ها افتادند. در روزهاي پنجم، ششم و هفتم *****، دشمن موفقيت ها دندان گيري به دست نياورد. به همين خاطر فرمانده هان تيپ 33 عراق در هشتم مهر، قبل از طلوع آفتاب جلسه اي تشکيل دادند. در اين جلسه، بندر خرمشهر به عنوان محل پيشروي تعيين شد.

    با طلوع خورشيد نبرد نابرابري در بندر آغاز شد. شصت کماندوي عراقي به داخل بندر نفوذ کردند. نيروهاي مدافع با اين که هشت نفرشان شهيد شده بود، دشمن را به عقب راندند. روز دهم مهر جنگ تن و تانک در دروازه هاي ورودي خرمشهر در گرفت.

    در اين روز بچه هاي آغازجاري در محور بندر مقاومت کردند. مدافعين شهر، آن روز 9 تانک، 3 خودروي حامل توپ 106 را منهدم کردند يا به غنيمت گرفتند. پس از اين مقاومت بود که نيروها به عقب بازگشتند تا دمي بياسايند. آسايشگاه آنان مدرسه «دريا بدرسايي» بود. شام خوردند و در حياط، مدرسه دراز کشيدند. تا اين که آرام آرام خواب شان برد. ساعت حدود ده شب بود که کسي وارد مدرسه شد. محمد نوراني را صدا زد و گفت:

    - در بندر هيچ کس نيست. خودت را برسان آنجا.

    نوراني دلش نيامد بچه ها را بيدار کند. بيرون رفت تا شايد کسان ديگري را براي مقاومت در بندر بيابد. ناگهان صداي انفجار مهيبي به گوش رسيد. ستون پنجم گزارش مدرسه را به دشمن داده بود. گلوله توپي وسط بچه هاي خسته اي که به خواب رفته بودند، فرود آمد. چهار نفر در دم شهيد شدند و عده ديگري مجروح و بيهوش و بعضي با موج انفجار به اطراف پرت شدند.

    عراقي ها تا 19 مهر همچنان در دروازه هاي شهر و حوالي آن متوقف شدند. 23 مهر ماه براي خرمشهر روز سرنوشت سازي بود.خبرهايي که از پيشروي دشمن مي رسيد، نشان از قريب الوقوع بودن سقوط شهر مي داد. از مقاومت مدافعين بندر و پليس راه کاسته شد و پادگان دژ به طور کامل سقوط کرد.

    نيروهاي دشمن با پيشروي در عمق شهر و در خيابان فردوسي به مسجد جامع نزديک شدند. در روز 29 مهر، عراقي ها طرحي را به اجرا درآوردند تا تصرف پلي که خرمشهر را به آبادان متصل مي کرد، شهر را به جنگ در آورند.

    در اولين دقايق بامداد 2 آبان ماه طرح هجوم نهايي به اجرا درآمد. سي تا چهل نفر از مدافعين شهر در مقابل انبوه سربازان عراقي مقاومت مي کردند. لحظه به لحظه از تعدادشان کاسته مي شد. جهان آرا تعدادي را که در نقطه ديگر جنگيده و براي استراحت به مقر برگشته بودند، به خيابان فرا خواند. او با بي سيم به آنها گفت:

    - بچه ها بياييد که شهر دارد سقوط مي کند.

    اما تعداد نيروهاي مهاجم بيش از آن بود که توان مقاومت داشته باشند. 25 سرباز و افسر پادگان دژ تا پاي جان در اين خيابان ايستادگي کردند اما تمام آنها به شهادت رسيدند يا به اسارت درآمدند.

    دشمن با به کارگيري 5 گردان خود را به ساختمان فرمانداري رساند و بر پل خرمشهر مسلط شد. اوايل شب، ساختمان فرمانداري به محاصره نيروهاي ايراني در آمد. اواخر شب، عراقي ها يورش سنگيني را دوباره آغاز کردند و ساختمان فرمانداري را بازپس گرفتند.

    حالا دشمن قصد تصرف آخرين نقطه اميد شهر را داشت. آنها خود را به مسجد جامع نزديک کردند. روز سوم آبان دشمن به نزديکي هاي مسجد جامع رسيد. شهر در آستانه سقوط کامل بود فرماندهان ارتشي دستور عقب نشيني دادند.

    بچه هاي خرمشهري حاضر به تخليه شهر نبودند. پل در تسلط کامل عراقي ها بود. بچه هاي خرمشهري در خيابان 45 متري که به فلکه فرمانداري مي رسيد، سنگر گرفته بودند و آخرين گلوله هاي خود را شليک مي کردند.

    شب مقاومت ها فروکش کرد و دشمن بر شهر مسلط شد. چند نفر که باقي مانده بودند به گشت و گذار در شهر پرداختند تا کسي در شهر به جا نماند. آنها براي آخرين بار سراغ مسجد جامع رفتند. در و ديوار آن را بوسيدند و با مسجد وداع کردند. تنها راه خروج از شهر، راه باريکي از زير پل بود. يکي از بچه هاي خرمشهري با تيربار مواضع دشمن را هدف قرارداد تا شايد از حجم آتش آنها بکاهد و بقيه از زير پل عبور بگذرند و شهر را ترک کنند. او آنقدر مقاومت کرد تا همه از زير پل عبور کردند و دست آخر خود به شهادت رسيد. ساعت ده صبح چهارم آبان ماه شهر سقوط کرد. در آن سوي کارون، بغض يکي از بچه ها ترکيد و بر لب رودخانه ايستاد و رو به شهرش فرياد کشيد:

    - خرمشهر صداي مرا مي شنوي؟ خرمشهر، به بعثي ها بگو ما برمي گرديم! آزادت خواهيم کرد. ترس از هجوم چتر بازارها، دشمن را واداشت تا خودروهاي اسقاطي را به حال ايستاده درآورد و در نقاط بسياري تيرآهن نصب کنند تا مانع از فرود چتر بازها شود.

    در آن ساعتي که «ارتشبد صدام حسين!» مست و ديوانه فرماندهان ارتش از هم گسيخته اش را در صبح روز سوم خرداد سا ل1361- درست 575 روز پس از تصرف خرمشهر- زير شلاق ناسزا و فحش گرفته بود، صداي بي سيم در قرارگاه کربلا برخاست جواني بود با لهجه اصفهاني که علي صياد شيرازي را کار داشت. او با کد و رمز به فرماندهي قرارگاه کربلا گفت که مي تواند با نيروهايش که 70نفر بيشتر نبودند خط عراق را ب***د و وارد خرمشهر شود. اين جوان، حسين خرازي فرمانده 25 ساله تيپ 14 امام حسين(ع) بود. گرما در راه بود. به همين خاطر، فرماندهان يگان هاي سپاه و ارتش، شبانه روز به طراحي حمله پرداختند تا هر چه زودتر عمليات آغاز شود. در پايان دو هفته، قرارگاه کربلا اهداف عمليات را چنين اعلام کرد:

    اهداف:

    1- انهدام نيروهاي دشمن حداقل با استعداد بيش از 2 لشگر

    2- آزادسازي خرمشهر و هويزه و پادگان حميد

    3-آزدسازي حدود 6000 کيلومتر مربع از سرزمين هاي اسلامي با بيرون راندن نيروهاي دشمن.

    پس از جلسه هاي مختلف و بحث و بررسي و تبادل نظر بين فرماندهان سپاه و ارتش عبور از رودخانه کارون بهترين شيوه غافلگيري انتخاب شد. پس از کامل شدن طراحي عمليات، سه قرارگاه قدس، فتح و نصر تشکيل شدند و قرارگاه مرکزي کربلا فرماندهي کل عمليات را به عهده گرفت.

    تصوير کلي طرح عمليات چنين شد، از جبهه راست قرارگاه قدس، جبهه مياني قرارگاه فتح و در جبهه چپ قرارگاه نصر بايد به دشمن حمله مي کردند.

    پس از بحث هاي فراوان، قرار شد عبور از رودخانه کارون و ايجاد جبهه گسترده و حمله وسيع به عنوان طرح عمليات به يگان هاي مختلف اعلام شود.

    24 ساعت قبل از عمليات، در هشتم ارديبهشت، مسوول اطلاعات قرارگاه کربلا در جلسه اي آخرين وضعيت دشمن را چنين بر شمرد:

    در طول دو هفته، دو تيپ زرهي و يک تيپ پياده از پايين آب گرفتگي در طول 2هفته، دو تيپ زرهي و يک تيپ پياده از پايين آب گرفتگي تا شمال خرمشهر آرايش گرفته است.

    فرماندهان تصميم گرفتند که ظرف 48 ساعت بر روي رودخانه کارون پل احداث کنند و عمليات آغاز شود. اگر دشمن تحرکات خود را شدت مي بخشيد و تجمع نيروهاي خود را گسترش مي داد، قطعاً عمليات با شکست رو به رو مي شد.

    در همين ايام مردم فلسطين مورد يورش رژيم صهيونيستي قرار گرفته بودند. به همين خاطر، فرماندهي قرارگاه کربلا نام «الي بيت المقدس» را براي عمليات برگزيد.

    به سبب هم زماني عمليات با ميلاد حضرت اميرالمومنان(ع) رمز عمليات « علي بن ابيطالب(ع» در نظر گرفته شد.

    نهم ارديبهشت 1361، 30دقيقه پس از ساعت 24 ناگهان صداي فرماندهي قرارگاه کربلا در بي سيم تمام يگان ها طنين انداخت:

    «بسم الله الرحمن الرحيم، اذا جاء نصرالله و الفتح و رايت ناس... از قرار گاه مرکزي به کليه يگان ها... يا علي بن ابي طالب، يا علي بن ...»

    يگان هاي عملياتي با شنيدن صداي محسن رضايي و سرهنگ علي صياد شيرازي به سوي اهداف تعيين شده يورش بردند.

    روز اول که به پايان رسيد نيروهاي ايراني، زميني به مساحت 800 کيلومتر مربع را در غرب رودخانه کارون به تصرف درآورده بودند. همين ماجرا کافي بود تا تعادل دشمن را بر هم زند.

    قبل از عمليات، عراقي ها از يورش رزمندگان خبر داشتند اما پيش بيني نمي کردند که آن ها بتوانند از رودخانه عبور کنند، بلکه مي پنداشتند از محور شمالي مورد حمله قرار بگيرند.

    تا روز 16 ارديبهشت که 5 روز از عمليات مي گذشت، نيروهاي ايراني به ترميم رخنه ها و ايجاد جبهه اي واحد در مقابل عراق پرداختند. حسين باقري (افشردي) فرمانده قرارگاه نصر بعدها در مصاحبه اي درباره مرحله اول عمليات گفت:

    برادران رزمنده ما توانستند آن شب (شب اول) در دل تاريکي با شناسايي هاي دقيق که قبلاً انجام داده بودند، حتي از جاده آسفالت اهواز- خرمشهر هم رد بشوند.

    ساعت 30/11 دقيقه شب 16 ارديبهشت، مرحله دوم عمليات آغاز شد نيروهاي قرارگاه فتح (جبهه مياني) با يک خيزجانانه خود را به دژمرزي رساندند.

    در اين مرحله رزمندگان ايراني به مرز بين المللي رسيدند و محاصره خرمشهر را شدت بخشيدند تا جايي که دشمن شروع به تخليه تدريجي نيروها يش کرد.

    از سوي ديگر دشمن از هويزه، پادگان حميد و حومه اهواز عقب نشستند و جاده اهواز- خرمشهر آزاد شد.

    با اين که نيروهاي ايراني 9 روز بي امان جنگيده بودند، مرحله بعدي در ساعت 10 شب نوزدهم ارديبهشت آغاز شد.

    مرحله سوم عمليات با هدف آزادسازي خرمشهر توسط نيروهاي دو قرارگاه نصر و فتح آغاز شد.

    مرحله سوم عمليات با هدف آزادسازي خرمشهر توسط نيروهاي دو قرارگاه نصر و فتح آغاز شد.

    روز 20 ارديبهشت نيروهاي ايران کاري از پيش نبردند و تنها در 3 کيلومتري خرمشهر مستقر شدند.

    علي صياد شيرازي و محسن رضايي دقايقي را در اتاق جنگ قرارگاه کربلا تنها شدند. صياد گفت: اگر خرمشهر را محاصره کنيم، در گام بعدي، پس از آنکه گردان ها به بازسازي خود پرداختند، مي توانيم آن را تصرف کنيم.

    محسن رضايي حرف او را تاييد کرد. اما چگونه بايد شهر محاصره مي شد؟ تنها راه محلي بود بين شلمچه و خرمشهر که دشمن تمام توانش را به کار گرفته بود تا از آنجا با نيروهاي ايراني مقابله کند.

    شامگاه يکشنبه اول خرداد 1361 با رمز يا محمد بن عبدالله (ص) مرحله چهارم عمليات آغاز شد يگان هاي قرارگاه فتح پس از درگيري با دشمن و پيشروي موفق شدند خود را به پليس راه خرمشهر برسانند. نيروهاي قرارگاه فجر نيز پل نو را تصرف و به سوي اروند پيشروي کردند. نيروهاي قرارگاه نصر نيز در امتداد مرز، ضمن پيشروي و پاکسازي منطقه به سوي جنوب به حرکت در آمدند.

    حالا خرمشهر به محاصره درآمده بود. با طلوع خورشيد روز دوم خرداد حلقه محاصره تنگ تر شد.

    بعد حسين خرازي از پشت بي سيم به قرارگاه اعلام کرد که ما در حال پيشروي هستيم و تعداد عراقي هايي که به نشانه تسليم دست روي سرگذاشته اند، بي شمار است.

    هليکوپتر هوا نيروز ارتش برخاست تا گزارش کاملي از وضعيت شهر به فرماندهي قرارگاه اعلام کند. خلبان فرياد مي زد:

    تا چشم کار مي کند توي خيابان ها و کوچه هاي خرمشهر، عراقي ها صف بسته اند و دست ها بر سر منتظر اسارت اند!

    ساعتي از ظهر نگذشته، موعد پيروزي فرا رسيد. 575 روز بود که خرمشهر در چنگال دشمن اسير بود. حالا وقت آزادي بود. نيروهاي ايراني ساعت 13 وارد شهر شدند.

    ساعت 14 خبر آزادي خرمشهر مردم سراسر ايران را به خيابان ها کشاند.

    اما در خرمشهر رزمندگان خود را به مسجد جامع رساندند تا نمازشکر بر جاي بياورند.

    در گوشه اي بهروز مرادي (خرمشهر سبزه رويي که در آن 34 روز مقاومت در کنار يارانش از شهر دفاع کرده بود، بر روي تابلويي نوشت:

    خرمشهر جمعيت 36 ميليون نفر.

    تا شامگاه روز سوم خرداد، شهر پاکسازي شد. مردم ايران آن روز ساعت ها در خيابان ها و کوچه ها به شادي و سرور پرداختند. بودند کساني که اشک شوق مي ريختند و بازگشت اين پاره تن وطن را به يکديگر تبريک مي گفتند.

    در کنار اين همه شادي و سرور، پيام امام (ره) خسته نباشيد دلچسبي بود به همه آنهايي که 23 روز مردانه جنگيده بودند تا خرمشهر را آزاد کنند.
    #2 ارسال شده در تاريخ 3rd January 2009 در ساعت 04:55

  3. alitakta آواتار ها
    alitakta
    کاربر سایت
    Feb 2010
    813
    451
    تشکر شده : 752

    Icon2yy .*.*.ويژه نامه فتح خرمشهر.*.*. اشعار در مورد خرمشهر آه اي شهيد...




    تشنه ام چرا كسي آبم نمي دهد
    در پاسخ سوال؛ جوابم نمي دهد
    اين روزها عجيب گرفتار و خسته ام
    تسليم روزهاي پس از اين نشسته ام
    چون طفل در رحم؛ به كناري خزيده ام
    زانوي غم گرفته و خلوت گزيده ام
    چشمي مرا دوباره رصد مي نمود كاش
    دستي مرا دوباره مدد مي نمود كاش
    آنكه مرا به سنگ محك مي زند كجاست؟
    جائي كه خون به خاك؛ شتك مي زند كجاست؟
    يادش بخير پشت همين روزهاي سرد
    خورشيد بود همنفس مردهاي مرد
    جائي كه مرگ بوسه به دستان عشق زد
    دلتنگ بود و بر صف مستان عشق زد
    جائي كه سيب از سر هر شاخه مي چكيد
    (امن يجيب) از سر هر شاخه مي چكيد
    جائي كه خاك بوي گل ياس مي گرفت
    هر تشنه آب از كف عباس(ع) مي رفت
    جائي كه عشق بود؛ طرب بود؛ ناز بود
    درهايآسمان خدا باز باز بود
    از هر قبيله مرد به صحرا بسيج شد
    در انتقام سيلي زهرا(س(بسيج شد
    انگورها كه بر سرهر خوشه سوختند
    در آرزوي مرقد شش گوشه سوختند
    جائي كه هر گلوله به گل استعاره بود
    بالاي دست ها جسدي پاره پاره بود
    جائي كه انعكاس خدا بود هشت سال
    خورشيد در حوالي ما بود هشت سال
    جائي كه در وجب وجبش خون جوانه زد
    هر كس پريد بال و پري عاشقانه زد
    ما غبطه مي خوريم به حال پرنده ها
    بر طالع بلند و زلال پرنده ها
    پروازشان عروج مسيحاست از زمين
    پرواز تاب ه اوج؛ چه زيباست از زمين!
    من مانده ام كه وقت تلف مي كنم هنوز
    افسوس ميل آب و علف مي كنم هنوز
    من مانده اكه بال پريدن نداشتم
    هر چند پا به عرصه هيجا گذاشتم
    من مانده ام كه مهر سعادت نخورده ام
    يك قطره از شراب شهادت نخورده ام
    آه اي شهيد قسمت ما بود سوختن
    بر خاك ماندن و به هوا چشم دوختن
    تو جاودانه اي و من از ياد مي روم
    گيسو پريش كرده و درباد مي رود
    انگشت باد زلف مرا تاب ميدهد
    بر تيغ غيرتم؛ چه عجب! آب مي دهد
    دژخيم خاك پاك وطن را نشانه رفت
    پيشاني برادر من را نشانه رفت
    يا للعجب! شغال دم شير را گرفت
    جرات نمود و قبضه شمشير را گرفت
    تاريخ را ورق زد و قرآن به نيزه شد
    آتش نصيب دامن پاك هويزه شد
    (اي بي خبر بكوش كه صاحب خبر شوي)
    اي شام تيره كاش كه امشب سحر شوي
    وقتي كه باغ دستخوش زاغ و كركس است
    از خواب؛ چشم باز كن آسودگي بس است
    بايد كه از چراغ خطر نيز بگذريم
    از تن كه هيچ؛ بلكه ز سر نيز بگذريم
    ما چشم هاي درآمده از كاسه ديده ايم
    در بين ابروان؛ رد قناسه ديده ايم
    يادش به خير موسم فتح الفتوح بود
    بر موج مي زديم و جلودار نوح بود
    دل تا هواي (كرخه) و (اروند) و (هور) كرد
    از پشت شيشه خاطره ها را مرور كرد
    نزديك جاده تابلوي شهر عشق بود
    در دوردست غلغله نهر عشق بود
    يادش به خير معركه عام و خاص بود
    سكوي عرش؛ ساحل (ام الرصاص) بود
    از (عين خوش)؛ (رقابيه) از (شوش دانيال)
    حسرت به جاي مانده فقط؛ ... مرغ دل بنال
    شب هاي حمله باز نمي گردد؛ آه آه
    پرچم به اهتزاز نمي گردد؛ آه آه
    آه اي شهيد مي شنوي ناله مرا؟
    اشعار ـ نه ـ كه آلت قتاله مرا؟!
    آه اي شهيد قسمت من در زمين نبود
    باشد رفيق! رسم جوانمردي اين نبود
    قول و قرارمان چه شد اي آسماني ام
    فرجام كارمان چه شد اي آسماني ام
    دست مرا بگير؛ كه بيمار و خسته ام
    دست مرا بگير؛ برادر... شكسته ام
    ديروز؛ آب بر عطش خشم خود زدم
    امروز؛ خار در وسط چشم خود زدم
    جز چشم؛ استخوان به گلو نيز مانده است
    آه اي بهار؛ رفتي و پاييز مانده است
    ساقي بريز جام مي هشت ساله را
    چرخي بزن؛ دوباره بچرخان پياله را
    ما با شميم نرگس موعود زنده ايم
    با عطر سيب و سوختن عود زنده ايم
    پاييز را در آرزوي عيد سر كنيم
    چشم انتظار حضرت خورشيد سر كنيم
    آقا بيا به جان خودت؛ دير مي شود!
    اين بغض هاي كهنه گلوگير مي شود
    دل گشت بي قرار تو يا(صاحب الزمان)
    هستم در انتظار تو يا (صاحب الزمان(

    محمد زمان گلدسته
    #3 ارسال شده در تاريخ 23rd May 2010 در ساعت 10:24

  4. alitakta آواتار ها
    alitakta
    کاربر سایت
    Feb 2010
    813
    451
    تشکر شده : 752

    Icon2yy .*.*.ويژه نامه فتح خرمشهر.*.*. خرمشهر را خدا آزاد كرد ...



    شهر "خرمشهر" پس از گذشت بیست ماه از آغاز جنگ تحمیلی همچنان در چنگ مزدوران بعثی قرار داشت. دشمن استحكامات و موانع پیشرفته را احداث و 36 هزار نفر از نیروهای خود را در خطوط پدافندی پیچیده ای متمركز و مستقر كرده بود. گذر از چنین خط مرگباری به یك معجزه و كار خدایی شبیه بود... . در نخستین دقایق دهم اردیبهشت ماه سال 1361،كه مصادف با سیزدهم رجب بود،نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی حمله گسترده ای را با نام مبارك "یا علی بن ابی طالب(ع)" آغاز كردند و سرانجام پس از چهار مرحله عملیات تهاجمی در منطقه ای به وسعت 6000 كیلومتر مربع در تاریخ سوم خردادماه سال 1361 خرمشهر عزیز پس از 575 روز اشغال و ویران شدن خانه ها و اماكن عمومی و دولتی آزاد و پاكسازی شد و به آغوش میهن اسلامی بازگشت. در این عملیات، كه به "بیت المقدس" نامیده شد، 16 هزار و پانصد نفر از م*****ان كشته و زخمی و 19 هزار نفر اسیر شدند. 40 فروند هواپیما، 285 دستگاه تانك و نفربر، 500 دستگاه خودرو و ده ها قبضه توپ سبك و سنگین از دشمن منهدم شد و 105 دستگاه نفر بر و تانك، ده ها انبار مهمات، صدها دستگاه خودروی سبك و سنگین، 18 قبضه توپ 130 میلیمتری و هزاران قبضه سلاح انفرادی و ... به دست رزمندگان اسلام افتاد. در این عملیات همچنین 180 كیلومتر از مناطق مرزی و 5038 كیلومتر مربع از مناطق اشغالی آزاد شد. ... سرگرد "كامل جابر" از افسران ستاد سوم ارتش عراق می گوید:"پس از باز پس گیری خرمشهر توسط ایرانی ها، صدام فرماندهان سپاه سوم را در روز 27 مه 1982 برای اعطای نشان شجاعت به كاخ ریاست جمهوری در بغداد فراخواند. صدام پس از اعطای نشان به فرماندهانی كه با دست خالی از جبهه خرمشهر بازگشته بودند، طی مراسمی در حضور خبرنگاران پس از پایان مراسم و بیرون كردن خبرنگاران خطاب به این فرماندهان گفت:"من از مقاومت شما در "محمره" (خرمشهر) راضی نیستم. اعطای این مدالها به شما، صرفاً اقدامی برای تسكین افكار عمومی است.
    آرزو می كردم در بندر محمره كشته می شدید، ولی عقب نشینی نمی كردید، آیا شما واقعاً لیاقت دریافت نشان شجاعت را دارید:نه، اصلاً ندارید. وجدان من آرام نمی گیرد، مگر وقتی كه سرهای له شده شما را زیر شنی تانكها ببینم." در این هنگام سرتیپ ستاد "ساجت الدلیمی" لب باز كرد و گفت:"قربان، ببخشید... " اما صدام در حالی كه از فرط خشم دندان روی دندان می فشرد، نگاه تندی به او كرد و گفت:"ساكت باش بی شعور، ساكت باش ترسو، همه شماها ترسو هستید، همه شماها مستحق اعدام هستید، چرا علیه ایرانی ها از سلاح شیمیایی استفاده نكردید." یكی از افسران در پاسخ به او گفت:"قربان، در این صورت گازهای شیمیایی به خاطر نزدیكی خطوط ما و ایرانی ها روی سربازان ما هم تأثیر می گذاشت." صدام بلافاصله جواب داد:"سربازان تو بمیرند، مهم نیست. مهم این بود كه محمره در دست ما باقی بماند. ای حقیر... " وقتی سرتیپ ستاد "نبیل الربیعی" خواست شروع به صحبت كند، صدام كفش خود را از پای درآورد و به طرف صورت آن سرتیپ پرتاب كرد و با لحنی كه نفرت و تحقیر از آن می بارید، گفت:"من در مقابل خودم، حتی یك مرد در اینجا نمی بینم، هنگام خروج از سالن كاخ، بعضی از فرماندهان گریه می كردند. آخر در آن جلسه، صدام برای سومین بار به صورتشان تف انداخته بود.
    منبع:روزنامه قدس
    #4 ارسال شده در تاريخ 23rd May 2010 در ساعت 10:25

  5. alitakta آواتار ها
    alitakta
    کاربر سایت
    Feb 2010
    813
    451
    تشکر شده : 752

    Icon2yy .*.*.ويژه نامه فتح خرمشهر.*.*. ناگفته هاى فتح خرمشهر



    ناگفته هاى فتح خرمشهر در گفتگو با سرلشگرپاسدارغلامعلى رشيد
    پيش از انقلاب در صف مبارزان مسلح گلوله و باروت را تجربه كرد، پس بى جهت نبود كه در سال ۱۳۵۹ و در آيينه ۲۵سالگى جانشين فرماندهى و چندى بعد فرمانده عمليات جنوب شد. بى سيم چى ها و گردونه بى سيم ها، عمليات طريق القدس را با صداى او به خاطر مى آورند، آنگاه كه حنجره اش از رمز «يا حسين(ع)» پر و خالى مى شد. عمليات بيت المقدس و فتح خرمشهر ، ثمره انديشه سه آهنين مرد بود. شهيد حسن باقرى فرمانده قرارگاه نصر، رحيم صفوى فرمانده قرارگاه فجر و غلامعلى رشيد فرمانده قرارگاه فتح.طراحى مؤثر عملياتهاى والفجر،۸ كربلاى،۵ والفجر۱۰ و… نشان هاى جاويدى است بردوش اين سردار بى نشان و امروز و در آستانه سالگشت فتح خرمشهر، سرلشگر غلامعلى رشيدجانشين ستاد كل نيروهاى مسلح رو در روى شماست.
    قبل از آن كه بخواهيم درباره چگونگى عمليات فتح خرمشهر صحبت كنيم، بعضى اوقات ابهاماتى مطرح مى شود و به توانمندى و حضور نيروهاى جوان در عرصه فرماندهى دفاع مقدس به ديده ترديد نگاه مى شود. از آنجايى كه جنابعالى يكى از همين ژنرالهاى جوان محسوب مى شويد، در اين باره توضيح دهيد؟
    يكى از ويژگى هاى عصر انقلاب اسلامى و رهبرى امام خمينى(ره) وجود چهره هاى جوان خصوصاً در عرصه هاى دفاعى ـ امنيتى است كه قهرمانان ملى شمرده مى شوند. خداوند بزرگ به ايران اسلامى همواره اين لطف خفيه را داشته است كه به اين كشور، چهره هاى درخشانى بخشيده است كه غالباً در جوانى منشأ تحول بوده اند؛ افرادى همچون سهروردى فيلسوف بزرگ شرق و عالم اسلام و صاحب حكمت اشراق، ابن سينا كه غالب آثار او در جوانى تصنيف شده است، ملاصدرا، شهيد مطهرى، دكتر شريعتى و از همه مهمتر حضرت امام (ره) كه اعجوبه قرن بود و در جوانى آثار اعجاب انگيزى نگاشته است.
    در دوران پيروزى انقلاب اسلامى كه امام(ره) در آستانه هشتاد سالگى بودند، اعتماد بى نظيرى به جوانان داشتند و جوانى ۲۷ساله به نام محسن رضايى را به فرماندهى سپاه يكصد هزار نفرى منصوب كردند. اين فرمانده جوان، با ده سال تجربه قبل و بعد از انقلاب، سپاه را در اندك زمانى با درايت و شجاعت چنان فرماندهى كرد كه ارتش دشمن را با وجود ژنرالهاى مسن بارها شكست داد. چرا برخى از دوستان از اين كه اين نيروهاى جوان، ژنرالها يا سرداران و اميران جوان ناميده مى شوند، اظهار تعجب مى كنند و آشفته مى شوند؟ حقيقت اين است كه همين فرماندهان جوان (خواه سپاهى و خواه ارتشى)بودند كه جرأت سنت شكنى و ابتكار و خلاقيت و طرد تفكرات وارداتى آمريكايى را داشتند.شهيد صياد نيز يك افسر جوان بود و در ۳۶سالگى فرمانده نيروى زمينى بود و اميرحسنى سعدى نيز در زمان جنگ و در سمت فرماندهى لشگر يك افسر جوان بود. چرا مى خواهيم اين حقيقت را انكار كنيم؟ برادران ارتشى هم همين اعتقاد را دارند كه اوج پيروزى رزمندگان اسلام با روى كار آمدن فرماندهان جوان و انقلابى از سال دوم جنگ در رأس سپاه و يگانهاى ارتش تحقق يافت.
    در آستانه سوم خرداد و سالروز عمليات بيت المقدس قرارداريم، تحليل شما از اين عمليات چيست و آيا شيوه مديريت فتح خرمشهر مى تواند مشكل گشاى معضلات كشور باشد؟
    فتح خرمشهر در روند تحولات جنگ تحميلى، نمادو مظهر مقاومت سرسختانه ملت ايران و پيروزى بردشمن م***** عراقى است. خرمشهر با مقاومت به آزادى رسيد و به يك حماسه فرازمانى و فرامكانى بدل شد. ما براساس الگوى مقاومت در خرمشهر ، جنگ جديدى را با دشمن پى ريزى كرديم و با اعتماد به نقش حاصل از آن در عرصه هاى سياسى ـ اجتماعى و امنيتى وارد عمل شديم. رزمندگان شجاع ما با مقاومت درخرمشهر، جنگ تحميلى را به شكست تحميلى براى دشمن تبديل كردند. فتح خرمشهر بيانگر يك دكترين و استراتژى نظامى جديد و آغاز گر روش جديد در مديريت كشور در عرصه دفاعى ـ امنيتى بود كه بايد آن را شناخت و به عنوان يك الگوى موفق، در حل معضلات اساسى كشور مخصوصاً در بحرانها از آن استفاده كرد. به عنوان مثال شهيد حسن باقرى كه جوانى ۲۵ساله بود و فرماندهى عمليات جنوب را برعهده داشت.
    از نقش شهيد باقرى در طرح ريزى عمليات فتح خرمشهر بگوييد؟
    شهيد حسن باقرى يكى از فرماندهان جوان پرورش يافته در مكتب امام خمينى(ره) بود و شايستگى هاى اخلاقى بى نظير و انديشه دفاعى والايى داشت كه در حيات كوتاه اما پربركتش در دفاع مقدس منشأ تحولات بزرگى در سازمان رزم سپاه و ايجاد و توسعه اطلاعات و عمليات رزمى سپاه بود.
    شهيد باقرى يك سال تمام روى زمين و دشمن كار مستمر كرده بود و اساساً بنيانگذار اطلاعات رزمى سپاه بود و زمين و دشمن را به خوبى مى شناخت از اين رو، يكى از بهترين نظريه پردازان و طراحان عملياتها بود. شهيد باقرى از سال دوم جنگ نيز در هريك از سه عمليات قبلى ثامن الائمه، طريق القدس و فتح المبين، شخصاً مسؤوليت فرماندهى در قرارگاههاى مشترك را برعهده داشت. وى در عمليات فتح المبين به عنوان فرمانده قرارگاه نصرازسوى سپاه، بيشترين سهم را در دستيابى به اهداف مهم و استراتژيك در كل منطقه غرب كرخه داشت.
    برادر محسن رضايى ـ فرمانده سابق كل سپاه ـ بارها در خاطرات و كلاسهاى درس تجزيه و تحليل جنگ گفته است: «شهيد حسن باقرى را كه يكى از سه نفر عضو اصلى گروه طرح ريزى سپاه بود، به دليل شناخت زمين و دشمن، قبل از عمليات فتح المبين به سراغ منطقه عملياتى بيت المقدس در حاشيه شرق كارون فرستادم و با توجه به مباحث قبلى، به هنگام مقدمات طرح ريزى، به او دستور دادم مسأله عبور از رودخانه كارون را با هدف رسيدن و تصرف جاده اهواز ـ خرمشهر عميقاً بررسى كند و متكى بر اطلاعات شهيد باقرى از زمين و نحوه استقرار دشمن بين رودخانه، اين راهكار را تنظيم كند.» به هر حال شهيد حسن باقرى اقدام به اين كار مى كند و با توجه به اين كه قبلاً در اين زمينه بحثى صورت گرفته بود و شهيد باقرى به همراه اينجانب بررسى هايى انجام داده بود، كاملاً آمادگى تعقيب امر در ابعادوسيع وجود داشت. مسأله قبلى اين بود كه عده اى از فرماندهان سپاه، پيش از عمليات فتح المبين اعتقاد داشتند به منظور اغفال دشمن و انجام يك عمليات فريب در جنوب دارخوين، بايد نيرويى از رودخانه كارون عبور كند و سرپل كوچكى در اين قسمت تصرف شود تا دشمن نگران و سردرگم گردد و عمليات فتح المبين با موفقيت به انجام برسد. بنابراين شهيد باقرى كه بارها به همراه اينجانب و يا برادر رحيم صفوى به منطقه دارخوين و آبادان و نزد فرماندهان آن مناطق رفته بود و دشمن و مناطق شرق و غرب كارون را دقيقاً مى شناخت، مطابق دستور سردار رضايى اقدام به اين كار كرد و بررسى هاى انجام شده توسط شهيد حسن باقرى به منظور عبور از كارون و طرح آن در گروه طرح ريزى سپاه، به ويژه پس از اتمام عمليات فتح المبين، اعتقاد و اعتماد بقيه فرماندهان سپاه را مبنى بر استفاده از اين راهكار، محكم تر كرد.
    نظر فرمانده وقت سپاه در تعيين محور عملياتى چه بود؟
    سردار رضايى اعتقاد داشت كه زمين جنوب غرب اهواز و غرب كارون كه در اشغال دشمن است، قلبى دارد كه آن قلب منطقه حياتى دشمن است و چنانچه ما به آن قاطعانه دست پيدا كنيم، ابتكار عمل در اختيار ما قرار مى گيرد و دشمن به انفعال و ترديد جدى مى افتد و به ناچار شكست را مى پذيرد.
    منطقه اى كه مورد نظر آقا محسن بود، زمينى بود كه جاده اهواز ـ خرمشهر، حد شرقى آن و مرز، حد غربى آن و بين كوشك وايستگاه حسينيه، حد شمالى و جنوبى آن بود. ايشان اصرار داشت اين زمين با تصرف سرپل وسيع و بزرگ قابل دستيابى است و تأكيد مى كرد بلافاصله پس از رسيدن به جاده اهواز ـ خرمشهر بايد خيز دوم ما به سوى مرز باشد.
    نظر سپاه درباره ساير راهكارهاى عملياتى چه بود؟
    سپاه هيچ وقت نسبت به راهكار ديگرى كه از سوى برخى فرماندهان نظامى پيشنهاد مى شد موافق نبود (راهكار تك از شمال به جنوب از جبهه رودخانه كرخه كور به سمت جفير و ادامه تك به سوى خرمشهر) زيرا آن را يك راهكار شناخته شده كلاسيك مى دانست كه دشمن انتظار آن را داشت و درواقع يك بار نيز در دوران فرماندهى بنى صدر در ۱۵ دى ماه ۱۳۵۹ اين كار عملى شده بود و با عدم موفقيت روبرو شد و لشكر زرهى عمل كننده متحمل تلفات و خسارات سنگين شد.
    اولين جرقه عمليات از چه زمانى زده شد؟
    تا آنجايى كه اينجانب به خاطر دارم بلافاصله پس از اتمام عمليات فتح المبين در ۶۱‎/۱‎/۱۰ اولين جلسه بررسى راهكارها در قرارگاه مشترك عملياتى سپاه و ارتش تشكيل شد كه سپاه راهكار عبور از رودخانه را پيشنهاد داد و از آن دفاع كرد. به هرحال پس از شناسايى ساير فرماندهان در نشست هاى بعدى اين راهكار به عنوان تلاش اصلى مورد تصويب فرماندهى مشترك قرارگاه كربلا (شهيد صياد و سردار رضايى) قرار گرفت و راهكار حمله از جبهه كرخه كور به عنوان تلاش پشتيبانى يا فرعى به تصويب رسيد و نيروها و لشكرها براى اجراى هر كدام از دو تلاش اصلى وفرعى انتخاب شدند.
    فرماندهى رده هاى عمل كننده به چه كسانى سپرده شد؟
    شهيد حسن باقرى به عنوان فرمانده نصر و اينجانب به عنوان فرمانده قرارگاه فتح از سوى سپاه انتخاب شديم. همتاى نظامى من، شهيد امير منفرد نياكى بود. به اعتقاد اينجانب عليرغم اين كه قرارگاه فتح در مركز سرپل به سوى جاده و مرز بايستى تك مى كرد اما قرارگاه نصر بعد از رسيدن به جاده در معرض خطر بيشترى قرار مى گرفت.
    چون قرار بود قرارگاه نصر در پهلوى چپ سرپل، به سوى خرمشهر و شلمچه تك را ادامه دهد و ورود نيروهاى خودى به خرمشهر و شلمچه در حقيقت پاگذاشتن به منطقه بحرانى بود و دشمن شكست نيروهاى خود را در اين دو منطقه نمى توانست تحمل كند لذا پيش بينى مى شد دشمن با هر آنچه كه در توان دارد به قرارگاه نصر فشار بياورد.
    شهيد حسن باقرى با همتاى نظامى خود اميرحسنى سعدى كه در عمليات فتح المبين نيزبا همديگر بر يگان هاى متعددى فرماندهى كرده بودند، مسؤوليت بخشى از تأمين سرپل را (پهلوى چپ) عهده دار شدند. اينجانب شخصاً نسبت به توانايى اين دو برادر در انجام اين مأموريت اطمينان داشتم. البته شناخت من نسبت به شهيد باقرى بيشتر بود و قدرت فرماندهى و هدايت او را در عمليات هاى گذشته ديده بودم.
    چه يگان هايى تحت امر قرارگاه نصر در عمليات حضور داشتند؟
    يگان هاى سپاهى به فرماندهى شهيد حسن باقرى عبارت بودند از تيپ ۷ وليعصر (عج)، تيپ ۲۷ حضرت رسول (ص)، تيپ ۴۶ فجر و تيپ ۲۲ بدر خرمشهر و يگان هاى ارتش به فرماندهى امير حسنى سعدى عبارت بودند از: لشكر ۲۱ حمزه و تيپ ۲۳ نوهه. در مجموع نيروى زمينى ارتش و سپاه با نيرويى به استعداد ۱۹۵ گردان وارد عمل شدند كه ۶۰ گردان مربوط به نيروى زمينى و ۱۳۵ گردان مربوط به نيروهاى سپاه بود. گردان هاى پياده سپاه استعدادى بين ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر داشتند و گردان هاى ارتش نيز در لحظه ادغام همين تعداد نيروى تكاور براى ادغام با نفرات سپاه داشتند و نيرويى كه از اين گردان ها تفنگ به دست مى گرفت و به طرف دشمن حركت مى كرد، همين تعداد بود و بقيه نفرات پشتيبان بودند.
    چه تفاوتى بين يگان رزم سپاه و ارتش وجود داشت؟
    بارها از سوى فرماندهان سپاه توضيح داده شده است كه سپاه به اصل تحرك و سرعت عمل بهاى زيادى مى داد. به همين دليل گردان هاى سپاه برخلاف گردان هاى ارتش، سبك و تاكتيكى و قادر به بيشترين تحرك بود و سپاه بخش ادارى را از سازمان گردان حذف كرده بود و تيپ و لشكر به صورت تمركزى از گردان ها پشتيبانى مى كردند. ارتش نيز به دليل ساختار قبل از انقلاب، گردان هايش ادارى ـ تاكتيكى بودند و به دليل وجود بخش ادارى در گردان (اركان يك، دو، سه و مخصوصاً چهار) بايستى كليه پشتيبانى هاى لازم را در سازمان گردان در خود داشته باشد و به همين دليل از نظر فرماندهان سپاه، گردان هاى ارتشى سنگين بودند و تحرك لازم را نداشتند.
    در مجموع تعداد نيروهاى عمل كننده سپاه در عمليات چند نفر بود؟
    استعداد هر لشكر سپاه بين ۱۲ تا ۱۶ هزار نيرو بود و استعداد تيپ هاى سپاه حداقل ۷ گردان بود و برخى تا ۱۲ گردان نيرو داشتند. سپاه در عمليات بيت المقدس حداقل ۷۰ هزار نفر بسيجى را سازماندهى كرده بود و اين غير از كادر سپاهى بود كه در يگان ها و واحدهاى پشتيبانى و پشتيبانى خدمات رزم سازماندهى شده بودند. غير از نيروهاى مانورى فوق، سپاه در زمينه توپخانه، مهندسى رزمى، پشتيبانى هاى خدمات رزمى، مخصوصاً بهدارى و مخابرات، توان زيادى داشت كه اين مرهون تلاش شهيد حسن باقرى در سازماندهى سازمان رزم سپاه بود.
    برآورد شما از استعداد عملياتى و پشتيبانى دشمن چقدر بود؟
    دشمن در اين عمليات ۱۰ تيپ زرهى و ۶ تيپ مكانيزه و ۲۰ تيپ پياده و حداقل ۲۵ گردان توپخانه داشت. البته دشمن به لحاظ عددى برحسب گردان، استعداد كمترى نسبت به نيروهاى خودى داشت ولى از سوى ديگر، استعداد زرهى گردان هاى دشمن كامل بود و ما از ۵۰% كمتر برخوردار بوديم و با سهميه گلوله اى كه در اختيار قبضه هاى دشمن قرار مى گرفت فوق العاده بود. مثلاً دشمن براى قبضه توپ ۱۳۰ م.م روزانه تا ۱۲۰ گلوله درنظر گرفته بود، اما توپخانه ما براى هر قبضه حداكثر ۱۰ گلوله در اختيار داشت. بنابراين چنانچه قدرت آتش و تعداد تانك و نفربر و ساير امكانات دشمن درنظر گرفته شود، توان رزمى نسبى ما به دشمن هرگز به لحاظ فيزيكى برترى نداشت، بلكه برترى هاى عمده نيروهاى ما عواملى همچون روحيه، انگيزه، شجاعت، اطلاعات دقيق و استفاده صحيح از اصل غافلگيرى و تاكتيك و قدرت فرماندهى بود.
    مرحله اول عمليات كى و چگونه بود؟
    عمليات روز ۶۱‎/۲‎/۱۰ ساعت ۳۰ دقيقه بامدادبا رمز «بسم الله الرحمن الرحيم بسم الله القاصم الجبارين ـ يا على بن ابيطالب (ع)» شروع شد و قرارگاه هاى قدس، فتح و نصر عمليات را با غافلگيرى در سكوت و تاريكى شب آغاز كردند. اين تاكتيكى بود كه از آغاز سال دوم بكار گرفته مى شد و برخلاف تاكتيك عمليات هاى بزرگ سال اول كه عمليات در روشنايى صبح و با اجراى آتش تهيه شروع مى شد، موجب شد تا دشمن قادر به مقابله نباشد و تا پايان جنگ نيز هرگز قادر نبود با تاكتيك رزمندگان در شب مقابله كند.
    قرارگاه فتح و نصر با عبور از رودخانه كارون پيشروى خود را به طرف جاده اهواز ـ خرمشهر شروع كردند، سرپلى كه بايد تصرف مى شد حدود ۴۰ كيلومتر عرض و ۲۰ الى ۲۵ كيلومتر عمق داشت. سرعت عمل رزمندگان ما در پيشروى و غافلگيرى دشمن و وجود خاكريز بلندى كه عراقى ها در حاشيه شرقى جاده اهواز ـ خرمشهر درست كرده بودند بهترين موضع دفاعى ما در برابر دشمن گرديد. قرارگاه نصر به فرماندهى مشترك شهيد حسن باقرى و امير حسنى سعدى با مشكلات متعددى روبرو شدندولى با سرسختى تمام و با تدبير، عمليات را پيش بردند.
    دليل بروز اين مشكلات چه بود؟
    به اعتقاد بنده به قرارگاه نصر بيش از اندازه مأموريت واگذار شده بود، زيرا بايستى علاوه بر تأمين سرپل، همزمان تك را در همان مرحله اول عمليات و در همان شب به غرب جاده و به سوى نهر عرايض و شلمچه ادامه مى داد و تيپ ۲۲ خرمشهر از سپاه اقدام به اين كار كرد و از خاكريز سيل بند منطقه خرمشهر در شمال سليمانيه عبور كرد و به طرف نهر عرايض رفت.
    حتى تيپ ۲۷ حضرت محمد رسول الله (ص) نيز از خط سرپل فراتر رفت و حدود ساعت ۳‎/۵ الى ۴ صبح به واحدهاى توپخانه دشمن در غرب جاده حمله ور شد و يگان ۷ وليعصر (عج) نيز به همين ترتيب با يك نيروى زرهى در غرب سرپل درگير شد. به هرحال اين پيشروى هاى مافوق سرپل باعث شد كه قرارگاه نصر با پاتك يگان هاى زرهى دشمن روبرو و درگير شود و متحمل تلفات بشود، ولى عليرغم اينكه قرارگاه نصر در پايان روز اول نتوانسته بود سرپل را به طور كامل تصرف كند ولى با فداكارى پاتك هاى دشمن را دفع كرد و حدود ۱۰۰۰ نفر نيز اسير گرفت.
    وضعيت ساير قرارگاه ها در روز اول عمليات چطور بود؟
    قرارگاه فتح به خوبى خط سرپل را تصرف كرد و در تأمين و تحكيم سرپل كاملاً موفق عمل كرد و ضمن دفع پاتك دشمن ۹۰۰ نفر را به اسارت گرفت. قرارگاه قدس نيز با دشمن درگير بود و قرارگاه نصر در روزهاى بعد به كمك قرارگاه فتح به ترميم شكاف هاى موجود و تأمين خط سرپل اقدام كرد و موفق شد.
    مرحله دوم عمليات را تشريح كنيد:
    در روز ۶۱‎/۲‎/۱۷ مرحله دوم عمليات آغاز شد و قرارگاه فتح، خيز دوم را برداشت و ساعت ۳‎/۵ بامداد با انهدام دشمن در غرب جاده، خود را به خاكريز مرزى عراق رساند و قرارگاه نصر نيز ساعت ۴‎/۵ بامداد خود را به خط مرزى رساند، ولى اشتباهاً روى خاكريز ايران (دژ ايران) كه در ۲ كيلومترى دژ عراق بود، پدافند كرد كه صبح با پاتك دشمن روبرو شد. قرارگاه فتح نيز پاتك سنگين دشمن كه از ساعت ۵‎/۵ صبح تا ۱۰ صبح طول كشيد را دفع كرد و دشمن شكست سختى را متحمل شد.
    مجدداً دشمن ساعت ۹ صبح با نيروهاى جديدى پاتك سنگينى را به جناح چپ قرارگاه نصر شروع كرد و موفق شد در يگان هاى قرارگاه نصر رخنه ايجاد كند و اين قرارگاه تحت فشار مداوم دشمن قرار گرفت، ولى متقابلاً دشمن نيز در اين پاتكها كه بر هر دو قرارگاه نصر و فتح مى كرد، متحمل تلفات سنگينى شده بود و قرارگاه نصر موفق شد جناح جنوبى خود را حفظ كند و لذا مرحله دوم عمليات نيز با موفقيت به نتيجه رسيده بود، ولى باز هم دشمن از ضد حمله به منطقه تصرف شده باز نمى ايستاد. طى اين مدت، شهيد باقرى در كنار نيروهاى بسيجى در خط دفاعى با دشمن ايستادگى كرد. بخصوص در ضد حمله هاى دشمن در روز ۱۷ ارديبهشت و همچنين ضد حمله روز ۱۸ ارديبهشت كه از ساعت ۸ صبح تا ۵ عصر طول كشيد، حسن با شجاعت فرماندهى نيروها را برعهده داشت و ايستادگى كرد.
    وضعيت نيروهاى عراقى چگونه بود و اساساً چه تهديداتى از سوى نيروهاى ايرانى متوجه آنها بود؟
    دشمن به شدت سردرگم شده بود و ۳ خطر و سؤال مهم را در مقابل خود احساس مى كرد. خطر اول = آيا نيروهاى خود را در جبهه كرخه كور حفظ كند؟ در آن صورت ممكن بود با پيشروى بعدى نيروهاى ايران به سوى نشوه به محاصره درآيند. (خطر اول)
    خطر دوم = آيا نيروهاى ايران قصد پيشروى به سوى بصره را دارند؟خطر سوم= آيا نيروهاى ايران قصد تصرف خرمشهر را دارند؟
    بنابراين وقتى دشمن ديد قادر به دفاع در سه جبهه نيست، به نيروهاى خود از مقابل كرخه كور دستور عقب نشينى داد تا به زعم خود از شرق بصره دفاع كند و مانع پيشروى نيروهاى ايران به سوى نشوه و بصره شود و همه تلاش خود را معطوف به خرمشهر نمود تا همچنان آنجا را حفظ كند و هم از محاصره احتمالى نيروهايش جلوگيرى كند.
    چرا مرحله سوم عمليات بيت المقدس با تأخير انجام شد؟
    بعد از عقب نشينى دشمن از مقابل جبهه كرخه كور، فرماندهى قرارگاه كربلا به قرارگاه نصر دستور داد كه براى آزادسازى خرمشهر حمله كند. البته قرارگاه نصر با ۵ تيپ از سوى ارتش و سپاه تقويت شده بود و اين عمليات در روز ۶۱‎/۲‎/۲۰ صورت گرفت، ولى با مقاومت سنگين دشمن روبرو شد و طى ۲ روز نبرد سنگين، دستور توقف عمليات صادر شد و طرح ريزى نهايى براى فتح خرمشهر در دستور كار قرار گرفت. لذا از روز ۶۱‎/۲‎/۲۱ تا ۶۱‎/۳‎/۱ به مدت ۱۰ روز، حمله به دشمن براى آزادسازى خرمشهرمتوقف ماند.
    تأخير عمليات چه تأثيرى در افكار عمومى كشور داشت؟
    در آن شرايط متأسفانه، ستاد تبليغات جنگ به هيجان افكار عمومى مردم دامن مى زد و همه تصور مى كردند كه خرمشهر آزاد شده است. لذا فشار روانى فوق العاده اى روى فرماندهان بود. در طى اين ۱۰ روز بحثهاى فراوانى صورت گرفت و راهكارهاى متعددى بررسى شد و عمليات شناسايى وسيعى از نيروها و امكانات دشمن توسط شهيد باقرى انجام شد و از آنجايى كه يگانها نيز به بازسازى نياز داشتند و رمق آنها طى دو سه هفته نبرد به شدت تحليل رفته بود، نهايتاً مانورى كه انتخاب و ابلاغ شد، اين بود كه در حدفاصل خط مرز تا جاده اهواز ـ خرمشهر به عرض ۱۷ الى ۲۰ كيلومتر حمله اى به مواضع دشمن صورت بگيرد و قرارگاه نصر خود را به اروند برساند و قرارگاه فجر نيز در جناح چپ قرارگاه نصر و قرارگاه فتح نيز در جناح چپ قرارگاه فجر حمله خود را به دشمن در درون شهر براى آزادسازى خرمشهر آغاز كند.
    يگانهايى كه نام برديد، در مرحله آخر عمل كردند؟
    قرارگاههاى سه گانه اى كه نام بردم، ديگر استعداد قبلى را نداشتند و كاهش قابل توجهى پيدا كرده بودند. يگانهاى قرارگاه نصر عبارت بودند از: تيپ ۳۱ عاشورا، تيپ ۲۷ حضرت رسول (ص)، تيپهاى ۲ و ۳ از لشگر ۲۱ حمزه و در قرارگاه فتح نيز تيپ ۱۴ امام حسين (ع) و تيپ ۸ نجف و در قرارگاه فجر نيز تيپ ۳۳ المهدى (عج)، تيپ ۳۵ امام سجاد (ع) و تيپ ۳ از لشگر ۷۷ حضور داشتند. در مجموع ۶ تيپ از سپاه و ۳ تيپ از ارتش در آخرين مرحله از عمليات بيت المقدس حمله نهايى را شروع كردند و يگانها موفق شدند كه خرمشهر را در ساعت ۱۰ صبح روز سوم خرداد ۱۳۶۱ آزاد كنند.
    آزادى خرمشهر همچنان كه حضرت امام (ره) فرمودند: مصداق نصرت الهى بود كه از آستين همت بلند و عظيم و ايمان خالص رزمندگان و فرماندهان اسلام بيرون آمد تا تأثير اراده و انگيزه و خلاقيت و شجاعت و قيام براى خداوند متعال را به رخ همه انسانها بكشد.
    چه عواملى موفقيت عمليات بيت المقدس را تضمين كرد؟
    بدون ترديد اگر جانفشانى ها و درايت و صبر و استقامت و جسارت و خستگى ناپذيرى فرماندهان جوان و مخلصى همچون سردار سرلشگر پاسدار حسن باقرى، در همه مراحل شناسايى، طرح ريزى، سازماندهى و اجراى اين عمليات بزرگ نبود، ملت ما نمى توانست پيروزى و آزادسازى خرمشهر را در سوم خرداد سال ۶۱ جشن بگيرد.
    ویرایش توسط alitakta : 23rd May 2010 در ساعت 17:24
    #5 ارسال شده در تاريخ 23rd May 2010 در ساعت 10:27

  6. secret آواتار ها
    secret
    کاربر سایت
    Dec 2008
    39,617
    378
    تشکر شده : 19,762

    پیش فرض

    ۞۩*۩۞ ويژه نامه سالروز حماسه آزادي سازي خرمشهر ۞۩*۩۞ فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]

    ويژه نامه گراميداشت سالروز آزاد سازی
    خرمشهر (شهر خون و حماسه)


    فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]
    فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]


    خرمشهر شهر لاله هاي خونين است.


    " خرمشهر را خدا آزاد كرد."
    امام خمينی (قدس سره)


    فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]
    #6 ارسال شده در تاريخ 23rd May 2010 در ساعت 11:20

  7. secret آواتار ها
    secret
    کاربر سایت
    Dec 2008
    39,617
    378
    تشکر شده : 19,762

    پیش فرض




    آنان كه خونین شهر را زنده كردند

    به دست كساني كه خرمشهر را كشتند نگاه كنيد. به ناخن‎هايي كه چشم نخل‎ها را در آوردند نگاه كنيد.


    به نقشه‎هايي كه اروندرود را به طرف عراق كشيده است نگاه كنيد. لعنت به اسپري‎هاي ساخت عراق كه روي ديوارهاي خرمشهر نوشت:

    آمده‎ايم كه بمانيم. نگاه كنيد به برق سرنيزه‎هايي كه درختان «كنار» و «اكاليپتوس» را در آستانه‎ مسجد جامع سر بريدند.

    حيف از انعكاس آب‎هاي اروند كه در آن نوزده ماه به صورت خواب زده‎ سربازان عراقي تابيده بود.

    لعنت به آن افسر عراقي كه در اطلاعيه‎ نظامي نوشته بود: خرمشهر مثل بالشتي است كه بصره بر آن خوابيده است، از آن دفاع كنيد!

    اين خبر هم خوب است؛ شهرداري بصره خط اتوبوس‎راني بصره - خرمشهر و بالعكس را داير مي‎كند. حالا... حالا به صف سربازان عراقي كه در كنار قصر شيخ خزعل منتظرند تا مسافران اردوگاه‌هاي ايران شوند، نگاه كنيد. به زانوان لرزان سرهنگ «احمد زيدا» كه ميدان مين را آلوده كرد، نگاه كنيد.

    به سرهنگ بيچاره «جواد اسعد شيتنه» و سرهنگ «صلاح القاضي» كه به خاطر بي‎لياقتي در دفاع از خرمشهر، سينه‎شان در مگسك جوخه اعدام قرار گرفت، نگاه كنيد. حالا نگاه كنيد به دستِ عقيق‎نشانِ كساني كه خرمشهر را زنده كردند. نگاه كنيد.
    خجالت نكشيد، يك نگاه حلال است
    #7 ارسال شده در تاريخ 23rd May 2010 در ساعت 11:22

  8. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  9. secret آواتار ها
    secret
    کاربر سایت
    Dec 2008
    39,617
    378
    تشکر شده : 19,762

    پیش فرض

    خرمشهر از اسارت تا رهایى

    خرمشهر آزاد شد. این خبر نتیجه عملیات بزرگى با عنوان بیت المقدس بود كه با نیرویى متشكل از دلیرمردان نیروى زمینى ارتش جمهورى اسلامى ایران، جان بركفان سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، سلحشوران بسیجى و با پشتیبانى نیروهاى هوایى و دریایى ارتش، جهاد سازندگى به مدت 26 روز از 10 اردیبهشت ماه1361تا 3 خرداد همان سال به اجرا درآمده بود. این نبرد درخشان ترین فصل كارنامه عملیاتى نیروهاى مسلح جمهورى اسلامى ایران در كل 8 سال دفاع مقدس بود.


    دستاوردهاى نظامى و سیاسى این عملیات چنان عظیم است كه به حق مى توان آن را بزرگ ترین نقطه عطف در طول دفاع مقدس نامید. رئیس رژیم بعثى عراق كه پیوسته ادعا مى كرد چنانچه ایران بتواند خرمشهر را بازپس گیرد، كلید شهر بصره را به ایرانیان خواهد داد، با دریافت این ضربه سهمگین چنان مات و مبهوت شد كه نه تنها وفاى به عهد خود را فراموش كرد بلكه پس از پایان این عملیات و آزادى خرمشهر، به دلیل بیم از آسیب پذیرى بیشتر در مقابل تهاجمات گسترده تر نیروهاى مسلح جمهورى اسلامى ایران، در پوشش شعار «صلح طلبى و لزوم آمادگى براى نبرد با اسرائیل به مناسبت اشغال جنوب لبنان» در آستانه تشكیل كنفرانس كشورهاى غیرمتعهد ، به صورت یك طرفه اعلام آتش بس كرد و دست به عقب نشینى عمومى از سایر مناطق اشغالى زد و شكست خفت بار خود و بویژه از دست دادن خرمشهر را یك عقب نشینى تاكتیكى عنوان كرد.

    همان گونه كه اشاره شد، عملیات بیت المقدس داراى ویژگى هایى است كه آن را از عملیات هاى پیش و پس از آن متمایز مى كند. به اختصار این ویژگى ها عبارتند از:


    1 ـ كوتاه بودن زمان براى آمادگى

    طرح ریزى این عملیات بزرگ بلافاصله پس از عملیات غرورآفرین فتح المبین آغاز و در كمتر از یك ماه به اجرا درآمد.

    2ـ وسعت منطقه نبرد

    وسعت منطقه عملیات بیت المقدس 5400 هزار كیلومترمربع یعنى معادل سه برابر وسعت عملیات فتح المبین بود.

    3ـ مداومت زیاد عملیات

    بیت المقدس طولانى ترین عملیات تصدى دوران دفاع مقدس با 25 روز مداومت است.

    4 ـ اجراى عملیات عبور از رودخانه كه از پیچیده ترین و مشكل ترین نوع عملیات رزمى چه از نظر طرح ریزى و چه از نظر اجرا و چه از نظر تدارك وسایل ویژه است. بویژه آن كه عملیات عبور در مقیاسى وسیع (حدود 12لشكر) و با وجود محدودیت هاى بسیار از نظر تجهیزات انجام گرفت.

    5 ـ حجم تلفات و خسارات وارده و نیز اسراى گرفته شده از دشمن بى سابقه بود.
    عملیات بیت المقدس در 30 دقیقه بامداد روز 10 اردیبهشت ماه سال1361 با رمز یا على بن ابى طالب (ع) آغاز شد و رزمندگان اسلام با عبور از رودخانه كارون و طى 3 مرحله عملیات، خرمشهر را پس از نزدیك به 20 ماه اسارت آزاد كردند.

    این نوشتار در دو بخش تقدیم خوانندگان عزیز مى گردد. در بخش اول با عنوان «خرمشهر چگونه سقوط كرد»، مى كوشیم به طور خلاصه چگونگى سقوط این بخش از میهن اسلامى و درعین حال فداكارى ها و ایثارگرى هاى رزمندگان مدافع این شهر را كه با كمترین نیرو و امكانات روزهاى متمادى در مقابل یورش چندین لشكر ارتش بعث عراق مقاومت كردند، تشریح نماییم و سپس در بخش دوم باعنوان «سرود رهایى» به چگونگى آزاد سازى خرمشهر، رشادتها و دلیرى هاى رزمندگان براى تحقق این امر خطیر بپردازیم.

    البته همچنان سخن حكیمانه آن پیر سفركرده را فراموش نخواهیم كرد كه :

    «خرمشهر را خدا آزاد كرد.»





    #8 ارسال شده در تاريخ 23rd May 2010 در ساعت 11:23

  10. 2 کاربر از این پست تشکر کرده اند :


  11. secret آواتار ها
    secret
    کاربر سایت
    Dec 2008
    39,617
    378
    تشکر شده : 19,762

    پیش فرض


    بخش اول : خرمشهر چگونه سقوط كرد؟


    ارتش عراق در 3 محور اصلى زیر پیشروى خود دراستان خوزستان را آغاز كرد:
    1 ـ جبهه غرب دزفول و شوش
    2 ـ جبهه بستان ـ سوسنگرد و هویزه
    3 ـ جبهه اهواز و خرمشهر
    در جبهه اهواز و خرمشهر، ابتدا لشكر5 مكانیزه از سپاه 3 عراق با استفاده از محورهاى زیر ، اهواز و خرمشهر رامورد هجوم قرار داد:
    ـ محور بصره ، تنومه، كوشك، جفیر، اهواز
    ـ محور بصره ، تنومه ، پاسگاه زید، ایستگاه حسینیه، پادگان حمید، اهواز
    ـ محور بصره ، تنومه ، شلمچه ، پل نو، خرمشهر

    زمانى كه دشمن با مقاومت دور از انتظار رزمندگان ایثارگر ایرانى در محور شلمچه روبه رو مى شود ، تصمیم مى گیرد خرمشهر را از سمت شمال تحت فشار قرار دهد. از این رو، عناصرى از لشكر 5 مكانیزه عراق در امتداد جاده آسفالته اهواز ـ خرمشهر از شمال به جنوب نیروهاى مدافع خرمشهر را مورد هجوم قرار مى دهند. اما زمانى كه دشمن احساس مى كند قادر نیست با لشكر 5 مكانیزه اهواز و خرمشهر را تصرف كند، عناصر لشكر 3 زرهى را كه در احتیاط سپاه 3 قرار داشته است، در منطقه خرمشهر وارد عمل كرده، لشكر 5 مكانیزه را مأمور تصرف شهر اهواز مى نماید. علاوه بر بمباران هوایى آبادان و تأسیسات دریایى و ترمینال گمرك خرمشهر ، در مرز زمینى فشار دشمن از جبهه شلمچه آغاز شد و نیروهاى ارتش بعث بعدازظهر روز 31 شهریور تلاش كردند شلمچه را اشغال كنند.

    بدین منظور تا ساعت 18 آن روز پاسگاه را محاصره كردند ولى نیروهاى مدافع پاسگاه كه تركیبى از عناصر نیروى زمینى ارتش، ژاندارمرى و نیروهاى مردمى بودند، موفق شدند عناصر دشمن را از حوالى پاسگاه دور سازند. این پایدارى شجاعانه كاملاً برخلاف انتظار نیروهاى عراقى بود، زیرا ظاهراً به آنها تفهیم شده بود كه به محض عبور از خط لوله به جز مقاومت مرزى بسیار ضعیف، دیگر مقاومتى روبه روى آنها نخواهد بود و به سادگى خواهند توانست به اهداف تعیین شده دست یابند. ولى در همان برخورد اول خلاف این وعده براى سربازان عراقى ثابت شد. از سوى دیگر، حوادث روز 31 شهریور سبب آمادگى نسبى نیروهاى ایرانى در مواضع پدافندى مرز شد.
    حملات م*****ان عراقى براى تصرف خرمشهر روز اول مهرماه سال 59 نیز ادامه یافت، اما با وجود برترى كامل م***** ، نیروهاى دشمن موفقیت چندانى كسب نكردند و نتوانستند مقاومت نیروهاى ایران را در خط مرز درهم بشكنند و مجبور به توقف درمواضع نزدیك مرز شدند.

    براساس گزارش هاى پایگاه هاى دریایى و هوایى ایران درخلیج فارس و كرانه آن در روز اول مهرماه، 11 فروند هواپیماى میگ و6 فروند ناوچه لوزا متعلق به ارتش عراق در نیروهاى هوایى و دریایى منهدم شدند و نیروى دریایى ایران كنترل كامل تنگه هرمز را به دست گرفت.
    با وجود فشارهاى خردكننده ارتش عراق ، متأسفانه به دلیل شرایط موجود نیروى قابل توجهى درمقابل هجوم وحشیانه ارتش بعث عراق وجود نداشت و نیروهاى موجود فقط مى توانستند نقش نیروى پوشش را ایفا كنند و این درحالى بود كه در پشت سر آنها نیروى عمده اى كه عهده دار دفاع از مواضع اصلى شود، وجود نداشت.

    بدین ترتیب بودكه مسئولان متوجه شدند با یك لشكر زرهى (92 زرهى اهواز) آن هم با كمیت و كیفیت نه چندان مطلوب نمى توان در 500 كیلومتر از كرانه اروندرود تا دهلران در مقابل ***** چندین لشكر زرهى و مكانیزه عراق پایدارى كرد و از این رو اعزام نیروهاى تقویتى از مناطق داخلى كشور به خوزستان آغاز شد.

    2 مهرماه به دانشكده افسرى دستور داده شد از دانشجویان سال دوم و سال سوم به صورت گردان رزمى پیاده سازمان داده شوند تا به خوزستان اعزام گردند و به این ترتیب تعداد كثیرى از دانشجویان ، افسران و درجه داران دانشكده افسرى در قالب 3 گردان پیاده و مجهز به جنگ افزارهاى انفرادى، تیربار و آرپى جى 7 به جبهه هاى نبرد جنوب اعزام شدند كه در مقاومت دلیرانه قبل از سقوط خرمشهر نقش بسزایى ایفا كردند و تعدادى از آنان به شهادت رسیدند. فشار دشمن براى تصرف خرمشهر هر روز بیشتر مى شد و تا قبل از روز 24 مهر ماه كه خرمشهر به اشغال نظامیان ارتش بعث عراق درآمد، نیروهاى مدافع خرمشهر در نهایت ایثار و از خودگذشتگى و رشادت و جوانمردى در مقابل دشمن ایستادگى كردند. این رزمندگان كه مركب از افراد نیروى زمینى ارتش، تكاوران دریایى نیروى دریایى و دلیرمردان سپاه پاسداران بودند هر آنچه داشتند در طبق اخلاص گذاشتند تا مانع از سقوط خرمشهر شوند اما سرانجام در روز 24 مهر ماه سال59 سقوط خرمشهر رسماً اعلام شد و این در حالى بود كه رزمندگان باقى مانده در شهر درگیر خونین ترین نبرد با نیروهاى م***** بودند و از همین رو خرمشهر، خونین شهر نامیده شد.

    ادامه دارد.....
    #9 ارسال شده در تاريخ 23rd May 2010 در ساعت 11:24

  12. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  13. secret آواتار ها
    secret
    کاربر سایت
    Dec 2008
    39,617
    378
    تشکر شده : 19,762

    پیش فرض



    بخش دوم: سرود رهایى


    بعدازظهر 8 فروردین ماه سال 1361 هنگامى كه عملیات فتح المبین به پایان موفقیت آمیز و درخشان خود رسیده بود، فرمانده وقت نیروى زمینى ارتش (سپهبد شهید على صیاد شیرازى) عناصر طراح عملیات طریق القدس را كه در اهواز مستقر بودند به دزفول (قرارگاه عملیاتى كربلا2) احضار و خطوط كلى عملیات آفندى بعدى (طرح كربلا 3 كه در مرحله اجرا بیت المقدس نام گرفت) را به آنها ابلاغ و خط مشى طرح ریزى عملیات بیت المقدس را نیز مانند عملیات فتح المبین بر مبناى هماهنگى و همكارى نزدیك و صمیمانه میان ارتش و سپاه تعیین كرد. در نخستین نشست شور ستادى دو راهكار كلى مطرح گردید كه عبارت بودند از:

    1) تك از شمال به جنوب از جبهه كرخه كور و نیسان با هدف وصول به جفیر، كوشك و طلایه و ادامه پیشروى به سوى خرمشهر

    2) تك از شرق به غرب با عبور از رودخانه كارون، با هدف گسستن جبهه دشمن از وسط و تجزیه آن به دو بخش شمالى و جنوبى و سپس احاطه جفیر در شمال و خرمشهر در جنوب

    تدبیر كلى روى سرعت در طرح ریزى و تهیه مقدمات و آمادگى به منظور شروع عملیات تأكید مى كرد و با تدبیر یاد شده به دشمن فرصت به خود آمدن از ضربه اى كه در عملیات فتح المبین دریافت داشته بود، داده نمى شد و در نتیجه به نوعى غافلگیرى مى انجامید.

    از این رو، 9 فروردین ماه 61 با وجود این كه هنوز طرحى براى عملیات تهیه نشده بود ولى منطقه عملیات آتى از قبل مشخص گردیده بود، به ارتش و سپاه دستور داده شد تا تعدادى از یگان هاى خود را براى پدافند از منطقه عملیاتى فتح المبین نگه دارند و بیشتر نیروهاى خود را به مناطق تعیین شده در جنوب اهواز و شرق كارون اعزام كنند.
    #10 ارسال شده در تاريخ 23rd May 2010 در ساعت 11:25

  14. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. تصفيهء ارتش
    توسط secret در انجمن چرا جنگيديم؟(بايدها و نبايدها)
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 31st December 2008, 14:53
  2. اولین عملیات هوایی بزرگ ایران کمان– 99
    توسط Sniper _ Elite در انجمن بخش صنایع نظامی , هوانوردی و کیهان شناسی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 7th October 2008, 17:45
  3. فایلهای تصويری در عکاسی ديجيتال
    توسط Admin در انجمن عکاسی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 17th August 2008, 06:48
  4. نكات آمار و احتمال
    توسط sAeed در انجمن گرايش رياضيات
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 24th July 2008, 17:24

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •