اشعاري در رثاي امام جواد (ع)‍
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 24

موضوع: اشعاري در رثاي امام جواد (ع)‍

  1. ruya آواتار ها
    ruya
    سرپرست سایت
    Sep 2008
    53,571
    21,017
    تشکر شده : 70,223

    Icon162 اشعاري در رثاي امام جواد (ع)‍




    گل من پرپر و پژمرد شده ....



    بارالها، ز چه رو همـــــدم گل، خار شـــــده
    خار و خس، زاغ و زغن، ساكن گلزار شده

    بلـبل بستــــــــان، از خــــار شكـــایت دارد
    كه چرا خار به جــــای گل گلنــــار شـــــده

    من جوادم كه جهان ریزه‎خور خوان من است
    مرغ جان، حبس و در این دام گرفتار شــــده

    آنقدر رنج، من از همســـر خائــــن دیـــدم
    كه دلم غمزده زین شوم ستمكــار شـــــده

    این چه آیین و طریق است، كه این ملعـــونه
    پی آزار من، این مشرك خونخـوار شــــده

    گل من پرپر و پژمرده شده وقت شـــــبــاب
    جگرم سوخته از كینه غــــــــدار شـــــــده

    ریخته زهر جفا را چــو به كامـــــم پنهـــان
    قلب من سوخته، نیلی گل رخسار شـــــده

    گشته از زهر جفا سینه و قلبم مــــجــــــــروح
    خون دل آمده، از چشــم دُرر بار شــــــــده

    هر چه فریاد كشیدم، ز عطش سوختـــــه‎ ام
    نه كسی با خبر از من، به شب تار شـــــده

    بر رخم بسته در حجره و محبوسم كــــــرد
    خود گرفتار غضب، آتش قهـــــار شـــــــده

    آخر الامر به مقصود خــــودش نائل شــــــد
    لیك آرام دلم، زار و عــــــــزادار شـــــــده

    قطره، زین ماتم عظما، دل دریا خون شــــد
    شور عاشورا، دگـــر باره پدیدار شــــــده





    هیچــگاه ادعـای خاص بودن نکردم ،
    اما خــاص بودن عشقتو
    مرا هـــم خاص کرد ..




    #1 ارسال شده در تاريخ 27th October 2011 در ساعت 22:33

  2. ruya آواتار ها
    ruya
    سرپرست سایت
    Sep 2008
    53,571
    21,017
    تشکر شده : 70,223

    پیش فرض




    لاله اي در گلشن ...


    طائر عرشم ولى پر بسته‏ ام

    یاد دلدارم ولى دلخسته‏ ام

    آسمانم بى ستاره مانده است
    درد من را سوى غربت رانده است

    ناله‏ها مانده است در چاه دلم
    قاتلى دارم درون منزلم

    من رضا را همچو روحى بر تنم
    هستى و دارو ندار او منم

    ضامن آهو مرا بوسیده است
    خنده‏ام را دیده و خندیده است

    بر رضا هركس دهد من را قسم
    حاجتش را مى‏دهد بى بیش و كم

    لاله‏اى در گلشن مولا منم
    غصه دار صورت زهرا منم

    زهر كین كرده اثر رویم ببین
    همچو مادر دست بر پهلو غمین

    در میان حجره‏اى در بسته‏ ام
    بى قرارم، داغدارم، خسته ‏ام

    این طرف یا فاطمه باشد جواد
    آن طرف دشمن ز حالش گشته شاد

    این طرف درد و غم و آه و فغان
    آن طرف هم دختران كف زنان

    كس نباشد بین حجره یاورم
    من جوانمرگم، شبیه مادرم

    ریشه‏ها را كینه‏ها سوزانده است
    جاى آن سیلى به جسمم مانده است

    حال كه رو بر اجل آورده ‏ام
    یاد باباى غریبم كرده‏ ام

    نیست یك درد آشنا اندر برم
    خواهرى نبود كنار پیكرم

    تشنه لب در شور و شینم اى خدا
    یاد جدّ خود حسینم اى خدا

    جواد زمانی




    #2 ارسال شده در تاريخ 27th October 2011 در ساعت 22:34

  3. ruya آواتار ها
    ruya
    سرپرست سایت
    Sep 2008
    53,571
    21,017
    تشکر شده : 70,223

    پیش فرض




    من سوختم از تشنگي يارب ...


    دارم دلي درياي خون از ظلــم و عـــدوان
    بهر بصر ، از درد و قسمــت کـرده طغــيان

    مرغ دلم را کـــرده صيـــادي نشـــــانه
    مي سوزم و مي سـازم از دسـت زمانـه

    بر دام محنت ، مبتلا شـد مــرغ جانـم
    ديگـر نمــانده طاقــت و تاب و توانـم

    در ماتم فرزنـد سلطــان خراســان
    يعني جواد ، ابن الرضا ، محبـوب جانان

    شا هي که رويش قبله اهــل وفـا بـود
    هم کان علم و حلـم وهم بحـر عطا بود

    ان تالي قران ، ولـي حـي سرمـــد
    کشـاف اهل نهـان ، مــرات احمـد

    از بهر قتــل مقتــداي ربـع مسکـــون
    پنجه به خونش کرده رنگين دخـت مامــون

    يارب ، شد از زهر جفا قلبــش پريشــان
    افسرده خاطر شــد عزيـز حــي سبحــان

    زهر ستم بر قلب محزونــش اثـر کــرد
    خون جگر جاري ز مژگـان بصــر کـرد

    هر لحظه او مي گفت در ســوز و گـدازم
    من سوختم از تشنگي ، يارب ، چــه سـازم

    جاري ز جوي ديده ام ، سيـلاب خون اســت
    درد و غم و اندوه من ، از حد فــزون اســت

    در را برويش بستـــه اند شـوم ستمگـــر
    با لعل عطــشان داده جـان سبــط پيمبــر

    چون کهربا گشتــه جمــــال دلربايــش
    گشته کمـان از بار غـم ، قـد رسايـــش

    در نوجواني ، گلشن عمــرش خــزان شــد
    حيران و مفتون از غمـش ، پير و جوان شــد

    چون جد مظلومش حسين،لب تشنـه جان داد
    جان را به راه حي سبحــــان ، ارمغــان داد

    از دود اهـش ، نيلگـون روي فلـک شــد
    حال دگرگون ، خاطر جــن و ملـک شــد

    گراز تنش ، از زهر کين ، تاب و توان رفـــت
    جسم حسين ، عـريان و راسش بر سنان رفـــت

    از خون شــريان حسيــــن و نوجوانـان
    رنگين شــده صحـــرا و روي مهــر تابــان



    #3 ارسال شده در تاريخ 27th October 2011 در ساعت 22:34

  4. ruya آواتار ها
    ruya
    سرپرست سایت
    Sep 2008
    53,571
    21,017
    تشکر شده : 70,223

    پیش فرض



    چيست اين ناله سوزنده ....

    از دل حجره‏ ى تاريك كه بسته است درش



    مى‏ رسد ناله‏ اى و دل شده خون از اثرش



    چيست اين ناله ‏ى سوزنده و از سينه ‏ى كيست؟

    صاحب ناله مگر سوخته پا تا به سرش



    اين فروغ دل زهراست كه خون است دلش

    اين جگر گوشه ‏ى موسى است كه سوزد جگرش



    اين جواد است كه از تشنگى و سوزش زهر

    جان سوزان بود و ناله جان سوز ترش



    خانه‏ اش قتلگه و همسر او قاتل اوست

    بار الها تو گواهى كه چه آمد به سرش



    همسر مرد برايش پرو بالى است ولى

    همسر سنگدل او بشكسته است پرش



    آتش زهر چنان كرده به جانش تاثير

    كه كند هر نفس سوخته ‏اش تشنه ترش



    شهر بغداد بود شاهد مظلوم دگر

    پسرى را كه دهد جان ز ستم چون پدرش



    كاش مى‏ بود غريب الغربا در آنجا

    تا زمانى نگرد غربت تنها پسرش



    #4 ارسال شده در تاريخ 27th October 2011 در ساعت 22:34

  5. ruya آواتار ها
    ruya
    سرپرست سایت
    Sep 2008
    53,571
    21,017
    تشکر شده : 70,223

    پیش فرض




    التجاء حضور....

    التجاء حضور جواد الائمه

    ولى خدا یا جواد الائمه

    سپهر كرم ، ابر رحمت یَم جود
    محیط سخا، یا جوادالائمه

    چه گویم به وصفت كه فرموده آن را
    به قرآن خدا، یا جوادالائمه

    به كشتى ایمان در امواج طوفان
    تویى ناخدا، یا جوادالائمه

    چه در هفت گردون، چه در هشت جنت
    تویى مقتدا، یا جوادالائمه

    سماواتیان راست مدح تو، بر لب
    به صبح و مساء، یا جوادالائمه

    بود نقش خاك ره كاظمینت
    رخ اولیاء، یا جواد الائمه

    ز شاهیست عارم كه در آستانت
    گدایم گدا، یا جوادالائمه

    بود بى ولاى تو طاعات عالم
    سراسر هبا، یا جواد الائمه

    اگر بود واقف زعلمى كه داده
    تو را كبریا، یا جوادالائمه

    نه بگشودى اندر برت پور اكثم
    لب خویش را، یا جوادالائمه

    گرم سر جدا گردد از تن، نگردد
    دل از تو جدا، یا جوادالائمه

    به غیر از خدا هر كه گوید ثنایت
    بود نارسا یا جوادالائمه

    خدا داد پاسخ به هر بینوا كو
    تو را زد صدا، یا جوادالائمه

    به بازار محشر ولاى تو آدم
    به روز جزا، یا جوادالائمه

    ثناى تو گویم عصا از تو جویم
    به هر دو سرا، یا جوادالائمه

    رهایى به مهر تو خواهم كه گشتم
    اسیر هوا، یا جواد الائمه

    خوش آن ملتجى را كه در آستانت
    كند التجاء، یا جوادالائمه

    جوادى ، جوادى ، گدایم، گدایم
    عطا كن ، عطا یا جوادالائمه

    بخوان جانب كاظمینم و ز آنجا
    ببر كربلا، یا جوادالائمه

    بمانم ، بمیرم سپس زنده گردم
    به مهر شما، یا جوادالائمه

    به جان پیمبر به زهراى اطهر
    به بابت رضا یا جوادالائمه

    مرا تا ابد از صف دوستانت
    مگردان جدا، یا جوادالائمه

    تهى دستم و هستیم هست، تنها
    گناه و رجا، یا جوادالائمه

    قدم گشته خم ، پا فرو مانده در گِل
    ز بار خطا، یا جوادالائمه

    غلامرضا سازگار


    #5 ارسال شده در تاريخ 27th October 2011 در ساعت 22:40

  6. ruya آواتار ها
    ruya
    سرپرست سایت
    Sep 2008
    53,571
    21,017
    تشکر شده : 70,223

    پیش فرض




    بر باد رفته است چرا ...


    ازپشت درب بسته كسي آه مي كشد
    يوسف دوباره ناله ز يك چاه ميكشد




    در زير پاي هلهله ها اين صدا ي كيست
    اين پاي كوب دست فشاني براي كيست

    از ظرف آب ريخته بر اين زمين بپرس
    از يك كنيز يا كه از آن يا از اين بپرس

    زرد است از چه گندم روي دل رضا
    بر باد رفته است چرا حاصل رضا

    زلف مجعد پسرش را نگاه كن
    آنگاه ياد يوسف غمگين چاه كن

    اي كاش دست كاسه ي انگور مي شكست
    تا چهره ي جواد به زردي نمي نشست

    اي كاش زهر قاتل و مسموم خويش بود
    اي كاش كشته ي اثر شوم خويش بود

    ديدند چند طايفه اي از كبوتران
    با بال روي بام كسي سايه گستران

    سروده ي رضا جعفري




    #6 ارسال شده در تاريخ 27th October 2011 در ساعت 22:41

  7. ruya آواتار ها
    ruya
    سرپرست سایت
    Sep 2008
    53,571
    21,017
    تشکر شده : 70,223

    پیش فرض



    جواد آل طاها در جوانى
    سفر كرده از اين دنياى فانى

    زبان روزه اندر شهر غربت
    به كامش گشته زهر آلوده شربت

    جوادالعالمين از ما جدا شد
    سپهر دين پيغمبر دوتا شد

    بزير خاك پنهان شد كه آن ماه
    به زهرا و على مهمان شد آن شاه


    #7 ارسال شده در تاريخ 27th October 2011 در ساعت 22:42

  8. ruya آواتار ها
    ruya
    سرپرست سایت
    Sep 2008
    53,571
    21,017
    تشکر شده : 70,223

    پیش فرض




    ملائک در غم او گريه کردند

    كواكب، مهر و مه يكباره افروخت
    همه ترتيب عالم در هم آويخت

    ملايك در غم او گريه كردند
    همه افلاك بهرش نوحه كردند

    نه تنها نوريان غوغا نمودند
    كه بر او ناريان آوا نمودند


    فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]
    #8 ارسال شده در تاريخ 27th October 2011 در ساعت 22:42

  9. ruya آواتار ها
    ruya
    سرپرست سایت
    Sep 2008
    53,571
    21,017
    تشکر شده : 70,223

    پیش فرض


    دل فرزنــد زهــرا را شكستــه



    به روی سینه تیـر غـم نشستــه



    دلم غمگین و در سوز و گداز اســت


    مرا با كبریـــا راز و نیــــاز اســـت



    به هنگــام شبــــاب و كامرانـــی

    خزان شد گلشنـم فصــل جوانــی



    غزالانـــم به محنـــت مبتلا شــــد

    جهان در ماتمم ماتــم ســرا شــــد



    به روی مــن در كاشانــه بستنـد

    دل پیغمبـــر و حیـــدر شكستنـــد



    دل افروخـته با لعـــل عطشــان

    كشیدم بـس نوا و شـور و افغـان



    نیامد كــس پی دلجـــویی مـــن

    به دســـــت آرد دل مهجــوری من



    چو جدّ اطهرش با تشنــه كامــی

    شــده قربــان محبـــوب گرامــی



    كفن بر جسم پاكـش، بوریا شــد

    سرش، زینـــت ده آن نیــزه‎ها شـــد



    گل نازش شده پـرپــر ز خنجــر

    تنش عریان شـده با جسم بی سـر



    ز آه سوزنــاك قطــره، امشـــــب

    به پا شد زمـزمه در چـرخ و كوكـب





    #9 ارسال شده در تاريخ 27th October 2011 در ساعت 22:42

  10. ruya آواتار ها
    ruya
    سرپرست سایت
    Sep 2008
    53,571
    21,017
    تشکر شده : 70,223

    پیش فرض




    جواد العارفين

    مظهــــــــر اسمــــاء رب العالمیـــــــن
    هســـــت در عالــــــــم جواد العارفیـــــن


    هست در حسن و ملاحت بی نظیــــــر
    آسمــان وحــــــــی را باشــــــد بشیـــــر

    نور چشمان علی موســــی الرضـــــا
    ای پناه خلــــــق و جملــــــه ماســـــوی

    كشتی دریای جــــــود و رحمتــــــــی
    نوح و فیض و ناخـــــــــــــدای قدرتــی


    تاج بخـــــش تاجـــــداران، تاجـــــدار
    حجت بر حق، شه گــــــــردون مــــــدار

    چون زمام هر دلی در دست تســــــت
    هستی عالم، همـــه از هســــــت تســـت

    خوان احسان تو بــــــی پایان بــــــود
    مهر رویـــت، دارو و درمــــــان بـــــود

    پرچم دین از تو جاویـــــــدان شـــــده
    از طفیلت، خلقــــت انســـــــــان شـــــده

    هر كسی شهد لقایــــت نوش كــــــرد
    حلقه امـــــر تو را در گــــــــوش كــــــرد

    غنچـــــــــه طوبای نخــــــل فاطمـــــه
    زینت عـــــــــرش بـــــــرین را قائمـــــه

    خاطرش بهر پـــدر افســــــرده بــــود
    قلبش از جور و جفا پژمـــــــرده بـــــود

    چون حمایت كرده از دیـــــن خــــــدا
    دین حق، جاویــــــد مــــــــــاند تا جــزا

    لیك ام الفضـــــــل مكـــــــــار دغــــــا
    كــرد زهــــــری را مهیــــــــا در خفــــا

    زهر را در كام آن مـــــولا بریخــــــت
    رشته صبـــر و شكیـــب از هم گسیخـت

    در جوانی بوستانش شـــد خــــــــزان
    اوفتــــــــاد از پـــــــای، آن سـرو روان

    بس كه آن ملعونه ظالم بود و پســـت
    باب حجـــــــره از جفا بر شــاه بســــــت

    عاقبت با لعل عطشــــان جان بـــــداد
    جان، به راه دین جـــد خــــــــود نهـــــــاد

    كلك ماتم، سر شكستــه از غمــــــــش
    یادم آمـــــد از حسیـــــــــن و ماتمــــــش


    در كنار آب، تشنــــــــه لــب شهیـــــد
    جای اشك، از چشم زینب خون چكیــــد

    شد جواد، ار دفن با غســـل و كفــــن
    بود بی غســــل و كفن، فخــــــر زمــــن

    قلب عالم شد از این ماتـــــم كبــــــــاب
    ز تــــن عــــــــریان و ظـــــل آفتـــــــــاب

    چون بهای قطره خونـــش خداســــــت
    خون بگرید ماسوی بهرش، سزاســــت




    #10 ارسال شده در تاريخ 27th October 2011 در ساعت 22:43

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •