نهج البلاغه (ترجمه استاد حسين انصاريان) - صفحه 2
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 15 , از مجموع 15

موضوع: نهج البلاغه (ترجمه استاد حسين انصاريان)

  1. ~LEON~ آواتار ها
    ~LEON~
    مدیر سابق
    Oct 2011
    5,467
    2,808
    تشکر شده : 3,035

    پیش فرض

    وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
    از سخنان آن حضرت است
    فى ذَمِّ الْبَصْرَةِ وَ اَهْلِها
    در نكوهش بصره و اهل آن پس از نبرد جمل
    كُنْتُمْ جُنْدَ الْمَرْاَةِ، وَ اَتْباعَ الْبَهيمَةِ، رَغا فَاَجَبْتُمْ، وَ عُقِرَ فَهَرَبْتُمْ.
    شما لشگر زن بوديد، و پيرو چهارپاى زبان بسته، شتر آواز داد اجابت كرديد، چون پى شد فرار نموديد.
    اَخْلاقُكُمْ دِقاقٌ، وَعَهْدُكُمْ شِقاقٌ، وَ دينُكُمْ نِفاقٌ، وَ مَاؤُكُمْ زُعاقٌ.
    اخلاقتان پست، پيمانتان سست، دينتان دوروئى، و آبتان شور است.
    وَالْمُقيمُ بَيْنَ اَظْهُرِكُمْ مُرْتَهَنٌ بِذَنْبِهِ، وَ الشّاخِصُ عَنْكُمْ مُتَدارَكٌ
    آن كه در ميان شما زندگى مى كند در گرو گناه خود است، و آن كه از بين شما رفته مشمول
    بِرَحْمَة مِنْ رَبِّهِ. كَأَنِّى بِمَسْجِدِكُمْ كَجُؤْجُؤِ سَفينَة، قَدْ بَعَثَ اللّهُ
    رحمت خداست. چنين مى بينم كه مسجدتان چونان سينه كشتى در آب است، و خداوند عذاب
    عَلَيْهَا الْعَذابَ مِنْ فَوْقِها وَ مِنْ تَحْتِها، وَ غَرِقَ مَنْ فى ضِمْنِها.
    را از بالا و پايين بر آن فرستاده، و همه سرنشينانش غرق شده اند.
    ] وَ فى رِوايَة[ وَ ايْمُ اللّهِ لَتَغْرَقَنَّ بَلْدَتُكُمْ حَتّى كَاَنّى اَنْظُرُ
    (و در روايت ديگرى است:) و به خدا قسم كه شهر شما غرق خواهد شد، تا آنكه گويا به مسجد آن
    اِلى مَسْجِدِها كَجُؤْجُؤِ سَفينَة، اَوْ نَعامَة جاثِمَة.
    مى نگرم كه مانند سينه كشتى يا شترمرغى كه بر سينه نشسته در آب فرو رفته است.
    ] وَ فى رِوايَة[ كَجُؤْجُؤ طَيْر فى لُجَّةِ بَحْر.
    (و در روايت ديگرى است:) مانند سينه مرغى در ميان امواج دريا.
    ] وَ فى رِوايَة أُخْرى[ بِلادُكُمْ اَنْتَنُ بِلادِ اللّهِ تُرْبَةً: اَقْرَبُها مِنَ الْماءِ،
    (و در روايت ديگرى است:) شهرهاى شما از نظر خاك بدبوترين سرزمينهاى خداست: به آب نزديكتر،
    وَ اَبْعَدُها مِنَ السَّماءِ، وَ بِها تِسْعَةُ اَعْشارِ الشَّرِّ. الْمُحْتَبَسُ فيها
    و از آسمان دورتر است، و نُه دهم شر در آن است. هر كه در آن گرفتار است به
    بِذَنْبِهِ، وَالْخارِجُ بِعَفْوِ اللّهِ. كَاَنِّى اَنْظُرُ اِلى قَرْيَتِكُمْ هذِهِ قَدْ طَبَّقَهَا
    گناه اوست، و هركه بيرون رفت به عفو خدا بود. گويى به اين شهر شما مى نگرم كه آب همه جاى آن را
    الْماءُ حَتّى ما يُرى مِنْها اِلاّشُرَفُ الْمَسْجِدِ، كَاَنَّهُ جُؤْجُؤُ طَيْر فى
    فرا گرفته به گونه اى كه فقط كنگره هاى مسجد نمايان است، گويى سينه مرغى است در
    لُجَّةِ بَحْر.
    ميان امواج دريا.

    14
    وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
    از سخنان آن حضرت است
    فى مِثْلِ ذلِكَ
    در همين موضوع
    اَرْضُكُمْ قَريبَةٌ مِنَ الْماءِ، بَعيدَةٌ مِنَ السَّماءِ. خَفَّتْ عُقُولُكُمْ،
    زمين شما به دريا نزديك، و از باران آسمان دور است. عقولتان سبك،
    وَ سَفِهَتْ حُلُومُكُمْ. فَاَنْتُمْ غَرَضٌ لِنابِل، وَ اُكْلَةٌ لاِكِل، وَ فَريسَةٌ لِصائِل.
    و خردهاتان سفيهانه است. پس هدف هر تيرانداز، و لقمه هر خورنده، و شكار هر شكارچى هستيد.





    #11 ارسال شده در تاريخ 8th November 2011 در ساعت 21:03

  2. ~LEON~ آواتار ها
    ~LEON~
    مدیر سابق
    Oct 2011
    5,467
    2,808
    تشکر شده : 3,035

    پیش فرض

    وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
    از سخنان آن حضرت است
    فيما رَدَّهُ عَلَى الْمُسْلِمينَ مِنْ قَطائِع ِ عُثْمانَ
    در رابطه با برگرداندن املاك بيت المال كه عثمان به ميل خودش به ديگران بخشيده بود
    وَ اللّهِ لَوْ وَجَدْتُهُ قَدْ تُزُوِّجَ بِهِ النِّساءُ، وَ مُلِكَ بِهِ الاِْماءُ لَرَدَدْتُهُ.
    به خدا قسم اگر آن املاك را بيابم به مسلمين برمى گردانم گرچه مهريه زنان شده باشد، يا با آن كنيزها خريده باشند.
    فَاِنَّ فِى الْعَدْلِ سَعَةً، وَ مَنْ ضاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ اَضْيَقُ.
    زيرا گشايش امور با عدالت است، كسى كه عدالت او را در مضيقه اندازد ظلم و ستم مضيقه بيشترى براى او ايجاد مى كند.
    وَ مِنْ خطبة لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
    از سخنان آن حضرت است
    لَمّا بُويِعَ بِالْمَدينَةِ
    هنگامى كه در مدينه با او بيعت شد
    ذِمَّتى بِما اَقُولُ رَهينَةٌ، وَ اَنَا بِهِ زَعيمٌ. اِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ
    عهده ام در گرو درستى سخنم قرار دارد، و نسبت به آن ضامن و پاى بندم. كسى كه عبرتهاى روزگار
    عَمّا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْمَثُلاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوى عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهاتِ.
    كيفرهاى پيش رويش را بر او آشكار كند تقوا او را از درافتادن در اشتباهات مانع گردد.
    اَلا وَ اِنَّ بَلِيَّتَكُمْ قَدْ عادَتْ كَهَيْئَتِها يَوْمَ بَعَثَ اللّهُ نَبِيَّكُمْ صَلَّى اللّهُ
    هشيار باشيد كه روزگارِ آزمايش به همان شكل خود در روز بعثت پيامبر(ص) به شما
    عَلَيْهِ وَ آلِهِ. وَ الَّذى بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً، وَ لَتُغَرْبَلُنَّ غَرْبَلَةً،
    بازگشته. به خدايى كه او را به حق فرستاد هرآينه همه درهم ريخته مى شويد،و هرآينه غربال مى گرديد،
    وَلَتُساطُنَّ سَوْطَ الْقِدْرِ حَتّى يَعُودَ اَسْفَلُكُمْ اَعْلاكُمْ، وَ اَعْلاكُمْ
    و همچون محتواى ديگ جوشان درهم و برهم گشته تا آنجا كه ذليل شما گرامى و بالانشينتان
    اَسْفَلَكُمْ. وَ لَيَسْبِقَنَّ سابِقُونَ كانُوا قَصَرُوا، وَلَيَقْصُرَنَّ سَبّاقُونَ كانُوا
    پست شود. واپس مانده ها كه كوتاهى كردند پيش افتند، و پيش افتاده هاى گذشته پس
    سَبَقُوا. وَاللّهِ ما كَتَمْتُ وَشْمَةً، وَلا كَذَبْتُ كِذْبَةً، وَ لَقَدْ نُبِّئْتُ بِهذَا
    مانند. به خدا قسم سخنى را مخفى ننموده، و دروغى بر زبان نياورده ام، و به اين اوضاع و چنين
    الْمَقامِ وَ هذَا الْيَوْمِ.
    زمانى آگاهيم داده اند.

    16

    گناه و تقوا
    اَلا وَ اِنَّ الْخَطايا خَيْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَيْها اَهْلُها، وَ خُلِعَتْ
    بدانيد خطاها اسبان سركشند كه افسارگسيخته سواره هاى خود را به پيش مى برند
    لُجُمُها، فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِى النّارِ. اَلا وَ اِنَّ التَّقْوى مَطايا ذُلُلٌ حُمِلَ
    تا به جهنم وارد كنند. آگاه باشيد كه تقوا مركب هاى راهوار است كه مهارشان به دست
    عَلَيْها اَهْلُها، وَ اُعْطُوا اَزِمَّتَها فَاَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ. حَقٌّ وَ باطِلٌ،
    سواره هاى آنها سپرده شده، در نتيجه آنان را وارد بهشت مى نمايند. اين وضع حق و باطل است،
    وَ لِكُلٍّ اَهْلٌ، فَلَئِنْ اَمِرَ الْباطِلُ لَقَديماً فَعَلَ، وَلَئِنْ قَلَّ الْحَقُّ فَلَرُبَّما
    كه هر يك را خريدارى است، اگر باطل بسيار باشد از گذشته چنين بوده، و اگر حق اندك باشد زياد شدنش
    وَ لَعَلَّ. وَ لَقَلَّما اَدْبَرَ شَىْءٌ فَاَقْبَلَ.
    را اميد هست. هر آينه كم است جريانى كه از دست رفته به جاى اصلى خود برگردد.





    #12 ارسال شده در تاريخ 8th November 2011 در ساعت 21:04

  3. ~LEON~ آواتار ها
    ~LEON~
    مدیر سابق
    Oct 2011
    5,467
    2,808
    تشکر شده : 3,035

    پیش فرض

    ] اَقُولُ: اِنَّ فى هذَا الْكَلامِ الاَْدْنى مِنْ مَواقِعِ الاِْحْسانِ ما لاتَبْلُغُهُ مَواقِعُ
    مى گويم: در اين سخن كوتاه جايگاهى از زيبايى است كه از هر گونه توصيف
    الاِْسْتِحْسانِ، وَ اِنَّ حَظَّ الْعَجَبِ مِنْهُ اَكْثَرُ مِنْ حَظِّ الْعَجَبِ بِهِ.
    بيرون است، بهره اى كه از شگفتى در اين كلام به انسان مى رسد بيش از درك حقايقى است كه در آن وجود دارد.
    فيهِ مَعَ الْحالِ الَّتى وَصَفْنا زَوائِدُ مِنَ الْفَصاحَةِ لايَقُومُ بِها لِسانٌ، وَلايَطَّلِعُ فَجَّها
    در اين سخن علاوه بر آنچه گفتيم اضافاتى از فصاحت هست كه زبان از بيانش عاجز، و انديشه از رسيدن به
    اِنْسانٌ. وَ لايَعْرِفُ ما اَقُولُ اِلاّ مَنْ ضَرَبَ فى هذِهِ الصِّناعَةِ بِحَقٍّ،
    ژرفايش ناتوان است. اين گفتار مرا نمى فهمد مگر كسى كه عمرش را در صنعت فصاحت صرف كرده،
    وَ جَرى فيها عَلى عِرْق، «وَ ما يَعْقِلُها اِلاَّ الْعالِمُونَ».[
    و انديشه اش به ريشه هاى آن نفوذ كرده باشد، «و جز دانايان احدى قدرت تعقّل اين كلام را ندارد».

    16
    وَ مِنْ هذِهِ الْخُطْبَةِ
    و از همين خطبه است

    اقسام مردمان
    شُغِلَ مَنِ الْجَنَّةُ وَالنّارُ اَمامَهُ. سَاع سَريعٌ نَجا، وَ طالِبٌ بَطىءٌ
    كسى كه بهشت و دوزخ را پيش رو دارد آسوده نيست. كوشنده باشتاب نجات يافت، و جوينده كندرو
    رَجا، وَ مُقَصِّرٌ فِى النّارِ هَوى. اَلْيَمينُ وَالشِّمالُ مَضَلَّةٌ، وَ الطَّريقُ
    را اميد هست، و مقصّر در آتش سرنگون است. راست و چپ گمراهى است، و راه ميانه
    الْوُسْطى هِىَ الْجادَّةُ، عَلَيْها باقِى الْكِتابِ، وَ آثارُ النُبُوَّةِ،
    جاده اصلى است، كتابِ ماندگار الهى و آثار نبوت بر اين راه است،
    وَ مِنْها مَنْفَذُ السُّنَّةِ، وَ اِلَيْها مَصيرُ الْعاقِبَةِ. هَلَكَ مَنِ ادَّعى،
    و گذرگاه سنّت از اين راه است، و بازگشت كار همه به اين جايگاه است. مدّعىِ به ناحق هلاك شد،
    وَ خَابَ مَنِ افْتَرى. مَنْ اَبْدى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَكَ. وَ كَفى بِالْمَرْءِ
    و دروغباف زيان ديد. آن كه در برابر حق بايستد به هلاكت رسد. و در جهالت انسان همين بس
    جَهْلاً اَنْ لايَعْرِفَ قَدْرَهُ. لايَهْلِكُ عَلَى التَّقْوى سِنْخُ اَصْل، وَلايَظْمَأُ
    كه اندازه خود را نشناسد. ريشه اى كه بر تقوا روييده نابود نگردد، و زراعت قومى كه
    عَلَيْها زَرْعُ قَوْم. فَاسْتَتِرُوا بِبُيُوتِكُمْ، وَاَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ،
    آب تقوا خورده تشنه نشود. پس (براى دورى از فتنه) درخانه ها بمانيد، و امور بين خود را اصلاح كنيد،
    وَالتَّوْبَةُ مِنْ وَرائِكُمْ. وَلايَحْمَدْ حامِدٌ اِلاّ رَبَّهُ، وَلايَلُمْ لائِمٌ اِلاّ نَفْسَهُ.
    توبه پيش روى شماست. نبايد هيچ ستايشگرى جز خدا را بستايد، و هيچ ملامتگرى جز خود را ملامت نمايد.

    17
    وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
    از سخنان آن حضرت است
    فى صِفَةِ مَنْ يَتَصَدّى لِلْحُكْمِ بَيْنَ الاُْمَّةِ وَلَيْسَ لِذلِكَ بِاَهْل
    درباره كسى كه در ميان مردم عهده دار منصب قضاوت شود ولى شايسته آن نباشد
    اِنَّ اَبْغَضَ الْخَلائِقِ اِلَى اللّهِ رَجُلانِ: رَجُلٌ وَكَلَهُ اللّهُ اِلى نَفْسِهِ،
    مبغوض ترين مردم نزد خداوند دو كس اند: انسانى كه خداوند او را به حال خود واگذاشته،
    فَهُوَ جائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبيلِ، مَشْغُوفٌ بِكَلامِ بِدْعَة، وَ دُعاءِ ضَلالَة.
    تا جايى كه از راه راست منحرف شده، به سخن آميخته با بدعت و دعوت به گمراهى دل خوش نموده است.
    فَهُوَ فِتْنَةٌ لِمَنِ افْتَتَنَ بِهِ، ضالٌّ عَنْ هَدْىِ مَنْ كانَ قَبْلَهُ،
    او فتنه اى است براى فتنه جويان، ره گم كرده اى است از راه روشن گذشتگان،
    مُضِلٌّ لِمَنِ اقْتَدى بِهِ فى حَياتِهِ وَ بَعْدَ وَفاتِهِ، حَمّالٌ
    گمراه كننده كسانى است كه بهوقت زنده بودن او يا پس از مرگش از او پيروى كنند، هم بار گناهان





    #13 ارسال شده در تاريخ 8th November 2011 در ساعت 21:05

  4. ~LEON~ آواتار ها
    ~LEON~
    مدیر سابق
    Oct 2011
    5,467
    2,808
    تشکر شده : 3,035

    پیش فرض

    18
    وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
    از سخنان آن حضرت است
    فى ذَمِّ اخْتِلافِ الْعُلَماءِ فِى الْفُتْيا
    در نكوهش اختلاف علما در فتاوى
    تَرِدُ عَلى اَحَدِهِمُ الْقَضِيَّةُ فى حُكْم مِنَ الاَْحْكامِ فَيَحْكُمُ فيها
    در حكمى از احكام قضيه اى نزد يكى از ايشان مطرح مى گردد او به رأى خود
    بِرَأْيِهِ، ثُمَّ تَرِدُ تِلْكَ الْقَضِيَّةُ بِعَيْنِها عَلى غَيْرِهِ فَيَحْكُمُ فيها بِخِلافِهِ،
    حكم مى دهد، سپس همان بر ديگرى ارائه مى شود او حكمى ديگر صادر مى نمايد،
    ثُمَّ يَجْتَمِعُ الْقُضاةُ بِذلِكَ عِنْدَ الاِْمامِ الَّذِى اسْتَقْضاهُمْ
    آن گاه به نزد رهبرى مى روند كه مسند قضا را به آنان سپرده است
    فَيُصَوِّبُ آراءَهُمْ جَميعاً! وَ اِلهُهُمْ واحِدٌ، وَ نَبِيُّهُمْ واحِدٌ،
    او هم صحّت هر دو حكم را تصديق مى نمايد! در حالى كه خدا و پيامبر
    وَ كِتابُهُمْ واحِدٌ. اَفَامَرَهُمُ اللّهُ تَعالى بِالاِْخْتِلافِ فَاَطاعُوهُ؟
    و كتابشان يكى است. آيا خداوند آنان را به اختلاف دستور داده و آنان اطاعتش كرده اند؟
    اَمْ نَهاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ؟ اَمْ اَنْزَلَ اللّهُ سُبْحانَهُ ديناً ناقِصاً فَاسْتَعانَ
    يا آنان را از اختلاف نهى فرموده و آنان از نهى او سرپيچى نموده اند؟ يا خداوند دينى ناقص نازل نموده
    بِهِمْ عَلى اِتْمامِهِ؟ اَمْ كانُوا شُرَكاءَ لَهُ فَلَهُمْ اَنْ يَقُولُوا،
    و از آنان براى كامل نمودنش يارى خواسته؟ يا اين فتوادهندگان در حكم شريك خداوندند كه مى توانند
    وَ عَلَيْهِ اَنْ يَرْضى؟ اَمْ اَنْزَلَ اللّهُ سُبْحانَهُ ديناً تامّاً
    به رأى خود حكم نمايند و بر خداوند است كه به حكم آنان رضايت دهد؟ يا خداوند دين كاملى فرستاده
    فَقَصَّرَ الرَّسُولُ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ عَنْ تَبْليغِهِ وَ اَدائِهِ؟
    ولى رسولش ـ كه درود خدا بر او و آلش باد ـ در تبليغ آن كوتاهى كرده؟
    وَ اللّهُ سُبْحانَهُ يَقُولُ: «ما فَرَّطْنا فِى الْكِتابِ مِنْ شَىْء.» وَ قالَ:
    در صورتى كه خداوند مى فرمايد: «در كتاب چيزى را فرونگداشتيم.» و مى فرمايد:
    «فيهِ تِبْيانُ كُلِّ شَىْء.» وَ ذَكَرَ اَنَّ الْكِتابَ يُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضاً،
    «بيان هر چيزى در آن است.» و تذكر داده كه بعض قرآن گواه بعض ديگر است،
    وَ اَنَّهُ لاَ اخْتِلافَ فيهِ، فَقالَ سُبْحانَهُ: «وَلَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللّهِ
    و اختلافى در آن نيست، و فرموده: «اگر اين كتاب از سوى غير خداوند نازل شده بود
    لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً.» وَ اِنَّ الْقُرْآنَ ظاهِرُهُ اَنيقٌ، وَ باطِنُهُ عَميقٌ،
    در آن اختلاف فراوان مى يافتند.» قرآن ظاهرش زيبا، و باطنش عميق و ناپيداست،
    لاتَفْنى عَجائِبُهُ، وَ لا تَنْقَضى غَرائِبُهُ، وَلا تُكْشَفُ الظُّلُماتُ اِلاّ بِهِ.
    شگفتى هايش تمام شدنى نيست، و غرائبش پايانى ندارد، و تاريكيها جز با قرآن از فضاى حيات زدوده نگردد.

    19
    وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
    از سخنان آن حضرت است
    ] قالَهُ لِلاَْشْعَثِ بْنِ قَيْس. وَ هُوَ عَلى مِنْبَرِ الْكُوفَةِ يَخْطُبُ، فَمَضى فى بَعْضِ كَلامِهِ
    به اشعث بن قيس. امام بر منبر كوفه سخنرانى مى فرمود، در ضمن گفتارش مطلبى عنوان كرد كه
    شَىْءٌ اعْتَرَضَهُ الاَْشْعَثُ فَقالَ: يا اَميرَالْمُؤْمِنينَ هذِهِ عَلَيْكَ لاَ لَكَ.
    اشعث بر آن حضرت اعتراض نموده، گفت: يا اميرالمؤمنين اين مطلب به زيان توست نه به سودت.
    فَخَفَضَ عَلَيْهِ السَّلامُ اِلَيْهِ بَصَرَهُ ثُمَّ قالَ: [
    امام نگاهش را به او دوخت و فرمود:





    #14 ارسال شده در تاريخ 8th November 2011 در ساعت 21:06

  5. ~LEON~ آواتار ها
    ~LEON~
    مدیر سابق
    Oct 2011
    5,467
    2,808
    تشکر شده : 3,035

    پیش فرض

    ما يُدْريكَ ما عَلَىَّ مِمّا لى؟ عَلَيْكَ لَعْنَةُ اللّهِ وَلَعْنَةُ اللاّعِنينَ،
    تو را به سود و زيان من چه كسى خبر داد؟ لعنت خدا و لعنت كنندگان بر تو باد،
    حائِك ٌ ابْنُ حائِك مُنافِقٌ ابْنُ كافِر! وَ اللّهِ لَقَدْ اَسَرَكَ الْكُفْرُ مَرَّةً
    اى بافنده پسر بافنده، منافق كافرزاده! به خدا سوگند يك بار در زمان كفر اسير شدى
    وَ الاِْسْلامُ اُخْرى، فَما فَداكَ مِنْ واحِدَة مِنْهُما مالُكَ وَلاحَسَبُكَ.
    و بار ديگر در اسلام، و در هر مرتبه نه ثروتت تو را سودى داد و نه تبارت به دادت رسيد.
    وَ اِنَّ امْرَءاً دَلَّ عَلى قَوْمِهِ السَّيْفَ، وَ ساقَ اِلَيْهِمُ الْحَتْفَ لَحَرِىٌّ اَنْ
    مردى كه عشيره خود را به دم شمشير بسپارد، و مرگ را به سوى آنان آنان كشاند حق اوست كه
    يَمْقُتَهُ الاَْقْرَبُ، وَلايَأْمَنَهُ الاَْبْعَدُ.
    نزديكانش با او دشمنى ورزند، و بيگانگان از او ايمن نباشند.
    اَقولُ: يُريدُ عليه السّلام اَنَّهُ اُسِرَ فِى الْكُفْرِ مَرَّةً وَ فِى الاِْسْلامِ مَرَّةً. وَ اَمّا قَولُهُ
    مى گويم:مقصود امام اين است كه اشعث يك بار در كفر و بارديگر در اسلام به اسارت رفت. و اين كه فرمود:
    عَليْهِ السّلام: «دَلَّ عَلى قَوْمِهِ السَّيْفَ» فَاَرادَ بِهِ حَديثاً كانَ لِلاَْشْعَثِ مَعَ خالِدِ بنِ الْوَليدِ
    «عشيره خود را به دم شمشير سپرد» منظورش برنامه اى است كه اشعث در يمامه با خالد بن وليد داشته،
    بِالْيَمامَةِ، غَرَّ فيه قَوْمَهُ وَ مَكَرَ بِهِمْ حَتّى اَوْقَعَ بِهِمْ خالِدٌ. وَ كانَ قَوْمُهُ بَعْدَ ذلِكَ يُسَمُّونَهُ
    اشعث قوم خود را فريب داد تا خالد بر آنان هجوم كرد. از آن پس قوم اشعث او را
    عُرْفَ النّارِ، وَ هُوَ اسْمٌ لِلْغادِرِ عِنْدَهُمْ.
    «عُرفُ النار» ناميدند، و اين سخن در نزد عرب اصطلاحى است براى آدم دغلباز.
    20
    وَ مِنْ كَلام لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ
    از سخنان آن حضرت است

    در بيدارى از غفلت و توجه به حضرت حق
    فَاِنَّكُمْ لَوْ عايَنْتُمْ ما قَدْ عايَنَ مَنْ ماتَ مِنْكُمْ لَجَزِعْتُمْ وَ وَهِلْتُمْ
    اگر شما آنچه را مردگان شما ديدند مشاهده مى كرديد به شيون مى نشستيد و انديشناك مى شديد،
    وَ سَمِعْتُمْ وَ اَطَعْتُمْ، وَلكِنْ مَحْجُوبٌ عَنْكُمْ ما قَدْ عايَنُوا، وَ قَريبٌ ما
    و مستمع حق گشته به اطاعت برمى خاستيد، ولى آنچه آنان ديدند از ديد شما پوشيده است، و به زودى
    يُطْرَحُ الْحِجابُ. وَ لَقَدْ بُصِّرْتُمْ اِنْ اَبْصَرْتُمْ، وَ اُسْمِعْتُمْ اِنْ سَمِعْتُمْ،
    پرده ها برداشته مى شود. (اى مردم) بينايتان كردند اگر بنگريد، و شنوايتان نمودند اگر بشنويد،
    وَ هُديتُمْ اِنِ اهْتَدَيْتُمْ. بِحَقٍّ اَقُولُ لَكُمْ: لَقَدْ جاهَرَتْكُمُ الْعِبَرُ،
    و هدايتتان كردند اگر هدايت پذيريد، به درستى مى گويم: عبرتها براى شما آشكار است،
    وَ زُجِرْتُمْ بِما فيهِ مُزْدَجَرٌ، وَ ما يُبَلِّغُ عَنِ اللّهِ بَعْدَ رُسُلِ السَّماءِ
    و به چيزى كه عامل بازدارنده است نهى شديد، و پس از فرشتگان آسمان از جانب خداوند جز انسانِ
    اِلاَّ الْبَشَــرُ.
    (واجد شرايط) تبليغ حق نمى كند.





    #15 ارسال شده در تاريخ 8th November 2011 در ساعت 21:07

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •