عارفی که گلوله خمپاره شلیک می‌کرد +تصاویر
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: عارفی که گلوله خمپاره شلیک می‌کرد +تصاویر

Threaded View

پست قبلی پست قبلی   پست بعدی پست بعدی
  1. *Mohammad* آواتار ها
    *Mohammad*
    مدیر سابق
    May 2011
    63,336
    22,637
    تشکر شده : 91,444

    پیش فرض عارفی که گلوله خمپاره شلیک می‌کرد +تصاویر

    آیت‌الله حاج میرزاجواد آقا تهرانی در یکی از عملیات ها، به نیت چهارده معصوم، چهارده گلوله خمپاره شلیک کردند. از دیده بان سؤال شد آیا به هدف می‌خورد؟ دیده بان که نمی‌دانست چه کسی شلیک می‌کند با هیجان می‌گفت کاملا به هدف می‌خورد.

    به گزارشخبرگزاری فارس، هر وقت به مشهد می‌آمدیم پدرم مرا به دیدن او می‌برد. کوچه باریکی بود در یکی از محله‌های قدیمی. نمی‌دانم چرا وقتی وارد کوچه می‌شدیم بوی سیب همه مشامم را پر می‌کرد. آنقدر از این رایحه خوشم می‌آمد که دلم می‌خواست این کوچه انتهایی نداشت.
    پدرم، کنار در خانه‌ای می‌ایستاد و آرام در می‌زد. بعد از لحظاتی چهره نورانی او در آستانه در ظاهر می‌شد. هم پدرم و هم من دستش را با زحمت می‌بوسیدیم. این دست و این خانه هم بوی سیب می‌داد. شوق پدرم از بوسیدن دستان «آیت‌الله میرزا جواد آقاتهرانی» حدی نداشت. هنوز هم وقتی آن لحظه‌ها را به یاد می‌آورم دوباره بوی سیب را احساس می‌کنم.



    بعدها که کمی بزرگتر شدم دوباره آمدم به همان کوچه. اما او دیگر نبود. کوچه هم بوی سیب نمی‌داد. آمدم به دنبال نوشته‌هایی که ردپایی از این مرد ملکوتی در صفحه‌های آن پیدا بود. این نوشته‌ها چقدر کم بودند ولی فهمیدم این بسیجی عارف، تحصیلات خود را تا سوم دبیرستان در تهران خوانده و بعد از آن راهی قم شده است. بعد از سال‌هایی به نجف رفته و محضر عالمان بزرگ آن روز را درک کرده است.

    بعد از ازدواج در سال 1312 به مشهد مقدس هجرت می‌کند و پله‌های تقوا و علم را بالا و بالاتر می‌رود. او بعد از انقلاب و شروع جنگ لباس طلبگی و بسیجی را در هم می‌آمیزد تا حق هر دو لباس را ادا کرده باشد.


    از ایشان نقل می‌کنند که در یکی از مناطق جنگی فرموده بود:

    «در قضیه‌انداختن حضرت ابراهیم (ع) به آتش توسط نمرودیان، پرستویی را دیدند که منقارش را از آب پر می‌کند و بر آتش می‌ریزد. ملکی از او سؤال می‌کند این مقدار آبی که در منقار تو جای می‌گیرد بر این آتش انبوه چه اثر دارد؟
    پرستو می‌گوید: می‌دانم اثری ندارد ولی دوست دارم من هم ابراهیمی باشم. »

    نردبان این جهان ما و منیست
    عاقبت این
    نردبان افتادنیست
    لاجرم آن کس که بالاتر نشست
    استخوانش سخت تر خواهد شکست




    #1 ارسال شده در تاريخ 12th November 2011 در ساعت 10:29

  2. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •