مقالات اقتصادی - صفحه 2
صفحه 2 از 33 نخستنخست 123412 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 329

موضوع: مقالات اقتصادی

  1. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2

    تهديدهاي بالقوه سرمايه گذاري خارجي
    در صورت عدم وجود قوانين و مقررات مناسب اين نوع سرمايه گذار درهر لحظه قادر است سرمايه اش را به كشور خود يا كشور ثالث منتقل كند و در واقع از آنجايي كه سرمايه گذاري خارجي به تغييرات و بحرانهاي داخلي و بين المللي بسيار حساس است، مي تواند به افزايش نوسانات و ناپايداري در اقتصاد كشور ميزبان منجر شود.
    در نتيجه در شرايطي كه وضعيت اقتصادي كشور ميزبان رو به وخامت گذارد و وارد دوره ركود شده و يا سطح بازدهي سرمايه اش كه هدف اوليه سرمايه گذار خارجي براي حضور در آن بوده ،كاهش يابد، معمولا اين نوع سرمايه گذار به سرعت از كشور ميزبان خارج شده و اين امر باعث تشديد نابساماني اقتصادي در اين كشور خواهد شد.
    همچنين افزايش مالكيت و كنترل خارجيان بر شركتهاي داخلي، افزايش نوسانات نرخ ارزونرخ بهره و گستردگي دامنه رفتار مخرب سرمايه گذاران خارجي،از عوامل ديگري است كه بعنوان تهديدات سرمايه گذاري خارجي مطرح است و بايد از سوي كشور در يافت كننده اين سرمايه گذاري مورد توجه قرار بگيرد.
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #11 ارسال شده در تاريخ 17th January 2009 در ساعت 01:49

  2. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2

    موانع سرمايه گذاري خارجي
    كشورهاي جهان سوم ،تحت تاثير تفكر و انديشه افرادي است كه بطور كلي اقتصاد دولتي را به اقتصاد آزاد ترجيح مي دهند و بر همين اساس ذهنيتي منفي نسبت به سرمايه‌گذاري و سرمايه خارجي در ميان جامعه آن ها وجوددارد .
    در سه دهه گذشته تجربه رشد و توسعه كشورهاي تازه به توسعه يافتگي رسيده نشان مي دهد كه چنين باور و ذهنيتي با معيارهاي عقلي و كاركردهاي واقعي مطابقت ندارد و دنيا در اين سه دهه شاهد كشورهايي بوده است كه با تداوم رشد سرمايه داري به قدرتهاي بزرگ تبديل شدند. كشورهايي كه چارچوب هاي اقتصاد بازار را پذيرفتند بتدريج در زمره ممالك توسعه يافته درآمدند و فاصله خود را با عقب ماندگي و فقر بيش از پيش افزون كردند.
    دومين مانع تصويب قوانين و مقرراتي است كه تا جاي ممكن مسير سرمايه گذاري و ميل و انگيزه نسبت به آن را دشوار و تضعيف مي كند.
    در كشورهاي در حال توسعه غالبا تصميم گيرندگان سياسي و اقتصادي تحت تاثير جوي قرار مي گيرند كه نسبت به سرمايه‌گذار نگاه نامساعد و ناسازگار داشته و وجود انحصار و اقتداربر تصميمهاي سياسي و اقتصادي حاكمان سايه مي اندازد.
    در قوانين اين كشورها ماليات بيشتر متوجه فعاليتهايي است كه نقش توليدي و ايجاد ارزش افزوده آنها قابل توجه است . به عبارت ديگر، توجه اصلي سازمانهاي وصول ماليات در اين كشورها بر فعاليتهاي آشكار و شفاف است و از اين طريق با دريافت ماليات كلان و گاه به ناحق اين گونه فعاليتها رادچار دشواري مي سازند و از عرصه كار و تلاش خارج مي كنند.
    كنترل‌هاي متعدد نرخها و قيمتها ظاهرا به عنوان حمايت از مصرف كنندگان داخلي اعمال مي شود در حالي كه دقت در محتواي آنها نشان مي دهد كه عملا كمتر موفقيتي در كنترل قيمتها از طريق آنان بدست آمده است .
    قوانين در اين كشورها براي سرمايه گذاران تهديد كننده و محدوديت آور است و باوجود اينكه در سياستها و استراتژي ها نسبت به سرمايه گذاري عبارتهاي موافق و تشويق كننده اي ديده مي شود، قوانين و مفاد آنها به ترتيبي است كه هر گونه ***** و تسلط بر سرمايه گذاران عمده را مجاز مي شمارد .
    مانع سوم مربوط به بوروكراسي بسيار پيچيده و پر افت وخيز در نظام دولتي كشورهاي كمتر توسعه يافته است. زمان به انجام رسيدن طرحها در كشورهاي كمتر توسعه يافته هفت سال و در كشورهاي عقب مانده تا چهارده سال است در حالي كه اين زمان در كشورهاي پيشرفته از سه تا چهار سال ***** نمي كند.
    طرحهاي توليدي و يا زيربنايي در اين كشورها در طي اجرا با تغييرات شديدي در مصوبات دولتي و قانوني مواجه مي شوند كه سازگار شدن با آنها، هزينه طرح را به ناچار بالا برده و در بيشتر موارد طرح در پايان كار، صرفنظر از كهنه بودن تكنولوژي و فناوري، اساسا توجيه خود را از جهت تامين نياز جامعه از دست مي دهد و به عبارت بهتر بدون «توجيه اقتصادي» خواهد شد.
    در اين كشورها، آيين نامه ها و دستور العملها غالبا از حدود قانون خارج شده و محدوديتهاي بيشتري را برقرار مي كنند و همين امر براي سرمايه گذاران خارجي ، كه در كشور خود كمتر با آن برخورد مي كنند اثر منفي و ضد انگيزشي باقي مي گذارد..
    تغيير بي وقفه و مداوم در ضوابط و مقررات و دستور العملها يكي از عوامل عمده نبود «امنيت اقتصادي» است كه با رفتارها و تصميمهاي مغاير و نا هماهنگ و قانون گريزي و رعايت نكردن قوانين و مقررات توام مي شود و يك نوع بي اطميناني و بي اعتمادي را در سرمايه‌گذاران بر مي انگيزد.
    يكي ديگر از موانع سرمايه گذاري، فقدان يا ضعف مديريت اقتصادي است كه قادربه مواجه مدبرانه با مشكلات و تغييراتي كه بروز مي كند ،نمي باشد .
    نكته ديگر اينكه در صورتي كه مديريت بنگاههاي توليدي بهينه شود و با دستيابي به روشها و الگوهاي مناسب خود را تجهيز كند، خواهد توانست در عرصه رقابت با خارجيان برابر شود و گاه با استفاده از جو مناسب داخلي قادر به موازنه رقابت به سود خود خواهد شد.
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #12 ارسال شده در تاريخ 17th January 2009 در ساعت 01:49

  3. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2

    راهكارهاي جذب سرمايه هاي خارجي
    اما براي جذب سرمايه گذاري خارجي بايد اقداماتي ار انجام داد. علل و انگيزه هاي جريان سرمايه بين كشورهاي مختلف تا حدود زيادي با علل و انگيزه هاي انتقال سرمايه بين بازارهاي مختلف در داخل يك كشور يكسانند. عوامل اقتصادي.مالي.فني( سود و بازدهي ، تغييرات نرخ ارز، كسري بودجه،اثرات مالياتهاي داخلي)عوامل حمايتي(بيمه سرمايه گذار،حمايتهاي دولت، سياستهاي تجاري و ارزي مناسب، بازارهاي پولي و مالي)،عوامل سياسي،عوامل جغرافيايي در واقع عواملي هستند كه با استفاده از آن ها مي توان به جذب سرمايه گذاري هاي خارجي اقدام كرد.
    بازدهي مورد انتظار در انتقال سرمايه، اصلي ترين عامل است. از آنجايي كه كشورهاي در حال توسعه داراي نيروي كار فراوان، مواد اوليه ارزان و بازارهاي مصرفي اشباع نشده هستند، توجيه اقتصادي مناسب براي انتقال سرمايه به اين كشورهامشروط به وجود سايرعوامل، وجود خواهد داشت .
    مسئله نرخ ارز يكي از عوامل تعيين كننده در محاسبه سودآوري و كارآيي پروژه هاي سرمايه گذاري است و اين موضوع مي تواند كل فرآيند سرمايه گذاري و انتقال وجوه سرمايه به داخل اقتصاد كشورهاي در حال توسعه را تحت الشعاع قرار دهد.
    همچنين ثبات نرخ ارز باعث اطمينان در محيط اقتصادي داخلي مي شود ودرنتيجه سرمايه گذاران مي توانند با سهولت بيشتري در مورد سرمايه گذاري در زمان حال و آينده تصميم گيري كنند.
    وضعيت مالي دولت نيزسرمايه گذاري وجريان سرمايه را تحت تاثير قرار مي دهد.چنانچه دولت با كسري مواجه باشد و آن را با انتشاراسكناس تامين كند، فشارهاي تورمي بوجود خواهد آمد و اگر از طريق فروش اوراق قرضه واستقراض از خارج باشد نيز خروج سرمايه ازكشورراتشويق مي كند، زيرا فروش اوراق قرضه و استقراض از خارج جزء تعهدات كشور است كه بايد در آينده باز پرداخت شود.
    هنگامي كه يك شركت چند مليتي تصميم به سرمايه گذاري مي گيرد، به دنبال تخصيص سرمايه بين مناطق مختلف، به گونه اي است كه بتواند حداكثر سود خالص را بعد از كسرمالياتها كسب كند و بدنبال تامين اين اهداف، تمامي شرايط رادرانتخاب كشورميزبان مورد ارزيابي قرارمي دهد.
    علاوه بر انگيزه هاي اقتصادي، مالي و فني، سرمايه گذاري تابع عوامل حمايتي نيز هست. عمده ترين عواملي كه موجب تقويت انگيزه هاي حمايتي مي شوند .
    همچنين يكي ازمهمترين عوامل جذب سرمايه‌هاي خارجي، سياستهاي حمايتي دولت است.نحوه سرمايه گذاري دولت در بخشهاي اقتصادي نقش مهمي را در حيطه عمل بخش خصوصي(چه داخلي يا خارجي) بازي مي كند .
    سرمايه گذاريهاي دولت بايد باعث تشويق بخش خصوصي به سرمايه گذاري شده و بلند مدت و زير بنايي و مكمل سرمايه گذاري بخش خصوصي باشد.
    از طرف ديگر، امتياز خروج سود ويژه سرمايه گذار خارجي براي او انگيزه سرمايه گذاري بيشتري را ايجاد خواهد كرد، چرا كه يك سرمايه گذار خارجي نه تنها به سودآوري پروژه مي‌انديشد، بلكه قابل انتقال بودن آن را نيز در نظر مي گيرد.
    سياستهاي ارزي و سياستهاي تجاري و سرمايه گذاري دركشورمقوله هاي تفكيك ناپذيري هستند و با يكديگرارتباط مستقيم دارند.
    نظام ارزي مشخص،سياستهاي تجاري با ثبات در خصوص واردات مواد اوليه و صدور كالا و قوانين گمركي با ثبات از جمله مهمترين عوامل زمينه ساز جذب سرمايه هاي خارجي اند . هرقدر اين سياستها پايدار و براي زمان طولاني ثابت باشد، سرمايه گذاري و بويژه سرمايه گذاري خارجي افزايش خواهد يافت.
    همچنين بازار هاي مالي كشور هااست كه هر چه بازارهاي پولي و مالي منسجمتر، وسيعتر، موانع و محدوديتها كمتر، تكنولوژي‌هاي ارتباطي قويتر و تاسيسات مالي مناسبتر باشد، جريان نقل و انقال سرمايه بسادگي و با شدت بيشتر صورت مي پذيرد.
    از سوي ديگرثبات اجتماعي، ثبات سياسي، ساختار سياسي جامعه، نوع حكومت، قدرت دولت و نحوه تصميم گيري، نظم سازماني و موقعيت جغرافيايي كشوراز جمله آب وهوا، ناهمواريها، نوع گياهان، مسائل جمعيتي، مكان استقراردرحيات انساني و دسترسي به گذرگاههاي تجاري از عوامل تشويق و تحديدكننده سرمايه‌گذاريهاي خارجي است
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #13 ارسال شده در تاريخ 17th January 2009 در ساعت 01:50

  4. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2

    بنابر اين از مهمترين عوامل موثر بر رشد اقتصادي كشورها و بخصوص كشورهاي در حال توسعه، فراهم آوردن سرمايه بمنظور تامين مالي طرحهاي سرمايه گذاري است.
    چنانچه شرايط سرمايه گذاري در كشور‌هاي در حال توسعه و اقتصادهاي در حال گذار تضمين شود، سرمايه گذاران بين‌المللي ميل و رغبت بيشتري براي حضور در اين گونه بازارها خواهند داشت.
    كه اين امر به كشور هاي ميزبان نيز فرصت بهره گيري از مزيتهاي نسبي، رشد اقتصادي، اشتغال‌زايي و دستيابي به دانش و فناوري روز براي توليد كالاهاي رقابتي در عرصه بين‌المللي را مي دهد.بنابراين، تسريع جريان ورود سرمايه گذاري خارجي منافع متقابلي را براي كشورهاي ميزبان و سرمايه گذاران بين المللي فراهم مي سازد .
    در نتيجه به منظور كسب بيشترين منفعت از سرمايه گذاري خارجي و افزايش توان جذب آن در كشور هاي در حال توسعه اي مانند ايران بايستي ثبات سياسي و امنيت اقتصادي، بهبود زير ساختها، وضع و اجراي قوانين و مقررات مناسب مورد توجه جدي قرار بگيرد.
    توجه ويژه به چنين زير ساخت هايي موجب دست يابي به رقم بالايي از جذب سرمايه هاي خارجي در ميان كشور هاي منطقه شده و روند توسعه يافتگي را سهل تر و آسان تر مي نمايد.
    اهتمام ويژه مسئولين ذي ربط بر مقوله امنيت سرمايه گذاري و توجه جدي به جذب آن از خارج باعص جلو بردن پروژه هاي صنعتي كشور و افزايش قابليت اعتماد زير ساخت هاي توسعه اي و در نتيجه اقتصادي خواهد شد و كشور را از بحران هاي مختلف اقتصادي آينده جهان كه فقر و بيكاري مهمترين شاخص آن در كشور هاي توسعه نيافته است نجات خواهد
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #14 ارسال شده در تاريخ 17th January 2009 در ساعت 01:52

  5. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2 اقتصاد خانواده

    مقدمه
    خانواده اولين پايگاه فرد براي زندگي و مهم‌ترين مبناي تشكيل دهنده جامعه است. خانواده، به‌خصوص در ايام گذشته به‌طور مستقيم علاوه بر نيازهاي خود، تأمين‌كننده قسمتي از نيازهاي جامعه نيز بود كه اين نقش با گذشت زمان از عهده تمام افراد خانواده خارج شد و بر دوش يك يا چند تن از آن‌ها افتاد.
    از لحاظ اجتماعي خانواده اساسي‌ترين عامل توليد و مصرف كالاها و خدمات در جامعه است و مسئوليت عمده‌اش بقاء نسل مي‌باشد و براي انجام اين مسئوليت مهم نيازمند تكاپوي اقتصادي بسيار زياد است و اساس فعاليت‌هاي اقتصادي اجتماع نيز انجام مسئوليت‌هاي مهم خانواده است و براي همين است كه اقتصاددانان خانواده را بنيان زندگي اقتصادي جوامع مي‌دانند، ازجمله ارسطو كه اقتصاد را علم خانه‌داري مي‌دانست و اصولاً كلمه اقتصاد مشتق شده يوناني اقتصاد و خانواده است كه امروزه اين گرايش با عنوان اقتصاد خانواده و اقتصاد خانه يكي از شاخص‌ترين گرايش‌هاي اقتصاد در دنيا مي‌باشد.
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #15 ارسال شده در تاريخ 17th January 2009 در ساعت 01:53

  6. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2

    اركان اقتصاد خانواده
    هر خانواده اي از منابع متعدد درآمد كسب مي‌كند كه اين درآمد محدود است يعني مقدار معيني است و به هر مقدار كه اراده كند، در اختيارش نيست و در عوض مخارجي دارد كه براي انجام آن از درآمدهايش استفاده مي‌كند. افراد براي ادامه زندگي به كالاهاي زيادي نياز دارد و بايد درآمدش را به مصرف انواع كالاهاي مورد نيازش مثل غذا، پوشاك، مسكن، آموزش، تفريحات و... اختصاص دهد. درست است كه نيازهاي افراد بي‌نهايت است؛ اما همانطور كه شما هم بارها در زندگي با آن برخورد كرده‌ايد، درآمدهاي خانواده محدود است و هميشه مقدار محدودي از نيازهايش را مي‌تواند برآورده كند. اين‌جا اولين سؤال در مبحث اقتصاد خانواده به‌وجود مي‌آيد و آن اين است كه: چگونه اين درآمد را بايد به مصرف انواع كالاها و خدمات اختصاص دهد؟
    اصل هنر اقتصاد هم چگونگي تخصيص منابع محدود در دسترس جهت تأمين نيازهاي محدود انسان‌ها است. مديريت منابع مالي خانواده از مهم‌ترين وضايفي است كه اغلب برعهده زنان مدير و باتدبير است.
    ما در طول زمان كالاهاي بسياري را مصرف مي‌كنيم. برخي از اين كالاها، مثل غذا و خوراك و پوشاك، براي زندگي افراد لازم و ضروري هستند، و برخي ديگر مثل انواع تفريحات و تجملات و... جزء كالاهاي لوكس به‌شمار مي‌روند.
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #16 ارسال شده در تاريخ 17th January 2009 در ساعت 01:55

  7. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2

    كدام كالا راانتخاب و مصرف كنيم؟
    اولين پرسشي كه براي هر فرد مطرح مي‌شود اين است كه كدام كالا را بايد مصرف كند؟ در مصرف يك كالا به كدام ويژگي‌ها و مطلوبيت آن مي‌انديشيم و ارضاي كدام نيازمندي‌ها را از مصرف يك كالا انتظار داريم؟
    بايد توجه داشت كه جواب هركسي به اين سؤالات متفاوت خواهد بود و اين امري طبيعي است چرا كه نيازهاي افراد بر اساس عادات، محل زندگي، سطح درآمد و... با يكديگر فرق مي‌كند. نيازمندي‌هاي انسان را مي‌توان به نيازهاي زيستي، اجتماعي، رواني و اخلاقي طبقه‌بندي كرد و بيشتر نظريه‌پردازان معتقدند كه تا نيازهاي مادي انسان برآورده نشود، وي قادر به تأمين نيازهاي معنوي نيست. انسان تا زماني‌كه نيازهاي مادي دارد به دنبال نيازهاي معنوي نمي‌رود. پس طبيعي است كه برخي از نيازهاي انسان كه براي آن‌ها هزينه مي‌كند، مادي نباشند. از ميان نيازهاي مادي انسان هم هميشه نيازهايي اولويت دارند كه درصورت نداشتن آن‌ها زندگي براي افراد امكان‌پذير نباشد؛ به عبارتي كالاهاي ضروري هستند. اغلب خانواده‌هاي با درآمدهاي بالا به‌طور ناخودآگاه الگوي مصرفي خانواده‌هاي با درآمد پايين مي‌شوند و از آن‌جا است كه مشكلات مالي و اقتصادي در خانواده ايجاد مي‌شود؛ چرا كه ممكن است با اين انتخاب نادرست الگوي مصرفي، به نان‌آور خانواده فشار بسياري وارد شود و اين به‌نوبه خود مي‌تواند مشكلات خانوادگي و اجتماعي بسياري را براي آن‌ها ايجاد كند.
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #17 ارسال شده در تاريخ 17th January 2009 در ساعت 01:56

  8. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2

    اولين راه يافتن الگوي مناسب مصرف اين است كه باورها و ارزش‌هاي خودمان را بكاويم و از خودمان بپرسيم به راستي چرا اينگونه مي‌انديشيم؟ آيا هر خانواده ثروتمندي از لحاظ مصرفي درست مصرف مي‌كند؟ پاسخ اين سؤال را خودتان بدهيد؛ به اين فكر كنيد كه عليرغم ضرر و زياني كه به شما در خانواده به خاطر از دست رفتن آرامش گذشته وارد مي‌شود، مصرف بيش از حد ضرورت شما چه زيان‌هايي مي‌تواند به اقتصاد جامعه از ديدگاه كلان وارد كند؟!!
    اگر شما در مهماني جشن تولد فرزندتان از لامپ‌هاي متعدد و پرمصرف استفاده كنيد، كسي شما را تحسين نمي‌كند؛ اما انرژي برق كه محدود و گران است بيهوده نلف مي‌شود و ممكن است با اين كار شما عده‌اي هم در آن شب از اين نعمت خدادادي كه حق همۀ مردم است، محروم شوند. يا اگر شما براي عقب نماندن از دوستتان مدام مبلمان و لوازم لوكس خانه مثل يخچال و فريزر را عوض كنيد، باعث مصرف بيش از حد نياز واردات و ايجاد هزينه‌هايي مي‌شويد كه به جيب عوامل توليد خارجي برود و از چرخه توليد داخلي خارج شود. پس براي مصرف خودتان هميشه خودتان و بر اساس نيازهاي ضروري تان بينديشيد، نه بر اساس نيازهاي ديگران!
    يادتان باشد هيچ‌گاه كسي شما را به خاطر مثل ديگران انديشيدن تحسين نمي‌كند، همانطور كه اگر شما بر اثر مصرف بيش از حد توانتان ورشكسته شويد كسي كمكتان نخواهد كرد. كسي نزد ديگران احترام بيشتري دارد كه هيچگاه محتاج آن‌ها نشود. شما با دنبال كردن الگويي كه با درآمدهايتان سنخيت دارد و مي‌تواند جوابگوي مهم‌ترين نيازهايتان باشد، مي‌توانيد به همه نيازهايتان برسيد در عين اينكه هرگز مجبور به دادن قسط يا قرض كردن از ديگران نباشيد.
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #18 ارسال شده در تاريخ 17th January 2009 در ساعت 01:57

  9. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2 قدرت نرم و قدرت سخت

    1 در جامعه بین المللی هر یك از اعضا، به سهم خود نقش آفرین و در تعاملات جهانی اثرگذار هستند. در این میان میزان، كیفیت، دوام، حوزه و عمق این تاثیر به عوامل گوناگونی بستگی دارد. از جمله آنها می توان به بزرگی، پیشرفت و توسعه و قدرت كشورها در زمینه های مختلف اشاره كرد. نقشی كه كشورها در صحنه جهانی ایفا می كنند و یا اثری كه در شكل دادن به روابط بین الملل از خود برجای می گذارند عموما می تواند فرهنگی، علمی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و یا نظامی و یا مجموعه ای از آنها باشد.

    یك كشور توسعه یافته به لحاظ اقتصادی بیش از دیگران تولید می كند تولید كالا و خدمات آن هم نه فقط برای خود بلكه برای بخش دیگری از مردم دنیا و بالطبع در این میان بیشترین مصرف تولیدات از آن خود اوست. از همین رو نیز كیفیت كالای تولیدی اش نه منطبق بر استانداردها بلكه بیانگر مناسبات اجتماعی ویژه ای نیز هست كه مصرف كنندگان كالا در سراسر جهان نیز بدان توجه می كنند. این كشورها با امكاناتی كه در اختیار دارند می توانند در مناسبات میان كشورها و در شكل دادن به مناسبات جهانی نقش ایفا كنند. نمونه بارز این كشورها از سویی گروه هشت است و از سوی دیگر كشورهای در حال توسعه ای كه با افزایش تولید ملی و پیشی گرفتن در تولید ناخالص ملی قدرت اثرگذاری قابل توجهی در عرصه جهانی یافته اند. تلاش این گروه از كشورهای در حال توسعه چنان بوده است كه گروه هشت دریافته بدون همكاری آنان قادر به تعیین تكلیف برای مناسبات اقتصادی جهان نیست. چند سال پیش اقتصاددان برجسته «گلدمن ساكس» پیشنهاد كرد برای آنكه گروه هشت تاثیرگذار باشد باید پذیرای چهار كشور در حال توسعه نوظهور در صحنه جهانی یعنی برزیل، روسیه، چین و هند باشد كه او آنها را «بریكس» نامید. او معتقد بود كه بدون حضور و مشاركت این كشورها نمی توان در باره روابط اقتصاد جهانی تصمیم گرفت. سخن او درست بود و به همین دلیل اكنون چند سالی است كه این كشورها به اجلاس سران گروه هشت دعوت می شوند و در تصمیم گیری و شكل دهی به نظام اقتصاد بین الملل مشاركت می كنند.
    حوزه نظامی و امنیتی، زمینه نقش سازی دیگری است كه كشورهای نیرومند از نظر نظامی در پی آنند. آنها با تكیه بر قدرت نظامی و تهدیدگر خود دیگران را وادار به تمكین و از این طریق نقش خود را در شكل دهی به روابط جهانی ایفا می كنند. كشور برخوردار از تمدن و فرهنگ غنی و كهن و توانا به ابتكارهای بدیع فرهنگی نیز بسیار در عرصه جهانی اثرگذارند. در واقع این كشورها هر قدر فرهنگ شان توان و خلاقیت در سازگاری با طبع بشر داشته باشند به همان میزان تاثیر بیشتری بر مردمان دیگر سرزمین ها خواهند داشت و بر شمار علاقه مندان شان در سراسر جهان افزوده خواهد شد.
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #19 ارسال شده در تاريخ 18th January 2009 در ساعت 19:04

  10. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2

    ۲ البته درباره عمق نفوذ و میزان دوام تاثیر حوزه های اقتصادی، نظامی و فرهنگی تجربیات تاریخی نشان دهنده رابطه معكوس میان شدت و سرعت اثر گذاری از یك سو و دوره و عمق نفوذ از سوی دیگر است. نیروی نظامی با شدت و سرعت بیشتری می تواند مناسبات را برهم زند و شكل دلخواه خود را به وجود آورد. این كار، معمولا هم، در چارچوب زمانی كوتاه تری صورت می پذیرد، گرچه از تداوم و عمق نفوذ كمتری نیز برخوردار است. در مقابل، سرعت تاثیر نقش آفرینی اقتصادی كمتر و عمق آن بیشتر است. در واقع گرچه در حوزه اقتصاد به زمان بیشتری برای اثر گذاری نیازمندیم، ولی اثر به همان نسبت عمیق تر و پایدارتر است. در حوزه فرهنگ این نسبت باز هم بیشتر است. تاثیر گذاری فرهنگی نیز به تدریج صورت می گیرد.
    در واقع تاثیر فرهنگی، امری بین نسلی است و از همین رو ظرف زمانی آن نیز در مقیاس نسل ها معنا می یابد چندان كه آثار رفتاری و اجتماعی برجای مانده از نفوذ فرهنگی ملل دیگر گاه قرن ها پایدار می ماند. این در حالی است كه تاثیر تغییرات نظامی پایدار نیست. مقایسه تجربه ایجاد اسرائیل و یا تغییرات ناشی از جنگ جهانی دوم در آلمان با تاثیر و گستره نفوذ فرهنگی و اجتماعی رنسانس به روشنی گویای این مدعاست.
    ۳ در این میان تاثیر ایران در طول تاریخ در حوزه های فرهنگی و تمدنی از یك سو و نیز در حوزه تجارت و اقتصاد عمیق تر و گسترده تر است. ایرانیان همواره قدرت خود را در نفوذ عمیق فرهنگی و علمی بر جهان پیرامون خود و سراسر كره خاك تجربه كرده اند. ایران چه در دوران باستان و چه قبل و پس از اسلام توانسته است آثار سترگ و ماندگار از خود به یادگار بگذارد. شگفت آنكه به هنگام حمله اقوام دیگر و به ویژه در دوران حمله سهمگین مغول ها و تسلط آنان بر ایران، كه مصداق گویایی از اثربخشی نظامی است، ایرانیان توانسته اند در حوزه های فرهنگ و تمدن و مناسبات اجتماعی بر دشمنان نظامی خود چیره شوند و آنان را نه تنها از رسیدن به مقصود خود بازدارند، بلكه موجبات تغییرات آنان را نیز فراهم ساخته اند. نفوذ عمیق فرهنگی و اجتماعی ایران بر مغول ها و رواج مدیریت و زبان و فرهنگ ایران بر دربار مغول، تا عمق آسیای مركزی، همه نشانه های پیروزی در چنین حوزه ای است. بدین ترتیب ایران همواره قدرت فرهنگی تمدنی و در مقاطعی قدرت اقتصادی بوده است. حتی در زمانی كه ایران از نظر نظامی در اوج قرار داشته و از طریق آن به تغییر مناسبات و روابط بین الملل توانا شده است، از تاثیر نهادن بر دیگر ملت ها و فرهنگ ها غافل نمانده است. كتیبه كوروش در مورد چگونگی برخورد با دیگر اقوام و آداب، سنن و مذهب شان گویای همین امر است. اگر بپذیریم كه نقش كشورها خطی در امتداد تاریخ است آنگاه درمی یابیم كه نقش حال و آینده ما نیز نمی تواند از آنچه نیاكان مان در طول تاریخ رقم زده اند متفاوت باشد.
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #20 ارسال شده در تاريخ 18th January 2009 در ساعت 19:06

صفحه 2 از 33 نخستنخست 123412 ... آخرینآخرین

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •