مقالات اقتصادی - صفحه 3
صفحه 3 از 33 نخستنخست 1234513 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 329

موضوع: مقالات اقتصادی

  1. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2

    ۴ در تحلیل نقش ایران قبل از انقلاب اسلامی می توان به نوعی انحراف از مسیر طبیعی و تاریخی پی برد. چرا كه ایران به جای ایفای نقش طبیعی خود، یعنی نقش فرهنگی، علمی، معنوی و اقتصادی، به ژاندارم منطقه تبدیل شده بود. این نقش كم عمق، سطحی و ناپایدار و مهلك تر از همه بر گرفته از زور و توان ارعاب ابرقدرت آمریكا و استوار بر پایه های استبداد بود. به همین دلیل نیز احترام اعراب خلیج فارس نسبت به ایران نه ناشی از جوهره معنوی و یا اقتصادی كشورمان، بلكه ناشی از ترس و احساس تهدید و لاجرم ناپایدار و كم عمق بود.
    ۵ پس از انقلاب، به دلیل عدم درك صحیح غرب، به ویژه آمریكا، از ماهیت مردمی انقلاب، مبارزه بی امانی با كشورمان آغاز شد. این مبارزه نه فقط برای جلوگیری از ایفای نقش طبیعی ایران، بلكه علیه موجودیت انقلاب صورت گرفت. اوج این مبارزه در سال های نخست انقلاب و در جنگ تحمیلی علیه كشورمان رخ نمود. بسیاری از رخدادهای پس از انقلاب درون و بیرون كشورمان را در پرتو همین واقعیت می توان تجزیه و تحلیل كرد. در واقع زمانی كه یك كشور پیوسته در معرض انكار دائمی نقش و حتی موجودیت خود قرار می گیرد، تهدید می شود و مورد ***** قرار می گیرد طبعا از خود واكنش نشان می دهد و برای بقای خود تلاش می كند. انقلاب اسلامی در تاریخ كوتاه چنددهه خود، در حالی كه روند تكامل اجتماعی و سیاسی خود را پیموده، بی وقفه نیز در معرض تهدیدها علیه موجودیت خود بوده است. در چنین شرایطی طبیعی است كه میل كشور به دفاع و داشتن سازو كارهای دفاعی گسترش یابد. در این راه به موفقیت های درخور توجهی نیز نائل شود. در عین حال تلاش های صورت گرفته در سال های پس از جنگ برای توسعه اقتصادی، اجتماعی و علمی و سیاسی كشور نشان از تمایل همیشگی ایران به گام برداشتن در مسیر طبیعی تاریخی و افزودن بر قدرت نرم افزاری خود در حوزه های اقتصادی، فرهنگی، تمدنی و علمی است. در واقع تلاش های كشور از یك سو معطوف به اعتلای فرهنگی، علمی و اقتصادی و از سوی دیگر متوجه دفاع از موجودیت و رفع تهدیدات بوده است. گرچه این دو تلاش گاه مكمل هم به نظر می رسند در واقع امر هم تركیبی از آن دو با نسبتی مشخص نقطه تعادل را برقرار می كند ولی در عین حال این دو حوزه با هم رقابت دارند و تا حدود زیادی از تئوری بازی مجموع صفر ۱ نیز پیروی می كنند.
    ۶ اكنون، پس از سال های انقلاب اسلامی و به ویژه پس از تحولات چند سال اخیر در افغانستان و عراق و خاورمیانه فضا برای نقش آفرینی ایران باز شده است. امروزه حتی تحلیل گران واقع گرای آمریكایی مانند «ریچارد هاس»، رئیس شورای روابط خارجی آمریكا، اذعان دارند كه «ایران بانفوذترین كشور خاورمیانه است و باید برای حل مسائل این منطقه با ایران مشورت كرد.» این گفته و نیز واقعیات منطقه و جهان گواه توانایی ایران برای نقش آفرینی بیشتر است. تحولات اخیر لبنان و شكست اسرائیل در برابر مقاومت اسلامی صحنه سیاسی منطقه را تا حدودی تغییر داده است. بعضی عناصر جدید ظهور یافته و برخی دیگر نیز شفاف شده اند. از جمله آنها پتانسیل ایران برای نقش آفرینی موثر در منطقه است. نفوذ و تاثیرگذاری ایران به حدی است كه باید برای پیدا كردن راه حل مناقشات منطقه همكاری و نظر او را جلب كرد و یا لااقل از اعمال فشار به او دست برداشت. در چنین شرایطی پرسش مهم این است كه ما به كدام جهت كشانده می شویم و یا كدام استراتژی را ترجیح می دهیم در تشخیص راه باید توجه داشت كه با وجود گشوده تر شدن فضا برای ایران و آشكارتر شدن توانایی كشورمان برای نقش آفرینی بیشتر تهدیدات علیه موجودیت ایران و علیه نقش آفرینی آن كماكان به قوت خود باقی است. در واقع به نظر می رسد كه ایران در این برهه باید نقش خود را در یكی از دو قدرت نرم افزاری و سخت افزاری آنها تعریف كند. یا لااقل نسبتی از قدرت دفاعی از یك سو و قدرت اقتصادی و فرهنگی را از سوی دیگر با هم تركیب كند كه منجر به نقش آفرینی قدرت نرم افزاری ما شود. اقتصاد و فرهنگ ما می توانند نقش آفرین باشند و در روح و جان ملت های دیگر نفوذ كند. طبعا ماهیت تدریجی این نوع نفوذ نه تنها تهدید تلقی نمی شود و خاطری را آزرده نمی سازد، بلكه موجبات مشاركت و هم پیوندی پایدار را فراهم می آورد.تنها در زمان گشودگی و اقتدار سیاسی می توان به گزینه های گوناگون اندیشید و بهترین را برگزید. اكنون زمان بهره گرفتن از قدرت نرم افزاری در امتداد مسیر طبیعی و تاریخی ایران است. اقتدار فرهنگی و اقتصادی ایران، ما را از توسل به قدرت سخت افزاری بی نیاز می كند. همه تجربیات تاریخی مان بر درستی این مسیر گواهی می دهند.
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #21 ارسال شده در تاريخ 18th January 2009 در ساعت 19:07

  2. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2 هایک،اقتصاددانی که از عصر خود جلوتر بود

    يك روز از «بروس جي كالدول»- كه اقتصاددان و نويسنده معروفي است- پرسيدند موضوع كتاب جديدش چيست. او جواب داد: «يك بيوگرافي روشنفكرانه از فريدريش هايك». كسي كه سوال را مطرح كرده بود- و اتفاقاً استاد دانشگاه گرينسبورو در كاروليناي شمالي هم بود- نگاهي تحويل كالدول داد كه حاكي از ناشناخته بودن اسم هايك بود. كالدول ناچار توضيح داد: «او اقتصاددان است؛ با رويكرد ليبرال».
    اما اين جمله خيلي براي توصيف هايك كم بود!

    او كه در سال 1992 ميلادي از دنيا رفت، فقط يك اقتصاددان به شمار نمي آمد. البته هايك جايزه نوبل اقتصاد را در سال 1974 ميلادي به خود اختصاص داده بود و مقاله اش با عنوان «استفاده از علم در جامعه» يكي از مقاله هاي مهم در مورد نقش قيمتهاست و كتاب «راهی به سوی رعيت شدن» او هم هنوز از پرفروشترين كتابهاي دنياست و نقش مهمي در تشديد جنبش هاي سياسي موافق بازار آزاد در آمريكا ايفا كرده است.
    ميلتون فريدمن پدر اقتصاد بازار آزاد كه به تازگي درگذشت، هايك را «مهمترين متفكر اجتماعي قرن بيستم» ناميده است. درواقع، هايك يكي از تئوريسين هاي مهم قرن بيستم است كه در حوزه اقتصادي، سياسي، فلسفه علم و حتي روانشناسي نظريات مهمي را ابراز كرده است. اخيراً دايره المعارف بريتانيكا نيز پرونده مربوط به هايك در اين دايره المعارف را افزايش داده و آن را به بيش از ده برابر رسانده است.
    هايك تا حدي در انگليس شناخته شده است و تأثير او بر مارگارت تاچر و سياستهاي او علت معروف شدن هایک در انگلیس بوده است. اما در آمريكا وضع به گونه اي ديگر است. توجه بسیاری از متفکران به ایده های سیاسی تئوریسینها، یکی از عواملی است که باعث شده هایک را در آمریکا به حاشیه برانند. او ایده های لیبرالی از قرون 18 و 19 میلادی را به شکلی جدید ارائه می داد اما همین توجه به گذشته باعث شده بود که عده ای، تفکر او را قدیمی بخوانند. او از بازار رقابتی در مقابل مدلهای برنامه ریزی مرکزی دفاع می کرد و معتقد بود همان سنتها و نهادهای سنتی که در دوران جدید زیاد هم پرطرفدار نیستند، تجربه هایی دارند که برگ برنده را در اختیار آنها می گذارد. او در عصر ناسیونالیسم و نظام اشتراکی، به فردگرایی توجه نشان می داد.
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #22 ارسال شده در تاريخ 18th January 2009 در ساعت 19:09

  3. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2

    اما هایک از زمان خود جلوتر بود. او در اواسط قرن بیستم میلادی به مسائلی توجه می کرد که در حال حاضر و در سالهای آینده قرن بیست و یکم میلادی هم از اهمیت زیادی برخوردارند. او به بازار متخصص اما منشعب امروزی، وجود نهادهای قانونی برای درست کار کردن بازار، و حتی چالشهای مختلفی که امروزه پیش روی بازار قرار دارد فکر می کرد و به دنبال راههای جدید می گشت.
    هایک که در سال 1899 میلادی در وین متولد شده بود، در جنگ جهانی اول شرکت داشت و پس از آن مدرک خود در اقتصاد سیاسی و حقوق را از دانشگاه وین دریافت کرد. در اوایل دهه 1930 میلادی از هایک برای حضور در هیأت علمی مدرسه اقتصاد لندن دعوت شد و آنجا بود که هایک به خاطر مخالفتهایش با ایده های «جان مینارد کینز» شهرت زیادی یافت.
    کینز معتقد بود که رکود اقتصادی را می توان با صرف هزینه های دولتی درمان کرد اما هایک چنین استدلال می کرد که این سیاست باعث تشدید مشکلات اقتصادی خواهد شد.
    یکی از دستاوردهای مهم هایک این بود که لزوم کنار هم گذاشتن علوم مختلف برای حل مشکلات را مورد توجه قرار داد. به عقیده او، آدمهای مختلف، اهداف مختلفی دارند و اطلاعات مختلفی هم کسب کرده اند که از کنار هم گذاشتن آنها می توان به بهترین نتایج رسید. اما متآسفانه همیشه این اطلاعات به شکل مکتوب و طبقه بندی شده در اختیار دیگران قرار ندارد.
    جدا از این اختلاف نظرها، هایک با تمایل شدید متفکران معاصرش به برنامه ریزی های مرکزی برای اقتصاد مخالف بود و می گفت این مدل نمی تواند نسبت به سیاستهای بازار رقابتی موفقتر باشد. این در حالی بود که در دهه 1930 میلادی در انگلیس، حتی متفکران سیاسی و میانه رو هم از ملی شدن تمام صنایع بزرگ و مهم سخن به میان آورده و از آن حمایت می کردند.
    در زمان جنگ جهانی دوم و پس از آن، برنامه ریزی های مرکزی به سطحی رسید که شاید امروزه غیرقابل تصور هم باشد. مثلاً در همان زمان جنگ جهانی دوم، کار به جایی رسید که برای وسایل خانه و مبلمان هم طرحهای کلی و بدون سلیقه و تزیین و هنر توصیه می شد و به اجرا در می آمد. حتی گفته می شد که صندلی های راحتی جزء لوازم ضروری زندگی نیست اما کتابخانه جزء این وسایل هست! سیاست کنترل قیمتها و مالیاتهای مجازاتی هم به همین ترتیب تا سال 1952 میلادی ادامه یافت.
    کالدول در کتاب جدیدش با عنوان «چالش هایک» - که توسط انتشارات دانشگاه شیکاگو به چاپ رسیده- می نویسد: «در آن زمان، هیچ کس ایده های هایک را نمی پسندید. او در مدت زیادی از زندگی اش به خاطر ایده های اقتصادی و سیاسی اش مورد مضحکه قرار می گرفت، زیرا از زمان خود بسیار جلوتر بود.»
    یکی از دستاوردهای مهم هایک این بود که لزوم کنار هم گذاشتن علوم مختلف برای حل مشکلات را مورد توجه قرار داد. به عقیده او، آدمهای مختلف، اهداف مختلفی دارند و اطلاعات مختلفی هم کسب کرده اند که از کنار هم گذاشتن آنها می توان به بهترین نتایج رسید. اما متآسفانه همیشه این اطلاعات به شکل مکتوب و طبقه بندی شده در اختیار دیگران قرار ندارد.
    به همین جهت بود که هایک در سال 1945 میلادی طی مقاله ای نوشت: «مشکل اقتصادی جامعه، صرفاً چگونگی "اختصاص" منابع لازم نیست؛ مساله مهم این است که چگونه می توان بهترین استفاده را از منابع موجود برای هر فرد اجتماع و برای تأمین اهداف مورد نظر او برد. درواقع، باید از "علم" برای اختصاص دادن این منابع استفاده شود.»
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #23 ارسال شده در تاريخ 18th January 2009 در ساعت 19:10

  4. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2

    به اعتقاد هایک، کلید موفقیت اقتصاد، رقابت غیرمتمرکز است. در اقتصاد بازار، قیمتها به عنوان "نظام ارتباطاتی" عمل می کنند و اطلاعات زیادی را می توان از میان قیمتها به دست آورد.
    در همین راستا «لارنس سامرز» که اقتصاددان و معاون سابق وزیر خزانه داری آمریکا و رییس دانشگاه هاروارد است این پرسش را مطرح کرده که «مهمترین درسی که از واحدهای اقتصاد در دانشگاه می توان آموخت چیست؟»
    وی معتقد است که "دست نامرئی" در بازار بسیار موثرتر از "دست پنهان" عمل می کند و به همین جهت است که سامرز می گوید اتفاقات زیادی در بازار می افتد که نمی توان آنها را کنترل کرد؛ یا برایشان برنامه ریخت به آنها جهت داد. و این همان چیزی است که هایک هم سالها قبل گفته بود.
    فنآوری اطلاعات اکنون بیش از هر زمان دیگری توانسته ایده های هایک را تقویت کند. امروزه استادان این رشته به دانشجویان خود می آموزند که صرف وارد کردن اطلاعات به کامپیوترهایی که برنامه های مرکزی دارند نمی تواند مشکلات ناشی از کمبود اطلاعات و علم اقتصادی را حل کند. واقعیت این است که برای حل هر مشکلی، به اطلاعات زیادی از علوم به ظاهر نامرتبط با آن حوزه نیاز است.
    در چنین شرایطی، یک راه برای حل مشکلات آن است که اطلاعات را به "تصمیم گیرنده" منتقل کنیم؛ و راه دیگر هم این است که روند تصمیم گیری را به سمتی ببریم که اطلاعات لازم در آن وجود دارد.
    هایک در کتاب « راهی به سوی رعيت شدن» که خطاب به تمام سوسیالیستهای احزاب مختلف جهان نوشته شده، چنین استدلال می کند که منطق کلی برنامه ریزی های سوسیالیستی برمبنای نادیده گرفتن آزادیهای فردی و شخصی قرار گرفته است؛ یعنی همان شرایطی که هایک در اتریش شاهد آن بود.
    این کتاب در انگلیس ابتدا با شوک و غافلگیری مواجه شد اما سپس شاهد استقبال خوبی بود. مشابه این شرایط در آمریکا هم رخ داد. آنگونه که کالدول هم در کتابش تأکید کرده، حرف اصلی هایک در « راهی به سوی رعيت شدن» این است که اگر راه مداخله در اقتصاد در پیش گرفته شود، به طور اتوماتیک به شکل گیری نظامی خودکامه و توتالیتر منجر خواهد شد.
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #24 ارسال شده در تاريخ 18th January 2009 در ساعت 19:11

  5. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2

    هایک در عین حال معتقد بود که کنترل کامل اقتصاد، به کنترل سایر ابعاد زندگی مردم هم خواهد انجامید؛ زیرا تصمیم گیریهای اقتصادی، چیزی جدا از ارزشها و اهداف فردی و شخصی نیست؛ و درواقع بازتاب آنها به شمار می رود.
    «جری مولر» نویسنده کتاب «فکر و بازار: کاپیتالیسم در تفکر مدرن اروپا» نیز نظر مشابهی دارد. او می گوید: «ما پول را برای همسران و فرزندان خود و یا برای ایجاد تغییری در زندگی خودمان می خواهیم؛ از جراحی پلاستیک گرفته تا مطالعه کتاب یا هرچیز دیگر. اینها اهداف غیراقتصادی هستند که پول می تواند آنها را برای ما تأمین کند.»
    هایک معتقد بود که تنها در یک بازار رقابتی است که مردم با ارزشهای مختلف فکری می توانند در کنار یکدیگر زندگی کنند. در چنین محیطی مردم درک می کنند که خواسته ها و اهدافشان چیست و چگونه می توانند آنها را برآورده کنند.
    هایک در عین حال در کتاب «راهی به سوی رعيت شدن» می نویسد: نمی توان بازار کار را جهت داد و تعیین کرد چه کسی باید سر چه کاری برود.
    از آنجا که هایک بر "پلورالیسم ارزشها" تأکید می کرد، برخی از صاحبنظران، او را از افراد نزدیک به تفکر پست مدرنی دانسته اند و میشل فوکو فیلسوف پست مدرن فقید هم در آخرین سالهای زندگی اش بارها در سخنرانی های خود به آراء و عقاید هایک استناد می کرد.
    کالدول هم در این خصوص می گوید: «من هایک را یک متفکر پست مدرن به شمار نمی آورم. اما به نظرم مخالفان او و مخالفان پست مدرنها حرفشان یکی بود!»
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #25 ارسال شده در تاريخ 18th January 2009 در ساعت 19:13

  6. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2 ساز و كار بازار و دولت

    جوامع بشري اعم از صنعتي پيشرفته ، در حال توسعه و يا حتی قبيله‌اي با چهار سوال اساسي زير مواجهند: الف- چه كالاها و خدماتي در جامعه توليد شود و به چه مقدار؟
    پيراهن توليد شود يا برنج، راديو توليد شود يا مداد، ماكاروني توليد شود يا ماشين توليد ماكاروني
    ب- كالاها و خدمات ذکر شده چگونه توليد شوند؟ آيا كالاها و خدمات توسط انسان توليد شود يا روبات ( ماشين)، آيا الكتريسيته از نفت توليد شود يا زغال، از انرژي خورشيدي توليد شود يا انرژي هسته‌اي؟

    ج- كالاها و خدمات چگونه توزيع شود؟


    مردم چگونه از كالاها و خدمات توليد شده بهره‌مند ‌شوند؟ آيا حكومت‌ كالاها را بر اساس نياز بين مردم توزيع ‌كند يا مردم خود و بر اساس تمايل و توانايي پرداخت كالاها و خدمات را تقاضا ‌كنند و با پرداخت قيمت كالا آن را در بازار دريافت ‌كنند؟





    د- چه كسي يا كساني توليد كنند؟


    آيا مردم خود كالاها و خدمات را توليد ‌كنند و يا حكومت به توليد كالاها و خدمات بپردازد؟
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #26 ارسال شده در تاريخ 18th January 2009 در ساعت 19:15

  7. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2

    به طور كلي دو روش اساسي و متفاوت در سازماندهي اقتصاد و پاسخ به سوالات فوق وجود دارد.


    در يك حد افراط كليه تصميمات توسط دولت اتخاذ مي‌شود و مردم هيچ‌گونه آزادي انتخاب در مصرف، توليد ، توزيع و شيوه توليد ندارند. در حد افراط ديگر تصميمات توسط بازار اتخاذ مي‌شود به اين معنا كه واحد های مصرف كننده ( خانوارها) و واخدهای توليد كننده ( بنگاهها) بطور اختياري توافق مي‌كنند كه كالاها و خدمات مورد نياز خود را با پرداخت پول با يكديگر معاوضه كنند.


    در يك نظام اقتصاد بازار، قيمت‌ها ، سود، زيان، انگيزه‌ها و پاداش‌ها تعيين كننده مسائل فوق هستند.


    بنگاهها كالاهايي را توليد مي‌كنند كه بالاترين سود ممكن را داشته باشد، فناوري توليدي را بكار مي‌گيرند كه كمترين هزينه را داشته باشد. در مقابل ، در يك اقتصاد دستوري دولت تمام تصميمات مهم را درباره توليد و توزيع اتخاذ مي‌كند. براي مثال در اتحاد جماهير شوروي سابق دولت مالكيت عمده ابزار توليد (زمين و سرمايه) را در اختيار داشت ، دولت همچنين مالكيت و هدايت بنگاهها را در اكثر صنايع بر عهده داشت و كارفرماي اكثر كارگران بود و دولت بود كه تعيين مي‌كرد كه آنان كار خود را چگونه انجام دهند و منابع توليدي چگونه بين كالاهاي مختلف تقسيم شود.


    درعصر حاضر هيچ جامعه‌اي بطور كامل وصددرصد بصورت اقتصاد آزاد يا اقتصاد دستوري اداره نمي‌شود. اقتصاددانان مدافع نظام بازار نيز هيچ‌گاه از جامعه بدون حضور دولت سخن نگفته‌اند حتي اقتصاددانان كلاسيك و در راس آنها آدام اسميت دخالت دولت را در موارد مشخص انكار نكرده‌اند بلكه دولت را از دخالت مستقيم در امور اقتصادي و تجاري بر حذر داشته‌اند.
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #27 ارسال شده در تاريخ 18th January 2009 در ساعت 19:17

  8. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2

    به نظر آدام اسميت دولت سه وظيفه اصلي بر عهده دارد:


    وظيفه اول حفظ و حراست جامعه از تعرضات كشورهاي ديگر است.


    وظيفه دوم برقراري عدالت در داخل كشور و حمايت از هر فرد در برابر ***** افراد ديگر به حقوق است.


    وظيفه سوم ارائه خدمات عمومي وایجاد نهادهايي است كه كارآفرينان خصوصي انگيزه‌اي براي توليد آن ندارند.


    به نظر اسميت دولت مي‌تواند در چارچوب موارد فوق در اقتصاد دخالت كند.


    اسميت معتقد است در ميان كارهاي عمومي كه دولت بايد انجام دهد آنهايي هستند كه موجبات توسعه تجارت و آموزش را فراهم مي‌كند مانند احداث پل‌ها، كانال‌ها، اسكله‌ها، جاده‌ها، ادارات پست، ضرب سكه و مدارس.


    علاوه بر اين قانون بايد بتواند اجراي قراردادها را تضمين كند. همچنين اسميت كنترل برچاپ پول كاغذي توسط بانكها را ضروري مي‌داند حتي اگر اين عمل خلاف آزادي طبيعي تصور شود. كنترل بر نرخ بهره نيز از نظر اسميت قابل قبول است مشروط به آنكه نرخ بهره كمتر از پاييين ترين نرخ بهره بازار قرار نگيرد تا پروژهاي كم بازده توجيه اجرا پيدا نكند.(1)
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #28 ارسال شده در تاريخ 18th January 2009 در ساعت 19:18

  9. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2

    موارد فوق بخوبي مشخص مي‌سازد كه برخلاف تصور برخي ، آدام اسميت موافق آزادي اقتصادي بي حد و‌حصر ( لسه فر Laissez faire) نبوده است و حضور دولت را در بخش‌هايي كه امروزه آنرا زيربنايي مي‌ناميم و نيز در بخش‌هاي آموزش و در ايجاد امنيت و برقراري عدالت ضروري مي‌دانسته است. اشاره اسميت به تضمين اجراي قراردادها توسط دولت نشان دهنده درك عميق وي از موضوع هزينه مبادله است، موضوعي كه دو سده پس از وي بوسيله اقتصاد دانان نهادگر ا در اواخر قرن بيستم مجددا" احيا گرديد.


    كينز در كتاب پايان آزادي عمل(The End of Laissez-faire)مي‌نويسد: « واژه لسه‌فر
    (Laissez faire) نه در آثار آدام اسميت و نه در آثار ريكاردو و مالتوس يافت مي‌شود. در واقع صرفا" تصور اين است كه اقتصاددانان اين عبارت را اظهار داشته‌اند» (صفحه 20). به نظر مي‌رسد كه مخالفان نظام بازار آزاد با مستمسك قرار دادن لسه‌فر موافقان نظام اقتصاد آزاد را به دفاع بي‌حد و حصر از سازوكار بازار ، بدون قائل شدن به كوچكترين دخالت دولت متهم كرده و مي‌كنند. در واقع موضوع اصلي بين اقتصاددانان مخالف و موافق نظام اقتصاد آزاد شكل و حدود دخالت دولت است و نه عدم حضور كامل دولت. كينز مي‌گويد« اين اقتصاد دانان نبودند كه تفكر لسه فر را اشاعه دادند بلكه « توده‌ها و عوام» بودند كه از تفكر اقتصاد آزاد تفسير افراطي آزادي بي‌حد و حصر اقتصادي را ارائه دادند» ( صفحه 17).


    به هر حال آنچه آدام اسميت بر آن تاكيد دارد اين است كه دخالت دولت در فعاليت‌هاي اقتصادي نبايد حوزه عمل گسترده‌اي را در بر گيرد و رفاه جامعه از طريق فرايند رقابت كه در آن نفع شخصي انگيزه عاملان اقتصادي است حداكثر مي‌شود.
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #29 ارسال شده در تاريخ 18th January 2009 در ساعت 19:19

  10. faraz آواتار ها
    faraz
    عضو افتخاری
    Oct 2008
    3,284
    6,424
    تشکر شده : 1,869

    New2

    در اقتصاد بازار توليد كنندگان با افزايش بهره‌وري و كاهش هزينه از منابع خود به طور موثر استفاده مي‌كنند و با دستيابي به سود بيشتر در بازار باقي مي‌مانند. در اقتصاد بازار رقابت عامل محركه توليد است. كساني كه نمي‌توانند بطور كارآمد از منابع استفاده كنند زيان مي‌بينند و مجبور مي‌شوند از بازار خارج شوند. به اين ترتيب در سازوكار بازار، ناكارآمدها شكست مي‌خورند و كارآمدها موفق مي‌شوند و اين فرايند به نفع كل جامعه است. در واقع در فرايند رقابت خروج بنگاههاي ضررده به منزله تأمين سلامت اقتصاد است. همانگونه كه دانش آموزي كه در آزمون استحقاق قبولي را ندارد، در صورتي كه به دلايل عاطفي نمره قبولي كسب كند ممكن است به زيان جامعه تمام شود، چرا كه ممكن است وي در آينده شغل حساسي بدست آورد و تصميمات ناصحيح او كل جامعه را متضرر سازد.


    اگرچه مكانيسم بازار با كارآيي و تخصيص بهينه منابع همراه بوده و موجبات رفاه اقتصادي بيشتر جامعه را فراهم مي‌آورد ولي در پاره‌اي موارد مكانيسم بازار نمي‌تواند منابع را بطور بهينه تخصيص دهد و در اين شرايط اصطلاحا" بازار شكست مي‌خورد. مهمترين مواردي كه منجر به شكست بازار مي‌شود عبارتند از:


    الف- وجود بازارهاي غير رقابتي


    ب- وجود كالاهاي عمومي


    ج- وجود عوارض خارجي


    د- نابرابري در توزيع درآمد


    هـ- نبود اطلاعات كامل


    و- وجود هزينه‌هاي بالاي مبادله


    ز- عدم وجود بازارها


    اگرچه درست است كه سازو كار بازار در پاره‌اي موارد در تخصيص بهينه منابع ناكام مي‌ماند ولي در عمل موضوع شكست بازار ( كه صرفا" در موارد اشاره شده روي مي‌دهد) دستاويزي براي دخالت‌هاي گسترده دولت در اقتصادها بويژه اقتصادهاي كشورهاي در حال توسعه فراهم كرد. به تدريج بخش دولتي با محدود كردن بخش خصوصي و گسترش بنگاههاي دولتي و دخالت‌هاي زيادي در كليه بازارها ( كار، سرمايه، ارز و محصول) اقتصاد كشورها را با ناكارآيي قابل ملاحظه‌اي روبرو ساخت كه در نهايت منجر به پديده شكست دولت (Government Failure) گرديد.
    I LIVEED MY LIFE IN THE WORD OF A STORYMAN


    #30 ارسال شده در تاريخ 18th January 2009 در ساعت 19:20

صفحه 3 از 33 نخستنخست 1234513 ... آخرینآخرین

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •