مقالات اقتصادی - صفحه 33
صفحه 33 از 33 نخستنخست ... 23313233
نمایش نتایج: از شماره 321 تا 329 , از مجموع 329

موضوع: مقالات اقتصادی

  1. Nazanin.kOochoOlOo آواتار ها
    Nazanin.kOochoOlOo
    مدیران انجمن
    Sep 2011
    8,171
    887
    تشکر شده : 6,559

    پیش فرض

    آشنایی با حقوق تجارت الکترونیکی




    آشنایی با حقوق تجارت الکترونیکی، این احساس بالقوه پس از چندی بروز بیرونی یافت و سبب پیرایش کالایی بنام پول گردید، که این امر به نوبه خود بوجود آمدن تحولی شگرف را در تجارت نوید می داد.
    در روزگاران قدیم مردم برای برطرف ساختن نیازهای خود از مبادله کالا با کالا استفاده می کردند.
    شیوه معمول این گونه معاملات بدین ترتیب بود که فرد کالای مازاد بر نیاز خود را با کالای مورد نیاز خود مبادله می کرد. مشکلات این گونه معاملات انسان را بر آن داشت تا کالایی بیافریند که در مقابل آن هم نیازهای خود را برآورده سازد و هم بازیگر نقش یکی از عوضین معامله شود


    اشنایی با حقوق تجارت الکترونیکی
    این احساس بالقوه پس از چندی بروز بیرونی یافت و سبب پیرایش کالایی بنام پول گردید، که این امر به نوبه خود بوجود آمدن تحولی شگرف را در تجارت نوید می داد. همزمانی این تحول با رواج اندیشه اصالت فرد و آزادی حاکمیت اراده سبب پیدایی قراردادهای تجاری به شکل امروزی گردیده اما منش فزون طلب و منفعت محور انسان به قراردادهای کتبی ارضا نشد و بعد از آن دیری نپایید که ارمغان دنیای مدرن یعنی تجارت الکترونیک بعد از اختراع وسایلی مانند تلفن ، دورنگار و ..... از درون دنیای پرآشوب تجارت سر برآورد.همزمانی گسترش این تجارت نوین و طرح جهانی سازی اقتصاد و پیوستن جوامع مختلف به این طرح و نیز گسترش روز افزون کاربران شبکه جهانی اینترنت ، این تجارت نوین را به تجارتی فرا سیستمی مبدل ساخت بطوریکه امروزه خود را به عنوان امری اجتناب ناپذیر در متن زندگی انسان امروز جا داده است.
    قرار گرفتن در دهکده جهانی ما را ناگزیر به مهیا نمودن زیرساختهای لازم تجارت الکترونیکی می سازد و عدم توجه به این قانونمندیهای نوین در آینده ای نه چندان دور فاجعه آمیز خواهد بود .



    یکی از مفاهیم تجارت الکترونیک حذف مرزها، گمرک ها و واسطه ها و تبدیل شدن به یک دهکده جهانی می باشد.

    در تجارت الکترونیک مرزی وجود ندارد و هیچ فرقی نمی کند که افراد اجناس خود را از یک مغازه در نزدیکی محل سکونت و یا از مغازه ای در قاره ای دیگر خریداری کنند. تجارت الکترونیکی باعث افزایش سرعت و حجم مبادلات بازرگانی گردیده و به مشکل محسوسی سبب کاهش هزینه خریدار و تولید کننده ، صرفه جویی زمان ، جذب بیشتر ، حذف واسطه ها و در نهایت سود بیشتر می شود . در این تجارت فضای طبیعی به فضایی مجازی تبدیل گشته و انسان ما بدون قرار گرفتن در محدودیتهای زمان و کلان می توانند با امکانت پیشرفته امروز معاملات خود را بصورت الکترونیکی انجام دهند.

    در این میان ما به عنوان عنصری فعال و موثر در نظام جهانی باید به دو سلاح مجهز شویم
    1 اقتصادی پویا و فعال
    2 قانونمندی و ضوابطی نوین و از پیش تعیین شده
    چرا که اگر این امر محقق نگردد برخورد انفعالی خود موجب بروز خسارات جبران ناپذیری به اقتصاد کشور می گردد. این دغدغه ها و تبعات سیستمیک این تجارت نوین ما را بر آن داشت که به کاوشی حقوقی حول و حوش این مقوله بپردازیم لذا در این مقاله سعی شده است که تعریفی اجمالی از حقوق این فناوری نوظهور ارائه گردد و پس از آن مبانی حقوقی این تجارت نوین و امضای الکترونیکی و در ادامه قراردادهای الکترونیکی همراه با آثار حقوقی هر کدام مورد کاوش و بررسی قرار گیرد .


    1 تعریف حقوق تجارت الکترونیک
    حقوقی است که ناظر بر جریان خرید و فروش بین تولید کننده و مصرف کننده (B2G) یا معامله بین دو تولید کننده (B2B) و یا معامله بین دو مصرف کننده (C2C) در فضای الکترونیکی است .

    البته باید خاطرنشان کرد که در حال حاضر بهترین روش این تجارت در شاخه بین تولید کننده و مصرف کننده (Business to consunem) در حال جریان است که این امر ناشی از ضعف زیرساختها و محدودیتهای تجارت الکترونیک در کشور ما است .



    2 مبنای حقوق تجارت الکترونیک :
    همانطور که در ابتدای بحث به آن اشاره شد همراه با ورود پول به صحنه تجارت کم کم قراردادها نیز وارد این صحنه گردید چه در گذشته و چه در امروز رسم متداول آنست که قراردادها به صورت سند مکتوب به مراجع ذی ربط ارائه می گردد که این ویژگی از دو نظر قابلیت بررسی دارد :


    1 از نظر اثبات سند:

    این ویژگی ناظر به بودن یا نبودن قرارداد در عالم خارج است .

    2 از نظر انتساب سند:

    بعد از اینکه وجود خارجی سند اثبات گردید باید مشخص گردد که این سند متعلق به کیست تا احکام نسبی بودن قراردادها راجع به آن اجرا گردد .
    بنابرآنچه ذکر شد، چنانچه بخواهیم قراردادی را در عالم حقوق دارای آثار حقوقی بدانیم هم باید وجود داشته باشد و هم منتسب به اشخاص معینی باشد. همین رویه در تجارت الکترونیک نیز جاری و ساری است، با این تفاوت که در تجارت الکترونیک ، سند نوشته در دست ندایم و هر جا سخن از اسناد کتبی می رود پیام داده ای جایگزین آن می گردد و اسناد از جایگاه قدیمی خود یعنی کاغذ به مکان جدید خویش یعنی رایانه انتقال یافته اند موید این مطلب ماده 1قانون نمونه تجارت الکترونیک است که چنین مقرر می دارد « این قانون برای هر نوع اطلاعاتی که به صورت پیام داده ای جهت فعالیتهای تجاری استفاده گردد، اعمال می شود» و در ادامه در تعریف پیام داده ای در بند 9 ماده 2 قانون نمونه تجارت الکترونیک چنین اشعار می دارد:

    (پیام داده ای به معنای اطلاعاتی است که بوسیله عملیات الکترونیکی تولید ، دریافت و یا ذخیره می گردد).

    ناگفته هویدا است که مبنای اصلی حقوق تجارت الکترونیک شناسایی حقوق پیام داده ای است ، چرا که اگر مطلوب ما همسانی قرار داد الکترونیکی با قرار داد کتبی است باید حقوق پیام داده ای اعم از تولید ، دریافت ، و یا ذخیره را در هر سامانه الکترونیکی به رسمیت بشناسیم که این امر به نوبه خود نیازمند تعبیه سازکارهای حقوقی و فنی در این مقوله است .

    3 امضای الکترونیکی
    امضا به معنای پایان رساندن یا نافذ دانستن امری در عالم خارج است.
    امضا در معنای مصطلح عبارتست از نوشتن نام یا نام خانوادگی یا علامت خاصی که هویت صاحب علامت است و در ذیل اسناد و اوراق (عادی یا رسمی) متضمن وقوع معامله (برگرفته شده از کتاب ترمینولوژی حقوق ، دکتر لنگرودی) از آنچه در مورد امضا گفتیم مشخص می گردد که هیچ سندی در علام حقوق اعتبار ندارد مگر اینکه دارای علامتی باشد دال بر صدور آن از جانب مرجع مسلم الصدور آنچه در مورد اهدافی که امضا در ذیل نوشته ها دنبال می کند می توان به اهدافی مانند رسمیت یافتن اسناد، تایید اسناد و قطعیت یافتن اسناد اشاره کرد که برخی از نویسندگان بر این اهداف صحه گذارده اند اما باید غافل از این امر نبود که امضا فارغ از اهداف ذکر شده مبین قصد انشاء فرد در انعقاد قرار داد است بطوری که اگر سندی امضا نگردد در حقیقت فرد قصد بوجود آوردن آن را نداشته و قرار داد کان لم یکن تلقی می گردد.


    این امر آنچنان بدیهی است که در ماده 223 قانون تجارت قانونگذار آن را جزء شرایط مشکلی برات قرار نداده و مهر و امضا را داخل در ماهیت نوشته برات دانسته است . اما تابحال آنچه گفتیم راجع به ویژگی ها مقررات حاکم بر اسناد کتبی بود لذا ما که داعیه دار همسانی سند الکترونیکی با سند کتبی هستیم قهرا باید امضای الکترونیکی را همانند امضای کتبی جزء شرایط صحی سند الکترونیکی به حساب آوریم .
    البته این نکته را هم باید در نظر داشت که امضا حتما ناظر به شکل یا علامت خاصی نیست، بلکه هر علامت یا رمزی که مبین قصد انشاء فرد در قرار داد باشد در تجارت الکترونیک پذیرفتنی است، همین نگرش ما را به سمت و سوی پذیرش امضای دیجیتال در عبارت الکترونیک سوق می دهد. امضای دیجیتال شامل یک رشته داده های ریاضی همراه شخص معین است که معمولا این امضا به شکل رمزی است که محتوای پیام و هویت امضا کننده را تصدیق می کند ، به نظر می رسد که امضای دیجیتال مشکلات امضا را در محیط الکترونیکی تا حدودی مرتفع کند چرا که اگر امضایی به شکل خطوط گرافیکی صورت گیرد ابتدا به صورت او (o) و سپس با اختلاف ولتاژ وارد رایانه شده و در حافظه تاثیر می گذارد سپس این اثر به شیوه الکترونیکی وارد رایانه مقصد شده و در آنجا مجددا به همان صورت اولیه باقی می ماند و این امضاء ، امضای حقیقی فرد نمی باشد اگر چه برخی از حقوقدانان امضای فوق را به شرط پذیرش عرف امضا تلقی می کنند، لکن باید این نکته را هم مطمح نظر داشت که در بعضی از سامانه های رایانه ای برای کنترل صحت امضا فناوریهایی بوجود آمده که مشکل انتساب امضا مرا حل می کند، نمونه این فناوری پن اوپ (Pemop) است که در آن از فناوری زیست سنجی قلم (pen Biometrics) استفاده شده است .



    ▪ قراردادهای الکترونیکی و آثار حقوق مترتب بر آنها
    الف تعریف عقد و قرارداد :
    ماده 183 قانون مدنی در تعریف عقد چنین اشعار می دارد «عقد عبارتست از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آنها باشد» از طرفی ماده 191 قانون مدنی چنین مقرر می دارد « عقد محقق می شود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت بر قصد کند » بنابراین ، آنچه در تحقق ارکان عقد شرط است اشتراک دو یا چند اراده در بوجود آوردن امری اعتباری به نام عقد است. همچنین می توان در تعریف قرار داد چنین گفت، که

    قرار داد توافقی است بین اشخاص اعم از حقیقی یا حقوقی به شرطی که طرفین اهلیت انعقاد قرارداد رادارا باشند و به موجب قانون از آن حمایت گردد. بنابرآنچه گذشت می توان نتیجه گرفت که هم در عقد و هم در قرار داد قصد انشائ ضروری است و طرفین با ایجاب و قبول قصد خود را بروز می دهند .

    و هر عقدی مرکب از دو عنصر ایجاب و قبول است بدین معنا طرفی که می خواهد عقد را منعقد کند ایجاب عقد را انجام می دهد و طرف دیگر آن را قبول می کند که هر کدام از این ایجاب و قبول مشتمل بر الفاظی است که دلالت بر ایجاب و قبول می کند. آنچه مسلم است آنست که در تحقق ایجاب و قبول ممکن است قصد طرفین کتبی یا شفاهی ، لفظی یا عملی و یا به طریقه مدرن یعنی به روش الکترونیکی ابراز گردد. ایجاب و قبول الکترونیکی باعث بوجود آمدن قراردادهای آن لاین (on line) در عرصه این فناوری گردیده است (آن لاین همان ارتباط شبکه ای با رایانه های دیگران است.) ایجاب و قبول الکترونیکی در قراردادهای آن لایل بدین صورت است که فرد پیام داده ای خود را به سامانه رایانه ای مقصد ارسال می دارد و کسی که در مقصد است از ایجاب فرد مطلع می گردد، موید این امر ماده 11 قانون نمونه آنیسترال (uncitral) راجع به عبارت الکترونیک است که مقرر می دارد. « در بستر و روند انعقاد قرارداد ، ایجاب و قبول را می توان از طریق پیام داده ای ابراز کرد مگر اینکه طرفین خلاف آنرا مقرر کرده باشند .»

    ب) غره بیان ایجاب و قبول :
    در قرار دادهای آن لاین دو حالت متصور است :

    1 در حالت اول فرد پیام داده ای خود را به قصد خاص ارسال می دارد برای نمونه، سفارش کالایی را به فروشگاهی خاص می دهد در اینجا تنها فروشگاه مورد نظر است که باید قبول را اعلام کند و تعهد خود را مبنی بر ارسال کالا ایفا نماید. در اینجا ایجاب صریحا متوجه همان فروشگاه خاص است .


    2 در حالت دوم فرد، ایجاب خود را منحصر به شخص یا محل خاصی نمی کند بلکه شاید میلیونها نفر را مخاطب خود قرار می دهد این امر شبیه عقد جعاله در فقه امامیه است که در آن عامل جعاله شخصی نیست لذا در اینجا هر فردی که تعهد را انجام دهد باید در مقابل انجام تعهد عوض به او ستردگردو نمونه این امر پرونده ای جنجالی مشهور به پرونده کارلیل در انگلستان بود که خوانده دعوی داروی ضد آنفلوانزایی ساخته و شرط کرده بود که هر کس پس از خوردن دارو به آنفلونزا دچار شود به او 500 پوند خواهد داد. فردی پس از استعمال دارو به آنفلوانزا مبتلا و به تبع آن دعوایی در دادگاه مطرح و خواستار غرامت 500 پوندی شد در نهایت پس از کش و قوس های فراوان قاضی به نفع خواهان رای صادر کرد با این استدلال که این ایجاب ، ایجابی به همه جهانیان بوده و متعهد باید از عهده پرداخت غرامت برآید .


    ج) اعمال حق خیار در عقود الکترونیکی :
    بحث خیارات عقود الکترونیکی بخصوص در بیع الکترونیکی از حوزه هایی است که تاکنون کسی در مورد آن بررسی جدی انجام نداده و در بحث فشرده ما نیز نمی گنجد اما مختصرا باید اشاره کرد که برخی از حقوقدانان ، قائل به عدم تاثیر و ناکارآمدی بعضی از خمیارات در تجارت الکترونیک می باشند. یکی از این خیارات مذکور ، خیار مجلس است که ماده 397 قانون مدنی در مورد آن چنین مقرر می دارد: «هر یک از متبابعین بعد از عقد ، فی المجلس و مارام که متفرق نشده اند اختیار فسخ معامله را دارند.» پس از روشن شدن مفهوم خیار مجلس لازم به توضیح است آنچه باعث اعمال این خیار می گردد رابطه روحی و عاطفی بین متعاملین است و از آنجا که در تجارت الکترونیک این موضوع منتفی است بنابراین اعمال خیار نیز منتفی خواهد بود .



    د مسئولیت مدنی در تجارت الکترونیک
    یکی دیگر از ابعاد مسکوت تجارت الکترونیک است که کار بس جدی را در این زمینه می طلبد چرا که اگر در ارسال داده ها اشتباهی صورت گیرد و یا رایانه دچار مشکل نرم افزاری می گردد مطمئنا به طرف مقابل خسارت(مادی و معنوی) وارد می آید، که در این فرض با عنایت به مسئولیت مبتنی بر تفصیر ، فرد مقصر باید از عهده خسارات وارده اعم از مادی و معنوی برآید البته آنچه بدیهی است آنست که پیش بینی ضمانت اجرا در مفاد قرار دارد در مواردی اعم از تخطی از مفاد قرارداد و یا خسارات وارده باعث عدم اثبات تقصیر از سوی زیان دیده است .

    ▪ نتیجه :
    آنچه در این مجال از آن سخن به میان آمد نمایی بود اجمالی از تجارت الکترونیک و قواعدی که باید بر آن حکمفرما گردد تا ضمانت بقای آن را فراهم سازد .

    آنچه آشکار است آنست که قوانین قانون مدنی و یا قوانین خاص دیگر قابلیتهای پاسخگویی به نیازهای تجارت الکترونیک را ندارند و در این میان شفافیت و روشنگری قانونگذار و تدوین قانونی جامع و مانع، حلال معضلات حقوقی این تجارت نوین خواهد بود مضافا اینکه قوانین تخصصی ، سازمان قضایی خاص خود را می طلبد لذا باید در رسیدگی به دعاوی تجارت الکترونیک از دادرسان خبره ، اهل فن و آگاه به مسائل تجارت الکترونیک استفاده کرد .

    ThE BesT iS YeT To CoMe
    [
    ]

    #321 ارسال شده در تاريخ 31st December 2011 در ساعت 18:00

  2. Nazanin.kOochoOlOo آواتار ها
    Nazanin.kOochoOlOo
    مدیران انجمن
    Sep 2011
    8,171
    887
    تشکر شده : 6,559

    پیش فرض

    معضلی به نام اعتیاد به خرید (در خرید افراط کردن)



    آیا تا به حال دقت کرده اید که میزان خرید عموم جامعه به وضوح افزایش پیدا کرده است؟ این در حالی است که در بسیاری از موارد این گونه خریدها ضروری نیستند.

    آیا تا به حال دقت کرده اید که میزان خرید عموم جامعه به وضوح افزایش پیدا کرده است؟ این در حالی است که در بسیاری از موارد این گونه خریدها ضروری نیستند. البته این مسئله در بین جوانان، بیشتر از سایر اقشار جامعه رواج دارد.

    علیرغم بحرانهای اقتصادی جهانی و تورم داخلی و مسائل و مشکلاتی که همه به آن واقف هستیم، تغییر چندانی در تعداد مشتری های فروشگاه های پوشاک، هایپرمارکت ها و … دیده نمی شود.

    دلیل این عدم کاهش خرید این است که گاهی خرید و بازار رفتن به نیت خرید حالت عادت به خود می گیرد و از یک نیاز طبیعی خارج می شود و فرد را به سختی می اندازد و خود و خانواده اش را با مشکلات مالی دست به گریبان خواهد کرد. در واقع فرد تبدیل به یک shopaholic می شود.

    shopaholic به افرادی اطلاق می شود که بیش از حد خرید کرده و در واقع نوعی اعتیاد به خرید کردن دارند. این نوع افراد حتی علاقه ای به چانه زدن هم ندارند. امروزه این عادت تبدیل به یک معضل اجتماعی شده است.

    در ادامه این مطلب روشهایی برای مقابله با میل سیری ناپذیر خرید و در واقع اعتیاد به خرید در برخی افراد جامعه وجود دارد معرفی می شود:

    ۱ – به وضعیت اقتصادیتان توجه کنید
    برخی فکر می کنند با خرید کردن به نوعی به رونق اقتصاد کشورشان در بحبوبه بحران اقتصادی کمک می کنند. اما حقیقت این است که خرید کردن ارزش این را ندارد که خود و خانواده تان را این قدر به زحمت بیاندازید. راههای دیگر و کم هزینه تری هم برای رسیدن به این مهم هست.

    هرگاه خواستید زیاد خرج کنید وضعیت اقتصادی موجود را به خودتان یادآوری کنید و سعی کنید کمی محافظه کارتر باشید.


    ۲ – احساسات خود را بشناسید
    گاهی عصبانی هستید، گاهی هیجان زده یا شاد، گاهی هم حوصله تان سر می رود؛ اینها احساساتی هستند که افراد را وادار به افراط در خرید می کنند. قبل از خرید سعی کنید احساساتتان را بشناسید و عجولانه تصمیم نگیرید. اغلب اوقات ممکن است با در نظر گرفتن یک سقف هزینه هم بتوان از خرید لذت برد. کیف پولتان را با خود نبرید. در صورتی که چیز خاصی را برای خرید انتخاب کردید که واقعا هم به آن نیازمندید در آن صورت می توانید برگردید و پول مورد نیاز را با خودتان بردارید. خریدهای افراطی نمی توانند خلا عاطفی که در فرد به وجود می آید را جبران کنند، هر چند در همان لحظه اینگونه به نظر نمی آید.
    زمانی که چنین احساساتی بر فرد مستولی می شود شخص چیزهایی می خرد که نمی خواهد یا به آن نیاز ندارد یا اصلا آنها را دوست ندارد و به زودی آنها را کنار خواهد گذاشت.

    ۳ – به نیازهای زیربنایی خود فکر کنید
    برخی از افراد تنها به منظور پر نمودن اوقات فراغت خود به خرید می روند. گاهی نیاز در جمع بودن، افراد را به خرید وا می دارد. این هم نوعی از نیازهای زیر بنایی هر انسانی است که با تشخیص آنها می توان این نیازها را به نحو بهتری مرتفع نمود بدین ترتیب می توانید پولتان را برای مخارج مهمتری پس انداز و آگاهانه خرج کنید. مثلا اگر در کارتان شادی مطلوب را پیدا نکرده اید و در ضمیر ناخودآگاهتان می خواهید از طریق خرید این نیازتان را برطرف کنید، چرا این هزینه را صرف رفتن به کلاسهای ورزشی نکنید در حالی که به مراتب ثمربخش تر خواهد بود!

    ۴ – بهره گیری از آلترناتیوها (انتخابها)
    زمانی که نیازهای بنیادین خود را شناختید و دلایل خرید های افراطی خود را دریافتید، زمان آن فرا می رسد که نیازهایتان را بدون کارت اعتباری حل کنید! هرگاه عصبانی شدید، سعی کنید بر خشم خود فائق آیید یا مشکل پیش آمده را حل کنید. اگر دچار استرس شده اید کمی در هوای آزاد قدم بزنید یا حتی ترتیب یک سفر کوتاه را بدهید تا آرامش خود را بازیابید. اینها همه انتخابهایی هستند که شما پیش روی خود دارید و می توانید با بکارگیری آنها عادت ولخرجی را ترک کنید. در این صورت با کنار گذاشتن “بی فکر خرید کردن” می توانید به زودی دوباره از خرید کردن واقعی لذت ببرید؛ البته این بار به روشی درست و منطقی.

    ۵ – با کسانی که میل به خرید زیادی دارند ارتباط برقرار کنید
    طبق بررسی های آماری تعداد کسانی که میل به خرید در آنها بالاست رو به افزایش است بنابراین در طی کردن این مسیر تنها نیستید. سایتهایی مانند stoppingovershopping.com به منظور کمک کردن برای مقاومت در برابر ولخرجی و پیشنهاد روشهایی برای مقابله با این انگیزش ایجاد شده اند که می توانند موثر واقع شوند.

    ThE BesT iS YeT To CoMe
    [
    ]

    #322 ارسال شده در تاريخ 31st December 2011 در ساعت 18:03

  3. Nazanin.kOochoOlOo آواتار ها
    Nazanin.kOochoOlOo
    مدیران انجمن
    Sep 2011
    8,171
    887
    تشکر شده : 6,559

    پیش فرض

    آشنایی با حقوق تجارت الکترونیکی

    آشنایی با حقوق تجارت الکترونیکی، این احساس بالقوه پس از چندی بروز بیرونی یافت و سبب پیرایش کالایی بنام پول گردید، که این امر به نوبه خود بوجود آمدن تحولی شگرف را در تجارت نوید می داد.
    در روزگاران قدیم مردم برای برطرف ساختن نیازهای خود از مبادله کالا با کالا استفاده می کردند.
    شیوه معمول این گونه معاملات بدین ترتیب بود که فرد کالای مازاد بر نیاز خود را با کالای مورد نیاز خود مبادله می کرد. مشکلات این گونه معاملات انسان را بر آن داشت تا کالایی بیافریند که در مقابل آن هم نیازهای خود را برآورده سازد و هم بازیگر نقش یکی از عوضین معامله شود


    اشنایی با حقوق تجارت الکترونیکی
    این احساس بالقوه پس از چندی بروز بیرونی یافت و سبب پیرایش کالایی بنام پول گردید، که این امر به نوبه خود بوجود آمدن تحولی شگرف را در تجارت نوید می داد. همزمانی این تحول با رواج اندیشه اصالت فرد و آزادی حاکمیت اراده سبب پیدایی قراردادهای تجاری به شکل امروزی گردیده اما منش فزون طلب و منفعت محور انسان به قراردادهای کتبی ارضا نشد و بعد از آن دیری نپایید که ارمغان دنیای مدرن یعنی تجارت الکترونیک بعد از اختراع وسایلی مانند تلفن ، دورنگار و ..... از درون دنیای پرآشوب تجارت سر برآورد.همزمانی گسترش این تجارت نوین و طرح جهانی سازی اقتصاد و پیوستن جوامع مختلف به این طرح و نیز گسترش روز افزون کاربران شبکه جهانی اینترنت ، این تجارت نوین را به تجارتی فرا سیستمی مبدل ساخت بطوریکه امروزه خود را به عنوان امری اجتناب ناپذیر در متن زندگی انسان امروز جا داده است.
    قرار گرفتن در دهکده جهانی ما را ناگزیر به مهیا نمودن زیرساختهای لازم تجارت الکترونیکی می سازد و عدم توجه به این قانونمندیهای نوین در آینده ای نه چندان دور فاجعه آمیز خواهد بود .



    یکی از مفاهیم تجارت الکترونیک حذف مرزها، گمرک ها و واسطه ها و تبدیل شدن به یک دهکده جهانی می باشد.

    در تجارت الکترونیک مرزی وجود ندارد و هیچ فرقی نمی کند که افراد اجناس خود را از یک مغازه در نزدیکی محل سکونت و یا از مغازه ای در قاره ای دیگر خریداری کنند. تجارت الکترونیکی باعث افزایش سرعت و حجم مبادلات بازرگانی گردیده و به مشکل محسوسی سبب کاهش هزینه خریدار و تولید کننده ، صرفه جویی زمان ، جذب بیشتر ، حذف واسطه ها و در نهایت سود بیشتر می شود . در این تجارت فضای طبیعی به فضایی مجازی تبدیل گشته و انسان ما بدون قرار گرفتن در محدودیتهای زمان و کلان می توانند با امکانت پیشرفته امروز معاملات خود را بصورت الکترونیکی انجام دهند.

    در این میان ما به عنوان عنصری فعال و موثر در نظام جهانی باید به دو سلاح مجهز شویم
    1 اقتصادی پویا و فعال
    2 قانونمندی و ضوابطی نوین و از پیش تعیین شده
    چرا که اگر این امر محقق نگردد برخورد انفعالی خود موجب بروز خسارات جبران ناپذیری به اقتصاد کشور می گردد. این دغدغه ها و تبعات سیستمیک این تجارت نوین ما را بر آن داشت که به کاوشی حقوقی حول و حوش این مقوله بپردازیم لذا در این مقاله سعی شده است که تعریفی اجمالی از حقوق این فناوری نوظهور ارائه گردد و پس از آن مبانی حقوقی این تجارت نوین و امضای الکترونیکی و در ادامه قراردادهای الکترونیکی همراه با آثار حقوقی هر کدام مورد کاوش و بررسی قرار گیرد .


    1 تعریف حقوق تجارت الکترونیک
    حقوقی است که ناظر بر جریان خرید و فروش بین تولید کننده و مصرف کننده (B2G) یا معامله بین دو تولید کننده (B2B) و یا معامله بین دو مصرف کننده (C2C) در فضای الکترونیکی است .

    البته باید خاطرنشان کرد که در حال حاضر بهترین روش این تجارت در شاخه بین تولید کننده و مصرف کننده (Business to consunem) در حال جریان است که این امر ناشی از ضعف زیرساختها و محدودیتهای تجارت الکترونیک در کشور ما است .



    2 مبنای حقوق تجارت الکترونیک :
    همانطور که در ابتدای بحث به آن اشاره شد همراه با ورود پول به صحنه تجارت کم کم قراردادها نیز وارد این صحنه گردید چه در گذشته و چه در امروز رسم متداول آنست که قراردادها به صورت سند مکتوب به مراجع ذی ربط ارائه می گردد که این ویژگی از دو نظر قابلیت بررسی دارد :


    1 از نظر اثبات سند:

    این ویژگی ناظر به بودن یا نبودن قرارداد در عالم خارج است .

    2 از نظر انتساب سند:

    بعد از اینکه وجود خارجی سند اثبات گردید باید مشخص گردد که این سند متعلق به کیست تا احکام نسبی بودن قراردادها راجع به آن اجرا گردد .
    بنابرآنچه ذکر شد، چنانچه بخواهیم قراردادی را در عالم حقوق دارای آثار حقوقی بدانیم هم باید وجود داشته باشد و هم منتسب به اشخاص معینی باشد. همین رویه در تجارت الکترونیک نیز جاری و ساری است، با این تفاوت که در تجارت الکترونیک ، سند نوشته در دست ندایم و هر جا سخن از اسناد کتبی می رود پیام داده ای جایگزین آن می گردد و اسناد از جایگاه قدیمی خود یعنی کاغذ به مکان جدید خویش یعنی رایانه انتقال یافته اند موید این مطلب ماده 1قانون نمونه تجارت الکترونیک است که چنین مقرر می دارد « این قانون برای هر نوع اطلاعاتی که به صورت پیام داده ای جهت فعالیتهای تجاری استفاده گردد، اعمال می شود» و در ادامه در تعریف پیام داده ای در بند 9 ماده 2 قانون نمونه تجارت الکترونیک چنین اشعار می دارد:

    (پیام داده ای به معنای اطلاعاتی است که بوسیله عملیات الکترونیکی تولید ، دریافت و یا ذخیره می گردد).

    ناگفته هویدا است که مبنای اصلی حقوق تجارت الکترونیک شناسایی حقوق پیام داده ای است ، چرا که اگر مطلوب ما همسانی قرار داد الکترونیکی با قرار داد کتبی است باید حقوق پیام داده ای اعم از تولید ، دریافت ، و یا ذخیره را در هر سامانه الکترونیکی به رسمیت بشناسیم که این امر به نوبه خود نیازمند تعبیه سازکارهای حقوقی و فنی در این مقوله است .

    3 امضای الکترونیکی
    امضا به معنای پایان رساندن یا نافذ دانستن امری در عالم خارج است.
    امضا در معنای مصطلح عبارتست از نوشتن نام یا نام خانوادگی یا علامت خاصی که هویت صاحب علامت است و در ذیل اسناد و اوراق (عادی یا رسمی) متضمن وقوع معامله (برگرفته شده از کتاب ترمینولوژی حقوق ، دکتر لنگرودی) از آنچه در مورد امضا گفتیم مشخص می گردد که هیچ سندی در علام حقوق اعتبار ندارد مگر اینکه دارای علامتی باشد دال بر صدور آن از جانب مرجع مسلم الصدور آنچه در مورد اهدافی که امضا در ذیل نوشته ها دنبال می کند می توان به اهدافی مانند رسمیت یافتن اسناد، تایید اسناد و قطعیت یافتن اسناد اشاره کرد که برخی از نویسندگان بر این اهداف صحه گذارده اند اما باید غافل از این امر نبود که امضا فارغ از اهداف ذکر شده مبین قصد انشاء فرد در انعقاد قرار داد است بطوری که اگر سندی امضا نگردد در حقیقت فرد قصد بوجود آوردن آن را نداشته و قرار داد کان لم یکن تلقی می گردد.


    این امر آنچنان بدیهی است که در ماده 223 قانون تجارت قانونگذار آن را جزء شرایط مشکلی برات قرار نداده و مهر و امضا را داخل در ماهیت نوشته برات دانسته است . اما تابحال آنچه گفتیم راجع به ویژگی ها مقررات حاکم بر اسناد کتبی بود لذا ما که داعیه دار همسانی سند الکترونیکی با سند کتبی هستیم قهرا باید امضای الکترونیکی را همانند امضای کتبی جزء شرایط صحی سند الکترونیکی به حساب آوریم .
    البته این نکته را هم باید در نظر داشت که امضا حتما ناظر به شکل یا علامت خاصی نیست، بلکه هر علامت یا رمزی که مبین قصد انشاء فرد در قرار داد باشد در تجارت الکترونیک پذیرفتنی است، همین نگرش ما را به سمت و سوی پذیرش امضای دیجیتال در عبارت الکترونیک سوق می دهد. امضای دیجیتال شامل یک رشته داده های ریاضی همراه شخص معین است که معمولا این امضا به شکل رمزی است که محتوای پیام و هویت امضا کننده را تصدیق می کند ، به نظر می رسد که امضای دیجیتال مشکلات امضا را در محیط الکترونیکی تا حدودی مرتفع کند چرا که اگر امضایی به شکل خطوط گرافیکی صورت گیرد ابتدا به صورت او (o) و سپس با اختلاف ولتاژ وارد رایانه شده و در حافظه تاثیر می گذارد سپس این اثر به شیوه الکترونیکی وارد رایانه مقصد شده و در آنجا مجددا به همان صورت اولیه باقی می ماند و این امضاء ، امضای حقیقی فرد نمی باشد اگر چه برخی از حقوقدانان امضای فوق را به شرط پذیرش عرف امضا تلقی می کنند، لکن باید این نکته را هم مطمح نظر داشت که در بعضی از سامانه های رایانه ای برای کنترل صحت امضا فناوریهایی بوجود آمده که مشکل انتساب امضا مرا حل می کند، نمونه این فناوری پن اوپ (Pemop) است که در آن از فناوری زیست سنجی قلم (pen Biometrics) استفاده شده است .



    ▪ قراردادهای الکترونیکی و آثار حقوق مترتب بر آنها
    الف تعریف عقد و قرارداد :
    ماده 183 قانون مدنی در تعریف عقد چنین اشعار می دارد «عقد عبارتست از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آنها باشد» از طرفی ماده 191 قانون مدنی چنین مقرر می دارد « عقد محقق می شود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت بر قصد کند » بنابراین ، آنچه در تحقق ارکان عقد شرط است اشتراک دو یا چند اراده در بوجود آوردن امری اعتباری به نام عقد است. همچنین می توان در تعریف قرار داد چنین گفت، که

    قرار داد توافقی است بین اشخاص اعم از حقیقی یا حقوقی به شرطی که طرفین اهلیت انعقاد قرارداد رادارا باشند و به موجب قانون از آن حمایت گردد. بنابرآنچه گذشت می توان نتیجه گرفت که هم در عقد و هم در قرار داد قصد انشائ ضروری است و طرفین با ایجاب و قبول قصد خود را بروز می دهند .

    و هر عقدی مرکب از دو عنصر ایجاب و قبول است بدین معنا طرفی که می خواهد عقد را منعقد کند ایجاب عقد را انجام می دهد و طرف دیگر آن را قبول می کند که هر کدام از این ایجاب و قبول مشتمل بر الفاظی است که دلالت بر ایجاب و قبول می کند. آنچه مسلم است آنست که در تحقق ایجاب و قبول ممکن است قصد طرفین کتبی یا شفاهی ، لفظی یا عملی و یا به طریقه مدرن یعنی به روش الکترونیکی ابراز گردد. ایجاب و قبول الکترونیکی باعث بوجود آمدن قراردادهای آن لاین (on line) در عرصه این فناوری گردیده است (آن لاین همان ارتباط شبکه ای با رایانه های دیگران است.) ایجاب و قبول الکترونیکی در قراردادهای آن لایل بدین صورت است که فرد پیام داده ای خود را به سامانه رایانه ای مقصد ارسال می دارد و کسی که در مقصد است از ایجاب فرد مطلع می گردد، موید این امر ماده 11 قانون نمونه آنیسترال (uncitral) راجع به عبارت الکترونیک است که مقرر می دارد. « در بستر و روند انعقاد قرارداد ، ایجاب و قبول را می توان از طریق پیام داده ای ابراز کرد مگر اینکه طرفین خلاف آنرا مقرر کرده باشند .»

    ب) غره بیان ایجاب و قبول :
    در قرار دادهای آن لاین دو حالت متصور است :

    1 در حالت اول فرد پیام داده ای خود را به قصد خاص ارسال می دارد برای نمونه، سفارش کالایی را به فروشگاهی خاص می دهد در اینجا تنها فروشگاه مورد نظر است که باید قبول را اعلام کند و تعهد خود را مبنی بر ارسال کالا ایفا نماید. در اینجا ایجاب صریحا متوجه همان فروشگاه خاص است .


    2 در حالت دوم فرد، ایجاب خود را منحصر به شخص یا محل خاصی نمی کند بلکه شاید میلیونها نفر را مخاطب خود قرار می دهد این امر شبیه عقد جعاله در فقه امامیه است که در آن عامل جعاله شخصی نیست لذا در اینجا هر فردی که تعهد را انجام دهد باید در مقابل انجام تعهد عوض به او ستردگردو نمونه این امر پرونده ای جنجالی مشهور به پرونده کارلیل در انگلستان بود که خوانده دعوی داروی ضد آنفلوانزایی ساخته و شرط کرده بود که هر کس پس از خوردن دارو به آنفلونزا دچار شود به او 500 پوند خواهد داد. فردی پس از استعمال دارو به آنفلوانزا مبتلا و به تبع آن دعوایی در دادگاه مطرح و خواستار غرامت 500 پوندی شد در نهایت پس از کش و قوس های فراوان قاضی به نفع خواهان رای صادر کرد با این استدلال که این ایجاب ، ایجابی به همه جهانیان بوده و متعهد باید از عهده پرداخت غرامت برآید .


    ج) اعمال حق خیار در عقود الکترونیکی :
    بحث خیارات عقود الکترونیکی بخصوص در بیع الکترونیکی از حوزه هایی است که تاکنون کسی در مورد آن بررسی جدی انجام نداده و در بحث فشرده ما نیز نمی گنجد اما مختصرا باید اشاره کرد که برخی از حقوقدانان ، قائل به عدم تاثیر و ناکارآمدی بعضی از خمیارات در تجارت الکترونیک می باشند. یکی از این خیارات مذکور ، خیار مجلس است که ماده 397 قانون مدنی در مورد آن چنین مقرر می دارد: «هر یک از متبابعین بعد از عقد ، فی المجلس و مارام که متفرق نشده اند اختیار فسخ معامله را دارند.» پس از روشن شدن مفهوم خیار مجلس لازم به توضیح است آنچه باعث اعمال این خیار می گردد رابطه روحی و عاطفی بین متعاملین است و از آنجا که در تجارت الکترونیک این موضوع منتفی است بنابراین اعمال خیار نیز منتفی خواهد بود .



    د مسئولیت مدنی در تجارت الکترونیک
    یکی دیگر از ابعاد مسکوت تجارت الکترونیک است که کار بس جدی را در این زمینه می طلبد چرا که اگر در ارسال داده ها اشتباهی صورت گیرد و یا رایانه دچار مشکل نرم افزاری می گردد مطمئنا به طرف مقابل خسارت(مادی و معنوی) وارد می آید، که در این فرض با عنایت به مسئولیت مبتنی بر تفصیر ، فرد مقصر باید از عهده خسارات وارده اعم از مادی و معنوی برآید البته آنچه بدیهی است آنست که پیش بینی ضمانت اجرا در مفاد قرار دارد در مواردی اعم از تخطی از مفاد قرارداد و یا خسارات وارده باعث عدم اثبات تقصیر از سوی زیان دیده است .

    ▪ نتیجه :
    آنچه در این مجال از آن سخن به میان آمد نمایی بود اجمالی از تجارت الکترونیک و قواعدی که باید بر آن حکمفرما گردد تا ضمانت بقای آن را فراهم سازد .

    آنچه آشکار است آنست که قوانین قانون مدنی و یا قوانین خاص دیگر قابلیتهای پاسخگویی به نیازهای تجارت الکترونیک را ندارند و در این میان شفافیت و روشنگری قانونگذار و تدوین قانونی جامع و مانع، حلال معضلات حقوقی این تجارت نوین خواهد بود مضافا اینکه قوانین تخصصی ، سازمان قضایی خاص خود را می طلبد لذا باید در رسیدگی به دعاوی تجارت الکترونیک از دادرسان خبره ، اهل فن و آگاه به مسائل تجارت الکترونیک استفاده کرد .

    ThE BesT iS YeT To CoMe
    [
    ]

    #323 ارسال شده در تاريخ 31st December 2011 در ساعت 18:04

  4. Nazanin.kOochoOlOo آواتار ها
    Nazanin.kOochoOlOo
    مدیران انجمن
    Sep 2011
    8,171
    887
    تشکر شده : 6,559

    پیش فرض

    کی باید شغل‌مان را عوض کنیم؟



    برخی محققان 12 مورد را ذکر می‌کنند و می‌گویند اگر به 9 مورد از این موارد 12 گانه مبتلایید، بهتر است شغل‌تان را تغییر دهید.

    اگر از شغل‌تان رضایت ندارید، نگران نباشید؛ شما تنها نیستید! براساس یکی از تازه‌ترین تحقیقات آمریکایی، بیش از نیمی از شاغلین در کشور آمریکا رضایت شغلی ندارند و همین باعث کاهش بازده کاری‌ آنها می‌شود. محققان می‌گویند خیلی از افراد اصلا نمی‌دانند به چه دلیلی کارشان را دوست ندارند و ممکن است مدت‌های طولانی با وجود این نارضایتی کار کنند و به تدریج دچار افسردگی شوند. آنها 12 معیار را ذکر می‌کنند و می‌گویند هر کسی که با 9 مورد از این موارد 12گانه دست و پنجه نرم می‌کند، بهتر است به خاطر سلامت جسم و روح خودش و بهبود کارایی اداره‌اش، شغل خودش را عوض کند....


    1. زیاد مریض می‌شوید: سردردهای میگرنی، بی‌خوابی، افسردگی و انزوا، عصبانیت و بیماری‌های عفونی پی در پی از جمله بیماری‌هایی هستند که در اثر ضعف سیستم دفاعی بدن در پی استرس شغلی و فشار روانی زیاد هنگام کار به وجود می‌آیند. رنج کشیدن طولانی‌مدت از هر یک از این بیماری‌های جسمی و روانی می‌تواند نشان‌دهنده رضایت نداشتن شما از کارتان باشد.


    2. حس می‌کنید در این کار، ارزش‌های شما دیده نمی‌شود: ممکن است که شما نقش مهمی در پیشرفت امور اداره یا کارخانه‌تان داشته باشید یا حداقل در قسمتی که کار می‌کنید بهترین باشید، اما هنگام تصمیم‌گیری‌های بزرگ یا حتی تصمیم‌هایی که مربوط به خودتان است (مانند عوض کردن اتاق یا وظایف‌تان) اصلا ازتان سوال نشود. این حضور نداشتن شما در تصمیم‌گیری‌ها یعنی بی‌اهمیت بودن نقش‌تان برای مسوولان محل کارتان.


    3. حس می‌کنید کارتان یکنواخت شده: اگر فکر می‌کنید در سال‌های شروع به کار، چیزهای زیادی یاد گرفته‌اید و تمام مهارت و توانایی‌تان را برای بهبود کارتان به کار برده‌اید و حالا دیگر هیچ چیز جدیدی در کار یاد نمی‌گیرید و هر روز، از صبح تا عصر مدام کارهای تکراری انجام می‌دهید، شاید وقت‌اش رسیده باشد که به فکر تغییر شغل‌تان باشید.


    4. نه اتاق شخصی دارید، نه میز شخصی: نداشتن یک اتاق یا میز شخصی برای کسانی که تمام وقت‌شان در یک اداره مشغول کار هستند، یعنی نداشتن اطمینان شغلی، یعنی عدم پذیرش آنها توسط مقامات بالاتر و این نبود اطمینان شغلی باعث می‌شود کار کردن تحت استرس باشد و آدم نتوانید کارهای خودش را به بهترین شکل انجام دهد.


    5. در این کار، احساس حقارت می‌کنید: اگر کارفرمای شما هیچ وقت به نظرات‌تان اهمیت نمی‌دهد و برای کوچک‌ترین کار اشتباهی تحقیرتان می‌کند، بهتر است به ارزش‌های وجودی خود اهمیت بدهید و از قید کارتان بگذرید. هیچ چیز مانند تحقیر و کوچک شمرده شدن، روح انسان‌ها را آزار نمی‌دهد. پس به خودتان احترام بگذارید و به فکر شغل جدیدی باشید.

    6. نمی‌توانید با همکاران‌تان کنار بیایید: اگر دوستان و همکاران‌تان رفتار مناسبی با شما ندارند و مدام در پی کنکاش در زندگی‌تان هستند و چشم دیدن شما را ندارند و اغلب اوقات در حال خراب کردن شما پیش رییس‌تان هستند، بهتر است زیاد به فکر ادامه کار در آن اداره نباشید و مطمئن باشید که هفت، هشت ساعت کار روزانه با کسانی که اصلا دوست‌شان ندارید و آزارتان می‌دهند، بیشتر به ضررتان است تا به سودتان.

    7. وضعیت محل کارتان نابسامان است: کار کردن در اداره یا کارخانه‌ای که وضعیت مناسبی ندارد و هر آن ممکن است به خاطر تعدیل نیرو، کارمندان‌اش را اخراج کند، کار عاقلانه‌ای نیست. همچنین کارکردن در جایی که مدام رییس و معاون آنجا عوض می‌شود هم خوشایند نیست. بهتر است جایی کار کنید که امنیت شغلی داشته باشد و شما بدانید که رییس‌تان کیست و مجبور نباشید هر چند ماه یک بار به خاطر عقاید رییس جدید، شیوه کار کردن‌تان را تغییر دهید.

    8. با رییس‌تان مشکل دارید: دعواهای سطحی و پیش پا افتاده و اختلاف‌های معمولی، قابل حل و فصل هستند اما اگر با رییس‌تان حسابی حرف‌تان شد و حرمت‌های بین‌تان شکسته شد، باید برای پیشگیری از دعواها و توهین‌های آتی، دست از کارتان بکشید زیرا رابطه‌ای که از پایه ویران شود، دیگر قابل بازگشت نیست.

    9. واقعا خسته شده‌اید: اگر احساس می‌کنید وقتی را که هر روز به کار کردن اختصاص می‌دهید، برطرف‌کننده نیاز مالی یا اجتماعی‌تان نیست بهتر است به فکر کار و موقعیت جدیدی باشید. هر روز سر کار رفتن، آن هم در ساعاتی مشخص به خودی خود خسته‌کننده است، حالا اگر این کار خسته‌کننده با نبود رضایت خاطر هم همراه شود دیگر عذاب‌آور می‌شود.

    10. شرایط زندگی‌تان تغییر کرده: یک تغییر اساسی در زندگی شخصی مانند ازدواج کردن یا بچه‌دار شدن ممکن است شما را وادار به تغییر شغل کند. شاید این تغییر شغل به خاطر نیاز شما به درآمد بیشتر یا تغییر محل زندگی‌تان باشد یا حتی اینکه به وقت بیشتری برای گذراندن با خانواده‌تان نیاز داشته باشید.

    11. کارفرما یا همکاران‌تان بدزبان هستند: کار کردن در محیطی که همه کارمندان یا کارفرمایان به بهانه صمیمی بودن، بدزبانی می‌کنند اصلا توصیه نمی‌شود. شما با کار کردن در چنین محیط‌هایی به مرور زمان اعتماد به نفس‌تان را از دست می‌دهید و شخصیت‌تان آن قدر تنزل پیدا می‌کند که دیگر به راحتی به هر تحقیر و توهینی تن می‌دهید.

    12. موقعیت بهتری برای‌تان پیش آمده: اگر یکی از دوستان، آشنایان یا خویشاوندان‌تان کار بهتری را به شما پیشنهاد کرد، هرگز به خاطر وابستگی به شغل فعلی‌تان آن را رد نکنید. برای انتخاب شغل باید اولین معیارتان برآورده شدن نیازهای مالی و اجتماعی‌تان باشد نه چیز دیگری.


    برای اینکه از تصمیم‌ تغییر شغل‌تان پشیمان نشوید و افسوس گذشته را نخورید، بهتر است که این نکات را رعایت کنید:

    * قبل از تصمیم‌گیری، حتما با همسر و پدر و مادرتان مشورت کنید.

    * پیش از تصمیم قطعی، همه راه‌ها را بروید و کلیه جنبه‌های کارتان را بسنجید. برای مثال، اگر از حقوق دریافتی خود رضایت ندارید، با کارفرمای‌تان در این مورد صحبت کنید، شاید مشکل‌تان حل شد. اگر دیدید که مشکل، حل‌شدنی نیست؛ پیش از ترک کار، در مورد محل کار و شغل جدید خوب تحقیق نمایید.


    * تا یک کار مناسب جدید پیدا نکردید، در مورد قطع همکاری با کارفرما یا همکاران‌تان صحبت نکنید.


    * چند ماه قبل از ترک کار، مقداری پس‌اندازتان را بیشتر کنید تا اگر چند وقتی از این کار به آن کار در رفت و ‌آمد بودید یا بی‌کار ماندید، بی‌پولی به شما فشار نیاورد و مجبور به انتخاب شغلی بدتر از آنچه داشتید، نشوید.


    * هر وقت احساس کردید که دیگر کارتان را دوست ندارید، به اقوام و نزدیکان‌تان بسپارید که موقعیت‌های خوب کاری را به شما معرفی کنند.


    * قبل از اعلام تصمیم به قطع همکاری خود با محل کارتان، چند روزی مرخصی بگیرید تا با ذهنی باز و آرام تصمیم‌تان را عملی کنید.

    ThE BesT iS YeT To CoMe
    [
    ]

    #324 ارسال شده در تاريخ 31st December 2011 در ساعت 18:04

  5. Nazanin.kOochoOlOo آواتار ها
    Nazanin.kOochoOlOo
    مدیران انجمن
    Sep 2011
    8,171
    887
    تشکر شده : 6,559

    پیش فرض

    میلیاردر شدن با گل‌های پلاستیكی



    كا شینگ‌لی متولد 13 ژوئن سال 1928 در چین، با ثروت خالص 2/16 میلیارد دلار، ثروتمندترین فرد در شرق آسیا و نفر 16 در لیست ثروتمندترین افراد در جهان است.

    كا شینگ‌لی متولد 13 ژوئن سال 1928 در چین، با ثروت خالص 2/16 میلیارد دلار، ثروتمندترین فرد در شرق آسیا و نفر 16 در لیست ثروتمندترین افراد در جهان است.

    وی در حال حاضر رییس شركت (HWL (Hutchison Whampoa Limite و شركت چئونگ كنگ می‌باشد. او همچنین بزرگ‌ترین فروشنده محصولات بهداشتی و آرایشی در جهان است.


    HWL یكی از بزرگ‌ترین شركت‌های بازار سهام هنگ كنگ است كه در لیست 500 شركت برتر فورچون نیز قرار دارد. این شركت چند ملیتی كه در كشورهای زیادی در سرتاسر دنیا فعالیت می‌كند، مالك دامنه گسترده‌ای از شركت‌ها در صنایع مختلف است. از جمله این صنایع، می‌توان به مخابرات، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های تولیدی و تجاری و سرمایه‌گذاری در بندرهای جهان اشاره كرد.


    لی كا شینگ در چائوژو در ایالت گوانگ دانگ متولد شد. خانواده لی برای اجتناب از آشوب‌های ---------- آن زمان در چین به هنگ‌كنگ فرار كرده و در خانه عموی ثروتمند او ساكن شدند. موفقیت عموی لی به همراه ثروت بسیار زیادش مشوقی برای این بود تا لی عزمش را برای پیشرفت جزم كند. لی همچنین با دختر همان عمویش ازدواج كرد.

    پس از آن كه پدر لی (كه مدیر یك مدرسه ابتدایی بود) در هنگ‌كنگ از دنیا رفت، تمام مسوولیت زندگی و خانواده به دوش لی افتاد و به همین جهت او مجبور شد مدرسه را در سن 15 سالگی رها كند تا به عنوان كارگر در یك شركت تجارت پلاستیك كار كند. او با همان سن كم مجبور بود 16 ساعت در روز برای آن شركت كار كند. وی در آن زمان بندهای پلاستیكی ساعت می‌فروخت، اما بعدا در سن 17 سالگی به عنوان یك عمده فروش و در سن 19 سالگی به عنوان یك مدیر مشغول به كار شد. تا سال 1950 او توانست سرمایه لازم برای راه‌اندازی كسب و كار خود (صنایع چئونگ كنگ) را پس‌انداز كند. او در آن زمان در شركت خود گل‌های پلاستیكی تولید كرده و می‌فروخت. او در سن 20 سالگی و زمانی كه صاحب كارخانه‌اش قیمت‌های اجاره را بالا برد، با سرمایه‌ای كه جمع‌آوری كرده بود آن كارخانه را خرید. این شركت در سال 1972 وارد بازار سهام هنگ‌كنگ شد. چئونگ كنگ با خرید شركت هوچیسون وامپوا و شركت الكتریك هنگ‌كنگ در سال‌های 79 و 85، گسترش یافت. به علاوه، لی حوزه فعالیت شركتش را از تولید پلاستیك به سرمایه‌گذاری املاك در هنگ‌كنگ گسترش داد.


    لی از طریق كار سخت و پایبندی به اصول اخلاقی در كار و زندگی توانست یك امپراتوری در كسب و كار ایجاد كند كه شامل بانكداری، ساختمان‌سازی، سرمایه‌گذاری در املاك، صنعت پلاستیك، تلفن‌های همراه، تلویزیون‌های ماهواره‌ای، تولید آهن، انواع فروشگاه‌های زنجیره‌ای (****ماركت‌ها و داروخانه‌ها)، هتلداری، حمل و نقل شهری، سرمایه‌گذاری در فرودگاه‌ها و بندرگاه‌ها، نیروگاه‌های برق، تولید فولاد و حمل‌ونقل كالاها می‌شود، اما بزرگترین شاخه كار تجاری لی مربوط به تاسیسات بندرگاه‌هایی مثل بندرگاه‌هایی در چین، هنگ‌كنگ، پاناما و باهاماس، می‌شود. جمع سرمایه گروه چئونگ كنگ در سال 2009 حدود 9/82 میلیارد دلار بوده است. این گروه با 260000 كارمند در 55 كشور در سرتاسر دنیا فعالیت می‌كند.


    در سال‌های آغازین قرن بیست و یكم و در حالی كه لی كماكان كنترل امپراتوری بزرگش را در دست دارد، دوپسر وی به تدریج در حال باز كردن جایشان در كسب و كار بین‌المللی می‌باشند. یكی از پسران او كسب و كار خود را راه‌اندازی كرده و دیگری به پدرش در كسب و كار وی كمك می‌كند.


    لی در سال 2001 توسط نشریه «آسیا ویك» به عنوان قدرتمندترین فرد آسیا شناخته شد در هنگ كنگ به لی به خاطر دلاوری‌ها و ریسك‌پذیری‌هایش در كسب و كار، ‌لقب «****من» داده شده است. او به‌رغم ثروت میلیاردی‌اش همواره زندگی بدون تجملی داشته است، لباس‌های ساده پوشیده و ساعت‌های معمولی به دست می‌كند كه البته در مقایسه با خانه‌اش كه یكی از گران قیمت‌ترین خانه‌های هنگ‌كنگ است، كمی ‌عجیب به نظر می‌آید.


    لی همچنین به عنوان یكی از بخشنده‌ترین افراد خیرخواه آسیا شناخته شده است. وی تا كنون در حدود 41/1 میلیارد دلار به خیریه و جنبش‌های بشردوستانه اهدا كرده است. او همچنین به دانشگاه‌هایی مثل دانشگاه مدیریت سنگاپور، دانشكده پزشكی لی كا شینگ و دانشگاه كالیفرنیا كمك‌های مالی هنگفتی اهدا كرده است. لی همواره به ارزش‌های سنتی چین احترام گذاشته و این امر از شیوه زندگی متواضعانه او مشهود است. بزرگترین سرگرمی ‌و لذت او كار سخت و سودآوری بیشتر است. لی‌كاشینگ عاشق بازی گلف است و تقریبا هر روز گلف بازی می‌كند.

    ThE BesT iS YeT To CoMe
    [
    ]

    #325 ارسال شده در تاريخ 31st December 2011 در ساعت 18:05

  6. Nazanin.kOochoOlOo آواتار ها
    Nazanin.kOochoOlOo
    مدیران انجمن
    Sep 2011
    8,171
    887
    تشکر شده : 6,559

    پیش فرض

    شاگرد بقالی که میلیاردر شد!



    كارل آلبرشت، ثروتمندترین فرد آلمان و ششمین فرد ثروتمند جهان، با ثروت 5/21 میلیارد دلار، صاحب ****ماركت زنجیره‌ای «آلدی سود» با كالاهای ارزان قیمت است.

    كارل آلبرشت، ثروتمندترین فرد آلمان و ششمین فرد ثروتمند جهان، با ثروت 5/21 میلیارد دلار، صاحب ****ماركت زنجیره‌ای «آلدی سود» با كالاهای ارزان قیمت است. این فروشگاه زنجیره‌ای به خوبی توانست ركود اقتصادی اخیر دنیا را پشت سر بگذارد.

    به گزارش دنیای اقتصاد، كارل هانس آلبرشت، متولد 20 فوریه سال 1920، كارآفرین آلمانی است كه به همراه برادرش تئو آلبرشت فروشگاه زنجیره‌ای آلدی را تاسیس كرده است. كارل و تئو آلبرشت در شرایط متوسطی در اسن بزرگ شدند. پدرشان ابتدا به عنوان یك كارگر معدن و سپس به عنوان دستیار نانوایی مشغول به كار شد. مادرشان صاحب یك خواروبارفروشی كوچك، در محله كارگران «شانه بِك» بود.

    تئو نزد مادرش به شاگردی پرداخت درحالی كه كارل در یك مغازه پخت غذاهای آماده مشغول به كار شد. كارل همچنین طی جنگ جهانی دوم در ارتش آلمان مشغول به خدمت شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1946، این دو برادر كسب و كار مادرشان را به دست گرفتند.
    تا سال 1950 برادران آلبرشت، 13 مغازه در «روهر والی» داشتند. این دو برادر ایده‌ای داشتند كه در آن زمان بسیار جدید بود. آنها حداكثر میزانی را كه به طور قانونی می‌توانستند از قیمت كالا قبل از فروش كم كنند (یعنی 3 درصد) به عنوان تخفیف در نظر می‌گرفتند. این در حالی بود كه پیشگامان بازار آن دوره كه اغلب نیز با هم همكاری داشتند، مشتریان را برای دریافت تخفیف ملزم به جمع‌آوری برچسب‌های تخفیف می‌كردند تا پس از جمع‌آوری و ارسال آنها بتوانند مقداری از پولشان را پس بگیرند. برادران آلبرشت همچنین كالاهایی را كه خوب به فروش نمی‌رفتند از لیست فروشگاهشان حذف می‌كردند. به علاوه آنها با عدم انجام تبلیغات و تا جای ممكن كوچك نگه داشتن اندازه فروشگاه‌هایشان، هزینه‌ها را كاهش می‌دادند.
    زمانی كه دو برادر در سال 1960 شركت را به دو بخش تقسیم كردند همه فكر می‌كردند كه آنها ورشكست خواهند شد، در حالی‌كه در همان زمان آنها مالك 300 فروشگاه و درآمد سالانه 90 میلیون ( به پول رایج آلمان در آن زمان) بودند. كارهای فروشگاه آلدی بین دو برادر تقسیم شد، به این شكل كه كارل كنترل بخش سودآورتر آلدی «سود» (جنوب) و برادرش تئو كنترل آلدی «نورد» (شمال) را به عهده گرفتند. با اینكه هر دوی این گروه‌ها از سال 1966 از لحاظ قانونی و مالی كاملا جدا شده‌اند، همواره روابط‌شان را روابطی دوستانه نامیده‌اند. آنها در سال 1962 برای اولین بار برند فروشگاه آلدی (Albrecht-Discount) را معرفی كردند.
    گروه آلدی شمال در حال حاضر شامل 35 شعبه مستقل منطقه‌ای با حدود 2500 فروشگاه و گروه آلدی جنوب شامل 31 كمپانی با 1600 فروشگاه می‌باشند. آلدی شمال مختص بازارهایی چون بازار بلژیك، هلند، لوكزامبورگ، فرانسه، اسپانیا، پرتغال و دانمارك است. آلدی جنوب هم بازار‌های ایالات متحده آمریكا،‌ استرالیا، بریتانیا، ایرلند، سوییس، اسلوونی و غیره را پوشش می‌دهد. در آغاز فروشگاه‌های آلدی به خاطر ارزان بودن كالاهایشان مورد تمسخر قرار می‌گرفتند و مردم گمان می‌كردند كه این قیمت ارزان به دلیل كیفیت پایین كالاها بوده و مشتریانشان افراد فقیری هستند كه نمی‌توانند از فروشگاه‌های دیگری خرید كنند، اما به هر حال با اینكه ارزش این فروشگاه توسط بسیاری از افراد زیر سوال می‌رفت، هیچ‌گاه از سودآوری‌اش كاسته نشد.

    در واقع به تدریج بسیاری از مصرف‌كنندگان آلمانی دریافتند كه آلدی و محصولاتش مستحق نیستند كه این چنین بی‌ارزش در نظر گرفته شوند، چون متوجه شدند كه این قیمت‌های پایین از نظر اقتصادی نیز قابل توجیه است. این تغییر در ادراكات جامعه با به بازار فرستادن كتاب‌های آشپزی‌ای كه فقط از مواد اولیه آلدی استفاده می‌كردند، تسریع و در نهایت منجر به ظهور گروهی از طرفداران آلدی در آلمان شد. از آنجا كه كارل همیشه از مطرح شدن زندگی شخصی‌اش در جامعه اجتناب كرده، اطلاعات كمی‌ درباره او وجود دارد. او متاهل است و به گفته مجله forbes دو فرزند دارد كه هیچ كدامشان در آلدی كار نمی‌كنند. در حال حاضر برادران آلبرشت هر دو در اسن آلمان زندگی می‌كنند. كارل یكی از طرفداران گلف است و گاهی اوقات در زمین گلف خود كه در سال 1976 آن را ساخته، گلف‌بازی می‌كند. او همچنین گل‌های اركیده پرورش می‌دهد.


    شایعاتی وجود دارد در مورد اینكه او كلكسیونر دستگاه‌های تایپ قدیمی‌ و عتیقه نیز می‌باشد. كارل آلبرشت در سال 1994 خودش را از فعالیت‌های روزانه آلدی سود كنار كشیده و تنها به عنوان رییس هیات مدیره شركت به فعالیت پرداخت. او در آغاز سال 2002 از این مقام هم كناره‌گیری و به این شكل تمام كنترل شركت را واگذار كرد. در حال حاضر هیچ كدام از این دو برادر دیگر این فروشگاه را اداره نمی‌كنند. هم‌اكنون فروشگاه‌های آلدی در حدود 60 كشور دنیا شعبه دارند.

    ThE BesT iS YeT To CoMe
    [
    ]

    #326 ارسال شده در تاريخ 31st December 2011 در ساعت 18:05

  7. Nazanin.kOochoOlOo آواتار ها
    Nazanin.kOochoOlOo
    مدیران انجمن
    Sep 2011
    8,171
    887
    تشکر شده : 6,559

    پیش فرض

    آدیداس چگونه آغاز كرد؟



    آدولف دسلر مغز متفکر اصلی نام تجاری آدیداس را مردم به عنوان پایه‌گذار صنعت لوازم ورزشی مدرن می‌شناسند.
    آدولف دسلر مغز متفکر اصلی نام تجاری آدیداس را مردم به عنوان پایه‌گذار صنعت لوازم ورزشی مدرن می‌شناسند.

    نوجوانی وی در آلمان و در دوران رکود اقتصادی پس از جنگ جهانی اول سپری شد. او در همین دوران به خانواده‌اش کمک می‌کرد که با استفاده از باقی مانده‌های کیف‌های ارتشی خود دمپایی درست کنند، ولی علاقه و اشتیاق او همیشه ورزش و به خصوص فوتبال بود. در سال 1920 ساخت کفش‌های ورزشی را شروع کرد. او علاوه بر استفاده از تجربیات شخصی‌اش با تعداد زیادی پزشک، مربی ورزشی و کارشناس ورزشی هم مشورت می‌کرد و از همان ابتدا روی کارآیی هر کفش برای هر ورزش به خصوص تاکید داشت، بنابراین برای انواع گوناگون ورزش مثل دو، تنیس یا فوتبال، کفش‌های متفاوتی طراحی کرد. در سال 1949 بود که آدیداس گروپ به عنوان یک شرکت به ثبت رسید.


    دسلر با نوآوری‌های پیوسته و پایبندی به طراحی کفش‌های مناسب برای ورزش‌های مختلف، توانست آدیداس را پیشاپیش دیگران قرار دهد
    . مثلا در زمینه فوتبال دسلر متوجه شد که اگر زمین مرطوب باشد، کفش‌های معمولی فوتبال کارآیی کافی ندارد، بنابراین به فکر افتاد که به کف کفش‌ها، میخ‌های مخصوصی اضافه کند که به فوتبالیست‌ها کنترل و دقت عمل بیشتری بدهد و با همین کفش‌های جدید بود که تیم آلمان در جام جهانی 1954 به مقام قهرمانی رسید.


    درست مثل میخ‌های ته کفش‌های فوتبال این دسلر بود که برای اولین بار آج ویژه‌ای برای کفش‌های مخصوص ورزش دو طراحی کرد که به واسطه آن دوندگان می‌توانستند برای دویدن به دور محوطه کنترل بیشتری داشته باشند.




    هدف دیگر او این بود که کفش‌هایش از بهترین مواد اولیه، متناسب با نوع حرکت ساخته شوند و به همین دلیل روی انواع مواد اولیه‌ای که ممکن بود برتری یا ویژگی خاصی داشته باشند، از جمله پوست کوسه ماهی و حتی چرم کانگورو، هزاران آزمایش انجام داد و نتیجه مهم‌ترین اختراع او کفش‌های ورزشی نایلونی بود.


    دسلر تنها یک مخترع موفق نبود، بلکه از شم اقتصادی قوی هم برخوردار بود. او می‌دانست که اگر قرار باشد آدیداس کفش‌های کاملا متفاوت برای ورزش‌های مختلف ارائه دهد، می‌باید در تمامی آنها یک عنصر مشترک وجود داشته باشد. بنابراین به فکر ساختن سه نوار در کناره کفش‌ها افتاد؛ به طوری که هر کسی تنها با نگاه کردن به کفش بتواند تشخیص دهد که آنها آدیداس هستند. امروزه این سه نوار به عنوان لگوي شرکت آدیداس شناخته می‌شوند و دیگر کسی نیاز ندارد نام آدیداس را روی محصولات آن ببیند تا متوجه شود که این محصول را آدیداس تولید کرده است.




    امروز میراث دسلر هنوز به قوت خود باقی است و هنوز آدیداس تاکید زیادی روی جنبه کارآیی هر کدام از محصولاتش دارد (که در حال حاضر تمامی انواع پوشاک و کفش‌های ورزشی را شامل می‌شود) و در عین حال بازار آدیداس دیگر محدود به ورزشکاران نیست. در واقع امروز آدیداس به همان اندازه که یک نام ورزشی است، در زمینه مد هم نام معتبری محسوب می‌شود. در حال حاضر آدیداس تلاش می‌کند که بین مد بودن کفش‌ها و لباس‌هایش و کارآیی عملی و ورزشی آنها، تعادل برقرار کند و به جای اینکه سعی کند این موارد را درهم ادغام کند، برای تولیدات خود سه شاخه کارآیی ورزشی، میراث ورزشی و مد ورزشی را در نظر گرفته است. بخش کارآیی ورزشی، بر کارآیی و نوآوری متمرکز است، همان چیزی که آدیداس به واسطه آن معروف شده است. در بخش میراث ورزشی، آدیداس مدهای قدیمی‌تر را که حس و حال دوران مدرسه را القا می‌کند را به بازار می‌دهد و در بخش مد ورزشی، تولیدات آدیداس به طور مستقیم برای خریداران پیرو مد روز و با طراحی یوهیجی یاماموتو طراح معروف مد تهیه می‌شود. عمده‌ترین بخش آدیداس به بخش کارآیی ورزشی اختصاص دارد که 70 درصد کل فروش را شامل می‌شود. میراث ورزشی 25 درصد و مد ورزشی 5 درصد از بازار فروش آدیداس را تشکیل می‌دهند.


    پس از اینکه در دهه 80 دسلر پایه‌گذار آدیداس از دنیا رفت، کتی همسر او و فرزندانش اداره امور را بر عهده گرفتند. پس از آن در دهه 90، آدیداس تحت مدیریت اجرایی جدید خود یعنی لویس دریفوس دچار تحول شد و از تمرکز بر تولید و فروش به بازاریابی روی آورد. در زمینه بازاریابی آدیداس بر رخدادهای ورزشی تمرکز دارد. آدیداس اسپانسر رسمی جام جهانی فوتبال است و به طور انفرادی هم پشتیبان ستارگان ورزشی دنیا مثل دیوید بکهام (که به عنوان سخن گوی آدیداس با آنها یک قرارداد دائمی به مبلغ 161 میلیون دلار امضا کرده است) و ستاره بسکتبال آمریکا، تیم دانکن است. آدیداس در سال 1995 مانند بسیاری دیگر از برندهای موفق که ورود به دوران مدرن را با ارائه سهام در بازار بورس تجربه کردند، سهام خود را در بازار بورس فرانکفورت و پاریس عرضه کرد. در ادامه این روند مدرن‌سازی آدیداس به تعدادی ادغام و تصاحب دست زد که از آن جمله می‌توان به خرید سالومون گروپ و سپس فروش آن و همچنین خرید تیلر مید و ریبوک اشاره کرد. ادغام آدیداس با ریبوک در سال 2006 را می‌توان فصل جدیدی در تاریخ آدیداس دانست. ادغام این دو برند مطرح با یکدیگر به شرکت این فرصت را می‌دهد که با ایجاد ویژگی‌های مکمل در این دو برند به بازار گسترده‌تری دست یابد و توانایی ارائه محصولات متنوع‌تری را به بازار داشته باشد.



    ThE BesT iS YeT To CoMe
    [
    ]

    #327 ارسال شده در تاريخ 31st December 2011 در ساعت 18:05

  8. Nazanin.kOochoOlOo آواتار ها
    Nazanin.kOochoOlOo
    مدیران انجمن
    Sep 2011
    8,171
    887
    تشکر شده : 6,559

    پیش فرض

    مردی که با طرح‌های ساده‌مبلمان میلیاردر شد



    كمپارد موسس شركت IKEA است. IKEA یكی از بزرگترین زنجیره فروشگاه‌های مبلمان خانه بوده كه در سرتاسر دنیا شعبه دارد و هنوز هم فروشگاه‌هایش در حال اضافه شدن هستند
    در بسیاری از نقاط دنیا،‌ زمانی كه افراد برای خرید مبلمان به فروشگاه می‌روند اصلا به اینكه چه كسی صاحب فروشگاه است فكر نمی‌كنند و بیشتر به دنبال مبلمانی با قیمت مناسب هستند و بنابراین نام اینگوار كمپارد اغلب چیزی را به یادشان نمی‌آورد.


    كمپارد موسس شركت IKEA است. IKEA یكی از بزرگترین زنجیره فروشگاه‌های مبلمان خانه بوده كه در سرتاسر دنیا شعبه دارد و هنوز هم فروشگاه‌هایش در حال اضافه شدن هستند. در حال حاضر، اینگوار كمپارد با ثروت 22 میلیارد دلاری اش پنجمین فرد ثرتمند جهان به شمار می‌رود.

    اینگوار فئودور كمپارد در 30 مارس سال 1926 در لیونگبای سوئد متولد شد. شم تجاری‌ او حتی زمانی كه یك پسر جوان بود، كاملا مشهود بود. او با دوچرخه‌اش دور محله می‌گشت و به پسرهای همسایه چوب كبریت می‌فروخت. او قبل از یادگیری دستور زبان پایه، اصول عرضه و تقاضا را آموخته بود.

    اینگوار كوچك دریافته بود كه اگر كبریت‌ها را به شكل دسته‌ای بخرد، كه بسیار ارزان‌تر می‌شد و آنها را به شكل دانه‌ای بفروشد سود خیلی زیادی به دست خواهد آورد. از آنجایی كه او كالاهایش را با قیمت ارزان می‌فروخت، غالبا همگی زود فروش رفته و او می‌توانست با سود فروشش وارد حوزه دیگری شود.

    او كارش را به فروش ماهی، اجناس تزئینی درخت كریسمس، دانه و كمی‌بعدتر به فروش خودكار و مداد در مدرسه گسترش داد. كمپارد با وجود اینكه همواره به كار فروشندگی مشغول بود، در مدرسه دانش‌آموز عالی ای بود. پدرش كه بی‌نهایت به تعهد اینگوار به تحصیل افتخار می‌كرد، در زمان 17 سالگی اینگوار به او پاداش نقدی خوبی داد.

    او از این پول برای راه‌اندازی فروشگاه كوچك مبلمانش استفاده كرد كه نامش IKEA بود. IKEA با حروف اول نامش (Ingvar Kampard)، نام مزرعه خانوادگی‌ای كه در آن بزرگ شده بود (Elmtaryd) و روستای نزدیك محل سكونتش (Agunnaryd) ساخته شده است. كمپارد از بیماری دیسلكسیا رنج می‌برد و در به خاطر سپردن نام‌های طولانی مشكل داشت. به همین دلیل او این اسم را انتخاب كرد كه آوایش هم سوئدی به نظر می‌آمد.


    IKEA به زودی كارش را گسترش داد و تبدیل به نامی‌جهانی شد. این شركت، مبلمان با كیفیت را با قیمتی ارائه می‌دهد كه اكثر مردم توانایی پرداختش را دارند.

    در حال حاضر IKEA به خاطر طراحی‌های نوآورانه و با مدل‌های خاصش در جهان شناخته شده است. تقریبا تمام محصولات IKEA به شكلی طراحی شده‌اند كه قابل مونتاژ هستند و به شكل كم جا بسته‌بندی می‌شوند. این كار باعث كاهش هزینه و خسارات حمل و نقل و كارآیی بیشتر ظرفیت انبار فروشگاه می‌شود.

    همچنین اگر مشتریان بخواهند خودشان مبلمانشان را به خانه ببرند به جای تحویل توسط شركت، این كار برایشان ساده‌تر خواهد بود، البته دلیل اصلی برای این امر، فشار رقابتی از سوی رقبای IKEA روی تامین‌كنندگانش بود. آنها IKEA را بایكوت كرده بودند و این باعث شد IKEA خودش تمام كارها را انجام دهد.

    نیروی محركه موفقیت IKEA همواره دیدگاه كمپارد بوده است.

    IKEA طراحانی را استخدام می‌كند كه در طول سالیان جوایز زیادی دریافت كرده‌اند. كمپارد بر این باور است كه موجودیت كمپانی‌اش نه تنها برای بهتر كردن زندگی مردم، بلكه برای بهتر كردن خود مردم می‌باشد.

    طراحی سلف‌سرویس فروشگاه‌ها و مونتاژ ساده مبلمانشان علاوه بر اینكه باعث كاهش هزینه‌ها می‌شود، می‌تواند فرصتی برای افزایش اعتماد به نفس مشتریان شود. این دیدگاه در تبلیغات و كاتالوگ‌های آنها هم مشاهده می‌شود. كمپارد كه می‌بایست در سال 1986 بازنشسته شود هنوز به طور خستگی‌ناپذیری روی بهبود برند شركتش كار می‌كند. 3 پسر او هم همگی در همین شركت كار می‌كنند. هم‌اكنون فروشگاه‌های IKEA نه‌هزار و پانصد نوع كالا و مبلمان را در 36 كشور جهان و با قیمت‌های مناسب به فروش می‌رسانند.

    كاتالوگ‌های این شركت به 27 زبان دنیا چاپ می‌شوند. كمپارد كه از سال 1976 در سوئیس زندگی می‌كند، ماشینش هنوز یك ولووی 15 ساله است. او تنها با كلاس اقتصادی پروازهای هوایی سفر كرده، در رستوران‌های ارزان‌قیمت غذا خورده و كارمندان IKEA را نیز تشویق می‌كند كه برای نوشتن از هر دو روی برگه كاغذ استفاده كنند.

    او همچنین كادوها و كارت‌های كریسمس را در فروش بعد از كریسمس می‌خرد تا ارزان‌تر باشند. به علاوه او خانه خودش را هم اغلب با محصولات IKEA مبله می‌كند.

    ThE BesT iS YeT To CoMe
    [
    ]

    #328 ارسال شده در تاريخ 31st December 2011 در ساعت 18:05

  9. Nazanin.kOochoOlOo آواتار ها
    Nazanin.kOochoOlOo
    مدیران انجمن
    Sep 2011
    8,171
    887
    تشکر شده : 6,559

    پیش فرض

    ایجاد و مدیریت یک برند موفق
    اگرچه ایجاد یک برند اثربخش برای موفقیت هر کسب وکاری یک نیاز بنیادین به­ حساب می­ آید اما در برخی موارد این مفهوم با سوء برداشت­هایی همراه است. به­عنوان مثال در بسیاری از شرکت­های آسیایی گرایش به برندسازی صرفا در قالب یک فعالیت بازاریابی محض دیده می­شود که هدف نهایی آن جلب توجه مشتری به هر طریق ممکن است. اما در واقع برندسازی باید با پشتیبانی همه جانبه سیستماتیک در طرح جامع راهبردی سازمان گنجانده شود.
    ● چگونه می­توان یک برند را توسعه داد؟
    اگر سازمان، دستیابی به هم­ترازی کلی با استراتژی گروهی را دنبال می­کند باید به­روشنی هویت، استراتژی و برنامه اجرایی جامعی را برای برند خود تدوین کند. مدل­های مختلف برند از تنوع ماهوی و اندازه ای متفاوت برخوردارند و در این فرایند نکته کلیدی و حائز اهمیت انتخاب، توسعه و یا اصلاح مناسبترین برندی است که بیشترین سازگاری و همخوانی با سبک و سیاق و فرهنگ سازمان متبوع را داشته باشد. گاه شاید تنظیمات و تغییرات جزئی صرف برای انطباق برند لازم باشد اما همان­طور که می­دانیم در زندگی همین نکات ریز و جزئیات است که بیشتر اوقات اختلافات عمده را رقم می­زند. با تعیین اهداف، پیامدهای مثبت آن تنها در صورتی محقق خواهد شد که منطبق بر اهداف تعریف شده باشد که این نکته اهمیت و حساسیت فرایند هدف­گذاری را نشان می­دهد.
    شکیبایی در همه حال یک مزیت به­حساب می­آید که این موضوع در اینجا نیز صادق است. برندهای موفقی مثل شهر "رم" به­ یقین یک­شبه به­ وجود نیامده اند. موفقیت باید در قالب یک هدف بلندمدت دیده شود که شکست­های مقطعی و خسارات مالی نیز جزء لاینفک مسیر تحقق آن است.
    برندهایی که در مراحل آغازین شکل­گیری قرار دارند، به­طور اخص، نیازمند کسانی هستند تا آنها را در مسیر صحیح موفقیت هدایت و تا رسیدن به سرمنزل مقصود از انحرا­­فشان جلوگیری کند. در این بین کارکنان سازمان نقش بسیار حیاتی و خطیری را ایفا می­کنند زیرا آنها نمایندگان بالقوه برند در سازمان و حتی برتر از آنند. اما سؤالی که در اینجا مطرح می­شود این است که چطور می­توان از تعهد کارکنان مطمئن شد؟ پاسخ این است: از طریق درگیر کردن و آموزش آنها در هر حوزه­ای از استراتژی برند. در این بین نقش تکنولوژی بر هیچ­کس پوشیده نیست؛ ضمن این که سیستم­های ارتباطات داخلی نیز می­تواند ارزشی همسان با طلا داشته باشد. سازمان­های هوشمند با شناسایی و تشویق کارمندانی که با سازمان همکاری می­کنند پا را یک قدم فراتر می­نهند. برای مثال شرکت Starbucks تصمیم گرفت با اعطای امتیاز بخشی از سهام شرکت به کارکنان موفق، مراتب تقدیر و قدرشناسی خود را به آنها نشان دهد. این­ اقدام­ها می­تواند اهداف­ زیر را دنبال کند:
    ▪ بالابردن روحیه کارکنان
    ▪ ایجاد انگیزه
    ▪ تضمین قدرشناسی و خرید طرح­های پیشنهادی برند توسط شرکت
    ▪ تحکیم ارزش­های سازمانی
    تحقق این موارد پیامدهای مثبتی خواهد داشت که به­طور قطع بهتر از نهادینه شدن احساس سرخوردگی و بی­علاقگی در محیط کار است.
    اما کارکنان تنها در صورتی متقاعد خواهند شد که مدیریت ارشد، خود به­عنوان الگویی مناسب در سازمان مطرح باشد. از آنجا که در نهایت این فعالیت گروهی مجموعه سازمان است که برند را پایه­ریزی می­کند، درگیر بودن تیم راهبری سازمان از ابتدا تا پایان فرایند از اهمیت بسزایی برخوردار است. مدیران ارشد بایستی تمامی مراحل توسعه و اجرای برند را زیر نظر داشته باشند و عملا در امر نظارت بر استانداردها و نحوه عملکرد شرکت جویند.
    مشارکت مدیریت ارشد همچنین می­تواند در جذب منابع مالی و دیگر منابع مورد نیاز برای تسریع در دستیابی به اهداف تعریف شده و تحقق بهنگام تعهدات به مشتری مثمرثمر باشد. از آنجا که تراکم کاری مدیران ارشد سازمان بالاست و همیشه با کمبود وقت مواجه هستند، تشکیل یک کارگروه عالیرتبه با حضور مدیر بخش بازاریابی به­منظور تکامل و بهبود مستمر برند ضرورتی اجتناب­ناپذیر است. در اختیار داشتن یک کارگروه تخصصی شما را یک قدم به موفقیت نزدیک­تر می­کند اما اکثر فارغ­التحصیلان کشورهای آسیایی دارای پیش­زمینه­های مالی و تکنولوژیک هستند و تعداد محدودی از آنها از تجربه لازم در حوزه بازاریابی و برند برخوردارند.
    ● مدیریت بهبود مستمر
    در یک سازمان پیشرو، دو مؤلفه عملکرد و نظام تشویقی باید در کنار یکدیگر بوده و مدیریت ارشد و دیگر لایه­های مدیریتی نیز مثل سایر پرسنل می­بایست تابع قوانین سازمان باشند زیرا همه در برابر قانون یکسانند.
    و اما بهترین شیوه ارزیابی عملکرد چیست؟ به­کارگیری ترکیب مناسبی از روش­های تحقیقی کمّی و کیفی به­منظور رسیدن به درک بیشتر از کیفیت محصول و سهم بازار.
    و بهترین شیوه کسب رضایت مشتری؟ بهترین راه، موردکاوی میدانی و سؤال از مشتریان است. فراموش نکنید همیشه حق با مشتری است بنابراین نظرات آنها را هم در زمینه برند و هم درباره خود سازمان باید مورد توجه قرار داد. برای دستیابی به دیدگاهی متوازن، بهینه و جامع باید ملاحظات و سیاست­های سازمان را نیز به یافته­های پژوهش اضافه کرد و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.
    زمان برای هیچ­کس متوقف نمی­شود و برندها نیز از این قاعده مستثنا نیستند بنابراین سازمان­ها باید این موارد را در نظر داشته باشند:
    ▪ توسعه برند به­ عنوان یک پدیده جاری و نه محدود
    ▪ شناسایی و طبقه­ بندی ویژگی­های ثابت و متغیر به­ منظور حفظ ثبات و مزیت رقابتی برند
    ▪ واکاوی وضعیت و پیشرفت بازار و اصلاح برند براساس آن
    سازمان­های پیشرو در همه حال به تعهدات خود پایبندند زیرا پایبندی به تعهدات لازمه موفقیت و غفلت از این اصل، حماقت محض است. موفقیت همچنین در گرو رساندن پیام صحیح به افراد شایسته در اولین فرصت مناسب است. البته در یک بازار پرازدحام که مشتری غرق در قدرت انتخاب است، این موضوع روز به روز مشکل­تر می­شود بنابراین در چنین موقعیتی برقراری ارتباطات مؤثر راهکاری بدیهی و البته لازم الاجراست. در واقع، برخی از صاحبنظران و کارشناسان معتقدند ارتباطات حتی از خود برند هم مهمتر است. مدیران بادرایت به این مهم کاملا واقفند و از کانال­های ارتباطی که در اختیار دارند بهره­برداری­های بهینه را خواهند کرد تا پیام خود را به بهترین وجه به جامعه هدف اعم از مشتریان، شرکا و تأمین­کنندگان خود برسانند. در این راه، طراحی یک وب سایت جامع با قدرت جذب و اطلاع­رسانی بالا به­همراه بهره­گیری از دیگر قابلیت­های اینترنتی، به ما این توانایی را می­دهد تا بخش اعظم مسیر رسیدن به اهداف خود را هموار کنیم و اگر مخاطب هدف پیام را آن­گونه که مورد نظر ماست پردازش کند، در آن صورت ثبات، شفافیت و ارتباط و وابستگی، مؤلفه­ های تشکیل­دهنده و در حقیقت نام این مسابقه خواهند بود.
    ● بریتیش ایرویز ((BA و شفافیت برند
    شفافیت، یا شاید نقصان آن می­تواند موضوعی ملموس در شفافیت برند بریتیش ایرویز تلقی شود. تصمیم این شرکت در خصوص ورود مجدد به بازار سفرهای عمومی/تفریحی در واکنش به موفقیت روزافزون شرکت­های هزینه­محور همچون رینر (Ryan air) و ایزی­جت ( Easy Jet) اتخاذ شد. حوزه کسب­وکار اصلی بریتیش ایرویز یعنی خدمات مسافرتی بین­المللی کلاس تجاری درجه یک (Business Class) همچنان روند صعودی خود را ادامه می­دهد و ورود به عرصه رقابت در بخش سفرهای عامه صرفا با هدف زیاده­خواهانه جذب آن دسته از مسافرانی صورت گرفت که استطاعت مالی لازم را به­منظور پرداخت هزینه­های گزاف برای پروازهای مسیر کوتاه نداشتند.
    درعین حال گروهی از منتقدان بر این باورند که بریتیش ایرویز با ترکیب دو حوزه کاملا متفاوت از هم، خود را در معرض خطر قرار داده است زیرا به نظر آنها ارائه خدمات از هر دو منتهاالیه یک گستره، ریسک ارسال پیام­ها و سیگنال­های سردرگم کننده در مورد برند را به­دنبال خواهد داشت. برخی دیگر با نگاهی خوش­بینانه به این موضوع می­نگرند و به نظر آنها این جسارت نه تنها خدشه ای به حوزه خدمات اصلی شرکت وارد نمی­آورد، حتی می­تواند مکمل آن هم به­حساب آید.
    به اعتقاد این گروه، شرکت­های عظیم حمل­ونقل هوایی همچون بریتیش ایرویز که خدمات گسترده بین­المللی را ارائه می­دهند، قلب تپنده و مایه حیات سفرهای تجاری به­حساب می­آیند که معمولا به صورت یکجا (چارتر) با درصدی تخفیف خریداری می­شوند. این که ماهیت کار سفرهای تفریحی متفاوت با سفرهای تجاری است، خود ناقض حداقل این بخش از منازعه است که مشتریان سفرهای تجاری مجبور خواهند شد یارانه جبران هزینه­های مترتب بر ورود شرکت به حوزه سفرهای ارزان قیمت را بپردازند.
    بریتیش ایرویز وعده قیمت­های رقابتی را داده اما این تنها شگردی نیست که شرکت به­کار برده است و برگ برنده­های دیگری نیز در آستین دارد. یکی دیگر از نوآوری­های ارائه شده توسط بریتیش ایرویز که دیگر رقبا فاقد آنند، ارائه پذیرایی و دسر رایگان در طول سفر و همچنین خدمات متفاوت کنترل ورود و خروج کالا و مسافر است. ارائه یک محصول ارزشمند که مشتری به نوعی شباهت­هایی با خدمات موجود در کلاس­های بالاتر را در آن حس می­کند می­تواند حاکی از تمهیدات هوشمندانه و حساب شده این شرکت در ارتقای هویت و اثبات متمایز بودن برند باشد.
    اخیرا یک تیزر تبلیغاتی جدید توسط یکی از معروفترین مؤسسات فعال در این زمینه ساخته شده است که موضوع القای سفر به­عنوان مکمل برنامه تعطیلات آخر هفته مردم را که بخشی از اهداف شرکت است، دنبال می­کند.
    اما رقبای هزینه­محور هنوز چندان نگران نیستند و به ­هر حال با تمرکز بیشتر بر موضوعاتی همچون وقت­شناسی و عدم تأخیر در برنامه­های پروازی و همین­طور اعتمادسازی برای مشتری به­عنوان شاخصه­های کیفی سعی کرده اند جسارت ورود بریتیش ایرویز به بازار پروازهای عمومی /تفریحی را بی­نتیجه بگذارند تا جایی که آن را مجبور به فروش شرکت­های زیرمجموعه خود - من­باب کنایه- به ایزی جت کنند. برای آنها همچنین موقعیت و ساختار مالی بریتیش ایرویز به نوعی در هاله­ای از ابهام قرار دارد. به­رغم پیشرفت چشمگیر در تکنولوژی و کاهش نیروی انسانی، این ایرلاین هنوز هم تعداد کارکنانش به میزان قابل تأملی بیش از شرکت­های هزینه­محور پیشروست که بر پایه سیاست­های راهبردی­شان، ارائه خدمات ارزان قیمت را صرفا در قبال کاهش هزینه­ها امکان­پذیر می­دانند.
    ● کاترپیلار و نظام هویت بخشی به شرکت­های واسطه
    امروزه دیگر عملکرد گذشته ضامن موفقیت در آینده نیست و حتی برندهای باثبات نیز برای حفظ موقعیت خود باید تلاش کنند. برندهای بسیار معدودی را در دنیا می­توان نام برد که از ثباتی بالاتر و یا حتی در حد کاترپیلار برخوردار باشند؛ سازمانی که از بدو تأسیس یعنی بیش از یک قرن پیش همچنان یکی از پیشروترین تأمین­کنندگان انواع موتور و ژنراتور در جهان است که طیف وسیعی از صنایع و بازار این محصولات در سرتاسر دنیا را پوشش می­دهد. ورود کاترپیلار به دیگر حوزه ها باعث شد تا شرکت به شرکت سهامی کاترپیلار تغییر نام دهد و به این ترتیب گستردگی دامنه فعالیت خود را بهتر منعکس کند.
    کاترپیلار برای حصول اطمینان از تحویل قطعات در کوتاهترین زمان ممکن یک شبکه پشتیبانی گسترده برای فروشندگان ایجاد کرد که روابط منحصر به­ فرد شرکت­های واسطه را درپی داشت. در این سیستم هر شرکت واسطه به­گونه­ای مستقل عمل می­کند و در تبلیغات و آگهی­های خود مجاز است به­طور محدودی از علامت تجاری کاترپیلار(Cat) در کنار آرم خود استفاده کند. اما نتیجه این سیاست؟ مشتریان اغلب یک علامت تجاری ترکیبی کاترپیلار/ شرکت واسطه را مشاهده می­کنند که دلالت بر وجود یک برند واحد قدرتمند می­کند که محصولات و خدمات با کیفیتی ارائه می­دهد. این ---------- بی­تردید سطح وفاداری مشتریان به شرکت­های واسطه را بالا می­برد.
    این سیستم هویت­بخشی به شرکت­های واسطه در سال ۱۹۹۰ جدا از محدودیت­هایی اندک برای انطباق معیارهای تعریف شده با قوانین، به­منظور تضمین صحت عملکرد، استانداردسازی و همگن­سازی در میان حدود ۲۰۰ شرکت واسطه موجود راه اندازی شد. به­دلیل پراکندگی جغرافیایی شرکت­های واسطه که تعداد آنها نیز در حال افزایش بود، نظارت بر سیستم، قدری سخت شد و استانداردهای تعریف شده رو به افول گذاشت. در اینجا بود که کاترپیلار وارد عمل شد و با تجدید نظر در برنامه تصمیم به توقف این روند نزولی گرفت.
    شاید برخی این حساسیت­ها را بی­فایده بشمارند، با این همه حتی یک نشانه هم در پایان روز خود یک نشانه است. به هرحال اولین برداشت بسیار مهم است و اگر چیزی ناهمگون باشد، به­طور قطع مشتری این ناهمگونی را احساس خواهد کرد. اگرچه وجهه عمومی یک برند ضامن مطلق کیفیت یا موفقیت آن نخواهد بود اما نقش بسزایش در این زمینه، انکارناپذیر است.
    شاید در نگاه اول این­گونه به­نظر برسد که با جا افتادن علامت تجاری، رنگ و نوع نوشتار آن، تحقق برنامه بازتعریف برای کاترپیلار آسانتر خواهد بود اما در واقع این­گونه نیست؛ با این­حال کاترپیلار به­رغم کمبود نیروی انسانی لازم و فقدان یک مؤسسه کلیدی متخصص در این زمینه، تا پایان سال ۲۰۰۵ حدود ۷۰ درصد شرکت­های واسطه خود را تحت پوشش برند و علامت تجاری جدید درآورد و ۳۰ درصد باقیمانده نیز ظرف یک سال بعد محقق شد.
    در بدو امر شرکت­های واسطه عمدتا به این دلیل که مجبور بودند بخش زیادی از هزینه ها را رأسا پرداخت کنند، به این برنامه معترض بودند اما فرصت پدید آمده در یکپارچه شدن لوگوهایشان با علامت Cat و حضور آنها در وب سایت کاترپیلار به ارتقای موقعیت و موفقیت آنها کمک کرد. همچنین بسیاری از آنها فرصت را غنیمت شمردند و موقعیت برند خود را مورد ارزیابی قرار دادند. بعضی دیگر هم به این نتیجه رسیدند که یک نام و نشان جدید می­تواند مؤثرتر باشد.
    این حرکت، به کاترپیلار و شرکت­های واسطه اش کمک کرد تا وفاداری مشتریان خود را که به­واسطه سال­ها تفکر و تلاش برنامه­ریزی شده به­دست آمده بود، ارتقا دهند. با این­همه، پر واضح است که امروزه عرصه رقابت به­شدت در حال تنگ­تر شدن است و واکاوی برداشت و تلقی مشتری از برند و دستیابی به کیفیت دلخواه آنها نیازمند انجام تحقیقات وسیع است.
    ● نقد و نظر
    مطلب فوق برگرفته از مقاله "تغییر در پرواز" اثر مارک چوئک، "هویت بخشی به واسطه­های کاترپیلار: وفاداری مشتری و روابط استثنایی" تألیف مارتین گریک و همچنین" ایجاد یک برند آسیایی" از مارتین رول است. چوئک نگاهی دارد بر ورود مجدد بریتیش ایرویز به حوزه سفرهای عمومی/تفریحی که به­منظور رقابت با شرکت­های هزینه محوری صورت گرفت که در حال افزایش سهم خود در بازار و کاهش سهم و در نتیجه ضرر و زیان بریتیش ایرویز بودند. نویسنده در مطلب خود به جزئیات برنامه بریتیش ایرویز پرداخته است و این که چطور شرکت با گنجاندن سرویس­های فوق­العاده و تعدیل قیمت­های رقابتی سعی در جذب مشتریان این حوزه دارد؛ ضمن این که نقش یک رقابت تبلیغاتی در ارتقای سرویس جدید را نیز مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار می­دهد. حدس و گمان­های مربوط به آگاهانه بودن حرکت بریتیش ایرویز به شک و تردیدهایی در خصوص ترکیب سفرهای عمومی/تفریحی با بازار پرسود کلاس تجاری یا همان بیزینس کلاس، برمی­گردد.
    گریک، توسعه کاترپیلار به­عنوان مهمترین تأمین­کننده طیف وسیعی از انواع موتور و ژنراتور در سرتاسر جهان را از بدو تأسیس (بیش از یک قرن پیش) تا کنون مورد ارزیابی قرار می­دهد. گریک در مطلب خود به موضوع نحوه چیدمان منحصر به ­فرد کاترپیلار می­پردازد که چطور به شرکت­های واسطه خود اجازه می­دهد علامت تجاری کاترپیلار را در کنار لوگوی خودشان به­کار گیرند. وی همچنین به نگرانی کاترپیلار اشاره می­کند مبنی بر این که چگونه شرکت­های واسطه اجازه دادند برخی استانداردها ضایع شود و نیز برنامه پیشگیرانه کاترپیلار را مورد توجه قرار می­دهد که برای اطمینان از حرکت واسطه­ها در مسیر تأمین نیازمندی­ها به­منظور تقویت نگرش مصرف­کننده از برند، به­عنوان نهادی واحد تدوین و اجرا شد. در ادامه مطلب نیز مشکلات و موانع فراوانی که کاترپیلار در این مسیر با آنها مواجه شد، تبیین شده است.
    مقاله آخر نگاهی دارد بر این که چطور بسیاری از شرکت­های آسیایی لنگان­لنگان در پس شناخت نه چندان کاملی که از مقوله برندسازی دارند به حرکت لاک­پشتی خود در این مسیر ادامه می­دهند. مارتین رول به واکاوی چنین شرکت­هایی می­پردازد که به باور آنها برندسازی صرفا یک فعالیت بازاریابی محض به­حساب می­آید؛ درحالی که سازمان­های غربی این مفهوم را در استراتژی کلی شرکت خود گنجانده اند. نویسنده در ادامه فهرستی از مراحل لازم برای ایجاد، مدیریت و توسعه یک برند مؤثر را تشریح می­کند. همانند دو مقاله دیگر، رول هم مطالبی جالب و ارزشمند ارائه می­دهد که حاوی مفاهیم استراتژیک سودمند فراوانی است.
    منبع: ترجمه: سید رسول روناسی
    Strategic Direction, VOL ۲۳, NO ۱, ۲۰۰۷, pp ۱۹-۲۲, Emerald Group Publishing Ltd.
    ماهنامه اندیشه گستر سایپا

    ThE BesT iS YeT To CoMe
    [
    ]

    #329 ارسال شده در تاريخ 31st December 2011 در ساعت 18:05

صفحه 33 از 33 نخستنخست ... 23313233

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •