تجسم ارواح
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: تجسم ارواح

  1. secret آواتار ها
    secret
    کاربر سایت
    Dec 2008
    39,618
    378
    تشکر شده : 19,762

    پیش فرض تجسم ارواح

    هدف تجسم:

    هدف از تجسم ارواح چیست؟
    خداوند ارواح را تجسم می بخشد تا آنها را به کمال برساند , این برای برخی کیفر و برای برخی دیگر ماموریت است . برای رسیدن به این کمال , ارواح باید همه عیوب وجود فیزیکی را تحمل کنند . این کیفر است. هدف دیگر تجسم ایفای نقش و سهم روح در کار آفرینش است برای انجام این هدف روح در هر جهان مرکبی متناسب و هماهنگ با ماده جوهری آن جهان می گزیند تا از این دیدگاه فرامین الهی را اجرا کند بنحوی که با شرکت در امور کل آفرینش , روح , خود را به فراز آورد.
    برای حرکت جهان اعمال موجودات فیزیکی لازم است , اما خداوند در خرد خویش اراده کرده است که در همین عمل ارواح وسیله پیشرفت بیابند و به او نزدیک شوند . بدین ترتیب با فانونی تحسین انگیز و ستایش آمیز , تقدیر همه چیز چون سلسله زنجیزی در طبیعت به یکدیگر پیوسته و پیوند خورده است.(کاردک)

    آیا ارواحی که از اصل راه خوبی را پیموده اند نیز محتاج تجسم اند؟
    همه ارواح بسیط و بدون علم آفریده شده اند , آنها در جد و جهد ها و در پیچ و خم زندگی مادی علم می آموزند . امکان ندارد که خداوند عادل , ارواح را بدون رنج و کار و در نتیجه بدون شایستگی سعید و نیک بخت نماید.

    بنابراین اگر پیمودن راه خوبی از ابتدا ارواح را از رنج زندگی مادی نرهاند , پس پیمودن چنین مسیری چه ارزشی دارد؟
    آنها سریعتر به هدف می رسند و بعد , رنج های زندگی اغلب نتیجه نقص روح است , روح هرچه کمتر کاستی پذیرد , کمتر رنج می برد با کسی که نه آزمند است و نه حسود , نه خسیس است و نه جاه طلب , پس رنج ناشی از آنها را هم از خویش زدوده است.

    درباره نفس:

    نفس چیست؟
    روح متجسد

    نفس قبل از اتحاد با بدن چه بوده است؟
    روح

    بنابراین نفوس و ارواح از حیث هویت یگانه اند , آیا واقعا چنین اند؟
    بله نفوس همان ارواح اند . نفس قبل از اتحناد با بدن , جزء موجودات باهوشی است که در دنیایی نامرئی ساکنند و در زمان اتحاد بطور موقت غلاف گوشتی بخود میگیرد تا پاک و منور گردد.

    آیا در انسان چیز دیگری به غیر از نفس و بدن هم وجود دارد؟
    پیوندی هست که نفس و بدن را با هم می آمیزد.

    آیا این پیوند ماهیتی هم دارد؟
    آن شبه مادی است , یعنی واسطه میان روح و بدن است و برقراری ارتباط و هماهنگی بین ایندو بسیار عالی خواهد بود و با چنین پیوندی است که تاثیر ماده و روح بریکدیگر میسر می گردد.

    بدین ترتیب انسان از سه بخش اساسی تشکیل می شود:
    1-بدن یا قسم مادی و شبیه حیوانات , که با همان نیروی حیاتی زنده است.
    2-نفس , روح متجسد که بدن ماوا و مسکن اوست.
    3-اصل واسطه یا قالب مثالی , جوهر نیمه مادی که بعنوان پوشش نخستین روح بکار می رود و نفس و بدن را با هم می آمیزد , درمیوه ها هم چنین است , هسته میوه , گوشت میوه و پوست میوه.

    آیا نفس از اصل حیاتی مستقل است؟
    بدن چیزی جز پوشش و لباس نیست و ما آن را بی وقفه تکرار کرده ایم.

    آیا بدن می تواند بدون نفس وجود داشته باشد؟
    بله معذالک به محض توقف بدن روح آن را وامیگذارد . قبل از تولد هنوز اتحاد قطعی بین نفس و بدن وجود ندارد , بعد از برقراری این اتحاد و پیوند , مرگ بدن پیوند اتصال دهنده به نفس را می گسلد و روح می رهاید. زندگی آلی ( ارگانیک ) توان تحریک بدن بدون نفس را دارد , اما نفس نمی تواند در بدنی که فاقد زندگی ارگانیک است جایگزین شود.

    اگر نفس نبود بدن ما چه می شد؟
    توده ای از گوشت بدون هوش , یا هرچه که دلتان می خواهد , فقط انسان نبود.

    آیا امگان دارد که روح در آن واحد در دو جسم جدا از هم تجسد یابد؟
    نه روح نامرئی است و نمی تواند همزمان به دو مومجود مختلف زندگی ببخشد.

    درباره عقیده نفس اصل زندگی مادیست چه فکر می کنید؟
    درآن بحث سر کلمات است , ما توجهی به آن نمی کنیم . ابتدا خودتان به تفاهم برسید.

    بعضی ارواح و قبل از آنها بعضی از فلاسفه نفس را چنین تعریف کرده اند : یک جرقه جاندار که از کل ناشی میشود , این تضاد در تعاریف برای چیست؟
    تضاد و تناقضی وجود ندارد , این به پذیرش کلمات بستگی دارد . شما چرا برای هر شیئی یک لغت ندارید
    نفس برای تعریف اشیاء مختلف بکاری می رود , بعضی آن را اصل زندگی می گویند و در این پذیرش درست مانند این است که بطور مجازی بگوییم نفس یک جرقه جاندار است و از کل ناشی می شود . کلمات اخیر نشانگر منبع جهانی نیروی حیات است که هر موجودی قسمتی از آن را به خود جذب می کند و پس از مرگ به جسم وارد می شود این عقیده به هیچ وجه عقیده موجود اخلاقی را که مستقل از ماده فردیت خود را حفظ می کند رد نکرده است . این موجود است که ما آن را نفس می نامیم و با این پذیرش می توان گفت که نفس روح متجسد است . با تعاریف متعدد از نفس و برحسب استفاده ای که از این لغت می شود و مطابق عقایدی که ساکنان زمین درباره روح دارند از آن سخن به میان می آید . مشکل ما کاستی و نقصان زبان انسانی است که برای هر اندیشه ای حاوی لغات کافی نمی باشد , بنابراین موجب مباحثات و سخنان بیهوده میشود و به همین دلیل ارواح می گویند شما قبل از هرچیز بر روی واژه به تفاهم برسید.

    درباره این تئوری که روح به تمام قسمت های بدن بخش می شود و هر عضوی از بدن را احاطه می کند و بر هما اعمال بدن حاکم می شود چه فکر می کنید؟
    تا فهم شما از واژه روح چه باشد , اگر مقصود سیاله حیاتی است حق باشما است , اگر مقصود روح متجسد است اتباه می کنید . گفتیم که روح تقسیم ناپذیر است , روح از طریق سیال وسیط به اندامها حرکت و جنبش می دهد بدون انکه تقسیم شود.
    روح از طریق اندامها عمل می کند و ارگانها با سیاله حیاتی که بین اندامها تقسیم می گردد زنده می شوند و در اندامهایی که مرکز و ماوای جنبش اند بیشتر دیده می شوند..

    آیا این عقیده که نفس خارج از بدن و محیط بر آن است , حقیقتی وجود دارد؟
    نفس در بدن چون پرنده ای در قفس زندانی نیست , نفس می درخشد و در بیرون مثل نوری که از عرض یک بلور می تابد تجلی می یابد و یا مثل صدا در اطراف مرکز صوتی ایجاد می شود , به این دلیل می گویند که نفس چیزی خارج از بدن است اما پوشش آن نیست . نقس دو پوشش دارد پوشش نخستین که رقیق و سبک است و تو آنرا قالب مثالی می نامی , دیگر ضخیم و مادی و سنگین و آن بدن است . نفس مرکز همه این پوششهاست , مثل جرثومه ای در هسته که ما قبلا به آن اشاره کردیم.

    راجع به این تئوری چه می گویید ((نفس در نزد اطفال در هر دوره ای از زندگی آنها خود را کامل می سازد؟
    روح واحد است و در نزد کودک و بزرگ کامل است , اندامها وسائل تظاهر نفس اند که رشد و تکامل می یابند این باز بکارگیری معلول بجای علت است.

    چرا تمام ارواح نفس را به یک حالت توصیف نمی کنند؟
    ارواح بطور مساوی بر این امور اشراف ندارند , هنوز ارواح کوتاه فکری هستند که مجردات را نمی فهمند , درست مثل بچه های شما , در اینجا ارواح دانشمند نما هستند که برای تحمیل عقایدشان رژه ای از کلمات راه می اندازند درست مثل خود شما و بعد ارواح روشن خودشان می توانند با کلمات دیگری نظر خود را بیان کنند که در عمق همان ارزش را دارد , بخصوص وقتی که زبان شما قاصر از بیان چیزهایی است که برای شما روشن نیست , این عقاید دارای بهای ویژه ای است , شما برای درک واقعیت ها نیازمند استعاره و مقایسه اید.

    نظرتان در مورد روح جهان چیست؟
    از اصل حیات و هوش جهانی , فردیت زاده میشود اما بکارگیران این واژه اغلب خودشان هم آنها را نمی فهمند . کلمه روح چنان وسیع است که هر کسی به زغم خود آن را تعبیر می کند. و گاهی اوقات به زمین هم یک روح نسبت می دهند باید بدانید که مجموعه ارواح متعهد اعمال شما را به راه درست هدایت می کنند به شرطی که به آنها گوش فرا دهید و آنها سربازان خداوند بر روی کرده زمین شمایند.

    چگونه این همه فیلسوف قدیم و جدید در زمان های طولانی درباره علم روان شناسی به مباحثه پرداختند بدون اینکه به واقعیت دست یابند؟
    این مردان پیشتاز دکترین روحی بودند آنها راه را هموار کردند , آنها نیز انسان بودند و امکان داشت اشتباه کنند زیرا عقاید خود را روشنائی می پنداشتند اما خطاها نیز ممکن است با بیان برله و علیه حقیقت موجب اثبات آن شوند وانگهی میان خطاها حقایق بزرگی نهفته است که یک مطالعه تطبیقی آن را به شما می فهماند.

    آیا روح در بدن جایگاه مشخصی دارد؟
    نه اما روح نوابغ بزرگ و اشخاص فکور و بسیار اندیش , به ویژه , در سر آنها قرار دارد . روح اشخاص پراحساس و رقیق القلب در قلب آنهاست.

    در مورد این عقیده که رود در مرکز حیاتی قرار دارد چه فکر می کنید؟
    یعنی روح بیشتر در این قسمت از اندام های شما ماوی دارد زیرا همه احساسات به این مراکز ختم میشوند . آ«هاییکه قرارگاه روح را مرکز حیاتی می دانند آن را با سیال یا اصل حیات اشتباه می گیرند معذالک می توان گفت که مرکز روح اختصاصا در اندام هایی که برای تظاهرات فکری و اخلاقی بکار می رند می باشد.



    نوشته آلن کاردک
    #1 ارسال شده در تاريخ 20th January 2009 در ساعت 10:44

  2. 3 کاربر از این پست تشکر کرده اند :


  3. AYDA YAMI آواتار ها
    AYDA YAMI
    کاربر اخراجی
    Aug 2010
    142
    823
    تشکر شده : 241

    پیش فرض

    مرسیییییییییییییییییییییی یییییییی
    #2 ارسال شده در تاريخ 2nd September 2010 در ساعت 12:43

  4. elahe khanoom آواتار ها
    elahe khanoom
    کاربر سایت
    Dec 2009
    277
    217
    تشکر شده : 164

    پیش فرض

    شما اطلاعات خوبی میذارید در اختیار ما!
    و من واقعا ممنونم!
    #3 ارسال شده در تاريخ 22nd September 2010 در ساعت 10:27

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 20th January 2009, 10:13
  2. جلسات تماس با ارواح
    توسط secret در انجمن ارواح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 20th January 2009, 10:12
  3. پیشرفت ارواح
    توسط secret در انجمن ارواح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 19th January 2009, 13:07
  4. طبقات مختلف ارواح
    توسط secret در انجمن ارواح
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 19th January 2009, 12:56
  5. اصل و ماهیت ارواح
    توسط secret در انجمن ارواح
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 19th January 2009, 12:52

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •