پي بردن به راز مردي كه عمودي دفن شده بود
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: پي بردن به راز مردي كه عمودي دفن شده بود

  1. secret آواتار ها
    secret
    کاربر سایت
    Dec 2008
    39,617
    378
    تشکر شده : 19,762

    پیش فرض پي بردن به راز مردي كه عمودي دفن شده بود

    سلام خدمت دوستان گرامي

    اگر خاطرتان باشد بنده قبلا تاپيكي با نام (( اگر به اروگوئه رفتيد به اين روح كمك كنيد)) را ايجاد نمودم كه در
    ان موضوعي را در مورد ادمكشي به نام ((الفرد پيتر کان)) كه مرتكب قتل 11 دختر بچه شده بود را مطرح
    نمودم و همچنين اينكه او توسط يكي از اهالي كشته شد وپس از توافق خانواده هاي داغدار بصورت عمودي در زمين دفن گرديد... همانطور كه قبلا هم گفتم من طي ان سفر دچار فشارهاي روحي و جسمي گشتم كه براثر كمك خواهي الفرد بود... در ان تاپيك قضيه بصورت راز باقي ماند ...



    من با دوستان براي حل اين راز به اروگوئه سفر كرده بوديم قبل از هر چيزعرض كنم همانطور كه قبلا هم
    گفتم گروه ما شش نفره است ( به علاوه خودم) ولي از تقريبا يك ماه پيش هفت خانم نيز به گروه اضافه گشته اند
    كه دو تن از انها نيز داراي نيروي مديومي ميباشند و با من ميشويم سه نفر. كه اين قضيه براي كارمان بسيار خوب بود براي همين تصميم گرفتيم با اين تيم13 نفره براي حل راز ((الفرد پيتر کان)) راهي اروگوئه شويم ...

    حال ماجرا :

    پس از رسيدن به اروگوئه در همان خانه اي كه قبلا هم اشاره كردم مستقر شديم پس ازاستراحت جلسه احضاري
    به منظور ارتباط با روح الفرد تشكيل داديم در اين جلسه توانستيم با 12 روح ارتباط برقرار كنيم ولي هيچكدام
    الفرد نبود عجيب بود... من و ان دو خانمي كه داراي نيروي مديومي بودند بسيار خسته شده بوديم براي همين
    جلسه را پايان داديم كار ما از ساعت 6 بعدالظهر تا 12 شب طول كشيد وپس از ان همه به استراحت پرداختيم
    براي من عجيب بود كه چرا الفرد ارتباط برقرار نكرد تا اينكه در عين ناباوري تلفن ساعت 2:30 دقيقه نصفه شب زنگ خورد
    درست همان ساعتي كه چهار سال پيش الفرد با ما تماس گرفت ( در تاپيك قبل توضيح داده ام) بلا فاصله گوشي را
    برداشتم حالم كمي دگرگون شد احساس ميكردم خون در بدنم مذاب شده مانند چهار سال پيش صداي گريه اي از پشت تلفن به گوش ميرسيد كه البته با زمزمه هاي گنگي همراه بود به زحمت گفتم : الفرد ../ ناگهان صداي گريه قطع شدو صدايي ديگر شبيه صداي زوزه گرگ به گوش رسيد در عين حال من نيز احساس بدي پيدا كردم احساسي
    مانند حالت تهوع ... پس از ان صداي گريه بلندي شنيدم و ديگه ارتباط قطع شد گوشي را انداختم زمين و دراز كشيدم سرم خيلي درد ميگرفت جالب اينكه اين حس بد توسط تلفن فقط به من منتقل شد و ان دو خانمي كه مديوم بودند حال نرمالي داشتند ( درصد نيروي انها يكي 25% و ديگري 54% ميباشد ) ...

    بعد از حدود نيم ساعت كه حالم بهتر شد ترتيب جلسه اي ديگر داديم چون روح الفرد رها بود و ميتوانستيم با او ارتباط برقرار كنيم وسايل را فراهم كرديم ... اول از همه با روش ابتدايي حروف شروع كرديم پس از حدود
    پنج دقيقه توانستيم ارتباط برقرار كنيم بله خودش بود الفرد .../

    اميد : شما الفرد پيتر كان هستيد؟

    روح : بله

    اميد : شما را به قتل رسانده اند ؟

    روح : بله بله ( دوبار )

    اميد : ايا شما قتل انجام داده ايد ؟

    روح : -------------- ( جوابي نداد )

    اميد : روح حاضر ايا شما قتل انجام داده ايد ؟

    روح : ساكت باش

    اميد : پرسيدم ايا شما قتل انجام داده ايد ؟

    روح : بسه

    اميد : چه كمكي ميخواهيد ؟

    روح : فقط 3 تا

    اميد : منظورتان چيست ؟

    روح : فقط 3 بچه ( اينجا متوجه شديم كه او فقط 3 قتل انجام داده است )

    اميد : پس بقيه چطور كشته شدند ؟

    روح :----------------------- ( جوابي نداد )

    اميد : ايا شما همكار داشتيد ؟

    روح : بله

    اميد : ايا بقيه قتلها را همكارتان انجام داده ؟

    روح : كمكم كن

    اميد : نام همكارت چيست والان كجاست؟ ( البته پرسيدن اين سوال ريسك بود )

    روح : ( بعد از لحظه اي ) كمك

    اميد : اسمش چيست ؟

    روح : ---------------------------- ( جوابي نداد )

    اميد : چطوري كمكتان كنم ؟

    روح : نميتوانم كمك

    و پس از اين ارتباطمان قطع شد و هر چه تلاش كرديم نتوانستيم كاري كنيم ان شب تمام شد .../

    فردا صبح با دو تن از دوستان به سمت كليسا راه افتاديم كشيش عوض شده بود چهار سال پيش شخص ديگري بود
    بعدا اطلاع پيدا كرديم او مرده است و شخص ديگري از همان محل جايگزينش شده از كشيش جديد در مورد الفرد
    پرسيديم او گفت :

    شخص حرامزاده اي بود 18 دختر معصوم را كشت !!!

    ( فكر كنم سود قتلها هم عايد الفرد ميشد اخه فقط 12 تا بودند اين را از چندين نفر پرسيده بوديم و همه تاييد كردند ولي حالا شدند 18 تا !!!) طفلك الفرد با اين همه حرف و حديث چه ميكنه از اينجا بود كه پي برديم كشيش
    يا از روي غرض ورزي صحبت ميكنه يا از روي اشتباه ولي در كل فرقي نميكرد از روي چي حرف ميزنه ما واقعيتو
    ميخواستيم از او پرسيديم :
    ايا الفرد دوست نزديكي نداشت ؟ كشيش گفت نميدونم ... كشيش تمايلي براي ادامه صحبت نشون نميداد براي همين خداحافظي كرديم و برگشتيم ما به خانه برگشتيم و ايندفعه از طريق روش كتابت وارد شديم البته ساعت 2 نصفه شب..
    روح الفرد احضار شد و دست مرا در اختيار گرفت و روي برگه اي كه كنارم بود اشكالي كشيد اين كار دوازده دقيقه طول كشيد و پس از ان روح خارج شد من از برگه اي كه الفرد در ان شكلهايي كشيده بود عكس گرفتم و ان را در اينجا قرار ميدهم تا شما نيز ان را ببينيد :
    #1 ارسال شده در تاريخ 21st January 2009 در ساعت 10:45

  2. 2 کاربر از این پست تشکر کرده اند :


  3. Espahdan آواتار ها
    Espahdan
    کاربر سایت
    Aug 2010
    9
    32
    تشکر شده : 16

    پیش فرض

    میشه بگین عکسها کجاست.هیچ عکسی نگزاشتید.
    #2 ارسال شده در تاريخ 24th August 2010 در ساعت 11:42

  4. mohsen100 آواتار ها
    mohsen100
    کاربر سایت
    Mar 2009
    5
    37
    تشکر شده : 0

    پیش فرض

    واااااا ............ !
    تا اروپا هست چرا اروگوئه. مگه بيكار بودي يا پولت سر ريز شده بود
    ولي عجب داستاني بودا
    من فك كنم تو بد خواب شدي
    عكسا رو چرا نذاشتي عزيز دلم
    #3 ارسال شده در تاريخ 8th September 2010 در ساعت 07:28

  5. elahe khanoom آواتار ها
    elahe khanoom
    کاربر سایت
    Dec 2009
    277
    217
    تشکر شده : 164

    پیش فرض

    من نمیدونم چرا ولی یکم غیر باوره!
    راست میگه عک3ش؟!
    #4 ارسال شده در تاريخ 30th October 2010 در ساعت 10:56

موضوعات مشابه

  1. پی بردن به ساعت مناطق مختلف جهان از طریق موتورهای جستجو
    توسط secret در انجمن مبحث عمومی اینترنت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 7th January 2009, 21:00
  2. توضیحی در مورد اسيلوسكوپ ها
    توسط Morteza_Ra در انجمن گرایش های برق
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 26th September 2008, 00:27
  3. از بین بردن چربی‌های صورت
    توسط Admin در انجمن نكات آرايشي و زيبايي
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 15th July 2008, 15:59

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •