راز انقلاب اسلامى

اخبار و گزارشهايى از كشور روسيه

(واصله از سفارت جمهورى اسلامى ايران در مسكو)

پخش دو برنامه راديويى - بخش "چشم‏انداز" راديوى مردمى روسيه طى دو برنامه زنده با حضور آقاى نيكلاى ميشين نويسنده و انديشه‏مند معروف روس ابعادى از شخصيت وا نديشه‏هاى امام خمينى را براى مخاطبان روس توضيح داد كه متن ترجمه شده آن در پى مى‏آيد .
مجرى: طبق روال معمول روزهاى پنج‏شنبه، ما به بخش ايرانى برنامه خود مى‏پردازيم . هدف از اين برنامه آشنا كردن شنوندگان با تجربه واقعا مثبتى است كه امروز در اين كشور وجود دارد و ما امروز مايليم در اين مورد حرف بزنيم كه مردم در انديشه سياسى امام خمينى (ره) چه جايگاهى را احراز مى‏كنند .
ميشين: بالاخص امروز، وقتى ما آماده انتخابات پارلمانى و رياست جمهورى مى‏شويم اين امر اهميت دارد . مهم است در اين امر اشتباه نكنيم و كسى را انتخاب كنيم كه انديشمند باشد . زيرا ما هميشه اقتصاددان پيدا خواهيم كرد و مصيبت ما اين است كه زياد اقتصاددان داشتيم . آنها كشور را به اوضاع امروز رساندند، من مى‏توانم با جسارت بگويم كه امروز ما به شخصيتى در معيار امام خمينى (ره) نياز داريم . زيرا ما در چنان اوضاع فلاكت‏بار و فجيعى بسر مى‏بريم كه تنها انسانى مانند امام خمينى مى‏تواند امروز ارزشهايى را مطرح كند كه امروز مردم به آنها باور كنند . بسيارى از انديشمندان و نظريه‏پردازان انقلاب معتقدند كليد پيروزى انقلاب (ما در حال حاضر درباره انقلاب اسلامى حرف مى‏زنيم) در سه عامل گنجيده است: مردمى بودن، رهبرى و پايه واحد عقيدتى . بين اين عوامل ارتباط معينى وجود دارد . بين مردم و رهبرى بايد ارتباط ناگسستنى وجود داشته باشد . تكرار كنم كه اين ارتباط بايد غير قابل انفصال باشد . بايد بين مردم و ايده انقلابى نيز چنين ارتباط انفصال ناپذيرى وجود داشته باشد . علاوه بر اين اگر هر گونه عدم هماهنگى بين مردم و ايده انقلابى و رهبر بروز كند، اين شكاف كوچك مى‏تواند بتدريج‏به پرتگاه بزرگ تبديل و باعث‏بروز هرج و مرج شود . همچنين پيروزى از دست مردم خواهد رفت و به طبقه ديگرى تعلق خواهد يافت . حتى ساختارهاى تبهكار از اين پيروزى استفاده مى‏كنند . هنگام تحليل انقلابها و جنبش‏هاى جهانى بر پايه اين معيار به اين نتيجه مى‏رسيم كه وقتى سه عامل فوق‏الذكر در ارتباط تنگاتنگ با هم قرار دارند، پيروزى انقلاب ضمانت‏شده مى‏باشد . انقلاب اسلامى در ايران كه يك انقلاب استثنايى صدها سال گذشته تلقى مى‏شود تاكنون بخوبى مطالعه نشده است . حتى مى‏خواهم بگويم وقتى اين انقلاب رخ داد، در اتاق تحليل موقعيت كاخ سفيد سياست‏شناسان پيرو مدارس مختلف و اقتصاددانان داراى جهتگيرى متفاوت جمع شدند و در مورد اين حرف مى‏زدند كه انقلاب اسلام يعنى چه . روند امر چنين بوده كه از قرن هجدهم به بعد نيروى حامى انقلابهاى مختلف از يكديگر تفاوت چندانى نداشت . اينها عبارتند از پرولتاريا و پيشه وران . ولى اينجا چنين عواملى وجود نداشتند . اين معماى بزرگى براى سياست‏شناسان آمريكايى بود . آنها حتى اعلام كردند كه اين انقلاب چند روز بيشتر عمر نخواهد داشت . ولى انقلاب اسلامى نشان داد كه اين حدسيات اشتباه هستند . بايد خاطر نشان كرد كه مشهودترين عامل شكست انقلاب و نهضت‏هاى آزاديبخش عبارت است از شكاف رفتارى، اختلاف بين رهبر و مردم . بياييد سئوال كنيم: چطور اين مسئله در انقلاب اسلامى حل شد و چطور در آينده حل خواهد شد؟ امام خمينى كه امام امت اسلامى است‏برخلاف پيشوايان ديگر كشورها، خود را مديون دانست كه ماموريت‏خير آزادى مردم از نفوذ غربى و ديگر نفوذها و نظرياتى مانند نظريه مال اندوزى را به عهده گيرد . مال اندوزى وقيحانه‏اى كه امروز رايج است . امام خمينى واقعا مايل به بدست آوردن قدرت بود، ولى او مى‏خواست كه حكومت مردم برقرار شود و نه حكومت‏شخصى وى . هر چند به كرات او را به برقرارى حكومت‏شخصى متهم كرده‏اند و مى‏گويند كه او نوعى سلطان شرقى بود ولى اينطور نيست، اين پيشوايان ديگر كشورها هستند كه مى‏خواهند سلطنت كنند، مى‏خواهند مردم را اداره كنند . ولى امام خمينى (ره) گفته بود مهمترين چيز خدمت‏به مردم است . امام خمينى رهبر نيست‏بلكه خدمتگزار مردم است . امام خمينى هرگز از دست مردم خود شكايت نكرده بود، زيرا اگر به سياستمداران امروز گوش دهيم، خواهيم ديد كه آنها دائما از دست ملت‏شكايت مى‏كنند . همزمان مردم را از حق شكايت از رهبران محروم مى‏كنند . اين اوضاع كنونى روسيه است . بخش ملموس زندگى امام خمينى قبل از انقلاب در تبعيد سپرى شده بود، ولى بايد گفت كه او بدون شكايت از مردم خود سعى كرد توان آنان را بكار گيرد . اين خيلى مهم است كه او مردم را فريب نداد، برايش آينده درخشانى را ترسيم نكرد . امام خمينى هميشه مى‏گفت كه ما اين آينده را خودمان همراه هم خواهيم ساخت . قبل از انقلاب، در دوران تبعيد و زندگى در غربت، در روزهاى بهار باشكوه آزادى و بعد از انقلاب در زندگى او هيچ‏چيزى تغيير نكرد . من در تهران بودم، من خانه كوچك او را ديدم كه امام خمينى در ازاى آن 10 يا 15 سنت اجاره خانه مى‏داد . اين خانه دو اتاق دارد و وقتى شواردنادزه پاسخ گورباچف به امام خمينى را آورد، ماشينش نمى‏توانست‏به خانه امام خمينى نزديك شود زيرا ماشينش خيلى بزرگ بود و كوچه تنگ . او حيران شده بود كه چطور چنين آدمى كه چنين ثروت بزرگى دارد در چنين جايى زندگى مى‏كند . بايد گفت كه امام خمينى واقعا ثروت بزرگى داشت . امت اسلامى بخشى از درآمدهاى خود را براى مصارف انقلاب واگذار مى‏كرد . يعنى امام خمينى (ره) سرمايه عظيمى داشت ولى از اين سرمايه حتى يك كوپك براى مصارف شخصى خود خرج نكرد . هرچند نمونه ديگر كشورها نشان داده كه پيشوايان چطور سر خود از اين مبالغ استفاده مى‏كنند . بايد گفت كه امام خمينى هميشه انديشمند اسلامى پر انرژى بود . حتى در سن كهولت او طرز تفكر جوانى داشت . او مانند يك پيرمرد نبود كه هميشه به ديگران اندرز مى‏دهد ولى جوانه‏هاى نو را نمى‏بيند و شيوه‏هاى تاثيرگذارى بر جوانان را پيدا نمى‏كند . امام خمينى در وهله اول خودش از مردم ياد مى‏گرفت و به نظر من اين يكى از اسرار انقلاب اسلامى بود . به نظر من رهبران ما چيزى را ياد نمى‏گيرند . از دانشكده اقتصاد دانشگاه مسكو فارغ التحصيل شدند، دكتراى خود را گرفتند، به يكى از كشورهاى پيشرفته و ابرقدرتها رفتند و فكر مى‏كنند آماده فعاليت‏سياسى هستند . ولى اينطور نيست . امام خمينى با جسارت با دشواريهايى مقابله مى‏كرد كه هميشه همراه انقلاب هستند . تكرار كنم كه او هرگز از مردم گله نمى‏كرد و به نشانه و ماموريت‏خير مردم باور داشت . اكنون ما با شور و شوق بيشتر به انديشه‏هاى امام خمينى در روزهاى بازگشت پيروزمندانه از پاريس مراجعه مى‏كنيم . مى‏خواستند او را از بازگشت منصرف كنند، مى‏گفتند سؤ قصد انجام خواهد شد، هواپيما به تهران نخواهد رسيد، ولى امام خمينى آمد و ميليونها تن از مردم تهران جمع شدند، مردم از تمام گوشه و كنارهاى كشور آمدند تا از پيشواى خود استقبال كنند . من مى‏خواهم بگويم كه يك راز حتمى در انقلاب اسلامى وجود دارد: نيروى روحانى امام خمينى (ره) در قلب هر ايرانى جا گرفته است . اين پرستش شخصيت امام نيست، هرچند در شرق چنين چيزى معمول است، در وهله اول اين امر به شكل سر تعظيم فرو آوردن در برابر انديشه‏هاى امام خمينى و مراقبت او از مردم است . به نظر مى‏رسد اين حقيقتى ساده است: رهبر بايد به فكر مردم خود باشد . ولى معمولا اين امرى نادر و استثنايى است و امام خمينى اين مورد استثنايى بود . چنانچه ما اطلاع داريم امام ظاهرا ميان مردم نبود . يادآور شوم كه او مدت زمان طولانى در مهاجرت بود، در مقايسه با ديگر رهبران انقلابى، او مى‏توانست در مسافت هزاران كيلومتر هم رهبر باشد . ولى رهبران ما، رهبران روس، من لنين و ديگران را در نظر دارم، آنها در دوران مهاجرت فرهنگ غربى را جذب كردند و به كشور با اين كرم‏خوردگى مى‏آمدند . مى‏گفتند كه مردم به آنها نياز دارند لكن در واقع از مردم جدا شده بودند . رسانه‏هاى تبليغاتى تصوير رهبر را ترسيم مى‏كردند، ولى اين رهبر نبود . اين رهبر مهاجر بود . ببينيد لنين چه مدت در مهاجرت بود و اين رهبر هم اجازه داد تروتسكى ترور عليه مردم روس را آغاز كند . اگر لنين در مهاجرت نبود (خاطرنشان كنم كه لنين خودش به مهاجرت رفت ولى امام خمينى (ره) را تبعيد كردند و او مقاومت كرده بود) پس، انقلاب شكل ديگرى مى‏داشت . اين ترور بلشويكى بروز نمى‏كرد . متاسفانه لنين شديدا از مردم جدا شد و همراه او رهبركهايى بازگشتند كه به فكر دردهاى اسلاوها نبودند . لازم است‏خاطرنشان نمود كه تحليل‏گران و جامعه‏شناسان نتوانستند راز رابطه عميق روحانى بين امام و مردم را درك كنند . در روزهاى انقلاب امام نه تنها از مردم دور نمى‏شد، بلكه هر لحظه درك مى‏كرد كه ممكن است در بحبوحه جريانات سياسى بين مردم و رهبرى شكاف بروز كند، در اين مورد دستورات واضح و اندرزهايى به ياران خود مى‏داد . ارتباط امام خمينى و مردم جنبه گذرا نداشت، چيزى نبود كه تنها در يك مرحله از زندگى او وجود داشته باشد . او بطور عميق و آگاهانه براى مردم ارزش و احترام قايل بود، مردم را دوست داشت، رفتار او نسبت‏به مردم برپايه يكتاپرستى و خداپرستى بنا شده بود . همزمان او درك مى‏كرد كه بايد پايه رشد معنوى و عقلانى مردم ايجاد شود . همزمان اهميت‏بسيارى براى افكار عمومى قايل بود . كدام پيشواى ديگر تا اين حد از مقامات و حاكمان درخواست كرده در معاشرت با مردم محجوب باشند و با احترام رفتار كنند . امام به حدى به نقش مردم باور داشت كه معتقد بود تمام نهادهاى مجريه و مقننه مانند دولت و مجلس در يك طرف و مردم در طرف ديگر قرار دارند . ولى منظور نه مقابله بلكه همكارى آنها در يك جهت مشترك بود . ببينيد در كشور ما چطور همه چيز بهم خورده و چه تضادى وجود دارد . امام خمينى (ره) توان خارق‏العاده پيدا كردن وجه اشتراك بين جريانات مختلف اجتماعى را داشت .
او پيوسته تاكيد مى‏داشت كه بايد توازن بين اين دو كفه ترازو حفظ شود زيرا بدون حمايت مردم هيچ كارى پيش نخواهد رفت . در امر انتصاب و بركنارى اشخاص در سمت‏هاى برتر امام به مردم اولويت مى‏داد . به سخنان امام خمينى توجه كنيد: اگر مردم يكى از خادمان خود را نخواهند قبول كنند، اين فرد بايد برود . اين فرد بايد برود . در مورد ديگر امام مى‏گفت: "در هر صورت ما بايد سعى كنيم ملت را حفظ كنيم . " مردم را حفظ كنيم . آنها، رهبران انقلاب اسلامى، پيگيران ماموريت كبير امام خمينى مى‏دانند چطور مردم را حفظ كنند . من مى‏خواهم خاطرنشان كنم كه بعد از انقلاب اسلامى جمعيت ايران دو برابر افزايش يافت، از سى ميليون به شصت ميليون رسيد . به نظرم اين يكى از والاترين خدمات امام خمينى بود . امام درباره شركت مردم در زندگى كشور مى‏گفت: "شما همه اطلاع داريد كه همه ما بايد به فكر اين باشيم كه شركت مردم در زندگى كشور را تامين كنيم . يك طرف اين امر بسته به دولت، رئيس جمهور و مجلس است و اما طرف ديگر به خود مردم بستگى دارد . اگر شما به فكر بخش خود در اين كار باشيد خيال ما راحت‏خواهد بود كه مردم هم بخش خود را انجام خواهند داد . "
ما برنامه خود درباره ايران را ادامه مى‏دهيم . اين برنامه بايد به ما كمك كند دورانديش باشيم، درك كنيم كه اسلام تنها شاميل باسايف و خطاب نيست، اسلام همچنين به معنى متحدان ما از جمله جمهورى اسلامى ايران است كه طى دهها سال با سيستم جهانى و در وهله اول با ايالات متحده مقابله مى‏كند و متحد روسيه است . فكر مى‏كنم موضع سفير ايران كه اقدامات تروريستى در انفجارهاى مناطق مسكونى را محكوم نمود براى همگان قابل درك است . حالا ما با آقاى نيكلاى ميشين مسئله مناسبات جامعه و رهبر كشور در جمهورى اسلامى را بررسى خواهيم كرد .
نيكلاى ميشين: ما به بررسى مسئله "مردم در انديشه سياسى امام خمينى" ادامه خواهيم داد . بايد گفت كه بعد از صحبت در اين مورد به ما خيلى‏ها زنگ زدند . مثل اينكه مردم ما دارند انتخاب رهبر را ياد مى‏گيرند . رهبر نيرومند و بزرگ و داراى جهان‏بينى كه امام خمينى از آن دست‏بود . جالب است كه امام تفسير ظريفى از مردم و شركت آن در زندگى سياسى مطرح نمود . فلسفه حضور مردم در صحنه سياسى كه توسط امام مطرح شد، راه حل مسايل سازمانى و ديگر مسايل را دقيق‏تر از هر نظريه جامعه‏شناسى نشان مى‏دهد . امام معتقد است كه انقلاب به مردم تعلق دارد و امروز هم مردم مهم‏ترين عامل موفقيت انقلاب مى‏باشند . مردم صاحب واقعى اين انقلاب هستند . امام بهتر از هركسى مى‏دانست كه تا وقتى مردم انقلاب را به عنوان كار خود تلقى نكنند به دفاع از آن برنخواهد خواست و از آن حمايت نمى‏كنند . امام مى‏گفت آنچه امروز در ايران در جريان است و هر چيزى كه به جمهورى اسلامى مربوط است، تنها به اين دليل ميسر گشته كه مردم آن را متعلق به خود تلقى مى‏كنند و خود را از آن و نهادهاى آن جدا نمى‏دانند . به همين دليل مردم تا اين حد فعال هستند . ما بايد بيشتر به فكر مردم باشيم، مردم بايد در صحنه سياسى حضور فعالترى داشته باشند . بايد گفت كه امام خمينى به كرات گفته بود كه اسلام سياسى‏ترين دين دنيا است . تاكيد داشته بود كه در اسلام تعداد دستورات سياسى خيلى بيشتر از موازين اخلاقى هستند . به همين دليل ما اكنون مى‏بينيم كه چطور در ايران سعى دارند از ارزشهاى انقلابى دفاع كنند . البته بين ما انقلاب معنى منفى بدست آورده است، مردم ما از انقلاب كردن خسته شده‏اند و مى‏گويند ما ديگر به انقلاب نيازى نداريم . ولى انقلاب در ايران جنبه جهان‏بينى داشت . من مى‏توانم بگويم كه اين انقلاب براى تقويت‏حقايق قرآن انجام شد . متاسفانه در كشور ما تقويت چيزى در اين اوضاع دشوار است . امام خواهش كرده بود: "مرا خادم خود بناميد و نه رهبر" . امام خدمت‏به مردم را وظيفه شرعى تلقى مى‏كرد و مى‏گفت هركسى موظف است در حد امكان به اين ملت نيك خدمت كند . من مى‏گويم "اين ملت"، امام هرگز چنين نمى‏گفت . او مى‏گفت "ملت من" . نظريه‏هاى كاذب به جلب مردم به سوى خود و بدست آوردن رضايت آن تمايل دارند و در آنها گفته مى‏شود عامل اصلى انجام هركارى براى جلب رضايت مردم است . امام يك فقيه داراى بالاترين درجات در عرفان اسلامى بود . امام خمينى به عنوان چنين فردى زندگى پرهيزكارانه‏اى داشت . زندگى وى در رياضتى بود كه در آن حتى كمترين ذرات تمايلات دنيوى وجود نداشت . امام خمينى بر پايه سوره‏هاى قرآن و نمونه رفتار پيامبر اسلام در مورد امت، به حق به دو امر اشاره مى‏كرد: اولا تامين پيشرفت، حركت‏به سوى آينده ضرورت دارد . در ضمن پيامبر اسلام نيز براى اين امر اهميت‏بسيار قايل بود . ثانيا تا وقتى كه ارتباط ناگسستنى با مردم برقرار نشده، نمى‏توان توجه آن به حقيقت را جلب كرد . اين دوباره واقعيت‏بسيار مهمى است . اين اصل مسئوليت‏شخصيت‏هاى دولتى در مورد نمونه و سرمشق برداشتن از پيامبر اسلام را تاييد مى‏كند . امام مى‏گفت‏يكى از امور ضرورى جلب مردم است . منظور جلب مردم به فعاليت‏سياسى است . پيامبر اسلام سعى داشت توجه مردم را به خود جلب كند، مى‏خواست افكار آنها را به سوى حقيقت روانه كند . شما بايد سعى كنيد همينطور رفتار كنيد . وصيت‏خردمندانه امام خمينى كه من در يكى از خطبه‏هاى ايشان برچيدم چنين است: "سعى كنيد به نحوى رفتار كنيد كه مردم از شما راضى باشند . اين اراده خداوند است . حفظ وحدت و فراخواندن پيوسته مردم براى فعاليت در زندگى كشور بلاترديد مهم‏ترين اصل در تمام امور انقلاب بوده و مى‏ماند . در امر حراست از آن هم همين اصل اهميت دارد . " امام سعى داشت اين ماموريت را به سطح عملى منتقل نمايد . با اثبات اينكه مراقبت از مردم بزرگترين عامل پيشرفت انقلاب و نيل به اهداف آن است، او بدقت و صراحت اعلام مى‏كرد كه بدون مردم نيل به موفقيت در هيچ كارى ممكن نيست . او تاكيد داشت كه نيل به موفقيت در هيچ چيزى ممكن نخواهد بود . امام وقتى هنوز در دنيا دو ابرقدرت وجود داشت، نوشت: "انقلابهاى جهانى بر يكى از دو ابرقدرتها متكى هستند . ولى انقلاب ما تنها بر مردم و نيروى آن متكى بود . " همزمان امام خمينى پيوسته تاكيد داشت: "شما بايد در نظر داشته باشيد كه ما بنده‏هاى خدا هستيم كه به پيشرفت ملت ما كمك كرد . به همين دليل ما بايد به مردم خدمت كنيم" امام پيوسته از مردم بخاطر فداكارى بزرگ آن و شركت صادقانه در امور كشور سپاسگزارى مى‏كرد . اظهار نظر بعدى امام خمينى در اين رابطه اهميت دارد: "مردم را قبول كنيد، به نزد مردم برويد، از مردم جدا نشويد، مردم پيروزى را براى ما به ارمغان آوردند . ما بايد از صميم قلب احساس كنيم كه بايد با مردم به نحوى رفتار كنيم كه خدا از ما راضى باشد . جدا به فكر اين باشيد كه با مردم رفتار خوبى داشته باشيد . " اين نصيحت امام خمينى واقعا تكان دهنده است . من دوباره تكرار مى‏كنم: "جدا به فكر اين باشيد كه با مردم رفتار خوبى داشته باشيد . مردم بنده خدا هستند و رفتار ما با آنها بايد نيك باشد . " اين تذكر بسيار مهمى است . در آثار امام خمينى ما مى‏بينيم كه به عقيده ايشان مهمترين اصل بعد از اصل اتكا به خداوند عبارت است از شركت مردم در امور انقلاب . امام كبير رهبرى انقلاب را به عهده گرفت و در وهله اول امور جامعه را زير نظر داشت . هربار احساس مى‏كرد خلائى بروز مى‏كند كه ممكن است دشمن در آن جا بگيرد، به مردم مراجعه مى‏كرد . اينجا دوباره نصيحت صادقانه و پدرانه امام خمينى را يادآورى كنيم: "خمينى كه روزهاى آخر زندگى خود را سپرى مى‏كند، تمام اميدهاى خود را با تو اى ملت قهرمان مرتبط مى‏كند، ملتى كه هرگز به اختلافات ناچيز يا بزرگ و درگيريها تن نداده و خدا كند كه هرگز ندهد . تو اى ملت! با تمام موجوديت‏خود عليه جهانخوارى غرب بپا خواستى و پيروز شدى، تو اى ملت آگاه و جسور نمونه‏اى براى ملتهاى مستضعف هستى و بايد بدانى كه در راهى كه برگزيده‏اى با دشواريهاى بسيار مواجه خواهى شد كه تنها مقاومت‏شديدت تو را نجات خواهد داد . " يكى از اصول مهم انقلاب اصل ايمان داشتن به نيروى بزرگ مردم در نيل به اهداف پيش رو و جلوگيرى از انحراف و قيام عليه حقانيت است . اين ايمان مكمل قانون حضور بلاواسطه مردم در صحنه فعاليت‏سياسى است . تنها مردم مى‏توانند با تمام چيزهاى مغاير با اين اصل مقابله كنند . امام تنها به بيان اصل كلى در اين مورد قناعت نمى‏كند بلكه موارد معينى را نيز مطرح مى‏كند . امام خمينى معتقد است كه اگر رئيس جمهور، وزير، مقامى يا حتى مجلس جاه طلب و قدرت طلب از آب درآيند و از راه واقعى منحرف شوند، پس در مورد اين وسوسه‏ها بايد بلافاصله به مردم مراجعه نمود . جمهورى اسلامى به معنى اين است كه رژيم بايد در مطابقت‏با موازين اسلامى و تمايلات مردم كار كند . اين هم خيلى مهم است . امام خمينى تاكيد دارد: "اگر قدرت‏دوستى و پولدوستى بين اعضاى مجلس يا رئيس جمهور بروز كند بايد درك كنند كه همان روز شبح شكست ما عيان خواهد شد . اگر رئيس جمهور بخواهد سلطنت كند، خود مردم بايد بااين مقابله كنند، اگر مجلس بخواهد عرض اندام كند، اگر كسانى كه عضو مجلس بودند اين كار را بكنند، خود مردم بايد با اين مقابله كنند . " اين سطور امام خمينى را مى‏خوانى و مى‏بينى كه تا چه حد نصايح و اندرزهاى او امروز براى مردم روسيه ضرورت دارند . اين الفباى انقلاب نيست، به نظر من اين الفباى معنويت است . امروز ايران سرپاى خود ايستاده است . امام خمينى مى‏گفت: "در تمام دشواريها و توطئه‏ها، ملت ما بايد پيوسته پيامبر اسلام را به ياد آورد . پيامبر استقامت كرد . او دشواريهاى بسيارى را پشت‏سر گذاشت، به ياد آوريد كه برايش تا چه حد در مكه و در دوران محاصره دشوار بود، زندگى او در مدينه پر از رنج‏بود . حتى وقتى بيمار بود، پيامبر (ص) دستور داد لشگركشى ارتش اسامه آغاز شود . ما هم بايد تا پايان زحمات و توطئه‏هاى ابرقدرتها را تحمل كنيم، ما موظف هستيم دستورات خداوندى را تحمل كنيم . "
مجرى: اين نگاه اجمالى بر سياست ايران كه آقاى نيكولاى ميشين براى ما انجام داد بى‏فايده نبود . اين امر دو فايده دارد: اولا برنامه صهيونيست‏ها براى تفرقه‏انداختن بين جهان اسلام و روسيه به اين ترتيب از طريق زحمات ناچيز ما بهم مى‏خورد، زيرا ما در جهان اسلام هم متحد راهبردى خود را داريم كه ايران است و دارد با امپرياليسم مبارزه مى‏كند و ثانيا چنانكه گفته شد نمونه كشور بنيادگرا براى روسيه اهميت دارد .
× × ×
اعزام 6نفر از نويسندگان برجسته و مشهود روسيه به ايران:

در پى فراخوان ستاد يكصدمين سال تولد حضرت امام خمينى (ره) مبنى بر ارائه مقاله توسط انديشمندان و نويسندگان پيرامون شخصيت امام خمينى 6 نفر از برجسته‏ترين و بهترين نويسندگان معروف روسيه بعد از ارائه خلاصه مقاله و سپس اصل مقاله و پذيرفته شدن آنها براى شركت در كنگره تبيين انقلاب اسلامى عازم تهران شدند و در كنگره و مراسم يكصدمين سال تولد حضرت امام خمينى (ره) شركت كردند .
برگزارى يك جلسه كيفى و مهم با حضور مقامات عاليرتبه روسى در سفارت ايران
اين جلسه با حضور تعدادى از مقامات عاليرتبه سياسى از جمله سرگى بابورين معاون دوما، ايليوخين رئيس كميته امنيت دوما، راويل عين الدين مفتى روسيه، متروپل كريل معاون كليساى ارتدكس روسيه، تعدادى از سردبيران برجسته جرايد و روزنامه‏نگاران و برخى نويسندگان برگزار شد . در اين جلسه علاوه بر سفير جمهورى اسلامى ايران در مسكو بعضى از شخصيتهاى روسى به شكل بسيار شايسته‏اى از حضرت امام خمينى (ره) تجليل نمودند كه خلاصه بيانات آنها بشرح ذيل مى‏باشد:
آقاى راويل عين الدين: من افتخار داشتم كه در هنگام تسليم پيام امام خمينى (ره) به آقاى گورباچف همراه هيات ايرانى بودم . اين پيام نه تنها در تاريخ وارد شد بلكه براى هميشه ارزش درس آموزى دارد . براى سياستمداران و شخصيتهاى علمى و فرهنگى مهمترين مطالب را دارد . تصورم اين است كه اين پيام الان اهميت‏خودش را نشان مى‏دهد چرا كه خونريزى و برادركشى بين مسلمانان و مسيحيان در جريان است .
آقاى بابورين معاون دوماى كشورى: من بعنوان يك سياستمدار و فردى كه در روسيه مرا خوب مى‏شناسند خودم را مديون امام خمينى (ره) مى‏دانم . ايشان امروز براى ما الگو هستند . ايشان نه تنها جامعه ايرانى بلكه كل بشريت را از حالت غفلتى كه كشور آنسوى اقيانوس به آنها تحميل كرده بود بيدار كرد . امروز در اروپا فرهنگ‏هاى ملى و سنتى از بين رفته و همه چيز آمريكائى شده است . واقعيت اين است كه تا قبل از پيروزى انقلاب اسلامى ايران، الگوى زندگى آمريكائى يا شوروى براى بشريت مطرح بود، كه امام خمينى برخلاف آن ثابت كرد مى‏توان بر پايه سنتها و فرهنگ خودى شيوه جديدى از زندگى را ارائه داد . سازش ناپذيرى با غرب از ديگر ويژگيهاى ايشان بود . امام خمينى با پيشنهاد بنى صدر و بازرگان براى مصالحه با غرب موافقت نكرد چون معتقد بود معامله با شيطان، معامله با شيطان باقى خواهد ماند . فكر مى‏كنم اگر آثار ايشان بويژه كتاب"جمهورى اسلامى" به روسى ترجمه شود درس بزرگى براى وطن‏پرستان روس خواهد بود .
آقاى ايليوخين: واقعيت اين است كه امام خمينى (ره) نه تنها در جهان اسلام بلكه براى كل زمين آثار شايسته‏اى برجاى گذاشت . درسهاى ايشان براى واقعيات امروز جامعه روسيه آموزنده است . مبارزه ايشان بر عليه فساد براى ما آموزنده است . امروز اسلام و مسيحيت ارتدكس مخالف نظم نوين جهانى هستند كه مناقشات بالكان و مشكل فعلى قفقاز نتيجه اين امر است . ما در روسيه از تمام امكانات خودمان براى مهار اين بحران استفاده مى‏كنيم و در خارج از كشور هم با توجه به وزن و اهميتى كه جمهورى اسلامى ايران در جهان اسلام دارد از اين كشور مى‏خواهيم كه به ما در اين قضيه كمك كند . ما حاضريم هركارى انجام دهيم تا روابط ايران و روسيه مستحكم‏تر گردد .
آقاى كريل متروپل معاون كليساى ارتدكس روسيه: امام خمينى (ره) دو الگوى ارزنده به ما ارائه داد . يكى نقش ارزشمند ايشان در احياى معنوى جامعه ايران و ديگرى شجاعت ايشان در انجام امور بود . خدمت‏بزرگ ديگر ايشان ارائه الگوى جديد كشور دارى بود . ما و شما مورد تهاجم فرهنگ غربى هستيم و مى‏توانيم از مبارزه امام خمينى عليه اين هجوم درس بگيريم .
رئيس انستيتوى فلسفه: تاكيد مى‏كنم امام خمينى بسيارى از جريانات قرن 20 را بازگشائى كردند و اين تاثيرات تا قرن آينده ادامه خواهد داشت . يكى از بزرگترين دستاوردهاى امام خمينى مبارزه بر عليه فرهنگهاى تحميلى بود .
آقاى پروخانوف سردبير نشريه زافترا: خداوند در زمانهاى مختلف با نشانه‏ها و معجزاتى به بشريت هشدار داده يا آنرا هدايت مى‏نمايد كه امام خمينى يكى از اين معجزات الهى بود . ايشان منتخب خداوند بود و مردم ايران با رهبرى ايشان توانست از زير يوغ شاه خارج شود . ما هم در روسيه دنبال يك منجى و مظهر همه صفات خوب هستيم تا مردم را نجات دهد و مردم روسيه دير يا زود اين منجى را پيدا خواهند كرد .
روزنامه "عصر مسكو"، 1/7/78
"شخصيت قرن":

آيت الله روح الله خمينى (1900 - 1989)

اين روزها مقارن با يكصدمين سالگرد تولد امام خمينى رهبر انقلاب اسلامى ايران است . به عكس او توجه كنيد: عمامه سياه، ريش سفيد و نگاه قاطع دارد . اين چهره يك رزمجو است . تا سال 1962 اسم روح الله خمينى در ايران چندان مشهور نبود . خمينى كه در خانواده معلم شيعه بدنيا آمده بود بتدريج در زندگى پيش مى‏رفت و از مطالعه الهيات به فقه پرداخت و همزمان مى‏ديد كه چطور رضاشاه و پسرش محمدرضا پهلوى ايران را به همان راه نزديكى به غرب مى‏برند كه قبلا تركيه به رهبرى آتاترك از آن عبور كرده بود .
انقلاب اسلامى و حاكميت اسلامى خمينى بر پايه نارضايتى اجتماعى و اعتراض ملى رشد كرد . او رژيم شاه را به از ياد بردن سنت اسلامى و غربزدگى متهم نمود كه تنها به نفع ثروتمندان است و حضور آمريكايى‏ها در ايران را به عنوان آغاز بردگى كشور ارزيابى مى‏كرد .
او كه بعد از بازگشت‏به ايران با استقبال شكوهمند مردم مواجه شد به متحول ساختن كشور به كمك شيوه‏هاى انقلابى پرداخت، هيجانات انقلابى را حاد كرد (از جمله تصرف سفارت آمريكا در تهران از اين امر ريشه گرفت) . تاريخ فعاليتهاى برجسته وى به شرح ذيل است:
- 1962 آغاز فعاليت‏سياسى
- 1964 تبعيد از كشور به تركيه
ژانويه 1979 - بازگشت‏به ايران
نوامبر 1979 - تصرف سفارت آمريكا در تهران
- 1980 آغاز جنگ ايران و عراق
- 1989 رحلت و پايان عمر
روزنامه "مسكوفسكايا پراودا"، 10/7/78
"امام خمينى (ره) به عنوان پيشگوى طوفانهاى آينده": (آندرى يوپلانوف)

جمهورى اسلامى ايران صدمين سالگرد تولد آيت الله روح الله خمينى بنيانگذار خود را جشن مى‏گيرد . البته بنا به برخى داده‏ها او در سال 1898 و بنا به داده‏هاى ديگر در سال 1902 بدنيا آمده است ... ولى خوب از قرار ايرانى‏ها بهتر از ما مى‏دانند چه وقتى تولد رهبر خود را جشن بگيرند .
خمينى در خانه يك فقيه بدنيا آمد و تمام عمر خود را به فقه وقف كرد . در دوران جوانى او به فعاليت اجتماعى توجه نداشت . در مدرسه درس مى‏داد و انحصارا به تعاليم پيامبر اسلام توجه داشت . ولى او نمى‏توانست نسبت‏به طرز برقرارى حكومت غير دينى در ايران در سالهاى 20 - 40 بى‏تفاوت باشد . امرى كه ساختار كهن زندگى در كشور را ويران مى‏كرد . تنها در سال 1962 استعداد خمينى به عنوان سياستمدار و ناطق عيان شد . او بخاطر سخنرانى‏هاى افشاگرانه خود مجبور شد در سال 1962 كشور را ترك گويد و به تركيه برود .
در سال 1978 در ايران تظاهرات گسترده‏اى عليه حكومت‏سلطنتى و در حمايت از برقرارى نظام اسلامى بروز كردند . آيت الله خمينى الهام بخش اصلى اين تظاهرات در اين زمان در عراق در تبعيد بسر مى‏برد . فعالان نهضت ضد شاه حول و حوش آيت الله جمع شدند و به سرعت پيامهاى كتبى و سخنرانيهاى ضبط شده او را به ايران مى‏فرستادند . اين نوارها و اعلاميه‏ها آنا در كشور پخش مى‏شدند . كشور آبستن ناآرامى‏هاى انقلابى بود . دولت‏شاه درخواست نمود فعاليت رهبر روحانى شيعيان متوقف شود و بغداد درخواست تهران را برآورده نمود . خمينى را به مرز عراق و كويت‏بردند، ولى مقامات كويت از پذيرايى از آيت الله شورشى ترسيدند و او مجبور شد به پاريس برود .
اول فوريه 1979 او به تهران پرجوش و خروش بازگشت تا به انقلاب ضربان جديدى ببخشد . بعد از به عهده گرفتن رهبرى روحانى ايران و تعيين برترى حكومت دينى بر حكومت لائيك، او طى ده سال بعد تا لحظه رحلت، پيوسته قدرت خود را حفظ كرد .
امام خمينى براى مسلمانان صرفا شخصيت‏سياسى نيست كه قوانين شرعى را در پايه رژيم خود قرار داده است . وى معلمى كبير و بنيانگذار عقيدتى مى‏باشد . كلمه "امام" كه به خمينى نسبت داده شد امتياز بى‏سابقه‏اى بوده كه نشانه عظمت اين فرد مى‏باشد . در سنت‏شيعه تنها دوازده امام وجود دارند كه آخرين آنها امام مهدى است . كه آخر سردار آخرين جنگى است كه به بى‏عدالتى و استكبار پايان خواهد داد .
روح الله خمينى بعد از خود ميراث غنى فلسفى بجا گذاشت كه پايه بنيادگرايى اسلامى معاصر را تشكيل مى‏دهد و آن را در تمام كشورهاى مسلمان مطالعه مى‏كنند . لكن در ايران اين فلسفه بيشتر رايج‏شده است . ماهيت آن عبارت است از اولويت ارزشهاى اسلامى و بالاخص بازگشت‏به سرچشمه‏هاى اسلام .
تنها يك نقل قول از وصيت او كافى خواهد بود: "همه‏تان بايد بدانيد كه آزادى غربى باعث انحطاط و گمراهى جوانان مى‏شود، از طرف اسلام و عقل انسانى محكوم مى‏شود و اما تبليغات، مقالات، سخنرانى‏ها، كتابها و مجلات مغاير با اسلام، اخلاقيات اجتماعى و منافع كشور از نقطه نظر شرعى غير مجاز هستند و وظيفه همه مسلمانان جلوگيرى از اين است . "
ميراث ادبى [امام] خمينى ناشران روس را به خود جلب مى‏كند . اين اواخر چند مجموعه اظهارات آيت الله منتشر شدند و اما در انتشارات "پاله‏يا"ى مسكو وصيت‏نامه دينى سياسى فردى منتشر شد كه خيلى‏ها او را يكى از بزرگترين حاكمان انديشه بشرى در قرن بيستم تلقى مى‏كنند .
هفته‏نامه "زافترا"، 15/7/78، "به مناسبت صدمين سالگرد تولد امام خمينى (ره) "

چهارم اكتبر در سفارت جمهورى اسلامى ايران ملاقاتى به مناسبت صدمين سالگرد تولد امام خمينى (ره) برگزار شد . در اين ملاقات نمايندگان روحانيت مسلمان و ارتدكس روسيه، دانشمندان و شخصيت‏هاى اجتماعى، از جمله سرگى بابورين معاون دوماى كشورى، ويكتور ايليوخين رئيس كميته امنيت دوماى كشورى و آلكساندر پروخانوف سردبير هفته‏نامه "زافترا" شركت جستند . سفير ايران از حضار بخاطر سخنرانى‏هاى جالب سپاسگزارى نمود . (ن . لوكيانوف)