عرب قبل از اسلام
1. ديانت اعراب عصر جاهليت
اعراب دو گونه بودند: قحطانى و عدنانى . اعراب قحطانى قومى سامى و قديم بودند كه در جزيره العرب و بويژه جنوب آن مى زيستند. اعراب عدنانى نسب خود را به عدنان از نسل حضرت اسماعيل (عليه السلام ) مى رساندند. معروفترين و نيرومندترين قبيله عرب كه قبل و بعد از اسلام رهبرى داشت ، قريش بود كه از اعراب عدنانى به شمار مى رفت . رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) و خلفاى او و بسيارى از بزرگان صدر اسلام از اين قبيله بودند.فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]
اعراب پيش از اسلام ، قومى صحرانشين و بى سواد بودند و اسلام آن دوره بى فرهنگى را دوره جاهليت ناميد. به همين سبب ، تاريخ مدونى از اعراب جاهلى در دست نيست و آنچه يافت مى شود، منقولاتى شفاهى است كه پس از ظهور تمدن اسلامى به نگارش در آمده است و دانشمندان عصر ما در پذيرفتن بيشتر آن مطالب ترديد دارند. طه حسين دانشمند بزرگ مصر در قرن اخير به كمك پژوهشگران غربى بسيارى از منقولات مربوط به اعراب جاهلى را نقد كرد و آثارى در اين باره پديد آورد. دانشمندى نيز به نام دكتر جواد على دائره المعارف بزرگى را به زبان عربى در ده جلد نوشته است كه همه جوانب تاريخ و فرهنگ اعراب جاهلى را در بر مى گيرد. نام اين اثر ارزشمند المفصل فى تاريخ العرب قبل الاسلام است .
معروفترين ديانت اعراب جاهليت بت پرستى بود و اين مرام حتى ميان عدنانيان رواج داشت . برخى از آنان نيز به يهوديت و مسيحيت گراييده بودند.
2. خدايان اعراب
اعراب مانند ساير بت پرستان خدايان فراوانى در اشكال مختلف داشتند. برخى از اين خدايان به شكل انسان و حيوان و احيانا تركيبى از اين دو يا سنگهاى خاصى با شكل طبيعى بودند. بعضى از خدايان بومى و بعضى برگرفته از اقوام ديگر بودند. معمولا تاريخ نگاران شخصى به نام عمر و بن لحى را بنيانگذار بت پرستى در عربستان مى شناسد و معتقدند كه وى در سفر شام جمعى را ديد كه بت مى پرستند. هنگامى كه از خاصيت آن سؤ ال كرد، پاسخ دادند اين بت ما را يارى مى كند و بارندگيهاى اين سرزمين به سبب اوست . اين شخص به داشتن بت علاقه پيدا كرد و هبل را از آنان دريافت كرد و به مكه آورد. هبل معروفترين بت ساكنان مكه بود. دانشمندان عصر ما براى اين داستان ارزشى قائل نيستند و براى بت پرستى آغازى نمى شناسند. از ديدگاه آنان بت پرستى تكامل يافته طبيعت پرستى است . با اين وصف ، بت پرستان حجاز، مانند ساير بت پرستان ، بتهاى وارداتى نيز داشته اند و نمونه اى از آن ، ذوالشرى (duschara) بود كه آن را از نبطيان اردن اقتباس كرده بودند.
اعراب در مواردى مفاهيم را به شكل بت مجسم مى كردند و آن را مى پرستيدند، مانند منات كه خداى قضا و قدر بود.
خدايانى نيز به شكل حيوانات بودند مانند نسر كه به شكل كركس بود و اين خدايان ، اصلى توتمى داشتند.
3- ايمان به الله
به طورى كه از آيات قرآن مجيد به دست مى آيد، اعراب جاهلى الله را آفريدگار جهان مى دانستند و بت را شريك او قرار مى دادند. هنگام عبادت و سوگند خوردن و ساير موارد نام الله و نام بتان هر دو مورد استفاده قرار مى گرفت ؛ مثلا در آغاز كارها مى گفتند: ((باسمك اللهم )) ولى هنگام عبادت و حاجت خواستن به سراغ بتان مى رفتند. اختلاف آنان با پيامبر عالى قدر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) در اين بود كه آن حضرت از پرستش بتان و نياز خواهى از آنان نهى مى كرد و شرك را باطل مى دانست .
4- ارواح آزار دهنده
از لوازم زندگى در بيابانها و دشتهاى بيكران توجه و اهتمام به برخى موجودات نامرئى است . عربهاى بيابانى نيز به ارواح آزار دهنده بسيار اهميت مى دادند و زندگى خود را به گونه اى تنظيم مى كردند كه از شرارت آنها محفوظ و از خدمات آنها برخوردار شوند. اين مساءله در قرآن مجيد (جن :6) آمده است . آنان معتقد بودند كه جنيان به اشكال مختلف در مى آيند و گونه هايى از آن به انسان زيان مى رسانند. مراجعه به جن گيران و انجام مراسمى براى دلجويى از آن موجودات پيوسته رواج داشته است . غولان گونه اى از جنيان بودند كه در بيابانها مى زيستند و احيانا با مسافران همراه مى شدند و در موقع مناسب آنان را مى كشتند. عفريت خطرناكترين نوع جنيان بود. يكى از اهداف دين اسلام اين بود كه به مردم بفهماند اين موجودات براى بشر سود و زيانى ندارند.
5- صابيان
به نظر مى رسد كه صابيان در آغاز آيين مشخصى نداشتند و اين نام بر آيينهاى گوناگونى اطلاق مى شد. جالب توجه است كه مشركان عرب در عصر حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) آن حضرت و پيروان وى را ((صابى )) مى ناميدند و گاهى براى اظهار اسلام مى گفتند: ((صباءنا)) يعنى ((صابى شديم .))
صابيان دو گروهند: گروهى كه صبّه و صابئة البطائح ، ماندايى ، مغتسله و ناصورى نيز خوانده مى شوند، پيرو يك آيين باستانى بوده اند كه تحولاتى يافته و گونه هايى از آن در خاورميانه ظهور كرده است و بازماندگان اين آيين در خوزستان و جنوب عراق يافت مى شوند.
گروهى ديگر از صابيان كه به علت كمك به نشر علوم در جهان اسلام شهرت يافته اند، صابيان حران هستند كه در آغاز قرن سوم هجرى نام ((صابى )) را براى خود برگزيدند و به آن مشهور شدند. ابن النديم در مقاله نهم كتاب الفهرست مى نويسد: ماءمون خليفه عباسى هنگام عبور از حران اين جماعت را ديد و از آنان پرسيد: ((چه دينى داريد؟)) آنان نتوانستند پاسخ درستى بدهند. ماءمون گفت : ((اگر اهل كتاب هستيد، بايد تعيين كنيد از كدام طايفه اهل كتابيد و اگر اهل كتاب نيستيد، بايد موضع خود را مشخص كنيد.)) مقرر شد آنان تا بازگشت ماءمون از سفر پاسخ خود را آماده كنند. در اين ميان ، گروهى از ايشان مسيحى و گروهى ديگر مسلمان شدند و گروهى نيز نام ((صابئين )) را كه در قرآن مجيد آمده است ، برگزيدند و بدين شيوه خود را در پناه دولت اسلامى قرار دادند.
6- عقايد و آراى صابيان
صابيان قديم براى هر يك از سيارات هفتگانه معبدى داشتند و گفته مى شود خانه كعبه را معبد سياره زحل قرار داده بودند. آنان به پرستش ماه نيز اهميت مى دادند. صابيان خود را پيرو حضرت يحيى (عليه السلام ) مى شمارند، ولى رهبانيت را حرام مى دانند. معابد ايشان هميشه كنار رود جارى بنا مى شود و تنها روحانيون آنان حق ورود به معابد را دارند. يكى از آداب بسيار مقدس ايشان تعميد است كه از يحياى تعميد دهنده به يادگار مانده است .
صابيان براى كفاره شدن گناهان خود، تعميدهاى مكررى انجام مى دهند.
كتابنامه
1. برنجى ، سليم ، قوم از ياد رفته ، تهران : انتشارات حكمت ، 1367.
2. حكمت ، على اصغر، تاريخ اديان ، تهران : انتشارات ابن سينا، 1345.
3. زرين كوب ، عبدالحسين ، در قلمرو وجدان ، تهران : انتشارات سروش ، 1375.
4. مصطفوى ، على اصغر، اسطوره قربانى ، تهران : انتشارات بامداد، 1369.
5. ناس ، جان بى .، تاريخ جامع اديان ، ترجمه على اصغر حكمت ، تهران : انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى ، 1370.
6. نورى ، يحيى ، اسلام و عقايد و آراء بشرى ، تهران : مجمع مطالعات و تحقيقات اسلامى ، 1353