دانلود مقالات اصول بهداشت رواني - صفحه 11
صفحه 11 از 11 نخستنخست ... 91011
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 110

موضوع: دانلود مقالات اصول بهداشت رواني

  1. Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ آواتار ها
    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    کاربر سایت
    Jan 2013
    315
    1
    تشکر شده : 7

    پیش فرض

    اصول بهداشت رواني پاييز و زمستان 1386; 9(36-35):129-134.

    بررسي هوش هيجاني در دانشجويان دانشگاه اراک و رابطه آن با اضطراب رايانه

    اكبري محمد*,رضاييان حميد,مودي ميترا

    * بيرجند، دانشگاه آزاد اسلامي، باشگاه پژوهشگران جوان



    مقدمه: امروزه هوش هيجاني اهميت روز افزوني در ابعاد مختلف زندگي افراد، اعم از تحصيل و يا حرفه يافته است. اين پژوهش نيز با هدف بررسي هوش هيجاني دانشجويان دانشگاه اراک و رابطه آن با اضطراب رايانه انجام گرفت.
    روش کار: در اين مطالعه توصيفي )از نوع پيمايشي و همبستگي( در مجموع 370 دانشجوي ترم سوم و چهارم دانشگاه اراک که در دانشکده هاي ادبيات و علوم انساني، فني و مهندسي و علوم پايه تحصيل مي کردند به شيوه نمونه گيري طبقه اي تصادفي انتخاب شدند. براي جمع آوري داده ها از دو پرسش نامه استاندارد شده در اين زمينه استفاده گرديد که عبارتند از: پرسش نامه هوش هيجاني شرينگ و پرسش نامه اضطراب رايانه هنسن و همکاران. جهت تجزيه و تحليل داده ها از آزمون هاي آماري ضريب همبستگي پيرسون، رگرسيون آماري و آزمون t استفاده گرديد.
    نتايج: يافته هاي پژوهشي نشان داد دانشجويان دانشگاه اراک از هوش هيجاني بالاتر از متوسط و پايين تر از عالي برخوردارند. بين هوش هيجاني و خرده مولفه هاي آن با اضطراب رايانه رابطه معنادار منفي وجود دارد (p=0.01). همچنين در بررسي تاثير خرده مولفه هاي هوش هيجاني و متغيرهاي فردي )جنسيت، رشته تحصيلي، معدل و...( در پيش بيني متغير ملاک )اضطراب رايانه( نتايج نشان داد که تنها خود آگاهي، هوشياري اجتماعي و خودانگيزي در پيش بيني متغير ملاک تاثير معناداري دارند (p<0.001) و از متغيرهاي فردي تنها رشته تحصيلي در پيش بيني اضطراب رايانه تاثير معناداري داشت (p=0.01). بين ميانگين نمرات پسران و دختران در متغيرهاي هوش هيجاني و اضطراب رايانه تفاوت معناداري مشاهده نشد.
    بحث: با توجه به بالا نبودن هوش هيجاني در دانشجويان و وجود رابطه معنادار منفي بين هوش هيجاني و اضطراب رايانه به نظر مي رسد توجه به هوش هيجاني براي بهبود بهداشت رواني و موفقيت در عملکرد دانشجويان از اهميت و ارزش بسياري برخوردار باشد. لذا پيشنهاد مي گردد تا در برنامه درسي دانشگاه ها به هوش هيجاني و لزوم ارتقا آن در دانشجويان توجه لازم به عمل آيد.

    فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]
    #101 ارسال شده در تاريخ 18th January 2013 در ساعت 00:57

  2. Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ آواتار ها
    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    کاربر سایت
    Jan 2013
    315
    1
    تشکر شده : 7

    پیش فرض

    اصول بهداشت رواني پاييز و زمستان 1386; 9(36-35):135-144.

    فرسودگي شغلي و عوامل وابسته به آن در کارکنان مراکز بهداشتي درماني مشهد

    طلايي علي*,محمدنژاد مريم,ثمري علي اكبر

    * مشهد، بلوار حر عاملي، ميدان بوعلي، بيمارستان ابن سينا



    مقدمه: فرسودگي شغلي سندرمي است که شامل خستگي هيجاني، مسخ شخصيت و کاهش احساس کفايت شخصي بوده و يکي از علل مهم کاهش عملکرد شغلي است. اين سندرم در مشاغلي که در برخورد مستقيم با مردم هستند بيشتر از ساير حرفه ها ممکن است مشاهده شود. اين پژوهش به منظور بررسي ابعاد مختلف فرسودگي شغلي در کارکنان مراکز بهداشتي درماني شهر مشهد انجام گرفته است.
    روش کار: در اين مطالعه توصيفي- تحليلي با استفاده از روش سرشماري، پرسنل شاغل در 30 مرکز بهداشتي درماني مشهد با استفاده از فرم اطلاعات دموگرافيک و پرسش نامه فرسودگي شغلي مازلاک مورد ارزيابي قرار گرفتند و تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از آزمون هاي آماري توصيفي و استنباطي مناسب انجام شد.
    يافته ها: نتايج پژوهش نشان داد که 24.5% کارکنان خستگي هيجاني زياد، 0.7% آن ها مسخ شخصيت زياد و 6.7% کارکنان کفايت شخصي کمي را دار بودند. بين سه بعد فرسودگي شغلي، ميزان خستگي هيجاني با مسخ شخصيت رابطه معني داري داشت (P=0.000) و ميزان کفات شخصي با خستگي هيجاني رابطه معني داري نشان داد (P=0.008). ميزان خستگي هيجاني و مسخ شخصيت رابطه معني دار معکوس با سن کارکنان داشتند P=0.015)، (P=0.01 ولي کفايت شخصي با سن کارکنان رابطه معني داري نداشت. تنها در بعد مسخ شخصيت تفاوت معني داري بين زنان و مردان )با برتري مردان( مشاهده گرديد (P=0.035).
    بحث: خستگي هيجاني زياد در کارکنان در مقايسه با ساير بررسي ها جاي نگراني قابل توجهي دارد ولي در ساير ميزان هاي فرسودگي شغلي در پرسنل مراکز بهداشتي درماني وضعيت بسيار مناسبي مشاهده شد که در برخي آمارها تفاوت هاي چشمگيري با ميزان هاي ساير واحدهاي پزشکي در ايران و جهان دارد.

    فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]
    #102 ارسال شده در تاريخ 18th January 2013 در ساعت 00:58

  3. Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ آواتار ها
    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    کاربر سایت
    Jan 2013
    315
    1
    تشکر شده : 7

    پیش فرض

    اصول بهداشت رواني بهار و تابستان 1386; 9(34-33):25-32.

    بررسي تاثير تماس پوستي مادر و نوزاد بردلبستگي مادران

    نعمت بخش فرحناز*,كردي معصومه,صاحبي علي

    * خيابان بزرگمهر، مبارزان کوي ارم، بيژن، پلاک 4



    مقدمه: سلامت رواني هر فرد بستگي به كيفيت ارتباطات فردي دارد و اولين ارتباط هاي بين فردي از رابطه مادر و نوزاد آغاز مي گردد. اين ارتباط تعامل بين مادر و نوزاد را تسهيل كرده و سبب افزايش دلبستگي مادر به نوزاد مي گردد از جمله روش هاي افزايش دلبستگي تماس پوستي مادر و نوزاد است. لذا مطالعه اي با هدف تاثير تماس پوستي مادر و نوزاد بر دلبستگي مادران انجام شد .
    روش كار: پژوهش حاضر به روش كار آزمايي باليني برروي 79 خانم سزارين شده صورت گرفت. انتخاب اوليه بيمارستان هاي مورد مطالعه جهت تعيين دو گروه تجربي (40 نفر) و شاهد (39 نفر) به طور تصادفي انجام شد و هر 5 روز يك بار جاي دو گروه عوض مي شد. در گروه تجربي تماس پوستي روزانه حداقل به مدت 30-20 دقيقه انجام مي گرفت. جهت تعيين رفتارهاي دلبستگي و اضطراب مربوط به كودك از ابزار دلبستگي مادري استفاده گرديد. دلبستگي در روزهاي اول، سوم و دهم پس از سزارين بررسي شد. تجزيه و تحليل آماري با استفاده از آزمون هاي t و رگرسيون صورت گرفت.
    نتايج: نتايج نشان داد كه بين دلبستگي مادري روز سوم و دهم دو گروه اختلاف معني داري وجود دارد. همچنين اختلاف ميانگين دلبستگي مادري دو گروه در روزهاي اول- دهم و اول - سوم اختلاف آماري معني داري دارد. نتايج آماري آزمون رگرسيون نشان داد كه تنها تماس پوستي مادر و نوزاد و دلبستگي مادري روز اول بر دلبستگي مادري روز سوم موثر بودند.
    بحث: بر اساس نتايج پژوهش تماس پوستي مادر و نوزاد روشي موثر در افزايش دلبستگي و كاهش اضطراب مربوط به كودك بود. لذا پيشنهاد مي گردد كه تماس پوستي مادر و نوزاد به عنوان يكي از راهكارهاي سلامت رواني مادر و نوزاد به كار رود.

    فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]
    #103 ارسال شده در تاريخ 18th January 2013 در ساعت 00:58

  4. Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ آواتار ها
    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    کاربر سایت
    Jan 2013
    315
    1
    تشکر شده : 7

    پیش فرض

    اصول بهداشت رواني بهار و تابستان 1386; 9(34-33):33-42.

    مقايسه اثر ريسپريدون و الانزاپين در اختلالات رفتاري آلزايمر: يک آزمايه باليني تصادفي دوسويه کور

    مخبر نغمه*,آذرپژوه محمودرضا

    * بلوار حر عاملي، نرسيده به ميدان بوعلي، بيمارستان روان پزشکي ابن سينا



    مقدمه: در مورد اثرات درماني دو داروي ضد جنون ريسپريدون و الانزاپين در اختلالات رفتاري بيماران مبتلا به دمانس آلزايمر ابهاماتي وجود دارد و عوارض جانبي اين داروها نيز مورد مناقشه است. در اين مطالعه اثر بخشي اين دو دارو در بيماران غير بستري مبتلا به آلزايمر مورد بررسي قرار گرفته است.
    روش کار: در اين آزمايه باليني دو سويه کور، 69 بيمار مبتلا به آلزايمر که علايم سايکوز، پرخاشگري يا تحريک پذيري را نشان مي دادند به طور تصادفي به 2 گروه تقسيم شدند: گروه تحت درمان با الانزاپين (2.5-7.5 ميلي گرم در روز) و گروه تحت درمان با ريسپريدون (0.5-4.5 ميلي گرم در روز) و به مدت 10 هفته پيگيري شدند. پيامد نهايي بر اساس تغييرات نمره آزمون هاي بررسي تغيير کلي باليني (CGI) و معيار درجه بندي روان پزشکي مختصر (BPRS) مورد ارزيابي قرار گرفت. مقايسه ميانگين ها با آزمون t و براي تعداد نمونه کم از آزمون دقيق فيشر استفاده شده است. ارزيابي متغيرهاي پيوسته آزمايگاهي توسط تحليل کواريانس صورت پذيرفت.
    نتايج: هيچ گونه تفاوت آماري معنا داري بين دو داروي الانزاپين و ريسپريدون يافت نشد. تغييرات نمره آزمون CGI در گروه ريسپريدون 3.2±4.3 و در گروه الانزاپين (p=0.564) 3.5±5.8 و در نمره آزمون BPRS در گروه ريسپريدون 8.2±9.2 و در گروه الانزاپين (P=0.522) 8.8±9.2 بود. علاوه بر اين با وجود اين که تعداد بيماراني که به دليل عوارض جانبي مطالعه را ترک کردند در گروه ريسپريدون بيشتر بود، عوارضي نظير خواب آلودگي و سردرد در گروه الانزاپين بيشتر ديده شد.
    بحث: هر دو داروي ريسپريدون و الانزاپين تقريبا به طور مشابه در کاهش اختلالات رفتاري بيماران مبتلا به آلزايمر موثر هستند.

    فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]
    #104 ارسال شده در تاريخ 18th January 2013 در ساعت 00:58

  5. Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ آواتار ها
    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    کاربر سایت
    Jan 2013
    315
    1
    تشکر شده : 7

    پیش فرض

    اصول بهداشت رواني پاييز و زمستان 1386; 9(36-35):145-152.

    بررسي عوامل مرتبط با مصرف داروهاي اعصاب و روان در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي زاهدان در سال 1386

    انصاري حسين*,آبشناس ميثم,خان زاده قاسم,مسعودي غلام رضا

    * ميدان مشاهير، دانشگاه علوم پزشکي و خدمات بهداشتي درماني زاهدان، دانشکده بهداشت، گروه آمار و اپيدميولوژي



    مقدمه: مطالعات انجام گرفته در ايران و جهان حاکي از مصرف بالاي داروهاي اعصاب و روان است که در اکثر موارد به صورت خودسرانه صورت مي گيرد. به دليل وجود عوامل استرس زاي فراوان به نظر مي رسد که دانشجويان از نظر مصرف اين داروها در معرض خطر زيادي قرار دارند. هدف از اين مطالعه بررسي برخي عوامل مرتبط با مصرف اين داروها خصوصا به صورت خودسرانه در دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي زاهدان است.
    روش کار: در اين مطالعه مقطعي 300 نفر از دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي زاهدان در بهار سال 1386 به روش نمونه گيري تصادفي طبقه بندي شده انتخاب و مورد بررسي قرار گرفتند. روش جمع آوري داده ها به صورت مصاحبه و ثبت در پرسش نامه بود. علاوه بر اطلاعات دموگرافيک، دانشجويان در مورد سابقه مصرف دارو، نوع دارو، نحوه تجويز دارو و سابقه بيماري نيز مورد سوال قرار گرفتند. داده ها در نرم افزار SPSS.13 و با استفاده از آمار توصيفي و تحليلي (آزمون کاي دو( ارايه و تحليل شد. سطح معني داري نيز 0.05 در نظر گرفته شد.
    نتايج: 69.3% (208 نفر( از افراد مورد مطالعه دختر و 30.7% (92 نفر( پسر بودند. 31% دانشجويان در رشته پزشکي و بقيه در رشته پرستاري، بهداشت و پيراپزشکي تحصيل مي کردند و 10% آن ها متاهل بودند. ميزان شيوع مصرف داروهاي اعصاب و روان 20.3% برآورد شد که در دانشجويان دختر و پسر به ترتيب 18.9% و 24.7% بود. مصرف دارو با متغيرهاي معدل، رشته تحصيلي، مصرف سيگار و سابقه مراجعه به روان پزشک ارتباط معني داري را نشان داد ((P<0.05 در حالي که مصرف دارو با متغيرهاي مقطع تحصيلي، ميزان علاقه به رشته، جنسيت، وضعيت تاهل و سکونت، بعد خانوار و سن ارتباط معني داري را نشان نداد ((P>0.05.
    بحث: در مقايسه با مطالعات قبلي انجام گرفته در ايران و جهان مصرف اين داروها در اين دانشجويان به نسبت بالا است. بنابراين برنامه ريزي در جهت کاهش مصرف، خصوصا مصرف خودسرانه و علت يابي آن از اهميت بالايي برخوردار است. به نظر مي رسد مشاوره بيشتر با دانشجويان با علاقه کم به رشته تحصيلي، دانشجويان پزشکي و نيز دانشجويان با سابقه مراجعه به روان پزشک و نيز جلوگيري از مصرف سيگار در کاهش مصرف موثر است.

    كليد واژه: داروهاي اعصاب و روان، دانشجويان، زاهدان

    فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]
    #105 ارسال شده در تاريخ 18th January 2013 در ساعت 00:58

  6. Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ آواتار ها
    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    کاربر سایت
    Jan 2013
    315
    1
    تشکر شده : 7

    پیش فرض

    اصول بهداشت رواني پاييز و زمستان 1386; 9(36-35):153-160.

    بررسي اثربخشي آموزش روابط سالم با رويکرد يادگيري اجتماعي بر افزايش آگاهي دختران از روابط آسيب زاي دختران و پسران

    يوسفي زهرا*,عابدي محمدرضا

    * اصفهان، دانشگاه علوم پزشکي اصفهان



    مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسي اثربخشي آموزش روابط سالم بر افزايش آگاهي از روابط آسيب زا در دختران بود.
    روش کار: اين پژوهش از نوع تحقيقات نيمه آزمايشي است. جامعه تحقيق عبارت بود از کليه دختران خوابگاهي دانشگاه اصفهان (???? نفر(. به منظور نمونه گيري ابتدا پرسش نامه آگاهي از روابط آسيب زا بين صد نفر از آنان به طور تصادفي توزيع شد و سپس 30 نفر که آگاهي آنان نسبت به اين گونه روابط پايين بود انتخاب و نهايتا در دو گروه گواه و آزمايش توزيع شدند. ابزار تحقيق عبارت از آزمون محقق ساخته آگاهي از روابط آسيب زا بود. هر دو گروه قبل و بعد از مداخله آموزشي توسط اين آزمون ارزيابي شدند. در حالي که گروه گواه در ليست انتظار قرار داشت، گروه آزمايش مداخله آموزشي را دريافت نمود.
    نتايج: نتايج تحليل کواريانس چند متغيري حاکي از آن است که آموزش روابط سالم بر افزايش آگاهي دانشجويان نسبت به جنبه هاي مختلف روابط دختر و پسر موثر بوده است (P<0.05).
    نتيجه گيري: نتايج پژوهش نشان مي دهد مي توان از چهارچوب آموزشي اين تحقيق به عنوان الگوي آموزشي روابط سالم و آسيب زا براي افزايش آگاهي و دانش در اين زمينه استفاده کرد.

    فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]
    #106 ارسال شده در تاريخ 18th January 2013 در ساعت 00:58

  7. Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ آواتار ها
    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    کاربر سایت
    Jan 2013
    315
    1
    تشکر شده : 7

    پیش فرض

    اصول بهداشت رواني بهار و تابستان 1386; 9(34-33):7-14.

    بررسي شيوع نشانه هاي افسردگي کودکان دبستاني 9 تا 11 ساله در تهران و رابطه آن با عملکرد خانواده

    سلطاني فر عاطفه*,بينا مهدي

    * مشهد، بلوار حر عاملي، نرسيده به ميدان بوعلي، بيمارستان روان پزشكي ابن سينا



    مقدمه: در دهه قبل هم زمان با افزايش شيوع افسردگي در سنين پايين تر توجه زيادي به تشخيص و درمان افسردگي در کودکان و نوجوانان جلب شده است. پژوهش هاي زيادي درباره شيوع نشانه هاي افسردگي در کودکان کشورهاي غربي صورت گرفته است اما چنين تحقيقاتي در کشورهاي غيرغربي اندک هستند. اهداف اين پژوهش بررسي شيوع نشانه هاي افسردگي در کودکان دبستاني تهران و ارزيابي رابطه آن با بعضي ويژگي هاي خانوادگي مانند تحصيلات والدين و عملکرد خانواده از نظر تعداد دعواها، جو هيجاني و رضايت از زناشويي در والدين مي باشد.
    روش کار: روش نمونه گيري به صورت طبقه بندي خوشه اي دو مرحله اي مي باشد. يک مدرسه دخترانه و يک مدرسه پسرانه در هر منطقه جغرافيايي تهران (شرق، غرب، شمال، جنوب و مرکز) و در هر مدرسه تعدادي از دانش آموزان کلاس هاي سوم، چهارم و پنجم (11-9 سال) به صورت تصادفي برگزيده شدند. تعداد کل نمونه 1054 نفر (521 دختر، 533 پسر) بود. ارزيابي نشانه هاي افسردگي با پرسش نامه افسردگي کودکان (CDI) انجام شد و متغيرهاي خانوادگي با پرسش نامه اي که براي والدين اين کودکان تنظيم شده بود، ارزيابي گرديد. با تماس هاي مکرر حدود 896 نفر از والدين، اين پرسش نامه را تکميل کردند. نتايج CDI و پرسش نامه والدين مورد تحليل قرار گرفت.
    نتايج: با در نظر گرفتن حد برش 20.18 درصد کل نمونه، آزمون مثبت افسردگي (نمره مساوي يا بزرگتر از 20) داشتند. ميانگين نمرات و درصد آزمون مثبت در پسران (19%) کمي بيش از دختران (17%) بود ولي تفاوت به حد معنادار نرسيد. ميانگين نمره کل CDI با بعضي متغيرهاي خانوادگي و عملکرد خانواده از نظر تعداد دعواها، جوهيجاني و رضايت از زناشويي رابطه معنادار داشت.
    بحث: در اين پژوهش، کودکان دبستاني تهران مشابه تحقيقات انجام شده در کشورهاي مصر و روسيه ميزان هاي بالاتري از نشانه هاي افسردگي را نسبت به مقادير گزارش شده در کشورهاي غربي (10%) گزارش کردند. نمرات افسردگي در پسران کمي بالاتر از دختران بوده که در اين گروه سني قابل انتظار است. گرچه بايد به خاطر داشت که نمره بالاي CDI لزوما مترادف با وجود اختلال افسردگي از نظر شدت و طول مدت علايم نمي باشد، اما رابطه معنادار بين نمرات افسردگي و عملکرد خانواده از نظر تعداد دعواها، جوهيجاني و رضايت از زناشويي، اهميت در نظر گرفتن اين عوامل را در طرح ريزي برنامه هاي پيشگيرانه براي افسردگي کودکان نشان مي دهد.

    فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]
    #107 ارسال شده در تاريخ 18th January 2013 در ساعت 00:58

  8. Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ آواتار ها
    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    کاربر سایت
    Jan 2013
    315
    1
    تشکر شده : 7

    پیش فرض

    اصول بهداشت رواني بهار و تابستان 1386; 9(34-33):15-24.

    مقايسه سلامت رواني مادران کودکان استثنايي با سلامت رواني مادران کودکان عادي

    نريماني محمد*,آقامحمديان شعرباف حميدرضا,رجبي سوران

    * اردبيل، انتهاي خيابان دانشگاه، دانشگاه محقق اردبيلي



    مقدمه: فرايند تولد کودک براي والدين لذت آور است گرچه اين فرايند با مشتقات و ناراحتي هاي فراواني همراه است. علي رغم اين مشکلات، بايد گفت که اميد به سالم بودن و طبيعي بودن کودک معمولا احساس اعتماد در آنان ايجاد مي کند و کودک خود را مي پذيرند، ولي به محض آگاهي والدين از معلوليت فرزند خود، تمام آرزوها و اميدها به ياس مبدل مي گردد و مشکلات شروع مي شود. هدف از تحقيق حاضر يافتن پاسخي براي اين پرسش است که آيا بين مادران کودکان استثنايي و مادران کودکان عادي از نظر سلامت رواني تفاوت وجود دارد يا خير؟
    روش کار: آزمودني هاي اين پژوهش متشکل از 78 نفر از مادران کودکان استثنايي (25 نفر کم توان ذهني تربيت پذير، 27 نفر ناشنوا و 26 نفر نابينا) و 29 نفر از مادران دانش آموزان عادي مدارس ابتدايي شهرستان اردبيل بودند که به طور تصادفي انتخاب شدند. ابزار به کار گرفته شده يک مقياس 90 سوالي SCL-90-R است. طرح تحقيق نيز به روش علي مقايسه اي است.
    نتايج: نتايج حاصل از يافته هاي آماري نشان داد که به طور کلي بين سلامت رواني مادران کودکان استثنايي و مادران کودکان عادي تفاوت معناداري وجود دارد (P<0.05). همچنين از نظر علايم سلامت رواني يعني افسردگي، اضطراب، روان پريشي (P<0.05)، پرخاشگري (P<0.01) و ترس مرضي (P<0.001) تفاوت معناداري وجود دارد. اما از نظر شکايات جسماني، وسواس- اجبار، حساسيت در روابط متقابل، و افکار پارانوئيدي تفاوت معناداري بين گروه ها به دست نيامد. مقايسه دو به دوي گروه ها نشان داد که وجود يک فرزند کم توان ذهني بر سلامت رواني مادر بيش از وجود يک فرزند نابينا يا ناشنوا اثر مي گذارد.
    بحث: اين مطالعه نشان داد که مادران کودکان استثنايي نسبت به مادران کودکان عادي از سلامت رواني پايين تري برخوردار هستند و از ميان سه گروه مادران کودکان کم توان ذهني، نابينا و ناشنوا، مادران کودکان کم توان ذهني از سلامت رواني پايين تري برخوردار هستند.

    كليد واژه: سلامت رواني، مادران کودکان استثنايي، کم توان ذهني تربيت پذير، نابينا، ناشنوا

    فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]
    #108 ارسال شده در تاريخ 18th January 2013 در ساعت 00:58

  9. Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ آواتار ها
    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    کاربر سایت
    Jan 2013
    315
    1
    تشکر شده : 7

    پیش فرض

    اصول بهداشت رواني بهار و تابستان 1386; 9(34-33):53-59.

    بررسي خصوصيات جمعيت شناختي بيماران تحت درمان نگهدارنده با متادون در بيمارستان حجازي مشهد در سال هاي 1385-1384

    بهداني فاطمه*,حبراني پريا,ارشدي حميدرضا

    * مشهد، خيابان حر عاملي، بيمارستان ابن سينا، گروه روان پزشكي



    مقدمه: وابستگي به مواد، اختلالي مزمن و اغلب عود کننده است که فرد را مستعد مشکلات جدي از جمله ايدز، هپاتيت و ساير اختلالات مي نمايد. بسياري از معتادين به هرويين عليرغم درمان هاي مختلف قادر به وضعيت پرهيز دايمي نيستند و در صورت عدم وجود روش درمان محافظت کننده ناگزير از ادامه حياتي حول محور تهيه و مصرف مداوم مواد خواهند بود. يکي از روش هاي درماني که علاوه بر پيشگيري از عود مجدد مواد، باعث بهبود کيفيت رواني و جسماني بيمار مي شود درمان نگهدارنده با متادون است. با توجه به اين که در سال هاي اخير درمان نگهدارنده با متادون در مشهد راه اندازي شدهاست بر آن شديم تا خصوصيات جمعيت شناختي بيماران تحت درمان با متادون در بيمارستان حجازي را بررسي نماييم و با شناسايي عوامل خطر تداوم مصرف مواد که منجر به درمان نگهدارنده مي گردد، افراد در معرض خطر را شناسايي و از ازمان بيماري آنان جلوگيري نماييم.
    روش کار: اين تحقيق يک مطالعه توصيفي- مقطعي است. جمعيت مورد مطالعه با روش نمونه گيري آسان از بين کليه بيماراني که از اول مهرماه 84 تا پايان مرداد ماه 85 در بيمارستان حجازي تحت درمان قرار مي گيرند انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه جمعيت شناختي، پرونده بيماران و مصاحبه بود. اطلاعات به دست آمده با استفاده از شاخص هاي آمار توصيفي و آزمون مجذور خي و تست دقيق فيشر مورد آناليز قرار گرفتند.
    نتايج: از 180 مورد مراجعه کننده به بيمارستان 64 نفر به دلايل مختلف از مطالعه خارج شدند. از 116 نفر بيمار مورد مطالعه، 112 نفر مرد (96.6 درصد)، 68.5 درصد متاهل و 49.6 درصد شاغل بودند. بيشترين ماده مورد مصرف کريستال و بالاترين فراواني مصرف کريستال در سن 30-18 سالگي بود. بيشتر افراد مورد مطالعه از نظر سطح تحصيلات ديپلم و بالاتر بودند (49.1 درصد)، 81.9 درصد بيماري طبي نداشتند اما در 90.5 درصد افراد اختلال روان پزشکي همراه وجود داشت. 45.7 درصد سابقه مصرف مواد در خانواده داشتند. همچنين 52.6 درصد افراد سابقه مصرف مواد بيش از 5 سال داشتند.
    بحث: با توجه به بالا بودن نسبت درصد سني در مصرف کنندگان کريستال در گروه سني 30-18 سال که بيانگر پايين بودن سن وابستگي به مواد مخدر در جامعه است، دقت در مداخلات پيشگيري از اعتياد ضروري است.

    فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]
    #109 ارسال شده در تاريخ 18th January 2013 در ساعت 00:59

  10. Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ آواتار ها
    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ KHAN◕‿◕MI Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    کاربر سایت
    Jan 2013
    315
    1
    تشکر شده : 7

    پیش فرض

    اصول بهداشت رواني بهار و تابستان 1386; 9(34-33):43-52.

    اعتباريابي پرسش نامه ميزان اندازه گيري وسواس فکري- عملي پادوا بر روي دانشجويان سال اول دانشگاه شهيد چمران اهواز

    رجبي غلامرضا*

    * اهواز، دانشگاه شهيد چمران، دانشكده علوم تربيتي و روان شناسي، گروه مشاوره



    مقدمه: هدف عمده تحقيق حاضر اعتباريابي پرسش نامه ميزان اندازه گيري وسواس فکري- عملي پادوا بر روي دانشجويان سال اول دانشگاه شهيد چمران اهواز بود.
    روش کار: 297 دانشجو از بين کليه دانشجويان سال اول تحصيلي 85-1384 ساکن در خوابگاه هاي دانشجويي دانشگاه شهيد چمران اهواز به صورت تصادفي ساده انتخاب شدند و پرسش نامه وسواس فکري- عملي پادوا (1988) تکميل نمودند.
    نتايج: نتايج به دست آمده از روش آماري تحليل عاملي (تحليل مولفه هاي اصلي) و چرخش واريماکس چهار عامل (ترديد و کنترل ذهني، ترس از تکانه، وارسي کردن و آلودگي و کثافت) که روي هم 43.37 درصد واريانس تبيين نمود، نشان داد. ضرايب پايايي (همساني دروني از جمله آلفاي کرونباخ و تنصيف) براي 55 ماده و عامل هاي استخراج شده رضايت بخش بودند. همچنين، ضرايب روايي همگرا پرسش نامه وسواس پادوا (55 ماده) با مقياس وسواس مرگ و عامل هاي استخراج شده در کل نمونه معنادار بودند. به علاوه، تحليل واريانس چندمتغيري نشان داد که بين دانشجويان دختر و پسر (به جز براي عامل دوم يعني ترس از تکانه ها) و بين گروه هاي سني پنج گانه از لحاظ ميزان وسواس فکري- عملي تفاوت وجود دارد.
    بحث: نتايج به دست آمده از تحليل عاملي با تحقيقات پيشين هماهنگ است و باتوجه به روايي همگرا و واگرا و پايايي مناسب پرسش نامه وسواس پادا از آن مي توان در محيط هاي پژوهشي و باليني در تشخيص افراد سالم از افراد وسواسي استفاده کرد.

    كليد واژه: پرسش نامه وسواس فکري- عملي پادوا، اعتباريابي، تحليل عاملي

    فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]
    #110 ارسال شده در تاريخ 18th January 2013 در ساعت 00:59

صفحه 11 از 11 نخستنخست ... 91011

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •