بهترین اشعارونثرهای عاشقانه♥●•٠·˙ - صفحه 313
صفحه 313 از 322 نخستنخست ... 213263303311312313314315 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 3,121 تا 3,130 , از مجموع 3218

موضوع: بهترین اشعارونثرهای عاشقانه♥●•٠·˙

  1. vani آواتار ها
    vani
    کاربر سایت
    Feb 2009
    1,031
    4,816
    تشکر شده : 1,792

    پیش فرض




    اگر دریای دل آبی ست تویی فانوس زیبایش



    اگر آیینه یک دنیاست تویی معنای دنیایش

    ***


    تو یعنی یک شقایق را به یک پروانه بخشیدن


    تویعنی از سحر تا شب به زیبایی درخشیدن


    ***



    تویعنی یک کبوتر را زتنهایی رها کردن


    خدای آسمان ها را به آرامی صدا کردن

    #3121 ارسال شده در تاريخ 30th May 2015 در ساعت 07:22

  2. 3 کاربر از این پست تشکر کرده اند :


  3. vani آواتار ها
    vani
    کاربر سایت
    Feb 2009
    1,031
    4,816
    تشکر شده : 1,792

    پیش فرض

    كاش قلبم درد پنهاني نداشت


    چهره ام هرگز پريشاني نداشت


    كــــاش برگ آخر تقويم عشق


    خبر از يك روز باراني نداشت


    كاش مي شد راه سخت عشق را


    بي خطر پيمود و قرباني نداشت


    كاش ميشد عشق را تفسير كرد


    دست و پاي عشق را زنجير كرد



    منبع: فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]

    #3122 ارسال شده در تاريخ 30th May 2015 در ساعت 07:26

  4. 3 کاربر از این پست تشکر کرده اند :


  5. vani آواتار ها
    vani
    کاربر سایت
    Feb 2009
    1,031
    4,816
    تشکر شده : 1,792

    پیش فرض

    نرگس آتش پرستی داشت شبنم می فروخت

    با همان چشمی که می زد زخم مرهم می فروخت



    زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر

    داشت یوسف را به مشتی خاک عالم می فروخت



    زندگی این تاجر طماع ناخن خشک پیر

    مرگ را همچون شراب کهنه کم کم می فروخت



    در تمام سالهای رفته بر ما روزگار

    شادمانی می خرید از ما و ماتم می فروخت



    من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه ها

    گلفروش ای کاش با آنها مرا هم می فروخت



    فاضل نظری


    منبع: فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]



    #3123 ارسال شده در تاريخ 30th May 2015 در ساعت 07:27

  6. 2 کاربر از این پست تشکر کرده اند :


  7. vani آواتار ها
    vani
    کاربر سایت
    Feb 2009
    1,031
    4,816
    تشکر شده : 1,792

    پیش فرض

    من از عهد آدم تو را دوست دارم


    از آغاز عالم تو را دوست دارم


    چه شبها من و آسمان تا دم صبح


    سرودیم نم نم: تو را دوست دارم


    نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!


    فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]

    #3124 ارسال شده در تاريخ 30th May 2015 در ساعت 07:29

  8. 3 کاربر از این پست تشکر کرده اند :


  9. vani آواتار ها
    vani
    کاربر سایت
    Feb 2009
    1,031
    4,816
    تشکر شده : 1,792

    پیش فرض

    عشق یعنی مستی و دیوانگی

    عشق یعنی با جهان بیگانگی

    عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

    عشق یعنی سجده با چشمان تر

    عشق یعنی سر به دار آویختن

    عشق یعنی اشک حسرت ریختن

    عشق یعنی درجهان رسوا شدن

    عشق یعنی سُست و بی پروا شدن

    عشق یعنی سوختن با ساختن

    فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ] یعنی زندگی را باختن
    #3125 ارسال شده در تاريخ 30th May 2015 در ساعت 07:31

  10. 3 کاربر از این پست تشکر کرده اند :


  11. vani آواتار ها
    vani
    کاربر سایت
    Feb 2009
    1,031
    4,816
    تشکر شده : 1,792

    پیش فرض

    دستور زبان عشق



    دست عشق از دامن دل دور باد!

    می‌توان آیا به دل دستور داد؟

    می‌توان آیا به دریا حكم كرد

    كه دلت را یادی از ساحل مباد؟

    موج را آیا توان فرمود: ایست!
    باد را فرمود: باید ایستاد؟


    آنكه دستور زبان عشق را
    بی‌گزاره در نهاد ما نهاد
    خوب می‌دانست تیغ تیز را
    در كف مستی نمی‌بایست داد



    قیصر امین پور

    #3126 ارسال شده در تاريخ 30th May 2015 در ساعت 07:33

  12. 2 کاربر از این پست تشکر کرده اند :


  13. vani آواتار ها
    vani
    کاربر سایت
    Feb 2009
    1,031
    4,816
    تشکر شده : 1,792

    پیش فرض

    همهلرزش دست ودلم

    از آن بودکه عشقپناهی گردد

    پروازی نهگریز گاهیگردد

    آی عشق آی عشق

    چهره آبی‌ات پیدا نیست

    و خنکای مرحمیبرشعله زخمی

    نه شور شعلهبر سرمای درون

    آی عشق آی عشق

    چهره سرخت پیدانیست


    غبار تیره تسکینیبر حضور ِ وهن

    و دنج ِ رهائیبر گریزحضور

    سیاهیبر آرامش آبی

    و سبزه برگچهبر ارغوان

    آی عشق آیعشق

    رنگ آشنایت پیدا نیست

    "احمد شاملو"
    #3127 ارسال شده در تاريخ 30th May 2015 در ساعت 07:35

  14. 2 کاربر از این پست تشکر کرده اند :


  15. vani آواتار ها
    vani
    کاربر سایت
    Feb 2009
    1,031
    4,816
    تشکر شده : 1,792

    پیش فرض

    تکـه یخی که عـاشـق ابــر ِ عـذاب می شود
    سر قـرار عـاشـقی همیـشـه آب می شود


    به چشم فرش زیـر پـا سقف که مبتلا شود
    روز وصـالشان کسی خانه خـراب می شود

    کـنـار قـله های غـم نخوان برای سـنـگ ها
    کوه که بغض می کند سنگ،مذاب می شود


    بـاغ پر از گُلی که شب نظر به آسـمـان کند
    صبح به دیگ می رود ؛ غنچه گلاب می شود
    ...
    چه کـرده ای تـو بـا دلم که از تو پیش دیگران
    گلایه هم که می کنم شعر حساب می شود
    #3128 ارسال شده در تاريخ 30th May 2015 در ساعت 07:38

  16. 2 کاربر از این پست تشکر کرده اند :


  17. vani آواتار ها
    vani
    کاربر سایت
    Feb 2009
    1,031
    4,816
    تشکر شده : 1,792

    پیش فرض


    گیسوانت زیر باران، عطــر گندم‌زار… فکــرش را بکن!

    با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار… فکرش را بکن!


    در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعـد از سال‌ها

    بوسه و گریه، شکوه لحظه‌ی دیدار… فکرش را بکن!

    سایه‌ها در هم گــره، نور ملایـــم، استکان مشترک

    خنده خنده پر شود خالی شود هربار… فکرش را بکن!

    ابـــر باشم تا کـــه ماه نقـــره‌ای را در تنــم پنهــان کنم

    دوست دارد دورِ هر گنجی بچرخد مار… فکرش را بکن!

    خانه‌ی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر

    تکیـه بر پشتــی زده یار و صدای تار… فکرش را بکن!

    از سمــاور دست‌هایت چای و از ایوان لبانت قند را…

    بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار… فکرش را بکن!

    اضطراب زنگ، رفتم وا کنم در را، کـــه پرتم می‌کنند

    سایه‌ها در تونلی باریک و سرد و تار… فکرش را بکن!

    ناگهان دیوانه‌خانه… ــ وَ پرستاری که شکل تو نبود

    قرص‌ها گفتند: دست از خاطرش بردار! فکرش را نکن


    #3129 ارسال شده در تاريخ 30th May 2015 در ساعت 07:40

  18. 2 کاربر از این پست تشکر کرده اند :


  19. vani آواتار ها
    vani
    کاربر سایت
    Feb 2009
    1,031
    4,816
    تشکر شده : 1,792

    پیش فرض




    حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم

    آخ ... تا می بینمت یک جور دیگر می شوم

    با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند

    یاسم و باران که می بارد معطر می شوم

    در لباس آبی از من بیشتر دل می بری

    آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم

    آنقدر ها مرد هستم تا بمانم پای تو

    می توانم مایه ی گهگاه دلگرمی شوم

    میل - میل توست اما بی تو باور کن که من

    در هجوم باد های سرد پرپر می شوم
    #3130 ارسال شده در تاريخ 30th May 2015 در ساعت 07:42

  20. 2 کاربر از این پست تشکر کرده اند :


علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •