بازارهای مالی از مدتها پیش بوجود آمده‌اند. در این بازارها ابزارهای مالی (Instrument) مختلف خرید و فروش میشود. از بازارهای بورس جهانی(همچون [1] NYSE بازار بورس نیویورک) گرفته تا بازارهای کالا (Commodities) که در آن کالاهای مختلف از جمله طلا، نقره، پلاتین، کالاهای کشاورزی مثل کتان و حتی کالاهای پتروشیمی همچون پروپیلن معامله (Trade) میشود، همه و همه بازار مالی جهت خرید و فروش اجناس و کالاهای مختلف هستند. به هر یک از این اجناس قابل معامله یک ابزار مالی [2] گفته می‌شود.



فارکس(Forex یا Foreign Exchange) بازار معاملات ارز بین المللی است. در این بازار شما قادرید به خرید و فروش ابزارهای مالی(Instrument) مربوط به ارزهای مختلف بپردازید. حتما شنیده اید که بازار فارکس حجیم‌ترین بازار جهانی از جهت جابجایی پول روزانه است. این بازار در روز بیش از 1.4 بیلیون دلار جابجایی مالی (Turn Over) دارد. این رقم بالاتر از جابجایی پول[3] جمع کل بازارهای بورس جهانی است.



بازیگران بازار فارکس بانکها (Banks)، موسسات و شرکتهای سرمایه گذاری بین المللی، کارگزارها (Brokers)، صادرکنندگان و وارد کنندگان[4] و همچنین سرمایه‌گذاران شخصی(نفرات خرید و فروش کننده) هستند. این بازار برخلاف اکثر بازارهای مالی دیگر مکان فیزیکی خاصی نداشته و بصورت شبکه بین بانکی (InterBank Network) خرید و فروشها انجام می‌شود. اینکار با پیشرفت تکنولوژی و امکان معامله الکترونیکی و از راه دور ابزارهای مالی مختلف امکان‌پذیر شده است. بصورتیکه در حال حاضر اکثر بازارهای بورس، فلزات و دیگر ابزارهای مالی دنیا بصورت الکترونیک قابل معامله می‌باشد. البته هنوز معاملات با حجم بالا(مثلا خرید چند ده ‌هزار سهم از شرکت IBM) بدلایل مختلف از طرق سنتی(مثلا با تلفن) صورت می‌گیرد.



عامل واسط بین معامله‌گران (Traders) شخصی و بازار مورد معامله، کارگزار یا Broker می‌باشد. نقش کارگزار فقط منتقل کردن معاملات فرد تریدر (Trader) به بازار جهانی است. کارگزارها در ازای فراهم کردن امکان خرید و فروش الکترونیک، درصد کمی از هر معامله را بعنوان کارمزد (Comission) کسر کرده و به حساب خود واریز می‌کنند. یعنی هزینه معاملات بصورت اتوماتیک محاسبه شده و به حساب بروکر منتقل می‌شود.

بازار فارکس برخلاف دیگر بازارهای مالی جهان(مثل بازار سهام[5]) بازاری 24ساعته می‌باشد. یعنی در تمامی طول شبانه‌روز نرخ‌ها در این بازار در حال تغییر هستند. البته همچون دیگر بازارها دوروز آخرهفته(شنبه و یکشنبه) تعطیل است.

برای موفقیت در بازار فارکس، باید زبان انگلیسی نوشتاری را در حد مناسبی فرا بگیرید. دوره‌های مختلف جهت درک مفاهیم متنی توصیه می‌شود و همچنین در انتهای مطالب هر روز کلمات جدیدی که در آن روز تمرین شده بصورت جدولی جهت تمرین مجدد و دسترسی آسان به واژه نامه واژگان فارکس آورده می‌شود.

جفت ارزها



پس از شناخت ابتدایی از بازار فارکس که به اختصار به آن FX نیز گفته می‌شود، امروز به شناخت عمیق‌تر بازار می‌پردازیم. همانطور که گفته شد، در شبکه بین بانکی(Inter-Bank) خرید و فروش ابزارهای مالی مربوط به ارزهای مختلف صورت می‌گیرد. ارزهای عمده دنیا(که به آنها ارزهای اصلی یا Majors گفته می‌شود) در جدول ذیل معرفی شده‌اند:

edu2-1.PNG



حدود 90% از ارزها در مقابل ارز اصلی بازار یعنی دلار امریکا خرید و فروش می‌شوند. یعنی ارزها بصورت جفتی(زوج ارز) قیمت‌گذاری می‌شوند. در بازارهای دیگر(مثلا بازار کالا یا فلزات) نیز عمده خرید و فروشها در مقابل دلار امریکا($) انجام می‌شود. مثلا قیمت جهانی طلا(Gold) در حال حاضر 420$ به ازای هر اونس(Oz.) می‌باشد. قیمت ارزهای مختلف در بازار ارز نیز در اکثر موارد نسبت به دلار امریکا سنجیده می‌شود. مثلا هر یک یورو(€) برابر 1.2000 دلار امریکا قیمت‌گذاری شده است. یعنی در بازار جهانی ارز نرخ معامله یورو در مقابل دلار 1.2000 می‌باشد.

ابزارهای مالی بازار جهانی ارز(Forex) بصورت جفت ارز هستند. جفت ارزهای اصلی قابل معامله در بازار فارکس در جدول ذیل آورده شده است:

edu2-2.PNG



هر یک از ابزارهای مالی فوق قیمت مشخصی در بازار جهانی ارز دارد و در هر لحظه با قیمت جاری قابل معامله می‌باشد. مثلا فرض کنید قیمت GBPUSD در حال حاضر 1.7543 است، یعنی شما قادر به معامله این ابزار مالی با این قیمت از طریق کارگزار(Broker) خود هستید. در روزهای آتی خواهید دید که چطور از قیمت جاری هر جفت ارز (Currency Pair) باخبر شویم.



کلمات امروز:

edu2-3.PNG



نکته: در اصطلاحات بازار فارکس به زوج ارز اصلی بازار یعنی EURUSD در اصطلاح Eddie گفته می‌شود. همچنین به GBPUSD گفته می‌شود Cable. بعضی مواقع نیز از USDJPY با اسم مستعار Sushi نام برده می‌شود.



[5] پوند انگلستان(GBP) بعضی مواقع Sterling نیز نامیده می‌شود.









مکانیزم معاملات



پس از شناخت زوج ارزهای اصلی بازار که مهمترین ابزارهای مالی قابل معامله در بازار فارکس هستند، امروز به شناخت نحوه معاملات این بازار می‌پردازیم. مثل هر بازار مالی دیگر معامله به معنی خرید و فروش جنس مشترکی است که دو نفر برسر قیمت جنس خاصی به توافق می‌رسند و معامله(جابجایی کالا) صورت می‌گیرد. در بازار فارکس جنس مورد معامله زوج ارزهای قابل ترید هستند. ضمنا در نظر داشته باشید که بخاطر حجم بسیار بالای بازار و الکترونیکی بودن معاملات، شما فرد طرف دیگر معامله(که جنس را از شما می‌خرد یا به شما می‌فروشد) را نمی‌بینید.



اگر نقش کارگزار(بروکر = Broker) در عملکرد بازار را بخواهید بدانید، اینطور است که شما از طریق یک برنامه(Platform) تحت وب از طریق اینترنت به کارگزار خود متصل می‌شوید. تعداد کارگزارها و تنوع سرویس‌های ایشان بسیار زیاد است و در جای خود بدان پرداخته می‌شود. اگر شما قصد خرید 10,000$ از زوج ارز EURUSD را داشته باشید، از طریق برنامه مربوطه این دستور خرید را به کارگزار می‌فرستید. طبق قوانین و قواعد بازار، کارگزار موظف است برای دستور خرید شما در شبکه بازار بین‌بانکی مشتری دیگری که همان مقدار از همان ابزار(یعنی 10,000$ از EURUSD) را از شما بخرد پیدا کند. بخاطر حجم زیاد بازار هیچوقت نیست که دستور خرید یا فروش شما بدون جواب بماند و همیشه دستورات خرید و فروش شما در لحظه انجام می‌شود(بروکر به انجام اینکار موظف است(

پس کارگزار نقش واسطه بین شما و بازار جهانی که بصورت شبکه بین بانکهای عمده دنیا است را برعهده دارد. معامله در شبکه بین بانکی حداقلهایی دارد که به مشتریان خرده‌پا اجازه نمی‌دهد در آن معامله کنند. مثلا حداقل مقدار معامله در شبکه بین بانکی 1 میلیون دلار است. کارگزار با داشتن مشتریهای متعدد و جمع کردن معاملات آنها ارقام خود را بالا برده و در شبکه بین بانکی معامله می‌کند.

اگر تابحال خرید و فروش ارز(در صرافی‌ها) انجام داده باشید، حتما دیده‌اید که قیمت خرید و فروش ایشان متفاوت است. به این معنی که مثلا دلار امریکا را 910 تومان(از شما) می‌خرند اما موقع فروش به شما قیمت آنها 912 تومان است. این حاشیه سود(اختلاف بین قیمت خرید و فروش) به اسپرد(Spread) معروف است و دقیقا کارگزاران بازار فارکس نیز از همین روش برای کم کردن کارمزد(کمیسیون) معاملات شما عمل می‌کنند. فرضا اگر شما قصد خرید EURUSD داشته باشید قیمت فروش آنها 1.2120 است اما اگر قصد فروش EURUSD داشته باشید آنرا از شما 1.2017 می‌خرند. این اختلاف 0.0003 (سه ده هزارم) بعنوان اسپرد شناخته می‌شود.

اسامی خاصی برای قیمت خرید و فروش وجود دارد. در مثال فوق به 1.2020 که قیمت خرید شماست Ask گفته شده، و به قیمت 1.2017 که قیمت فروش شماست اصطلاحا Bid گفته می‌شود. بنابراین همیشه قیمت Bid از Ask کمتر است. اختلاف بین قیمت bid و Ask همان کارمزد یا Spread می‌باشد. دقت کنید که میزان اسپرد در زوج ارزهای مختلف با هم برابر نیست. مثلا اکثر بروکرهای بازار فارکس برای EURUSD که جذابیت زیادی برای معامله‌کنندگان دارد سه ده هزارم(0.0003) اسپرد و برای ارزهای دیگر مقدار اسپرد بیشتری قائلند. همچنین در نظر داشته باشید که اسپرد(کمیسیون دریافتی) بروکرهای مختلف با هم متفاوت است.



edu3-1.PNG



حتما متوجه شده‌اید که نمونه‌های قیمتی که ذکر می‌شود، همگی تا 4 رقم اعشار هستند. مثلا قیمت USDCHF(دلار امریکا در مقابل فرانک سوئیس) در حال حاضر 1.2989 می‌باشد. به این عدد نرخ[1] یا Rate گفته می‌شود و به معنی رقم برابری دلار در مقابل فرانک می‌باشد. در بازار فارکس به رقم آخر(ده هزارم) یعنی به رقم چهارم بعد از اعشار یک پیپ یا پیپس (Pips) گفته می‌شود. پس می‌توانیم بگوئیم که اسپرد EURUSD سه(3) پیپ است. این به این معنی است که قیمت خرید و فروش زوج ارز EURUSD همیشه به اندازه سه ده هزارم(0.0003) با هم اختلاف دارند. مثلا اگر قیمت Bid در حال حاضر 1.2012 است، قیمت Ask به میزان 1.2015 خواهد بود. یعنی برای زوج ارز EURUSD همیشه اختلاف 0.0003 بین Bid و Ask وجود دارد. برای زوج ارز GBPUSD اسپرد معمول چهار(4) پیپ می‌باشد، اما بعضی از بروکرها هم برای آن اسپرد 5 پیپی در نظر گرفته‌اند.



نکته: اختلاف بین قیمت خرید و فروش به اسپرد(Spread) معروف است







معاملات اهرمی


حتما شنیده‌اید که در بازار فارکس، کارگزار به سرمایه اولیه شما از طریق ضریب اهرمی[1] اعتباری بسیار بیشتر می‌دهد، و شما قادرید مقادیر بسیار بالاتر از سرمایه اولیه خود را نیز خرید و فروش کنید. این موضوع صحت دارد ولی باید از جزئیات آن به‌طور کامل مطلع باشید.
همانطور که می‌دانید ورود به بازار فارکس و شروع به معاملات واقعی[2] با سرمایه بسیار کم(در حد 300$) نیز ممکن است. مثلا فرض کنید سرمایه اولیه[3] شما 1000$ باشد. کارگزارها معمولا ضرایب اهرمی 1:100 یا 1:200 ارائه می‌کنند. پس با فرض اینکه بروکر شما ضریب اهرمی 1:100 به حساب[4] شما اختصاص دهد، شما قادر خواهید بود تا سقف 100,000$ (سرمایه اولیه × ضریب اهرمی) به خرید و فروش زوج ارزهای قابل معامله بپردازید. البته شما مجبور نیستید از کل این سرمایه مجازی(چون سرمایه واقعی شما 1000$ است) استفاده کنید و هر مقداری که علاقمند باشید در معاملات خود بکار می‌گیرید. مثلا شما 10,000$ از زوج ارز EURUSD را در موقعی که قیمت فروش کارگزار(Ask) برابر 1.2256 بوده خریداری کردید.

نکته: در بازار فارکس به100,000$ اصطلاحا 1 لات(1 Lot) گفته می‌شود. همچنین به 10,000$ گفته می‌شود 0.1 Lot که حداقل مقدار قابل معامله در حساب‌های مینی(Mini) است.

کارگزاران بازار فارکس دو نوع حساب بنام‌های مینی(Mini) و حساب استاندارد ارائه می‌کنند. حداقل قابل معامله در حساب مینی 0.1 لات و در حساب استاندارد 1 لات می‌باشد. ضمنا در نظر داشته باشید که حداقل سرمایه اولیه باز کردن حساب مینی معمولا پایین‌تر از سرمایه لازم برای باز کردن حساب استاندارد است. مثلا در اکثر بروکرها با سرمایه اولیه بین 300 تا 500 دلار میتوان حساب مینی باز کرد در حالیکه برای باز کردن حساب استاندارد(که در آن لات استاندارد معامله می‌شود) بیش از 1000$ و در بعضی موارد 2 یا حتی 5 هزار دلار سرمایه اولیه لازم است.
البته بعضی بروکرها حساب میکرو(Micro) که در آن تا حداقل 0.01 لات(یعنی 1000$) میتوان معامله کرد نیز ارائه می‌کنند که تعدادشان زیاد نیست و حساب مینی معمول‌تر است.
شما مجبور نیستید که از ابتدای کار حساب واقعی داشته باشید. همه کارگزاران بازار فارکس در کنار حساب واقعی، حساب آزمایشی(دمو –[5]Demo) نیز ارائه می‌کنند که شما تا هر زمانی که مایل باشید می‌توانید با حساب دمو فعالیت کنید و یادگیری و آموزش را توسط حساب دمو انجام دهید. حساب دمو هیچ تفاوتی با حساب واقعی نداشته و کلیه موارد عینا مثل هم می‌باشد، تنها تفاوت این است که با پول غیرواقعی معاملات انجام می‌شود.
اجازه دهید باز به مسئله ضریب اهرمی(leverage) برگردیم و مثال خود را ادامه دهیم. طبق مثال فرض کنیم شما یک حساب مینی دمو یا واقعی دارید و یک معامله(Position) باز کرده‌اید. یعنی اولین معامله خود را انجام داده‌اید. اولین معامله شما خرید 0.1 لات از زوج ارز EURUSD می‌باشد و قیمت ورود شما(قیمت خرید) برابر است با 1.2256 در صورتیکه پس از ورود به معامله(باز کردن پزیشن) نرخ این زوج ارز(قیمت یورو در مقابل دلار) افزایش یابد، شما سود کرده و در صورتیکه یورو در مقابل دلار ضعیف شود و نرخ برابری یورو/دلار به کمتر از 1.2256 سقوط کند، به معنی ضرر برای شما می‌باشد.

بازار سوداگری دوجهته
بیش از 90% از بازیگران بازار فارکس با مقاصد سوداگری[1] (سود و زیان معامله) اقدام به خرید و فروش زوج ارزهای مختلف می‌کنند. لازم به ذکر است که درصد فوق در بازار سهام بسیار کمتر است و در اکثر بازارهای سهام دنیا، میزان سهام شناور که با مقاصد سوداگری معامله می‌شود(سهام آزاد یا شناور) به مراتب کمتر از 90% از حجم کل بازار را تشکیل می‌دهد و شرکتها و معامله‌گرانی که با مقاصد مختلف اقدام به نگهداری طولانی مدت سهام می‌کنند کم نیستند. ولی تقریبا غیر از بعضی بانکهای بزرگ دولتی که برای مقاصد سیاسی و اجتماعی کشورهای متبوع خود، اقدام به خرید یا فروش ارزهای مختلف(بدون توجه به سود یا زیان آور بودن معامله) می‌کنند[2]، زیاد نیست.
شاید شنیده باشید که فارکس یک بازار دو جهته است. یعنی هر جفت ارزی(یا هر ابزار مالی قابل معامله دیگر مثلا طلا یا نقره) بغیر از قابلیت خرید(Buy) قابلیت فروش(Sell) نیز دارد. بعنوان مثال فرض کنید شما پیش‌بینی کرده‌اید که خرید جفت ارز USDCAD برای شما سوددهی خواهد داشت. پس به خرید آن اقدام می‌کنید. اگر پس از ورود شما به بازار، نرخ جفت ارز USDCAD ترقی کرده و به بالاتر از نقطه ورود شما برسد شما به همان مقدار سود می‌کنید. همچنین اگر نرخ به پایین‌تر از نقطه ورود سقوط کند، به معنی ضرر است. فرض کنیم نقطه ورود شما به پزیشن خرید(Buy) جفت ارز USDCAD نرخ برابری 1.1525 بوده است. اما متاسفانه پس از ورود شما نرخ به عدد 1.1505 نزول کرده است. پس شما به اندازه 20 پیپ ضرر کرده‌اید.

اگر شما قبل از ورود به معامله، تحلیلی مبنی بر نزول قیمت این جفت ارز طی ساعات آتی می‌داشتید و در زمان ورود به جای خرید(Buy) آن زوج ارز، اقدام به فروش(Sell) آن می‌کردید، با نزول قیمت جفت ارز سود نصیب شما می‌شد. یعنی پس از فروش جفت ارز در نرخ 1.1525 و نزول قیمت به 1.1505 به اندازه 20 پیپ سود نصیب شما شده است.
در واقع قضیه سوداگری بودن بازار به این معنی است که خرید یا فروش هر جفت ارز به معنی تصاحب مجازی آن در زمان مورد نظر می‌باشد و جنس واقعی جابجا نمی‌شود. یعنی موقع خرید یا فروش هر ابزار مالی(برخلاف بازار بورس که تصاحب سهام خریداری شده واقعی است) شما فقط با شرط بستن معامله(پزیشن) صاحب مجازی آن ابزار مالی هستید. این موضوع در مورد بازار خرید و فروش کالا نیز صادق است و خرید 1 اونس طلا به این معنی نیست که شما می‌توانید طلب تحویل طلا از کارگزار خود بکنید، بلکه کلیه معاملات حالت سوداگری داشته و هدف سود بردن از نوسانات قیمت ابزارهای مالی مختلف از جمله جفت ارزها می‌باشد.
به همین خاطر در بازارهای صرفا سوداگری مثل فارکس که شما موظف به بستن هر پزیشن هستید، میتوانید هر جفت ارزی را ابتدا بفروشید و موقع بستن پزیشن بخرید. در واقع پزیشن Buy خرید جفت ارز در نقطه ورود و فروش جفت ارز در نقطه بستن پزیشن(خروج) می‌باشد. در حالیکه پزیشن Sell معادل فروش جفت ارز در ابتدای ورود و سپس خرید جفت ارز در نقطه بستن پزیشن می‌باشد.

در معامله خرید(Buy) افزایش و ترقی قیمت به سود منجر می‌شود در حالیکه در معامله فروش(Sell) نزول قیمت به سود منتهی می‌گردد. اگر تحلیل شما از زوج ارز خاصی حکایت از صعود آن در آینده دارد، باید آنرا بخرید(Buy) اما اگر مثلا معتقد به ضعیف شدن یورو در مقابل دلار در آینده هستید باید زوج ارز EURUSD را بفروشید تا از نزول احتمالی قیمت آن منتفع گردید.
نکته: در فارکس به معامله خرید(Buy) اصطلاحا Long نیز گفته می‌شود. مثلا Long Eddie به معنی خرید زوج ارز EURUSD می‌باشد. همچنین معامله فروش(Short) به Short معروف است. مثلا Short Cable به معنی فروش جفت ارز GBPUSD می‌باشد.
نکته:اگر قیمت جفت ارزی که خریداری شده(Buy) افزایش یابد، سود نصیب معامله‌گر شده و اگر قیمت کاهش یابد ضرر حاصل خواهد شد. به بازار بالارونده Bull Market نیزگفته می‌شود(استعاره از گاو). در بازار افزایشی(Bull) باید خرید انجام داد(Long Position) تا از افزایش قیمت منتفع شویم.
در بازار کاهشی(نزولی) باید جفت ارز مربوطه را فروخت((Short Position تا از نزول قیمت آن سود حاصل شود. بازار کاهشی اصطلاحا Bear Market خوانده می‌شود(استعاره از خرس).

معاملات اهرمی و ارزش پيپ[1]
بگذارید در ابتدا به شما این اطمینان را بدهم که در بازار فارکس امکان اینکه بیش از سرمایه اولیه یا کپیتال خود ضرر کنید وجود ندارد. یعنی حداکثر سرمایه در ریسک میزان سرمایه اولیه شماست. كليه برنامه[2]هاي معاملاتي كارگزاران حساب سود و زيان را بصورت لحظه به لحظه و خودكار محاسبه كرده و سود/زيان شناور در هر لحظه محاسبه مي‌شود و اگر شما به حدود حداقلي حساب خوب برسيد، پزيشن‌ها يا همان معاملات شما را مي‌بندد.
حال باید به این نکته بپردازیم که ضریب اهرمی مثل یک شمشیر دو لبه عمل می‌کند! درست است که کارگزار براي حساب فرضا 1000$ شما ضریب 1:100 در نظر گرفته و شما امکان معامله تا سقف 100,000 دلار را دارید، اما با درگیر کردن کل يا مقدار زيادي از سرمایه خود، فقط به سریع از بین رفتن آن کمک می‌کنید. اصولا اين را هميشه به ياد داشته باشيد كه «رهرو آن است كه آهسته و پيوسته رود.»
فرض کنیم پزیشنی که قبلا داشتیم را هنوز هم داریم. مثلا دیروز در نرخ 1.2256 پزیشنی به اندازه 0.1 لات روی زوج ارز EURUSD باز کردیم. دقت كنيد كه موقع خريد قيمت Ask بايد به مقداري كه تعيين كرده‌ايد برسد در حاليكه موقع Sell بايد در قيمت Bid جفت ارز مورد نظر را فروخت. سرمايه اوليه‌مان هم 500$ است. در صورتي‌كه 1 لات معامله كرده باشيد، براي زوج ارز EURUSD هر يك پيپ معادل 10$ است. بنابراين وقتي معامله شما به اندازه 0.1 Lot بوده است، ارزش هر يك پيپ 1$ مي‌باشد. همانطور كه در درسهاي قبل ذكر شد، هر پيپ حداقل واحد جابجايي ارزهاي مختلف است.
فرض كنيم از زمان باز كردن پزيشن(معامله) خريد يورو/دلار(ديروز) تا امروز نرخ به 1.2196 رسيده باشد. يعني در خلاف جهتي كه شما تحليل كرده بوديد، رفته است و الان شما به اشتباه بودن تحليل خود پي برده و قصد بستن پزيشن فوق را داريد. با محاسبه اختلاف نرخ ورود و نرخ خروج، مقدار پيپ سود/زيان را بدست آوريد. در اين مثال:
60 پيپ =0.0060 = 1.2196 – 1.2256 = نرخ خروج – نرخ ورود
از آنجا كه اندازه پزيشن شما 0.1لات بوده و ارزش هر پيپ 1$ است(در زوج ارز EURUSD) پس ميزان خالص ضرر شما در اين معامله 60$ مي‌باشد. دقت كنيد كه اگر مقدار پول بيشتري را درگير اين معامله كرده بوديد، ضرر بيشتري نيز مي‌كرديد. مثلا اگر بجاي 0.1 لات با 0.2 لات پزيشن مي‌گرفتيد، ارزش هر پيپ به 2$ به ازاي هر يك پيپ تغيير مي‌كرد؛ و از آنجا كه اين معامله 60 پيپ ضرر داشت، ضرر خالص شما 120$ مي‌شد.
البته ارزش هر پيپ(Pip Value) براي زوج ارزهاي مختلف متفاوت است. واقعيت اين‌است كه براي توضيح كامل آن وقت زيادي لازم است! اما از آنجا كه اين قضيه هم بطور خودكار در پلتفرم كارگزاران تعبيه شده و نيازي به محاسبات شما نيست، در اينجا فقط به آوردن جدولي كه در آن ارزش پيپ ارزهاي مختلف آورده شده اكتفا مي‌شود. در جدول زير ارزش دلاري هر پيپ براي زوج ارزهاي مختلف براي اندازه پزيشن 0.1 لات آورده شده است. دقت كنيد كه اگر ارزش پيپ زوج ارزي 1$ به ازاي هر يك پيپ است و اندازه پزيشن شما 0.5 لات، بنابراين ارزش هر پيپ براي پزيشن شما 5$ به ازاي هر يك پيپ خواهد بود.
حد سود[1] و حد ضرر[2

حتما ضرري كه ديروز در محاسبات داشتيم را به‌ياد داريد؟ بله 60 پيپ ضرر روي معامله Buy(خريد) زوج ارز EURUSD كه با ارزش پيپ 1 دلاري اين زوج ارز و اندازه معامله كه 0.1لات بود نهايتا 60$ ضرر كرديم و از پزيشن(معامله) خارج شديم.
شايد پيش خود فكر كرده باشيد كه شايد بتوان حدود ضرر در هر معامله را محدود كرد. مثلا ممكن بود بجاي 60 پيپ ضرر، بازار مقدار خيلي بيشتري در خلاف جهت شما(وقتي باي داشتيد در جهت نزول) حركت كند. فاركس پتانسيل روزي 200 پيپ حركت را دارد[3]! ممكن بود شما بسيار بيشتر از 60 پيپ ضرر كنيد.
همچنين ممكن بود نرخ[4] در جهت سود شما حركت زيادي بكند(مثلا تا 80 پيپ در سود رفته باشد) اما از آنجا كه پزيشن باز است، با برگشت و نزول دوباره نرخ سودي كه براحتي در حساب شما بوده، از دست مي‌رود.
براي حل اين دو مشكل، كارگزاران تمهيداتي در پلتفرمهاي معاملاتي خود در نظر گرفته‌اند. استاپ‌لاس(Stop Loss) به معني حدي است كه شما براي حداكثر ضرر خود در هر معامله تعيين مي‌كنيد. در صورتي‌كه نرخ زوج ارز مورد معامله، موقع باز بودن پزيشن به حد ضرر برسد، معامله بصورت خودكار بسته شده و شما متحمل ضرري بيش از آن نخواهيد شد.
همچنين تيك پرافيت(Take Profit) به‌معني حدي است كه شما مي‌توانيد تعيين كنيد كه در صورت رسيدن نرخ زوج ارز مورد معامله به آن، معامله بسته شده و سود حاصله به‌صورت خالص به حساب شما منظور گردد
در مورد مثال قبل، در صورتي‌كه شما در بدو ورود به معامله حدضرري به اندازه 30 پيپ تعيين كرده بوديد(يعني Stop Loss = 1.2226 ) قبل از اينكه نرخ به ضررهاي بيش از 30 پيپ برسد، پزيشن شما با همان 30 پيپ حد ضرر از پيش تعيين شده بسته مي‌شود. ضمنا اگر در همان ابتداي امر، حد سودي معادل 40 پيپ در نظر مي‌گرفتيد(Take Profit = 1.2296) و قبل از رسيدن نرخ به حد ضرر(30 پيپ) نرخ به حد سود(40 پيپ) مي‌رسيد، پزيشن شما با سود 40 پيپ بسته مي‌شد.

نكته:
در اصطلاحات بازار فاركس گاهي به حد سود(Take Profit) براي اختصار گفته مي‌شود T/P و به حد ضرر(Stop Loss) نيز گفته مي‌شود S/L.
تابحال همه مثالهاي ما براي معامله خريد(Buy) بود. بهتر است مثالي در زمينه معامله فروش(Sell) نيز داشته باشيم. فرض كنيد در نرخ 1.3035 به اندازه 0.3 لات از جفت ارز USDCHF فروخته‌ايد. يعني معامله شما به اين صورت است:
Sell 0.3 Lot USDCHF at 1.3035
بياييد با هم ارزش دلاري هر پيپ را محاسبه كنيم. طبق جدول درس قبل، به ازاي 0.1 لات ارزش هر پيپ در زوج ارز USDCHF معادل 0.8$ است. پس معامله با اندازه 0.3لات ارزش پيپي معادل 2.4$ دارد. يعني هر يك پيپي كه بازار در جهت شما(يا در خلاف جهت شما) حركت كند، شما 2.4$ سود(يا زيان) مي‌كنيد. حال اگر نرخ USDCHF نزول كند شما سود مي‌كنيد. اما ممكن است بازار در خلاف جهت شما حركت كند، اما شما بايد حد ضرر خود را محدود كنيد. فرض كنيد حداكثر ضرري كه براي اين پزيشن در نظر گرفته‌ايد 40 پيپ باشد، بنابراين بايد استاپ لاس(حد ضرر) خود را روي نرخ 1.3075 تنظيم كنيد. البته شايد اين امر در ابتداي كار كمي عجيب به‌نظر برسد اما بتدريج عادت خواهيد كرد كه استاپ‌لاس پزيشن فروش(Sell) بايد بالاتر از نقطه ورود و تيك پرافيت(حد سود) آن بايد پايين‌تر از نقطه ورود باشد. همچنين در پزيشن باي(Buy) استاپ‌لاس پايين‌تر از نقطه ورود و تيك پرافيت بالاتر از نقطه ورود قرار مي‌گيرد. در پزيشن فوق در صورتي‌كه قيمت در خلاف جهت پزيشن شما حركت كرد(يعني صعود داشت) و به حد ضرر شما رسيد، ضرر خالص معادل 96$ خواهد بود.
1.JPG
به شكل بالا توجه كنيد. در اين مثال يك پزيشن خريد(Buy) در محل علامت زده شده، باز شده است. يعني ابزارمالي كه نمودار قيمت آن(خط قرمز رنگ) رسم شده، خريداري شده است. پس از ورود به معامله، خوشبختانه نرخ(قيمت) صعود داشته و به حد سود از پيش تعيين شده(Take Profit) نيز رسيده است. همانطور كه مشخص است فرد معامله‌گر حد ضرري نيز براي معامله خود تعييين كرده است، كه بخاطر نقطه ورود صحيح و حركت قيمت در جهت موافق، قيمت به اين حد نرسيده است. اين نمونه يك پزيشن سودده و موفق است. دقت كنيد كه حدضرر(Stop Loss) چقدر به نقطه ورود نزديك است و امكان رسيدن قيمت به اين حد با كمي حركت مخالف(نزول) وجود دارد اما در هر حال اين اتفاق نيافتاده است.










کلمات کليدي : بازارهای-مالیاتی بازارهای-مالی اقتصاد معاملات-اهرمی ابزار-مالی