نوشتن هنر است ... درست نوشتن را بیاموزیم ...
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: نوشتن هنر است ... درست نوشتن را بیاموزیم ...

  1. Bride Angelic آواتار ها
    Bride Angelic
    مدیر سابق
    Apr 2012
    15,231
    2,774
    تشکر شده : 7,297

    پیش فرض نوشتن هنر است ... درست نوشتن را بیاموزیم ...

    روزنامه هفت صبح: گزارشی که خواهید خواند راهنمای کوچکی است برای کسانی که دوست دارند بنویسند اما نمی دانند از کجا و چطور شروع کنند.

    نوشتن هنر است. البته بهتر است اینطور بگوییم که درست نوشتن، فصیح و زیبا نوشتن هنر است. هنری که با تمرین، دقت و توجه، بهتر هم می شود. از گفتن تا نوشتن راه زیادی است. خیلی از ماها شاید بتوانیم ساعت ها حرف بزنیم و به قول معروف سخنرانی کنیم اما همین که یک نفر از ما بخواهد آنچه که می گوییم را بنویسیم در می مانیم و یک خط هم نمی توانیم بنویسیم. خوب نوشتن و درست نوشتن تاثیرات مثبتش را در زندگی شما خواهد گذاشت.

    برای همین بی تفاوت از روی آن نگذرید. برای شما مثال می زنم. حتما پیش آمده است که بگویید امتحان شفاهی برای شما از امتحان کتبی ساده تر است؟ خوب به این خاطر است که شما در نوشتن ضعیف هستید و نمی توانید آنچه که به زبان می آورید را روی کاغذ پیاده کنید یا در دانشگاه وقتی می خواهید پایان نامه خود را ارائه دهید وقتی پر از غلط های دستوری و املایی باشد و به سختی بتوانید منظور خودتان را برسانید و از جملات طولانی و نامفهوم استفاده کنید همین موضوع باعث می شود شما را آدم تحصیل کرده و با سوادی تلقی نکنند.

    سر کار هم بروید و در نوشتن یک نامه اداری دربمانید می دانید چقدر می تواند در روحیه و انگیزه شما تاثیر منفی بگذارد؟ در کل این را بدانید که نوشتن درست می تواند در تمام طول زندگی و در ارتباط های مختلف بین دوستان، اقوام، خانواده، دانشگاه، محیط کار و ... کمک بزرگی باشد و برای شما شأن و شخصیت بیشتری را به ارمغان آورد.











    #1 ارسال شده در تاريخ 2nd September 2013 در ساعت 21:13

  2. Bride Angelic آواتار ها
    Bride Angelic
    مدیر سابق
    Apr 2012
    15,231
    2,774
    تشکر شده : 7,297

    پیش فرض

    برای درست نوشتن سریع تر دست به کار شود

    درست نوشتن را هر چقدر زودتر شروع کنید درست اجرا کردن آن را بهتر می توانید به خاطر بسپارید و دیگر نوشتن صحیح در وجود شما شکل می گیرد و خود به خود دست شما زمانی که به قلم می رود درست، روان، فصیح و قابل فهم خواهد نوشت. این را بدانید که درست نوشتن در این دورانی که خیلی از کتاب ها، مجله ها و روزنامه ها مشکلات دستوری دارند کیمیاست.

    برای اینکه بتوانید درست نوشتن را تمرین کنید بد نیست که زمان های بیکاری با داستان نویسی و نوشتن خاطرات روزانه خود باشد. درست نوشتن داستان از هر متنی سخت تر و البته مهمتر است. کسی که می خواهد داستان بنویسد باید به زبان فارسی، دستور زبان، رسم الخط و سایر امکانات زبانی آشنا باشد چون داستان نویس ناچار است در همه زمان ها، موقعیت ها، موضوع ها و ... بنویسد. علاوه بر این، داستان فقط یک متن نیست، بلکه یک اثر هنری است و بخش مهمی از این هنر، درست و روان نوشتن است. پس زودتر دست به کار شوید اگر فکر می کنید داستان نمی توانید بنویسید با خاطرات روزانه این تمرین ها را انجام داده و نکات زیر را هم رعایت کنید.

    چند نکته برای نوشتنی صحیح


    حالا چند نکته در این باره را به صورت خلاصه اشاره می کنیم اما تمرین و تمرین و تمرین است که شما را می تواند در نوشتن کمک کند و این نکته ها تنها راهنمای کوچکی است تا شما را برای تمرین صحیح هل دهد. این نکات با کمک کاستاد احمد سمیعی، مترجم، نویسنده و ویراستار، احسان رضایی، روزنامه نگار و منتقد کتاب و عبدالجبار کاکایی، شاعر و منتقد ادبی گردآوری شده است:

    1- مهمترین قسمت نوشتن این است که متن شما باید ساده و روان باشد و خواننده به راحتی معنای جمله ها را درک کند. در زبان فارسی به طور عمومی فاعل در ابتدای جمله می آید و فعل در آخر می گیرد. گاهی می توانید در داستان از بازی های زبانی استفاده کنید، ولی در کل باید به اسلوب زبان وفادار بمانید. به کار بردن قیدهای گوناگون در جای مناسب و استفاده درست از حروف اضافه هم ضروری است. فعل های ترکیبی یکی از مشکلات متن های امروز است. این مشکل از ترجمه ها وارد زبان فارسی شده و زیبایی بسیاری از نوشته ها را کم کرده است. تا می توانید از فعل های ساده استفاده کنید، برای مثال: به جای «سعی کرد» بنویسید: «کوشید»

    2- جمله ها را ساده و روان بنویسید. فکر نکنید هر چقدر گنده تر و عجیب و غریب تر بنویسید شما را با سوادتر می دانند. در فارسی گاهی فعل ها به قرینه لفظی یا معنوی حذف می شوند ولی تا می توانید جمله های کوتاهی بنویسید که در پایان با فعل درست تمام شود. این روزها نوشته های زیادی هست که بی دلیل فعل در آنها حذف شده است و نویسنده بی آنکه قرینه ای وجود داشته باشد جمله ای طولانی و چند خطی می نویسد و در آخر یک «است» یا «بود» یا ... می گذارد. علاوه بر این، باید بدانید چه موقع از ضمیرها استفاده کنید و مراقب باشید ضمیر به اسمی که می خواهید برگردد. اگر این مراقبت نباشد، متن ناقص و خواننده سردرگم می شود و از آن لذت نمی برد.

    3- شاید ساده به نظر آید، یا تا امروز متوجه این نشده باشید که نشانه گذاری یکی از ابزارهایی است که به شما در درست نوشتن و درست خوانده شدن کمک می کند ولی مراقب باشید از نشانه گذاری ها به موقع و درست استفاده کنید. استفاده به موقع از نقطه، علامت پرسش، ویرگول، علامت تعجب و ... برای فهم خواننده از نوشته شما و زیبایی آن بسیار مهم است. متنی که در آن از این نشانه ها به درستی استفاده نشود، خواننده را دچار مشکل می کند و گاه او از خواندن ادامه متن منصرف می شود. به ویژه در داستان نویسی و خاطره نویسی که ناچارید گفتگوها، احساس ها، موقعیت ها و ... را بنویسید، باید بدانید چه زمانی از نشانه ها استفاده کنید.

    4- تا می توانید از واژه های فارسی استفاده کنید. به کار بردن واژه های بیگانه که معادل قابل فهمی برای آنها وجود دارد، نشانه سواد نیست، بلکه نشانه کم سوادی در زبان فارسی است. شما که نویسنده اید، وظیفه دارید از واژه ها و عبارت های آن محافظت کنید. حتی گاه لازم است برای پیدا کردن واژه معادل به فرهنگ نامه ها مراجعه کنید و در این باره وسواس داشته باشید. برای همین گام مهم بعدی یاد گرفتن استفاده از فرهنگ نامه هاست.

    5- وسعت دایره واژگانی خود را اض1افه کنید که این کار تنها با خواندن و خواندن و خواندن اضافه خواهد شد. نوشتن درست در کنار مطالعه کافتی بسیار موثر و مفید است. زبان های طبیعی مانند فارسی، واژه های معادل فراوانی دارند ولی کسی که داستان می نویسد، باید جستجو کند و بهترین واژه را برای هر جمله اش پیدا کند. نویسنده حکم یک معمار را دارد و باید بداند چطور دیوار می چیند. داستان خانه ای است که باید بدانید برای ساختنش چطور کار کنید و هر جای خانه را چطور و با چه ماده ای بسازید.

    این اعتقاد را اکثر کسانی که دستی در نوشتن دارند هم دارند به طوری که برای مثال احسان رضایی روزنامه نگار و منتقد کتاب نیز اعتقادش بر خواندن زیاد است: «اگر گنجینه واژگان کسی که می خواهد بنویسد کم باشد نمی توان کلمات را در جایگاه مناسبش به کار ببرد. کسی که از واژگان وسیعی بهره مند باشد در ارتباط برقرار کردن با مخاطب موفق تر خواهد بود. ***پیر نویسنده بزرگ انگلیس با 15 هزار واژه ای که در کتاب هایش به کار برده است رکورددار استفاده از لغات در دنیاست و به همین دلیل با هر قشری می تواند ارتباط برقرار کند. بعد از او جان میلتون نویسنده کتاب بهشت گمشده با 9 هزار لغت است و سومین نفر آگاتا کریستی خالق خانم مارپلو شرلوک هلمز با 1500 لغت جایگاه سوم را دارد که اگر توجه کنید می بینید دو نفر بعد از شکسپیر با چقدر فاصله واژگانی در جایگاه دوم و سوم قرار گرفته اند.»

    6- نویسنده علاوه بر معمار بودن، باید مجسمه ساز هم باشد. هر نوشته ای را باید بارها بنویسید و بازنویسی کنید. بعید است نوشته مهمی وجود داشته باشد که نویسنده اش فقط یک بار آن را نوشته و رها کرده باشد. دست کم درباره داستان و خاطره به هیچ وجه نباید به یک بار نوشتن قناعت کنید. هر جمله داستان و خاطره تان را بارها بنویسید و مانند یک مجسمه ساز آن را بتراشید تا بهترین شکل به دست آید. در نهایت وقتی متن نوشته شده را بخوانید مطمئن باشید از آن بسیار راضی خواهید بود و لذت می برید.

    7- فراموش نکنید نویسنده باید همیشه برای بهتر نوشتن و درست نوشتن بکوشد و بیاموزد. اگر گمان کنید همه چیز را برای درست نوشتن می دانید و نوشته تان بی عیب است، لحظه سقوط شما فرا رسیده است. ممکن است شما بهترین ایده های جهان را داشته باشید؛ ولی اگر نتوانید آنها را خوب بنویسید هیچ کس متوجه بزرگی ایده هایتان نخواهد شد. اگر نتوانید ایده هایتان را منتقل کنید، دچار مشکل جدی خواهید شد.

    8- نوشته های شما باید خواننده را با خودش درگیر کند، وگرنه هیچ کس آنها را نمی خواند. شما نباید مثل یک سخنگوی یک شرکت بنویسید. طوری بنویسید که انگار دارید برای یک دوست می نویسید. بعد اگر دیدید متن تان بیش از حد صمیمانه و خودمانی شده، می توانید کمی اصلاحش کنید. این کار ساده تر از این است که بخواهید یک متن خشک و رسمی را خودمانی تر کنید.

    9- سعی نکنید با غیر مستقیم حرف زدن، خواننده ها را وادار به حدس زدن کنید. رک حرف بزنید. بگذارید حرفتان واضح باشد. خودتان را جای خواننده بگذارید. با خودتان فکر کنید خواننده شما چه جور آدمی ممکن است باشد و بعد خودتان را به جای او فرض کنید.

    10- اگر همیشه این به خاطرتان باشد که جمله اول چقدر اهمیت دارد، آنقدر وسواس به خرج می دهید که یک جمله شروع عالی پیدا کنید. راه حلش هم این است که اول بنویسید و جلو بروید. جمله های اول ضعیف یا بی ربط هستند؛ اما خیلی زود روند نوشتن آن دستتان می آید. بعدا می توانید برگردید و جمله های نسبتا ضعیف را حذف کنید، کافی است تا به قسمت قوی و جان دار نوشته تان برسید. شاید هم بعد از نوشتن متن، مجبور بشوید جمله های اول را بازنویسی کنید؛ اما این کار خیلی راحت تر است چرا که قسمت های دیگر نوشته تمام شده است.



    11- هدف شما این است که در خواننده اثر ماندگاری بگذارید، بنابراین اجازه ندهید پایان متن تان ضعیف شود.

    12- استفاده از پنج حس برای نوشتن لازم است و باید این پنج حس تقویت شود. خوب ببین، خوب بشنو، خوب لمس کن، خوب بچش و خوب استشمام کن.

    13- عبدالجبار کاکایی، شاعر و منتقد ادبی می گوید: «به اولین نوشته های خود احساس داشته باشید. برای آنها ارزش قائل باشید و برای آنها وقت بگذارید و بارها و بارها آنها را بخوانید تا به آنچه باب طبع تان است دست پیدا کنید. دنیای مجازی امکانی مانند وبلاگ نویسی را فراهم کرده تا در آنجا هم بتوانید آثار خود را بگذارید و هم می توانید از نظرات بقیه نسبت به نوشته خود اطلاع پیدا کنید. خود من شخصا اولین شعرها و نوشته هایم را در سال آخر راهنمایی و اول دبیرستان آغاز کردم که موضوعاتم چون مقارن با انقلاب و جنگ بود حول این موضوعات می چرخید اما از همین سوژه ها برای ادامه نوشتن و سرودنم بهره بردم.»

    14- خواندن کتاب های کهن و قدیمی نیز در خوب نوشتن شما بسیار تاثیرگذار است و می تواند یک راهنما باشد. احسان رضایی با تاکید بر خواندن کتاب های کهن می گوید: »برای خواندن کتاب های کهن و ادبیات کلاسیک نیاز نیست که حتما به سراغ سعدی و بیهقی بروید و از این دو بزرگواران استفاده کنید چون این دو در اوج قله زبان فارسی قرار دارند و کسانی هستند که از زبان فارسی به بهترین شکل آن استفاده کرده اند. شما می توانید از نوشته های افراد دیگری مثل خاقانی، قاآنی، وصال شیرازی و ... استفاده کنید که به شما در بالا بردن توانایی تان در نوشتن کمک می کند. دکتر محمود عنایت، مدیر مسئول نگین به تازگی فوت کرده اند در خاطراتشان نوشته بودند؛ مترجم بزرگی را دیده اند که البته حدس من محمد قاضی است اما ایشان از مترجم نامی نبرده است و بعد از دیدار از او پرسیده اند: «چه کتابی را در دست ترجمه دارد» کترجم می گوید: «هیچ کتابی« وقتی از او دلیلش را جویا شده در جواب می شنود که چون چیزی نخواهنده ترجمه هم نمی کند اما در همان زمان گفتگو کتاب خادرجی زبانی در دست آن مترجم می بیند و می پرسد: «شما که همین الان دارید مطالعه می کنید» که این مترجم می گوید: «منظورم ادبیات خودمان است.» کتاب «دُن کیشوت» که مترجمش محمد قاضی است یکی از بهترین کتاب های ترجمه شده حال حاضر است. ایشان برای اینکه این کتاب را ترجمه کنند کتاب های دوره صفویه را مطالعه می کند چون نویسنده این کتاب هم دوره با زمان صفویه بوده. نجف دریابندری نیز برای ترجمه کتاب «بازمانده روز» نوشته ایشیکورو چون ماجرای داستان از زبان یک پیشخدمت لرد انگلیسی است و برای اینکه به زبان پیشخدمت های هم دوره فارسی آن که دوره قاجار بوده برسد متون دوره قاجار را مطالعه کرده است.»

    15- برای اینکه در نوشتن قوی باشید و بتوانید آنچه که می نویسید اصولی باشد بد نیست قبل از نوشتن چند کتابی که شما را آماده می کند بخوانید و بدانید که خواندن این کتاب ها در کنار مطالعات متفرقه و تمرین در نوشتن می تواند موثر باشد. غیر از خاطره نویسی و داستان نویسی می توانید با نوشتن نامه و بیان احساست خود نیز تمرین درست نوشتن را ادامه دهید. مثلا برای دوست، خواهر، برادر، پدر و مادر یا هر کس دیگری که دوست دارید و دلتان می خواهد از احساسات تان آگاه شود بنویسید و سعی کنید تمام نکات نگارشی را در آن رعایت کنید. فراموش نکنید درست نوشتن تنها رعایت قواعد نگارش نیست. حواستان باشد لغات و جملاتی که به کار می برید از نظر املایی هم بلد باشید که اگر کلمات را از نظر املایی غلط بنویسید باز هم شما دچار مشکل خواهید شد و خواننده از این موضوع لذت نمی برد.

    من هم می توانم


    پیش و بیش از هر چیز مقدمه خوب نوشتن، خوب خواندن است. چطور می تواند کسی نویسنده باشد اما آثار بزرگ نویسنده های جهان را مطالعه نکرده باشد. وقتی نوجوان یا بزرگتری به مطالعه آثار بزرگان ادب و هنر می پردازد و حس شگرف درونش ایجاد می شود اول اینکه جادوزده شگفتی های اثر می شد که خالق آن خلقش کرده و دیگر اینکه احساس می کند شاید من هم بتوانم چیزی بنویسم. هر چه بیشتر کتاب خوانده باشد بیشتر به این حس نزدیک می شود که «من هم می توانم» البته رفتن به کلاس های نویسندگی تاثیر مثبت خودش را دارد اما اینگونه کلاس ها هرگز به خلاقیت ختم نمی شود. خلاقیت فقط در سایه خوب خواندن و خوب دیدن پدید می آید. من شخصا از 12 سالگی شعر گفته ام و از 16 سالگی قصه نوشته ام. به یاد دارم که 12 یا 13 ساله بودم که اولین کتاب موجود در خانه را که دیوان حافظ بود خواندم و نوشتنم را بیشتر در انشاهایی که سر کلاس می خواندم پرورش دادم تا اینکه وارد مطبوعات محلی شدم و در آنجا نوشتن و نوشتن را ادامه دادم.

    در زمان ما امکانات کم بود و هر کتابی که به دست ما می رسید می خواندیم اما در حال حاضر همه می توانند به دنبال کتاب مورد علاقه خود بروند و آن را مطالعه کنند. برای همین برای علاقه به خواندن توصیه من خواندن کتاب های مورد علاقه هر فرد است.

    مصطفی رحماندوست؛ شاعر، نویسنده و مترجم









    #2 ارسال شده در تاريخ 2nd September 2013 در ساعت 21:13

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •