سر گذشت برخی از پیامبران وشجره نامه انان - صفحه 2
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13

موضوع: سر گذشت برخی از پیامبران وشجره نامه انان

  1. babiz آواتار ها
    babiz
    مدیر سابق
    Nov 2011
    84,119
    31,889
    تشکر شده : 43,718

    پیش فرض

    -یعقوب(ع):
    یعقوب فرزند اسحاق است و مادرش راحیل نام داشت او پس ازاسحاق ماموریت امر نبوت را داشت.یعقوب 147سال زیست لقب ایشان اسرائیل است و از وی 12 فرزند پسرمتولد شد ند كه اسباط یا اقوام دوازدهگانه بنی اسراییل را پایه گذاشتند در 41 ایه از آیات قرآن از این پیامبر سخن رفته است مخصوصا در سوره یوسف به همراه فرزندشان. یعقوب در خصوص ازدواج با دختر داییش به سر زمین عراق سفر كرد و مدتی نزد داییش لابان به چوپانی مشغول بود و پس از انجام تعهدات خود و ازدواج با راحیل به كنعان باز گشت از راحیل دو فرزند به نام یوسف و بنیامین و از كنیز راحیل به نام لیاده فرزند به نام های دان-زبولون- جاد –یهودا-اشیر-نفتالی-شمعون-لاوی-روبین –یساكار دارا شد.اودر ماجرای زندگی حضرت یوسف رنج های بسیار كشید و سرانجام به وصال دیدار فرزند نائل شد
    آیات رامرورمیكنیم
    132تا140بقره-73انبیا-84ال عمران-84انعام-71هود-49مریم-27عنكبوت-45تا47ص-وآیات موجوددرسوره یوسف

    وبگاه تاریخ ما : tarikhema.org


    کانال تلگرام تاریخ ما : t.me/tarikhema
    #11 ارسال شده در تاريخ 9th November 2013 در ساعت 13:02

  2. babiz آواتار ها
    babiz
    مدیر سابق
    Nov 2011
    84,119
    31,889
    تشکر شده : 43,718

    پیش فرض

    -یوسف (ع)
    یوسف فرزند یعقوب و راحیل پس از رحلت پدر امر نبوت و ترویج دین حنیف را بعهده گرفت او 110 سال زیست و از كنعان به مصر رفت و تا پایان عمر در آنجا زندگی كرد .داستان حضرت یوسف به طور كامل در سوره یوسف آمده است. بطوریكه سرگذشت ایشان احسن القصص نامیده شده است داستان یوسف طی یكصد آیه متوالیا" در سوره یوسف آمده است داستان ایشان از آنجا آغاز شد كه یوسف شبی در خواب می بیند كه خورشید و ماه و یازده ستاره بر او سجده می كنند رویا را بر پدر می گوید او وی را از بیان خواب باز می دارد.روزی برادران یوسف را به اصرار از پدر گرفته و بدشت می روند و با توطئه ای از پیش ساخته او را در چاهی قرار داده و به شهر باز میگردندو به دروغ به پدر خود می گویند یوسف را گرگ دریده است.
    یوسف در چاه می ماند تا كاروانی بدانجا آمده و او را از چاه در میاورند و همراه با كاروانی به مصر میرود و توسط زن عزیز مصر خریداری می شود او در دربار عزیز مورد مححبت همسرش زلیخا قرار میگرد .و از وی طلب وصال می كند لیكن یوسف نمی پذیرد و در زمانیكه از دست وی می گریزد عزیز آنها را می یابد و سرانجام یوسف بزندان می افتد در زندان خواب دو نفر از نزدیكان عزیز را تعبیر می كند و یكی از آندو كه از زندان رها شده و بدربار برگشت نموده بود در ماجرای خواب هولناكی كه عزیز مصر دیده بود یوسف را از زندان بیرون میاورند و حقیقت ماجرای زلیخا بر عزیز مصر آشكار می شود.
    آنگاه یوسف برای رفع مشكل آینده مصر مسئولیت بزرگی بر عهده میگیرد بعلت قحطی كه در مناطق آنزمان رویداد برادران یوسف بدستورپدربسوی مصرحركت میكنندتااذوقه فراهم كنندیوسف باانجام حیله ای برادران را متعهد میسازد تا در سفر آتی برادر كوچك خود یعنی بنیامین را همراه بیاورندوهمین میشودودرسفربعدی باحیله ای دیگربن یامین نزدیوسف میماندویوسف ازبرادران میخواهدكه درسفربعدی پدرشان راهمراه بیاورند و لحظه تاریخی دیدار یوسف با پدر فرا میرسد پیراهن یوسف را برای پدر میاورند و با مالیدن آن بر روی صورت چشمان یعقوب بینا می شود یعقوب بهمراه خانواده بسوی مصر حركت میكند و با دیدار فرزند عزیز خود رویای یوسف تعبیر میشود آنان سالها در مصر اقامت گزیدند و در همان جا رحلت فرمودند لیكن بنی اسرائیل بهنگام خروج از مصر اجساد آنان را به فلسطین باز گرداندند تا در آنجا دفن شوند
    آیات رامرورمیكنیم
    84انعام-34مومن-سوره یوسف ازایه 3تا101

    وبگاه تاریخ ما : tarikhema.org


    کانال تلگرام تاریخ ما : t.me/tarikhema
    #12 ارسال شده در تاريخ 9th November 2013 در ساعت 13:02

  3. babiz آواتار ها
    babiz
    مدیر سابق
    Nov 2011
    84,119
    31,889
    تشکر شده : 43,718

    پیش فرض

    –اسماعیل:
    اسماعیل ذبیح ا... فرزند ابراهیم از هاجر میباشد او 137 سال زیست و پس از تولد بفرمان الهی بهمراه مادرش از فلسطین به حجاز آورده شد.قرآن كریم در 50 آیه سرگذشت اسماعیل را بهمراه پدرش ابراهیم خلیل بیان داشته است او مروج دین حنیف بود و جد اعلای پیامبر اسلام .و نیز صاحب 12 فرزند شد كه یكی از آنان به نام قیدار نبی جد اعلای پیامبر اسلام است و قبر وی در خدابنده قرار دارد.
    سرگذشت ایشان باختصار به شرح زیر است:
    ابراهیم از هاجر فرزند دار شد و نام او را اسماعیل نهاد و او را پس از تولد بهمراه مادرش به سرزمین حجاز برد و خود بازگشت.هاجر در بیابان به دنبال آب بود بارها اطراف را درنوردید تا در یكی از بازگشتها بسوی فرزندش متوجه گردید كه از زیر پای اسماعیل چشمه ای جوشیدن گرفته است.آن چشمه همان آب زمزم است كه تا كنون جاریست.با آمدن آب آبادانی بوجود آمد و كاروانهای بسیاری بدانجا روانه شدند و سكونت گزیدند اسماعیل موحد بود و مروج دین حنیف سالها در آن مكان مردم را به ستایش خدای یگانه دعوت می فرمود در سفری كه ابراهیم به جزیره العرب نمود شبی در خواب از سوی خداوند امر به ذبح اسماعیل شد موضوع را با فرزند در میان نهاد او گفت پدر در اجرای امر خدا شتاب كن پدر فرزند را به دامنه كوهی برد و كارد بر گلویش گذارد اما كارد نبرید و فرمان حق آمد كه ابراهیم تو در امتحان پیروز شدی این گوسفند را به جای اسماعیل قربانی كن آنگاه با كمك اسماعیل پایه های خانه كعبه را بالا بردند و آنجا را محل عبادت مردم قرار دادند ابراهیم از خداوند برای ذریه خود طلب مغفرت نمود و خواست تا آندیار را محل آمدو رفت مردمان قرار دهد كه مورد اجابت قرار گرفت و همه ساله مردم زیادی برای دیدار كعبه بدانجا میامدند تا سرانجام در زمان حضرت محمد كعبه توسط مسلمانان فتح و قبله مسلمین قرار گرفت اسماعیل پس از 137 سال زندگی را بدرود گفت و قبر او در همان مكان می باشد.
    آیات رامرورمیكنیم
    125تا129و136و140بقره-54و55مریم-84ال عمران-86انبیا-35تا39ابراهیم-163نسا-101تا107صافات-48ص
    10-قیدار- قیدارفرزنداسماعیل ومروج دین ابراهیم ومدفن وی درخدابنده زنجان است

    وبگاه تاریخ ما : tarikhema.org


    کانال تلگرام تاریخ ما : t.me/tarikhema
    #13 ارسال شده در تاريخ 9th November 2013 در ساعت 13:02

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •