يك سرگذشت عبرت‏ انگيز از دین یهود از زبان قرآن
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: يك سرگذشت عبرت‏ انگيز از دین یهود از زبان قرآن

  1. babiz آواتار ها
    babiz
    مدیر سابق
    Nov 2011
    84,119
    31,889
    تشکر شده : 43,718

    پیش فرض يك سرگذشت عبرت‏ انگيز از دین یهود از زبان قرآن

    يك سرگذشت عبرت‏انگيز

    كتاب: تفسير نمونه ج 6ف ص : 417

    نويسنده: آية الله مكارم شيرازى با همكارى جمعى از دانشمندان

    و سئلهم عن القرية التى كانت‏حاضرة البحر اذ يعدون فى السبت اذ تاتيهم حيتانهم يوم سبتهم شرعا و يوم لا يسبتون لا تاتيهم كذلك نبلوهم بما كانوا يفسقون(163) و اذ قالت امة منهم لم تعظون قوما الله مهلكهم او معذبهم عذابا شديدا قالوا معذرة الى ربكم و لعلهم يتقون(164) فلما نسوا ما ذكروا به انجينا الذين ينهون عن السوء و اخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس بما كانوا يفسقون(165) فلما عتوا عن ما نهوا عنه قلنا لهم كونوا قردة خسئين(166)
    ترجمه : 163 - و از آنها درباره ( سرگذشت ) شهرى كه در ساحل دريا بود سوال كن ، و ( بخاطر بياور ) هنگامى را كه آنها در روز شنبه تجاوز ( و طغيان در برابر قانون خدا ) مى‏كردند ، همان هنگام كه ماهيانشان روز شنبه ( كه روز تعطيل و استراحت - شان بود ) آشكار مى‏شدند اما در غير روز شنبه به سراغ آنها نمى‏آمدند ، اينگونه آنها را به چيزى آزمايش كرديم كه در برابر آن نافرمانى مى‏نمودند .
    164 - و هنگامى را كه گروهى از آنها ( به گروه ديگر ) گفتند چرا جمعى ( گنهكار ) را اندرز مى‏دهيد كه سرانجام خداوند آنها را هلاك خواهد كرد و يا به عذاب شديدى گرفتار خواهد ساخت ( آنها را به حال خود واگذاريد تا نابود شوند ) گفتند : ( اين اندرزها ) براى اعتذار ( و رفع مسئوليت ) در پيشگاه پروردگار شماست ، به علاوه شايد آنها ( بپذيرند و از گناه بازايستند و ) تقوى پيشه كنند .
    165 - اما هنگامى كه تذكراتى را كه به آنها داده شده بود فراموش كردند ، نهى كنندگان از بدى را رهائى بخشيديم و آنها را كه ستم كردند به عذاب شديدى بخاطر نافرمانى‏شان 418 گرفتار ساختيم .
    166 - هنگامى كه در برابر فرمانى كه به آنها داده شده بود سركشى نمودند به آنها گفتيم به شكل ميمونها در آئيد و طرد شويد .
    تفسير : يك سرگذشت عبرت‏انگيز در اين آيات صحنه ديگرى از تاريخ پرماجراى بنى اسرائيل ، كه مربوط به جمعى از آنها است كه در ساحل دريائى زندگى مى‏كردند ، آمده است ، منتها روى سخن در آن به پيامبر اسلام (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسل �) است ، و به او مى‏گويد كه از يهود معاصر خويش درباره اين جمعيت‏سوال كند يعنى اين خاطره را به وسيله سوال در ذهن آنان مجسم ساز ، تا از آن پند گيرند ، و از سركشى و كيفرى كه در انتظار سركشان است‏بپرهيزند .
    اين سرگذشت ، چنانكه در روايات اسلامى به آن اشاره شده مربوط به جمعى از بنى اسرائيل است كه در ساحل يكى از درياها ( ظاهرا درياى احمر بوده كه در كنار سرزمين فلسطين قرار دارد ) در بندرى بنام ايله ( كه امروز بنام بندر ايلات معروف مى‏باشد ) زندگى مى‏كردند و از طرف خداوند به عنوان آزمايش و امتحان دستورى به آنها داده شد و آن اينكه صيد ماهى را در آن روز تعطيل كنند اما آنها با آن دستور مخالفت كردند و گرفتار مجازات دردناكى شدند كه شرح آنرا در اين آيات مى‏خوانيم .
    در نخستين آيه مى‏فرمايد : از قوم يهود معاصر خويش ماجراى شهرى را كه در كنار دريا قرار داشت‏سؤال كن ( و اسئلهم عن القرية التى كانت‏حاضرة البحر ) . ( و به ياد آنها بياور زمانى را كه در روز شنبه از قانون پروردگار تجاوز مى‏كردند ( اذ يعدون فى السبت ) .
    زيرا روز شنبه تعطيل آنها بود و وظيفه داشتند ، دست از كار و كسب و صيد ماهى بكشند و به مراسم عبادت آن روز بپردازند ، اما آنها اين دستور را زير پا گذاردند . سپس قرآن آنچه را در جمله قبل سربسته بيان كرده بود چنين شرح مى‏دهد به خاطر بياور آن هنگام را كه ماهيان در روز شنبه در روى آب آشكار مى‏شدند و در غير روز شنبه ماهى كمتر به سراغ آنها مى‏آمد ( اذ تاتيهم حيتانهم يوم سبتهم شرعا ) .
    سبت در لغت‏به معنى تعطيل عمل براى استراحت است و اينكه در قرآن در سوره نبا مى‏خوانيم و جعلنا نومكم سباتا خواب شما را مايه راحت‏شما قرار داديم نيز اشاره به همين موضوع است ، و روز شنبه را از اين جهت‏يوم السبت ناميده‏اند كه برنامه‏هاى كسب و كار معمولى در آن تعطيل مى‏شد ، سپس اين نام بر اين روز باقى ماند .
    بديهى است جمعيتى كه در كنار دريا زندگى مى‏كنند ، قسمت مهمى از تغذيه و درآمدشان از طريق صيد ماهى است ، و گويا به خاطر تعطيل مستمرى كه قبلا در روز شنبه در ميان آنها معمول بود ، ماهيان در آن روز احساس امنيت از نظر صيادان مى‏كردند و دسته دسته به روى آب ظاهر مى‏شدند ، اما در روزهاى ديگر كه صيادان در تعقيب آنها بودند در اعماق آب فرو مى‏رفتند ! اين موضوع خواه جنبه طبيعى داشته ، و يا يك جنبه فوق العاده و الهى ، وسيله‏اى بود براى امتحان و آزمايش اين جمعيت ، لذا قرآن مى‏گويد : ما اين چنين آنها را به چيزى كه در برابر آن مخالفت مى‏كردند آزمايش مى‏كرديم ( كذلك نبلوهم بما كانوا يفسقون ) .
    در حقيقت جمله بما كانوا يفسقون اشاره به آن است كه آزمايش آنها به چيزى بود كه آنها را به سوى خود جلب و به نافرمانى دعوت مى‏كرد و همه آزمايشها همين گونه است ، زيرا آزمايش بايد ميزان مقاومت افراد را در برابر كشش گناهان مشخص كند و اگر گناه كششى به سوى خود نداشت ، آزمايش مفهومى نمى‏داشت .
    هنگامى كه اين جمعيت از بنى اسرائيل در برابر اين آزمايش بزرگ كه با زندگى آنان كاملا آميخته بود قرار گرفتند ، به سه گروه تقسيم شدند : گروه اول كه اكثريت را تشكيل مى‏دادند ، به مخالفت‏با اين فرمان الهى برخاستند .
    گروه دوم كه قاعدتا اقليت كوچكى بودند ، در برابر گروه اول به وظيفه امر به معروف و نهى از منكر قيام كردند . گروه سوم ، ساكتان و بى‏طرفان بودند ، كه نه همگامى با گناهكاران داشتند و نه وظيفه نهى از منكر را انجام مى‏دادند .
    در آيه دوم مورد بحث ، گفتگوى اين گروه را با نهى‏كنندگان شرح مى‏دهد و مى‏گويد : بخاطر بياور هنگامى كه جمعى از آنها به جمع ديگرى گفتند : چرا قومى را اندرز مى‏دهيد كه خداوند سرانجام آنها را هلاك مى‏كند و يا به عذاب دردناكى كيفر خواهد داد ( و اذ قالت امة منهم لم تعظون قوما الله مهلكهم او معذبهم عذابا شديدا ) .
    آنها در پاسخ گفتند : ما به خاطر اين نهى از منكر مى‏كنيم كه وظيفه خود را در پيشگاه پروردگارتان انجام داده و در برابر او مسئوليتى نداشته باشيم ، بعلاوه شايد سخنان ما در دل آنها مؤثر افتد و دست از طغيان و سركشى بردارند ( قالوا معذرة الى ربكم و لعلهم يتقون ) .
    از جمله بالا چنين استفاده مى‏شود كه اندرز دهندگان براى دو هدف اين كار را انجام مى‏دادند يكى به خاطر اين كه در پيشگاه خدا معذور باشند و ديگر اينكه شايد در دل گنهكاران مؤثر افتد ، و مفهوم اين سخن چنين است كه حتى اگر احتمال تاثير هم ندهند بايد از پند و اندرز خوددارى ننمايند ، در حالى كه معروف اين است كه شرط وجوب امر به معروف و نهى از منكر احتمال تاثير است .
    ولى بايد توجه داشت كه گاهى بيان حقايق و وظائف الهى بدون احتمال تاثير نيز واجب مى‏شود و آن در موردى است كه اگر حكم خدا گفته نشود و از گناه انتقاد نگردد كم كم بدست فراموشى سپرده مى‏شود و بدعتها جان مى‏گيرند و سكوت دليل بر رضايت و موافقت محسوب مى‏شود ، در اين گونه موارد لازم است‏حكم پروردگار آشكارا همه جا گفته شود هر چند اثرى در گنهكاران نگذارد .
    اين نكته نيز شايان توجه است كه نهى‏كنندگان مى‏گفتند : مى‏خواهيم در پيشگاه پروردگارتان معذور باشيم ، گويا اشاره به اين است كه شما هم در پيشگاه خدا مسئوليت داريد و اين وظيفه تنها وظيفه ما نيست ، وظيفه شما نيز مى‏باشد .
    آيه بعد مى‏گويد : سرانجام ، دنياپرستى بر آنان غلبه كرد و فرمان خدا را به دست فراموشى سپردند ، در اين هنگام آنها را كه از گناه نهى مى‏كردند رهائى بخشيديم ، ولى ستمكاران را به كيفر سختى به خاطر فسق و گناهشان مبتلا ساختيم ( فلما نسوا ما ذكروا به انجينا الذين ينهون عن السوء و اخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس بما كانوا يفسقون ) .
    شك نيست كه اين فراموشى ، فراموشى حقيقى كه موجب عذر است نبود ، بلكه آنچنان بى‏اعتنائى به فرمان خدا كردند كه گوئى به كلى آنرا فراموش نموده‏اند .
    سپس مجازات آنها را چنين شرح مى‏دهد : هنگامى كه در برابر آنچه از آن نهى شده بودند ، سركشى كردند به آنها گفتيم به شكل ميمونهاى طرد شده در آئيد ( فلما عتوا عما نهوا عنه قلنا لهم كونوا قردة خاسئين ) روشن است كه امر كونوا ( بوده باشيد ) در اينجا يك فرمان تكوينى است ، همانند انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون ( سوره يس آيه 28 ) در اينجا به چند موضوع بايد توجه كرد : 1 - چگونه دست‏به گناه زدند ؟ در اينكه اين جمعيت ، قانون‏شكنى را از كجا شروع كردند ، در ميان مفسران گفتگو است ، از بعضى از روايات چنين استفاده مى‏شود كه نخست دست‏به حيله به اصطلاح شرعى زدند ، در كنار دريا حوضچه‏هائى ترتيب دادند و راه آنرا به دريا گشودند ، روزهاى شنبه راه حوضچه‏ها را باز مى‏كردند ، و ماهيان فراوان همراه آب وارد آنها مى‏شدند ، اما به هنگام غروب كه مى‏خواستند به دريا بازگردند راهشان را محكم مى‏بستند ، سپس روز يكشنبه شروع به صيد آنها مى‏كردند و مى‏گفتند خداوند به ما دستور داده است صيد ماهى نكنيد ، ما هم صيد نكرده‏ايم بلكه تنها آنها را در حوضچه‏ها محاصره نموده‏ايم ! بعضى از مفسران گفته‏اند آنها روز شنبه قلابها را به دريا مى‏افكندند ، سپس روز بعد آنرا از دريا بيرون مى‏كشيدند و به اين وسيله صيد ماهى مى‏نمودند .
    و از بعضى از روايات ديگر برمى‏آيد كه آنها بدون هيچ حيله‏اى با بى‏اعتنائى كامل روزهاى شنبه مشغول صيد ماهى شدند . ولى ممكن است همه اين روايات صحيح باشد به اين ترتيب كه در آغاز از طريق حيله به اصطلاح شرعى - به وسيله كندن حوضچه‏ها و يا انداختن قلابها - كار خود را شروع كردند ، اين كار ، گناه را در نظر آنها كوچك و آنان را در برابر شكستن احترام روز شنبه جسور ساخت ، كم كم روزهاى شنبه علنا و بى‏پروا به صيد ماهى مشغول شدند و از اين راه مال و ثروت فراوانى فراهم ساختند .
    2 - چه كسانى رهائى يافتند ؟ ظاهر آيات فوق اين است كه از آن سه گروه ( گنهكاران ، ساكتان و اندرز دهندگان ) تنها گروه سوم از مجازات الهى مصون ماندند و به طورى كه در روايات آمده است آنها هنگامى كه ديدند اندرزهايشان مؤثر واقع نمى‏شود ناراحت‏شدند و گفتند ما از شهر بيرون مى‏رويم ، شب هنگام به بيابان رفتند و اتفاقا در همان شب كيفر الهى دامان دو گروه ديگر را گرفت . و اما اينكه بعضى از مفسران احتمال داده‏اند كه تنها گروه گنهكار گرفتار عذاب شدند و ساكتان نيز رهائى يافتند با ظاهر آيات فوق به هيچوجه سازگار نيست .
    3 - آيا هر دو گروه يك نوع كيفر داشتند ؟ از آيات فوق چنين برمى‏آيد كه كيفر مسخ شدن ، منحصر به گنهكاران بود زيرا مى‏گويد فلما عتوا عما نهوا عنه ... ( هنگامى كه در برابر آنچه نهى شده بودند سركشى كردند ... ) ولى از طرفى از آيات فوق نيز استفاده مى‏شود كه تنها اندرز دهندگان از مجازات رهائى يافتند ، زيرا مى‏گويد انجينا الذين ينهون عن السوء ( آنها را كه نهى از منكر مى‏كردند رهائى بخشيديم ) .
    از مجموع اين دو چنين استفاده مى‏شود كه هر دو گروه مجازات شدند ، ولى مجازات مسخ ، تنها مربوط به گنهكاران بود ، و مجازات ديگران احتمالا هلاكت و نابودى بوده است ، هر چند گنهكاران نيز چند روزى پس از مسخ شدن - طبق روايات - هلاك شدند .
    4 - آيا مسخ ، جسمانى بوده يا روحانى ؟ مسخ يا به تعبير ديگر تغيير شكل انسانى به صورت حيوان مسلما موضوعى بر خلاف جريان عادى طبيعت است ، البته موتاسيون و جهش و تغيير شكل حيوانات به صورت ديگر در موارد جزئى ديده شده است ، و پايه‏هاى فرضيه تكامل در علوم طبيعى امروز بر همان بنا نهاده شده ، ولى مواردى كه در آن موتاسيون و جهش ديده شده صفات جزئى حيوانات است ، نه صفات كلى ، يعنى هرگز ديده نشده است كه نوع حيوانى بر اثر موتاسيون تبديل به نوع ديگر شود ، بلكه خصوصياتى از حيوان ممكن است دگرگون گردد ، و تازه جهش در نسلهائى كه به وجود مى‏آيند ديده مى‏شود ، نه اينكه حيوانى كه متولد شده است‏با جهش تغيير شكل دهد ، بنابراين دگرگون شدن صورت انسان يا حيوانى به صورت نوع ديگر امرى است‏خارق العاده .
    اما بارها گفته‏ايم مسائلى بر خلاف جريان عادى طبيعى وجود دارد ، گاهى به صورت معجزات پيامبران و زمانى به صورت اعمال خارق‏العاده‏اى كه از پاره‏اى از انسانها سر مى‏زند ، هر چند پيامبر نباشند ( كه البته با معجزات متفاوت است ) بنابراين پس از قبول امكان وقوع معجزات و خارق عادات ، مسخ و دگرگون شدن صورت انسانى به انسان ديگر مانعى ندارد .
    و همانطور كه در بحث اعجاز انبياء گفته‏ايم ، وجود چنين خارق عاداتى نه استثناء در قانون عليت است نه بر خلاف عقل و خرد ، بلكه تنها يك جريان عادى طبيعى در اينگونه موارد شكسته مى‏شود كه نظيرش را در انسانهاى استثنائى كرارا ديده‏ايم .
    بنابراين هيچ مانعى ندارد كه مفهوم ظاهر كلمه مسخ را كه در آيه فوق و بعضى ديگر از آيات قرآن آمده است‏بپذيريم و بيشتر مفسران هم همين تفسير را پذيرفته‏اند . ولى بعضى از مفسران كه در اقليت هستند معتقدند كه مسخ به معنى مسخ روحانى و دگرگونى صفات اخلاقى است ، به اين معنى كه صفاتى همانند ميمون يا خوك در انسانهاى سركش و طغيانگر پيدا شد ، رو آوردن به تقليد كوركورانه و توجه شديد به شكم‏پرستى و شهوت‏رانى كه از صفات بارز اين دو حيوان بود در آنها آشكار گشت . اين احتمال از يكى از قدماى مفسرين به نام مجاهد نقل شده است . و اينكه بعضى ايراد كرده‏اند كه مسخ بر خلاف قانون تكامل و موجب بازگشت و عقب‏گرد در خلقت است ، درست نيست ، زيرا قانون تكامل مربوط به كسانى است كه در مسير تكاملند ، نه آنها كه از مسير انحراف يافته و از محيط شرائط اين قانون به كنار رفته‏اند ، فى المثل يك انسان سالم در سنين طفوليت مرتبا رشد و نمو مى‏كند اما اگر نقائصى در وجود او پيدا شود ، ممكن است نه تنها رشد و نموش متوقف گردد بلكه رو به عقب برگردد ، و نمو فكرى و جسمانى خود را تدريجا از دست‏بدهد . ولى در هر حال بايد توجه داشت كه مسخ و دگرگونى جسمانى متناسب با اعمالى است كه انجام داده‏اند ، يعنى چون عده‏اى از جمعيت‏هاى گنهكار بر اثر انگيزه هواپرستى و شهوت‏رانى دست‏به طغيان و نافرمانى خدا مى‏زدند و جمعى با تقليد كوركورانه كردن از آنها ، آلوده به گناه شدند ، لذا به هنگام مسخ ، هر گروه به شكلى كه متناسب با كيفيت اعمال او بوده ظاهر مى‏شده است . البته در آيات مورد بحث تنها سخن از قرده ( ميمونها ) به ميان آمده است و از خنازير ( خوكها ) سخنى نيست ، ولى در آيه 60 سوره مائده گفتگو از جمعيتى به ميان آمده است كه به هنگام مسخ به هر دو صورت فوق ( بعضى قرده و بعضى خنازير ) تغيير چهره دادند ، كه به گفته بعضى از مفسران مانند ابن عباس ، آن آيه نيز در باره همين اصحاب سبت است كه پيرمردان سرجنبانان شكم‏پرست و شهوت‏پرستشان به خوك و جوانان مقلد چشم و گوش بسته كه اكثريت را تشكيل مى‏دادند به ميمون تغيير چهره دادند . ولى در هر حال ، بايد توجه داشت كه طبق روايات ، مسخ‏شدگان تنها چند روزى زنده مى‏ماندند و سپس از دنيا مى‏رفتند ، و نسلى از آنها به وجود نمى‏آمد .

    وبگاه تاریخ ما : tarikhema.org


    کانال تلگرام تاریخ ما : t.me/tarikhema
    #1 ارسال شده در تاريخ 9th November 2013 در ساعت 11:58

  2. babiz آواتار ها
    babiz
    مدیر سابق
    Nov 2011
    84,119
    31,889
    تشکر شده : 43,718

    پیش فرض

    خلافكارى زير پوشش كلاه شرعى گرچه در آيات فوق اشاره‏اى به حيله‏گرى اصحاب سبت در زمينه گناه نشده است ، ولى همانطور كه اشاره كرديم ، بسيارى از مفسران در شرح اين آيات اشاره به داستان كندن حوضچه‏ها و يا نصب قلابها در دريا در روز شنبه كرده‏اند ، و در روايات اسلامى نيز اين موضوع ديده مى‏شود ، بنابراين مجازات و كيفر الهى كه با شدت درباره اين گروه جارى شد ، نشان مى‏دهد كه چهره واقعى گناه هرگز با دگرگون ساختن ظاهر آن و به اصطلاح كلاه شرعى درست كردن ، دگرگون نمى‏گردد ، حرام ، حرام است ، خواه صريحا انجام گيرد ، يا زير لفافه‏هاى دروغين و عذرهاى واهى . آنها كه تصور مى‏كنند ، گناه را مى‏توان با تغيير چهره صورى تبديل به يك عمل مجاز كرد در حقيقت‏خود را فريب مى‏دهند ، و بدبختانه اين كار در ميان بعضى از بيخبرانى كه خود را به دين منتسب مى‏كنند ، فراوان ديده مى‏شود ، و همانست كه چهره مذهب را در نظر افراد دور افتاده سخت‏بدنما كرده است .
    عيب بزرگى كه اين عمل دارد - علاوه بر زشت نشان دادن چهره مذهب - اين است كه گناه را در نظرها كوچك مى‏كند و از اهميت آن مى‏كاهد و افراد را چنان جسور در برابر گناه مى‏سازد كه پس از انجام اينگونه كارها كم كم آماده براى انجام گناهان بطور صريح و آشكار مى‏شوند . در نهج البلاغه مى‏خوانيم كه على (عليه‏السلام) از پيامبر (صلى‏الله‏عليه‏وآله‏وسل �) چنين نقل مى‏كند : روزى فرا مى‏رسد كه مردم به وسيله اموالشان آزمايش مى‏شوند ، بر خدا منت مى‏گذارند كه ديندارند ، و در عين حال در انتظار رحمت اويند و از مجازات او خود را در امان مى‏بينند يستحلون حرامه بالشبهات الكاذبة و الاهواء الساهية فيستحلون الخمر بالنبيذ و السحت‏بالهدية و الربا بالبيع : حرام خدا را با شبهات دروغين و خيالات واهى حلال مى‏شمرند ، شراب را تحت عنوان نبيذ و رشوه را به عنوان هديه ( و حق و حساب ) و ربا را به نام بيع ، براى خود حلال مى‏پندارند ( نهج البلاغه آخر خطبه 156 ) .
    بايد توجه داشت كه انگيزه اينگونه حيله‏ها يا پوشيدن چهره زشت‏باطنى خود در افكار عمومى است ، و يا فريب دادن وجدان و كسب آرامش كاذب درونى .
    6 - اشكال مختلف آزمونهاى الهى درست است كه ماهى گرفتن از دريا براى ساحل‏نشينان كار خلافى نيست گاهى ممكن است‏خداوند براى امتحان و آزمايش ، جمعيتى را موقتا از اين موضوع نهى كند ، تا مقدار فداكارى آنها روشن شود ، و اين يكى از اشكال امتحان خداوند است‏به علاوه روز شنبه در آئين يهود ، روز مقدسى بود و دستور داشتند براى احترام آن روز و رسيدن به عبادت و برنامه‏هاى مذهبى دست از كسب و كار بكشند ، ولى ساحل‏نشينان ايله همه اين مسائل را ناديده گرفتند و آنچنان مجازات شدند كه زندگينامه آنها درس عبرتى براى آيندگان شد .

    وبگاه تاریخ ما : tarikhema.org


    کانال تلگرام تاریخ ما : t.me/tarikhema
    #2 ارسال شده در تاريخ 9th November 2013 در ساعت 11:58

موضوعات مشابه

  1. تاپيك دريافت محصولات امنيتي كوئيك هيل - Quick Heal
    توسط p30 today در انجمن نرم افزارهای آنتی ویروس و فایروال
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 18th February 2013, 14:15
  2. زمينه پيدايش فيزيك كلاسيك classic physics
    توسط Nazanin.kOochoOlOo در انجمن گرايش فيزيك
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 12th March 2012, 09:16
  3. جدال فيزيك و متافيزيك physic & Meta Phisic
    توسط Nazanin.kOochoOlOo در انجمن گرايش فيزيك
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 12th March 2012, 07:43
  4. يك هشتم نهايي ويمبلدون 2011 نادال در يك قدمي حذف!
    توسط mhdi akbri در انجمن بایگانی بخش ورزش
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 28th June 2011, 13:12
  5. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 13th April 2009, 05:34

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •