بودا لقبی است که در مذهب بودایی به هر کسی که به «روشنی» (بودهی) رسیده باشد اطلاق میشود گرچه از آن بیشتر برای اشاره به سیذارتا گوتاما بودا، بنیانگذار مذهب بودایی استفاده میشود.سيذارتا گوتاما ساكياموني برترين فرزانه تاريخ معنويت و مشهور ترين درون انگار و به عبارتي تاثير گذارترين عارف تاريخ تا به امروز است.طريقت بودا و آيين هاي منصوب به او از جمله ذن پويا ترين و پيشرو ترين طريقت زنده جهان است .
واژه بودا یعنی بیدار شده یا به عبارت دیگر، کسی که به روشنی رسیدهاست.
در بسیاری از منابع وقتی صحبت از «بودا» میشود منظور همان «گوتاما بودا»، بنیانگذار مذهب بودایی است و همین به این باور غلط که منظور از لفظ «بودا» تنها همان «گوتاما بودا» است دامن زدهاست. اما به باور بوداییان، بسیاری دیگر نیز به «مقام بودایی» رسیدهاند.


خلاصه زندگی بودا

در سال ۵۶۳ قبل از میلاد مسیح در یک شب مهتابی در وایساکها در سرزمین پادشاهی کاپیلاواستو شاهزاده سادهودانا و همسرش ماهامایا در بیشه سلطنتی لومبینی در زیر درخت Sal صاحب پسری شدند. در روز پنجم تولد نوزاد سیدهارتها نامیده شد و در روز هفتم عمر مادرش به پایان رسید. خواهر کوچکتر ماهامایا به نام پراجابتی گاتامی این کودک را مانند مادری دلسوز پرورش داد.در سالهای آموزش شاهزاده سیدهارتها آموزش¬های اولیه لازم و جنگاوری را تعلیم دید، اما اطرافیان معمولا او در افکار عمیق مشاهده میکردند – افکاری راجع به درد و رنج انسان¬ها. او مخالف بهره برداری انسان¬ها از یکدیگر، نابرابری، فقر، خشونت و طبقه بندی مردم جامعه بود. او در سن شانزده سالگی با شاهزاده خانمی بسیار زیبا به نام یاشودهارا، دختر پادشاه دوادها ازدواج کرد. سیدهارتها بیست و نه ساله بود که صاحب پسری زیبا به نام رادهولا شد واین واقعه را به عنوان دلبستگی جدیدی به این زندگی مادی تفسیر کرد. او قصر، پدر ومادرش، همسر زیبا و نوزادش را به جستجوی راهی برای نجات بشریت از چرخه رنج و عذاب را ترک کرد. با این تفکر که تحمل ریاضت‏های سخت و طاقت فرسا موجب مرگ او خواهد شد دوستانش را ترک کرد و در کناره شرقی رود نیرانجانا ساکن شد. در این مکان بود که ساجاتا دختر کدخدای دهکده سنانی به او شیربرنج تعارف کرد. بعد از پذیرش غذای ساجاتا سیدارتها به سمت دیگر رودخانه در جنگل اورولا رفت و دربعد از ظهر همان روز بر روی سبزه¬ در زیر درخت انجیر و رو به سمت شرق نشست. او که عزم خود را برای رسیدن به حقیقت جزم کرده بود جنگ خود علیه مارا شیطانی که عهد کرده بود مانع رسیدن او به حقیقت شود آغاز نمود. بعد از رسیدن به روشن بینی بودا هفت هفته دیگر را در هفت مکان مختلف پیرامون درخت ماهابودهی پرداخت به منظور استفاده از این دستاورد بزرگ برای زندگی انسانی و عدم تولد مجدد در این دنیا پرداخت.آنچه نيروانا را از ساير تجارب شخصيت هاي معنوي تاريخ متمايز مي کند فقدان الوهيت و عدم استفاده از امور الهي و عدم تکيه بر الهيات و ماوراءالطبيعه در رسيدن به نيروانا از جانب بوداست.بودا ملحد نبود اما در راه رسيدن به حقيقت کار هستي کاملا به الهيات و ماوراءالصبيعه بي اعتنا بود و نيروانا حاصل کوشش يک انسان بدون هيچ کمک و مساعدت نيروهاي الهي و ماورايي است .کشف بودا حاوي اين حقيقت است که آرامش و رهايي و آگاهي ابتدا در کنترل ذهن او نهفته است نه هيچ شرط بيروني ديگر و رهايي و آرامش کامل در "اينجا و اکنون" يافتني است نه در يک قلمرو دور دست يا وضعيتي آسماني و الهي فراتر از موجوديت فعلي او


اولین خطابه بودا بعد از روشن بینی

بودا تصمیم گرفت که دانش جدیدی که به آن دست یافته بود را با مردم به اشتراک بگذارد تا آنها نیز بتوانند چرخه زندگی و مرگ را تحت تسلط خود در آورند. او ابتدا می خواست دانش جدید را با استادانش در میان بگذارد ولی متوجه شد که دو استاد او دیگر در قید حیات نیستند. او برای انتقال این دانش دوستانش را در نظر گرفت و به محل اقامت آنها ،ایزیپاتانا ، رفت. وقتی که پنج دوست بودا او را دیدند تصمیم گرفتند که به او اعتنا نکنند چون می پنداشتند دلیل ترک اسکتیک گوتاما این بوده که از راه و روش زندگی مقدس خسته شده و تسلیم شدهاست. ولی آنها نتوانستند درخشندگی حضور او را نادیده بگیرند. آن شب شبی با ماه کامل در ماه جولای بود. در پارک آهو در ایزیپاتانا، بودا اولین خطابه خود را پس از روشن بینی ایراد کرد. این اولین خطابه دهاماچاکا نامیده شدهاست. دهاماچاکا به معنی بر پایی آگاهی است. اگرچه گاهی از آن به عنوان چرخ حقیقت یاد میکنند. یکی از دوستان بودا به نام کُندانا بعد از شنیدن اولین خطابه بودا به اولین مرحله از پیشرفت معنوی به نام سوتاپاتی رسید. ( این مرحله اولین مرحله از تقدس است و و اگر کسی به آن برسد او راابا عنوان« وارد شده به جریان» می نامند و قادر خواهد بود حداکثر تا هفت تولد دیگر از چرخه مرگ و زندگی خارج شود.) این خطابه به علت اولین خطابه بودن و در بر داشتن افکار بودا در خصوص حقایقی ناب و نشان دادن « راه میانی» از ارزش زیادی برخوردار است. «راه میانی» راهی بود که بودا پیمود تا به روشن بینی دست یابد. او ثروت و قدرت زیاد خود به عنوان یک شاهزاده و ریاضت کشیدن و شکنجه دادن خود با محروم کردن بدن از نیازهای اساسی را رها کرد و در عوض «راه میانی» را برگزید. او به نیازهای بدنش به جای خواستههای ذهنش توجه نمود. این «راه میانی» که او را در خروج از رنج و عذاب یاری نمود در اولین خطابه بودا در هشت نکته ارائه شدهاست:
۱. درک صحیح
۲. تفکر صحیح
۳. صحبت صحیح
۴. فعالیت صحیح
۵. امرار معاش صحیح
۶. تلاش صحیح
۷. اندیشه صحیح
۸. تمرکز صحیح


پیروی از این هشت نکته باعث فهمیدن چهار حقیقتی میشود که باعث خروج انسان از چرخه مرگ و زندگی و رسیدن به نیروانا میگردد.

__________________