ادیان ابتدائی
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: ادیان ابتدائی

  1. babiz آواتار ها
    babiz
    مدیر سابق
    Nov 2011
    84,119
    31,889
    تشکر شده : 43,718

    پیش فرض ادیان ابتدائی

    مذهب آنیمیسم و آثار و نتایج آن
    آنیمیسم چیست؟
    کلمه دانیم و دانیم به معنای تحریک کردن و به هیجان آوردن، از همان کلمه روح است.آیین باستانی بسیاری از اقوام گذشته جان پرستی (Animism) بوده است. بر اساس این آیین همه مظاهر طبیعت روح دارند و برای بهره برداری از آنها باید به نیایش و سپاس و ستایش آنها پرداخت. پرستش ‍ زمین، آسمان و اجرام سماوی، آتش، رعد، برق، ابر، دریا، رودخانه، طوفان، جنگل، گیاهان و حیوانات، بویژه گاو ماده، مار کبرا، همچنین پرستش توتم قبیله و روح نیاکان و بزرگان، همراه با دلجویی از موجودات خطرناک، مانند شیطان و جن، میان اقوام باستانی رواج داشته است. گرایش به عبادت جن و پناه بردن برخی افراد نادان به آنها مورد نکوهش قرآن مجید قرار گرفته است (سوره های: انعام: 100، سباء: 41، جن: 6). جان پرستان طبیعت را دارای شعور و انسانوار می دانند و به گونه ای با آن راز و نیاز می کنند و برای آن قربانی تقدیم می دارند، گویا طبیعت تحت تاءثیر این امور قرار می گیرد. بقایای این گرایش در برخی ادیان بخصوص ‍ آیین هندو تا این زمان مشاهده می شود. برخی از بتان نماد قوای طبیعت هستند.

    به هر حال روح یا روح پرستی نوعی مذهب ابتدائی است، یا ابتدائی ترین مذهب عالم است.روح پرستی به این معنی است که قبائل ابتدائی به وجود ارواح نامرئی خاصی معتقد بودند. این ارواح چه خصوصیاتی دارند؟
    اولین خصوصیاتشان این است که دارای شخصیت انسانی هستند، آگاهی دارند، اراده دارند، کینه دارند، نفرت و عشق و محبت دارند، خدمت یا خیانت می کنند، شومند یا مقدس و خیرند یا شر. اینها همه صفات انسان است که به ارواح داده شده است. این ارواح، که ارواح انسانی هستند، انسان را زندگی و حیات و حرکت می بخشند، دومین خصوصیت روح، ماندگاری آنست. بدوی می گوید که انسان وقتی مرد، روحش باقی می ماند... روح نمی میرد، می ماند، یا به آسمان برمی گردد، یا در تاریکی ها زندگیش را ادامه می دهد، یا در اعماق جنگلها، یا در زوایای شهرها و یا اینکه به تعبیر بسیاری از قبایل بدوی درست در کناره جنازه می ماند و همیشه حافظ جنازه خویش است. این است که روح چون حافظ جنازه خویش است و چون به سرنوشت تن خویش وابسته و دلبسته است، احترام می یابد. و آنکه به جنازه بی حرمتی کند، یا حرمتش بدارد، از روح حافظ جنازه، سزا می بیند. اگر بی حرمتی کرده باشد، صدمه ای می خورد و اگر حرمت داشته است، جنازه را غذا داده است، لباس پوشانده است، تزئینات مرده را به او برگردانده است، شدیدا احترامش کرده است، روح جنازه احترامش می گذارد و حتی حفظش می کند، و مثل یک نگهبان، پاسدار خانواده او است و موجب برکت و مصونیت افراد این خانواده می شود.

    اساس بینش و اعتقاد در این مذهب (انیمیسم یا روح پرستی) اصالت روح است و مقصود از روح، نیروی مرموزی است که در فرد انسانی و انسانها و همچنین در اشیاء وجود دارد. لوی برون می گوید: این روح، با تصور و اعتقادی که ما از روح داریم جداست. انیمیست ها (یعنی بدویان معتقد به این روح) می گویند که: روح عبارت است از قوه مرموزی که در اشیاء و افراد وجود دارد. در صورتی که ما معتقدیم، اشیاء مادی دارای روح نیستند، و روح را عامل حیات و گرما و حرکت بدنمان می دانیم، اما آنان به جزء سومی اعتقاد دارند که غیراز جسم و روح است. و انیمیست ها به این جزء سوم است که روح می گویند. اسکیموها نیز به چنین جزء سومی معتقدند و می گویند که انسان درست شده است از روح، از جسم و از اسم. پس ‍ معلوم می شود که روح به معنای جان نیست و روح پرستی اعتقاد ابتدائی انسان است به یگانه بودن خویش و یا دو گانه بودن جهان؛ به این معنی که جهان مادی و اشیاء طبیعت دارای روح هستند و انسان نیز دارای یک عنصر غیرمرئی عینی به نام روح، که ارزش انسانی است. و مهمتر این است که با اعتقاد به این روح، انسان میان خود و طبیعت نوعی خویشاوندی احساس می کند. انسان بدوی چون اشیاء طبیعت را هم دارای روح می داند (که روح انسانی است) و چنانکه ما می پنداریم اشیاء طبیعت را مرده احساس نمی کند و جامد نمی داند، میان خود و طبیعت به نوعی اتحاد می رسد.
    مسئله دوم، مسئله تناسخ است که در ادیان ابتدائی و بخصوص ‍ در انیمیسم وجود دارد. تناسخ به این معنی است که روح بعد از مرگ تن، باقی می ماند و به تنی دیگر برمی گردد و زندگیش را در حیات دومی ادامه می دهد، و پس از مرگ جسم دوم، یا به عالم ارواح برمی گردد و یا در جسم سومی خانه می گیرد. این تن سوم و چهارم و پنجم و... گاهی ممکن است انسان باشد و گاهی حیوان، گاهی ممکن است نبات باشد و گاه سنگ. بنابراین فکر تناسخ که در مذاهب هند و در بعضی از فرقه های غیر رسمی اسلامی هم هست، فکری ابتدائی و از بدوی ترین مذاهب عالم است.

    اشکال مختلف جان پرستی
    فلیسین شاله می گوید: جان پرستی را از ادراکات مذهبی مجاور آن نمی توان جدا کرد. در این دین افکار مانا و تابو و عقیده به نیاکان افسانه ای و زندگی پس از مرگ یافت می شود. جان پرستی دین جامعه های متعددی است که از قبائل استرالیائی مترقی تر است و می توان آن را با جامعه هائی که بین عهد بدوی و تمدن قدیم وجود دارد تطبیق کرد. مانند: جامعه های سیاهان آفریقائی غیر مسلمان و پلینزی و بومیان فعلی آمریکا و جمعیت اسکیموها. بدویان معتقدند روح در بعضی از قسمتهای جسم قرار دارد. مردم استرالیا آن را در چربی و کلیه ها ساکن می دانند. به عقیده آنان بدون اینکه انسان بمیرد، روح می تواند موقتا بدن را ترک نماید و از فاصله دور بر آن نظارت داشته باشد. فرازر می نویسد: روح ممکن است دزدیده شود یا از میان برود و یا مراجعت نماید و در بعضی موارد تعویض گردد. در نزد بومیان سرخ پوست شروکیس در ممالک متحده آمریکا رایج است که در یک نبرد، رئیسی روح خود را در بالای شاخه درختی جان داد. دشمن به طرف وی تیراندازی کرد ولی نتوانست او را بکشد و یا زخمی سازد. حریف به حیله جنگی او پی برد و وسط شاخه ها را هدف قرار داد، آنگاه آن شخص ‍ افتاد و کشته شد. در نظر بدوی فردیت در سطح خارجی انسان متوقف نمی گردد. روحیه بدوی آنچه را که مانند مو و پشم و ناخن در او رشد می کند و یا چون ترشح، مدفوع و اشک و بول و نطفه و عرق از وی خارج می گردد، از خود می داند. اگر جادو بر روی اینها انجام گردد در روی بدن اثر می کند، زیرا اینها اعضای مکمل بدن است.از این نظر مراقبت می کنند که موی بدن یا ترشح و مدفوع به دست شخص ‍ ثالثی نیفتد و سوء قصدی بکار نرود. در هر حال رعایت اینگونه امور برای حفظ زندگانی لازم است.

    راس موسن می نویسد: در نظر اسکیموها انسان از سه قسمت جسم و روح و نام ترکیب شده است.در بعضی از جامعه ها، در هنگام مرگ، اسباب خانه و اشیائی را که متعلق به فرد است، می سوزانند. مرگ یعنی: اصل زندگی که روح نام دارد، برای همیشه بدن را ترک می کند ولی در کنار جسد باقی می ماند.... مردگان مانند زندگان زندگی می کنند؛ جهان اموات نقطه مقابل عالم زندگی است. شب مردگان روز زندگان است. شبها به زمین آیند و ملاقات با آنها خطرناک است. جامعه مردگان مانند زندگان به طایفه و قبیله تقسیم می شود. ممکن است مردگان دوباره به شکل انسان در آیند یا به کلی ناپدید گردند. عقیده به زندگی پس از مرگ وجود دارد ولی در هیچ جا آن را لایتناهی نمی دانند و معتقدند که اموات نیز در جهان دیگر می میرند. مقصود از آنی میسم یا جان گرائی عقیده و آئین کسانی است که در جمیع کائنات، روحی را مستقر می پندارند. این آئین را نخست فتیشیسم می نامیدند... آنی میسم را از سایر آئین های ساده بدوی و بت پرستی به سختی می توان مشخص و ممتاز ساخت، چه آنکه در بسیاری از مبادی با هم مشترکند. مثلا مانا و تابو که در توتمیسم از ارکان آن محسوب بوده، در آنی میسم نیز وجود دارد. ولی در عین حال آنی میسم را می توان یک مرحله بالاتر از توتمیسم دانست.در آنی میسم ارواح و نفوس نقش اساسی عالم را به عهده دارند و جهان آکنده و مملو از ارواح و نفوس موذی و مفید است.

    جایگاه سحر و جادو در آنی میسم
    سحر و کهانت در آنی میسم به منزله فنون حربی و نیرنگهای جنگی است که در پرتو آن ممکن است آدمی بر دشمن فائق آید. پیروان آئین ارواح پرستی معتقدند که اگر الفاظ و جملات با صدای بلند و آهنگ خاص تکرار شوند، دارای اثری خاصند! مثلا اگر با ترتیب مذکور گفته: طوطی پریده، طیطو پریده، سلوی پریده، بیماری پریده در رفع بیماری مؤثر است!! و گاه محاکات و تقلید و تفأل و تطیر را مؤثر می دانند، مثلا ریختن آب را در فضا با آداب مخصوص که به صورت باران سرازیر شود، در آمدن باران مؤثر می دانند! اکثر نقشها و تصاویر مفهوم و نامفهوم و حتی زینت الاتی که مردان و زنان با خود داشتند، انواعی از طلسمات و حرزها و برای مقابله با ارواح موذیه بود. اهالی فوئزی (قبائل بومی آمریکای جنوبی و تنگه ماژلان) به ارواح و نفوس فراوانی که همه تاثیرات و انقلابات طبیعت را از آنها می دانند و به زبان بومی خود آن را اوالاپاتو می نامند، معتقدند. اکثر قبائل استرالیائی چون مردم: نوول گینه (جزایر شمالی استرالیا) و نوول زلاند (شرق استرالیا) و... و قبائل بومی آمریکای شمالی و جنوبی چون: یاهاگان و هوپی سری ماکوزی، گیس، کارائیب، سیو، داکوتا، چینوک، توپی، تاراهومار، تاماناکا، تلینکیت، پاتاگن، بوتوکودس، اینکا، اوژیبو، آتاباسک، و بسیاری از قبائل غیر مسلمان افریقا و سایر نقاط دیگر.... دارای عقایدی هستند که نوعی آنی میسم است. مثلا قبائل یاهاگان به موجودات و نفوس نامرئی مرموزی معتقدند که آنها را کاشبیک می نامند و به موجودات نامرئی دیگری معتقدند که آنها را هانوش می گویند.فوئژیها برای مقابله با ارواح موزیه معمولا شبها مسلح می شوند. سیاهان و قبائل کت دور (افریقای غربی) جمع می شوند تا با تشریفات خاصی ارواح موذیه را بیرون کنند، گروه کثیری از سیاهان غیر مسلمان افریقا هم اکنون به عنوان حفظ از گزندهای ارواح موذیه و جلب توجه ارواح و نفوس طیبه، خالکوبی ها و تصاویر و نقوشی به صورت طلسمات بر بدن خود نقش می کند. مناسک و آداب و تشریفات آئین آنی میسم و توتمیسم مختلط و همانند است.
    اگر چه تاریخ پیدایش این مذهب کاملا روشن نیست، ولی می توان گفت که آنی میسم قبل از تدوین تاریخ و پیدایش خط در میان ابتدائی ترین اقوام بشر وجود داشته است. آثار باستانی مکشوف برخی از عقاید این مذهب را نشان می دهد. بنیانگذار آنی میسم مشخص نیست.

    عنصر سحر و جادو در فلسفه آنی میسم
    سحر و جادو در آنی میسم از فتیشیسم گرفته شده است. فلیسین شاله می گوید: انسان می تواند همانطور که روی موجودات روحانی عمل می کند، به وسیله اقوال و حرکات مخصوص در طبیعت نیز تأثیر نماید. این نفوذ اساسی را برقرار می سازد که آن را جادو می نامند. سالومون رایناخ می نویسد: جادو فن و هنر و لشکر کشی جان پرستی است. این نیرو عبارت است از نفوذ کلماتی که با صدای بلند قرائت و یا به صورت آواز خوانده می شود. مثلا می توان بیماری را با فرمول زیر معالجه کرد:
    طوطی پرواز کرده است،فاخته پرواز کرده است، بلدرچین پرواز کرده است،بیماری پرواز کرده است.
    بدویان حوادث را تقلید می کنند و نمایش می دهند.قبل از اقدام به تاخت و تاز آن را جزء به جزء می کنند یا رقصهای جنگی می کنند و معتقدند در اثر این پیروزی به دست می آورند، اگر خشکسالی ایجاد گردد و باران نبارد، طی مراسم مخصوص آب می پاشند و طبیعت را متوجه می کنند که به باران احتیاج دارند و عقیده دارند با این عمل باران می بارد. این اعمال را جادوی تقلیدی می نامند. تصویر دشمن را زخمی یا پاره می کنند و تصور می نمایند صاحب عکس را زخمی کرده و از میان برده اند. این کار را جادوی عاطفی می نامند.
    بعضی اشیاء مانند دعا، طلسم و درخت کولکن دارای نیروی جادو است. بدبختی را دور می سازد و یا خوشبختی به وجود می آورد.
    جادو دو قسم است:
    یک نوع آن است که رؤ سا و روحانیون عمل می کنند، آن را جادوی نیکو می نامند. نوع دیگر جادوی شر است که جادوگران بی رحم عمل می کنند. جادوگران موجب بیماری و مرگ می گردند و بدون اینکه متوجه باشند، مرتکب جنایت مهمی می گردند. جادوگر دشمن خطرناک جامعه است؛ بایستی همیشه ضد او رفتار کرد. اسرار زندگی را از او مکتوم داشت. پشم و مو و مدفوع و آنچه را که مربوط به بدن انسان است، پنهان کرد. برای باطل ساختن عمل جادو نماینده مذهبی ضد جادو بکار می برد. به وسیله آزمایشی که آن را اوردالی می نامند، خوب از بد تشخیص داده می شود. در آفریقای استوائی به متهم سم خورانده می شود و در صورتی که مقصر نباشد، سم وی را نمی کشد.

    آثار و نتایج آنی میسم
    فلیسین شاله می گوید: رسم و نقاشیها و قلم زنی ها که در غارهای فرانسه و شمال اسپانیا به دست آمده، ثابت می کند که ساکنین ما قبل تاریخ این نواحی، دینی نزدیک به کیش توتم و جان پرستی داشته اند. و این غارها معابد و مکانهای مقدس آنان را تشکیل می دهد. آثار مذکور در انتهای غار قرار گرفته و مانند نقاشی مذهبی امروز سیاهان استرالیا در جدار پوشیده از صخره که جایگاه تابوها است، رسم شده است و نزدیک شدن به آنها برای زنان و آنان که محرم اسرار نیستند، ممنوع است. این کارهای هنری برای آرایش و زینت نیست؛ بلکه اعمال جادو است.با رسم و نقاشی و قلم زنی اشکال حیوانات، مانند فیل سنگی و گوزن و گاو وحشی و اسب، بدوی تصور می کند عملی بر روی آنها انجام داده است. بدوی حیوانات را زخمی رسم می کند، برای اینکه به آسانی بتواند بر آنها دست یابد. البته این عمل مخصوص جنس نر است؛ زیرا جنس ماده نسل و نژاد آینده را تأمین می کند و بایستی محترم بماند. در غارهای توک دو دوبر یک جفت گاو وحشی که در روی خاک رس قلم زنی شده است، کشف کرده اند که شصت سانتیمتری درازی دارد. در جلو ماده و در عقب نر روی پنجه های عقب نیمه ایستاده است. پسران کنت بگوئن که کاشفین امور ما قبل تاریخ هستند، در این غارها آثاری از رقاصان و رقاصگان یافته اند که بیست تا بیست و پنج هزار سال در خاک رس ثابت مانده است. رقصها، آوزها، موسیقی ها، اعمال جادو و بعضی از جواهرات بایستی قاعدتا طلم باشد. زیور و زینت آلات و شکافها و برشها و قطع اعضأ و خالکوبی از علائم مربوط به توتم است که برای تشخیص طایفه و قبیله بکار می رود. جان پرستی فرضیات اولیه مطالعات جهان شناسی رابه انسان عرضه می دارد. بدویان سابق و لاحق را تشویق می کند تا به بررسی طبیعت بپردازند. طبق عقاید خودشان ارواح شبیه بخود را زیاد سازند و روح انسانی را از خوی حیوانی خود خارج نمایند.جادوی جان پرستی پایه و اساس و نقاشی و قلم زنی و رقص و موسیقی است که به طور مستقیم یا غیر مستقیم در تمام امور هنری جهان نفوذ می کند. به طوری که هنرهای اولیه از جادو ناشی می گردد و سپس با ادیان تحول می پذیرد.


    1- تاريخ اديان و مذاهب جهان، ج اول، بخش مذاهب ابتدایی، مؤلف: عبداللّه مبلغى آبادانى

    2- آشنايى با اديان بزرگ، نويسنده: حسين توفيقى، بخش ادیان ابتدایی

    وبگاه تاریخ ما : tarikhema.org


    کانال تلگرام تاریخ ما : t.me/tarikhema
    #1 ارسال شده در تاريخ 23rd November 2013 در ساعت 12:31

  2. babiz آواتار ها
    babiz
    مدیر سابق
    Nov 2011
    84,119
    31,889
    تشکر شده : 43,718

    پیش فرض

    اصول و ارکان مذهب توتمیسم

    معروفترین مذهبى که... همه جامعه شناسان، مستقیم و غیر مستقیم، به آن معتقد می باشند، مذهب توتمیسم است. در ادیان ابتدایى توتم (Totem) قبیله عبارت است از نشانى که از قبیله حمایت مى کند. آن نشان ممکن است یک گونه حیوان، نبات یا جماد باشد. حیوانات گوناگونى میان اقوام مختلف احترام دارند و احیانا تصویر آنها را روى پرچم کشورها مى بینیم. توتمیسم معتقد است که قبیله هاى بدوى و قبایلى که امروز نیز در آفریقا، آمریکاى شمالى و استرالیا در بدویت زندگى مى کنند، هر یک شیئى یا حیوانى (و بیشتر حیوان) را مى پرستند. حیوان یا پرنده خاصى مورد پرستش قبیله قرار مى گیرد.
    هر قبیله توتمى دارد و افراد قبیله در مراسم عبادى، در لباس پوشیدن و در آرایش و حرکاتشان مى کوشند تا اداى توتمشان را در بیاورند، بشکل او آرایش کنند، لباس بپوشند و... قبیله، خوردن گوشت توتم را براى خودش‍ حرام مى داند ولى براى قبیله دیگر، نه... تقدسى که توتم پرست براى توتمش قائل است و همچنین خویشاوندیی که بین خود و توتم احساس ‍ مى کند، خویشاوندى یى است که فرد و افراد، خودشان را زائیده توتم مى دانند. پس توتم پرچم جاوید جامعه است که افراد مى آیند و مى روند، اما جمع و روح جمعى مى ماند و تقدسش به دلیل همین جاوید بودن است. مساله دیگر این است که توتم، براى افراد قبیله، منشأ زیبائى نیز هست. افراد قبیله همیشه حرکات او را در رفتار عبادى و دسته جمعیشان، و به شکل او را در آرایش خود، تقلید مى کنند.

    با مراجعه به تاریخ ملتها و مشاهده پرستش شیر در آفریقا، ببر در هندوستان، عقاب و خرس و سگ آبى در آمریکاى شمالى، گاو نر در یونان و مصر، گاو ماده در هندوستان و آفریقا و اسکاندیناوى، گاومیش ‍ در جنوب هندوستان و کانگورو در استرالیا، در مى یابیم که حیوانات مذکور توتم آن اقوام بوده اند. هنوز هم مقدس شمردن کبوتر و مار نزد بسیارى از ملتها ادامه دارد.
    واژه توتم از زبان سرخ پوستان آمریکا آمده است. کلمه توتم در میان برخى از بومیان امریکاى شمالى چون انگونکین متداول بوده. و ج. لانگ نخستین کسى است که در شرح سیاحت ها و مطالعات علمى خود که در میان بومیان آمریکاى شمالى انجام مى داد، کلمه توتم را بکار برد. در قرن 19 جمعى از محققین مانند بالدوین اسپنسر و گلین و استرهلو به کاوش و تحقیق در معتقدات اقوام ابتدائى استرالیائى... عقایدى شبیه به عقاید توتمى بومیان آمریکا، با مناسک و اعمال در آنجا یافته، بلکه دیدند در استرالیا آئین توتمى به صورت ابتدائیش محفوظتر مانده، و بالاخره این نوع آئین را چه در استرالیا و چه در آمریکا و چه در آفریقا و نقاط دیگر، آئین توتمى یا توتمیسم اصطلاح کردند.
    مبانى عمده ارکان این آئین ساده، در سه اصل خلاصه مى شود:
    1 - توتم 2 - مانا 3- تابو

    1- توتم
    لفظ توتم به نوعى از موحودات و اشیاء، خاصه حیوانات مخصوصى که اعضاء کلان آن را مقدس شمرده و یا طبق نظر برخى از محققین آن را جد خویش نیز تصور مى نمایند، گفته مى شود. این موجودات از نوع جانوران مانند: گاومیش، عقاب، طوطى، کانگورا، شاهین، کرم درخت، و برخى موارد از نوع نباتات مانند: بوته هاى چاى و گاه بندرت از موجودات بیجان طبیعت چون: باران و دریا یا کواکب مى باشند. هر قوم و کلانى که مثلا عقاب توتم آنها است، تمام اصناف عقاب را مقدس و محترم شمرده و آن را تقدیس مى کنند! پیوستگان به یک توتم، همه با هم منسوب بشمار آمده و در حقیقت توتم نشانه قومى و علامت قبیلگى و همبستگى نیز بشمار مى رود. افراد این جامعه یا کلان از سایر کلانها تنها به واسطه توتم مورد تقدیس، مشخص و شناخته مى شوند... در آئین توتمى هریک از قواى طبیعت به توتمى خاص منسوب است! در یکى از قبائل استرالیا آفتاب خویشاوند مرغى به نام کاکائوس سفید است.

    2 - مانا
    کلمه مانا اساسا لغت بومى ملانزى (شمال شرق استرالیا) است، و مقصود از آن یک قوه و نیروى بى تعین است که در همه جا پراکنده و منتشر، و بین همه موجودات بى جان و جاندار، مقدس و غیر مقدس، مشترک است.... بومیان امریکاى شمالى نیز به مفهوم مانا اعتقاد دارند...
    اغلب طوایف و قبائل استرالیائى هاوائى، پولینزى، نوول هبرید، میکرونزى، رایاک، ایگوروت و تائیتى از این قدرت جهانى و مبدأ واحد معمولا به شورپنگا تعبیر مى کنند.

    3 - تابو
    تابو نیز اساسا کلمه اى پولینزى است و از سال 1886 در مباحث تاریخ عقاید و ادیان به صورت یک اصطلاح در آمده است. مراد از این کلمه اصول و مقرراتى است که به موجب آن بعضى از اعمال و یا اشیاء حرام و ممنوع شمرده مى شود و خون آن اعمال محرمه را نیز تابو مى گویند. گاه تابو در مجموع براى مناسک و شرعیات آئین توتمى بکار میرود. این مناسک بر دو قسم اند: 1 - سلبى یا محرمات 2- ایجابى یا فرائض.

    مهمترین مناسک سلبى یا محرمات آئین توتمی
    مهمترین مناسک سلبى یا محرمات، کشتن و خوردن و بى احترامى و لمس ‍ کردن و حتى نگاه کردن حیوانات یا گیاهان یا اشیأ دیگرى است که توتم کلانى محسوب مى شوند.کسانى که گاومیش توتم آنهاست، از خوردن گاومیش ممنوع اند. مگر در ضمن مناسک خاصى که باید همه اعضأ کلان به عنوان اتصال با توتم خود با تشریفاتى از گوشت آن بخورند. دیگر از امور ممنوعه کار کردن و حتى غذا خوردن در برخى ایام است که اعیاد دینى آئین توتمى محسوب است. ازدواج با اعضأ یک توتم حرام است؛ یعنى هر فردى موظف است با کلان دیگرى که داراى توتم جداگانه هستند، ازدواج کند.
    دیگر از مراسم سلبى آئین توتمى آنکه: در استرالیا چون بخواهند نوبالغى را عضو کلان سازند و به آئین توتمى خود وارد کنند، نخست او را وامى دارند تا مدتى عزلت گزیند و از دیدار زنان و کسانى که هنوز به جمع اهل دین در نیامده اند، خوددارى کند و بهتر آنکه در جنگلها بسر برد. در این حال، اکثر خوراکیها بر وى حرام است، و آنهائى نیز که حلال است، خود نباید به آن دست برد؛ بلکه مربى مخصوص به مقدارى ضرورى در دهانش مى نهد تا سد رمقش شود. گاه سخت ترین امسکاکها بر نو بالغ تحمیل مى شود. و بالاخره پس از طى این دوره عزلت و ریاضت... به عقیده آنها یک نوع صفا و روحانیتى در نو بالغ پدید مى آید که حق شرکت در مجامع دینى را پیدا کرده و عضو کلان توتم معینى مى شود.
    دیگر از محرمات آن است که گروههائى که آدم خوارى میان آنها رواج دارد، از خوردن کسى که عضو کلان توتم است اجتناب مى کنند؛ و به عبارت دیگر، خوردن عضو کلان یک توتم، بر اعضأ دیگر حرام است.

    فرائض و واجبات آئین توتمى
    از جمله منعقد ساختن جشن بزرگى در اوائل فصل بهار و مقارن شروع باران مى باشد که اینتى شیوما نام دارد. در این جشن تمام افراد کلان باید برهنه و عریان شده، در نقطه اى که پر از سنگ و کلوخ است، گرد آیند و به اعمال مختلف از جمله به جستن ها، پایکوبى ها، آوازها و افشاندن غبارگلها که در نظر آنها موجب افزایش برکت و نسل است. مشغول شده و پس از انجام این مقدمات، همگى براى خوردن حیوان مقدسى که در غیر این موقع، لمس آن نیز حرام است، جمع شده و از آن تناول کنند تا با آن، اتحاد و اتصال حاصل کنند. در آئین توتمى، اعضأ کلان، همه یکسان نیستند، بلکه مردان از زنان برتر و ارجمندترند و پیران بر جوانان فضیلت دارند. آداب و عقاید کوچک دیگرى نیز در قبائل گوناگون آئین پیروان توتمى وجود دارد. مثلا قبیله پورو معتقدند: اگر کودکى مریض شود؛ باید پدرش داروى لازم را بخورد و با این کار، فرزندش معالجه مى شود، و یا براى موى سر و ناخن و گیسوان و خون، یک نوع قداست مذهبى قائلند.

    تحلیل فلسفى انسانى توتمیسم
    از ویژگیهاى مذهب توتم پرستى و مذاهب بدوى مثل فتیشیسم و آنى میسم یا پرستش ارواح بى شمارى که سراسر جهان را پر کرده و در همه اشیأ و پدیده هاى طبیعت جا دارند، یکى این است که بر حسب رابطه انسان با توتم (در توتمیسم) و رابطه انسان با فتیش (در فتیشیسم) و رابطه اشیأ با آدمها و با روج (در آنى میسم) دنیا و همه اشیأ را تقسیم مى کردند به ساکره یعنى چیزى که مقدس و متبرک است و پروفان یعنى چیزى که مقدس و متبرک نیست... بنابراین اصل اعتقاد به نیروى مقدس و شوم و آثار بد و خوبى که در ذات و زندگى انسان دارد، انسان را به یک سلسله اصول و اعمال و احکام خاصى وامى داشت؛ بدین معنا که ترس و گریز یا امید و حرمت را در آنان بر مى انگیخت و کوششها و مقدماتى را که براى آمادگى و پذیرش خود و جلب یا تسخیر آن قوا و اثرات غیبى ضرورت داشت، موجب مى شد. و از اینجاست که مسأله عبادت و مراسم و اعمال دینى، نظام خاص و تعلیمات روحى و فکرى و اخلاقى و اجتماعى و مذهبى و بالاخره ریاضت، لازمه اش تحریم یک سلسله اعمال یا استعمال برخى چیزها و پرهیز از بعضى محرمات است که نامشان تابو است.تمام اشیأ عالم داراى روح خاصى است که نامش مانا است.

    اسپنسر مى گوید: از یک بدوى پرسیدم این فتیشها را چرا این قدر نگاه داشته اى و با حرمت بر روى آنها دست مى کشى و به چشمت مى مالى و از آنها تبرک مى جوئى، مگر این چیست؟ چرا به این جادوگر یا به این فرد مقدس جامعه تان... دست مى کشى و لباس یا زانوى او را مى بوسى و به او احترام مى گذارى و..؟ مى گوید: توى اینها مانا است... مى بینم که وقتى ملتها کوچک مى شوند، شخصیتهاى بزرگ هم ارزشهاى خود را در ذهن آنها از دست مى دهند و ارزشهاى متعالى آنها مجهول مى ماند و چون ملت این ارزشها را نمى شناسد، ارزشهائى را که مى شناسد، مى تراشد و به آنها نسبت مى دهد... در جامعه هاى فتیشیسم، آنى میسم و توتمیسم، نیرویى هست به نام شورینگا که فقط عده خاصى در جامعه آن را دارند و اینها روحانیون اندکه به کمک این نیرو مى توانند در ارواح و قواى مرموز نفوذ کنند و اعمال و مراسم و اوراد مذهبى را انجام دهند و مردم را را مذهب مرتبط کنند و در آخر، مراسم عبادى و ریاضتهاى مختلف و مراسم دسته جمعى دینى و نذرها و وقفها را انجام دهند. پس اینها واسطه هاى مقدس میان عوام مردم و قواى غیبى و مظاهر دینى هستند و علت این امتیاز طبقاتى و نقش اختصاصى و انحصارى شان خصوصیت ذاتى شان است که صاحب قوه شورینگا هستند و حامل روح مقدس. به نظر مى رسد چنین باورى بدوى در تاریخ حیات انسان باعث شده تا در کنار دو ضلع زور و زر، ضلع تزویر هم شکل بگیرد و عامل استبداد سیاسى، دینى و مایه جهل و جور در تاریخ بگردد.

    1- تاريخ اديان و مذاهب جهان، ج اول، بخش مذاهب ابتدایی، مؤلف: عبداللّه مبلغى آبادانى

    2- آشنايى با اديان بزرگ، نويسنده: حسين توفيقى، بخش ادیان ابتدایی

    وبگاه تاریخ ما : tarikhema.org


    کانال تلگرام تاریخ ما : t.me/tarikhema
    #2 ارسال شده در تاريخ 23rd November 2013 در ساعت 12:32

  3. babiz آواتار ها
    babiz
    مدیر سابق
    Nov 2011
    84,119
    31,889
    تشکر شده : 43,718

    پیش فرض

    آئین فتیشیسم یا روح پرستی

    یکى از ادیان بسیار ابتدائى که برخى از جامعه شناسان مانند اسپنسر آن را دین عمومى بشر مى دانند و معتقدند که ادیان دیگر از آن سرچشمه گرفته اند. دین فتیشیسم یا روح پرستى است که در ابتدا آن را دو دین مى دانستند و امروز بعضى از صاحب نظران آن را یکى مى دانند. فتیش اصولا یک اسم بدوى است. جامعه شناسان در مطالعه مذاهب قبائل، اسمهاى خاص همان مذاهب را گرفته اند و اصطلاح جامعه شناسى کرده اند.

    فتیش (Fetish) واژه اى پرتغالى به معناى جادو است.ایمان به فتیش، یعنى احترام به یک شى ء مادى که نیرویى جادویى در آن نهفته است، در اقوام ابتدایى یافت مى شود. این شىء معمولا ازسنگها و مواد معدنى است، که به عقیده آن اقوام همراه داشتن آن خوشبختى مى آورد.به هرحال فتیش شیئى یا اشیائى است مثل مهره ها، سنگ ریزه ها و مثل بعضى از اشیاء متبرکه که مورد پرستش بدوى بوده است. معابد اولیه انسان و عبادتگاه بدویان شکافهاى کوه بوده است که پس از کشف آنها، مهره هایى یافتند که با دقت خاصى تراشیده و سوارخ شده، با رشته هاى مخصوصى نخ شده و در اشکال مختلف در آنجاها، نگهدارى مى شده است. بدوى با دست زدن و مس آنها و یا بوسیدن شان، آنها را عبادت مى کرده است فتیش به معناى اعتقاد به تقدس بعضى از اشیاء طبیعى است. فتیش به معناى اعتقاد به نیروى مرموز در وجود برخى اجسام و حیوانات نیز مى باشد. فتیش واژه پرتغالى است و به معناى جادو و سحر است.
    فتیش دو جنبه دارد: الف؛ جنبه طلسمى، ب؛ جنبه تعویذى

    طلسمها چیزهائى هستند که ارزش فعال و مؤثرى دارند و تعویذها داراى ارزش تدافعى بویژه در چشم زخم و امثال آن دارند، مانند خرمهره و شاخ حیوانات و... که براى جلوگیرى از آفات بکار مى رود.گروهى از جامعه شناسان این عقاید را در اثر اعتقاد به مانا یا نیروى نامشخصى که در همه جا پراکنده است و با اشیاء مقدس مشترکا در همه چیز وجود دارد، دانسته اند. اصطلاح فتیشیسم اولین بار توسط بروس در جهت معرفى عقاید و اعمال و مراسم و عبادات ابتدائى ترین آئینها بکار برده شد. آگوست کنت نیز این تعبیر را در مورد ابتدائى ترین ائینها قبول کرده است.
    بنا به عقیده تایلور، فتیشیسم روش ابتدائى بت پرستى در جوامع و اقوام غیر متمدن است که به حلول در برخى موجودات مادى باور داشتند دریانوردان پرتغالى در سفرهاى اکتشافى خود که با بومى هاى جزایر آفریقا روبرو مى شدند، مى دیدند که برخى از اشیاء، گیاهان، حیوانات، سنگ ها و مانند انها مورد پرستش و ستایش آن مردم است و براى ان اشیاء نفوذ و تأثیرات خارق العاده اى قائل اند. از این رهگذر بود که پرتغالیها لغت فتیش یا بت را مناسب این اشیاء دیده و آئین آنها را فتیشیسم نامیدند... بروس براى ارواح پرستى نام دیگرى وضع کرد. او اصطلاح آنى میسم را براى روح پرستى بکار برد.



    1- تاريخ اديان و مذاهب جهان، ج اول، بخش مذاهب ابتدایی، مؤلف: عبداللّه مبلغى آبادانى

    2- آشنايى با اديان بزرگ، نويسنده: حسين توفيقى، بخش ادیان ابتدایی

    وبگاه تاریخ ما : tarikhema.org


    کانال تلگرام تاریخ ما : t.me/tarikhema
    #3 ارسال شده در تاريخ 23rd November 2013 در ساعت 12:32

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •