طلوع محمد (شعر)
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2

موضوع: طلوع محمد (شعر)

  1. سياوش سليماني پور آواتار ها
    سياوش سليماني پور
    کاربر سایت
    Jan 2009
    60
    811
    تشکر شده : 123

    New2 طلوع محمد (شعر)

    كجائي اي عرب اي ساربان پير صحرائي ؟
    كجائي اي بيابانگردروشن راي بطحائي ؟
    كه اينك بر فراز چرخ يابي نام احمد را
    و در هر موج بيني اوج گلبانگ محمد را
    محمد زنده وجاويد خواهد ماند
    محمد تا ابد تابنده چون خورشيد خواهد ماند
    زمين و آسمان مكه آنشب نور باران بود
    و موج عطر گل ور پرنيان باد مي پيچيد
    اميد زندگي درجان موجودات ميجوشيد
    هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود
    شبي مرموزو رويائي
    بشهر مكه پاكجانان دختر مهتاب ميخنديد
    شب نگه ساحت ام القري در خواب ميخنديد
    ز باغ آسمان نيلگون صاف ومهتابي
    دمادم بس ستاره ميشكفت و آسمان پولك نشان ميشد
    صداي حمد و تمليل شباويزان خوش آهنگ
    بسوي كهكشان ميشد
    دل سياره ها در آسمان حال تپيدن داشت
    ودست باغبان آفرينش در چنان حالت
    سر گل آفريدن داشت
    شگفتيخانه امالقري در انتظار رويدادي بود
    شب جهل و ستمكاري
    سراسر دستگاه آفرينش اضطرابي داشت
    ونبض كائنات از انتظار دمبدم ميزد
    همه سياره ها در گوش هم آهسته ميگفتند
    كه امشب نيمه شب خورشيد ميتابد
    ز سزق آفرينش اختري اميد ميتابد
    در آن حال آمنه در عالم سرگشتگي ميديد
    ببام خانه اش بس آبشار نور ميبارد
    و هر دم يك ستاره در سرايش ميچكد رنگين ونوراني
    و زين قدرت نمائي ها نصيب او
    شگفتي بود وحيراني
    در آن دم مرغكي را ديد با پرهاي ياقوتي
    ومنقاري زمردفام
    كه سويش پركشيد از بام
    و در صحن سراپرزد
    وپرهاي پرندين را به پهلوي زن درد آشنا سائيد
    بنا گه درد او آرام شد آرام
    به كوته لحظه اي گرداند سر را آمنه با هاله ي اميد
    تنش نيرو گرفت ودردلش نور خدا تابيد
    چو ديد آن حاصل *** مكان و لطف سمد را
    دوچشمش برق زد تا ديد رخشانچو احمد را
    شنيد از هر كران عطر دلاويز محمد را
    پس بشنيد اين گفتار وحي آميز
    الا اي آمنه اي مادر پيغمبر خاتم
    سرايت خانه ي توحيد ما با دو مشيد باد
    سعادت همره جان تو جان محمد باد
    بدو بخشيده ايم اي آمنه اي مادر تقوا
    صداي دلكش داوود و حب دانيال و عصمت يحيا
    بفرزند تو بخشيديم
    كردار خليل و قول اسماعيل وحسن چهره يوسف
    شكيب موسي عمران و زهدو عفت عيسا
    بدو داديم خلق آدم و نيروي نوح و طاعت يونس
    وقار و صولت الياس و صبر بي حد ايوب
    بود فرزند تو يكتا
    بود دلبند تو محبوب
    سراسر پاك
    سرا پا خوب
    دو گوش آمنه بر وحي ذات پاك سرمد بود
    دو جشم آمنه در چشم رخشان محمد بود
    كه نا گه ديد روي دختراني آسماني را
    بدست اين يكي ابريق سيمين در كف آنديگري طشت زمرد بود
    دگر حوري پرندي چون گل مهتاب در كف داشت
    محمد را چو مرواريد غلتان شستشو دادند
    بنام پاك يزدان بوسه ها بر روي او دادند
    سپس از آستين كردند بيرون دست قدرت را
    زدند از سوي درگاه خداوندي
    ميان شانه هاي حضرتش مهر نبوي را
    سپس در پر نيائي نقره گون آرام پيچيدند
    وز آنجا آسمان دختران بر عرش كوچيدند
    همان شب قصه پردازان ايراني خبر دادند
    كه آمد تكسواري در مدائن سوي نوشروان
    و گفت اي پادشه آتشكده ي آذرگشسب ما
    كه صدها سال روشن بود
    هم امشب ناگهان خاموش شد خاموش
    به يثرب يك يهودي بر فراز قلعه اي فرياد را سرداد
    كه امشب اختري تابنده پيدا شد
    و اين نجم درخشان اختر عبدالله
    نوين پيغمبر خداوندست
    و انساني كرامندست
    يكي مرد عرب اما بيابانگد و صحرائي
    قدم بگذاشت در ام القري وين شعر را بر خواند
    كه اي ياران مگر ديشب بخواب مرگ پيوستيد؟
    چه كس ديد از شما آن روشان آسماني را؟
    كه ديد از مكيان آن ماهتاب پرنياني را؟
    زمين و آسمان مكه ديشب نور باران بود
    هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود
    بيابان بود و تنهائي و من ديدم
    كه از هر سو ستاره در زمين ما فرود آمد
    به چشم خويش ديدم ماه را از جاي خود كندند
    ز هر سو در بيابان عطر مسگ و بوي عود آمد
    بيابان بود و من اما چه مهتاب دلارائي
    بيابان بود و من اما چه اخترهاي زيبائي
    بيابان رازها دارد
    ولي در شهر آن اسرار پيدا نيست
    بيابان نقش ها دارد كه در شهر آشكار نيست
    كجا بوديد اي ياران؟
    كه ديشب آسمانيها زمين مكه را كردند گلباران
    ولي گل نه ستاره بود جاي گل
    زمين و آسمان مكه ديشب نورباران بود
    هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود
    به شعر آن عرب مردم همه حال عجب ديدند
    به آهنگ عرب شعر را خواندند و رقصيدند
    كه اي ياران مگر ديشب بخواب مرگ پيوستيد؟
    چه كس ديد از شما آن روشنان آسمان را؟
    كه ديد از مكيان آن ماهتاب پنيان را؟
    بيابان بود و تنهائي و من ديدم
    كه از هر سو ستاره در زمين ما فرود آمد
    بچشم خويش ديدم ماه را از جاي خود كندند
    ز هر سو در بيابان عطر مشگ وبوي عود آمد
    بيابان بود ومن اما چه مهتاب دلارائي
    بيابن بود و من اما چه اخترهاي زيبائي
    بيابان رازها دارد
    ولي در شهر آن اسرار پيدا نيست
    بيابان نقش ها دارد كه در شهر آشكار نيست
    كجا بوديد اي ياران؟
    كه ديشب آسمانيها زمين مكه را كردند گلباران
    ولي گل نه ستاره بود جاي گل
    زمين وآسمان مكه ديشب نورباران بود
    هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود
    روانت شادمان باد
    كجائي اي عرب ايساربان پير صحرائي؟
    كجائي اي بيابانگرد روشن ران بطحائي؟
    كه اينك بر فراز چرخ يابي نام احمد را
    ودر هر موج بيني اوج گلبانگ محمد را
    محمد زنده و جاويد خواهد ماند
    محمد تا ابد تابنده چون خورشيد خواهد ماند
    جهاني نيك ميداند
    كه نامي همچو نام پاك پيغمبر مديد نيست
    و مردي زير اين سبز آسمان همتاي احمد نيست
    زمين ويرانه باد و سرنگون باد آسمان پير
    اگ ببينم روزي در جهان نام محمد نيست

    صلوات
    #1 ارسال شده در تاريخ 19th February 2009 در ساعت 11:36

  2. viunj آواتار ها
    viunj
    مدیر سابق
    Mar 2009
    9,904
    1,444
    تشکر شده : 5,203

    پیش فرض

    مرسی
    عالی بود
    زنده باد ایران و ایرانی
    #2 ارسال شده در تاريخ 6th July 2009 در ساعت 17:41

موضوعات مشابه

  1. سیماى محمد (ص) در تورات و انجیل
    توسط shahpoor در انجمن قرآن و اهل بیت (ع)
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 29th January 2009, 08:55
  2. محمد توسلی قائم مقام فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پاوه
    توسط اریانا1 در انجمن معرفی سرداران شهید
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 23rd January 2009, 00:01
  3. برخی از توقیع های شریف امام زمان(علیه السلام)
    توسط اریانا1 در انجمن امام مهدی (عج) و انتظار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 16th January 2009, 22:05
  4. آیت الله سید محمد رضا گلپایگانی
    توسط secret در انجمن علماي شيعه
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 19th December 2008, 23:10
  5. آيه صلوات و درود
    توسط secret در انجمن تفسیر قرآن
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 19th December 2008, 19:39

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •