«آیا نخست وزیر اطلاع دارند که؟» چهارشنبه ای دیگر در تالار مجلس عوام کاخ وست مینستر؛ اقلیت و اکثریت رویاروی هم؛ رهبر اپوزیسیون می پرسد و نخست وزیر پاسخ می دهد. سخنان هر دو در میان هیاهوی نمایندگان حزب حاکم و اپوزیسیون گم می شود.این شاید آشناترین تصویر از رویارویی میان دولت و اپوزیسیون در همه جهان باشد. اکثریت و اقلیتی یکپارچه، به صورتی علنی و شفاف در مورد مسائل کشور به مباحثه می پردازند. کابینه و در رأس آن نخست وزیر به عنوان نماینده اکثریت حاکم و کابینه سایه و رهبر حزب مخالف در مقام نماینده اپوزیسیون.
اما جایگاه اپوزیسیون در سپهر سیاست و رابطه آن با دولت در همه جا به این سادگی و شفافیت نیست. وست مینیستر شاید مشهورترین خانه اپوزیسیون در جهان باشد اما یگانه جایگاه آن نیست. مخالفان، جزو لاینفک هر نظام سیاسی هستند. روابط قدرت سیاسی و سازوکارهای اعمال آن و ترکیب بهره مندان از این قدرت در هیچ کجا مورد پذیرش همه مردم و نخبگان نیست و این سرمنشأ شکل گیری مخالفان سیاسی است که در ادبیات سیاسی ایران امروز، واژه فرانسوی «اپوزیسیون» برای آنها به کار می رود اما صرف مخالفت نمی تواند مبنای شکل گیری اپوزیسیون باشد.
سازمان یافتگی به صورت رسمی یا غیررسمی پیش نیاز ضروری پیدایش یک اپوزیسیون است. بدین ترتیب در یک تعریف اولیه، اپوزیسیون را می توان گروه سازمان یافته ای از مخالفان سیاسی دانست که هدف آنها به زیر کشیدن نخبگان حاکم و نشستن بر جایگاه آنهاست. اپوزیسیون ها را در یک رویکرد کلاسیک می توان به دو گروه کلی «اپوزیسیون وفادار» و «اپوزیسیون برانداز» تقسیم کرد؛ در عین حال ترسیم یک مرز دقیق میان این دو نوع اپوزیسیون نیز دشوار است؛ به عنوان مثال بسیاری از گروه های اپوزیسیون علی رغم عدم اعتقاد به مبناهای نظری و اعتراض به سازوکارهای اعمال قدرت سیاسی، ممکن است در روندهای سیاسی یک نظام مشارکت کرده و در پی دگرگون ساختن سیاست ها یا فرمانروایان باشند. آنچه ما از «اپوزیسیون» مد نظر داریم، بیش از آنکه به اعتقادات این گروه ها در مورد نظام سیاسی اشاره داشته باشد، بر روندها و رویکردهای آنها متمرکز است. پس در ادامه این نوشتار به گروه هایی به عنوان اپوزیسیون اشاره می شود که در بیان مخالفت سیاسی از ابزارهای غیرخشونت آمیز و متعارف استفاده می کنند.