خستین مهمان امشب ماه عسل جوانی ۲۶ ساله به نام حسین بود. حدود ۵ سال قبل و درست شب قبل از اعزام به سربازی، او به دلیل مستی و سرکشی جوانی، در محله خودشان در شهر مشهد با یک فرد غریبه به طرز بسیار بچه گانه درگیر شده و پس از کتک کاری به خانه خودشان رفته و با آوردن چاقو او را مورد ضرب و شتم قرار داده و فرار می کند. متأسفانه آن شخص به قتل رسیده و حسین پس از شنیدن این موضوع ابتدا به حرم امام رضا رفته و سپس خود را به نیروی انتظامی معرفی می کند. او پس از پنج سال حبس هنگام اجرای حکم قصاص مورد عفو قرار می گیرد و هم اکنون در کیف فروشی مشغول کار است. حسین به همراه خواهر، شوهرخواهر و فردی که در عفو او نقش مهمی داشته، مهمان ماه عسل بودند.

قصه دوم مربوط به خانمی بود که دوست صمیمی برادرش، قاتل برادر عزیزش بوده و او به هیچ عنوان حاضر نبوده که رضایت بدهد. تا اینکه روز قصاص فرا رسیده و از قضا قاتل ۱۸ ساله ای نیز همزمان با قاتل برادرش در همان روز می خواستند قصاص کنند؛ مادر و خانواده قاتل ۱۸ ساله بسیار پریشان و گریان بوده و این خانم نزد خانواده آن مقتول رفته و از آن ها تقاضای عفو می کند که با مخالفت آن ها مواجه می شود؛ سپس این خانم به خاطر آن فرد از خون برادرش می گذرد تا آن ها نیز از خون آن پسر ١٨ساله بگذرند به طوری که هر دوی آنها از قصاص نجات پیدا می کنند. او در انتها گفت از اینکه خداوند لذت بخشش را به من چشاند بسیار خوشحالم و الان آرامش دارم.

مهمان بعدی ماه عسل جوانی به نام رضا بود. روزی سوار خوردوی شخصی خود بوده که چند نفر به آینه ماشینش می زنند و در مقابل به جای عذرخواهی، به لاستیک ماشینش زده و فحش و ناسزا می دهند؛ رضا از ماشین پیاده شده و به آن ها می گوید که چرا فحش می دهید که در نتیجه آن با هم گلاویز شده و یکی از آن ها با چاقوی ضربه شدیدی به سر رضا می زند که در نتیجه آن رضا مورد عمل جراحی قرار می گیرد و از ناحیه ی حنجره دچار مشکل می شود.در انتها احسان علیخانی بیان کرد که درست است قصه ی امشب تکراری بود ولی مگر تمام می شود و تمام اتفاقات قصه ی آن ها در عرض کمتر از چند ثانیه رخ داده بود.