ماه عسل ۹۴ در هجدهمین شب مهمان یک زوج بوده و آن ها داستان زندگی خود را روایت کردند که به نوع خود جذاب و خواندنی است. محمد در سال ۶۴ به دنیا آمده و زمانیکه ۱۴ سال داشت به پیشنهاد عمویش به همراه خواهر بزرگترش به آمریکا می رود. آن ها مدتی نزد عموی خود زندگی می کنند تا اینکه موفق می شوند با اجاره کردن منزلی، زندگی خود را مستقل کنند.
محمد ضمن ادامه تحصیل به کسب و کار نیز مشعول شده و پس از فارغ التحصیلی موفق به راه اندازی یک شرکت شده که پس از گذشت زمانی موفقیت مالی نسبتاً خوبی نصیبش می گردد. اما متأسفانه او به مرور با مجالس لهو لعب، پارتی های شبانه، مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر آشنا شده و خانواده اش نیز مخالفت زیادی نمی کردند. البته صحبت که به اینجا رسید شیطنت هایی از سوی احسان علیخانی رخ داده که همسر محمد را تحریک به برخورد با او کرد.

محمد در ادامه بیان کرد که روزی قصد رفتن به برزیل برای شرکت در کارناوال این کشور که یکی از فاسدترین مراسم های برزیل است را داشتم؛ خواهرم آن روز مرا از زیر قرآن رد کرده و حتی قرآن را نیز به او می دهد که با خودش ببرد. زماینکه به برزیل می رسد، هنگام استراحت کردن تصمیم می گیرد نگاهی به قرآن بیاندازد و معانی فارسی آن را بخواند؛ به گفته خودش ناگهان آیات قران مانند پتکی بر قلب او فرود آمده و دچار سرگشتگی و پریشان حالی عجیبی می شود؛ او دیگر به آن مراسم فساد نرفته و از آنجا راهی جنگل های آمازون شده و در این حین قرآن را می خواند.او پس از یک ماه زندگی در جنگل های آمازون به آمریکا بازمی گردد و شروع به روزه گرفتن و نماز خواندن می کند و از زندگی سابق و تفریحات ناسالمش فاصله می گیرد، سپس به سفر حج می رود و پس از بازگشت، در لس آنجلس در جلسات آشنایی با امام حسین (ع) شرکت می کند و راه خود را پیدا می کند. محمد که به تعبیر خودش به تازگی مسلمان شده و تولد دوباره یافته است، در همین جلسات با همسرش که از سه سالگی در آمریکا زندگی می کرده آشنا می شود.