نخستین مهمان امشب جوانی خوش سر و زبان به نام عباس از شیراز بود. او سال ها پیش در شهر خود دست فروشی می کرده که پس از اینکه عاشق دختری می شود، پدر دختر مورد علاقه اش به او می گوید باید دست فروشی را کنار گذاشته، به تهران برود و پس از اینکه مکانیک ماهری شد به شیراز برگردد تا با ازدواج آن ها موافقت کند. او نیز به تهران رفته و همان شبی که به شیراز باز می گردد، شب عروسی آن دختر بوده و تلخ ترین شب زندگی عباس رقم می خورد. او مجددا دست فروشی را شروع می کند که شهرداری شیراز بساطش را جمع کرده و مجبور می شود به روستای خود یعنی بوانات برود. روزی دو آلمانی به طور اتفاقی مهمان آن ها شده که با وجود بسیار فقطرانه و محقر بودن خانه، از فضا و غذایی که همسرش درست کرده بود بسیار خوششان آمده و حدود دویست هزار تومان یعنی درآمد چند ماه عباس به او پرداخت می کنند. سال بعد نیز مهمان پنج آلمانی دیگر می شود که او به مرور خانه خود را گسترش داده و روستا را به یک روستای توریستی تبدیل می کند.
صادق دومین مهمان شب هفدهم ماه عسل بود؛ او در لیست معروف سفر ۲۰۱۵ به مریخ ثبت نام کرده و جزو آن صد نفر بود؛ این سفر هیچ گونه بازگشتی نداشته چرا که تنها فناوری رفت وجود دارد و برای بازگشت مواردی درنظر نگرفته اند. این جوان دلیل خود را کنجکاوری و دغدغه علمی بیان کرد؛ دو نفر از دوستان صادق که مشوق او نیز بودند هم در برنامه حضور داشتند.در ادامه آیتمی پخش شد که که زندگی خانواده ای را نشان می داد که ۷۴ سال در کوه زندگی کرده و نه شناسنامه داشتند و نه حتی یک بار به شهر آمده بودند. سپس آقای بهمن یار، پدر همین خانواد، به همراه آقای ایزدی، شخصی که آن ها را پیدا کرده بود در برنامه حضور یافته و در این زمینه مقدار صحبت کردند.