غمکـــــــــــــده
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: غمکـــــــــــــده

  1. && تبسم && آواتار ها
    && تبسم &&
    کاربر سایت
    Jul 2015
    60
    0
    تشکر شده : 75

    پیش فرض غمکـــــــــــــده




    غمکـــــــده

    خداحافظ ای دنیــــــــای نیــــــــرنگ و نامردی

    خداحافظ ای تنهـــــــایی و شبهـــــای سردی

    خداحافظ ای دلهـــــــــــــایی یخ زده و سنگی

    خداحافظ ای عاشقــــــــان کاغــــذهای رنگی

    خداحافظ ای شبهـــــــای غــــم و اندوه و درد

    خداحافظ ای یاران همــــــــــدم و مونس سرد

    خداحافظ ای دلهــــــــــــای شکسته و خسته

    خداحافظ ای عاشقـــــــــان به انتظار نشسته

    خداحافظ ای کــــــــــــــوچه های تنگ و باریک

    خداحافظ ای زمستــــــــــــانهای سرد و تاریک
    #1 ارسال شده در تاريخ 12th July 2015 در ساعت 02:10

  2. && تبسم && آواتار ها
    && تبسم &&
    کاربر سایت
    Jul 2015
    60
    0
    تشکر شده : 75

    پیش فرض



    عقده های کهنه


    از تو دلگیرم نمیدانم که میدانی هنوز؟


    یا که از شرمندگی از دیده پنهانی هنوز؟


    هر چه آمد بر سرم از مهربانیهای توست


    چون که از مهر و وفا چیزی نمیدانی هنوز


    خون دل در چشم غمناکم تماشا کردنیست


    تا چه دیدی در تماشاخانه گریانی هنوز؟


    خوب میدانم که میدانی نمی بخشم ترا


    اشگ اگر آورده باشی یا که نالانی هنوز


    دست در دستم نهادی تا که آبادم کنی


    ای بسا ویران تو بودی چونکه ویرانی هنوز


    عقده های کهنه در پستوی دل نم کرده اند


    تو همان مشتی نمک بر زخم سوزانی هنوز


    سر به زیر افکنده ای چیزی نمیگوئی چرا؟


    گوئیا از آنچه کردی خود پشیمانی هنوز


    دیده ی گریان تو دل ر ا هراسان میکند


    تا چه خواهد شد سرانجامم پریشانی هنوز


    از خدا دم میزنی اما نمیدانی که من


    ای دریغا تازه فهمیدم که شیطانی هنوز

    #2 ارسال شده در تاريخ 12th July 2015 در ساعت 02:13

  3. && تبسم && آواتار ها
    && تبسم &&
    کاربر سایت
    Jul 2015
    60
    0
    تشکر شده : 75

    پیش فرض



    سر پر ماجرا

    جانا کجا رفتی کجا ؟ ٬ با دل چه ها کردی چه ها ؟


    آوخ دل دیوانه ر ا ٬ با غم شکستی بی وفا


    صد مرحبا صد آفرین ٬ بر مهر تو ای نازنین


    وقتی که افتادم زمین ٬ دست مرا کردی رها


    گوئی نمیخواهی دگر ٬ تا با تو باشم همسفر


    آنکس که افتاد از نظر ٬ دارد سر پر ماجرا


    دل چون زغم آمد به جان٬از کف برون شد ناگهان


    کاری به جزء آه و فغان ٬ ناید کنون از دست ما


    از هر چه خواهی کن حذر٬چیزی که میخواهی ببر


    اما کمی آهسته تر ٬ تا نشکنی بشکسته را


    من شیشه ی بشکسته ام ٬کز زندگانی خسته ام


    با غصه عهدی بسته ام ٬ کز او نخواهم شد جدا


    افتاده زیر پای تو ٬ جان میدهد شیدای تو


    بازنده در سودای تو ٬ دیگر نمی خواهد ترا


    وقتی که در دنیا کسی ٬ جان میدهد از بی کسی


    خواهی به فریادش رسی٬ بر او طلب مرگ از خدا


    #3 ارسال شده در تاريخ 12th July 2015 در ساعت 02:15

  4. negin sherkati آواتار ها
    negin sherkati
    مدیران انجمن
    Apr 2015
    2,529
    6,005
    تشکر شده : 3,835

    پیش فرض

    گاهی فرار می کنم
    از فکر کردن به تو
    مثل رد کردن آهنگی که
    خیلی دوستش دارم ….!
    Speak Only When
    You Feel That
    Your Words Are
    Better Than
    Your Silence

    #4 ارسال شده در تاريخ 2nd August 2015 در ساعت 03:12

  5. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  6. shahin bazmeh آواتار ها
    shahin bazmeh
    کاربر سایت
    Apr 2015
    2,094
    4,015
    تشکر شده : 3,181

    پیش فرض

    گـاهـی دلِـت مـیـخـواد هـمـه بـغـضـات
    از تــو نـگـاهِـت خـونـده بـشـه
    کـه جـسـارت گـفـتـن کـلـمـه هـا رو نـداری…
    امـا یـه نـگـاه گُـنـگ تـحـویـل مـیـگـیـری
    و یـه جـمـلـه مِـثـلـه: چـیـزی شـده ؟؟؟!اونـجـاسـت کـه بـُغـضـتـوبـا یـه لـیـوان سـکـوتـت سـر مـیـکـشـیو بـا لـبـخـنـد مـیـگـی :
    نــه هـیـچـیــ.....
    #5 ارسال شده در تاريخ 2nd August 2015 در ساعت 08:51

  7. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •