این کشور ها در زمینه سینما صاحب سبک هستند
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

موضوع: این کشور ها در زمینه سینما صاحب سبک هستند

  1. شرمیلا آواتار ها
    شرمیلا
    عضو افتخاری
    Apr 2012
    17,086
    40,084
    تشکر شده : 24,536

    پیش فرض این کشور ها در زمینه سینما صاحب سبک هستند

    آشنایی با کشورهای صاحب سبک در سینما: آلمان

    همشهری آنلاین - مهدی تهرانی: آلمانی‌های صنعتگر این شانس را داشتند که زودتر از بقیه همسایگان و شاید همپای فرانسوی‌هابه اهمیت تصاویر متحرک یا همان سینما پی ببرند.

    از حدود ۱۸۹۶ در مونیخ تجار باواریایی دستگاه سینماتوگراف را وارد آلمان کردند و تنها ۵ سال پس از آن هنرمندان تئاتر نیز بیشترین اقبال را در بازی جلوی این دستگاه جدید از خود بروز دادند.

    از 1905 تا 1921 اوج و شکوه سینمای واقعی آلمانی‌ها است و این روند به 2 علت به وقوع پیوست:

    اول روح ماجراجوی صنعتگران و مخترعان آلمانی که مدام ابزار تازه برای دوریین‌ها می‌ساختند و استودیوها را مجهز می کردند و دیگری حضور کارگردانان بزرگ تئاتر که پیشینه گرانقدر خود را به سینمای نوظهور هدیه دادند.




    اما سال 1914 از راه رسید و طی 4 سال بعد از آن بساط امپراطوری پروس و قیصر را به باد فنا داد و از اثرات جنگ همین بس که مردم را سخت به نا امیدی فرو برد.

    با این همه بهترین دوره سینمای آلمان سال های پس از جنگ جهانی اول است. همان سال‌های ناامیدی که کارگردانان را به ساختن فیلم‌های سیاه می‌کشاند.

    فیلم‌هایی نام آشنایی از قبیل گولم؛ دفتر کار دکتر کالیگاری و نوسفراتو از مهم‌ترین آثار این دوره اند. اما ناگفته نماند که بسیاری از کارگردانان همین آثار مهم به هالیوود رفتندو بیشتر تاثیر را بر آن سینما موجب شدند.

    اما مهم‌ترین یادگاری سینمای آلمان در ابتدای دهه 20؛ ظهور سبک انتزاعی و بسیار خاص اکسپرسیونیسم (German Expressionism) بود که دریچه‌ای نو به لحاظ بصری به روی سینما باز کرد.

    در این میان غول‌های سینمای آلمان یکی یکی رشد کردند. فریتز لانگ به تعبیری قدرتمندترین آنها بود.

    لانگ کاوشگر دنیای جنایتکاران و افسانه‌های قدیمی المان نیز بود. از 1921 به بعد اکسپرسیونیم کم کم رنگ باخت و رئالیسم نوین جایگزین آن شد.




    چرا که زمانه‌ی نا امیدی به سر رسیده بود و آلمان‌ها بدنبال احقاق گذشته خود بودند.

    تا ابتدای دهه 30 عمدتا به همین ساخت و ساز‌های خانوادگی مربوط می‌شود تا اینکه در 1933 با روی کار آمدن هیتلر کلا بساط فرهنگ آلمان در اختیار رایش سوم قرار می‌گیرد.

    با حضور و قدرت یافتن هیتلر بسیاری از استعداد‌ها مجبور به جلای وطن شدند.

    اما در این سال‌ها فیلم‌های تبلیغاتی عظیم لنی ریفنشتال موسوم به پیروزی اراده و المپیاد معروف‌ترین کارهای آن دوران به شمار می‌آید.


    جلای وطن بزرگان سینمای آلمان پس از 1945 نیز بشدت ادامه یافت بااین همه نباید حضور بازیگران غولی مثل کنراد ویت.مارلن دیتریش و آنتون والبروک در این سینما را از یاد برد.

    در دهه 1950 تا 1970 سینمای آلمان؛ چه آلمان غربی و چه آلمان شرقی در افول مطلق به سر می برد.

    آلمان شرقی اگرچه تا 1995 در این خلسه‌ی ناگزیر قرار داشت اما غربی‌ها در دهه 70 با ظهور بزرگانی مثل ورنر هرتزوگ دوباره جرقه‌هایی از استعداد را نمایش دادند.

    با این‌همه در خلال این دو دهه نباید از اهمیت جشنواره فیلم برلین بسادگی گذشت.


    جشنواره بین المللی فیلم برلین که از سال 1951 آغاز به کار کرد به محفلی برای ارتباط سینمای آلمان با دیگر کشورها تبدیل شد و حداقل باعث شد سینمای این کشور از مرگ حتمی نجات یابد و به توسعه سال‌های بعدی امیدوار باقی بماند.

    سینمای آلمان هرگز عظمت گذشته را بازنیافت و در مصاف با تلویزیون همواره شکست خورد. در سال‌های اخیر بازیگر قدر آلمانی کریستوف والتس (برنده دو اسکار بهترین بازیگر نقش دوم مرد برای فیلم های حرامزاده‌های لعنتی و جانگو) به ترتیب در سال‌های 2009 و 2013) در سطح اول سینمای دنیا غوغا و برای آلمان بسی افتخار کسب کرد.




    اما همین موفقیت‌ها نشان از آن دارد که هنوز هم که هنوز است سینمای آلمان بزرگانش را تا به هالیوود قرض ندهد خودش توانایی استفاده از آنها را به خوبی ندارد.

    اگر ڪسے را یافتی ڪه در
    لبخندت
    غمت را دید
    در سڪوتت حرفهایت را شنید
    و در خشمت محبت را فهمید
    بدان او بهترین دارایے زندگے توست




    #1 ارسال شده در تاريخ 15th December 2016 در ساعت 11:15

  2. شرمیلا آواتار ها
    شرمیلا
    عضو افتخاری
    Apr 2012
    17,086
    40,084
    تشکر شده : 24,536

    پیش فرض


    آشنایی با کشورهای صاحب سبک در سینما: اتریش


    همشهری آنلاین - مهدی تهرانی: سینمای اتریش به خاطر موقعیت جغرافیایی و نزدیکی به آلمان و همچنین دارا بودن فرهنگ خاص وینی که یک کالت آوانگارد بود در سالهای اولیه ظهور سینما بسیار رشد کرد.

    با این همه جنگ جهانی دوم ریشه تمام این فرهنگ‌ها را خشکانید و با اشغال اتریش توسط آلمان نازی، سینمای اتریش نیز به محاق رفت.




    در اواخر دهه‌ی 20 گئورگ ویلهم پابست(1885-1967) به عنوان یکی از استعدادهای سینمای اتریش معرفی شد. با اینهمه اگرچه تلاش‌های او باعث شد فیلم‌های ماندگاری مانند "اسرار یک روح" و "جعبه پاندورا"خلق شوند اما بدلیل وقایع اجتماعی بعد از جنگ جهانی اول سینمای اتریش به بیش از یک کارگردان طراز اول احتیاج داشت.

    در اواخر دهه 40 عمده‌ی فیلمسازان طراز اول اتریش به آمریکا کوچ کردند و هر یک به نوبه خود تاریخ ساز شدند. از این میان فریتز لانگ(1890-1976)، بیلی وایلدر(1906-2002) و فرد زینه من (1907-1997) قابل اشاره اند.

    سینمای اتریش تا حدود سالهای 1925 هنوز تحت تاثیر سینمای آلمان و به ویژه سبک اکسپرسیونیسم بود. آثار پابست به نحوی انتزاعی پیشرو این سبک از سینما بودند اما سپس سبک رئالیسم نوین که بیشتر به خلق و خوی مردم نزدیک بود جایگزین گردید.

    پس از جنگ و حدود سالهای 1946 دیگر خبری از فیلمسازان صاحب سبک نبود. بسیاری یا در سینمای آمریکا مشغول کار شده بودند و به سبب گرفتن تابعیت آمریکایی دیگر اتریشی به شمار نمی‌آمدند و دیگر اینکه واردات فیلم به اتریش رمقی برای اعتلای سینمای دهه‌های پیش باقی نمی‌گذاشت.

    در سال 1960 جشنواره فیلم وین پا گرفت و باعث شد سینمای اتریش نیز تکانی بخورد. ویناله در حقیقت مهمترین جشنواره‌ی سینمایی غیر رقابتی اروپااست و محلی است برای شناسایی و رشد استعدادهای اتریشی و اروپایی.

    در سالهای دهه 80 و با حضور موفق آرنولد شوارتزینگر در سینمای آمریکا دوباره خاطره‌ی مهاجرت بزرگان سینمای اتریش در دهه 40 زنده شد.

    با اینهمه مدتی گذشت و بزرگانی مانند میشائیل هانکه در سینمای اروپا و جهان درخشیدند. هانکه متولد باواریا اما مقیم اتریش است و در حال حاضر معتربرین فیلمساز اتریشی است که هم نخل طلای کن را برده و هم به اسکار رسیده است. و فیلم‌های او نظیر ربان سفید و یا عشق با استقبال جهانی مواجهه شده‌اند.



    در حال حاضر سینمای اتریش حال و روزی مانند دیگر سینماهای کشورهای اروپایی دارد. حضور تک استعداد‌ها در جشنواره‌های اروپایی و تمرکز بیشتر بر روی تولیدات کم خرج. در واقع سینمای اتریش تولیدات سالیانه کمی دارد. به نحوی که سال 2005 وقتی سینمای اتریش 25 فیلم قایل اکران در سینماهای آمریکا تولید کرد، به یک موفقیت بزرگ رسیده بود. فیلم‌های میشائیل هانکه نیز که در توزیع جهانی وضعیت خوبی پیدا کرد بدلیل سرمایه‌گذاری دیگر کشورها بود.

    به نظر می‌رسد هنوز سینمای اتریش به سبب فرهنگ وینی خود این پتانسیل را دارد که بتواند کارگردانان مهمی مثل فریتز لانگ، فرد زینه من، بیلی وایلدر و میشل هانکه را معرفی نماید.چنانچه امثال اولریش سیدی نسل بعداز هانکه به حساب می آیند و موفقیت هایی نیز در فستیوال های معتبر مثل کن داشته‌اند.

    اگر ڪسے را یافتی ڪه در
    لبخندت
    غمت را دید
    در سڪوتت حرفهایت را شنید
    و در خشمت محبت را فهمید
    بدان او بهترین دارایے زندگے توست




    #2 ارسال شده در تاريخ 15th December 2016 در ساعت 11:18

  3. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  4. شرمیلا آواتار ها
    شرمیلا
    عضو افتخاری
    Apr 2012
    17,086
    40,084
    تشکر شده : 24,536

    پیش فرض


    آشنایی با کشورهای صاحب سبک در سینما: اسپانیا


    همشهری آنلاین - مهدی تهرانی: اسپانیا همواره یکی از موفق‌ترین و پرمعناترین فیلم‌های اروپایی را در بدو پیدایش سینما تا حدود سال‌های دهه ۱۹۵۰ تولید می‌کرد.البته گاهی وقفه‌هایی نیز در این سینمای پویا به سبب مسائل سیاسی و اجتماعی خاص این کشور پدید آمده‌ است.




    حتی سمت گیری سینمای اسپانیا به سوی سینمای سیاسی و فرمایشی که حاصل حکومت دیکتاتوری فرانکو تا اواسط دهه 70 بود؛ باعث شد سینمای اسپانیا تقریبا نفس‌های آخر را بکشد.با اینهمه وجود استعداد‌های فراوان و ناب در دهه 90 و در ادامه‌ی آن باعث شد سینمای اسپانیا هنوز سرپا باشد.

    در دهه 1940 "لوئیس بونوئل" نه تنها نام‌آورترین چهره‌ی سینمایی اسپانیا که یکی از غول‌های سینمای جهان شناخته می‌شد. بونوئل در طی 60 سال فیلمسازی مکتب سورئالیسم را راه اندازی کرد وخود براستی پدر این سبک قلمداد گردید.

    از زمان ساخت "سگ آندلسی" در 1929 تا ساخت "ویریدیانا" در 1961 و "جذابیت پنهان بورژوازی" در 1972 او همواره در نک قله سینمای جهان جای داشت و از این رو محترمترین و معتبرترین فیلمساز تاریخ اسپانیا شناخته می‌شود.

    مهاجرت بونوئل در دهه 50 به فرانسه اما باعث شد چند استعداد دیگر در داخل اسپانیا راه او را ادامه دهند که مهمترین‌شان کارلوس سائورا است.

    سائورا اگرچه همواره در سایه لوئیس بوئوئل بوده اما یکی از تاثیر گذارترین کارگردانان اسپانیایی شناخته می‌شود که سینمای اسپانیا را برای دو دهه بعد از مرگ بونوئل در 1983 نمایندگی کرد. او در 1999 توانست نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی زبان برای فیلم تانگو شود.




    سینمای اسپانیا به لحاظ بازیگران درجه اول سینمایی نیز همواره حرفهایی برای گفتن داشته است.در حال حاضر پنه لوپه کروز و خاویر باردم دو هنرپیشه‌ی برنده جایزه اسکار و چهره‌های جهانی سینمای اسپانیا در دنیای بازیگری هستند.خاویر باردم در فیلم‌های مطرحی مانند جایی برای پیرمردها نیست و عشق سالهای وبا بازی کرده است.

    در سالهای اخیر کارگردانان مستعدی مانند پدرو آلمودوار به سینمای جهان معرفی شدند. آلمودورا در سال 1999 توانست در کنار هموطن پیش کسوت خود سائورا،نامزد اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شود و به آن نیز برسد. او برای فیلم "همه چیز در باره مادرم" به این جایزه مهم رسید.




    از سال 2000 تاکنون در کنار نسل تقریبا قدیمی مانند پدرو آلمودوار و سائورا فیلمسازانی نظیر ژرارد اولیوارس و میگوئل کورتیس نیز ظهور کردند که اگرچه هنوز به چهره‌های جهانی تبدیل نشدند اما از مستعدترین‌های سینمای اسپانیا به شمار می‌آیند.

    بدنه‌ی سینمای اسپانیا نیز اما در دهه‌ی اخیر بدلیل مسائل اقتصادی شدیدا آسیب دیده است.به نحوی که سال 2013 بدترین سال برای سینمای این کشور به حساب می‌آید. در واقع با داشتن بهترین استعدادها، سینمای اسپانیا چاره ای ندارد جز اینکه به ساخت و سازهای تولید مشترک بپردازد.

    افزایش مالیات برارزش افزوده بر قیمت بلیت سینماهای اسپانیا موجب شد تا قیمت هر بلیت با جهشی 21 درصدی روبرو شود.جدای از این اسپانیا از دیرباز مهد قاچاق فیلم و کپی‌های غیرقانونی بوده است.تمام این مشکلات باعث شده سینمای اسپانیا در حال حاضر تولیدات کمی را داشته باشد.


    اگر ڪسے را یافتی ڪه در
    لبخندت
    غمت را دید
    در سڪوتت حرفهایت را شنید
    و در خشمت محبت را فهمید
    بدان او بهترین دارایے زندگے توست




    #3 ارسال شده در تاريخ 15th December 2016 در ساعت 11:19

  5. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  6. شرمیلا آواتار ها
    شرمیلا
    عضو افتخاری
    Apr 2012
    17,086
    40,084
    تشکر شده : 24,536

    پیش فرض


    آشنایی با کشورهای صاحب سبک در سینما: ایتالیا


    همشهری آنلاین - مهدی تهرانی: سینمای ایتالیا به واسطه‌ی سابقه تاریخی فرهنگ و هنر در این کشور؛ همواره حرف‌های زیادی برای گفتن داشته‌است. با اینهمه این روند طی ۱۰۰ سال اخیر کج دارو مریز طی‌شده است.

    ایتالیایی‌ها به مانند همسایه اروپایی خود فرانسه؛ بسیار زود جذب سینما شدند و برای خود استودیوهای فیلمسازی سرو شکل دادند. در واقع در همان سالهای اولیه ظهور و بروز سینما؛ ایتالیا اولین ساخته‌های سینمایی بومی‌اش را رونمایی کرد.




    چند سالی قبل از شروع جنگ جهانی‌ اول چندین ساخته ایتالیایی بسیار عالی از کار درآمدند که آثاری نظیر "کوادیس" محصول 1912 ساخته‌ی "انریکو گوازونی" و مهمتر از آن؛ "کابیریا" محصول 1914 ساخته‌ی "جیوانی پاسترونه" از این جمله‌اند.

    اما ظهور فاشیست و ناآرامی‌های سیاسی باعث شد سینمای این کشور نیز روزهای بی‌امیدی را تجربه کند. در دهه‌ی 30 کار به جایی رسید که حدود 20 سال؛ جز ساخته‌های فرمایشی و سفارشی از سینمای ایتالیا و دزد دوچرخه ساخته ویتوریو دسیکا محصول ۱۹۴۸به ویژه در بحبوحه جنگ جهانی دوم ؛ فیلمی تولید نمی شد.

    در واقع اگر از منظر تاریخی نگاه کنیم ؛هنر هفتم در سرزمین چکمه‌ای حتی می‌تواند داستان غمباری داشته باشد. سینمایی که روزگاری شکوه و وقار تمام پرده‌های نقره‌ای جهان را تامین می‌کرد رفته رفته کارش به جایی رسید که کپی‌کاری از داستان‌های دم‌دستی هالیوودی و تقلید از سینمای آمریکا برایش مهمترین کار بود.

    از دیگر سو در حال حاضر؛ سینمای ایتالیا را به نام غول‌هایش می‌شناسیم. غول هایی که هنوز هم آثارشان به عنوان یک اثر هنری تاریخی قابل احترام و ماندگار است.

    لوکینو ویسکونتی (1976-1906)؛ ویتوریو دسیکا(1974-1901)؛روبرتوروسلینی (1977-1906)؛فدریکوفلینی (1993-1920)؛پیر پائولو پازولینی (1975-1922) ؛چزاره زاواتینی (1989-1902) و میکل آنجلو آنتونیونی (2007-1912) و ...

    نام های بالا؛ بخشی از فیلمسازان و نویسندگان سینمای ایتالیا بودند که بعد از جنگ جهانی دوم ؛ رخوت سینمای این کشور را تکان داده و با ظهور رئالیسم و نئو‌رئالیسم ایتالیا جنبشی عظیم در سینمای این کشور ایجاد کردند.




    دوران پس از جنگ و رکود اقتصادی و لطمات آن همگی باعث شد تا ایتالیایی ها به فرهنگ و هنر خود تکانی بدهند. و در این زمینه سهم سینما نسبت به دیگر هنرها به راستی شگفت آور بود.

    با ظهور نئورئالیسم ایتالیا به زعامت دسیکا و روسیلینی و پیشگامان دیگری مثل ویسکونتی؛ برای حداقل یک دهه سینمای ایتالیا تکان خورد. فیلم‌های ناب این دوران مانند "دزد دوچرخه" ساخته‌ی ویتوریو دسیکا محصول 1948؛ "رم شهر بی دفاع" ساخته‌ی روبرتو روسیلینی محصول 1945؛ "جاده" ساخته‌ی فدریکو فلینی محصول 1954؛ روکو و برادرانش ساخته‌ی لوکینو ویسکونتی محصول 1960 و ... همگی نقاط عطف سینمای ایتالیا در این دوران طلایی به شمار می‌آیند.

    اما این روند مثبت و جریان زنده که در بدنه سینمایی ایتالیا جاری شده بود کم کم و در اواسط دهه 50 متوقف شد.و فیلم‌های تجاری ایتالیایی تمام صنعت سینمای این کشور را قبضه کردند. البته این روند باعث شد شهر رم و استودیوی عظیم چینه چیتا به یک قدرت در سینمای جهان و همچنین بازار هنر تبدیل شود. و در این راه کارگردانانی مانند فلینی و آنتونیونی با فیلم‌هایشان کمک فراوانی کردند. در این دوران کم کم سینمای ایتالیا حتی توانست به جوایز معتبر سینمایی نظیر اسکار؛ گلدن گلوب و بفتا نیز برسد.

    در دهه 60 بسیاری از فیلم‌های بزرگ هالیوودی در چینه‌چیتا و ایتالیا ساخته می‌شد. در همین سالها بود که سینمای ایتالیا چاره‌ای نداشت که تقلید و کپی‌کاری عجیبی از هالیوود از خود نشان دهد. چه با شروع روند فیمسازی وسترن اسپاگتی و یا با ساخت فیلم‌های کمدی پلیسی و ماجراجویانه.

    دهه 60 و 70 اوج تولیدات مشترک ایتالیا و فرانسه است که البته در این میان همان روند کپی‌کاری ادامه می‌یابد. در این سالها هنوز دسیکا و فلینی و آنتونیونی فیلم می‌سازند. پای دیگر کارگردانان و بازیگران ایتالیایی به هالیوود باز می‌شود و این سرآغازی است بر احتضار سینمای پرشکوه و قدیمی ایتالیا. در این میان بازیگرانی مانند سوفیا لورن و مارچلو ماسترویانی شهرت جهانی می‌یابند اما همه‌ی اینها بدنه‌ی سینمای ایتالیا را تقویت نمی‌کند.




    با اینهمه از اواسط دهه 70 تا اوایل قرن بیست و یکم ؛ نام‌های جدیدی مانند "برادران تاویانی" با فیلم "پدر سالار" محصول 1977؛ برناردو برتولوچی(-1940) با فیلم‌های "آخرین تانگو" در پاریس محصول 1972 و "آخرین امپراطور" محصول 1987 و سپس دیگرانی نظیر روبرتو بنینی(-1953) با "فیلم زندگی زیباست" محصول 1997؛ نانی مورتی(-1953) با فیلم اتاق پسر محصول 2001 به سر زبان‌ها افتاد.

    جدای از برادران تاویانی و همچنین برتولوچی که یک نسل از امثال بنینی و مورتی پیشکسوت‌تر هستند؛ بقیه‌ی این نام‌ها این امیدواری را به سینمای دنیا دادند که بازهم ایتالیا چشمه جوشانی در دنیای تصویر و معجزه از خود بروز خواهد داد. اتفاقی که صد البته روی نداد.

    جدای از کارگردان و غول‌های سینمای ایتالیا؛ تعدادی دیگر از فیلمسازان این کشور که کمی تا قسمتی توانستند خلاقیت از خود نشان دهند نیز قابل اشاره‌اند.

    برای مثال سرجیو لئونه حقیقتا توانست یک سبک جدید در سینمای ایتالیا و جهان برای وسترن سرو شکل دهد. وسترن اسپاگتی اگرچه ابتدا به ساکن تحویل گرفته نشد؛ اما سه ساخته‌ی عالی از سرجیو لئونه به نام‌های :به خاطر یک مشت دلار محصول 1964؛ به خاطر چند دلار بیشتر محصول 1965و خوب بد زشت محصول 1966 ؛ شهرت جهانی یافتند و چاره‌ای نبود که هالیوود به احترام لئونه و وسترن اسپاگتی‌اش کلاه از سر بردارد.

    بعد از لئونه بقدری وسترن اسپاگتی در ایتالیا محبوبیت یافت که این ساخت و سازها و عمدتا با حضور دو بازیگر توانمند و محبوب به نام‌های باد اسپنسر(-1929) و ترنس هیل(-1939) ادامه یافت. بکش جینکو ساخته‌ی جولیو کستی محصول 1967 یکی از این ساخته‌ها با حضور ترنس هیل است.

    در 2 دهه‌ی اخیر بازهم خون تازه‌ای به رگهای سینمای ایتالیا تزریق می‌شود. حضور جوانانی مانند جوزه تورناتوره و یک دهه بعد تر کارگردانانی مانند پائولو سورنتینو باعث شد سینمای ایتالیا بازهم تکان بخورد.

    جوزپه تورناتوره(-1956) در سالهای اخیر فیلم‌های شاخصی ساخته که توجه منتقدان را به خود جلب نموده است و به تعبیری در حال حاضر او معتبرترین کارگردان زنده سینمای ایتالیا است. از آثار مهم او سینما پارادیزو(1988)؛ یک تشریفات ساده( 1994)؛ مالنا (2000) ؛باریا (2009) و بهترین پیشنهاد (2013) قابل اشاره‌اند.




    پائولو سورنتینو(-1970) که در اسکار 86 با فیلم "زیبایی بزرگ" به اسکار بهترین فیلم خارجی زبان رسید نیز یکی از امیدهای سینمای ایتالیا است. او پیش از این با فیلم باید اینجا باشد در کن 64 درخشیده بود.

    از منظر آمار و ارقام نیز در حال حاضر در ایتالیا 3217 سالن سینما وجود دارد و جمعیت سینماروی این کشور سالیانه 97 میلیون نفر گزارش شده ضمن اینکه تولید سالیانه فیلم در ایتالیا نیز حدود 170 فیلم برآورد گردیده است.

    جدای از بحث بدنه‌ی تاریخی و حال حاضر سینمای ایتالیا وجود؛ بیش از 50 جشنواره‌ی فیلم کوچک و بزرگ ؛ داخلی و بین المللی که سالیانه در این کشور برگزار می‌شود باعث می‌شود سینمای این کشور پویایی زیادی از خود نشان دهد.

    از مهمترین جشنواره های فیلم ایتالیایی که شهرت جهانی و اعتبار فرهنگی و هنری فراوان دارند؛ جشنواره بین المللی فیلم ونیز که در سال 1932 پایه گذاری شده؛ به عنوان قدیمی‌ترین فستیوال فیلم جهان سرآمد بقیه‌است.


    اگر ڪسے را یافتی ڪه در
    لبخندت
    غمت را دید
    در سڪوتت حرفهایت را شنید
    و در خشمت محبت را فهمید
    بدان او بهترین دارایے زندگے توست




    #4 ارسال شده در تاريخ 15th December 2016 در ساعت 11:20

  7. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  8. شرمیلا آواتار ها
    شرمیلا
    عضو افتخاری
    Apr 2012
    17,086
    40,084
    تشکر شده : 24,536

    پیش فرض


    آشنایی با کشورهای صاحب سبک در سینما: اسلواکی


    همشهری آنلاین - مهدی تهرانی: جمهوری اسلواکی با ۵ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر جمعیت و ۴۹ هزار کیلومتر مربع وسعت در اروپای مرکزی قرار داشته و براتیسلاوا پایتخت این کشور از فرهنگی‌ترین شهرهای اروپا به شمار می‌آید.




    فرهنگ سنتی در کشور اسلواکی در طی قرن‌های اخیر یکی از غنی‌ترین و قوی‌ترین فرهنگ‌ها در میان مردم اروپا بوده است. چه در زمانی که اسلواکی به همراه جمهوری چک کشور چکسلواکی را تشکیل داده بودند و چه بعد از استقلال اسلواکی در 1993 همواره فرهنگ و سنت براتیسلاویایی به عنوان نماد فرهنگ این کشور جلوه گری داشته است.

    از این رو با ظهور و بروز سینما در اروپا، اسلواکی نیز از سینما برای اشاعه ی فرهنگ خود استفاده کرد. اولین فیلم در اسلواکی در 1919 یعنی یکسال پس از پایان جنگ جهانی اول ساخته شد.و جالب اینکه در همین سالها چیزی بین 8 تا 10 سالن کوچک نمایش فیلم در براتیسلاوا وجود داشت.

    در 1921 اما اولین فیلم داستانی به مفهوم واقعی کلمه در اسلواکی ساخته شد. فیلمی با نام "یانوسیک" به کارگردانی "یاروسلاو گری سیاکل" که نمایش در کشورهای دیگر نیز داشت.


    در بین سالهای 1922 تا 1939 که جنگ استقلال اسلواکی پیش آمد، سینمای این کشور روند رو به رشدی داشت. تا جایی که در سال 1938 اولین مدرسه فیلمسازی با نام " موسسه هنرهای نمایشی" در براتیسلاوا تاسیس شد که هدایت و مدیریتش بر عهده دو نفر از پیشگامان سینمای اسلواکی یعنی "پلیکا" و "کادار" بود.

    "یان کادار" به نوعی افتخار و پدر سینمای اسلواکی نیز محسوب می‌شود. او علاوه بر تدریس سینما در مدرسه سینمایی هنرهای نمایشی براتیسلاوا، چندین فیلم مهم نیز ساخته است. بهترین اثر ماندگار وی به احتمال زیاد "فروشگاه پائین شهر" محصول 1965 هست که برنده ی جایزه ی اسکار بهترین فیلم خارجی زبان نیز شد.



    یان کادار


    دهه 50 و 60 برای سینمای اسلواکی روزهای خوبی نبود. اشغال چکسلواکی و چنبره‌ی فرهنگ و سیاست شوروی سابق بر این کشور چنان خفقانی ایجاد کرد که جز معدود چهره‌های تثبیت شده؛خبری از نسل جوان در بدنه سینمای اسلواکی دیده نمی‌شد.

    با این حال تک چهره هایی مانند "استفان اوهر" با فیلم "رد خورشید" محصول 1963؛ "یوراگ جاکوبیسکو" با فیلم " پرندگان، یتیم‌ها و احمق‌ها" محصول 1969 و یا "آلیان راب گریلت" با فیلم " بهشت و بعد از آن" محصول 1970 حضوری موفق در این سالها داشتند.

    در دهه 80 همزمان با باز شدن تدریجی فضاهای فرهنگی بدنه‌ی سینمای اسلواکی نیز در شرف بلوغ دوباره قرار گرفت و فیلمسازانی مانند "مارتین هولی" با فیلم "سواران شب" ظهور پیدا کردند.

    سینمای اسلواکی بعد از استقلال این کشور در 1993 جهش خوبی داشته است. در سالهای اخیر کارگردانانی مانند "پاول باراباس"، "یوراگ وتا"، "مارتین سولیک" و " دوسان ترانسیک" در سینمای اسلواکی مطرح بودند.




    در سطح بازیگری نیز سینمای اسلواکی هنرپیشه های توانمندی مانند " میشل دوکولومانسکی"، " جوزف کرونر"، ماریان لابودا"،

    پانا پاهوفونا"، " امیلیا واساریوا" و " ماگدا واساریوا" را به سینمای جهان عرضه کرده است.

    در حال حاضر در کشور جمهوری اسلواکی 209 سالن سینمای فعال وجود دارد و میزان تولید سالیانه فیلم حدود 8 فیلم است. تعداد سینماروهای این کشور نیز در سال حدود 3میلیون و 600 هزار نفر گزارش شده است.

    شرح تصویر: نمایی از فیلم کلاسیک "رد خورشید" ساخته‌ی "استفان اوهر"؛ محصول 1963 ؛از موفق ‌رین فیلم‌های تاریخ‌سینمای اسلواکی.


    اگر ڪسے را یافتی ڪه در
    لبخندت
    غمت را دید
    در سڪوتت حرفهایت را شنید
    و در خشمت محبت را فهمید
    بدان او بهترین دارایے زندگے توست




    #5 ارسال شده در تاريخ 15th December 2016 در ساعت 11:24

  9. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  10. شرمیلا آواتار ها
    شرمیلا
    عضو افتخاری
    Apr 2012
    17,086
    40,084
    تشکر شده : 24,536

    پیش فرض


    آشنایی با کشورهای صاحب سبک در سینما: برزیل


    همشهری آنلاین - مهدی تهرانی: سینما در برزیل چند ماه بعد از اینکه برادران‌لومیر این هنر و صنعت را در سال ۱۸۹۵ معرفی‌کردند؛ وارد ریودژانیرو در برزیل شد.

    برزيل با 187 ميليون نفر جمعيت و بالغ بر 8 و نيم ميليون كيلومتر مربع وسعت در نيمكره جنوبي قاره آمريكا قرار دارد. به سبب غناي فرهنگي و ادبي در برزيل؛ كه به سده پانزدهم ميلادي برمي‌گردد؛ سينما نيز به عنوان هنري جديد بسيار زود در اين كشور جاي خود را باز كرد.




    در سال 1898 يك ايتاليايي به نام آلفونسو سگرتو در ريو به تاسيس سينما اقدام كرد و از اين به بعد اين شهر به مركزي براي نمايش فيلم درآمد.

    بين سالهاي 1910 تا 1925 چندين شركت فيلمسازي كوچك در برزيل تاسيس شد كه عمدتا آثار كوتاه توليد مي‌كردند اما فيلمسازان خارجي مقيم اين كشور هنوز دست برآتش داشتند و كارگرداني بومي وارد صنعت نشده بود. اگرچه بازيگران تئاتر به مقوله سينما ورود كرده بودند مهمترين آنها "كارمن ميراندا"(1955-1909) بود كه از سال 1933 در سينما بازي مي‌كرد.

    ايمار گونزاگا(1978-1901) اولين كارگردان برزيلي بود كه بازيگران بومي را در فيلم‌هايش به كارگرفت و در حدود سالهاي 1935 با هاليوود نيز ارتباطاتي برقرار‌كرد. كه همين مهم اگرچه باعث شد فيلم‌هاي بيشتري در برزيل توليد شود اما سمت و سوي اين آثار همگي به سمت سينماي تجاري ختم شد.

    از 1940 به بعد اين سينما دچار بحران مي‌شود.در حاليكه برزيل از زبان و ادبيات غني و بسيار پويايي برخوردار بود هيچ اقتباس و يا اثر خاصي در اين دوران به وجود نمي آيد. نويسندگان سرشناس ادبيات برزيل در اين دوره مانند؛ جوزه لینس دوریگو (-۱۹۰۱) ؛ جورج آمادو (-۱۹۱۲) ،ادی‌دیاس‌د‌اکروز (-۱۹۰۷) ؛ اریکوورسیمو (-۱۹۰۵) ؛ ریبه ئیروکوتو (۱۸۹۸-۱۹۶۳) هستند.

    در 1950 تعداد سينماهاي برزيل به به حدود 500 سالن سينما مي‌رسد؛ بيش از 250 سالن فقط در ريو ساخته شده بود.

    از اواسط دهه 50 موج نوي سينماي برزيل به راه مي‌افتد. و البته همگام با شروع اين نهضت سينمايي بخش تجاري سينماي بريل با همكاري واسطه‌هاي هاليوودي و شركت فيلمسازي وراكروز توليدات بومي برزلي را رونقي مي دهند. كه اين فيلم‌ها در آمريكا و اروپا نيز امكان نمايش پيدا مي‌كنند و سينماي برزيل تا حدودي به مخاطبان جهاني عرضه مي‌شود.از مهمترين فيلم هاي اين دوره بايد از "اوكانگاسرو" اثر "ليما باره‌تو" نام برد.

    نهضت سينماي برزيل يا موج نوي سينماي برزيل موسوم به Cinema Novo در دهه 60 بيشتر جان مي‌گيرد. ظهور فيلمسازان جواني مانند "گلوبر روشا"؛ "نلسون‌پریرا دوس‌سانتوس" و "روي گوئرا" حركت روبه رشدي را در اين نهضت نويد مي‌دهد.

    مضمون اين نهضت و آنچه فيلمسازان پيشرو موج نوي سينماي برزيل در دهه 60 ابراز مي‌كردند بسيار ساده بود: یک دوربین در دست و یک ایده در ذهن.




    اين شعار حداقل از 1962 تا 1974 آئينه تمام نماي جواناني‌بود كه جذب موج نوي سينماي برزيل شده بودند. در اين سالها سينماي برزيل در عرضه فيلم‌هاي هنري نيز اعتبار بدست آورد و براي اولين بار آثار سينماي برزيل در جشنواره‌هاي معتبري مانند كن و برلين جوايز مهمي بدست آوردند.

    از مهمترين آثار اين دوره درخشان بين سالهاي 1962 تا 1972 آثار زير قابل اشاره‌اند:

    - "ويداس سكاس" VIDAS SEDAS ساخته‌ي نلسون پريرا‌دو سانتوس محصول 1963 كه در سال 1964 در بخش مسابقه جشنواره فيلم كن حضور داشت.

    - "اسلحه" THE GIN ساخته‌ي روي گوئرا محصول 1964.

    - "آنتونيو داس مورتس"ANTONIO DAS MORTES ساخته‌ي گلوبر‌روشا كه در كن 1969 موفقيتي بزرگ بدست آورد. روشا در اين جشنواره به جايزه بهترين كارگرداني دست يافت.


    - "پيندوراما" PINDORAMA ساخته‌ي آمالدو جابور كه در كن 1971 و در بخش مسابقه حضور د اشت.

    در اواخر دهه 70 سينماي برزيل و موج نويش به سرنوشت موج نوي سينماي فرانسه دچار شد. و دوباره بازاري سازي و تجاري ساختن سرلوحه شركت‌هاي فيلمسازي دائر در ريو قرار گرفت.

    تا اوايل دهه 90 خبري از جوانان جديد مانند دوره‌هاي دهه 1960 نبود تا اينكه با آمدن چهره‌هايي مانند فرناندو ميرالس و والتر سالس بازهم سينماي اين كشور تكان خورد.




    والتر سالس با ساخت درام اجتماعي؛ ايسنگاه مركزي برزيل و نمايش آن در كن 1998 خود را تثبيت كرد. فيلم ديگر او خاطرات موتور سيكلت محصول 2004 نيز با اقبال روبرو شد. همچنين در سال 2012 فيلم او با نام درجاده در كن 65 در بخش مسابقه به نمايش درآمد و مورد تحسين واقع شد.

    فرناندو ميرالس نيز با فيلم شهرخدا محصول 2002 خود را تثبيت كرد. او فيلم كوري را نيز در سال 2008 ساخت كه يك توليد تمام هاليوودي به شمار مي‌آمد.


    در سال ۲۰۱۱ با افزايش 13 درصدي گيشه سينماها؛ فروش حدود 800 میلیون دلاری (نمايش فيلم خارجي + توليدات بومي) در سينماهاي برزيل، نويد روزهاي خوشي را براي اعتلاي هرچه بيشتر اين سينما نويد داد. از اين مبلغ فروش بيش از 12 درصد سهم سينماي برزيل و توليدات بومي آن بود.

    تا سال 1995 حدود 1500 سالن سينما در برزيل فعال بودند. در سال 2005 اين رقم به عدد 1920 سالن رسيد. در سال 2011 تعداد سالن ها به عدد 2200 مي رسد و دو سال بعد در سال 2013 سالن هاي فعال نمايش فيلم در برزيل به عدد خيره كننده 2600 سالن رسيده است. تعداد سينما رو هاي برزيل نيز ساليانه 151 ميليون نفر برآورد شده است.

    در حال حاضر توليد سينماي برزيل حدود 57 فيلم در سال است. 40 فيلم مستند و حدود 2 فيلم انيميشن نيز ساليانه در اين بومي سينماي برزيل چرخه توليد به اكران برسند.




    از سالهاي دور تاكنون سرزمين برزيل محلي ايده‌آْل براي ساخت و سازهاي هاليوودي بوده و سينماي آمريكا از لوكيشن اين كشور استفاده فراوان‌برده است. روندي كه در بخش‌هاي مختلف اقتصادي نيز براي برزيل داراي سود سرشار بوده است.

    در سالهاي اخير فيلم‌هايي نظير اينديانا جونز ساخته‌ي استيون اسپيلبرگ محصول 2008؛ كوري ساخته‌ي فرناندو ميرالس محصول 2008؛ هالك شگفت‌انگيز محصول 2008 و سريع و خشمگين 6 محصول 2013 از اين جمله آثار به شمار مي‌آيند.

    در برزيل جشنواره هاي سينمايي بزرگ و كوچك فراوان است اما شايد مهمترين فستيوال سينمايي اين كشور كه وجهه جهاني نيز داشته باشد؛ جشنواره بين المللي فيلم سائوپولو است. اين جشنواره در سال 1977 شكل گرفته است و اكنون 37 ساله است.

    اگر ڪسے را یافتی ڪه در
    لبخندت
    غمت را دید
    در سڪوتت حرفهایت را شنید
    و در خشمت محبت را فهمید
    بدان او بهترین دارایے زندگے توست




    #6 ارسال شده در تاريخ 15th December 2016 در ساعت 11:26

  11. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  12. شرمیلا آواتار ها
    شرمیلا
    عضو افتخاری
    Apr 2012
    17,086
    40,084
    تشکر شده : 24,536

    پیش فرض


    آشنایی با کشورهای صاحب سبک در سینما: بنگلادش


    همشهری آنلاین - مهدی تهرانی: بنگلادش در موسیقی، معماری و مجسمه‌سازی و نقاشی پیشینه‌ای غنی دارد. ادبیات بنگالی از زبان و ادبیات فارسی تأثیر بسیاری گرفته است. با اینهمه سینمای بنگلادش باید به دوره قبل از استقلال این کشور از پاکستان و همچنین ۴ دهه اخیر بررسی شود.

    شايد ابتدا به ساكن باوركردني نباشد اما سينماي حال حاضر بنگلادش كه به "دالي‌وود" موسوم است يك صنعت بسيار فعال است.

    بنگلادش كه 147 هزار كيلومتر مربع وسعت دارد، جمعيتي در حدود 150 ميليون نفر را در خود جاي داده است. در اين كشور 920 سالن سينماي فعال وجود دارد. و ساليانه حدود 45 ميليون نفر به سينما مي روند. اين ارقام باتوجه وضعيت فقر در اين كشور و همچنين ميزان وسعت و جمعيت آن بسيار شگفت آور است. ساليانه نيز 90 فيلم بنگلادشي در اين صنعت موسوم به دالي‌وود توليد مي‌گردد كه رقم قابل توجهي است و نشاندهنده توجه مردم اين كشور به سينماي بومي خودشان است.


    البته كسي از دالي‌وود توقع خاصي ندارد. دالي وود تقريبا يك كپي برابر اصل از باليوود و سينماي هند است كه حدود 25 سال است در اين كشور جا افتاده و با اقبال مواجه شده ضمن اينكه عمده‌ي دولت هاي مستقر در بنگلادش توجه كافي و حمايت‌هاي مالي خاصي از بدنه سينمايي اين كشور داشته‌اند. ضمن اينكه حمايت از تماشاگر نيز يكي از راهكارهاي اصلي دولت است. در اين راستا تا سال 2011 قيمت بليط سينما حدود 150 تومان بوده است.

    سينما در بنگلادش هنگاميكه هنوز اين سرزمين چنين نامي نداشت در 24 آوريل سال 1898 در داكا پايه گذاري شد. شركت‌هاي انگليسي در اين شهر يك سالن نمايش ايجاد كردند. شركتي موسوم به "برادفورد" در شهر بندري داكا اين تاسيسات نمايشي را سروشكل داد و تا حدود 15 سال پس از آن اين سالن محل نمايش فيلم‌هاي خبري هندي و انگليسي و همچنين اجراي نمايش بود.

    از 1913 تا 1920 اولين تحركات براي ساخت فيلم‌هاي بنگالي با مديريت عوامل انگليسي آغاز گرديد. در 1931 فيلم‌هاي "آخرين بوسه" و "كولي" در اين كشور با بازيگران بومي اهل داكا ساخته شد. اما پيش از آن اولين فيلم بنگالي صامت با نام "عافيت جهان" در سال 1920 با حمايت خانواده سلطنتي ساخته شده بود. گفته مي‌شود وضعيت و رونق فرهنگ و هنر در اين بازه زماني به گونه‌اي بود كه بيش از 80 سالن فعال تئاتر و نمايش در داكا به زهیر رحمانكار مشغول بودند.

    از 1947 كه پاكستان از هند مستقل شد و پس از آن تا سال 1971 كه بنگلادش به استقلال رسيد و تا يك دهه بعد از آن به لحاظ ملاحظات سياسي و درگيري‌هاي قومي؛ سينماي اين كشور نيز در سكوت و تعطيلي تقريبي به سر مي‌برد. اگرچه فيلم "نقاب و چهره" به عنوان اولين فيلم بنگالي زبان تاريخ سينماي بنگلادش در سال 1956 و در همين بازه زماني توليد گرديد.

    با اينهمه دوران طلايي سينماي بنگلادش از دهه 90 شروع مي‌شود جايي كه صنعت سينماي اين كشور "دالي‌وود" نام گرفت و با حمايت بخش خصوصي و مساعدت هاي چشمگير دولت قوام يافت. همچنانكه گفته شد؛ نرخ بسيار كم بليط سينما در اين كشور يكي از دلايل استقبال مردم از توليدات سينمايي بومي و همچنين اكران‌هاي خارجي است.

    از سينماگران بنگالي قديمي و بسيار مشهور بايد از زهير ريحان(1935-1972) نام برد كه يكي از پيشگامان اين صنعت به شمار مي‌آيد. مهمترين اثر او مستند "توقف نسل كشي" محصول 1971 است كه در كشاكش جنگ استقلال اين كشور ساخته شد.




    از هم نسلان ريحان؛ كاشي نظر اسلام(1941-2015) نيز قابل ذكر است. يكي از مهمترين ساخته هاي اين فيلمساز "پس از بزرگترين ابرها" محصول 2004 نام دارد كه از پرفروش‌ترين توليدات تاريخ سينماي بنگلادش است.

    از سينماگراني كه در دهه 90 و در عصر طلايي سينماي دالي‌وود شروع به كار كردند افرادي مانند منتظر رحمان اكبر(1957-) با فيلم "قهرمان برتر" محصول 2010 و تنوير مكمل (1955-) با فيلم "قهرمان بي‌صدا" محصول 2007 قابل اشاره‌اند.

    نسل جديد سينماي بنگلادش در سالهاي بعد از هزاره سوم به يكباره و با سرعت زياد به بدنه سينمايي اين كشور تزريق شدند. و توليد فيلم‌هاي بنگالي به‌شدت افزايش يافت. البته اين توليدات عمدتا مصرف داخلي ندارد و حوزه هند و پاكستان و حتي نپال را نيز در برمي‌گيرد.از فيلمسازان نسل جديد دالي‌وود مصطفي سرور فروكي(1973-) با فيلم "داستان مگس" محصول 2013 قابل ذكر هست.

    سينماي بنگلادش داراي چند جشنواره فيلم و جايزه مرتبط با اين صنعت نيز هست. "جشنواره بين‌المللي فيلم داكا" كه از 1992 برگزار مي‌شود و "جوايز ملي فيلم و سينما" از مهمترين اين فستيوال‌ها هستند. از سال 2008 نيز جشنواره‌اي با عنوان فستيوال فيلم‌هاي كودك و نوجوان بنگلادش راه اندازي شده كه آثار ايراني متعددي نيز در آن شركت كرده‌اند.

    و در پايان اينكه تنوع ژانر در توليدات بومي سينماي بنگلادش بسيار فراگير شده‌است. براي مثال نرخ توليدات ژانر جنايي و معمايي و پليسي در كنار ژانر درام اجتماعي همان قدر زياد است كه فيلم‌هاي علمي تخيلي و فانتزي در دالي وود ساخته مي‌شوند. البته بايد در نظر داشت كه بالاترين هزينه توليد يك فيلم حدود 100 هزار دلار است. و مثلا يك كارگردان بنگالي شناخته شده و 50 ساله مي تواند چيزي حدود 200 فيلم! در كارنامه‌اش داشته باشد. در واقع پروسه نگارش و توليد فيلم در بنگلادش در حدود 10 روز! زمان مي برد. البته اين روند با توجه به كپي‌برداري مطلق دالي‌وود از باليوود چندان عجيب نيست.

    پوستر فيلم پليسي جنايي "كيش و مات" ساخته آشكور رحمان محصول 2014 يكي از موفق ترين فيلم‌هاي سالهاي اخير دالي وود را در ذيل مي‌بينيد.



    اگر ڪسے را یافتی ڪه در
    لبخندت
    غمت را دید
    در سڪوتت حرفهایت را شنید
    و در خشمت محبت را فهمید
    بدان او بهترین دارایے زندگے توست




    #7 ارسال شده در تاريخ 15th December 2016 در ساعت 11:28

  13. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  14. شرمیلا آواتار ها
    شرمیلا
    عضو افتخاری
    Apr 2012
    17,086
    40,084
    تشکر شده : 24,536

    پیش فرض


    آشنایی با کشورهای صاحب سبک در سینما: استرالیا


    همشهری آنلاین - مهدی تهرانی: به رغم سابقه‌ی طولانی و قدیمی؛ سینمای استرالیا تا دهه ۸۰ هرگز نتوانست وزنی در سینمای جهان پیدا کند؛ اما همواره از دهه‌های آغازین بروز و ظهور سینما این کشور پذیرای شرکت‌های فیلمسازی خارجی بود.

    طی 100 سال اخیر مناسبات دولتی و سیاسی دولت بریتانیا، سرزمین بکر استرالیا را برای فیلمسازان انگلیسی و حتی کشورهای دیگر جهان به محلی خاص برای تولیدات سینمایی تبدیل کرده بود. چنانچه تا دو دهه‌ی پیش فیلم‌های بسیاری در استرالیا ساخته می‌شد که ممکن بود حتی یک بازیگر استرالیایی نیز نداشته باشند.




    با این حال در 2 دهه‌ی اخیر سعی شده‌ است تا حد ممکن استعدادهای سینمای استرالیا در فیلم‌هایی که در خاک این کشور تولید می‌شوند حضور داشته باشند که در این زمینه سینمای آمریکا و سینمای آلمان بیشترین استفاده ها را برده‌اند.

    از مهم‌ترین فیلم‌هایی که تاکنون در خاک استرالیا ساخته شده؛ این آثارشناخته شده‌تر هستند: آرواره‌ها ساخته‌ی استیون اسپیلبرگ محصول 1975/استرالیا محصول 2008 ساخته‌ی بازلومان/ سری فیلم‌های ماتریکس و آخرین آنها انقلاب‌های ماتریکس ساخته لری و اندی واچوفسکی محصول 2003/ جنگ ستارگان اپیزود دوم حمله کلون‌ها ساخته‌ی جورج لوکاس محصول2002، جنگ ستارگان اپیزود سوم انتقام سیت ساخته‌ی جورج لوکاس محصول 2005/ جهان گمشده: پارک ژوراسیک ساخته‌ی استیون اسپیلبرگ محصول 1997/ ماموریت غیرممکن 2 ساخته‌ی جان وو محصول 2000/ مردان ایکس: بنیاد مردان ولوورین ساخته‌ی گوین هود محصول 2009 / وولورین ساخته‌ی جیمز منگولد محصول 2013 . در عمده فیلم‌های ذکر شده در بالا بازیگران استرالیایی نظیر هیو جکمن یا در نقش‌های اصلی و حاضر بوده‌اند و یا نقش‌های مکمل را ایفا کرده‌اند.




    علت ظهور و به بازی گرفتن‌شدن استعداد‌های سینمای استرالیا؛ همانا بروز و ظهور موج نوی سینمای این کشور بود. بین سال‌های 1975 تا 1985 دولت این کشور بودجه مخصوصی را به سینماگران جوان اختصاص داد و در این راستا دیگر از ساخت و سازهای قدیمی و کارگردانان سنتی خبری نیود.

    نتیجه ایده‌آل از کار درآمد و از دل موج نوی سینمای استرالیا چندین کارگردان و بازیگر درجه اول به سینمای جهان معرفی شدند. البته بنا به ذات هر موج هنری، موج نوی سینمای استرالیا نیز بیش از 10 سال طول عمر نداشت اما اثرش اینقدر بود که باعث شد بین سال‌های 1982 تا 2012 حدود یک دوجین بازیگر طراز اول و حتی برنده ی جایزه اسکار را تحویل سینمای این کشور بدهد.

    بعد از تولید مکس دیوانه محصول 1979 سینمای استرالیا به معنای واقعی کلمه به خود باوری رسید.

    از مهم‌ترین کارگردانان این دوره باید از پیتر ویر خالق آثاری مانند انجمن شاعران مرده محصول 1989 و نمایش ترومن محصول 1998 نام برد.

    پیتر ویر به نوعی رهبر و بنیان‌گذار موج نوی سینمای استرالیا هم به حساب می‌آید. جدای از ویر ، باید از باز لورمان نیز به عنوان یک استعداد در این دوره پس از موح نو نام برد. لورمان سازنده‌ی آثاری مانند رومئو و ژولیت محصول 1996، مولن روژ محصول 2001، استرالیا 2008 و گتسبی بزرگ محصول 2013 است.




    در زمینه بازیگری نیز سینمای استرالیا با جفری راش سر به عرش سائید. بازیگر توانمند و صاحب سبک استرالیایی اولین بازیگر قاره اقیانوسیه شد که موفق شد به جایزه اسکار دست یابد. او برای فیلم درخشش محصول 1998 برنده این جایزه شد.

    پس از موفقیت‌های ویر و لورمان و همچنین جفری راش استعداد‌های سینمایی این کشور نظیر راسل کرو، کیت بلانشت، هیو جکمن، سام نیل، نائومی واتس، میراندا اوتو، گای پیرس،هیث لجر و هوگو ویوینگ هرکدام به نوبه خود در سینمای جهان درخشیدند.

    مهم‌ترین جشنواره سینمای استرالیا جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم سیدنی است که امسال دوره 60 خود را برگزار خواهد کرد.

    برگزاری اولین دوره در سال 1954 باعث شد فیلمسازان بیشتری به سمت و سوی خاک استرالیا برای تولیدات سینمایی ترغیب شوند و این روند تا بیست سال بعد ادامه یافت.

    در اواسط سال‌های دهه‌ی 70 خود استرالیایی‌ها نیز به سبب موج نوی سینمایشان فیلم‌هایی برای عرضه در این جشنواره داشتند. در دهه 90 و به بعد نیز دیگر بازار داغ فیلم‌های استرالیایی بود که گوی سبقت را از دیگر کشورها می‌ربائید. اینگونه جشنواره فیلم سیدنی مساعدت بسیار زیادی به بدنه‌ی سینما استرالیا کرده است.

    استرالیا انستیتوی فیلم و هنر و همچنین آکادمی فیلم و تلویزیون معتبری نیز دارد که عمدتا وظایف آموزشی و تحقیقی انجام می دهند.

    اگر ڪسے را یافتی ڪه در
    لبخندت
    غمت را دید
    در سڪوتت حرفهایت را شنید
    و در خشمت محبت را فهمید
    بدان او بهترین دارایے زندگے توست




    #8 ارسال شده در تاريخ 15th December 2016 در ساعت 11:48

  15. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  16. شرمیلا آواتار ها
    شرمیلا
    عضو افتخاری
    Apr 2012
    17,086
    40,084
    تشکر شده : 24,536

    پیش فرض

    آشنایی با کشورهای صاحب سبک در سینما: آرژانتین

    همشهری آنلاین - مهدی تهرانی: اولین فیلم سینمایی آرژانتینی به وسیله‌ یک ایتالیایی در سال ۱۹۰۸ ساخته شد. بعد رشته فیلم‌های تانگو ساخته‌ی "خوزه فره را" موفقیت بسیاری بدست آورد.

    فیلم‌های تانگو با پیدایش صدا در سینما ادامه پیدا می‌کند. اما همزمان با ساخت و ساز فیلم‌های تجارتی، فیلم‌های هنری با کیفیت بالا نیز هر از چند گاهی ساخته می‌شود. از سال 1940 این سینما به تدریج دچار ضعف می‌گردد و سرانجام به سبب دور شدن از مسائل مردمی سقوط می‌کند.




    با آغاز دیکتاتوری پرون از 1945 سینمای آرژانتین در معرض فروپاشی کامل قرار می‌گیرد به نحویکه تا ده سال بعد دیگری چیزی به نام سینمای هنری در آرژانتین وجود نداشت. با پایان دیکتاتوری هنوز سینمای این کشور در حالت کمااست.

    پس از سقوط پرون؛ لئوپولدو توره نیلسون در فاصله سال‌های 1957-62 خود را در سینما مطرح می‌کند و در سال‌های بعد به تثبیت می‌رسد. مهمترین فیلم او شمشیر مقدس محصول 1970( عکس بالا) از معروفترین فیلم‌های آرژانتینی به حساب می‌آید.

    دهه 80 و 90 اوج بروز و ظهور استعدادهای آرژانتینی در جشنواره‌های خارجی است که تعدادی از آنها بعد‌ها حتی به اسکار هم رسیدند. در میان این نسل ابتدا خوان خوزه کامپانلا مطرح شد که به خاطر فیلم راز در چشمانشان محصول 2009 برنده اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شد.

    از استعدادهای جدیدتر باید از آدریان بینیس نام برد که با فیلم غول محصول 2009 مطرح شد فیلمی که در جشنواره فیلم فجر سال 88 نیز به نمایش درآمد.

    سینمای آرژانتین به نوعی تا سال‌های طولانی از داشتن جشنواره‌های بین المللی محروم بود و این مهم البته به اوضاع و احوال سیاسی این کشور در دهه‌های گذشته مربوط می‌شد.

    در حال حاضر سینمای آرژانتین حدود 8 جشنواره فیلم دارد که دو جشنواره؛ تقریبا در آمریکای جنوبی مهم جلوه‌گری می‌کند. اولی جایزه‌ای است که آکادمی علوم سینمایی آرژانتین سالیانه اعطا می‌کند و دیگری جشنواره مستقل فیلم آرژانتین که از سال 1999 برپا شده است. سینمای آرژانتین هموراه سرشار از استعدادها بوده است و این جشنواره مستقل به ویژه نقش مهمی در شناسایی آنها داشته است.


    اگر ڪسے را یافتی ڪه در
    لبخندت
    غمت را دید
    در سڪوتت حرفهایت را شنید
    و در خشمت محبت را فهمید
    بدان او بهترین دارایے زندگے توست




    #9 ارسال شده در تاريخ 15th December 2016 در ساعت 11:54

  17. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •