پرسپولیس با سرمربیگری برانکو ایوانکویچ مردی از سرزمین کروات ها توانست برای سومین سال پیاپی عنوان قهرمانی لیگ برتر را کسب کند. برانکو در حالی چهار سال پیش این تیم را در اختیار گرفت که پرسپولیس در نیمه دوم جدول، در وضعیت بسیار بدی قرار داشت. تمام سران باشگاه از مربیان داخلی نا امید شده بودند و به دنبال راه چاره ای برای نجات این تیم از وضعیتی که در آن گرفتار بود می گشتند. تیم های بزرگ لیگ که حریفان قدیمی و جدی پرسپولیس محسوب می شدند، این تیم را ته جدولی و حقیر میخواندند. طرفداران به شدت ناراحت و ناراضی از وضعیت تیم بودند. تا اینکه سرمربی جدید این تیم شخصی آشنا برای همه ی ایرانی ها به هواداران و طرفداران فوتبال در ایران معرفی شد. پروفسور برانکو ایوانکویچ کروات!
پس از ورود برانکو تیم پس از چند بازی توانست آرایش قابل قبولی در مقابل حریفان به خود بگیرد. باخت های پرسپولیس به تساوی و بردهای خفیف تبدیل شدند. تیم رفته رفته با آهنگی بسیار ملایم اما صعودی به حرکت خود ادامه داد و نهایتا تیم پرسپولیس در پایان فصل در جمع سه تیم بالای جدول قرار داشت.
در فصل های بعد تیم پرسپولیس که بیشتر از قبل با تفکرات و باورهای برانکو خو گرفته بود، به بازی های لیگ وارد شدند. نتایج روز به روز بهتر می­شد. تعداد مساوی ها کمتر و تعداد بردها؛ هرچند خفیف اما بیشتر می شد. روحیه، انگیزه، تعهد و هدفمندی در تک تک بازیکنان و مربی تیم دیده می­شد. تیم پرسپولیس موفق شد بسیار مقتدرانه نسبت به سایر رقبا، مقام قهرمانی را در سه سال پیاپی کسب کند. در طی این سالها بازیکنان بزرگی مانند مهدی طارمی، رامین رضاییان، شجاع خلیل زاده توسط پروفسور کشف شدند.
تیم پرسپولیس تیمی است ساخته شده از باورهای یک قهرمان که از طریق مربی آن به تک تک بازیکنان منتقل شده است. این باور ها به قدری قدرتمند هستند که حتی با خروج بازیکنان بزرگ این تیم و حتی مرگ ناگهانی کاپیتان محبوب قرمز ها "هادی نوروزی" خدشه ای به بدنه و قدرت تیم پرسپولیس وارد نشد. این تیم در طی این سالها عناوینی مثل بهترین خط دفاع، بهترین خط حمله لیگ، آقای گل و... را توانستند در کنار قهرمانی های خود بدست آورند.
پس از ورود برانکو به پرسپولیس، تیم های زیادی مانند استقلال تهران با الهام از قرمزها، مربیان خارجی را به استخدام خود درآوردند. اما آنچه در پرسپولیس تفاوت ایجاد کرده بود مربی خارجی نبود؛ بلکه باورهای فردی به نام برانکو بود که به تیم تزریق شده بود و تیم را چه در شرایطی که از لحاظ بازیکن در وضعیت خوبی قرار داشت و چه در زمانی که تیم از لحاظ بازیکن در وضعیت بسیار بدی بود، در صدر جدول نگه دارد.
این مربی کروات ویژگی ها و باورهایی طلایی در ذهن دارد که به بازیکنانش انتقال داده و از آنان سربازانی جنگجو ساخته که در هر شرایطی نتایج را به نفع خود عوض می کنند. در مصاحبه ای بعد از یکی از بازی ها، برانکو در نشست خبری به گزارشگرها گفت: " من به بازیکنانم گفته ام که در زمین بیشتر از اینکه ساق پاهای شما خسته شود، باید ذهنتان خسته شود". برانکو به بازیکنان خود گفته است که بیش از اینکه فقط به دنبال توپ در زمین بدوند، باید ذهنیت یک برنده را تا آخر بازی در خود حفظ کنند. تحت هر شرایطی انگیزه خود را حفظ کنند و بدانند که تا زمانی که سوت پایان مسابقه به صدا در نیامده، بازی تمام نشده است و می توانند نتیجه بازی را به نفع خود تغییر دهند.
نکته ای جالب که اشاره به آن بسیار مفید است؛ و در مقاله ای که برای معرفی قانون جذب منتشر کردیم در مورد آن صحبت شد، این است که پرداختن به حاشیه ها و توجه کردن به عوامل بیرونی سبب می شود که حداکثر تمرکز از روی هدف برداشته شود و به موضوعات دیگر اختصاص پیدا کند و این یعنی دور شدن از هدف!
در بازی های مختلف هنگامی که اتفاقاتی مخالف با روند بازی و هدف تیم مانند اشتباهات داوری رخ می دادند، سرمربی تیم همیشه ساکت در کنار زمین ایستاده به آرامی به بازی تماشا می کرد. در برنامه ای تلویزیونی، یک مجری از برانکو پرسید چرا شما اعتراض نمی کنید، وقتی داور به اشتباه برای تیم حریف یک پنالتی اعلام کرده، هنگامی که به اشتباه یک بازیکن شما کارت زرد یا حتی قرمز دریافت کرده، زمانی که حقوق شما و بازیکنان پرداخت نشده، هنگامی که زمین و امکانات مناسب نیست و حتی زمانی که مربی تیم ملی به شما اعتراض می کند شما هیچ واکنشی از خود بروز نمی دهید. چرا اعتراض نمی کنید؟
برانکو پاسخ داد: "میتوانم بپرسم اعتراض چه مشکلی را حل می کند؟ تصمیم داور عوض می شود؟ حقوق من و بازیکنان پرداخت می شود؟ امکانات بهتر می شود؟ اعتراض و فریاد زدن چه دردی را دوا می کند، جز اینکه با این کار استرس بیشتری به بازیکنانم وارد می کنم."
اگر در زندگی اعتقاد داشته باشیم که خود خالق شرایط هستیم، اشتباهات داوری را که به ضرر ما بوده را نیز زاییده ی فرکانس هایی میدانیم که خود به کائنات فرستاده ایم. پس داد و فریاد کشیدن بر سر داور و بازیکنان را کاری بیهوده می پنداریم و دست از اعتراض برمی داریم. با حفظ آرامش، انگیزه و به طور کلی بدست آوردن کنترل ذهن خود، سعی می کنیم تا در ادامه بازی بتوانیم نتیجه بازی را به نفع خود تغییر دهیم.
در همان برنامه تلویزیونی برانکو گفت که عاشق ایران است. حتی از وقتی در سال 2006 پس از بازی های جام جهانی مجبور به ترک ایران شد، لیگ ایران را دنبال می کرده و همیشه دوست داشته که روزی دوباره به ایران باز گردد.
بیاناتی که موجب شگفتی مجری تلویزیون شد!
بیایید آنچه گفته شد را دوباره کنار هم قرار دهیم. برانکو فردی است که حرفه ای دارد و عاشق انجام آن در شرایط خاصی است که به آن حس بهتری می دهد. همیشه آن را دنبال می کند و از آن لذت می برد تا اینکه بالاخره آن شرایط را جذب می کند. باورهای یک فرد پیروز را دارد. فردی که هدفش قهرمانیست و آن هدف به هیچ کس و هیچ شرایط و بازیکنی وابسته نیست. تفکرات و انگیزه خود را به بازیکنانش منتقل می کند. باور دارد ذهن او و بازیکنانش است که نتایج را رقم میزند نه کار فیزیکی و تلاش جسمی زیاد. باور دارد که هر اتفاق خوب و بدی که در زمین و بیرون از زمین رخ می دهد، حاصل آنچه خود به جهان ارسال کرده اند است؛ پس به کسی اعتراض نمی کند و آرامش و کنترل ذهن خود را حفظ می کند.
حال با بررسی نتایج نیز می­بینیم که راه متفاوت برانکو اثر بخش بوده و توانسته است در چهار سال حضورش در ایران سه قهرمانی و یک نایب قهرمانی کسب کند.
خواندن و شنیدن رفتار افراد موفق ما را به این نتیجه میرساند که اصل اساسی در موفقیت سختکوشی، تلاش، همت زیاد، سختی و زجر کشیدن نیست. اصل مهم داشتن باورهای مناسب و هم جهت با هدف است. در این صورت است که بازیکنان خوب، تحلیلگران کار بلد، امکانات مناسب، اشتباهات داوری سودبخش و همه ی چیزهایی که برای قهرمانی نیاز داریم خود به خود به سمت مان جذب می شوند.
نویسنده فرهاد کوکائیان
منبع: فقط کاربران ثبت نام شده میتوانند لینک های انجمن را مشاهده کنند. ]