داستان های ملا نصرالدین - صفحه 2
صفحه 2 از 19 نخستنخست 123412 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 186

موضوع: داستان های ملا نصرالدین

  1. secret آواتار ها
    secret
    کاربر سایت
    Dec 2008
    39,617
    378
    تشکر شده : 19,762

    پیش فرض

    داستان درخت چارمغز

    روزی ملا زیر درخت چارمغز خوابیده بود که ناگهان چارمغزی به شدت به سرش اصابت کرد و سرش باد کرد. بعد از آن شروع کرد به شکر کردن مردی از انجا می گذشت وقتی ماجرا را شنید گفت:اینکه دیگر شکر کردن ندارد. ملا گفت: احمق جان نمی دانی اگر به جای درخت چارمغز زیر درخت خربزه خوابیده بودم نمیدانم عاقبتم چه بود؟!
    #11 ارسال شده در تاريخ 28th March 2009 در ساعت 21:50

  2. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  3. secret آواتار ها
    secret
    کاربر سایت
    Dec 2008
    39,617
    378
    تشکر شده : 19,762

    پیش فرض

    داستان قیمت حاکم

    روزی ملا به حمام رفته بود اتفاقا حاکم شهر هم برای استحمام آمد حاکم برای اینکه با ملا شوخی کرده باشد رو به او کرد و گفت : ملا قیمت من چقدر است؟ ملا گفت : بیست تومان. حاکم ناراحت شد و گفت : مردک نادان اینکه تنها قیمت لنگی حمام من است. ملا هم گفت: منظورم همین بود و الا خودت ارزش نداری!
    #12 ارسال شده در تاريخ 28th March 2009 در ساعت 21:50

  4. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  5. secret آواتار ها
    secret
    کاربر سایت
    Dec 2008
    39,617
    378
    تشکر شده : 19,762

    پیش فرض

    داستان قبر دراز

    روزی ملا از گورستان عبور می کرد قبر درازی را دید از شخصی پرسید اینجا چه کسی دفن است! شخص پاسخ داد : این قبر علمدار امیر لشکر است! ملا با تعجب گفت: مگر او را با علمش دفن کرده اند؟!
    #13 ارسال شده در تاريخ 28th March 2009 در ساعت 21:50

  6. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  7. secret آواتار ها
    secret
    کاربر سایت
    Dec 2008
    39,617
    378
    تشکر شده : 19,762

    پیش فرض

    داستان خانه عزاداران

    روزی ملا در خانه ای رفت و از صاحبخانه قدری نان خواست دخترکی در خانه بود و گفت : نداریم! ملا گفت: لیوانی آب بده! دخترک پاسخ داد: نداریم! ملا پرسید: مادرت کجاست: دخترک پاسخ داد : عزاداری رفته است! ملا گفت: خانه شما با این حال و روزی که دارد باید همه قوم و خویشان به تعزیت به اینجا بیایند نه اینکه شما جایی به عزاداری بروید!
    #14 ارسال شده در تاريخ 28th March 2009 در ساعت 21:50

  8. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  9. secret آواتار ها
    secret
    کاربر سایت
    Dec 2008
    39,617
    378
    تشکر شده : 19,762

    پیش فرض

    داستان بچه ملا

    روی ملا خواست بچه اش را ساکت کند به همین جهت او را بغل کرد و برایش لالایی گفت و ادا در می آورد, که ناگهان بچه روی او ادرار کرد! ملا هم ناراحت شد و بچه را خیس کرد. زنش گفت: ملا این چه کاری بود که کردی؟ ملا گفت: باید برود و خدا را شکر کند اگر بچه من نبود و غریبه بود او را داخل حوض می انداختم!
    __________________
    #15 ارسال شده در تاريخ 28th March 2009 در ساعت 21:51

  10. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  11. secret آواتار ها
    secret
    کاربر سایت
    Dec 2008
    39,617
    378
    تشکر شده : 19,762

    پیش فرض

    داستان ملا در جنگ

    روزی ملا به جنگ رفته بود و با خود سپر بزرگی برده بود. ولی ناگهان یکی از دشمنان سنگی بر سر او زد و سرش را شکست. ملا سپر بزرگش را نشان داد و گفت: ای نادان سپر به این بزرگی را نمی بینی و سنگ بر سر من می زنی
    #16 ارسال شده در تاريخ 28th March 2009 در ساعت 21:51

  12. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  13. secret آواتار ها
    secret
    کاربر سایت
    Dec 2008
    39,617
    378
    تشکر شده : 19,762

    پیش فرض

    داستان خویشاوند الاغ

    روزی ملا الاغش را که خطایی کرده بود می زد,
    شخصی که از آنجا عبور می کرد اعتراض نمود و گفت: ای مرد چرا حیوان زبان بسته را می زنی؟
    ملا گفت: ببخشید نمی دانستم که از خویشاوندان شماست اگر می دانستم به او اسائه ادب نمی کردم؟!
    #17 ارسال شده در تاريخ 28th March 2009 در ساعت 21:51

  14. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  15. secret آواتار ها
    secret
    کاربر سایت
    Dec 2008
    39,617
    378
    تشکر شده : 19,762

    پیش فرض

    داستان دم خروس



    یک روز شخصی خروس ملا را دزدید و در کیسه اش گذاشت,
    ملا که دزد را دیده بود او را تعقیب نمود و به او گفت:خروسم را بده! دزد گفت: من خروس ترا ندیده ام,
    ملا دفعتا دم خروس را دید که از کیسه بیرون زده بود به همین جهت به دزد گفت درست است که تو راست می گویی ولی این دم خروس که از کیسه بیرون آمده است چیز دیگری می گوید.
    #18 ارسال شده در تاريخ 28th March 2009 در ساعت 21:51

  16. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  17. secret آواتار ها
    secret
    کاربر سایت
    Dec 2008
    39,617
    378
    تشکر شده : 19,762

    پیش فرض

    داستان خروس شدن ملا

    یک روز ملا به گرمابه رفته بود تعدادی جوان که در آنجا بودند تصمیم گرفتند سر بسر او بگذارند به همین جهت هر کدام تخم مرغی با اورده بودند و رو به ملا کردند و گفتند: ما هر کدام قدقد می کنیم و یک تخم می گذاریم اگر کسی نتوانست باید مخارج حمام دیگران را بپردازد!
    ملا ناگهان شروع کرد به قوقولی قوقو! جوانان با تعجب از او پرسیدند ملا این چه صدایی است بنا بود مرغ شوی!
    ملا گفت : این همه مرغ یک خروس هم لازم دارند!
    #19 ارسال شده در تاريخ 28th March 2009 در ساعت 21:52

  18. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  19. secret آواتار ها
    secret
    کاربر سایت
    Dec 2008
    39,617
    378
    تشکر شده : 19,762

    پیش فرض

    داستان الاغ دم بریده

    یک روز ملا الاغش را به بازار برد تا بفروشد, اما سر راه الاغ داخل لجن رفت و دمش کثیف شد, ملابا خودش گفت: این الاغ را با آن دم کثیف نخواهند خرید به همین جهت دم را برید.
    اتفاقا در بازار برای الاغش مشتری پیدا شد اما تا دید الاغ دم ندارد از معامله پشیمان شد.
    اما ملا بلافاصله گفت : ناراحت نشوید دم الاغ در خورجین است!؟
    #20 ارسال شده در تاريخ 28th March 2009 در ساعت 21:54

  20. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


صفحه 2 از 19 نخستنخست 123412 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. امام رضا (ع)از ولادت تا شهادت
    توسط secret در انجمن اهل بيت و علما
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: 23rd December 2014, 14:17
  2. داستان های عاشقانه
    توسط lavin در انجمن نثر ، داستان ، حکایات
    پاسخ ها: 363
    آخرين نوشته: 21st November 2014, 15:09
  3. غلامحسین ساعدی
    توسط secret در انجمن زندگينامه شعرا و بزرگان ادب
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 5th January 2009, 10:50
  4. جلوه‌هاي ادبي در قرآن
    توسط Alone GirL در انجمن تفسیر قرآن
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 19th September 2008, 05:02
  5. سوره یوسف
    توسط Admin در انجمن تفسیر قرآن
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 15th August 2008, 02:39

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •