معجزات قرآن !! - صفحه 4
صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 40

موضوع: معجزات قرآن !!

  1. ArI@N آواتار ها
    ArI@N
    مدیر سابق
    Jun 2009
    2,552
    686
    تشکر شده : 1,754

    پیش فرض

    بدن انسان
    نـيـروی حـفـاظـتـی بـدن

    « هر کسی در درون خود نيروی پشتيبانی دارد».
    «نَفس»: زندگی و خودآگاهی در پديده زنده، و آنچه غرائز و احساسات و هستی خود را درک می کند و از خود بعنوان "من" ياد می کند. پديده زنده با زنده بودن نَفس زنده است و با مردن نَفس می ميرد و همينطور با مردن بدن نَفس نيز می ميرد. نَفس فوت هم می کند وفوت وضعيت ميان مرگ و زندگی است مانند خواب و بی هوشی). نفس در آيه مجاز است و بجای جسم آمده است. بعبارتی آيه می گويد: هر جسمی نيروی پشتيبانی دارد که نتيجه پشتيبانی از زندگی آن جسم می شود پشتيبانی از "زندگی نفس آن جسم".
    «حافظ»: اسم فاعل از مصدر حفظ است. حفظ بمعنی: چيزی را از درون يا در درون نگهبانی و نگهداری و پشتيبانی نمودن است، ("حراست" بمعنی: چيزی را از بيرون نگهبانی و پشتيبانی نمودن است). و حافظ: کسی يا چيزی است که چيزی را از درون آن يا در درون آن نگهبانی و نگهداری و پشتيبانی می کند).
    نکته آيه: هر کسی در درون خود نيروی پشتيبانی دارد:

    بدن هر انسانی يک سيستم حفاظتی دفاعی دارد. برخی از سلولهای آن در جای مخصوصی به انتظار وارد شدن غير خوديها (باکتريها، ويروسها، ميکروبها و مواد خطرناک) هستند و برخی با جـريان خـون در سـراسـر بدن گـشـت ميزنند و هـنگام برخورد با دشـمـن با آن درگيرشده و آنرا از پا در می آورند. و به اين ترتيب سلامتی بدن را در برابر بيماريها حفظ می کنند و بدن زنده می ماند و با زنده ماندن بدن نفس زنده می ماند.
    تصويری از سلولهای مغز استخوان انسان که با ميکروسـکوپ ديده ميشوند. در مغز استخوان هـر دقـيقه مـيـلـيـونها سلول درست ميشوند تا به بخشهای ديگر بدن صادر شوند. اين سلولها بين يک صدم تا سه صدم ميليمتر قـطر دارند.
    do you scare that some one kill me? do you think some one open the door and kill me? oh no ... im the one that must afraid of ... im someone who open the door
    Im The Danger




    VIVA REAL MADRID


    #31 ارسال شده در تاريخ 3rd July 2009 در ساعت 10:43

  2. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  3. ArI@N آواتار ها
    ArI@N
    مدیر سابق
    Jun 2009
    2,552
    686
    تشکر شده : 1,754

    پیش فرض

    توجه شديد به چيزی و احساس درد نکردن



    « و زنانی در شهر گفتند: همسر عزيز (يعنی زليخا همسر نخست وزير مصر) با جوان خود درگير می شود تا خواست خود را به او بخواهاند. شيفتگی دوستداری يوسف براستی مشغوليت او شده است. ما براستی او را در رويه ای که همه آن را ناپسند می دانند می بينيم
    ــ هنگاميکه (زليخا) نقشه آنها را شنيد دنبال آنها فرستاد، برای هر کدام نشيمنی مشخص نمود، بدست هر کدام يک کارد داد، و به يوسف گفت بر آنها وارد شو! همينکه او را ديدند او را بزرگ ديدند و دستهای خود را بريدهبریده نمودند و گفتند: خدا از بدی دور! اين بشر نيست، اين تنها يک فرشته بزرگوار است».


    «مُراوِدَة»: درگير شدن با کسی برای خواهاندن خواست خود به او است. «شَـغَـف»: شيفته و دلباخته شدنی است که انديشه انسان را بخود مشغول می کند ـ «حُبّ»: دوست داشتن کسی بخاطر خوب بودن آن است. مانند دوست داشتن يک آموزگار خوش رفتار. "مبين": چيزی است که برای همه پيدا و آشکار است. و "ضلال مبين" در آيه بمعنی: چيزی است که همه آنرا بی راهـگی و رويه نادرست می دانند. "دستهای خود را بريده بريده نمودن" مجاز است بمعنی: پوست و گوشت دستهای خود را بریده بریده نمودن. "مکر" بمعنی: نقش بر آب نمودن است و منظور زليخا از مکر زنان اين است که آنها (از روی رشک ورزی) نقشه داشته اند که جايگاه و شخصيت وی بعنوان همسر نخست وزير را لکه دار کنند. نکته مورد نظر ما درآيه اينست که می گويد: زنان يوسف را بزرگ می بينند و دستهای خود را بريده بریده می کنند. يعنی زيبائی يوسف چنان آنها را شيفته می کند که کاردهائی که با آنها ميوه پوست می کنده و تکه می کرده اند دستهای آنها را پاره پاره می کند ولی آنها احساس نمی کرده اند.

    پژوهشهائی که با دستگاه روی مغز شده نشان می دهد که هنگاميکه مغز شديداً متوجه چيز مهمی است، فعاليت مناطقی از مغز که درد احساس می کند کم می شود. و فعاليت در سلولهای عصبی پيرامون کانال سيلويوز بيشتر می شود، که اين فعاليت منجر به ترشح ماده تسکين دهنده درد می شود. به اين خاطر هنگاميکه توجه انسان پيش چيز مهم و بزرگی است اگر در آن لحظات پوست و گوشت دست خود را بريده بريده بکند احساس درد نمی کند و متوجه نمی شود که دارد دست خود را می برد.
    do you scare that some one kill me? do you think some one open the door and kill me? oh no ... im the one that must afraid of ... im someone who open the door
    Im The Danger




    VIVA REAL MADRID


    #32 ارسال شده در تاريخ 3rd July 2009 در ساعت 10:44

  4. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  5. ArI@N آواتار ها
    ArI@N
    مدیر سابق
    Jun 2009
    2,552
    686
    تشکر شده : 1,754

    پیش فرض

    سـرانـگـشـتـان



    « آيا انـسـان می پندارد کـه مـا هـرگـز استخـوانهای او را جـمع نخواهيم کرد؟ چرا! ما حتی می توانيم سرانگشتان او را نيز دوباره درست کنيم»!

    (واژه بـنـان در اصـل به معنی: "تکيه گاه و چيزيکه بنوعی و بنحوی به آن تکـيه می شـود" است. در معنی دوم خود از جمله به: قـسـمـت داخلی سر انگـشـتـان، يعـنی هـمان قسمتی که در تصوير می بينيم اطلاق شده، به اعتبار اينکه "انـسان در کـارهـا و نشست و برخاست های خود به آنها تکيه می کند").
    نکـتـه آيه: سرانگشتان وضعيت خاصی دارند:

    سـر انـگـشـتـان هــر فــردی رسـم و نـمودار کاملا منحصر بفرد خود دارد. حتی دو نـفـر دو قـلـو را نمی توان يافت که نمودار سرانگشتان آنها نظير هم باشد (دوقـلوهای موسوم به "دوقـلوهای همسان" که از يک تخم درست می شوند نيز نمودار سرانگشتان آنها دقيقاً يکی نيست ولی تميز دادن آنها دقت و بررسی زيادی می خواهد). نمودار سرانگشتان از تولد تا وفات ثابت می ماند، و به هر چيزی دستزده شود اثر خود را بجا می گذارد، و قطر خطهای آن در مردان از زنان بزرگتر است.
    اينکه قـرآن "دوباره سازی سرانگشتان" را مطرح می کند به اين معنی نيست که آفرينش سرانگشتان سخت تر و پيچيده تر از اندامهای ديگر است، بلکه به اين معنی است که سرانگشتان چيزِ خاصی دارند و در آينده کشف میشود و آيه روشن می کند که قرآن سخن خداوند است. انسان در قرن نوزدهم به وضعيت سرانگشتان پی برد
    do you scare that some one kill me? do you think some one open the door and kill me? oh no ... im the one that must afraid of ... im someone who open the door
    Im The Danger




    VIVA REAL MADRID


    #33 ارسال شده در تاريخ 3rd July 2009 در ساعت 10:44

  6. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  7. ArI@N آواتار ها
    ArI@N
    مدیر سابق
    Jun 2009
    2,552
    686
    تشکر شده : 1,754

    پیش فرض

    نعمت بودن مـرجـان


    « از هر دوی آنها (از هر دو دريای شور) مرواريد و مرجان درمی آيد. کداميک از اين نعمتهای پروردگار خود را می توانيد تکذيب کنيد»؟!
    نکته آيه: آيه مرجان را نعمت شمرده است:
    در زمان پيامبر مرجان استفاده ای که بتوان آنرا نعـمت ناميد نداشته است. امروزه انسان از برخی مرجانها در ترميم استخوانهای آسيب ديده و ناقـص شـده استفاده می کند. وقتی مرجان به استخوان پيوند زده می شود، علی رغم اينکه بـدن فـسـفـات کـلـسـيم دارد و مرجان کربنات کلسيم، با اين حال اسـتخوان مرجان را رد نمی کند، بلکه آنرا می پذيرد. ابتداخون دور قطعه مرجان را محاصره می کند و آنرا ذوب می کند. بعد استخوان آنرا در خود قـاطی می کند و رفته رفته با استفاده از آن، خود را ترميم می کند و دقـيـقـاً شکل اصلی خود را بخود می گيرد.

    مرجان از استخوان قويتر است ولی ترکيبات آنها ضـمـن کـم و زيـاد بـودن در هـر کـدام مشترک است. مثلا هر دو کلسيم، منزيم و فـلـور دارند. کـلـسيم مرجان و استخوان تقريباً مساوی است. منزيمِ استخوان تـقـريـبـاً کمی کمتر از دو برابر منزيم مرجان است. از نظر فـلـور، مرجان کمی بيشتر از استخوان فـلـور دارد.
    do you scare that some one kill me? do you think some one open the door and kill me? oh no ... im the one that must afraid of ... im someone who open the door
    Im The Danger




    VIVA REAL MADRID


    #34 ارسال شده در تاريخ 3rd July 2009 در ساعت 10:44

  8. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  9. ArI@N آواتار ها
    ArI@N
    مدیر سابق
    Jun 2009
    2,552
    686
    تشکر شده : 1,754

    پیش فرض

    رونـد قـوی و ضـعـيـف شـدن بـدن


    « خدا آنست که شما را از چيزِ سست آفريد، مدتی پس از سستی روند پيوسته نيرومند شوندگی قرار داد، مدتی پس از روند نيرومندی روند پيوسته سست شوندگی و پيری قرار داد. خدا آنچه را می خواهد می آفريند و او دانای توانمند است».

    نکات آيه:

    1ـــ انسان ابتدا از چيز سست آفريده می شود:
    انسان در ابتدا از يک سلول آفريده می شود که ترکيب در هم ذوب شده ای است از تخمک زن و سلول مـنی مرد (اسپرم). اين سلول موجودی است کاملاً سست. يعنی بی استخوان و غضروف و غيره.
    2ـــ مدتی پس از سستیِ ساختارِ خلقت، انسان پيوسته روند نيرومند شوندگی بخود می گيرد:
    پس از مدتی (تـقـريباً پـس از سه هـفـته) رشد سـلـول اولـيه (کـه کاملاً سستاست) به نـقـطه تـولـيد اسـتخـوان می رسد کـه نيرومندترين بافـت بدن است. در اسـتـخوانها نيز همانگونه که بافتهای جديد توليد می شوند بافتهای قديمی خراب می شوند. از وقتی که توليد بافـت استخوانی آغـاز می شود تا 30 سالگی هـر ساله پـيـوسـته بافـتی کـه تولـيد می شود يک درصد از بافتی که خراب می شود بيشتر است. يعنی دقـيـقـاً هـمانطور که آيه می گويد: انسان پس از سستی ساختار خلقت خود روند پـيـوسـتـه نـيـرومند شوندگی بخود می گيرد. ( واژه جَعْـل به معنی «قـرار دادن» به معنی: پـيـوسته و همواره انجام دادن يا بودن چيزی يا کاری است. مثلا وقتی آيه می گويد: پس از سستی نيرومندی جَـعْـل کرده (قرار داده)، به اين معنی است که انسان پيوسته نيرومند می شود).

    3ـــ مـدتی پس از روند پيـوسته نـيـرومـنـد شوندگیِ ساختارِ خلقت، خلقت روند پيوسته سست شوندگی را در پيش می گيرد:
    از 40 سـالـگـی به بعد ميزان خراب شدن بافتهای استخوانی در هر سال يک درصد بيشتر از ميزان توليد آنهاست. به اين ترتيب چنانکه آيه می گويد: مدتی پس از نيرومند شوندگی (که تا 30 سالگی بود)، انسان پـيـوسـته روند سست شوندگی را در پيش می گيرد (که از 40 سالگی است).
    ضـعـيـف شـدن بافـتهای اسـتخوانی تا جائی می رود کهسوراخهای ريز در آنهـا ايجاد می شود، طـوريکـه حتی يـک بـار سبک نيز می تواند منجر به ***تگی آنها بشود. امکـان شکستگی استخوان در مردان نصف زنان است، چـون مـردان از ابتدا بافـت استخوانی بيشتری دارند.
    do you scare that some one kill me? do you think some one open the door and kill me? oh no ... im the one that must afraid of ... im someone who open the door
    Im The Danger




    VIVA REAL MADRID


    #35 ارسال شده در تاريخ 3rd July 2009 در ساعت 10:44

  10. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  11. ArI@N آواتار ها
    ArI@N
    مدیر سابق
    Jun 2009
    2,552
    686
    تشکر شده : 1,754

    پیش فرض

    میزان بارندگی و تبخير ــ منابع آب درون زمین

    « و از ابر آبی به اندازه فرو می فرستیم وآنرا در زمین جا می دهیم و ما در بردن آن (یعنی بردن آن اندازه ای که بارانده ایم) توانائیم ـــ و با آن باغهای خرما و انگور برای شما تولید می کنیم، که هم فراورده های زیادی در آن برای شما هست و هم از آن می خورید (مؤمنون 18ــ19)». « آيا نمی بينی خدا آبی را از ابر پائين می آورد و آنرا در آب راهها در درون زمين راه می برد، سپس با آن رويشها با رنگهای گوناگون درمی آورد، سپس پژمرده می شود، پس از آن آنرا زرد شده می بينی، سپسآنرا خرد خرد می گرداند. در اين روند براستی برای ناب انديشمندان يادآوری افزون نهفته است (زمر 21)».

    («سُـلُوک» بمعنی: راه رفتن يا راه بردن در جای تنگ يا تنگ تر است ـ« ذِكرى» بمعنی: ياد آوری زياد است (و منظور از آن در آيه اينست که "گياهان فراوان پيش روی ما يافت می شوند و روند و فرايند زندگی و مرگ آنها، مرتب يادآور و بنمايش گذارنده روند و فرايند مرگ وزندگی برای انسان است"). «الباب» جمع لب، بمعنی چيز ناب (يعنی چيزی که ناخالصی ندارد، آفت ندارد، شيله پيله ای در آن نيست، چيزهای هرز در آن نيست). و به مغز و انديشه ناب اطلاق شده (يعنی مغز و انديشه ای که در خردورزی و انديشمندی هيچگونه شيله و پيله، پيش داوريها، پيشينه های ذهنی، مکتبها، فلسفه ها،آداب و رسوم، منافع شخصی و گروهی و غيره ندارد و با مسائل برخورد حق بينانه و واقع بينانه می کند).


    آب باران دو نوع گردش در درون زمين را شکل می دهد. يکی در عمق سطح زمين (بالای لايه يا لايه های سفت و فشرده و سنگی زمين) که دوران وجود و گردش آن بطور ميانگين تقريباً 10 روز است، و ديگری نفوذ در اعماق زمين (نفوذ به زير لايه يا لايههای سفت وفشرده و سنگی زمين)، که دوران گردش و وجود آن می تواند 1000 سال طول بکشد.
    نکات آیات:
    1ــ میزان بارندگی و تبخیر به اندازه است:
    چنانکه در آیه گفته شده میزان بارش آب به زمین وميزان تبخیر شدن آب از زمین به يک اندازه است. برآورد می شود که در سال 513 ترلیون تن آب به زمين می بارد و همين اندازه نيز تبخير می شود، که بخش عمده آن از درياها و اقيانوسها است، و در مرتبه پساز آن از حوضه های آبی ديگر روی زمين، و در مرتبه پساز آن از ترشح و عرق درختان است.


    2ــ آب درون زمین آب باران است و برخی از درختان از آب درون زمین استفاده می کنند: چنانکه در آیه گفته شده آبهای درون زمین در واقع آب باران است که در زمین فرو رفته، و بشکلی که در تصوير می بينيم از جمله در عمق کم در زمين روان می شود. اينآبها بطور ميانگين تا ده روز می توانند روان باشند و به حوضه های آبی می ريزد، و برعکس از حوضه های آبی نيز وارد چشمه ها و راه های آبی می شود و از راه های باريک و موئی به بالا نفوذ می کند و درختان از آن استفاده می کنند و درختانی که خود ریشه در اعماق دارند آب خود را از آن می گیرند.
    بخش ديگری از آب باران از لايه يا لايه های سفت و سنگهای شکافته زمين نفوذ کرده به اعماق می رود و انبار می شود، و مدت 1000 سالی می تواند باقی بماند. در جهان دانش در اين رابطه يک تئوری می بينيم که مربوط به قرن هفدهم است (يعنی بيش از هزار سال پس از گفته قرآن)، که می گويد آب منابع زمين همان آب باران است که درون زمين نفوذ می کند. البته در اين تاريخ قرآنِ ترجمه شده در غرب وجود داشتهو احتمال اينکه منبع برخی تئوريها قرآن باشد نيز بعيد نيست.
    do you scare that some one kill me? do you think some one open the door and kill me? oh no ... im the one that must afraid of ... im someone who open the door
    Im The Danger




    VIVA REAL MADRID


    #36 ارسال شده در تاريخ 3rd July 2009 در ساعت 10:45

  12. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  13. ArI@N آواتار ها
    ArI@N
    مدیر سابق
    Jun 2009
    2,552
    686
    تشکر شده : 1,754

    پیش فرض

    سقوط ستاره در چاله


    « سوگند به ستاره وقتيکه از بالا به گودال فرو می افتد (يا فرو می ريزد)».

    «هَوی» فعل گذشته از مصدر هُوِیّ است. «هُویّ»: بمعنی:فرو افتادن يا فرو ريختن از بالای زمين يا از روی زمين به درون زمين است. يعنی افتادن به درون گودال و چاله و چاه و غيره. («خُرُور» بمعنی: فرو افتادن با سر يا پيشانی است ـ «حَطّ» بمعنی: فرود آمدن يا فرود آوردن يا فرو نهادن است (مانند فرود آمدن هواپيما و پرنده) ـ «هُبُوط» بمعنی: دچار اشکال و ايراد شدن و از بالا به زمين فرو افتادن يا سرنگون شدن است. برخی اشتباهاً از اين واژه برای فرود آمدن هواپيما استفاده می کنند. برای بيان فرود آمدن هواپيما ميايست از جمله از واژه حَطّ استفاده شود) ـ « سقوط» بمعنی: فرو افتادن چيز بدرد نخور يا چيزِ بحال خود رها و ول می شود است. مانند: سرنگون شدن يک رژيم بدرد نخور يا ميوه خراب شده ـ نزول بمعنی: پائين آمدن است ـ و اِنهيار بمعنی: فرو ريختن ناشی از پوکی است).
    نکته آيه "فرو افتادن يا فرو ريختن ستاره در چاله" است:
    وقـتی ستاره ای خيلی بزرگ باشد، (بيش از 100000 برابرزمين باشد) نيروی جاذبهو فـشار درستاره نوترونی آنقـدر زياد می شود که نـوترونها تحت فـشـار خرد می شوند و ماده در هم می شود وبه چاله تبديل می شوند. (نوترون ذره بدون بار الکتريکی استکه جرم آن تقريباً مساوی پروتون است و در کليه هـسته های اتمی بجز هستههيدروژن وجود دارد).

    چاله ها چنان نيرویجاذبه قـوی دارند که حتی نور نـيـز نمی تواند آنهـا راترک کند. به اين خاطر ديده نمی شوند و چاله سـياهناميده شده اند، (آدم می تواند آنها راهنگامی که گاز مارپيچ (به شکل تصوير) به درون آنها سقوط می کند آنها را ببيند. چون گاز هنگامی که داغ می شود تشعشعات پردرخشش زيادی از خود ايجاد می کند). اين چاله ها ستارگان اطراف را به طرف خود می مکند یامی بلعند و در خود فـرو می برند. و به اين شکل به تعبير قـرآن ستاره در چاله سقوط می کند. (علت اينکه قرآن «مکيدهشدن یا بلعیده شدن ستاره توسـط چاله سـياه» را «فرو افتادن ستاره در گودال» تعبير کرده اين است که سمت فرو افتادن (يعنی سمت پائين) سمت کشش نيروی جاذبه است، وسمتی که ستاره توسط نيرویِ جاذبه چاله سياه کشيده می شود نيز همان سمت پائين می شود. به اين دليل «مکيده شدن ستاره» توسط چاله سياه را «فرو افتادن يا فرو ريختن ستاره در چاله» ناميدهاست).
    do you scare that some one kill me? do you think some one open the door and kill me? oh no ... im the one that must afraid of ... im someone who open the door
    Im The Danger




    VIVA REAL MADRID


    #37 ارسال شده در تاريخ 3rd July 2009 در ساعت 10:45

  14. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  15. ArI@N آواتار ها
    ArI@N
    مدیر سابق
    Jun 2009
    2,552
    686
    تشکر شده : 1,754

    پیش فرض

    خواهش میکنم
    اسمم هم ارین هست
    do you scare that some one kill me? do you think some one open the door and kill me? oh no ... im the one that must afraid of ... im someone who open the door
    Im The Danger




    VIVA REAL MADRID


    #38 ارسال شده در تاريخ 3rd July 2009 در ساعت 10:45

  16. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  17. bihamta-sh آواتار ها
    bihamta-sh
    کاربر سایت
    Mar 2012
    1
    0
    تشکر شده : 0

    پیش فرض

    سلام.موضوعی که تو سایت خوندم خیلی جالب بود واقعا خسته نباشید با نهایت تشکر از شما
    #39 ارسال شده در تاريخ 8th March 2012 در ساعت 00:16

  18. nadernrpt آواتار ها
    nadernrpt
    کاربر سایت
    Jun 2011
    61
    9
    تشکر شده : 84

    پیش فرض نمونه هایی از اعجاز علمی قرآن

    بسم الله الرحمن الرحیم

    متاسفانه ما مسلمانها آنگونه که شایسته قرآن است و آنگونه در توان داریم در شناختن قرآن و تدبر در آیات نورانی آن تلاش نمی کنیم. برای اینکه یقین کنیم قرآن کتاب آسمانی و سخن خداوند حکیم است به چند آیه زیر توجه می کنیم :





    آیه 41 سوره مبارکه عنکبوت :

    مثل الذين اتخذوا من دون الله اولياء كمثل العنكبوت اتخذت بيتا و ان اوهن البيوت لبيت العنكبوت لو كانوا يعلمون

    تر جمه :

    مثل كساني كه غير از خدا را اولياء خود برگزيدند، همچون عنكبوت است كه خانه‏اي براي خود گرفت و سست ترين خانه‏ها خانه عنكبوت است اگر مي‏دانستند !

    همه ما می دانیم که عنکبوتها خودشان برای خود خانه می سازند ، پس چرا به جای اتخذت یعنی گرفت ، از خلق به معنای آفرید یا از صنع به معنای ساخت ، استفاده نشده است. چرا می گوید :«اتخذت»: گرفت خانه ای را ! نمی گوید: ساخت، بافت یا درست کرد یا «اصطنعت»، «انتسجت» یا «اختلقت بیتاً». چرا؟ از این نکاتی ظریف و شگفت استنباط می شود.

    حال گرفت خانه ای را یعنی چه ؟ عنکبوت تار را می تند یا به عبارتی می سازد ولی آیه می گوید: گرفت! آری نکته در همین فعل است. آیه به عنکبوتی خاص اشاره دارد نه هر عنکبوتی که به عبارتی اوضح مقصود نوعی از انواع می باشد. آن ، گروهی از عنکبوتیان است که به عنکبوتهای غارتگر موسومند و در انگلیسی دزد دریایی گویند. اینها از زیر راسته لابیدوگناتا (Labidognatha) "عنکبوتهای حقیقی" و گروه عنکبوتهای اکریبلات (Ecribellate spiders) و خانواده Mimetidae می باشند. این ها به شکاری که عنکبوتهای دیگر صید کرده اند علاقه ای نشان نداده، بلکه به خود صاحبخانه که عنکبوت است نظر دارند!!! در جزایر انگلستان 3 گونه غارتگر موجود است. همگی کوچک، گوژپشت و دارای نقوش زیبایی بر روی شکم هستند. اینها برای شکار تور نمی تنند. . نوعی رطیل (عنکبوت بزرگ) نیز هست که به تارهای متروکه رفته، زندگی می نماید.

    اتخدت از باب افتعال است که دارای معانی متفاوتی است از جمله :

    1. بیانگر کوشش و مبالغه در تلاش کردن: عنکبوت برای گرفتن خانه و خوردن عنکبوت صاحبخانه کوشش کرده در نهایت احتیاط جلو می رود اما یک عنکبوت برای تنیدن تار، نیازی به کوشش و مبالغه ندارد.

    2. «اتخذت» مفهوم غصب و صید، نیز می دهد.

    3. طلب: او(عنکبوت) خانه طعمه را طلب کرده، می گیرد. به عبارتی «أخذ» را می طلبد، در حالی که اگر خود بخواهد بسازد نیازی به طلب نداشته، بی معنی است! چرا که مایع، درونش هست و با خارج کردن، تار درست می کند و طلب برای درخواست چیزی خارجی (که از دسترس بیرون است) خاصه زمانی که از ما نباشد می باشد.

    چرا عمل مشرکین را به این نوع از عنکبوتها تشبیه کرد؟ پاسخ: در این نکاتی بس شگفت و ظریف است که از چشم هر خردمندی اشک روان می سازد،
    می خواهد به شدت آنها را کوبیده، پایین آورد تا تفهیم نماید مشرکین از خود هیچ چیز نداشته از سست هم سست ترند!!!

    مخصوصا که عنکبوت با "ال" آمده و "العنکبوت" گفته شده که با "عنکبوت" متفاوت است. "العنکبوت" معرفه است یعنی به گروه خاص و معینی از عنکبوتها اشاره دارد در حالی "عنکبوت" (بدون "ال") نکره است و تمامی عنکبوت ها را شامل می شود.

    خود قرآن در چندین جا فرموده که این مثالها برای تفکر و تذکر برای خردمندان و مومنان می باشد.

    حال سوال : اگر قرآن سخن پیامبر(ص) بوده باشد ، پیامبر گرامی ما در بین مردمی بد فرهنگ و بی سواد آن هم در 1400 سال پیش که هیچ دانشی در مورد جانوران خاصه عنکبوتیان نداشته، هیچ توجه و دقتی نیز به این جانداران نکرده، از کجا می دانسته و فهمیده که این نوع عنکبوتهایی با این نوع شیوه زندگی هم در جایی از این کره خاکی وجود دارند ؟


    و اما آیه دیگر :

    والجبال اوتادا . آیه 7 سوره مبارکه نبا .

    ترجمه : و کوهها را همانند میخ هایی در زمین قرار دادیم.

    در علوم زمین شناسی ثابت شده است که بخش عظیمی از کوه در داخل پوسته زمین قرار گرفته و بخشی کوچک از آن بیرون پوسته است.
    پیامبر گرامی اسلام (صلوات الله علیه و آله و سلم) که بی سواد هم بوده از کجا می دانسته که بخش بزرگی از کوه درون زمین قرار گرفته تا آن را به میخ تشبیه کند. همانطور که می دانیم یک ویژگی بارز میخ آن است که در جسم فرو می رود و بخش کوچکی از آن قابل دیدن است.

    خصوصیت دیگر میخ محکم کردن و ثابت نگه داشتن اجسام با آن است. امیر المومنین علی(ع) می فرمایند (خطبه شماره 211(صبحی صالح)ص 328) :

    همراه با سرشتن صخره های بزرگ زمین و بر آمدن دل این صخره ها و قله های بلند سر به فلک کشیده،در جای گاه های خود استواریشان بخشید.پس قله ها را در هوا به بلندا برد و ریشه های شان را در آب فرو کشید. بدین سان خداوند کوه ها را با بلندیشان از دشت ها جدا ساخت و پایه های شان را چونان ریشه درختان در زمین های پیرامون و مواضع نصبشان، در اعماق زمین نفوذشان داد. کوه ها را باقله هایی بس بلند و سلسله هایی به هم پیوسته و دراز، تکیه گاه زمین ساخت و چونان میخ ها بر آن بکوفت. چنین است که زمین به رغم حرکات گوناگونی که دارد، برای ساکنانش از لرزش و تکان نگاه داشته شد و از فرو در کشیدن بار خود، بازداشته شد و از لغزش از جایگاه خود در امان ماند. پس بزرگ است خداوندی که زمین را به رغم تلاطم امواج خروشان آب های آن [احتمال زیاد منظور مواد مذاب زیر پوسته زمین است]، چنین استوار نگاه داشت.

    نکات :

    1- زمین دارای حرکت های گوناگون است،ولی به رغم این حرکت ها آرامش وتعادل خود را حفظ کرده است.
    2- پوسته زمین مستحکم است و از هم نمی گسلد و لایه هایش گسسته نمی شود،تا ساکنان و بارهایش را در درون خود فرو نکشد.
    3- زمین در حرکت وضعی و انتقالی و برخی حرکت های دیگر،آرام و استواراست و از مدارهایی که به طور منظم در آن می گردد، بیرون نمی افتد.

    در نه جای قرآن از کوه ها با تعبیر«رواسی »یاد شده است. و جعلنا فی الارض رواسی ان تمید بهم(سوره مبارکه انبیا آیه 31) ،و کوه ها را در زمین پا بر جا و استوار نهادیم تا مبادا[زمین]آنان[مردم]را تکان دهد و بلرزاند.

    گفتار حضرت علی(ع) ، تفسیر آیه فوق الذکر است. و جعلنا فی الارض رواسی ان تمید بهم . امام علیه السلام جنبه «صخره ای »بودن کوه ها را در جهت استحکام و استواری مرتبط می داند.

    سلسله کوه های سنگی-با پستی و بلندی هایی که دارند-نقش بزرگی در تعادل زمین و ثبات اجزا و استواری پوسته آن دارند تا این کوه ها با وجود شعله ور بودن درون و التهاب گداخته های آن، درهم شکسته و لرزان نشوند.

    آشنایان با علوم طبیعی می دانند که زمین با حلقه هایی از سلسله کوه ها،محاصره شده است و این امر عامل حفظ بیش تر ثبات زمین می باشد.حکمت و چگونگی ارتباط این سلسله کوه ها با یک دیگر و جهت امتداد آن ها نیز بر طبیعی دانان پوشیده نیست.این سلسله کوه ها بر اساس نظمی بدیع و محکم و توجه بر انگیز،زمین را به شکل حلقه هایی کوهستانی در آورده است که از چهار طرف آن را در بر گرفته اند.

    وقتی به نقشه طبیعی زمین نظر می افکنیم،ناهم واری های زمین را به روشنی مشاهده می کنیم و می بینیم سلسله کوه ها به طور عموم در طول هر قاره امتدادمی یابد.گویا این کوه ها ستون فقرات قاره ها هستند.

    هنگامی که به شبه جزیره های هر قاره می نگریم سلسله کوه ها را در طولانی ترین شکل ممکن امتداد یافته می یابیم.در طول جزایر کوهستانی-بزرگ یا کوچک-نیزسلسله کوه هایی یافت می شود. امروزه با سیر و مطالعه در بستر دریاها و اقیانوس ها به طور یقین ثابت شده است که بیش تر جزیره ها و ارتفاعات آن ها در حقیقت دامنه و امتداد سلسله کوه ها وجزئی از آن ها هستند،به این صورت که قسمتی از آن کوه ها در آب دریاها فرو رفته وپوشیده شده و بخشی دیگر همانند جزیره ها،بر سطح آب آشکار است.

    ملاحظه می شود که کوه ها صخره های کوهستانی سلسله واری هستند که زمین رااحاطه کرده اثر مستقیمی بر توازن زمین دارد و جلوی لرزش آن را می گیرد،به علاوه سختی این پوسته در بر گیرنده زمین جلوی اشتعال درونی زمین را نیز می گیرد،که در کلام مولا امیر مؤمنان علیه السلام به این حقایق آشکار(از دیدگاه علم روز)اشاره شده است .


    منابع :

    پایگاه حوزه
    وبلاگ درباره یافته ها و استنباطات قرآنی
    ویرایش توسط nadernrpt : 15th March 2012 در ساعت 16:12
    #40 ارسال شده در تاريخ 15th March 2012 در ساعت 16:02

  19. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

موضوعات مشابه

  1. كرامت انسان از نگاه قرآن
    توسط secret در انجمن قرآن
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 17th June 2010, 10:58
  2. تاءثير قرآن در جسم و جان
    توسط secret در انجمن آشنایی با کتب اسلامی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 16th June 2010, 22:42
  3. چه نشانه هایی مبنی بر الهی بودن قرآن وجود دارد؟
    توسط secret در انجمن شبهات و سوالت قرآني وديني
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: 5th June 2010, 22:46
  4. پژوهشى در مورد حروف مقطعه قرآن
    توسط shahpoor در انجمن تفسیر قرآن
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: 1st February 2009, 22:30
  5. تحريف قرآن
    توسط Admin در انجمن شبهات و سوالت قرآني وديني
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: 14th August 2008, 04:13

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •