مقالات زبان و ادبیات فارسی - صفحه 7
صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 66 , از مجموع 66
  1. Mr.MohaMmaD آواتار ها
    Mr.MohaMmaD
    مدیر سابق
    Sep 2008
    هرکجا دور از تو باشم نازنین غربت نشینم
    40,497
    35,136
    تشکر شده : 65,987

    پیش فرض

    نگاهى به رمان «شما كهغريبه نيستيد» مرادى كرمانى
    يزدان سلحشور
    برگرفته از: ايران 7 آذر 86
    پايان خوش براى روايت غمگين .يك :مى گويند «روايت خطى» مرده است؛ و مى خواهند به ما بفهمانند كه اين گفته يعنى «نوگرايى در داستان» درحالى كه اين گفته لااقل نيم قرن از آن مى گذرد و ديگر به تاريخ پيوسته است، نه اينگفته، كه هر گفته اى كه دال بر قطعيت در امر هنرى باشد و تعيين تكليف كند براى متن،مرده است. معمولاً گفته هاى چند دهه پيش منتقدى، شاعرى، داستان نويسى راديكال يانوگرا يا راديكال نوگرا همچون وردى جادويى در برخى دهان ها مى چرخد و عجبا كه «واپسگرايى» نوگرايى تلقى مى شود والخ! با عرض تأسف و تألم بايد اعلام كرد كه مجلسختم «روايت خطى» هرگز برگزار نمى شود بنابراين از همه مشتاقان سفره عزا تقاضا مىشود به نشانى ديگرى بروند و اشك هايشان را بر در اين خانه بى متوفا هدر ندهند!
    «شما كه غريبه نيستيد» داراى روايت خطى است و چاپ هاى متعددش نشان مى دهد كهخواننده هم دارد در اين روزگار كه كسى نه مى خرد و نه مى خواند و اگر بخرد لابدترجمه مى خرد و اگر بخواند لابد كتابى مى خرد يا كهن يا از چند دهان توصيه شده وامتحان پس داده در تاريخ كوتاه ادبيات نوى ما.
    مى گويند هر كتابى كه مورداستقبال عموم قرار گيرد كتاب بدى است، و مى خواهند به ما بفهمانند كه تيراژ بالايعنى بلا! و آتش دوزخ «ناماندگارى» كوك مى شود براى چنين كتابى و حسناتش بدل بهمعاصى مى شوند و جاودانه چون هيزمى خام در زيرزمين هفتم جناب دانته خواهد سوخت تانويسنده اش مگر سر عقل بيايد و كتابى بنويسد كه منتقدان نوگرا را خوش آيد و مردمانرا، نه! عجب روزگار نابكارى است روزگار ادبى ما! شايد برخى از خوانندگان اين متنگمان برند كه سطور فوق طنز است اما «جد» است و قصه اى پر از غصه است در مملكتى كهمتوسط تيراژ كتاب ها به سه هزار نسخه مى رسد و ظاهراً همين تيراژ هم در نظر بعضى ازدست اندركاران «ادبيات راديكال» زياد است و ۵۰ نسخه كافى است!
    "
    شما كه غريبهنيستيد» به قلم هوشنگ مرادى كرمانى است كه قصه هاى مجيدش هنگامى كه ساعت ۱۱ صبحپنجشنبه ها از راديوى ملى روايت مى شد، دست كم ۱۰ ميليون شنونده داشت. خود من بهعشق شنيدن اين داستان ها ـ يك هفته در ميان صبحى بعدالظهرى بوديم ـ هفته اى را كهصبحى بودم، خودم را به مريضى مى زدم و به مدرسه نمى رفتم تا قصه هاى مجيد را گوشدهم و به ياد داشته باشيم كه اين موضوع متعلق به «سال هاى راديو» نبود متعلق به «سال هاى تلويزيون» بود كه مى توانستى سريال هاى «بالاتر از خطر»، «سوئيچ»، «خيابانهاى سانفرانسيسكو»، «تارزان» و «زورو» را از تلويزيون ببينى و اگر خيلى مشتاقسينماى هنرى بودى سرى فيلم هاى هيچكاك و جان فورد را هم. نه! تيراژ روايت هوشنگمرادى هيچ وقت كم نبوده.
    " شما كه غريبه نيستيد» درواقع پشت صحنه قصه هاى مجيد است. مجيد همان هوشنگ مرادىكرمانى است كه تغيير شكل يافته و ماجراهايش شيرين تر شده است تا مرهمى بر تلخى هاىزندگى نويسنده باشد؛ نويسنده اى كه با پاورقى نويسى در نشريات زرد آغاز كرد و البتهكارش رونقى نيافت و با رجعت به گذشته خودش توانست به موفقيت برسد. لااقل يك دو جين [حالا بماناد كه «دوجين» درست است يا خير! ] نويسنده اى معتبرو صاحب نام مى شناسمكه مى گويد؛ هوشنگ مرادى كرمانى از اساس نويسنده نيست. در ميانشان «خطى نويس» همهست در ميانشان«پرفروش نويس» هم هست در ميانشان «سنتى نويس» هم هست! اما آثاركرمانى هم در زبان فارسى به نيازهاى خوانندگان پاسخ مى دهد هم در زبان هاى ديگر. استقبال از آثار وى در كشورهاى ديگر به قدرى بالا گرفته كه انتشاراتى هاى داخل كشوربه فكر ترجمه آثارش افتاده اند و ترجمه ها را صادر مى كنند!
    مى گويند ادبياتكودك و نوجوان ايران چه در داخل و چه در خارج خواهان بيشترى دارد و علت استقبال ازآثار مرادى كرمانى همين است. اين گفته صحيح است اما علت نيست، معلول است. اين نوعادبيات ايده هاى تازه دارد در حالى كه ادبيات بزرگسال ما اغلب از اين ايده ها محروماست. روزگارى «سارتر» در پاسخ به اين سؤال كه «چرا به ادبيات آسيا بى توجهيد » گفتهبود «توجه داريم اما غير از انعكاس صداى خودمان صدايى نمى شنويم!» در ادبياتبزرگسال ايران، در چند سال اخير اگر بازار ادبيات داستانى تكانى خورده و مرزهاىترجمه هم باز شده به دليل چند كتاب حوزه ادبيات جنگ است كه ديگر انعكاس صداى غربىها نيستند كه خود صدايى تازه اند. ادبيات كودك و نوجوان ايران طى سه دهه اخير، صداىتازه اى بود كه چه در داخل و چه در خارج كشور شنيده شد.
    دو
    نويسنده بر پيشانى كتاب نوشته است: «اين كتاب، بى هيچ تحقيق و يادداشتى، فقطاز حافظه بر آمده است.» پس لابد با كتاب خاطرات روبه رو هستيم و بايد كتاب را درچارچوب خاطره نويسى داورى كنيم اما اين طور نيست؛ خاطره، مو به مو گفته نمى شود باذكر جزئيات گفته نمى شود خاطره، زمان فعل هايش به «حال» برنمى گردد.
    ما دو گزينهداريم: گزارش و داستان. مرز اين دو نوع آنقدر محو به نظر مى رسد كه نام يكى ازمشهورترين رمان هاى نيم قرن اخير جهان مى شود: «گزارش يك مرگ». «شما كه غريبهنيستيد» گزارش يك زندگى است و البته از ابتدا دنبال استفاده از نشانه ها هم نيست. مثلاً همان «سماور» مى توانست در «متن» به نشانه اى داستانى بدل شود كه نمى شود؛اما دواير كوچك روايى در اين متن بسيار است و همچنين نوعى «جعل» در سطر سطر آن بهچشم مى خورد. «جعل»، هنر پست مدرن ها و ارثيه كلاسيك هاست. شما اين «جعل» را به شكلمشهودش در «موبى ديك» مى بينيد. راوى مى خواهد ما را قانع كند كه ما خاطراتش را مىخوانيم كه چنين نيست.
    در رابينسون كروزئه و سفرهاى گاليور نيز اين «جعل» را بهشكل مشهود مى بينيم. اين دواثر خاطره نگارى نيستند همان طور كه «بيلى بتگيت» خاطرهنگارى نيست در عصر ما يا «رگتايم» تاريخ نگارى نيست. شايد از اين نكته بتوان به ايننتيجه رسيد كه رهاكردن نشانه ها دراين متن، نوعى حيله است براى خاطره نمايى متن ودر نتيجه «جعل» موفق! «جعل » نفوذ متن را در ذهن مخاطب عميق تر مى كند و واقع نگارىآن را در ذهن مخاطب به واقع نگارى بدل مى كند! آيا اين متن، زندگى مرادى كرمانى استيا داستانى كه بايد در ما اثر كند !
    «
    ننه بابا از زيارتگاه بيرون مى آيد. مىرويم سر قبرها. به خاك مادرم كه مى رسيم، ننه بابا مى نشيند و براى عروسش فاتحه مىخواند. من بلد نيستم كه بخوانم. به خارهاى كوچك و خشكيده روى قبر نگاه مى كنم كهبرگ هاى سبز از ميانشان جوانه زده اند. ننه بابا، براى هزارمين بار داستان عروسىپدر و مادرم راتعريف مى كند:
    -
    مادرت خواستگار زياد داشت چون پدرش مال و منالداشت. مادرت تنها بود،نه خواهرى داشت و نه برادرى. جوون بود و بچه سال و خوشگل. پدرو مادر هم نداشت، مرده بودن. تو شهداد زندگى مى كرد. عموهاش سرپرستى اش رو داشتن. يكى از خواستگارهاى سمج مى خواست او رو بدزده، عموهاش شبانه از شهداد مى آرنش سيرچ. يكراست مى آرنش خونه ما/ كه خونه كدخدايى بود. به ما پناه مى آرن. آغ بابات كدخداىسيرچ، مى بينه دختر خوبيه، بى كس هم هست، اونو براى پدرت عقد مى كنه تا دعوابخوابه. خواستگار وقتى مى رسه سيرچ دو دست از پا درازتر بر مى گرده. بعد از يه سالتو به دنيا مى آيى و شش ماه بعدش مادرت مريض مى شه و جوونمرگ مى شه. از بس اين قصهرا شنيده ام، نمى خواهم ديگر بشنوم. دنبال ملخى مى دوم، مى گيرمش. ملخ تو مشتم مىجنبد و مى خواهد از لاى انگشت هام بيرون بيايد. هى سرش را مى زند به انگشت ها ونرمه كف دستم. باد زوزه مى كشد و من ميان قبرها مى دوم، مى دوم، مى دوم. ملخ توىمشتم زندانى است



    ****
    مااز تبار
    کوروش و فرزندجمشیدیم
    پیروز
    بی برده،بت نپرستیدیم


    *****





    #61 ارسال شده در تاريخ 12th July 2009 در ساعت 16:33

  2. Mr.MohaMmaD آواتار ها
    Mr.MohaMmaD
    مدیر سابق
    Sep 2008
    هرکجا دور از تو باشم نازنین غربت نشینم
    40,497
    35,136
    تشکر شده : 65,987

    پیش فرض

    خب! به نظر مى رسد كه نويسنده بعد از آن كه خوب مطمئن شد كهخواننده از واقعى بودن «متن» مطمئن شده كماجدان «نشانه ها» را بار گذاشته است! «ملخ» در مشت هاى راوى در عين اشاره به مثل مشهور يك بار جستى ملخك، دوبار جستىملخك،... «ما به ازاى شيئى» سرنوشت مادر راوى نيز هست. سرنوشتى كه از مادر به فرزندرسيده است و او را تا به انتها دنبال مى كند جايى كه در پايان متن مى نويسد:
    «
    چهكشيدم در تهران، پدرم درآمد. سياهى لشكر تئاتر شدم. معلم كلاس بيسوادى ، حسابدارى ،انباردارى، كارگرى ، نوشابه فروشى در محله هاى نازى آباد، امامزاده حسن، جواديه،راه آهن. دانشجو هم شدم. كارشناس وزارت بهداشت هم شدم. زندگى تو زيرزمين ها، اتاقكهاى پشت بام، خانه هاى شلوغ، محله هاى قديمى و فقيرنشين ، ۱۶ خانه و هركدام يكماجرا
    ملخ همچنان در مشت بسته، زندانى است. ملخ همچنان مى خواهدبگريزد.
    سه
    نام انگليسى كتاب اين است: Believe it or not؛كه معنايش دور و وراين برگردان در حال پرسه زدن است كه «باور كردنى نيست اما...» يا بگذاريد اين طورترجمه كنيم: «باورش بكنى يا نكنى همينه
    نويسنده دراين كتاب باتوجه به جزئيات ،همه چيز را - همه حوادث ، همه توصيفات ، همه نقل قول ها را - آجر به آجر مى چيند وبالا مى برد. خرده روايات اساس اين بناى معظم است كه سعى بر ارائه هيچ كلان روايتىندارد و اين از مختصات پست مدرنيسم است و البته اگر از هوشنگ مرادى كرمانى بپرسيددرمورد اين مشخصه هاى پست مدرنيستى چه نظرى داريد مثل هر پست مدرن موفق ديگرى مدعىمى شودكه اساساً پست مدرن نيست يا اصلاً چيزى دراين باره نشنيده است! اگر «مدرنيسم» برپايه «دانش مطلق» يا ابدى و ازلى بودن دانش بشرى نباشد، پست مدرنيسم به رسم كهن «تجاهل العارف» روى آورد و در «ندانستن » خلاصه شد. «لاادرى» گويان جهان نو، لذتكشف را دوباره آزمودند واز «دانستن» برى شدند. مى خواهيد بدانيد چه كسى پست مدرننيست هركه گفت: «من به عنوان پست مدرن مى گويم كه چنين است و مى دانم كه چنان؛ پسنتيجه مى گيريم كه اين حكم به نقل از استاد...» پست مدرن نيست! هوشنگ مرادى كرمانىدر همه نقل قول ها، بازآفرينى مى كند. اصلاً كدام نقل قول نقل قول از حافظه مگرمعنايى دارد آن هم بعد از نيم قرن! اين كتاب يك «سفرهاى باورنكردنى گاليور ايرانى» ست كه با توصيفات دقيق رئاليستى مى خواهد خواننده رامتقاعدكند كه خاطره يا دست بالاگزارشى از زندگى راوى است. كمى به نوع روايت در اين «خرده روايت» دقت كنيد:
    «
    يكروز توى اتوبوس بودم. غم غربت، بيكارى، گرسنگى، سرخوردگى گريبانم راگرفته بود. گيجبودم. تو اين دنيا نبودم. نمى خواستم برگردم كرمان. جوانى آمد بالا و گفت: «غريبهام، گرسنه ام.» همسن خودم بود. دلم سوخت. عقب اتوبوس، روى صندلى، بغل مرد چاق و كتو گنده اى نشسته بودم. داشتم خفه مى شدم. دست كردم تو جيبم ۱۵ ريال درآوردم ۵ ريالدادم به جوان و يك تومان را هم گذاشتم توجيبم كه با آن نان و لوبيا بخورم. جلوىدانشگاه تهران، پياده شدم. يادم افتاد كه قبلاً پول خردنداشتم. ۱۵ ريال از كجاآوردم ديدم ندانسته و ناخواسته، گيج و منگ، دست كرده ام توجيب مرد چسبيده به من، ۱۵ريال برداشته ام ۵ ريال داده ام به جوان گرفتار و يك تومان هم گذاشته ام تو جيبخودم. حسابى ترسيدم. دنبال اتوبوس دويدم. اتوبوس رفت
    بى گمان دراين «متن» مابا رمان مواجهيم و اين «رمان» به رغم روايت به ظاهر خطى اش، چندان هم خطى نيست. خرده روايات مثل پنيرهاى شناور در آب نمك، گاهى پس و پيش مى شوند از نظر زمانى واين روايت خطى را برهم مى زنند. اين روايت به ظاهر خطى از «كلان روايت» هم مى گريزدو به نتيجه گيرى قطعى نمى رسد بنابراين از زمره روايات كلاسيك محسوب نمى شود. پايان «متن» آيا «جد» است مضحكه است اميدوارى ا ست يا جعل ديگرى است: «روزگار اين جورىاست. از شماچه پنهان، همه اش تلخ نبود، سخت نبود، سخت نيست...»
    نه! آن كاپيتانيك پا با نهنگ سفيد در آبها گم شده است. راوى داستان در تابوتى چوبى در اقيانوسرهاست و هنوز به زندگى اميدوار. پايانى خوش براى آثار كلاسيك! اين شگرد چندان تازهنيست؛ اصلاً تازه نيست اما هنوز كارآمد است و مخاطبان را درگير خود مى كند. داستانرا در ذهن شان ادامه مى دهند: «آن وقت تا آخر عمر با سعادت زندگى كردند و فرزندانزيادى به دنيا آوردند.» آن وقت نويسنده جوايز بين المللى زيادى به دست آورد و حالامورد احترام همه است. اين، پايان قصه نيست!

    ****
    مااز تبار
    کوروش و فرزندجمشیدیم
    پیروز
    بی برده،بت نپرستیدیم


    *****





    #62 ارسال شده در تاريخ 12th July 2009 در ساعت 16:33

  3. Mr.MohaMmaD آواتار ها
    Mr.MohaMmaD
    مدیر سابق
    Sep 2008
    هرکجا دور از تو باشم نازنین غربت نشینم
    40,497
    35,136
    تشکر شده : 65,987

    پیش فرض

    تعریف نقد و نقد ادبی

    نقد در لغت به معنی « جدا کردن دینار و درهم سره از ناسره وتمیز دادن خوب از بد و بهین چیزی برگزیدن » است.
    در اصطلاح ادب، تشخیصمحاسن و معایب سخن و نشان دادن بد و خوب اثر ادبی است.
    اهمیت و فایده ی نقد ادبی
    1 – نقد ادبیامکان درک نکته های بدیع و لطیف آثار را فراهم می کند در نتیجه خواننده می تواند ازمطالعه ی آثار ادبی بهره و لذت ببرد.

    2 –
    ارزش واقعی، آثار ادبی را آشکارمی کند و مشخص می کند که رعایت چه قواعد و اصولی سبب شده تا اثری مورد قبول واقعشود و یا وجود چه عواملی سبب شده تا اثری مورد بی اعتنایی قرار گیرد.

    3–
    نقد ادبی، مانع از آن می شود که گزافه گویان و مدعیان دروغین بتوانند آثار بی ارزشخود را به جویندگان و طالبان هنر عرضه کنند.

    4 –
    نقد ادبی، وقتی مفید خواهدبود و ارزش و اهمیت دارد که دور از شایبه ی اغراض باشد.
    5 –
    نقد ادبی، گذشته ازاین که سازنده و دارای اهمیت فراوان است گاهی خود،نوعی آفرینش هنری نیز محسوب میشود.
    حدود و امکان نقد ادبی

    نقد ادبی، بررسی همه جانبه و کامل یک اثر ادبیاست. از این دو اکتفا کردن به شکل ظاهری اثر یعنی توجه به نقد لغوی کافی نیست ومنتقد می باید به بحث در باب جوهر و معنی و مضمون یک اثر ادبی نیز بپردازد ( نقدمعنی ) و هدف و غرض خاص شاعر یا نویسنده را باز گو کند.

    -
    اغلب مردم، ذوقرا ملاک سنجش آثار ادبی دانسته اند و به همین دلیل است که غالباً در میان مردم درتعیین بهترین شاعر یا نویسنده اختلاف هست.
    -
    منتقد باید با دید و وجدان علمی ودور از هر نوع نظر شخص و با میزان های منطقی و علمی به کار نقد و نقادی بپردازد ونقد خود را از هر نوع شایبه ی غرض دور نگه دارد که لازمه ی این کار هم آن است کهابتدا آثاری که در ادبیات جهان در نزد اکثر مردم به عنوان اصلی و خالص و قابل قبولشناخته شده اند چنان که باید معلوم شوند.
    -
    کامل ترین نوع نقد آن است که برکامل ترین شناخت و جامع ترین دیدها مبتنی باشد.

    !
    انواع نقد یا مکتب های نقادی
    نقد ظاهری
    نقدهایی که مربوط به شکل ظاهر و صورت های عینی یک اثر ادبیاست.
    مانند : نقد لغوی، نقد فنی و نقد زیباییشناسی

    نقد لغوی
    بررسی و ارزیابی کاربرد زبان و اصول و قواعد آن در یک اثرادبی است و مربوط به همه آثار ادبی است، چه نظم و چه نثر
    نقد فنیبررسی چگونگی کاربرد فنون بلاغی در شعر و نثر و میزان ارزش واعتبار آنها است.


    نقد زیباشناسی
    بررسی جوهر هنر، به دور از محتوای خاص آن است. ریشه واساس این شیوه نقادی را در اروپا می توان در نظریه های «کالریج» انگلیسی و «ادگارآلن پو» آمریکایی جست و جو کرد.

    نقد معنایی
    نقدهایی که با محتوا و درون مایه اثر ادبی ارتباط دارد.
    مانند : نقد اخلاقی، نقد تاریخی، نقد اجتماعی و نقدروان شناسی

    نقد اخلاقی
    نقد اخلاقی که در آن ارزشهای اخلاقی را اصل و ملاک نقادیشمرده اند شاید از قدیمی ترین شیوه های نقد ادبی است. افلاطون در شعر و درام بهتأثیر اخلاقی و اجتماعی اثر توجه می کند. ارسطو نیز معتقد است که هدف شعر، خاصهتراژدی، باید تصفیه و تزکیه نفس باشد.
    در اروپا، اهل کلیسا در قرون وسطی شعر رابه واسطه آن که در خدمت اخلاق نبوده است، غذای شیطان و مایه فساد و ظلالت می دانند.

    نقد اجتماعی
    عبارت است از نشان دادن ارتباط ادبیات با جامعه و تأثیرجامعه در ادبیات و همچنین تأثیر ادبیات در جامعه. «میپولیت تِن» از منتقدان مشهورنقد اجتماعی است و ادبیات را محصول سه عامل می داند:

    1-
    زمان
    2-
    محیطاجتماعی
    3-
    نژاد
    آثار شاعران زیر را می توان با شیوه نقد اجتماعی نقد کرد: فردوسی، مولوی، سنایی و عطار که هر کدام به طرح مشکلات اجتماعی و اخلاقی زمان خودپرداخته اند.

    نقد اجتماعی در دوره بیداری یعنی از اوان مشروطیت چه در شعر وچه در نثر رواج می یابد. از شاعران و نویسندگان معروف این دوره می توان به ادیبالممالک فراهانی، علی اکبر دهخدا، ملک الشعرای بهار، زین العابدین مراغه ای و ... اشاره کرد. امروزه غالباً شعر و داستان و نمایشنامه را از دیدگاه نقد اجتماعی موردبررسی قرار می دهند و آن را از معتبرترین انواع نقد به شمار می آورند.

    نقد تاریخی
    اگر منتقدی برای تحلیل اثر ادبی، حوادث یا امور مربوط بهتاریخ را مورد بررسی قرار دهد و به بحث در باب حیات شاعر و معاصران او و یا روابطاو با هم عصران و یا احیاناً به تحقق در باب اسناد و مدارک و چند و چونی صحت و سقمنسخه یا نسخ کتاب و چگونگی وجود تحریف و تصحیف و تصحیح اثر و جست و جوی اشارات وحوادث تاریخی و به بحثهایی از این قبیل بپردازد، به نقد تاریخی پرداخته است.

    «
    نقد تاریخی در واقع وسیله تحقیق در تاریخ ادبیات محسوب می شود

    نقد روان شناسی
    در این شیوه، نقاد سعی می کند جریان باطنی و احوالدرونی شاعر و نویسنده را ادراک و بیان نماید و قدرت و استعداد هنری و ذوق و قریحهاو را بسنجد و نیروی عواطف و تخیلات وی را تعیین نماید و از این راه تأثیری را کهمحیط و جامعه و سنتها و مواریث در تکوین این جریانها دارند مطالعه کند.
    بررسیروان شناسانه از قدیم ترین ایام به ویژه در درام و قصه مورد توجه بوده است و دراروپا کسانی مانند: راسین، شکسپیر، ایبسن، مترلینگ و داستایوسکی بدان پرداخته اند.


    ****
    مااز تبار
    کوروش و فرزندجمشیدیم
    پیروز
    بی برده،بت نپرستیدیم


    *****





    #63 ارسال شده در تاريخ 12th July 2009 در ساعت 16:33

  4. Mr.MohaMmaD آواتار ها
    Mr.MohaMmaD
    مدیر سابق
    Sep 2008
    هرکجا دور از تو باشم نازنین غربت نشینم
    40,497
    35,136
    تشکر شده : 65,987

    پیش فرض

    سخناني از بزرگان (همايون زنگنه )


    حضرت على (ع) : آنها كه به عهد خود وفا مى كنند برگزيده ترين مردم هستند. افلاطون : از شاعر نخواهيد خودش را شرح دهد، نمى تواند. امرسون : بيشترين تأثير افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از ميان ما رفته باشند. امام على (ع) : زود پاداش دادن، كمال بزرگوار است. لورنس دورل : تاريخ تكرار بى پايان خطاهاى زندگى است. شكسپير : سربر گريبان فرو بر، از دل خويش بپرس آنچه را كه مى داند. اينشتين : هيچ كس به خرد غايى نرسد، مگر آن را در خود جست وجو كند. جين كاكتيو : تاريخ حقيقتى است كه سرانجام به افسانه و افسانه دروغى است كه سرانجام به تاريخ مى پيوندد. اف پى دانسى : مى توانيد انسانى را به كسب دانش رهنمون كنيد، اما نمى توانيد او را وادار به انديشيدن كنيد. جواهر نعل نهرو : برگرداندن تصاوير آويخته بر ديوار، مسير تاريخ را دگرگون نمى كند. بارونس استاكس : آنچه را تا ديروز گناه مى خوانديم، امروز بيان شخصيت و احساسات خود مى ناميم. بنيامين فرانكلين : آنان كه آزادى را فداى امنيت مى كنند، نه شايستگى آزادى را دارند و نه لياقت امنيت را. هلن كلر : خوشبختى لذت مشتركى است كه حاصل يارى بى چشمداشت به ديگران است. سانسكريت: نيك زيستن امروز، ديروز را به خوابى شيرين و فردا را به رؤياى اميد بدل مى سازد. اچ لاسكى : نشانه مهارت، دانستن بيشترين ها در مورد كوچك ترين ها است. بى پيماستر : اولين گام در راه آگاهى، درك جهل است. جبران خليل جبران : خداوندا، نمى توانيم از تو چيزى بخواهيم كه تو نيازهاى ما را مى دانى، پيش از اينكه در ما پديدار شود. يونگ : فرهنگ رودخانه اى است به قدمت تاريخ. لرد تنيسون : راز خوشبختى در اين است كه بدانيد ديگران دليل خوشبختى شما هستند.

    ****
    مااز تبار
    کوروش و فرزندجمشیدیم
    پیروز
    بی برده،بت نپرستیدیم


    *****





    #64 ارسال شده در تاريخ 12th July 2009 در ساعت 16:34

  5. Mr.MohaMmaD آواتار ها
    Mr.MohaMmaD
    مدیر سابق
    Sep 2008
    هرکجا دور از تو باشم نازنین غربت نشینم
    40,497
    35,136
    تشکر شده : 65,987

    پیش فرض

    به نام خدا
    عادتي که بايد نهادينه شود-


    پژوهشگران معتقدند بهترين شيوه نهادينه کردن عادت هاي مثبت، آموزش، آن هم آموزش اين عادت ها از دوران کودکي است. حفاظت از محيط زيست هم عادتي است که بايد از کودکي آموخته شود تا به يک باور ذهني تبديل شود. اين باور کودک را موظف مي کند تا از يگانه زيستگاهي که در آن زندگي مي کند به بهترين وجه ممکن پاسداري کند.

    آنچه در پي مي خوانيم نکاتي ساده و عملي براي آشنا کردن کودک با محيط زيست و حفاظت از آن است.

    استفاده بهينه از کاغذ ؛ نقاشي کردن يکي از نخستين مهارت ها و علايق کودکان است. اغلب کودکان به محض آنکه بتوانند قلم به دست بگيرند، نقاشي مي کشند. بنابراين نخستين آموزش ها بايد از همين نقطه آغاز بشود. به کودک توضيح بدهيم مدادي که با آن نقاشي مي کند چطور ساخته شده است. سپس به او ياد بدهيم که با استفاده بهينه از مداد رنگي ها و نتراشيدن بي رويه آنها، مي تواند به حفاظت از جنگل ها و درختان کمک کند.

    گام بعدي برگه هاي نقاشي است. علاوه بر دفتر نقاشي که براي او مي خريم، برگه هاي باطله يي که يک روي آنها سفيد و قابل استفاده است را دور نريزيم و روي ميز کودک، کنار مداد رنگي هاي او قرار بدهيم تا براي نقاشي از اين برگه ها استفاده کند. شيوه درست شدن کاغذ را براي او توضيح بدهيم و سپس به او شرح بدهيم که با استفاده مناسب از کاغذها مي تواند مانع از قطع درختان براي توليد کاغذ بشود.

    بازيافتي ها را دريابيم؛ با جمع آوري وسايل دورريختني منزل يا وسايل شخصي فرزندمان و استفاده مجدد از آنها مساله بازيافت و جمع آوري زباله ها را به او بياموزيم. به طور مثال با کمک فرزندمان قوطي هاي نوشابه (
    Can) را جمع کنيم. آنها را بشوييم و با بريدن در آنها، از اين قوطي ها جا قلمي براي روي ميز تحرير فرزندمان درست کنيم. از اين قوطي ها يا ظرف هاي پلاستيکي مواد شوينده مي توانيم به عنوان گلدان هم استفاده کنيم.

    بازي با طبيعت؛ براي آنکه کودک را با طبيعت و وجود موجودات مختلف در طبيعت يا نعمت هاي طبيعي مثل باران آشنا کنيم، بازي ها و آزمايش هاي ساده يي را همراه او انجام بدهيم. مثلاً هنگام بارش باران ظرف هاي خالي مواد شوينده، بطري هاي خالي شير و... را جلوي پنجره يا حياط بگذاريم تا آب باران داخل شان جمع شود. سپس از فرزندمان بخواهيم با آب باران جمع شده در اين ظرف ها، گلدان هاي منزل را آبياري کند. اين آزمايش به صورت ساده و عملي جمع شدن آب باران در درياها و اقيانوس ها را به کودک نشان مي دهد. علاوه بر اين او را با فوايد نزولات آسماني آشنا مي کند.

    حفاظت از انرژي را بياموزيم؛ چند لحظه قبل از شروع برنامه مورد علاقه او تلويزيون يا راديو را از برق بيرون بکشيد. در جواب اعتراض او توضيح بدهيد که اگر از انرژي برق يا هر انرژي ديگري بي رويه استفاده کنيم، هنگام نياز ضروري به آن، اين انرژي در اختيار ما نخواهد بود. تلويزيون يا راديو را روشن کنيد تا اين نبودن برق و لذت دوباره داشتن برق و تماشاي تلويزيون در ذهن او بماند. درباره انواع انرژي، شيوه هاي توليد آن و... براي او توضيح بدهيد.

    دانه بکاريم؛ براي آنکه فرزندمان مفهوم حفاظت از خاک و آب را به درستي دريابد، همراه او باغباني کنيم. با کاشتن تخم سبزي ها يا دانه هايي مثل آفتابگردان در حياط منزل يا گلدان او را با مراحل رشد گياه، نياز گياه به خاک خوب، آب سالم، نور خورشيد و... آشنا کنيم. براي درک بهتر او، بهتر است يک نمونه کوچک را با خاک نامناسب (مثل خاک آغشته به نفت) يا آب ناسالم (آب مخلوط شده با مواد شوينده) رشد بدهيم تا کودک به خوبي تاثير آلودگي آب و خاک بر گياهان را ببيند. مقايسه گياه سالم و بيمار مفاهيم را به خوبي به او مي آموزد. بازديد از گلخانه ها و پارک ها ارتباط او را با محيط زيست بيشتر مي کند.

    با آشغال ها بازي کنيم؛ آموزش جدا کردن زباله هاي خشک و تر و جمع آوري و دفع زباله ها نکته ديگري است که بايد به خوبي به کودک آموخته شود. براي اين کار چند کيسه زباله انتخاب کنيم و آن را در محل مناسبي بگذاريم. روي هر کيسه با برچسب، نوع زباله يي را که بايد درون آن بريزيم مشخص کنيم. مثلاً مواد پلاستيکي، قوطي هاي فلزي، ظرف هاي شيشه يي و کاغذ (براي جلوگيري از آلودگي بهتر است فقط زباله هاي خشک را براي اين کار جمع آوري کنيم). سپس از فرزندمان بخواهيم تا براي جمع آوري و تفکيک زباله ها ما را همراهي کند. به اين ترتيب او را با مساله جمع آوري، تفکيک و دفع صحيح زباله آشنا کرده ايم.

    کاردستي بسازيم؛ ابتدا براي فرزندمان توضيح بدهيم که پارچه، چوب، کاغذ و... چطور تهيه مي شوند. سپس با استفاده از پارچه هاي اضافي براي او وسايل مختلفي مثل عروسک، جاجورابي، جامدادي و... بسازيم. هر چقدر با استفاده از مواد به ظاهر دورريختني مثل کاغذ، پارچه، چوب، پلاستيک (مثل ظرف هاي خالي مواد شوينده) و... وسايل جديد بسازيم به همان نسبت ارزش مواد را به فرزندمان آموخته ايم. از طرفي به او مي آموزيم که به جاي آشغال سازي مي توان از موادي که به ظاهر دورريختني به نظر مي رسند، وسايل قابل استفاده ساخت.

    يک روز بدون انرژي؛ ماهي يک بار، روز بدون انرژي در منزل اعلام کنيم. در اين روز خاص بازي با اسباب بازي ها يا استفاده از وسايل برقي يا باتري يي، تماشاي تلويزيون و... استفاده از تلفن همراه و... ممنوع است. در اين روز فقط بايد از وسايلي که با انرژي کار نمي کنند، استفاده کنيم (مثلاً بازي با اسباب بازي هاي غيربرقي و باتري يي و...). با اين کار فرزندمان ارزش و اهميت انرژي ها، جايگاه آنها در زندگي امروز و ضرورت حفظ اين منابع و جلوگيري از به هدر رفتن اين منابع با ارزش را مي آموزد.

    گردش علمي؛ هفته يي يک بار گردش علمي ترتيب بدهيم يا اينکه در برنامه هاي تفريحي خانواده، آموزش هاي علمي را به طور غيرمستقيم بگنجانيم.

    مطالعه؛ با خريد کتاب هاي علمي درباره طبيعت، حيات وحش، حفاظت از محيط زيست، زباله ها و راه هاي بازيافت و دفع زباله و... او را به طور غيرمستقيم به سوي آشنايي با مفاهيم علمي و شيوه هاي حفاظت از محيط زيست سوق مي دهيم. فراموش نکنيم براي مطالعه فرزندمان را اجبار نکنيم؛ همين که کتاب ها را در معرض ديد او بگذاريم و همراه او براي خريد کتاب به کتابفروشي برويم، کافي است.

    ==============================


    ****
    مااز تبار
    کوروش و فرزندجمشیدیم
    پیروز
    بی برده،بت نپرستیدیم


    *****





    #65 ارسال شده در تاريخ 12th July 2009 در ساعت 16:35

  6. elham es آواتار ها
    elham es
    کاربر سایت
    Dec 2012
    اراک
    1
    0
    تشکر شده : 0

    پیش فرض

    نظریه پراپ
    #66 ارسال شده در تاريخ 22nd December 2012 در ساعت 13:44

صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 567

موضوعات مشابه

  1. تاریخ و فرهنگ استان مرکزی
    توسط Admin در انجمن استان مركزي
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: 6th January 2012, 22:26
  2. معرفی رشته مترجمی زبان انگلیسی
    توسط secret در انجمن زبان انگلیسی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: 27th November 2011, 13:55
  3. گفتار درماني
    توسط secret در انجمن آرشیو بخش پزشکی و بهداشتی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 6th April 2009, 04:55
  4. اهمیت تاریخی زبان دری ـ فارسی درهند
    توسط Admin در انجمن هندوستان و پاکستان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 22nd July 2008, 20:27

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

Designed With Cooperation

Of Creatively & VBIran&تزیین سفره هفت سین 96