اگر بپذيريم که روند زندگي مردم در قرن حاضر به سوي هرچه بيشتر الکترونيکي شدن است و نيز زندگي الکترونيکي(Life-E) را يک واقعيت در حال شدن بدانيم آنگاه درخواهيم يافت که هيچ وجهي از وجوه زندگي بشري از تاثيرات اين پديده به دور نخواهد ماند. بر اساس پيش بيني ITU جهاني، کاربران رو به رشد اينترنت در دنيا تا پايان سال 2008ميلادي از مرز 800ميليون نفر خواهد گذشت. کافي است به اطرافمان بنگريم تا مشاهده کنيم که زندگي الکترونيکي چگونه همه عرصه هاي زندگي بشري را يکي پس از ديگري به احاطه خود درآورده و به همراه ويژگي هاي مثبت و مفيد خود، اثرات سو» و مخربي را نيز به دنبال آورده است.

اگرچه همه اقشار جوامع بشري در سطوح گوناگون از منافع و راحتي هاي(Facilities) زندگي الکترونيک بهره مند و يا دست کم از آن سخن به ميان مي آورند اما کمتر کسي به آسيب هاي ناشي از همه گير و فراگير شدن اين پديده پيچيده و غامض که ابعاد آن ناشناخته و حيرت انگيز است، توجه داشته است. در قاموس فرهنگ مدرن، وقتي سخن از زندگي الکترونيک مي شود منظور کليه حوزه هايي است که به تسخير آن درآمده و يا به عبارت ديگر سخن از همه چيز الکترونيک (everything-E) است. به هر حال گويا دستاوردهاي زندگي الکترونيک در سرعت بخشي و خدمت رساني و افزايش دقت عمل در کارهاي گوناگون امکان پذير نيست ولي اين پديده نيز مانند همه دستاورد هاي بشري همواره دو کفه ترازو دارد که با بالا رفتن يکي، ديگري رو به پائين ميل خواهد کرد. کفه منافع و کفه مضرات. اگرچه ما در اين مطلب که برگفته از شبکه فن آوري اطلاعات ايران است بر موضوعات محوري مضرات اين پديده تاکيد خواهيم کرد ولي منافع و ويژگي هاي مثبت زندگي الکترونيک از جمله مباحثي است که نيازي به اثبات و تفصيل ندارد و يا کفه مثبت آن به عينه براي همگان لمس شدني است، ولي آن کفه مضرات است که از چشم بسياري پنهان خواهد ماند. اين مضرات شامل موارد زير است:
- دکوراژه الکترونيک: اولين عارضه در دکوراژه کردن آدمي که از قضا اندام فيزيکي کاربران را مورد تهديد قرار مي دهد، کار مداوم با ابزار الکترونيک است که ارمغان زندگي مدرن و عجين شده با E است. به عنوان مثال مي توان از دردهاي عضلاني، درد مچ دست، خميدگي پشت و دردهاي موضعي در نزد اغلب کاربران کامپيوتر و اينترنت نام برد که هر روزه بر شمار آنها افزوده مي شود. مشکلات بينايي نيز به دليل کار زياد با رايانه از قبيل سرخي و سوزش و آبريزش چشم که به کاهش قدرت بينايي، خستگي و سردرد منجر مي شود. چشم هاي انسان قادر است برروي اشياي دور و نزديک متمرکز شوند که اين کار بايد به تناوب در طول بيداري فرد تکرار شود ولي از آنجايي که کاربران براي کار با صفحه نمايش مجبور هستند اغلب اوقات به نزديک خيره شوند، قدرت تطابق را به مرور از دست مي دهند. کار مداوم با رايانه خطرات ديگري نيز به همراه دارد که ابعاد آن به درستي شناخته شده نيست، مانند: خطر انتشار امواج الکترواستاتيک، خطر انتشار امواج نوري و تشعشعات، خطر انتشار گازهاي سمي ناشي از گرم شدن قطعات رايانه و... براي مبارزه با اين مشکلات علم نويني در دنيا مطرح شده است که به ارگونومي(Ergonomy) يا کارپژوهي جهت استفاده بهينه از ماشين در جوامع انسان محور تاکيد دارد.
- انزواي الکترونيک: فردگرايي از ديگر آسيب هاي زندگي الکترونيکي است که در بطن خود به تدريج ايجاد حصاري براي فرد خواهد کرد که گريز از آن به سادگي ميسر نخواهد بود. زندگي الکترونيک خاصيت بي نيازي را در آدم ها افزايش و در عوض تعامل طبيعي در روابط اجتماعي را به شدت خواهد کاست. تنهايي ناشي از طبيعت کار با وسايل و ابزار الکترونيک از جمله رايانه که دنياي خصوصي و يا مجازي را به ارمغان مي آورد، افراد جامعه را هر چه بيشتر به کام خود کشيده و اثرات زيانبار و عميقي را برجاي خواهد نهاد که ابعاد آن به روشني قابل تبيين نيست. انسان موجودي است اجتماعي که به طور حتم هر آنچه که به اين خصيصه لطمه وارد کند بخشي از ابعاد شکوفايي اش را در چرخه زندگي طبيعي(Cycle life) با مشکل مواجه خواهد ساخت. جذابيت دنياي مجازي به قدري است که پس از مدتي کاربران زندگي الکترونيک، مصاحبت با ديگران را تحمل نکرده و مانند فرد معتادي که همواره به سوي همدم و مخدر خود کشيده مي شود در اولين فرصت به سراغ فرديت و ابزار الکترونيکي خود خواهد رفت. در اين حالت تنها ارتباطات مجازي از طريق امواج است که بر ارتباطات فردفرد جامعه سايه افکنده و به تدريج طبيعت آدميان را معيوب خواهد ساخت. براي نمونه به روابط والدين و فرزندان که جز» اولين قربانيان زندگي الکترونيک هستند مي توان اشاره کرد. در دنياي الکترونيک کانون خانواده شديدا آسيب ديده و اعضاي آن از بسياري منافع طبيعي که نتيجه تعامل هاي منطقي آن است محروم مي شوند که صدالبته دامنه هاي آن فراتر از روابط والدين و فرزندان رفته و حتي روابط زناشويي را مورد مخاطره و هدف قرار مي دهد. فردمحوري با سنگ بناي ديجيتالي و مدرن با شدت هرچه تمامتر در حال گسترش است.
- بمباران اطلاعات الکترونيک: با آمدن اينترنت که به تعبيري همه چيز را به شکل الکترونيک در اختيار کاربرانش قرار مي دهد و چندين رسانه را به صورت مجتمع در خود گرد آورده است، به شکلي بسيار آرام و خزنده کاربران را دچار خستگي و يا بعبارت بهتر گرفتار سرسام الکترونيک خواهد کرد. ميليون ها سايت و ميلياردها وبلاگ و تريليون ها صفحات اينترنتي و موضوعات گوناگون به يکباره در کمين کاربر نشسته و با اشاره اي ده ها صفحه حاوي انواع اطلاعات راست و دروغ به سمت استفاده کننده هجوم مي آورند. قدرت پردازش و تجزيه و تحليل آدمي به هر ميزاني که باشد از چنبره اين پديده رهايي نداشته و در آن واحد صدها و هزاران اشاره(hint) او را بسوي خود فرا مي خواند. بدين شکل انسان ها تبديل به موجوداتي خواهند شد که از يک سو با گستره و انبوهي از اطلاعات مواجه شده و از سويي ديگر اجازه و امکان تفکر و تعمق و بالطبع پردازش را نخواهند يافت که عارضه طبيعي آن دل نگراني(stress) و خستگي الکترونيک است.
- خشونت الکترونيک: از جمله غرايز بشري که مانند ساير غرايز در ساختار آدمي نهادينه است، غريزه خشونت است که در اثر ترغيب و رشد دادن آن، انسان را به هيولايي غيرقابل پيش بيني و خارج از تصور تبديل خواهد کرد. گذشته از ترويج خشونت در رسانه هاي ماهواره اي و تلويزيوني، هم اکنون ده ها هزار سايت برروي اينترنت به انحاي مختلف تبليغ خشونت مي نمايند تا از اين رهگذر به اهداف مادي خود که ساليانه بالغ بر ميليارد ها دلار است دست يابند. براساس تحقيقي که توسط يونسکو درسال 1998 انجام شد مشخص شد که 88درصد کودکان و نوجوانان، شخصيت آرنولد شوارتزنگر را به سبب ايفاي نقش اش در فيلم ترميناتور که مملو از صحنه هاي خشن است مي شناسند. نکته جالب ديگري که تحقيق يونسکو بدان اشاره مي کند آن است که نيمي از خشونت هاي به تصوير کشيده شده در بازي هاي رايانه اي توسط نقش هاي مثبت اين بازي ها رخ مي دهد. اين عمل با وجاهت بخشيدن به خشونت و به نوعي تشويق مخاطب به خشونت، زمينه هاي بروز نگرش ها و رفتارهاي خشونت آميز در کودکان و نوجوانان را فراهم مي سازد. بسيار بديهي است که صحنه هاي خشن در فيلم هاي تلويزيوني، سينمايي و بازي هاي رايانه اي، عملکرد مغز کودکان را تحت تاثير قرار مي دهد که منجر به تغييرات رفتاري خاصي در آنها خواهد شد.
- پورنوگرافي الکترونيک: دستيابي به تصاوير و فيلم هاي غيراخلاقي به خصوص براي کودکان و جوانان در بزرگراه اطلاعاتي يا اينترنت از مباحث بسيار جدي و نگران کننده اي است که خانواده ها و ساير اقشار فرهنگي و فرهيخته جوامع را به چالش کشيده است. اين موارد ضدفرهنگي و ضداخلاقي الکترونيک که تنها در اينترنت شامل ده ها ميليون صفحات الکترونيکي است، کانون خانواده ها و در راس آن کودکان و جوانان را هدف خود قرار داده است.
- اعتياد الکترونيک: تحقيقات و آمار نشان مي دهد که الگوهاي رفتاري اعتيادگونه در بين کاربران دائمي اينترنت وجود داشته و بي وقفه بر تعداد آنها افزوده مي شود. نگران کننده ترين جنبه اعتياد به اينترنت، آسيب ديدن کودکان و نوجوانان است که آنها را با ايجاد جذابيت گوناگون در کام خود فرومي برند. بدين ترتيب کودکان و نوجوانان براحتي بسوي بازي هاي چندنفره(Games Group) و حتي بخش هاي مبتذل آن کشيده مي شوند. اعتياد به اينترنت ساعت هاي بسيار زيادي از طول شب و روز اين قبيل افراد را به باد نيستي داده و آنها را به ولگردي الکترونيک و گشت و گذارهاي بي هدف(Surface) مي کشاند. کارشناسان استفاده غيرطبيعي از اينترنت را اصطلاحا اعتياد به اينترنت مي نامند. علت اعتياد به اينترنت در بسياري از اين افراد، دستيابي به راهي براي سرکوبي اضطراب ها و تنش هاي زندگي است. به گفته پژوهشگران درصد اعتياد به اينترنت در افراد منزوي و همچنين افرادي که در ارتباط هاي اجتماعي و بين فردي خود مشکل دارند بيش از سايرين ديده مي شود. برخي از علائم شناخته شده اين اختلالات به شرح زير هستند:استفاده از کامپيوتر براي خوشگذراني، شادي يا وقت گذراني، احساس افسردگي به هنگامي که از کامپيوتر استفاده نمي کنند، صرف زمان طولاني در شبانه روز با کامپيوتر، صرف هزينه زياد براي نرم افزار و سخت افزار و فعاليت هاي مرتبط با آن بدون توجيه منطقي، بي توجهي نسبت به کار، مدرسه و خانواده. خواسته و ناخواسته جوامع بشري در آينده اي نه چندان دور شاهد خانه هاي ديجيتالي خواهند بود.
غ نتيجه: اين پديده نه قابل حذف است و نه امکان مقابله چکشي در قالب هاي رايج که منجر به پاک کردن صورت مسئله مي شود، راه حلي است اساسي. تنها بايد شرايطي فراهم شود که فرهيختگان و متخصصين آن را بشناسند، تجزيه و تحليل و آسيب شناسي کنند و آنگاه راهکارهاي انسان محور ارائه نمايند.