دیوان اشعار رویا زرین - صفحه 9
صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 789
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 88 , از مجموع 88

موضوع: دیوان اشعار رویا زرین

  1. ruya آواتار ها
    ruya
    سرپرست سایت
    Sep 2008
    53,571
    21,017
    تشکر شده : 70,223

    پیش فرض

    یکی بود

    یکی بود
    یکی نبود
    و آن که به ضرس قاطع بود
    گفت : اتفاق شود
    و اتفاق من بودم
    و بعد تر تو
    و یا نمی دانم چه
    فرق می کند
    برعکس
    یکی نبود
    و آن یکی که بود
    گفت : مهر شود
    و مهر شد
    سقف و سایه و بستر
    اجاق و مطبخ و لبخند
    یکی نبود
    و آن یکی که بود گفت شک بشود
    و بعد شک از بعیدترین دریچه آفتابی شد
    یکی نبود
    و آنیکی
    گویی که هیچ
    نبوده باشد
    احتمالا گفت کینه شود
    و دود شد
    اجاق و مطبخ و لبخند
    و بعد تر زمین
    که دهکده است
    بودم بیمه نامه ی سوء تفاهم و سرقت و سلاخ
    سپس
    یکی که بود و نبودش
    گفت : باران شود
    و به این قلم قسم که باران شد
    و ما هنوز خیس
    گریه نبودیم
    که گفت : بازی تمام شود
    و شاید هنوز نگفته بود
    که رنگین کمان پلی
    از دو سوی دهکده رویید



    هیچــگاه ادعـای خاص بودن نکردم ،
    اما خــاص بودن عشقتو
    مرا هـــم خاص کرد ..




    #81 ارسال شده در تاريخ 12th February 2011 در ساعت 18:36

  2. یک کاربر از این پست تشکر کرده است :


  3. رومی آواتار ها
    رومی
    عضو افتخاری
    Jul 2010
    5,337
    14,935
    تشکر شده : 12,295

    پیش فرض

    • دنیا دو کلمه است

    (کلمات متضاد
    کلمات هم خانواده)
    و تو بیرون پرانتز ایستاده ای محبوب من
    تا کلمات هم خانواده خانه تکانی کنند
    تا کلمات متضاد به خانه برگردند
    و دنیا کلمه ای شود
    خانواده ای دور میز شام :
    پدری که خمیازه نمی کشد
    مادری با ناخن های نقره
    و ملاقه ای که عدالت را بلد است.
    خدا آدمای بد رو « بدتر » دوست داره ...


    #82 ارسال شده در تاريخ 17th July 2011 در ساعت 02:40

  4. رومی آواتار ها
    رومی
    عضو افتخاری
    Jul 2010
    5,337
    14,935
    تشکر شده : 12,295

    پیش فرض

    • نشست

    و مثل مرگ نگاه روشنی داشت
    چشم های آدم از نمی دانم است که بسته می شود که بازمی شود
    و ماه می رود پشت تنها پنجره ای که نیست
    ناخن های آدم از نمی دانم است
    که اعماق ریشه را حدس می زنند
    برادران جان آدم از نمی دانم است که نفس می کشند
    نشست
    و مثل تمام اهالی غرق ذهان روشنش را بست.
    خدا آدمای بد رو « بدتر » دوست داره ...


    #83 ارسال شده در تاريخ 17th July 2011 در ساعت 02:40

  5. رومی آواتار ها
    رومی
    عضو افتخاری
    Jul 2010
    5,337
    14,935
    تشکر شده : 12,295

    پیش فرض

    می فهمی پسرم؟
    این روز ها درک گلوی خشک مردی که در می زند
    "من امشب امدستم وام بگذارم "است که سنگینی می کند توی بطن چپ ام
    می فهمی؟
    تو نه پسرم همین که شرمسار خودم نباشم

    زمین کوچکی ست

    ونیمی از ما همیشه تاریکیم
    جهان کوچکی ست ومرگ یک تنه ایستاده است
    و مرگ برابرمان می کند

    می فهمی ؟

    دلیل دوستت دارم است پسرم
    همین که سعی می کنم
    گلوله اگر هست
    خشمی نهفته در گلوله اگر هست
    سنگ نباشم
    خدا آدمای بد رو « بدتر » دوست داره ...


    #84 ارسال شده در تاريخ 17th July 2011 در ساعت 02:47

  6. رومی آواتار ها
    رومی
    عضو افتخاری
    Jul 2010
    5,337
    14,935
    تشکر شده : 12,295

    پیش فرض

    خیلی‌ها رفتند

    خیلی‌ها برنگشتند
    و خیلی‌ها هنوز دلتنگ خیلی‌های دیگرند

    من اما ربطی به هیچ‌کدام‌شان ندارم


    چمدان کوچکی دارم که خیلی بزرگ است


    وقتی آدم عکس دو نفره‌ای ندارد...
    خدا آدمای بد رو « بدتر » دوست داره ...


    #85 ارسال شده در تاريخ 17th July 2011 در ساعت 02:50

  7. ruya آواتار ها
    ruya
    سرپرست سایت
    Sep 2008
    53,571
    21,017
    تشکر شده : 70,223

    پیش فرض


    رویا زرین شاعر ایرانی است که چند کتاب شعر تا به حال در ایران منتشر کرده است. وی با کتاب می‌خواهم بچه‌هایم را قورت بدهم برنده نخستین دوره جایزه شعر زنان ایران شد.


    هیچــگاه ادعـای خاص بودن نکردم ،
    اما خــاص بودن عشقتو
    مرا هـــم خاص کرد ..




    #86 ارسال شده در تاريخ 26th April 2014 در ساعت 19:12

  8. ruya آواتار ها
    ruya
    سرپرست سایت
    Sep 2008
    53,571
    21,017
    تشکر شده : 70,223

    پیش فرض

    برایت از غربتی
    نوشته ام
    که جهانی است
    و تا چشم کار می کند از پرده ی اشکی نوشته ام
    که پوشانده تمام کوچه های
    مجاوری
    که ختم به خاکستری خوابگاه غروب است
    برایم نوشته ای
    اصلا
    به جای حفظ این همه قانون
    گوشواره های بدل بیاویز و
    سایه ی فیروزه ای بزن
    و گوشه ی لبهات
    برای مزمزه ، چند قطعه جاز سبک تر از کاه و
    فقط شبیه خودت که نباشی
    دیگر نه غربتی ست
    و نه بغض قرمزی
    که ماسیده روی سفیدی چشمت


    هیچــگاه ادعـای خاص بودن نکردم ،
    اما خــاص بودن عشقتو
    مرا هـــم خاص کرد ..




    #87 ارسال شده در تاريخ 26th April 2014 در ساعت 19:13

  9. ruya آواتار ها
    ruya
    سرپرست سایت
    Sep 2008
    53,571
    21,017
    تشکر شده : 70,223

    پیش فرض

    برایت از غربتی
    نوشته ام
    که جهانی است
    و تا چشم کار می کند از پرده ی اشکی نوشته ام
    که پوشانده تمام کوچه های
    مجاوری
    که ختم به خاکستری خوابگاه غروب است
    برایم نوشته ای
    اصلا
    به جای حفظ این همه قانون
    گوشواره های بدل بیاویز و
    سایه ی فیروزه ای بزن
    و گوشه ی لبهات
    برای مزمزه ، چند قطعه جاز سبک تر از کاه و
    فقط شبیه خودت که نباشی
    دیگر نه غربتی ست
    و نه بغض قرمزی
    که ماسیده روی سفیدی چشمت


    هیچــگاه ادعـای خاص بودن نکردم ،
    اما خــاص بودن عشقتو
    مرا هـــم خاص کرد ..




    #88 ارسال شده در تاريخ 30th August 2015 در ساعت 09:45

صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 789

موضوعات مشابه

  1. دیوان اشعار پروین اعتصامی
    توسط ruya در انجمن دیوان اشعار
    پاسخ ها: 336
    آخرين نوشته: 23rd February 2012, 20:00
  2. داستانهای شاهنامه/12/هفت خوان رستم
    توسط ruya در انجمن داستانهاي شاهنامه
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: 14th April 2009, 20:15
  3. معرفی چند کتاب الکترونیکی دیوان اشعار شاعران معروف
    توسط Admin در انجمن ادبیات و زبان فارسی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: 16th July 2008, 00:52

علاقه مندی ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •