وقتی فرهنگ یک جامعه در قالب جسم می آید، تمدن آن جامعه شکل می گیرد. (در واقع تمدن یک جامعه، کالبد فرهنگ آن جامعه است.) بنابراین معماری، یکی از وظایفش، تمدن سازی می باشد. البته روشن است که رابطه بین فرهنگ و معماری یک رابطه دوسویه است. چه، گاه معماری از فرهنگ رایج در جامعه تاثیر می گیرد و گاهی هم خود، سرچشمه زاینده فرهنگ می شود. باغايرانيپديدهايفرهنگي،تاريخي، كالبديدر سرزمينايراناستو معمولابهصورتمحدودهايمحصوركهدر آنگياه،آبو ابنيهدرنظاممعماريمشخصيباهمتلفيقميشوندومحيطيمطلوب،ايمنو آسودهبرايانسانبهوجودميآورد،ساختهميشود .دردائرةالمعارفاسلاميدر توضيحواژهباغآمده : محوطه هايغالباًمحصور،ساختهانسانبابهرهگيريازگلوگياهودرختوآب وبناهايويژهكهبرقواعدهندسيوباورهامبتنياست (دائرةالمعارفاسلامي، 1381: 206). باغ ایرانی دارای رویکردهای مختلفی است که من جمله آنان رویکردهایی مانند باغپيوند فرخندهزيباييوسودمندي، محلتجمعوگفتگو و نمادفرهنگيوقدرتسياسي می باشد (شاهچراغي، 1387 ، 101). محيطباغايرانيبهطورهمزمانبههمهحواسپنجگانهانسانميپردازد،همبهتجربهمستقيمانساندرميآيدوهمبهطور همزمانباشندهدرباغرابهسطحيانتزاعيونمادينازمفاهيمومعانيهدايتميكند.امادرحقيقتاينخودِانساناستكه در شكلدادنبهمحيطمساعدومطلوب،دخالتدارد (میرفندرسکی،1383 ، 10) .قصه های ایرانی یكی از كهن ترین نمونه های اصیل تفكر و تخیل مردم این سرزمین و نشان دهنده كیفیت زندگی و مباحث ذهنی و شادی و اندوه این قوم به شمار می آید. مردم این مرز و بوم، از روزگاران بسیار دور پندارها، باورها، افكار، آرزوها و تجربه های خود را در قالب قصه ریخته و آن را مانند گوهری نایاب و عزیز به مرور تراش داده اند و سطوحی بر آن افزوده و اجزایی از آن كاسته اند تا سرانجام به شكلی زیبا و تحسین انگیز در آمده و به دست ما رسیده است كه هر كدام از آن ها در عین سادگی و صفای بی پیرایه چنان لطیف و دلكش است كه خواننده و شنونده را بی اختیار مجذوب می سازد.